معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزشهای غیرحضوری
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


درباره پايگاه

این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.



قرآن آنلاین

قرآن آنلاین




لحظه شمار غیبت امام زمان





ذکر روز

ذکر روزهای هفته



اوقات شرعی

اوقات شرعی




پخش زنده حــــــرم

پخش زنده حرم




  نگاهی به سبک زندگي رزمندگان و شهداي دفاع مقدس   ...

چکیده تحقیق:

-­ سبک زندگي شيوه‌­هاي رفتار، لباس پوشیدن، سخن گفتن، اندیشیدن و نگرش­‌هایی است که مشخص ­کننده گروه‌های منزلتي متفاوت است.

-­ در دنياي مدرن ثروت و مصرف مهم­ترین عامل کسب منزلت است.

-­ شهدا ورزمندگان با افتخار به گمنامي و خدمت بي­‌منت و با تاسي به سيد و سالار شهيدان سبکي متفاوت از زندگي را فراروي بشر قرار دادند.

-­ دفاع مقدس چشمه­‌ای است که از قله کربلا جاری شد و فرهنگ عاشورايي عنصر کانوني سبک زندگي شهدا و رزمندگان است.

_ بصیرت­‌بخشی، عدالت‌­طلبی، دنياگريزي و ساده­‌زيستي، مسئوليت و ولايت­‌پذيري، استقلال‌­گرايي، شهادت‌­طلبي، پاسداری از نظام و امر به معروف و نهی از منکر برخي از مولفه‌­هاي سبک زندگي شهدا و رزمندگان دفاع مقدس است.

رزمندگان و شهدای والا مقام با ارائه سبک زندگی متاثر از مکتب حسینی(ع) بالاترین خدمت را به جامعه اسلامی ارائه کرده‌­اند. آنان از عزیزترین و بالاترین موهبت الهی یعنی جان خود، دست شسته و آن را آگاهانه تقدیم به اسلام نمودند. در این مقاله تلاش مي­‌شود تا ابعادي از سبک زندگي جهادگران دفاع مقدس با نگاه به آثار، نوشته‌ها و خاطرات و وصایای رزمندگان و شهداء مورد بررسی قرار گيرد. سپس مهم­ترین مصادیق سبک زندگی ایشان از جمله بصیرت­بخشی، عدالتّ‌­طلبی، دنياگريزي و ساده­‌زيستي، مسئوليت و ولايت‌­پذيري، استقلال­‌گرايي، شهادت‌­طلبي، پاسداری از نظام و امر به معروف و نهی از منکر، استخراج و معرفی شود. رزمندگان و شهدا عالی­‌ترین مظهر ارائه­‌کننده سبک زندگی الهی - اسلامی بوده‌­اند و شيوه زندگي آنها براي راهيان نور همواره چراغ راه است. در ادامه نگاهی داریم به سبک زندگی رزمندگان و شهدای دفاع مقدس

>> سبک زندگی شهداء

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, دفاع مقدس, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-31] [ 11:45:00 ق.ظ ]





  آیا امر به معروف و نهی از منکر با اصل آزادی افراد در تعارض است؟   ...

 

* شبهه

امر به معروف و نهي از منكر با اصل آزادي افراد در تعارض است!

* پاسخ

نقد و بررسي:

اين دو فريضه از مهم‏ترين فرايض ديني است كه عقل نيز بر وجوب آن حكم مي‏كند. اهميت اين دو اصل در اسلام تا جايي است كه اميرالمؤمنين‏عليه السلام آن را بالاتر از جهاد و والاتر از همه‏ي اعمال نيك مي‏داند؛ چنان‏که فرمود: “همه‏ي اعمال نيك و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منكر همانند قطره‏اي در برابر درياست"(1).

 رمز و راز اين اهتمام در اين نهفته است كه انسان بالطبع اجتماعي است و سرنوشت افراد جامعه به هم پيوند دارد. زندگي در جمع، آثار و بركاتي براي افراد بشر دارد و شايد اين مزايا او را وادار كرده تا تن به زندگي اجتماعي بدهد؛ از سوي ديگر، لازمه‏ي زندگي در جمع، پذيرش محدوديت‏هايي است كه انسان‏ها آگاهانه آن را قبول كرده‏اند.

 از آن‏جا كه در زندگي جمعي سرنوشت افراد به هم مربوط است و به قول معروف، افراد در سرنوشت يكديگر اثر دارند، حق نظارت در اعمال ديگران، حق طبيعي و از آثار زندگي اجتماعي است.

 به بيان ديگر، در جامعه، هر ضرر فردي امكان اين را دارد كه به صورت يك “زيان اجتماعي” در آيد؛ زيرا با توجه به پيوندهاي اجتماعي، هيچ گناه و انحرافي در نقطه‏ي خاصّي محدود نخواهد ماند؛ بلكه هر چه باشد بسان آتشي ممكن است به نقاط ديگر سرايت كند؛ يعني انحراف يك فرد، علاوه بر اين كه به خود وي ضرر مي‏زند، جامعه نيز از رفتار انحرافي او زيان‏مند مي‏شود. براي توضيح بهتر به اين نكته توجه كنيد: هنگامي كه در جامعه، فردي به مرض مسري همانند وبا و طاعون و ايدز گرفتار مي‏شود، براي پيش‏گيري از شيوع بيماري، فرد مبتلا را فورا از ديگران جدا مي‏كنند و تحت معالجه قرار مي‏دهند و اقدام به نابودي ميكروب‏هاي آن مرض مي‏نمايند و عقل نيز اين كار را مي‏ستايد و بر لزوم آن حكم مي‏كند. مرض‏هاي روحي و انحرافات اخلاقي نيز به همين منوال است؛ اگر جامعه در برابر آن قرار نگيرد و براي نابودي آن تلاش نكند، به تدريج گسترش يافته و در نهايت سقوط و فساد جامعه را به دنبال خواهد داشت. به همين دليل، عقل و منطق به افراد جامعه اجازه مي‏دهد كه در پاك نگه‏داشتن محيط زيست خود تلاش نمايند.

 از پيامبر گرامي اسلام نقل شده كه فرمودند: “فرد گنه‏كار در جامعه همانند كسي است كه با جمعي سوار كشتي شود و به هنگامي كه در وسط دريا قرار گيرد، تبري برداشته و به سوراخ كردن موضعي كه در آن نشسته است بپردازد؛ هرگاه به او اعتراض كنند، در جواب بگويد من در سهم خودم تصرف مي‏كنم و اگر ديگران او را از اين عمل بازندارند، طولي نمي‏كشد كه آب دريا به داخل كشتي نفوذ كرده و يك‏باره همگي در دريا غرق خواهند شد"(2).

 پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله با اين تمثيل جالب، منطقي و عقلي بودن وظيفه‏ي امر به معروف و نهي از منكر را مجسم ساخته و حق نظارت فرد بر اجتماع را يك حق طبيعي كه ناشي از پيوند سرنوشت‏ها است مي‏داند؛ بنا بر اين انجام اين فريضه‏ي الهي و عقلي نه تنها معارض و مزاحم آزادي‏هاي فردي نيست، بلكه وظيفه‏اي است كه افراد در برابر يكديگر دارند. علاوه بر اين، اسلام چون استكمال معنوي انسان را جز از مسير اختيار قابل وصول نمي‏داند بيش از هر مكتب حقوقي - سياسي ديگر بر “آزادي‏هاي قانوني و حقوقي انسان‏ها” تأكيد مي‏ورزد و آن را يكي از مباني حقوق خود مي‏داند؛ امّا آزادي حد و حدودي دارد و اگر كسي بخواهد از آن سوء استفاده كند، طبعاً جامعه در برابر او مي‏ايستد و اين يكي از اين حدود امر به معروف و نهي از منكر است.

 به گفته‏ي يكي از بزرگان، “آن چه اين آزادي را محدود مي‏كند، فقط مصالح مادّي و معنوي جامعه است و اين بدان معناست كه هر فرد، تا زماني كه به مصالح جامعه زيان نرساند، از لحاظ حقوقي و قانوني آزاد است و اين آزادي حقوقي و قانوني، البته با مسئوليت الهي و اخروي منافات ندارد. اين اصل بايد در همه‏ي شئون جامعه (سياست، اقتصاد، تعليم و تربيت و…) رعايت شود"(3). اين همان آزادي در چارچوب قوانين اجتماعي صحيح است. از آن‏جا كه همه‏ي افراد جامعه حق دارند استكمال يابند، نبايد گذاشت كه عمل ناپسندي علناً و در حضور ديگران انجام بگيرد و اثرات سوء و نامطلوب بر اذهان و نفوس آنان بر جاي بگذارد؛ در نتيجه امر به معروف و نهي از منكر نه تنها با آزادي افراد در تعارض نيست، بلكه در راستاي تأمين آزادي آنان است.

 

پي‌نوشت‌ها:

1) نهج‏البلاغه، تحقيق فيض‏الاسلام، ص 1263، حكمت 366

2) ناصر مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 3، ص 50

3) استاد محمدتقي مصباح يزدي، جزوه‏ي حقوق و سياست، ص 2007   

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:05:00 ق.ظ ]





  ده ویژگی امام حسین (ع) از زبان حضرت مهدی(عج)   ...

رحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ «نفس المهموم» عباراتی از زیارتنامه سیدالشهدا(علیه السلام) می‌آورد که در انتساب آن به حضرت مهدی(عج) تردید ندارد؛ در این زیارتنامه 10 ویژگی برای امام حسین(علیه السلام) بیان شده است..


برای شناخت ماهیت وجودی هر شخصی، باید به نزدیک‌ترین کسان او رجوع کرد و با شنیدن گفته‌هایی که در آن تنها صدق گفتار مشاهده می‌شود، می‌توان افراد شناخت. بر همین اساس، پناه بردن به کلام معصومین(علیهم السلام) بهترین مرجع و منبع برای شناخت امامان معصوم(علیهم السلام) است.

امام حسین (علیه السلام) نیز به دلیل اثرگذاری خاصی که در مکتب شیعه دارد، و چگونگی زندگی، قیام و شهادتی که داشت، بسیار مورد سؤال امامان بعد از خود قرار گرفت تا شناخت شیعیان از امام سوم خود، بیشتر شود و هر یک از اولاد معصوم ایشان نیز به دنبال ارائه بهترین توصیف در باره شخصیت نورانی سیدالشهدا(علیه السلام) بودند. در این نوشتار به صورت خلاصه، اظهارات حضرت ولی عصر(عج) در باره جد شهیدشان برای بازشناسی شخصیت امام حسین (علیه السلام) ارائه شود.

از بهترین توصیفاتی که راجع به حضرت امام حسین (علیه السلام) شده، زیارتنامه‌ای است منسوب به حضرت ولی عصر(عج). مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ خود «نفس المهموم» عباراتی از این زیارت را بدون هیچ تردیدی به حضرت مهدی(عج) نسبت می‌دهد، آنجا که امام مهدی(عج) می فرماید:

«کُنتُ لِلرَّسُولِ وّلَداً و لِلقُرآن سَنَداً وَ للاُمَّة عَضُداً وَ فِی الّاعَهة مُجتَهِداً حافِظاَ لِلعَهد وَ المیثاق ناکِباَ عَن سُبُلِ الفُسّاق تَناوه تأوه المَجهُود طَوِیل الرُکُوع وَ السُّجُود زاهِداَ فِی الدُّنیا ژُهدَ الرّاحِل عَنها ناظِراَ بِعَین المُستَوحِشِینَ مِنها»؛ تو ای حسین! برای رسول خدا فرزند و برای قرآن سند و برای امت بازویی بودی، در طاعت خدا تلاش‌گر و نسبت به عهد و پیمان حافظ و مراقب بودی، از راه فاسقان سر بر می‌تافتی، آه می‌کشیدی، آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده، رکوع و سجود تو طولانی بود، زاهد و پارسای در دنیا بودی، زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت برکنده است، با دیده وحشت‌زدگان بدان نگاه می‌کردی.
او سند و پشتوانه قرآن بود. قرآن، با اتکا به وجود مقدس امام حسین(علیه السلام)، در جهان استقرار و گسترش یافت و هر آنچه را که قرآن کریم، در قالب الفا1 بیان فرموده در وجود مطهر حسین(علیه السلام) رؤیت و مشاهده می‌شود

حضرت مهدی(عج) در این عبارات، جد بزرگوار خویش را با 10 عنوان توصیف می‌کند:

1. امام حسین(علیه السلام)، فرزند سول خدا (صلی الله علیه وآله) بود، او نواده پیامبر اکرم به شمار می‌رفت، و رسول خدا او را فرزند خویشتن می‌خواند.

2. او سند و پشتوانه قرآن بود. قرآن، با اتکا به وجود مقدس امام حسین(علیه السلام)، در جهان استقرار و گسترش یافت و هر آنچه را که قرآن کریم، در قالب الفاظ بیان فرموده در وجود مطهر حسین(علیه السلام) رؤیت و مشاهده می‌شود.

3. آن حضرت بازوی امت بود، امت اسلامی با وجود حضرت حسین(علیه السلام) دارای بازویی پر توان و قدرتمند بوده و هست و به همین دلیل می‌تواند همه قدرت‌های ضد خدایی را در هم بشکند و نابود سازد.

4. امام حسین(علیه السلام) در راه اطاعت پروردگار، سخت کوش و تلاشگر بود. دعا، نیایش، ابتهال، نماز و مناجات شبانه وی در تاریخ، ضبط شده و خود مایه اعجاب آدمی است.

5. آن بزرگوار نگهدار عهد و میثاق بود. عهد و پیمان با خداوند یا با مردم را هرگز نقض نکرد و ثابت و استوار روی پیمان خویشتن می‌ماند و وفا می‌کرد.

6. او از راه و روش فاسقان و فاجران رویگردان بود. هرگز روی به آنان نیاورد و تمایل به سوی آنان نکرد و چطور ممکن است کسی که فناء‌فی‌الله پیدا کرده به مخالفان فرمان پروردگار روی بیاورد و به آنان تمایل پیدا کند؟!

7. امام حسین (علیه السلام) دردمندانه آه می‌کشید، چون ناله کسی که سخت به رنج و زحمت افتاده و بار سنگینی از غصه و اندوه در دل دارد و در سینه‌اش جراحتی التیام‌ناپذیر است.
سیدالشهداء (علیه السلام) نسبت به دنیا زاهد، بی‌رغبت و بی‌علاقه بود دنیا در نظر مبارک و خدابین آن حضرت، جلوه و جلا و فروغ و بهایی نداشت، چنان از دنیا اعراض کرده بود که گویا به کلی از آن برکنده شده و قدم در سرای ابدی و جهان آخرت گذاشته است

8. رکوع‌ها و سجده‌های طولانی داشت، مدت‌ها در حال رکوع و سجود می‌ماند و ذکر خدا می‌کرد. به نظر می‌رسد که این جمله، رمز شوق عمیق و ریشه‌دار آن بزرگوار به معبود و محبوب حقیقی‌اش خداوند متعال است و چون از خلوت با خدا و انس به ذات لایزال او لذت می‌برد از این رو سجده را ـ که خلوت با خداست ـ طول می‌داده و احساس خستگی نمی‌کرده است.

9. سیدالشهداء (علیه السلام) نسبت به دنیا زاهد، بی‌رغبت و بی‌علاقه بود دنیا در نظر مبارک و خدابین آن حضرت، جلوه و جلا و فروغ و بهایی نداشت، چنان از دنیا اعراض کرده بود که گویا به کلی از آن برکنده شده و قدم در سرای ابدی و جهان آخرت گذاشته است.

10. آنجا که نظر دیگران نظر خریداری و نگاه عاشقانه بود، نظر آن بزرگوار به دنیا نظر انسان وحشت‌زده بود و نگاهش، نگاه دل‌بریدگان از آن، و بالاخره او از دنیا و زرق و برق آن در فرار بود که این چیزها در چشم انسان دریادلی چون امام حسین(علیه السلام) کمترین فروغی ندارد.

منبع : گروه دین تبیان

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, حديث روز, تبليغ  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-06-27] [ 11:51:00 ق.ظ ]





  رجز "امیری حسین و نعم الامیر" از کیست؟   ...

این روزها در هیئات و مراسمات سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) رجزی را در بسیاری از مدیحه سرایی‌ها می‌شنویم که با وجود کوتاهی عبارات، مفهوم و معانی والایی را در خود جای داده است و آن عبارت “امیری حسین و نعم الامیر” از یکی یاران حسینی، شهید نوجوانی به نام «عمرو بن جناده».

همان یارانی که وقتی حسین بن علی (ع)، از همراهان خود بیعت را برداشت و فرمود؛ “راه بر شما باز است، آن‌ها در پاسخ گفتند: “الحمد لله الذی شرفنا بالقتل معک و لو کانت الدنیا باقیة و کنا فی‌ها مخلدین الآثرنا النهوظ معک علی الاقامة فی‌ها؛ خدا را سپاس که این شرافت را به ما نصیب کرد که در کنار شما به شهادت رسیم و اگر دنیا باقی باشد و ما در جاودان باشیم، قیام با شما را بر ماندن در این دنیا ترجیح می‌دهی"(1) و نیز امام فرمودند: “من یارانی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمی‌شناسم."(2)

نوجوانی که به “نقل متفاوت تاریخ 9 ساله، 11 ساله و یا ۲۱ سال"(3)(4) که بعد از کشته شدن پدرش در رکاب سید الشهدا (ع)، که “از صحابه رسول خدا (ص) و از شیعیان با اخلاص امام علی (ع) بود"(5)، به میدان رفت.

پس از شهادتِ پدرش جناده در روز عاشورا، مادرش او را امر به جهاد کرد و گفت: پسرم برو و حسین (ع) را یاری کن. او نزد امام آمد و اجازه میدان خواست. حسین (ع) اجازه نداد؛ او بار دیگر سخن خود را تکرار کرد. امام فرمود: این جوان پدرش شهید شده و شاید مادرش میدان رفتن او را خوش نداشته باشد. او گفت: ای فرزند رسول خدا، مادرم مرا امر کرده شما را یاری کنم و خود، لباس جنگ بر تنم پوشانده است. امام اجازه داد و او به میدان رفت و با خواندن رجز به دل دشمن حمله ور شد او در هنگام ورود به میدان این بیت را ترنم می‌کرد: “امیری حسین و نعم الامیر سرور فؤاد البشیر النذیرعلی و فاطمه والده و هل تعلمون له من نظیر (6). سالارم حسین است و چه نیک امیری، که نشاط دل پیامبر و مژده‌دهنده (به سعادت) و بیم‌دهنده (از انحراف و دوری از حق) است. علی و فاطمه پدر و مادر اویند و آیا مانند او کسی را می‌شناسید؟"(6)

اندکی از جنگ نگذشته بود که سر عمرو بن جناده را به طرف سپاه امام حسین(ع) افکندند. “مادر شجاعش «بحریّه» دختر «مسعود خزرجیّ» سر فرزندش را برداشت و بوسید و با همان سر به طرف دشمن حمله کرد و آن را بر سر مردی از سپاه ابن سعد کوبید. آنگاه برگشت و ستون خیمه را گرفت و در حالی که رجز می‌خواند بر دشمن حمله کرد. پس از آن عمود خیمه را به سوی دشمن پرتاب کرد که به دو نفر از آنها برخورد کرد. امام حسین (علیه السلام) وی را به خیمه بازگرداند.” (7)

و این گونه است که می‌بینیم به هنگام دفاع از حق و جهاد برای کسب عزّت و شرف و جلب رضای خدا، زن و مرد، نوجوان و پیرمرد یکسانند، همه به میدان می‌آیند و هر کدام به نوبه خود، وظیفه خود را ایفا می‌کند و جالب‌تر آنکه در صحنه کربلا شاهد همه این درس‌ها هستیم.

پی نوشت:
1- مقتل الحسین، مقرم، ص 59
2- الارشاد، ص 442
3-مقرم، مقتل الحسین علیه‌السلام، ج۱، ص۲۵۳
4- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۲، ص۳
5- محلاتی، رسول، زندگانی امام حسین علیه‌السلام، ج۱، ص۴۵۲- ۴۵۳
6- مناقب آل ابی‌طالب، ج 4، ص 104
7- بحارالانوار، ج 45، ص 28 و ابصار العین، ص 94

منابع:
مقتل الحسین خوارزمی ج2
بیانات حجت الاسلام علوی تهرانی
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:45:00 ق.ظ ]





  حواسمان باشد سیّد‌الشّهداء برای ما تکراری نشود   ...


ما نسبت به امام حسین علیه‌السّلام خسران‌زده هستیم، چون دائم در محضر او هستیم. هر شب جمعه، این روزی ما است که یاد ایشان می‌کنیم، ولی این مسئله تبدیل به حجاب برای ما شده است.

سید الشهدا

گاهی انسان، بزرگی از اولیای خدا را چون راحت می‌بیند قدر او را نمی‌داند، کما این‌که یاران اهل بیت علیهم السّلام در زمان حضور اهل بیت خیلی قدر آن‌ها را نمی‌دانستند. حتّی می‌گوید با آقا به خزینه رفتیم، آن هیبتی که برای ما دارند اصلاً برای آن‌ها قابل فهم نبود.

ما نسبت به سیّد الشّهداء علیه السّلام در حجاب هستیم، یعنی از غریب‌ترین ائمّه‌ای که ما او را نمی‌شناسیم امام حسین علیه السّلام است. چرا؟ چون سفره‌ی او باز است، درِ خانه‌ی او باز است، آن‌هایی که هیئتی نیستند ده شب در سال سر سفره‌ی امام حسین هستند. روزی همه نیست سر سفره‌ی امام هادی علیه السّلام باشند، سر سفره‌ی امام عسکری روحی له الفداه باشند، سر سفره‌ی امام سجّاد علیه السّلام باشند. لذا امام حسین علیه السّلام شناخته نشده است.

تربت حسین(ع) حجاب‌ها را از بین می‌برد
ائمّه برای پیشرفت معنوی خود نیز به او متوسّل بودند. می‌گوید امام صادق سلام الله علیه را دیدم، دیدم حضرت یک کیسه‌ی زردی دارد خیلی مواظب آن است. گفتم: آقا شما خاندان کرم هستید، مگر در این کیسه چه چیزی دارید که این‌قدر مراقب هستید؟ طلا دارید؟ الماس دارید؟ شما داشته باشید که می‌دهید، ما ندیده‌ایم شما در جایی این‌قدر مواظب کیسه‌ی پول خود باشید. گفتم: این چیست که شما این‌قدر مراقب آن هستید؟ فرمود: «فِیهَا تُرْبَهُ أَبِی عَبْدِ اللَّه‏‏».[1]

گفت: چرا این‌قدر به آن اهتمام دارید؟ فرمود: نمی‌خواهم اثر آن از بین برود، کسی آن را نبرد، «السُّجُودُ عَلَى تُرْبَهِ الْحُسَیْنِ عَلَیهِ السَّلَام یَخْرِقُ الْحُجُبَ السَّبْعَ»، چرا که هر حجاب بین بنده و خالق وجود دارد سجده بر تربت او از بین می‌برد، حائل‌های بین بنده و مولا را سجده بر تربت او از بین می‌برد. نه جسم او، نه روح او، نه شخصیّت او، تربتی که کیلومترها فاصله دارد.

فرصتی که می‌تواند زُهیر تربیت کند
این‌قدر که ابا عبد الله علیه السّلام ما را در خیمه‌ی خود راه داده توجّه نمی‌کنیم فرصت لحظاتی نفس کشیدن در خیمه‌ی او می‌تواند زهیر درست کند. اگر کسی به خیمه می‌آید و برمی‌گردد و اتّفاقی نمی‌افتد چون با انگیزه نمی‌آید، با هدف نمی‌آید، قرار نیست تغییر کند. می‌آید لذّت می‌برد، ثواب می‌برد.

حسین(ع) امید اهل‌بیت است
این‌قدر که سیّد الشّهداء علیه السّلام اجازه داده روضه‌ی او را بخوانیم حواس ما نیست او چه کسی است، او امید اهل بیت است، امید ائمّه‌ی ما است. ائمّه‌ی ما خود را خرج کردند بلندگوی دستگاه سیّد الشّهداء علیه السّلام باشند. روضه‌خوان و مدّاح و کسی که گریه می‌کند رحم کند، قدر بدانند.

اهل جنّت بر حسین(ع)گریه می‌کنند
در روایات ما هست حزن در بهشت نیست، ولی در روایات ما هست که «السَّلَامُ عَلَی مَن بَکَی عَلَیهِ أَهلُ الجَنَّه»، سلام بر تو که اهل جنّت بر تو گریه می‌کنند. من این‌طور می‌فهمم که گریه بر ابا عبد الله الحسین علیه السّلام از نعمات بهشتی است. چون اگر این نعمت بهشتی نبود در بهشت از آن خبری نبود. «یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا»[2] هست.

نمی‌خواهم حسینم به دنیا بیاید
خدا آن روزی را نیاورد که ما روضه برویم برای ما عادی شود.صدّیقه‌ی طاهره سلام الله علیها وقتی به مولای ما، ارباب ما، سیّد الشّهداء باردار شدند روایات آن فراوان است، سیّد انبیا آمد و فرمود: این پسر را می‌کشند. وقتی پیغمبر صلّی الله علیه و آله خبر داد صدّیقه‌ی طاهره سلام الله علیها فرمود: «لَا حَاجَهَ لِی فِیهِ»،[3] نمی‌خواهم به این دنیا بیاید. این‌قدر امّت تو بی‌انصاف هستند که نمی‌خواهم بیاید. پیغمبر صلّی الله علیه و آله فرمود: هدایت امّت من وابسته به تولّد او است.

همین که پیغمبر صلّی الله علیه و آله فرمود: او را می‌کشند صدّیقه‌ی طاهره دو سؤال پرسید؛ یکی عرض کرد «مَتَى یَکُونُ ذَلِکَ»،[4] چه زمانی این اتّفاق می‌افتد؟ سیّد انبیا فرمود: آن زمانی که هیچ‌کدام ما نیستیم. سؤال دومی که معلّم انبیا، حجّت خدا بر انبیا پرسید این بود که «فَمَنْ یَبْکِی عَلَیْهِ»، چه کسی بر او گریه می‌کند؟

«مَن یَبکی عَلَیهِ» یعنی چه کسی به آن دار الشّفاء رجوع می‌کند؟ یعنی شهید می‌شود قدر او را می‌دانند؟ با گریه می‌توانند تطهیر شوند. زهرای اطهر سلام الله علیها دارد آدرس می‌دهد، این‌ها نیازی به گریه‌ی ما ندارند، گریه‌ی ما چه کاری برای آن‌ها انجام می‌دهد؟
اوّل فرمود: امّتی که بخواهند او را تشنه بکشند، لیاقت ندارند که او به دنیا بیاید. پیغمبر فرمود: هدایت امّت به او وابسته است.

و بعد اینکه «مَن یَبکی عَلَیه» یعنی آن خون نباید هدر برود، او قیام کرد برای این‌که امّت را بیدار کند، برای این‌که مردم را از جهالت بیرون بیاورد، امام صادق علیه السّلام فرمود از حیرت ضلالت بیرون بیاورد. راهی که به ما یاد داده‌اند این است، برای چه این‌قدر گفته‌اند گریه بر او ثواب دارد؟ بعضی گفته‌اند یک قطره اشک کارهای زیادی انجام می‌دهد. این قطره اشک اگر با توسّل و با توجّه باشد انسان را تطهیر می‌کند.
پی نوشت:
[1]- بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج ‏۸۲، ص ۱۵۳٫
[2]- الخصال، ج ‏۲، ص ۶۳۵٫
[3]- کامل الزیارات، ص ۵۶٫
[4]- بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج ‏۴۴، ص ۲۹۳٫

منبع:
مطلب “فرصت محرم را قدر بدانیم"؛ پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام حامد کاشانی

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 11:41:00 ق.ظ ]





  شهید دلاوری که از یاری رساندن به اباعبدالله فرار می‌کرد   ...

قصه زهیر ماجرایی درس‌آموز برای همه دور افتادگان از حریم اهل بیت است؛ چراکه اگر ائمه بخواهند با یک نظر انسان را متحول می‌کنند؛ همانگونه که از زهیر عثمانی شیعه علوی مخلص ساختند.

از شخصیت‌های برجسته کوفه بود که در روز عاشورا، افتخار یافت در رکاب حسین بن علی (ع) به شهادت برسد. وی در میدان‌های جنگ، دلاوری‌های بسیاری نشان داده بود. در سال 60 هجری (که سید الشهدا هم از مکه به قصد کوفه حرکت کرده بود) از سفر حج بر می‌گشت و دوست نداشت که با سید الشهدا برخورد کند و هم منزل شود. اما در یکی از منزلگاه‌ها به ناچار با فرود آمدن کاروان حسینی در همان منزل، با امام برخورد می‌کنند. امام کسی را نزد او فرستاد و زهیر را به ملاقات با خویش دعوت کرد؛ زهیر قصد سر باز زدن از این دیدار را داشت که همسرش به او گفت: سبحان الله؛ یازهیر، سبحان الله، پسر پیغمبر تو را می­‌خواهد، دعوتت می­کند، تو نشست‌ه­ای؟! بلند شو برو حرف­‌هایش را گوش کن، اگر می­‌توانی عمل کن، اگر هم نمی‌­توانی بگو نمی‌­توانم، برگرد بیا؛ مگر چه می­‌شود؟

تصرّف انسان برتر در نفس زهیر
حاج آقا مجتبی تهرانی درباره دیدار امام با زهیر می‌گوید:
«زهیر رفت وارد خیمه حسین علیه السلام شد، برگشتند این جوانها، کانّه تنها بود زهیر با حسین علیه السلام می­‌نویسند فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ مُسْتَبْشِراً قَدْ أَشْرَقَ وَجْهُه [1]. توقف خیلی کوتاهی کرد زهیر در خیمه حسین علیه السلام؛ اما این زهیر که آمد بیرون دیگر آن زهیری نیست که رفته بود داخل؛ آن زهیر زبون بود، صِغَر نفس داشت به تعبیر ما؛ اما این زهیر، زهیر غیور است. آمده است بیرون دیگر این کِبَر نفس دارد. دیگر این روحش بزرگ شد، وسیع شد، انسان برتر تصرّف در او کرده است. دیدیم این چهره که گرفته بود رفت، حالا باز شده «استجَاءَ مُسْتَبْشِراً قَدْ أَشْرَقَ وَجْهُه»[2] کأنّه نور از صورت زهیر می­‌بارد.

طبری درباره دعوت زهیر از خویشان می‎گوید: پس از آن که زهیر به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و عزم یاری او را داشت، به خیمه خود بازگشت و به یاران خود گفت هر که از شما دوست دارد در یاری فرزند پیامبر (ص) در آید رخت بربندد وگرنه این آخرین دیدار ماست.

سپس او خاطره‎ای چنین بیان کرد: در غزوه «بحر» و بنا بر گفته طیری بلنجر چون فاتح آن جنگ شدیم و غنایم فراوانی نصیب ما گشت، همه ما خوشحال و مسرور بودیم. هنگامی که «سلمان فارسی» خشنودی ما را دید گفت: آیا شما به فتح و غنایمی که خداوند نصیب شما کرده این گونه خوشحالی می‎کنید؟ اگر شما سید شباب جوانان آل محمد صلی الله علیه و آله را درک کردید، برای جهاد در رکاب او باید بیشتر شادمان باشید؛ چرا که بهره‎های بیشتری به دست خواهید آورد. پس من با شما وداع می‎کنم و شما را به خدا می‎سپارم.

دست از حسین بر نمی‌دارم
پس از سخنان امام حسین علیه السلام در شب عاشورا و برداشتن بیعت خود از گردن همگان، عباس بن علی علیهماالسلام و دیگران از اهل‎بیت علیهم السلام و نیز یاران بزرگ آن حضرت چون «مسلم بن عوسجه»، «سعید بن عبدالله»، و «زهیر» به حمایت از امام از جای برخاستند و با او تجدید میثاق کردند. زهیر در پاسخ به امام خود اینگونه گفت: به خدا قسم، دوست دارم که کشته شوم، سپس برانگیخته شوم و تا هزار بار دیگر کشته و زنده شوم تا بدین سبب از جان شما و جوانان اهل‎بیت شما بلا به دور ماند.

زهیر؛ همانند مومن آل فرعون

 کثیر بن عبد الله شعبی گوید: روز عاشورا چون بر حسین یورش بردیم، زهیر بن قین سوار بر اسب دم بلند خود سلاح پوشیده در برابر ما آمد و گفت: هشیار باشید، شما را از عذاب خدا بیم می‌دهم؛ بر مسلمان لازم است برادر مسلمانش را اندرز دهد. ما تا اکنون برادر وهمدین بودیم؛ تا شمشیر میان ما جدایی نیفکنده هم کیش هستیم واندرز شما بر ما لازم است. چون کار به شمشیسر افتد، رشته برادری می گسلد؛ ما امتی باشیم و شما امت دیگر. خدا ما و شمارا به فرزندان پیامبر خود محمد(ص) آزمود تا بنگرد چه کاره ایم. 

سپس مجادله‌ای بین زهیر و شمر درگرفت تا اینکه شخصی از طرف امام حسین علیه السلام این پیام را برای زهیر آورد: بازگرد؛ به جانم قسم که مومن آل فرعون برای قومش خیرخواهی کرد و حرف حق را به روشنی به گوش مردم رساند، تو نیز برای آنها خیرخواهی کرده ای و حرف حق را به گوششان رساندی، اگر این خیرخواهی و خبردادن نفعی به حالشان بکند![3]

درباره مومن آل فرعون گفته شده مردى از فرعونیان بوده، که به موسى(ع) ایمان آورده بود، اما ایمان خود را مکتوم مى‌داشت، در دل به موسى عشق مى‌ورزید و خود را موظف به دفاع از او مى‌دید. 

پس از ماجرای مجادله حضرت موسی با ساحران، فرعون قصد جان او را داشت که به تعبیر قرآن، مومن آل فرعون رو به آن‌ها گفت: «اى قوم من! امروز حکومت در این سرزمین پهناور مصر، به دست شما است، و از هر نظر غالب و پیروزید، این نعمتهاى فراوان را کفران نکنید، اگر عذاب الهى به سراغ ما آید، چه کسى ما را یارى خواهد کرد»؟! (یا قَوْمِ لَکُمُ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ظاهِرِینَ فِى الْأَرْضِ فَمَنْ یَنْصُرُنا مِنْ بَأْسِ اللّهِ إِنْ جاءَنا).

قصه زهیر ماجرایی درس‌آموز برای همه دور افتادگان از حریم اهل بیت است؛ چراکه اگر ائمه بخواهند با یک نظر انسان را متحول می‌کنند؛ همانگونه که از زهیر عثمانی شیعه علوی مخلص ساختند.

پی‌نوشت‌ها:
[1]بحارالانوار/علامه مجلسی/44/3 
[2]بحارالانوار/علامه مجلسی/44/3
[3]تاریخ الطبری، ج5، ص 427.


منابع:
- مقاله “زهیر بن قین بجلی رایت شجاعت” به قلم محمد جواد طبسی که در شماره 26 ماهنامه “کوثر” منتشر شده است.

- سخنرانی مکتوب مرحوم آقا مجتبی تهرانی به عنوان مصلح غیور، شب دوم محرم/سایت تبارک؛

-تبیان
- تفسیر نمونه

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:21:00 ق.ظ ]





  خشونت اجتماعی، و این بار علیه روحانیت!   ...

مسئله ای به نام خشونت های اجتماعی و خیابانی هرچند از دیرباز مطرح بوده و سابقه ای چند ده ساله در مطالعات و پژوهش های اجتماعی و روان شناختی دارد، اما پدیده خشونت علیه روحانیت، از معضلات نوپدیدی است که طی یکی دو سال اخیر در جامعه ما علنی شده است و با گسترش و افزایش نفوذ رسانه ها‌ مخصوصا فضای مجازی در جامعه، شکلی عیان تر یافته است. گزارشهایی از موارد متعدد این خشونت طی سال گذشته و امسال از شهرهای مختلفی چون تهران، مشهد، اهواز و قم منتشر شده است. به ویژه اینکه این خشونت ها از خشونت کلامی گذشته و به خشونت فیزیکی در حد اقدام به قتل رسیده است.

 هر چند در سابق هم اینگونه تعرضها وجود داشته اما اولا از جانب گروهکهای معاند که میان مردم هم منفور بودند صورت می گرفت و ثانیا قربانیان این خشونتها، معمولا شخصیتها و چهره های مهم و محوری روحانیت بودند. اما امروزه با پدیده ای مواجهیم که اولا نشانه های برنامه ریزی شده، سازمان یافته و تشکیلاتی بودنش بسیار کم رنگ است و ثانیا قربانیانش از میان طلاب و روحانیون فاقد جایگاه و مسئولیت حاکمیتی هستند. در آخرین مورد از این خشونت ها، طلبه ای مشهدی مورد تهاجم با قمه قرار گرفت و بعد از چند روز بستری درگذشت.

 گر چه نگرش روان شناختی ریشه اینگونه خشونتها را به اختلال روانی تقلیل می دهد و مسئولان قضایی و انتظامی نیز با همین بهانه، پرونده هایی از این قبل را بدین بهانه که فرد مهاجم دارای اختلال روانی بوده مختومه می کنند، اما از نظر اجتماعی نمی توان کنار این پدیده به راحتی عبور کرد. اینگونه خشونت ها مجموعه ای از وکنش های اجتماعی هستند که  زمینه های قابل مطالعه ای دارند. زمینه هایی که در صورت غفلت از آن، می تواند تبعات فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی به بار آورد. مطالعه ریشه ها و عوامل ایجاد یا گسترش این پدیده، اگرچه نیازمند پژوهش های اساسی است که ضرورت دارد مراکز مطالعاتی حوزوی بدان بپردازند، اما اجمالا می توان ریشه های این خشونت را در عوامل زیر جستجو کرد:

 احساس ناکامی اجتماعی و اقتصادی، احساس تبعیض، عدم پاسخگویی مناسب و صحیح نهادهای حاکمیتی (از جمله قوای مجریه و قضاییه که بیشترین ارتباط مستقیم با مراجعات مردمی را دارند) به مطالبات و توقعات و انتظارات، و فراهم نبودن راههای قانونی طرح این مطالبات، موجب انباشت آنها و در نتیجه فوران خشم اجتماعی می شود. در چنین وضعیتی با توجه به اینکه مسئولان و مسببان اصلی در کف جامعه قابل شناسایی نیستند، طلاب و روحانیون به دلیل داشتن لباسی متفاوت، سیبل چنین تهاجماتی قرار می گیرند.

 با توجه به نظریه بازنمائی استوارت هال(نظریه پرداز فرهنگ) تصویری که از حضور پررنگ روحانیت در رسانه ها و تریبون ها (آن هم معمم و در قالب لباس روحانیت) ساخته شده، لزوما همان تصویر و تصوری نیست که روحانیت قصدش را کرده بود. حتی اگر روحانیت نقشی محوری در وضعیت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی امروز نداشته باشد، این حضور پررنگ و همه جایی روحانیت موجب شده که روحانیت مسبب اصلی وضعیت غیرقابل دفاع اجتماعی و اقتصادی کشور شناخته شوند. بر همین اساس هم، به نظر می رسد تاکید بر تلبس تمام طلاب جهت انجام مسئولیت های حوزوی، نیاز به بازاندیشی دارد.

 در چنین شرایطی انعکاس خدمات اجتماعی روحانیت و قرار گرفتن در کنار مردم هنگام طرح مطالبات مشروع و قانونی، نه فقط در زبان ( و از پشت تریبون ها، چرا که از نظر مردم، داشتن تریبون خود نشانه ای است از قرار گرفتن در جبهه مسئولان) بلکه در میدان عمل و در کف میدان و اجتناب از رنگ و بوی جناحی دادن به فعالیت های اجتماعی روحانیت، می تواند راهکارهایی جهت ترمیم رابطه مردم و روحانیت بوده، زمینه های خشونت های فیزیکی و زبانی علیه روحانیت در سطح جامعه را فرو بکاهد.

-حجت الاسلام محمد تولایی، روحانی جوان مشهدی که چندی پیش مورد سوء قصد قرار گرفته بود، بامداد امروز در بیمارستان قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشهد به لقاءالله پیوست.

منبع: خبرگزاری رسمی حوزه

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



 [ 11:16:00 ق.ظ ]





  حرام‌خواری تنها خوردن از بیت‌المال نیست   ...

چه شد آنانی که امام را دعوت کردند، در روز عاشورا آب را بر اهل بیت بستند، معجرها را به غارت بردند. چه عواملی منجر به این تغییرات فجیح در تاریخ شد؟ اگر امروز روزی امام زمان (ع) ندای “انا المهدی” سر بدهند ما در خیمه امام می‌مانیم یا امام را تنها گذاشته و با او مقابله می‌کنیم؟

منشأ یکی از مهم ترین تحولات جهان اسلام وجود امام حسین است با قیام و حرکتی که نسبت به آن اقدام کردند.

مردم معاصر امام حسین (ع)در رابطه با امام و این تحول به 3 گروه تقسیم می شوند؛
گروه اول؛ مردم شام هستند. سپاهی که در مقابل سید الشهدا قرار گرفت و امام را شهید کرد یک نفر هم از مردم شام نبود.
مردم شام موجودات خاصی بودند این ها نه امام را می شناختند و نه به حرکتش اعتقادی داشتند و نه وضع موجود را وضع بدی می دانستند.

مردم شام مسلمان بودند اما نه مسلمان وحی، مسلمان معاویه ای، چرا که اینان هر چه معاویه می گفت می پذیرفتند و کمترین تردید نسبت به صحت صحبت های معاویه نداشتند.
آنان از هنگامی که شهر شام به قلمرو مسلمانان در آمده بود، تا عصر امام سجاد(ع) تنها حاکمان و فرمانروایان طائفه بنی ‌امیه را در خود دیده بودند و لذا نه محضر پیامبر(ص) را درک کرده بودند و نه روش اصحاب صالح آن حضرت را.

و از طرفی هم معاویه در طول 40 سال زمامداری خود طوری عمل کرده بود که وقتی علی (ع) در محراب مسجد به شهادت رسیدند، مردم شام گفتند مگر علی نماز هم می خوانده است؟!! در حقیقت معاویه در این چند سال دین جدیدی را به مردم عرضه کرده بود؛ دینی که در آن امام علی (ع) کافر قلمداد می شود و معاویه به عنوان یک قدیس مورد پرستش قرار می گیرد.

نفوذ جریان تبلیغاتی معاویه در میان افکار عمومی به نحوی بود که مردم شام بدون هیچ گونه تردید و شبهه ای کلام معاویه را می پذیرفتند و در راه آن از هیچ وظیفه ای کوتاهی نمی کردند، چنانچه می بینیم وقتی معاویه نماز جمعه را 4شنبه خواند پذیرفتند و اعتراضی نکردند.
این سخن از معاویه معروف است که: سپاه من مردمی هستند که فرق بین شتر نر و ماده را تشخیص نمی دهند پس طبیعی است که این مردم همیشه به دنبال رهبرانشان باشند و همیشه مطیع آنان. این مردم در حماقت و جهالت بی نظیر بودند.

امروز هم چنین افرادی داریم که اسلام معاویه ای دارند، البته معاویه زمان. این کد را فراموش نکنیم ادعای معنویت مبتنی بر غیر منبع وحی؛ اسلام معاویه ای است .

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 11:09:00 ق.ظ ]





  حجه الاسلام ماندگاری-نقش خانواده امام حسین (ع) در کربلا   ...
موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, زنان, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 11:02:00 ق.ظ ]





  اشعار برای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) – شب عاشورا   ...

 

بیا که در غم دوری ماه گریه کنیم

ز داغ این سحر بی پگاه گریه کنیم

 

محرم است بیا زیر خیمه های عزا

بر این سر بی سرپناه گریه کنیم

 

کجایی ای نفست سوز روضه خوانی ها

ز سینه آه بکش تا ز آه گریه کنیم

 

مرا مسافر ایام اربعینت کن

که در کنار تو مابین راه گریه کنیم

 

شب عموست تو باید که روضه خوان باشی

که در عزای امیر سپاه گریه کنیم

 

چه میشد امشب ما نیز کربلا بودیم

برای فاطمه در قتلگاه گریه کنیم

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:56:00 ق.ظ ]





  با امامیم یا بَر امام ؟   ...

گاهی با خودم فکر می کنم که آیا ما شیعیانی که امروز ادعای دوستی، محبت و پیروی اهل بیت را داریم، به امامان مظلوم خود خیر می رسانیم یا شر؟ خیرمان بیشتر است یا شر؟ اصلا خیری داشته ایم؟!…

 

« بسم الله الرحمن الرحیم » 

کاروان اسرای اهل بیت وقتی به کوفه رسید، امام زین العابدین، حضرت زینب و برخی دیگر از خاندان امام حسین برای مردم سخنرانی کردند که شرح آن در مقاتل و کتاب های مختلف آمده است. مردم با شنیدن این سخنان تحت تاثیر قرار می گرفتند و به گریه می افتادند تا جایی که به امام سجاد گفتند: ای فرزند رسول خدا ما فرمانبرداریم! فرمان بده تا بجنگیم! امام در پاسخ گفتند: هیهات! ای بی وفایان مکار. میان ما و شما، شهوات حائل آمده. می خواهید با من همان کنید که با پدرانم کردید؟

امام سجاد در ادامه سخنانشان جمله ای خطاب به مردم کوفه گفتند که عجیب و عبرت آموز است: «خواهش من این است که نه با ما باشید و نه بر ما!» به عبارت دیگر، ما را به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان.

اکثریت مردم کوفه شیعه بودند. مرید و محب اهل بیت. پیرو مذهب دیگری نبودند. سالها با امیرالمومنین و فرزندانش مانوس و همدم بودند. اما سرنوشتشان چه شد؟ چرا امام به آنها چنین هشداری دادند؟

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:40:00 ق.ظ ]





  اشکهای رهبر انقلاب با مداحی جان آقا سنه قربان آقا   ...

اولین شب مراسم عزاداری حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام، با حضور هزاران نفر از مردم عزادار، جمعی از مسئولان و رهبر انقلاب اسلامی در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار شد.
این مراسم با مرثیه‌سرایی سید مجید بنی‌فاطمه و سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین کاظم صدیقی و مداحی منصور ارضی برگزار شد.
در ادامه این گزارش بخشی از مداحی سید مجید بنی فاطمه را ببینید. شما می توانید شعر کامل این مداحی را هم در ادامه بخوانید.

دل بی تاب اومده ، چشم پر از آب اومده
اومده ماه عزا ، لشکر ارباب اومده
لشکر مشکی پوشان سینه زن های ارباب
شب همه شب می خونند نوحه برای ارباب
جان آقا، سنه قربان آقا سید العطشان آقا
دل من در به در، درمون دردش سفر
یک نفر نیست که یه شب ما رو زیارت ببر
دست ادب رو سینه سینه زن های ارباب
با یه سلامت میرن پایین پای ارباب
جان آقا ، سنه قربان آقا سید العطشان آقا
آه حسرت می کشم ، بار مصیبت می کشم
وقتی که گریه ام نمیاد ، خیلی خجالت می کشم
پای علم می مونم ، پای علم می میرم
خواب دیدم آخر توی راه حرم می میرم
جان آقا ، سنه قربان آقا سید العطشان آقا

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-26] [ 01:46:00 ب.ظ ]





  اولین کسی که به امام حسین (ع) خیانت کرد، چه کسی بود؟   ...

محمد حسین رجبی دوانی کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام؛ با موضوع نماد شقاوت و معرفی دشمنان امام حسین (ع)، به زندگی «شبث بن ربعی» یکی از دشمنان و خائنین به اهل بیت (ع) اشاره کرد و گفت: در بروز فاجعه‌ کربلا شخصیت‌هایی بودند که از نخبگان و خواص کوفه به شمار می‌آمدند، اما نامی ننگین و سابقه‌ای بسیار پست از خود در تاریخ به جای گذاشتند. «شبث بن ربعی» یکی از آن چهره‌هایی است که مورد اعتماد بسیاری از رجال زمانه خود بود و با توجه به آنکه مسجدی به نام خود داشت، فردی با تقوا، ایمان و با اخلاص شناخته می‌شد. اگرچه نام و طینت او برای افراد اهل معنا چهره‌ای ریاکار بود؛ ولی در حقیقت فردی متظاهر در کوفه شناخته می شد.

«شبث بن ربعی» در زمان خلفای پیش از امیرالمومنین (ع) دارای اعتبار بود. او پس از پیامبر اکرم (ص) مرتد شده بود؛ اما با روی‌کار آمدن خلیفه اول و مواجهه او با مرتدان، به سرعت رنگ عوض کرد و به اسلام بازگشت. البته با این بازگشت خود مورد احترام خلفا هم واقع شد.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 01:43:00 ب.ظ ]





  روزهفتم به یاد حضرت علی اصغر- ماجرای شفا گرفتن فرزند مرحوم الهی قمشه‌ای   ...

روز هفتم ماه محرم به یاد شهید شش ماهه کربلا ،باب الحوائج حضرت علی اصغر سلام الله علیه عزاداری می کنیم

در ادامه مطلب فیلم، ماجرای شفا گرفتن فرزند مرحوم الهی قمشه‌ای از زبان رهبرمعظم انقلاب مدظله العالی تقدیم می گردد

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 11:29:00 ق.ظ ]





  درباره «فتح خون»؛ کتابی که محمود کریمی این شب‌ها می‌خواند   ...


در میان کتابهای بسیاری که دربارة واقعة عظیم کربلا نگاشته شده اند، اندک هستند کتابهایی که نویسندگانشان کوشیده اند علاوه بر ابراز شیفتگی و بیان عظمت واقعه و مظلومیت سیدالشهدا و یارانش ، نقبی به حقیقت ماجرا بزنند و در حد توان خود، پرده از راز بزرگ کربلا بردارند. «فتح خون » سید مرتضی آوینی از این معدود کتابهاست .

متن کتاب ، از دو پاره کلی تشکیل شده است . پارة اول که متن اصلی کتاب است ، به شرح و بیان وقایع و توصیف ماجراهای پیش آمده از رجب سال 60 تا محرم سال 61 هجری می پردازد; و پارة دوم که از زبان «راوی » روایت می شود، تحلیل و رازگشایی همان وقایع و ماجراهاست و در واقع بخش برجستة کتاب نیز همین است .
راوی در «فتح خون » از موضع یک انسان عارف سخن می گوید که زمین را آینة آسمان می بیند و به ظواهر کفایت نمی کند و می کوشد در مخاطبه با انسان امروز، او را از پوستة واقعة عاشورا فراتر برد و چشم باطنش را باز کند، تا بتواند عمق واقعه را دریابد.

یکی از مفاهیم مورد توجه نویسنده در این کتاب ، فرازمانی و فرامکانی بودن عاشورا و کربلاست . آوینی از «اصحاب آخرالزمانی امام عشق » سخن می گوید و از این که هر انسانی کربلایی دارد و عاشورایی . او واقعة عاشورا را نه فقط به مثابه یک اتفاق تاریخی ، که به عنوان یک حقیقت کلی می بیند که می تواند برای هر انسان و در هر زمان و مکان تکرار شود.
عشق نیز از مفاهیم محوری «فتح خون » است . آوینی به تأسی از عرفای بزرگ ، عشق را مدار و محور هستی می داند و امام را تجلی تام و تمام این عشق ، عشقی که عقل نیز «اگر پیوند خویش را با چشمة خورشید نبرد» آن را تصدیق می کند. در حقیقت الگوی شهید آوینی برای تفسیر و تحلیل واقعة عاشورا، همین عشق آسمانی است .

شهید آوینی بخش اعظم «فتح خون » را در محرم سال 1366 به رشتة تحریر درآورد و در سالهای بعد، آن را ویرایش و تکمیل کرد. اما فصل دهم کتاب که باید به وقایع ظهر عاشورا می پرداخت ، ناتمام مانده است . گویی آوینی این فصل را در عمل و با شهادت خویش به پایان رسانده است .
فتح خون ، در ده فصل روایت می شود: آغاز هجرت عظیم ، کوفه ، مناظرة عقل و عشق ، قافلة عشق در سفر تاریخ ، کربلا، ناشئة اللیل ، فصل تمییز خبیث از طیّب (اتمام حجت )، غربال دهر، سیارة رنج و تماشاگه راز.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 11:13:00 ق.ظ ]





  به مناسبت هفته دفاع مقدس|پادکست مجاز حقیقی از حاج حسین یکتا   ...

روایت حاج حسین یکتا از شباهت های دفاع مقدس با نبرد جبهه فرهنگی در فضای مجازی برگرفته از سخنرانی ایشان در نمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی در بهمن سال ۱۳۹۵خدمت شما افسران جنگ نرم تقدیم می گردد…

 

«بسم الله الرحمن الرحیم» 

روایت حاج حسین یکتا از شباهت های دفاع مقدس با نبرد جبهه فرهنگی در فضای مجازی برگرفته از سخنرانی ایشان در نمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی در بهمن سال ۱۳۹۵ را می توانید از لینک در ادامه مطلب دانلود فرمایید… 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 09:29:00 ق.ظ ]





  چقد انتظار کشیدن سخت است!؟   ...

کلیپ تصویری “ثانیه ها میگذرد” تقدیم منتظران حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه تقدیم می گردد .. صرفا جهت اندکی تامل برای این روزهایمان !

 

با کدام آبرو روزشمارش باشیم؟

عصرها منتظر صبح وصالش باشیم؟

سال ها منتظر سیصد و چندی مرد است

آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم!

در این روزها برای تعجیل در فرجش دعا کنیم

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, انتظار  لینک ثابت



 [ 09:27:00 ق.ظ ]





  اقتصاد مقاومتی در عاشورا-سبک زندگی متکی بر فرهنگ جهادی   ...

( اقتصادی مقاوم است که مردمش مقاوم باشند لازمه این امر گسترش سبک زندگی اسلامی مبتنی بر فرهنگ جهادی)

قَالَ رَسُول ُاللَّه (ص): الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ : كسي كه براي امرار معاش خانواده سخت مي‌كوشد، همانند مجاهد در راه خداوند است (بحار الانوار،ج 100، باب 1).
 

سبک زندگی اقتصادی اسلامی مبتنی بر فرهنگ جهادی
در اقتصاد مقاومتی سبک زندگی باید مبتنی بر فرهنگ جهادی باشد. جهاد یک کلید واژه قرآنی و روایی است که بسیاری از ارزش‌های والای اسلامی در آن نهفته است. لازمه فرهنگ جهادی (الف) سخت‌کوشی، (ب) حرکت در مسیر خدا و (ج) فعالیت برای خدا است. مفهوم جهاد تنها به جنگ و پیکار در کارزار جنگ اختصاص ندارد، بلکه حتی در اقتصاد و فضای کسب و کار هم اسلام از جهاد اقتصادی سخن می‌گوید. این یکی از نقاط برجسته اقتصاد اسلام است که کمتر به آن توجه شده است.

مفهوم گسترده جهاد در آیات و روایات معصومین
هنگامی که در قرآن و روایات از جهاد در راه خدا سخن به میان می‌آید منظور فقط جهاد نظامی(قاتلوا فی سبیل الله: بقره:190) نیست. جهاد در رویکرد اسلامی گستره وسیعی دارد و شامل پشتيباني مالي جنگ (جاهدوا باموالهم و انفسهم،حجرات:15)[1]،  مبارزه با نفس (جهاد اکبر)، جهاد در علم، سیاست، عبادت، فرهنگ سازی ارزش‌های اجتماعی و بالاخره جهاد اقتصادی می‌شود[2].

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 07:49:00 ق.ظ ]





  در این ایام چه کتابی بخوانیم   ...

کتاب های مفید به زبان فارسی که حاوی اطلاعات جامع و کامل در مورد نهضت عاشورا و تاریخ زندگانی امام حسین علیه السلام بسیار زیاد هستند. این نوشته به معرفی برخی از این کتاب ها می پردازد.

 1. کتاب تاملی در نهضت عاشورا/رسول جعفریان/نشر علم
رسول جعفریان از پرکارترین و دقیق ترین متخصصین تاریخ می باشد که با تالیف کتب متعدد با اسلوب جدید در زمینه تاریخ اسلام توانسته جایگاه ویژه ای را در میان متخصصین این علم کسب کند. وی در کتاب تاملی در نهضت عاشورا در نظر داشته است تا به مسائلی که در زمینه عاشورا مطرح است به صورت جامع و گذرا بپردازد.
نویسنده در این کتاب به دنبال آن ارائه گزارشی صحیح و مستند از واقعه عاشورا و اربعین حضرت و بررسی حکمت و آثار قیام و شهادت حضرت می باشد که ناگزیر برای این هدف به بررسی منابع دسته اول عاشورا و تحریفاتی که در این زمینه اتفاق افتاده بصورت مختصر پرداخته است.

 

2. نامیرا/ صادق کامیار/ نشر نیستان
وقتی این کتاب را می خوانید ناخودآگاه حس تنفر و بغض شدیدی نسبت به مردم کوفه پیدا می کنید. اینکه چگونه هجده هزار نامه برای امام حسین (علیه السلام) می نویسند، ایشان را به کوفه دعوت می کنند و چگونه بر روی ایشان شمشیر می کشند! هرگز باور نمی کنید این حوادث به این سرعت اتفاق افتاده باشد. در سرتاسر داستان خود را در جایگاه انتخاب می بینید. تماماً این سوال در ذهن شما وجود دارد که اگر شما در این موقعیت بودید چه می کردید؟ نقش خواص در به وجود آمدن واقعه کربلا در این کتاب به خوبی مشهود است. و در پایان داستان، شما به جایی می رسید که هرگز تصور آن را نمی کردید.

 

3. دو چشم ناتمام/ محبوبه زارع/ بوستان کتاب
عبدالله و قاسم فرزندان امام حسن (علیه السلام) هستند . عبدالله فرزند کوچک امام در پی یافتن پاسخی برای سوالات خود در مورد علت صلح پدر و عدم مبارزه اش با ظلم روانه کربلا شد . عبدالله که دلی پر سوال داشت ابتدا از مادر جویای علت صلح پدر می شود مادر توان سخن گفتن را در خود نمی بیند اشک بر چشمانش حلقه می زند که من به این کودک چه بگویم تا بفهمد که پدرش چقدر غریب بود .

عبدالله به خودش قول می دهد که حتما از عمویش پرس و جو کند. شبی عبدالله که دیگران توان صبر را نداشت دست ابا عبدالله(علیه السلام) را می گیرد و او را در پشت خیام می برد تا دیگر کسی مزاحم پرسش او نباشد. عمو چرا بابا نجنگید و صلح کرد؟ اصلا تا قبل از آن بابای من به میدان نبرد رفته است اباعبدالله(علیه السلام) پاسخ می دهد بله پدر شما در میدان جنگ مبارزه کرده است مثلا در جنگ صفین شجاعت بسیاری از خود نشان داد. اما در مورد علت صلح ، پدرت غریب بود به طوری که خود با اشاره به گله گوسفندانی که از جایی کوچ داده می شدند فرمود اگر تنها این مقدار یار داشتم جهاد می کردم . عبدالله گفت چرا بابا غریب بود؟

قصه غربت داستان بی انتهای علی و اولاد اوست و تنها محدود به جریان عاشورا نیست. نوجوان امام حسن(علیه السلام) از عمو اذن میدان می خواهد اما حسین(علیه السلام) نمی پذیرد قاسم پس از اصرار فراوان عاقبت به یاد گفته پدر می افتد که اگر روزی دلت خیلی به درد آمد به سراغ این نامه برو. نامه را یافت به عمو نشان داد و اذن میدان را گرفت عاشقانه به میدان رفت و رجز خوانی کرد و در هنگام شهادت عمو را صدا کرد عمو کمکم کن…
مطالعه این کتاب ها، تا حدودی می تواند خواننده را از وقایع مهم و تاریخی قیام امام حسین علیه السلام مطلع و آگاه سازد.


منابع:
1. تاملی در نهضت عاشورا
2. دو چشم ناتمام
3. فارس نیوز

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-06-25] [ 05:31:00 ب.ظ ]





  عزاداری روشن و عزاداری تیره   ...

حادثه عاشورا به حدی جانگداز است که بر آن می گرییم و اولیای دین به ما دستور عزاداری داده اند؛ اما می دانیم که این حزن و اندوهی که داریم مانند عزاداری های دنیایی، تیره و بی ارزش نیست بلکه از نوع عزاداری روشن و سفید است.

تذکر سید بن طاووس بر شاد بودن حادثه کربلا
سید بن طاووس (ره) در مقدمه کتابی که درباره وقایع کشته شدن سید الشهداء علیه السلام نگاشته و نام آن را لهوف نهاده، می نویسد که مناسب است درباره حادثه کربلا به خاطر این نعمت عظیمى كه نصیب این رادمردان الهى شده، لباس خوشحالى بپوشیم و مباركباد بگوییم اما ما برای پیروى از دستورهاى قرآن و سنّت برای عزاداری به خاطر مصیبت جانگداز فقدان نشانه‏هاى هدایت و به وجود آمدن پایه‏هاى گمراهى‏ است که عزاداری می کنیم.

 از اینجا می فهمیم که حادثه عاشورا با همه آنکه برای ما دردناک است، ذاتا شادی بخش است. بخشی از شوخی و شادیهای اصحاب امام حسین علیه السلام قبل از شروع نبرد در کتاب ها آمده است و اصحاب آن حضرت با آگاهی کامل و انتخاب خود و سبقت گرفتن بر یکدیگر، بدون اینکه از ضربه های شمشیر دشمن، کوچکترین دردی بچشند، مشتاقانه به میدان نبرد می شتافتند. خود اباعبدالله الحسین علیه السلام هم در میدان نبرد شجاعانه می جنگید و هرچه لحظه شهادت اباعبدالله علیه السلام نزدیکتر می شد، چهره ایشان برافروخته تر می گردید؛ یعنی شادی قلبی بر جسم ایشان هم اثر می گذاشت.

 حزن تاریک و حزن روشن
بنابراین اشتباه و بلکه دور از ایمان است که از احساس فراق یا درد یا زجرهای آنان بگرییم چون آنها خودشان در اوج شادی و با روشنی چشم می جنگیدند و در این کار احساس افتخار و شرافت داشتند و هم اکنون در بهشت متنعم هستند. در حقیقت هرگاه برای امام حسین علیه السلام محزون می شویم باید به خاطر بیاوریم که حزن ما از نوع تاریک نیست بلکه از نوع روشن است و راهنمای ما در این باره قرآن است که نمونه های حزن و شادی روشن و تیره را بیان کرده است.

شادی تیره و شادی روشن در قرآن
شادی تیره که بر اثر توجه به داشتن ها و مقایسه خود با دیگران از جهات دنیایی پیدا شده است. همانطوری که قارون به خاطر ثروت فراوانش خوشحالی می کرد و قومش به او گفتند که شادی نکن که خدا این نوع شادی کنندگان را دوست نمی دارد: إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحینَ (قصص، 76)

 در مقابل، خدا از شادی روشن شهیدان هم سخن گفته است که از آنچه خدا به آنها داده خوشحال هستند و به دیگرانی که هنوز به آنها ملحق نشده اند بشارت می دهند: فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (آل عمران، 170)

 حزن تیره و حزن روشن در قرآن
حزن تیره نصیب و شایسته بدکاران است که یکی از نمونه های آن کسانی بودند از حاضر نشدن در جنگ در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خوشحال بودند و بهانه تراشی هایی می کردند:فَلْیَضْحَكُوا قَلیلاً وَ لْیَبْكُوا كَثیراً جَزاءً بِما كانُوا یَكْسِبُون‏ (توبه، 82) اما هیچگاه اولیای خدا دچار حزنهای تیره نمی شوند: أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (یونس، 62) بهشتیان می گویند که الحمد لله که خدا حزن ما را برد. معلوم می شود که حزنهای دنیایی از نوع تیره است و بهشتی نیست: وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ (فاطر، 34)

 البته اگر محزون شدن بر اثر تعلقات خانوادگی و عاطفی باشد، ایرادی ندارد همانطور که در مورد پیامبران الهی مانند یعقوب علیه السلام وجود داشته است و خاتم پیامبران محمد مصطفی صلی الله علیه و آله هم در سوگ فرزند خردسال خود، ابراهیم، محزون شدند. اما اولیاء خدا هرگز در جان خود، آنجا که با خود طرف هستند، هرگز دچار حزن نمی شوند؛ بلکه همانطور که خود به ما آموزش داده اند، مومن کسی است که شاد و خرّم است و حزنش را در ظاهرش نشان نمی دهد: مومن بسیار مسرور و متبسم است (کافی، ج2، 226)

 عزاداری بر سرور بهشتیان، عزاداری روشن است
بنابراین عزاداری ما بر امام حسین علیه السلام مانند عزاداری کسانی نیست که چیزی دنیایی را از دست داده اند، بلکه عزاداری ما روشن است و از سنخ حقیقت است. ما بر حقی که ضایع شده است و بی توجهی به مقام اوصیای پیامبر صلی الله علیه و آله که قرآنهای ناطق و جانشینان آن حضرت در جامعه بوده اند محزون می شویم. ما از ادامه یافتن ظلم ها در جهان و غایب بودن امام عصر (عج) محزون می شویم و همه این گریه ها را صرف امام حسین علیه السلام می کنیم.

درباره عزاداری ساده اندیشی نمی کنیم
ما هر وقت می گوییم که امام عصر (عج) هم عزادار سید الشهداء علیه السلام است هیچگاه به این اندازه ساده اندیش نیستیم که حزن آن حضرت را بعد از هزار و چهارصد سال از آن واقعه، مانند حزن فرزند بر مرگ پدر بدانیم. در حقیقت عزاداری امام عصر (عج) بسیار زنده و پرشور تر از آن است که برای مرگ نهمین پدربزرگ خود در هزار و چهارصد سال قبل باشد. عزاداری امام حسین عزاداری بر حقیقت اصیلی است که همه جهان را در بر گرفته است؛ اما ظالمان و غافلان در هر عصر و زمان آن را مکتوم و مظلوم قرار می دهند.

 فواید عملی عزاداری بر سالار شهیدان
در عزای امام حسین علیه السلام، ناراحتی ما از نوع داشتن و نداشتن نیست و ما احساس نمی کنیم که مثل یک شیء دنیایی، او را از دست داده ایم؛ بلکه حزن ما از نوع حقیقت و بودن است. از اینجا معلوم می شود که عزاداری کسی قبول است که حزنش شادی آور باشد و او را به انجام وظایف خود بکشاند نه اینکه او را تیره و افسرده کند. تأثیر واقعی عزاداری بر امام حسین علیه السلام آنجا معلوم می شود که دوستی اهل بیت علیهم السلام و کار کردن در راه آنها در دل انسان عمیق تر بشود و به سوی وظایف دینی و انسانی خود کشیده شویم و در جهت مقابل، افسردگی ها و ترسها و غصه ها و تنبلی ها و موانعی که در راه رسیدن ما به قافله حسینی های زمان باشد کمرنگ و کمرنگ تر شود.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 10:58:00 ق.ظ ]





  نکاتی برای مطابقت صورت و سیرت عزاداری   ...

ماه محرم، ماه عزاداری و گریه بر مصیبت های سید و سالار شهیدان است. در ثواب عزاداری برای سالار شهیدان شکی نیست؛ اما باید دانست که باید صورت و سیرت عزاداری، با هم مطابقت داشته باشند. ما در این نوشتار با استفاده از سخنان امام حسین(علیه السلام) به سه ویژگی عزاداری مطلوب، اشاره خواهیم کرد.

ویژگی اول: گریه بر سالار شهیدان، راهی برای تقرب به خدا

از پیامبر مکرم اکرم نقل است که فرمود: هر چشمی در قیامت گریان و بی قرار است، مگر چشمی که خدا آن را به کرامت خود اختصاص داده باشد، تا به جهت مصیبت‌ها و هتک حرمت هائی که نسبت به حسین و اهل‌بیت پیغمبر(علیهم السلام) وارد شده است، بگرید».[1] پیام حدیث این است که گریه کنندگان بر مصیبت های اهلبیت از جمله امام حسین(علیه السلام) در فردای قیامت، شرایط ایده ال و مطلوبی دارند. به شرطی که کرامت و بزرگی خدا را نیزدر نظر داشته باشند. همچنانکه امام حسین(علیه السلام) در این زمینه می فرمایند: «کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا، ترس از خدا در دل داشته باشد.»[2] و در حدیث دیگری می فرمایند: «گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است.»[3] پیام این احادیث به ما عزادران وسوگواران سالار شهیدان، این است که باید گریه و عزاداری ما در راستای تقرب به خدا بوده و رشد معنویت و خدا ترسی را در پی داشته باشد.

شکی نیست که عزاداری و گریه ی ما پیروان اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در راستای این است که آن امام همام در راه احیای دین خدا، مصیبت کشید و شهید شد؛ اما در برخی از موارد، برخی از افراد، گرفتار احساسات شده و آسیب های را متوجه عزاداری سیدالشهداء(علیه السلام) خواهند کرد. این احساسات، ممکن است فرد عزادار را از توجه به شعور حسینی که همان خدا ترسی و معنویت است، باز دارد.
مداح محترمی که با اشعار بی محتوا و ضرباهنگ نامناسب، به اقامه عزای حسینی می پردازد، و نیز افرادی که طرفدار اینگونه حرکات و سکنات هستند، باید متوجه باشند که عزاداری های دور از شان سالار شهیدان، هر چند که در ظاهر ممکن است با شور و هیجان همراه باشد؛ اما معنویت چندانی را در وجود انسان نمی پروراند و در اغلب موارد نیز باعث سوءاستفاده دشمنان اهلبیت خواهد شد. هر چه عزاداری های ما برای خاطر رضای خدایِ سالار شهیدان باشد، اخلاق و رفتار ما باید حسینی تر و قرآنی تر شود.

ویژگی دوم: پیوند عزاداری و اطعام و احسان حسینی

خیلی از ارادتمندان سرور شهیدان در ماه محرم، سفره ی اطعام پهن می کنند. این سفره های اطعام باید علاوه بر گسترش فرهنگ عزاداری، نمایانگر فرهنگ احسان به دیگران، مخصوصا فقیران نیز باشد. زیر که محرم، ماه شهادت امامیست که می فرمایند: «نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت، افسرده و بیزار نباشید.»[4]
ممکن است در اطراف هیاتی، خیمه ای، خانه و محفلی که در آن عزاداری می شود، فقیرانی هم باشند. از یاد نبردن فقیران پیرامون، باید مورد توجه بانیان مجلس و محفل عزاداری سیدالشهداء(علیه السلام) قرار گیرد. نکند در خانه ای، برای سالار شهیدان اقامه عزا شود، و غذا نیز زیاد باشد؛ اما خدای ناکرده، از حال همسایه نیازمند و محتاج، غافل شود.
ما سوگواران حسینی باید همان گونه که به شور و احساسات حسینی(در حد متعارف) اهتمام می ورزیم، باید شعور حسینی و احادیث آن حضرت ـ که یکی از آنها، کمک به نیازمندان است ـ را نیز سرلوحه زندگی خویش سازیم.
در روزهای شور حسینی در کشور ما، در گوشه دیگری از دنیا که با ظلم عده ای ظالم بودایی روبرو شده اند، مردمی آواره و بی پناه، محتاج کمک های جهانیان هستند. بدون شک کمک نظام شیعی ایران و عزاداران حسینی به مسلمانان آواره میانمار، یک نوع احسان حسینی است.

ویژگی سوم: آراسته شدن عزاداران و شیعیان به اخلاق اسلامی

برای مطابقت صورت عزاداری با سیرت آن، انسان باید سعی خود را در آراستگی به اخلاق اسلامی بکار گیرد. امام حسین(علیه السلام) می فرمایند: «به درستی که شیعیان ما قلبشان از هر ناخالصی و حیله و تزویر پاک است.»[5] اگر اینگونه اخلاقی که حضرت بیان می کند، در وجود ما عزاداران و شیعیان وجود داشته باشد، بدون شک اختلافات و تنش های خانوادگی و دیگر اختلافات، به حداقل می رسد. باید شیعه و عزادار ابی عبدالله(علیه السلام) متوجه باشد که رضایت امام او بر داشتن سعه صدر در اختلافات و پرهیز از خشونت و تندی است. «هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.»[6] این حدیث نمی گوید که برای گرفتن حق خود منفعل عمل کنیم و به هر قیمتی در پی کسب رضایت دیگران باشیم؛ بلکه می گوید که گذشت داشته باشیم، و خویشتن داری و سعه صدر را از یاد نبریم. با زبان خوش و اخلاق اسلامی و سعه صدر نیز می شود حق را استیفا کرد.

باز از حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در یک حدیث ساده(ولی کاربردی) نقل است که فرمود: «سلام کردن هفتاد حسنه و ثواب دارد.»[7]
در دوران ما، با ماشینی شدن جامعه، روابط اجتماعی دستخوش تغییرات زیادی شده است. خیلی از افراد، از روی غرور و مادی گرایی، حتی به نزدیکان خود هم سلام نمی کنند. افرادی دیگر با بروز اختلافات، به هم سلام نمی کنند، از این قبیل مثالها فراوان است. حضرت در این حدیث، ما شیعیان خود را به سلام کردن به هم، و کنار گذاشتن غرور بیجا و نیز کینه ها و اختلافات فرا می خواند.

سخن آخر
توجه به خدا و معنویت، و توجه به اطعام و احسان حسینی، و نیز آراستگی به اخلاق اسلامی، سه نکته برای مطابقت صورت و سیرت عزاداری است.

پی نوشتها
1- بحار الانوار، ج10، ص103
2- مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص 69
3- جامع الاخبار ص97
4- نزهه الناظر،ص 81، حدیث6
5- التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری(علیه السلام) ص309
6- کشف الغمة فی معرفة الائمه ج 2،ص 33
7- تحف العقول ص 248

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 10:26:00 ق.ظ ]





  دیندار دراستی باشید نه وراثتی   ...

دین اسلام گرفتار اشرار شده، اشراری که از سقیفه روی کار آمدند و با تمام نقایص و جهالت‌هایی که داشتند امام بر حق را کنار گذاشته و رهبری امت را به عهده گرفتند تا جایی که به جهالت و گمراهی کشانده شدند. اوج این ضلالت و گمراهی در دستگاه بنی امیه با ظهور معاویة بن ابی سفیان و یزید بن معاویة بن ابی‌سفیان بود.

امیر المؤمنین علی علیه السلام در نامه 53 به مالک اشتر با توصیف نابودی دین اینگونه می فرمایند که این دین گرفتار اشرار شده، اشراری که از سقیفه روی کار آمدند و با تمام نقایص و جهالت هایی که داشتند امام بر حق را کنار گذاشته و رهبری امت را به عهده گرفتند تا جایی که به جهالت و گمراهی کشانده شدند. اوج این ضلالت و گمراهی در دستگاه بنی امیه با ظهور معاویة بن ابی سفیان و یزید بن معاویة بن ابی سفیان بود.

این جهت گیری در جامعه سبب می شود که در دوران علی (ع) حفاظت از دین در گرو سکوت و در دوران حسین (ع) در عدم سکوت و شمشیر کشیدن انجام شود، چنانچه داریم امام حسین (ع) استراتژیک حرکت خود را حفظ دین معرفی می کنند؛ و بعد در خطبه ای این گونه طلب یاری می کنند؛ هر کس آماده است خون خود را در راه ما نثار کند و خود را آماده لقاى خداوند سازد، با ما رهسپار شود، چرا که من ـ به خواست خداوند ـ فردا صبح حرکت خواهم کرد).(1)

بعد می بینیم که آن 60 هزارنامه ای که پای هر نامه آن 120 هزار مهر و تأیید از مردم و دعوت کنندگان امام به کوفه بود، به امام پشت می کنند و تنها عده ای که به نقل مشهور 72 تن بودند، برای یاری امامشان ثابت قدم و پایدار می مانند و حاضر شدند از جانشان که عزیزترین سرمایه آدمی است در راه دفاع از امام نثار کنند.

یارانی که حضرت سید الشهدا در فرمایشی در رابطه با آن ها فرمودند: شایسته تر، وفادارتر و بهتر از اصحاب خودم کسی را نمی شناسم. و نیز در زیارت ناحیه مقدسه درباره این بزرگواران فرموده اند؛ سلام بر شما ای بهترین یاوران (به تعبیری حضرت بیان می کنند که اصحاب من از مالک اشتر و تمام صحابی ائمه برتر هستند و نظیر ندارند)

در این فرصت بر آن هستیم در مثلث؛ خاندان اهل بیت، اصحاب و خود امام حسین (ع)، در رابطه با چند ویژگی اصحاب امام گذری داشته باشیم تا بتوانیم این ویژگی ها را در خود تسرّی داده تا در زمانی که قرار است برای مولا و امام زمانمان جانفشانی کنیم، همچون 2000 نفری که در تاریخ آمده شب عاشورا بعد از صحبت های امام منوط بر اینکه “فردا من و هر کسی که با من است کشته می شود، حکومت و پاداش و مزد دنیوی در کار نیست، هر که می خواهد برود” همه رفتند جز تعداد قلیل، اماممان را تنها نگذاریم.

اصحاب و یاران سید الشهدا 4 دسته تقسیم می شوند
اصحاب اولی؛ کسانی که در خروج از مکه با امام بودند؛ مثل عابس بن شبیب شاکری، حجاج بن مسروق جعفی، بریربن خضیر همدانی، عمربن جناده.

گرروه دوم، اصحاب طریق هستند؛ کسانی که در بین راه مکه و کربلا به امام پیوستند؛ مثل نافع بن هلال بجلی، مسلم بن کثیر ازدی، زهیر بن قین بجلی،ابوثمامه صائدی، یزید بن زیاد بن مهاصر کندی.

گروه سوم از اصحاب کربلا، خود به سه دسته تقسیم می شوند؛
یا افرادی از کوفه بودند که آمدند و ملحق می شوند؛ مثل دو پیرمردی به نام های مسلم بن عوسجه یا حبیب بن مظاهر
عده ای هم از جدا شدگان از لشگر عمر سعدبودند که به امام ملحق شدند؛ در رأسشان حر بن یزید ریاحی و 30 نفر دیگر هستند.
گروه دیگر بعد از واقعه عاشورا (فردای عاشورا تا روز یازدهم) و به تعبیری بعد از شهادت امام پیوستند؛ مثل هفهاف بن مهند راسبی که وقتی آمد و اوضاع را دید، شمشیر برداشته و به لشگر ابن سعد حمله کرده، عده ای را به درک رساند و و در نهایت به شهادت رسید.

گروه چهارم اصحاب بنی هاشم هستند که صحبت در رابطه با شناخت حقیقت این شخصیت ها از لسان ناقص ما بر نمی آید؛ اصحابی چون قمر بنی هاشم، حضرت قاسم و علی اکبر.

خصایص ویژه اصحاب امام حسین(ع)
اولین خصیصه این بود که آن ها تفقّه در دین داشتند. آگاه در دین و دین فهم بودند. دین را وراثتی نداشتند، دراستی داشتند. دین را آموخته بودند.
این گونه نبودند که چون پدرانشان مسلمان باشند، این ها هم بدون هیچ تفقه و دلیلی ادامه دهنده این راه باشند.

نکته ای که در دینداری وراثتی باید توجه شود این است که این نحو مسلمانی و ایمان تا زمانی جواب می دهد که همه چیز خوب باشد اما همین که مقداری از آسایش و زندگی آن ها اوضاعش تغییر کند به همه چیز بد بین و بی اعتماد می شود. چرا که این دین آگاهنه نیامده و با یک نسیم هم از بین می رود.

چنانچه دربیانی امام حسین (ع) می فرمایند: به راستى كه مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا جایى كه دین وسیله زندگى آنهاست، دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران كم مى‌شوند.(2)

در بیانی امام باقر (ع) نیز می فرمایند: مؤمن از کوه سخت تر است. از کوه کم می شود اما از دین مؤمن چیزی کاسته نمی گردد.(3)
کسی که دین را دراستی می آموزد عوض نمی شود دچار تغییر کمی و کیفی نمی شود.

در رکاب امیرالمؤمنین نمازخوان ها بودند اما خبری از دین آگاهان نبود. عده ای بودند که در مقابل معاویه ایستادند اما ناگهان دسیسه هایی شیطانی قرآن را به نیزه کردند و چون اینان بطن عمیقی از دین و آگاهی را در خود نداشتند نتوانستند دین و قرآن حقیقی را تشخیص دهند و آن جا بود که فریب خوردند و مقابل علی رسیدند.

اما در مقابل می بینیم که لشگر و یاران سید الشهدا نمازخواندن های عمر سعد را هم می دیدند ولی به نماز آن ها توجهی نداشتند چون فهم دین داشتند، می فهمیدند و آگاهی داشتند که نماز آن ها نماز واقعی نیست و آن وقت است دور امامشان حلقه زده و محافظت می کنند تا امامشان نماز بخواند.

یادمان باشد منشأ تدین آگاهانه، تفکر و آموزش است تا بتوان دین را دراستی یاد گرفت، چرا که دین وراثتی مقطعی بوده و امروز با این همه شبهه کارساز نیست.

دو اصل اعتقادی و عملیاتی
دومین ویژگی یاران امام حسین(ع) تولی و تبری است. که این دو تنها در ناحیه قلب و اعتقاد قلبی کارساز نیست، در بیانی امام باقر(ع) می فرماید: به ولایت و سرپرستی ما نمی رسد مگر به واسطه عمل، نه فقط حرف. این دوست داشتن و اعلام برائت را باید هم در قلب و هم در لسان و هم عمل نشان داد. اینکه به حسب زبان یا علی می گویم اما در رفتار سر سفره دشمنان باشم، این تعریف و جایگاهی ندارد.

در تعبیری از امام صادق (ع) داریم ایمان را این گونه تعریف می کنند؛ هَلِ اَلْإِیمَانُ إِلاَّ اَلْحُبُّ وَ اَلْبُغْضُ . در حقیقت این اصل ایمان است و کسی که در مرز دین حب و بغضی نداشته باشد اصلا دینی ندارد؛ چرا که شاخصه اصلی دینداری و ایمان و ولایت حضرت حق، تولی و تبری است.

چگونه می توان به ولایت الله رسید؟
در بیانی قرآن کریم می فرماید: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا؛ خدا سرپرست اهل ایمان است. اهل ایمان باید چگونه عمل کنند تا تحت سرپرستی حق باشند؟ امام حسن عسگری پاسخ را از قول پیغمبر اكرم این گونه می فرمایند: روزی حضرت به یكی از اصحابشان فرمودند: ای بنده خدا! تو به ولایت الهی دسترسی پیدا نمی كنی، مگر آن كه برای خدا دوست بداری و برای خدا دشمن بداری! (4)
چرا که اگر کسی تحت سرپرستی خدا نباشد، طاغوت و شیطان سرپرستی او را بر عهده خواهند گرفت. بنابر این با نماز و روزه زیاد کسی به ولایت حضرت حق نمی رسد مگر اینکه تولی و تبری داشته باشد.

دوستدار و دشمن چه کسی باشیم؟
رسول اکرم (ص) مسیر حب و بغض را برای ما بیان می کنند؛ ولایت على بن ابیطالب (علیه السلام) ولایت ‏خداست، دوستی او عبادت خداست، پیروی او فریضه (و واجب) خداست، دوستان او دوستان خدایند، دشمنان او دشمنان خدایند و جنگ با او جنگ با خداست و صلح و آشتی با او آشتی با خداوند عزوجل است.(5)

آخرت هرکسی پیامد عمل او در دنیاست
خصوصیت سوم اصحاب سید الشهدا آزاد و رها بودن آن ها از تعلقات دنیوی بود، به طوری که هیچ وابستگی به دنیا نداشتند. آن ها مصداق کاملی از آیات قرآن کریم بودند و در حدی به دنیا اهمیت می دادند که جهت گیری برای رسیدن به اخرت باشد؛ چرا که به این اصل باور داشتند که آخرت هر چه باشد پیامد عمل در دنیا است. اگر بهشتی می شویم نتیجه این است که در دنیا خوب و بهشتی عمل کردیم و اگر جهنمی شدیم نشان می دهد که دنیا را خراب کرده ایم.

بنابر این دنیا تنها وسیله ای است برای آباد کردن آخرت. چنانچه در قرآن کریم، آیه 77 سوره قصص، ضمن توصیه ای می فرماید که نصیبت را از دنیا فراموش نکن و از طرفی هم متذکر می شود؛ به دنیا جوری وارد نشو که به آخرت ضرر برساند؛ به عبارتی نه دو دستی به آن بچسب و نه آن را رها کن. بهره را داشته باش. این میزان از بینش باعث می شود که هر وقت لازم باشد از دنیا چشم بپوشی چون دنیا برایتان وسیله برای رسیدن به اخرت تعریف شده است نه هدف.

چنانچه در روایتی داریم که پیامبر (ص) می فرمایند؛ اگر دنیا در نزد خداوند به اندازه بال پشه اى مى ارزید، چیزى از آن را به كافر و منافق نمى داد.(6)

یا در بیانی دیگر فرمودند؛ ناز و نعمت دنیا در نزد خداوند ، كمتر و كوچك تر از فضله یك پشه ریز است. اگر دنیا در نظر خداوند به اندازه بال مگسى ارزش داشت، نه مسلمانى به آن مى رسید و نه كافرى از آن بهره اى مى یافت. (7)

این بینش و نگاه به دنیا داشتن، حقیقت زهد است؛ فراموش نکنیم که زهد نداری نیست؛ عدم وابستگی است، رهایی است رهایی انسان ها از دنیا که البته در این میان می تواند فردی ثروتمند باشد اما وابسته به دنیا نباشد و از طرفی دیگری فرد دیگری یک وجب از مال دنیا داشته باشد اما تعلق به دنیا نداشته باشد.

اما اینکه چگونه می توان به این بینش رسید؟ اصلا زهد در چه کسی پیدا می شود؛ آیا کسی که زیاد نماز و روزه دارد، زاهد است؟ امام صادق (ع) در بیانی به زیبایی پاسخ این سؤال را می فرمایند؛ در مناجات موسى علیه السلام آمده است كه : اى موسى بندگان شایسته من باندازه دانششان در دنیا زهد ورزیدند، و دیگران باندازه نادانیشان بدان رغبت كردند.(8)
بنابر این زهد به زیادی نماز و روزه نیست، به نوع نگاهی است که انسان ها به دنیا دارند.

واین گونه بود که 72 تن از یاران حقیقی سید الشهدا پای در رکاب مولایشان ایستادند چرا که این ها توانستند دنیا را کنار بگذارند کاری که افرادی چون عمر سعد نتوانستند.
پی نوشت:
1- ملهوف (لهوف)، ص 126 و بحارالانوار، ج 46، ص 366 و 367.
2- تحف العقول، ص 245.
3- الکافی، ۲ / ۲۴۱ / ۳۷ .
4- بحار/ 27/54.
5- الأمالی (للصدوق)، النص، ص: ۳۲
6- تحف العقول : ص 40، بحار الأنوار : ج 72 ص 52 ح 72 ؛ كنز العمّال : ج 3 ص 213.
7- الخَلاق : النَّصیب (المصباح المنیر : ص 180 «خلق»)/ تاریخ المدینة : ج 2 ص 557 عن الشعبی.
8- اصول كافى جلد 4 صفحه 5.

منابع:
بیانات حجت الاسلام علوی تهرانی در محرم 96
پایان نامه “هوی پرستی و بررسی ریشه های آن از دیدگاه قرآن و سنت"؛ نوشته محدثه ملائی امام زاده
پایان نامه “آثار تربیتی، سیاسی و اجتماعی تولی و تبری"؛ نوشته نیکویی، علی
کتاب مراحل اخلاق در قرآن کریم؛ نوشته جوادی آملی، عبدالله
مقاله “تاثیرات اجتماعی فهم نادرست از دین"؛ نوشته ملکیان، مصطفی که در شماره 29 مجله بازتاب اندیشه، منتشر شده است.

تبیان

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 09:45:00 ق.ظ ]





  طریقۀ صحیح نذر کردن برای مراسم امام حسین علیه السلام   ...

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی دامت برکاته به استفتائی پیرامون «طریقه صحیح نذر» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

* طریقۀ صحیح نذر کردن برای مراسم امام حسین علیه السلام

پرسش:

طریقه نذر صحیح براى مراسم عزاداری حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) چگونه است؟

پاسخ:

باید نذر کنند که براى رضاى خدا به مراسم حسینى، فلان کمک را مى کنند، و نذر براى پرچم و امثال آن صحیح نیست، بلکه باید براى خدا به نیت کمک به عزاى صاحب پرچم یعنى امام حسین(علیه السلام) و یارانش باشد.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, استفتاء  لینک ثابت



 [ 09:37:00 ق.ظ ]





  صبر بر فشارها و کناره نگرفتن از امام و ولی   ...

افرادی هم در جریان قیام سیدالشهداء (ع) گوشه‌گیری کردند و با آن حضرت همراه نشدند، نه مشکل طمع مال داشتند و نه مشکل بیماردلی؛ یعنی انسان‌های بدی نبودند، اما به‌خاطر ضعف تحلیل و ضعف مبانی دینی‌شان اهل شک بودند و در مواقع حساس نمی‌توانستند تصمیم درست را بگیرند.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 09:04:00 ق.ظ ]





  ویژگی آمران به معروف و ناهیان از منکر   ...

 

ویژگی های آمران به معروف و ناهیان از منکر

فردی که می خواهد امر به معروف کند (آمر) یا نهی از منکر نماید (ناهی) در صورتی موفّق خواهد بود که ویژگی های زیر را داشته باشد ، البته این سخن به این معنا نیست ، که اگر این خصوصیات را نداشت ، امر به معروف و نهی از منکر واجب نخواهد بود .

1- شناخت :

آمر و ناهی باید نسبت به معروف و منکر و مسایل پیرامون آن از شناخت کافی بهره مند باشد.

  2- اخلاص :

هر چند در امر به معروف و نهی از منکر ، قصد تقرّب به خداوند و اخلاص معتبر نیست ، امّا اگر آمر و ناهی ، امر و نهی را به قصد خشنودی و رضایت پروردگار و اصلاح فرد انجام دهد ، به عمل ، رنگ عبادت داده است .

3- خیرخواهی 

4- پایبندی به ارزش ها :

آمر به معروف و ناهی از منکر ، خود باید به معروف ها عمل کند و از منکرها پرهیز نماید ، تا سخن او در دل ها مؤثّر افتد .

5- احترام به فهم و شخصیت دیگران :

6- نگوییم تو اهل جهنّمی و ما اهل بهشت ؛ با احترام و ادب سخن بگوییم . در تذکّر دادن
لازم است به کرامت ، شخصیّت و انسانیّت مخاطب احترام بگذارم .

7- مهربانی :

آمر و ناهی ، در امر و نهی خود ، از روی دل سوزی و مهربانی با مخاطب خود ، به گفت و گو بپردازد نه از موضع کبر و غرور یا برخورد خشونت آمیز ، او همانند انسانی درد آشنا و کسی که به کمک دیگران می شتابد ، به دنبال درمان مناسب و مؤثّر باشد.

امام علی u فرموده اند : یَنبغی لِلعاقِل اَن یُخاطِبَ الْجاهِلَ مُخاطبة الطَّبِیب الْمَرِیض ،

سزاوار است ، انسان خردمند ، در برخورد با شخص جاهل ، همان گونه که پزشک یا مریض به گفت و گو می پردازد ، گفت و گو کند .

خداوند متعال ، هنگامی که به موسی و هارون ، مأموریت می دهد ، تا نزد فرعون بروند و او را به توحید فرا خوانند ، فرموده است :

فَقُولا لَه قَوْلا لَیِّنا ، با او به نرمی (و از سر مهربانی) سخن بگوئید .

8- صبوری و بردباری

آمر و ناهی ، ممکن است از سوی مخاطبان خود ، گاهی با نامهربانی روبرو شود ، برخی به استهزاء و تمسخر و اهانت وی بپردازند و برخی به زد و خورد اقدام کنند و مشکلاتی را پدید آورند ، آمر و ناهی از این پیشامدها نباید هراسی به خود راه دهد یا در ادامه راه خود دچار تردید گردد ، بلکه با حلم و بردباری ، این فریضه بزرگ الهی را چون پیامبران و پیشوایان دینی ، جامه عمل بپوشاند ، به یقین ، خداوند ، چنین افرادی را کمک خواهد نمود .

9- گذشت و برخورد کریمانه

آمر و ناهی اگر با استهزاء و اهانت از سوی دیگران مواجه شود با بزرگواری برخورد نماید و خصلت عفو و گذشت را در خود به کمال رساند .

10- ساده امّا هنرمندانه

11- پرهیز از خودپسندی

اگر خداوند به آمر و ناهی ، توفیق داده است ، تا واجب ها را انجام دهد و از گناهان پرهیز کند، آمر و ناهی باید آن را سرمایه سعادت و کمال خود قرار دهد و خودبینی و خودپسندی را ، به خود راه ندهد و گمان نکند که او فردی صالح و شایسته و برگزیدة خداوند است و دیگران اهل گناه و دوزخ .

12- عدم کنجکاوی

13- عدم اصرار

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-24] [ 02:05:00 ب.ظ ]





  شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر   ...

عالمان و دانشمندان اسلامی ، در کتاب های خود ، چهار شرط را آورده اند ، که اگر همه این شرایط چهارگانه وجود داشت ، امر به معروف و نهی ازمنکر واجب می شود ، در غیر این صورت ، واجب نخواهد بود . امّا آن چهار شرط عبارت اند از:

علم و آگاهی به معروف و منکر
فردی که امر به معروف و نهی از منکر می کند ، باید بداند آن کاری را که مخاطب ترک کرده معروف است ، تا او را به انجام معروف وادار کند و نیز بداند کاری را که آن شخص انجام می دهد منکر است، تا او را از آن عمل نهی کند .

احتمال تأثیر
شخصی که امر به معروف و نهی از منکر می کند ، در صورتی که بداند یا احتمال بدهد ، که امر و نهی او در مخاطب ، تأثیرگذار خواهد بود ، باید او را امر به معروف و یا نهی از منکر کند.

استمرار گناه
در صورتی که فردی ، در حال انجام گناهی است، که از نظر زمانی تداوم می یابد و یا اینکه گناهی را انجام داده ، ولی بنا دارد برای بار بعدی نیز آن را تکرار کند . امّا اگر خود آن فرد از گناه دست بردارد و یا نشانه های اطمینان آوری از انصراف او از گناه وجود دارد ، نهی او لازم نیست .

امر و نهی ، مشکل ساز نباشد
اگر فردی که امر و نهی می کند ، بداند که از سوی مخاطب ، پیامدهای خطرناکی برای او پدید خواهد آمد و ضرری بر جان و مال و یا آسیبی بر آبروی او وارد خواهد شد، امر و نهی بر او واجب نیست و هم چنین است، اگر این خطر و ضرر برای بستگان و دیگر مؤمنین پیش آید.

نکته : ضررهای پیش پا افتاده و ناچیز ، مقصود نیست .

مراحل امر به معروف و نهی از منکر

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 02:02:00 ب.ظ ]





  مراقب باشیم ، دین مردم را ندزدیم   ...

قال ابا عبدالله علیه السلام:
مَعَاشِرَ الشِّیعَةِ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
ای جمعیت شیعه برای ما زینت باشید ، و باعث ننگ ما نباشید

📚منبع: بحار الأنوار ؛جلد ‌65 ،صفحه151

گاه ماهایی که ظاهر مذهبی داریم ناخداگاه کاری می کنیم که مردم از دین برمیگردند . مثلا جواب سلام نمی دهیم ‌ صوت مداحی را تا نیمه شب در خیابان بلند می کنیم . لباس کثیف می پوشیم . سر مردم کلاه می گذاریم و ..
به هرحال باید مواظب باشیم که آبروی دین را نبریم
🔹🔹🔹
✅داستانک
مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد.
راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 پنس اضافه تر می دهد!
می گفت: چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست پنس اضافه را برگردانم یا نه؟
آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنس را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی…
گذشت و به مقصد رسیدیم. موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم. پرسیدم بابت چه؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم.
با خودم شرط کردم اگر بیست پنس را پس دادید بیایم. فردا خدمت می رسیم!
میگفت: ماشین که رفت؛ تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد.
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنس می فروختم
🔹🔹🔹
✅داستانک
گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.
آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین.
اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت
آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی  لینک ثابت



 [ 12:52:00 ب.ظ ]





  شهید نشدن حضرت زینب (سلام الله علیها) در کربلا   ...

چرا خداوند نخواست که حضرت زینب(س) در روز عاشورا به شهادت برسند؟

هر حادثه تاریخی ماندگار، علاوه بر عامل ایجادکننده آن(علت محدثه)،‌ نیازمند به علتی است که باعث تداوم و جاودانگی آن در طول تاریخ گردد(علت مبقیه).
حادثه عاشورا یک علت و عامل پدیدآورنده داشت و آن جانبازی و شهادت مظلومانه امام حسین(ع) و یاران با وفاری آن حضرت(ع) بود،‌البته حادثه عاشورا دو چهره داشت یک چهره نورانی و درخشان که در آن تمام کمالات و فضایل انسانی متجلی شد و آن عبارت است از فداکاری و از خودگذشتگی اباعبدالله الحسین(ع) و یاران با وفای ایشان ویک چهره تاریک و پلید داشت که در آن تمام رذالتها و پستیها و زشتیهای دنیا پرستان در آن متبلور و مجسم گردید.
این حادثه تاریخ برای جاودانگی و زنده ماندنش، نیازمند راویان و روایتگرانی بود که خود شاهد عینی این حادثه از نزدیک بودند تا پیامها و رشادتها و اهداف این حادثه را به غائبان و نسلهای بعدی منتقل کنند.
زینب سلام الله علیها با حضرت سجاد علیه السلام این نقش مهم روایتگری و بیدارکردن وجدانهای خفته و غبارگرفته را به نحو احسن ایفاء کردند.
این نقش آفرینی در چند محور بررسی می شود:
1. تبیین و نقل خود رویدادها و حوادث جانگدازی که هر انسان با فطرت و با وجدانی را بیدار و هوشیار می نمود.
2. تبیین اهداف و مقاصدی که امام حسین(ع) با یارانشان به خاطر زنده نگه داشتن آنها به مقام رفیع شهادت نایل شدند.
3. خود حضور فیزیکی و صرف شرکت انسان های غم دیده و مصیبت زده در کاخ عبیدالله و کاخ یزید، خود گواهی عینی بر حقانیت و مظلومیت اهل بیت عصمت علیهم السلام بود که می توانست تأثیر روانی شگرفی در ناظرین داشته باشد.
4. زینب سلام الله علیها نقش پرستار و تسلی دهنده و پناهگاه عاطفی نسبت به یتیمان و کودکان و حتی نسبت به حضرت سجاد علیه السلام را به خوبی ایفاء نمود، اگر این نقش عاطفی و پشتوانه روحی نبود، شاید این حادثه آن طور که باید و شاید تأثیرگذار نمی بود.
بنابراین زینب سلام الله علیها با ایفای این چهار نقش عمده و با سخنرانی های آتشین و علی وار خود، عامل بقاء و استمرار حرکت عاشورا گردید و این از حکمت ها و مصلحت های الهی بود که زینب علیها سلام همراه این کاروان باشد تا بعدا نقش روایتگری آن را به خوبی انجام دهد.

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, زنان  لینک ثابت



 [ 12:50:00 ب.ظ ]





  ضرورت پاسخ به شبهات و رعایت سطح مخاطب   ...

حضرت آیت الله سیستانی دامت برکاته در پیام خود به مبلغان ماه محرم فرمودند: سخنران مجالس حسینی باید سطح فکری مخاطب را در نظر بگیرد و در پاسخ دادن به شبهات نیز با آگاهی وارد این عرصه شود.



حجت الاسلام و المسلمین کشمیری نماینده آیت الله سیستانی و رئیس مرکز امام علی(ع) لندن در این نشست خطاب به مبلغان و علما و ائمه جماعت گفت: ماموریت و مسئولیت شما در عصر کنونی بسیار سنگین است؛ چراکه امروز پرچمداران گمراهی و تاریکی افکار و پیام های مسموم و ضد اسلام خود را در پایگاه ها و شبکه های اجتماعی و مجازی منتشر کرده اند و ما و شما وظیفه داریم با قدرت در براب این شبهات بایستیم و با روش های علمی و دقیق و با استناد به قرآن و سنت و استفاده از مناظرات معصومین (ع) به آن پاسخ دهیم و در این زمینه و در ماه محرم یکی از منابع مهم که باید مورد استفاده مبلغان واقع شود سخنان امام حسین (ع) به ویژه سخنرانی ایشان در مدینه است که در آن فرمود: «من برای سرکشی و قدرت طلبی و ظلم و فساد قیام نمی کنم …» تا آخرین خطبه ایشان در روز عاشورا که این سخنرانی ها بیانگر اهداف امام حسین و نهضت ایشان است.

وی افزود: علاوه بر اینها یکی از منابع مفید دیگر در این زمینه سخنان و تالیفات بزرگان شرق و غرب درباره امام حسین (ع) و توجه به توصیه های حضرت آیت الله سیستانی درباره تبلیغ است که شایسته است مورد توجه و اهتمام مبلغان قرار گیرد.

ما در این زمینه از محضرت حضرت آیت الله سیستانی درخواست کردیم توصیه های پدرانه خود را به عموم سخنرانان مجالس حسینی در ماه محرم بیان کنند و ایشان نیز توصیه هایی را که نشان دهنده ضرورت اهتمام به حفظ دین و جایگاه منبر حسینی است بیان فرمودند که این سخنان حاوی دو نکته است:

توصیه های حضرت آیت الله سیستانی به مبلغان ماه محرم

نکته اول درباره نقش منبر حسینی در ایام محرم است. رسالت منبر علاوه بر ذکر مصیبت های اهل بیت(ع)،  نشر دین و تحکیم دین در جان و روح مسلمانان و بیان معارف قرآنی و دفع شبهات با ادله محکم و قانع کننده و تربیت نفوس بر اساس تقوا و ارزش های برتر است و این همان جایگاه و ماموریتی است که خداوند عزوجل بر عهده پیامبرش(ص) گذاشت و ایشان اولین کسی است که در اسلام بر فراز منبر رفت و قرآن را برای ما تفسیر کرد و خداوند متعال در این زمینه فرمود: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ».

این آیه اشاره می کند که رسالت پیامبر که منبر وسیله رساندن آن به مردم بود؛ چیزی نیست جز تحکیم دین از راه پاکسازی جان و روح انسان ها از تاریکی ها و آلودگی ها و بیماری های روحی و اخلاقی و ارائه معارف قرآنی و کاشتن حکمت در دل های انسان ها.

هدف برتر و والای قیام اصلاحی سیدالشهدا (ع) نیز حفظ دین و تحکیم آن در برابر سیره و روش ضد اسلامی اموی بود که امام حسین(ع) در برابر این جریان خطرناک ضد اسلامی ایستاد و تمام رسالت و جانفشانی او برای حفظ دین از نابودی و انحراف بود و به نظر من اگر فداکاری عظیم امام حسین(ع) در آن شرایط سخت نبود، اثری از اسلام باقی نمی ماند و امروز نیز منبر حسینی امتداد قیام امام حسین و عاشورا است و وظیفه ای جز حفظ دین و دفاع از آن ندارد.

نکته دوم:

یکی از روشن ترین مصادیق حفظ و تحکیم دین در عصر حاضر ایستادگی در برابر شبهات ضد دینی و دفاع از معارف اصیل و ارزش های اخلاقی در برابر این شبهات است؛ اما پیش از آن باید چند امر در این زمینه رعایت شود:

1. سخنرانی که بنا به دفع شبهه دارد، باید در این زمینه متخصص و با تجربه و دارای اطلاعات کافی باشد؛ زیرا در غیر این صورت چه بسا فساد وارد شدن او به این عرصه بیشتر از منفعت آن باشد و البته منبر دینی یکی از مهم ترین وسائل برای دفع شبهات اعتقادی است که پیامبر اسلام (ص) و امیرالمؤمنین (ع) از منبر علاوه بر بیان معارف وآموزش دین برای پاسخ دادن به شبهات نیز استفاده می کردند؛ شبهاتی که یا در ذهن برخی مسلمانان بود و یا اینکه تحت تاثیر افکار وارداتی به جامعه اسلامی وارد می شد و از اینجا است که اهمیت منبر حسینی روشن می شود که در واقع همان امتداد رسالت و منبر پیامبر و امام علی صلوات الله علیهما و آلهما است و شایسته است که صاحب منبر نیز از آمادگی و کفایت لازم برخوردار باشد.

2. شبهات دو نوع هستند: برخی رایج و مشهورند و برخی از شبهات گرچه موجودند، اما مشهور و متداول نیستند و دایره مخاطب محدودی دارند و از این رو لازم است روحانی شبهات متداول و مشهور را پاسخ بدهد و در مورد شبهات خاص و غیر متداول از حکمت به دور است که روحانی و مبلغ بخواهد به این شبهات نیز در میان عموم مردم پاسخ بدهد، بلکه مبلغ باید بدون اشاره به این دسته از شبهات، معلوماتی را در منبر خود ارائه کند که به واسطه آن شبهه دفع شود بدون اینکه ذکری از شبهه به میان بیاورد.

3. بدیهی است که هر مجلسی اقتضائی دارد و از این رو سخنران باید سطح فکری و فرهنگی مخاطب خود را در نظر بگیرد و آن دسته از معارف دینی را مطرح کند که مناسب با سطح شنوندگان و در راستای شبهات موجود در ذهن آنها باشد، زیرا از رسول اکرم (ص) روایت شده که فرمود: ما پیامبران ماموریم به اندازه عقول مردم به آنها سخن بگوییم.

4. لازم است بیشترین استفاده از علوم اهل بیت(ع) که از منابع معتبر و قابل اعتماد به دست ما رسیده استفاده شود و از معصومان علیهم السلام نیز روایت شده که «اگر مردم زیبایی های کلام ما را بدانند از ما پیروی می کنند» و این بدان خاطر است که سخنان اهل بیت(ع) نیز همچون قرآن کریم شامل یک منظومه فکری متکامل و متنوع است و در آن حکمت و اخلاق و معلومات فطری و دفع شبهات وجود دارد که همه اینها موجب نورانی شدن و تقویت اعتقادات دینی مسلمانان هستند و این بدان خاطر است که اهل بیت(ع) بر اساس حدیث ثقلین، همتای قرآن کریم هستند.

سخنرانی مجالس حسینی باید در منبر خود به این نکته توجه داشته باشد و در کنار آن باید به ذکر مصائب اهل بیت (ع) و مصیبت های کربلا نیز اهتمام داشته باشد، زیرا بیان این مصیبت ها تاثیر زیادی در بقای دین و قیام عاشورا در جان ها دارد.

از خدای متعال می خواهیم تمام خطبا را در انجام وظیفه خود به بهترین صورت موفق بدارد و آنها را در راه تحکیم دین و تزکیه نفوس مسلمان یاری کند، إنه سمیع مجیب.

السَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلیّ بنِ الحُسینِ و عَلَی أولادِ الحُسَین و عَلی أصحابِ الحُسینِ و رَحمةُ اللهِ و بَرکاتُه.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



 [ 10:29:00 ق.ظ ]





  پنج نشانه و پنج راهکار به دست آوردن فهم دین   ...

حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری گفت: انجام واجبات تحت هرشرایط، دوم ترک حرام هرچقدر شیرین باشد، خدمت بیشتر به مخلوقات، شکر در برابر مصیبت ها و مشکلات،ایثار وفداکاری تحت هرشرایطی از نشانه های داشتن فهم دین است.
 
به گزارش خبرگزاری «حوزه» از اصفهان، حجت الاسلام والمسلمین محمد مهدی ماندگاری، صبح امروز در جمع عزاداران حسینی در هیئت رزمندگان اسلام اصفهان اظهار کرد: در جامعه باید به سمت سیستم ارزشیابی برای ارزش های های واقعی و باطنی باشیم.

رئیس مؤسسه روایت سیره شهداء با بیان اینکه یک یاز عرصه هایی که باید به باطن توجه کرد نه ظاهر ، در امر ازدواج است، گفت: فهم ما ما باید باطنی و عمیق باشد و از ظاهر صرف بپرهیزیم، بصیرت و صبر و استقامت از نشانه های فهم دینی است.

وی در توضح راه های به دست آوردن فهم دینی خاطرنشان کرد: پرسش از اهل دین و کارشناسان دینی، تفکر و تامل کردن، تلمذ کردن و شاگردی کردن، تعبد داشتن و توکل و تفوض از خداوند از راهکارهای به دست آوردن فهم دین است.

حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری بیان کرد: اگر فهم داشته باشیم انجام واجبات وترک محرمات بر هر امری می ارزد، لذا امام حسین(ع) براین مبنا شب تاسوعا وعاشورا را ازدشمن برای تعبد وقت گرفت.

وی تصریح کرد:امروز متاسفانه ارزش های جامعه ما تغییر کرده،اگر جوان امروز برای گرفتن امضا از فلان بازیکن وبازیگر چه سختی هایی می کشد، ولی برای نماز صبح حاضر نیست بلند شود، این نشان از تغییر سیستم ارزشیابی جوانان ما در زندگی است.

رئیس مؤسسه روایت سیره شهداء افزود: فهم درست از دین یعنی اینکه می ارزد برای دیدار با امام زمان(عج) هر کار وسختی را انجام دهیم، یاران کربلا دراوج فهم درست از دین بودند که ماندند وجان خود را نثار امام زمان(عج) خویش کردند.

وی افزود: شاخصه فهم دین براساس آیات قرآن این است که ببینیم چه میزان در انجام واجبات وترک محرمات حساس هستیم وخود را ملزم به آنها می دانیم.

حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری با تاکید براینکه اگر با خدا رفیق باشیم هیچ بلایی سر ما نمی آید، نماز شب بزرگترین سپر در برابر شیطان است گفت:  انجام واجبات تحت هرشرایط، دوم ترک حرام هرچقدر شیرین وارزون باشد، خدمت بیشتر به مخلوقات، شکر در برابر مصیبت ها و مشکلات،ایثار وفداکاری تحت هرشرایطی از نشانه های داشتن فهم دین است.

وی عنوان کرد: شهدای دفاع مقدس ما علی رغم سن کم خود، فهمشان در دین بسیار بالا بود، یاری امام زمان(عج) نیازمند فهم بالای دینی است،فهم حسینی نیازمند عاقبت بخیری است، امروز متاسفانه فهم های ما آبکی و ظاهری است.

منبع خبرگزاری رسمی حوزه- 23/6/97

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:11:00 ق.ظ ]





  حسینی باش...   ...

امام حسین (علیه السلام) فرمودند:

مَن طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَکَلَهُ اللهُ اِلَی النّاسِ؛
هر کس به بهای نارضایتی خدا، مردم را راضی کند، خداوند او را به مردم وامی گذارد.
مستدرک الوسائل، ج12، ص209

شرح حدیث:
 

از قدیم گفته اند: رضایت همه را نمی توان به دست آورد.
هر کار کنید، برخی خوششان می آید و بعضی ناراحت می شوند، رفتار شما بعضی را خشنود و برخی را ناراضی می کند. به علاوه، گاهی جلب رضای مردم به آن است که حق و انصاف و عدالت را زیر پا بگذارید و خلاف کنید، تا خواسته های نادرست آنان را تأمین نمایید.
پس باید به فکر جلب رضای کسی بود که رضایت او کارساز است و آخرت و عاقبت و بهشت و جهنم انسان به دست اوست؛ یعنی خدا.
هیچ سزاوار نیست که برای خشنود کردن مردم، خدا را به خشم آوریم.
در تاریخ، بسیار بوده اند کسانی که برای رضای سلاطین و به خاطر پسند ارباب زر و زور، از حق چشم پوشیده و به باطل گرویده اند. مگر «عمر سعد»، به خاطر رضایت «ابن زیاد» با حسین بن علی(علیه السلام) نجنگید؟ مگر ابن زیاد، برای تأمین رضایت اربابش یزید، از کوفه لشکری عظیم برای نبرد با سیدالشهداء (علیه السلام) نفرستاد؟ آخر کار هم دچار خشم الهی شد و همان گونه که امام فرموده است، خداوند، آنان را به مردم واگذاشت. مردمی که به دستور یزید و ابن زیاد به جنگ حسین(علیه السلام) آمده بودند، روزی هم با نفرت و لعنت از آنان یاد می کردند و از کرده ی خویش پشیمان بودند.
در هر کاری باید جانب رضای خدا را گرفت، نه پسند مردم را.
کسی که حساب خود را با خداوند، صاف و پاکیزه کرده باشد و رضای الهی را در کارها در نظر بگیرد، خداوند هم به او عزّت دنیا و سربلندی و سعادت آخرت عطا می کند.
ممکن است کسانی در دنیا با جلب رضایت مردم از راه حلال و حرام و راست و دروغ، به مقام و موقعیتی برسند، ولی دوام نخواهد داشت.
معیار حساب آخرت، رضای خالق است، نه پسند خلق!
منبع: حکمت های حسینی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسین علیه السلام)، جواد محدثی.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی, حديث روز  لینک ثابت



 [ 10:04:00 ق.ظ ]





  سوگواری فرشتگان و اشک های بهشتی   ...

سابقه عزادارى و سوگوارى بر مظلوميت خاندان پيامبر عليهم السّلام بسيار ديرينه است و خود پيامبر و على و فاطمه و… عليهم السّلام و فرشتگان و كرّوبيان و جنّ و انس بر مظلوميّت (آل اللّه ) گريسته و مجالس عزا و گريه برپا كرده اند. حتى انبياى گذشته هم اشكى ريزان و دلى سوزان و توسّل و توجّهى به خاندان عصمت و اسوه هاى شهادت داشته اند.

*آتش عشقِ حسينى

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله :

اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منينَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.

براى شهادت حسين عليه السلام ، حرارت و گرمايى در دلهاى مؤ منان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود.

جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 556

*فرشتگان سوگوار

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

اَرْبَعَةُ الا فِ مَلَكٍ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام شُعْثٌ غُبْرٌيَبْكُونَهُ اِلى يَوْمِ القِيامَةِ.

چهار هزار فرشته نزد قبر سيدالشهدا عليه السّلام ژوليده و غبارآلود، تا روز قيامت بر آن حضرت مى گريند.

كامل الزيارات ، ص 119

*اشكهاى ارزشمند

قال الصّادق عليه السّلام :

… رَحِمَ اللّهُ دَمْعَتَكَ، اَما اِنَّكَ مِنَ الَّذينَ يُعَدُّوَنَ مِنْ اَهْلِ الْجَزَعِ لَنا وَالَّذينَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا و يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا، اَما اِنّكَ سَتَرى عِنْدَ مَوْتِكَ حُضُورَ آبائى لَكَ… .

امام صادق عليه السّلام ، به (مسمع ) كه از سوگواران و گريه كنندگان بر عزاى حسينى بود، فرمود:

خداى ، اشك تو را مورد رحمت قرار دهد. آگاه باش ، تو از آنانى كه از دلسوختگان ما به شمار مى آيند، و از آنانى كه با شادى ما شاد مى شوند و با اندوه ما غمگين مى گردند.

آگاه باش ! تو هنگام مرگ ، شاهد حضور پدرانم بر بالين خويش خواهى بود.

وسائل الشيعه ، ج 10، ص 397

*وعده امام حسین به عزاداران

قالَ الحسينُ عليه السّلام :مَنْ دَمِعَتْ عَيناهُ فينا قَطْرَةً بَوَّاءهُ اللّهُ عَزَّوَجَلّ الجَنَّةَ.

چشمان هر كس كه در مصيبتهاى ما قطره اى اشك بريزد، خداوند او را در بهشت جاى مى دهد.

احقاق الحق ، ج 5، ص 523

*شعر خوانى در ايّام عزا

قالَ الرّضا عليه السّلام :

يا دِعْبِلُ! اُحِبُّ اَنْ تُنْشِدَنى شِعْراً فَاِنَّ هذِهِ الا يّامَ اَيّامُ حُزْنٍ كانتْ عَلَينا اَهْلِ الْبَيْتِعليهم السّلام .

امام رضا عليه السّلام به دعبل (شاعر اهل بيت ) فرمود.اى دعبل ! دوست دارم كه برايم شعرى بسرايى و بخوانى ، چرا كه اين روزها (ايام عاشورا) روز اندوه و غمى است كه بر ما خاندان رفته است .

جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 567

* ماه سوگوارى اهل بیت

قال الرّضا عليه السّلام :

انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا كانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكائِهِ … .

هرگاه ماه محرّم فرا مى رسيد، پدرم (موسى بن جعفرعليه السّلام ) ديگر خندان ديده نمى شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى يافت تا آن كه ده روز از محرّم مى گذشت ، روز دهم محرّم كه مى شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود.

*سیراب از آب کوثر

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

ما مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ لَنا اِلاّ نُعِّمَتْ بَالنَّظَرِ اِلَى الْكَوْثَرِ وَ سُقِيَتْ مِنْهُ.

هيچ چشمى نيست كه براى ما بگريد، مگر اينكه برخوردار از نعمتِ نگاه به (كوثر) مى شود و از آن سيرابش مى كنند.

جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 554

*نَفَسهایی که حکم تسبیح دارند

قالَ الصّادقُ عليه السّلام :

نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنا تَسْبيحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ وَ كِتْمانُ سِرّنا جِهادٌ فى سَبيلِ اللّهِ. ثَمَّ قالَ اَبُو عَبدِاللّهِ عليه السّلام :

يَجِبُ اَنْ يُكْتَبَ هذا الْحَديثُ بِالذَّهَبِ.

نَفَس كسى كه بخاطر مظلوميّت ما اندوهگين شود، تسبيح است و اندوهش براى ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست .

سپس امام صادق عليه السّلام افزود:

اين حديث را بايد با طلا نوشت !

امالى شيخ مفيد، ص 338

*دعای امام صادق برای عزادارن اهل بیت

قال الصّادق عليه السّلام :

اَللّهم … وَ ارْحَمْ تِلْكَ الاَعْيُنَ الَّتى جَرَتْ دُمُوعُها رَحْمَةً لَنا وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتى جَزَعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنا وَ ارْحَمِ الّصَرْخَةَ الّتى كانَتْ لَنا.

امام صادق عليه السّلام بر سجّاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بيت ، چنين دعا مى كرد و مى فرمود:

خدايا … آن ديدگان را كه اشكهايش در راه ترحّم و عاطفه بر ما جارى شده و دلهايى را كه بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فريادها و ناله هايى را كه در راه ما بوده است ، مورد رحمت قرار بده .

بحارالانوار، ج 98، ص 8

* آسمان چهل روز گریه کرد

عَنِ الصّادقُ عليه السّلام :يا زُرارَةُ! اِنَّ السَّماءَ بَكَتْ عَلَى الْحُسَيْنِ اَرْبَعينَ صَباحاً.

اى زراره ! آسمان چهل روز، در سوگ حسين بن على عليه السّلام گريه كرد.

جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 552

حجت الاسلام والمسلیمن جواد محدثی

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-06-22] [ 11:38:00 ق.ظ ]





  بسته محرم   ...

صفحه زندگی سلام یک بسته مطالعاتی جمع و جور و متنوع را برای ماه محرم که مکمل شور حسینی ما باشد منتشر کرده که به شرح زیر می باشد:

شعور حسینی
ماه محرم و ماه رمضان، ماه هایی هستند که با آمدنشان تغییراتی در زندگی روزمره ما ایجاد می شود. افرادی هم با رسیدن این دو ماه، سعی می کنند مطالعاتی متناسب با فضای معنوی این ماه ها، داشته باشند؛ مطالعات در حوزه ماه محرم به شناخت ما از فلسفه قیام عاشورا و زوایا و ابعاد مختلف آن کمک می کندو بدون شک به عزاداری ارزشمندتری هم منجر خواهد شد. درباره فلسفه قیام امام حسین (ع)، حماسه عظیم کربلا و همین طور افرادی که روز عاشورا در کربلا حضور داشتند، کتاب های زیادی (در قالب رمان، شعر، داستان، کتاب های پژوهشی، تاریخی تحلیلی و…) نوشته شده است. ما سعی کردیم یک بسته پیشنهادی جمع و جور برایتان آماده کنیم تا اگر مایل بودید، همزمان با فرارسیدن ماه محرم، سیر مطالعاتی تان را هم شروع کنید. در کنار آن، از پویش مطالعاتی «روشنا» هم گفتیم. با ما همراه باشید.

مدرسه حسینی
رویکرد تربیتی به حماسه ای فراتاریخی
کتاب «مدرسه حسینی» نوشته مصطفی دلشاد تهرانی، محقق، استــاد دانشگـــاه و از بنیـــانگـــذاران دانشگاه علوم حدیث است. این کتاب با رویکردی تربیتی به حماسه فراتاریخی و فراجغرافیایی عاشورا پرداخته است. در این کتاب، از واقعه کربلا به عنوان مدرسه ای یاد می شود که علاوه بر احیای اسلام نبوی و علوی، افراد می توانند با درس گرفتن از آن، راه تعالی را پیدا کنند. هدف این کتاب هم مثل دیگر آثار این نویسنده، حول محور زندگی خداپسندانه با مدد گرفتن از سیره اهل بیت(ع) است. این اثر 365 صفحه ای، از سوی انتشارات دریا منتشر شده است. از دیگر تألیفات این نویسنده می توان به حماسه حسینی و ظهور حقیقت آدمی، نهضت حسینی عزت حسینی، رهزنان دین: آسیب شناسی دین و دینداری در نهج البلاغه، پیشگاه حقیقت:کربلا و عاشورا، راه ها و انتخاب ها و… اشاره کرد.


پس از پنجاه سال
پژوهشی پیرامون قیام امام حسین (ع)
اگر می خواهید بدانید چه اتفاقی در برهه تاریخی واقعه کربلا رخ داده است که همان تازه مسلمانانی که برای جلب رضایت پیامبراکرم (ص) از هم سبقت می گرفتند، بیشترشان یا نسبت به واقعه عاشورا خاموش و بی تفاوت ماندند یا روز عاشورا برای کشتن نوه گرامی پیامبر به صف سپاهیان یزید پیوستند، ما به شما کتاب «پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین (ع)» را پیشنهاد می کنیم. استاد سید جعفر شهیدی در این کتاب تحلیلی، سعی می کند با وفادار ماندن به تاریخ، زمینه های اجتماعی، سیاسی، مذهبی و قومی شکل گیری قیام عاشورا را بررسی کند. مرحوم شهیدی در مقدمه کتاب می گوید که مباحث مطرح شده در کتاب، سال ها ذهنش را مشغول کرده و قصد داشته است که درباره قیام حسین (ع) کتابی بنویسد؛ تا این که یادداشت هایی پراکنده را در یکی از روزنامه های عصر تهران منتشر کرد که مورد استقبال قرار گرفت. او در این کتاب بیش از آن که در جست وجوی چگونگی باشد، به دنبال چرایی حادثه عاشورا بوده است. او می نویسد: «مقصود من از نوشتن این یادداشت ها مقتل نویسی، تبلیغ مذهبی و حتی نوشتن تاریخ نیست. من کوشیده ام تا خود بدانم آنچه رخ داد، چرا رخ داد؟» این کتاب 216 صفحه ای توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی برای اولین بار در سال 1358 چاپ شد. در قسمتی از کتاب می خوانیم: «در مدت نیم قرن عامل های چندی در سقوط جامعه اسلامی موثر بود اما هیچ یک از آن ها در شدت اثر، به پایه عامل رغبت به مال اندوزی نمی رسد و حسین بهتر از هرکس از این حقیقت پرده برداشته است که می گوید:«مردم بنده دنیایند؛ دین را تا آنجا می خواهند که با آن زندگانی خود را سروسامان دهند و چون آزمایش درمیان آید، دینداران اندک خواهند بود.»


«رسم وفا»
درباره شهدای غیر هاشمی کربلا
از بین تمام کسانی که در سال 61 هجری قمری روی کره زمین زندگی می کردند، تعداد کمی لیاقت پیدا کردند، روز عاشورا در صف یاران سیدالشهدا(ع) باشند. یارانی که مرحوم شهیدی درباره شان می نویسد: «مسلمانان راستین! مسلمانانی که از عهده آزمایش بدان سختی به خوبی برآمدند. تا جهان باقی است به طالبان شرکت در چنین آزمایشی فهماندند اگر پیروزی می خواهند، باید پاکباز باشند. بقیه بیعت کنندگان مسلمان نبودند؟ چرا اما مسلمانی را تا آنجا می خواستند که به مال و جان آنان زیانی نرساند» . کتاب رسم وفا نوشته رفیعه رضاداد است و به معرفی و شرح حال و چگونگی نبرد و به شهادت رسیدن شهدای غیرهاشمی واقعه کربلا می پردازد. در پایان این کتاب 222 صفحه ای که توسط انتشارات جام طهور به چاپ رسیده، زیارت شهدای کربلا از ناحیه مقدسه همراه با ترجمه آمده است.


«با کاروان نیزه»
ترکیب بندی عاشورایی
شاعران بسیاری تلاش کرده اند که با کمک گرفتن از آرایه های ادبی و زبان شعر، واقعه کربلا را به تصویر بکشند و احساسات خوانندگانشان را به غلیان در آورند و با خود همراه کنند. کتاب «با کاروان نیزه» نوشته علیرضا قزوه، شاعر روزگار ماست. این کتاب 56 صفحه ای، ترکیب بندی عاشورایی است که در 14 بند سروده شده است. علی معلم درباره ترکیب بند عاشورایی قزوه می گوید: «به هر حال این عرصه، عرصه مردان فحل و پهلوانان اندیشه است. کسانی که از جان و دل مایه بگذارند. اگر ما کم کاری کنیم، عرصه به دست نااهلان می افتد. اگر هنرمندان این کار را نکنند مردم عوام و مداحان کم مایه دست به تغییراتی می زنند که در این سال ها شاهد بوده ایم و امید به امثال علی رضا قزوه و عزیزان دیگر از شاعران آیینی این روزگار است که خدا کند از عهده این مهم بر آیند.» عبدالجبار کاکایی درباره این اثر می‌نویسد: «با همه این احوال، ترکیب‌بند علی‌رضا قزوه به لطف بهره‌گیری از زبان سنجیده، تعابیر هوشمندانه و فضای نوین تفکر اسلامی و شیعی، یکی از درخشان ‌ترین منظومه‌های عاشورایی عصر ماست.»

«زندگی حسینی»
سبک زندگی عاشورایی
کتاب «زندگی حسینی» نوشته محمدرضا زائری، مجموعه یادداشت های عاشورایی است که انتشارات خیمه آن را منتشر کرده است. زائری در مقدمه این کتاب که با محوریت سبک زندگی عاشورایی است، می نویسد: «در فاصله میان ولادت تا وفات انسان، در فاصله میان آن زنده‌شدن و این زنده‌ترشدن، تجربه‌ها و آزمون‌ها و خطاها و… را زندگی می‌نامیم و هر کسی فرصتی دارد کوتاه یا کوتاه‌تر برای این زندگی و هر کسی مسیری را، شیوه‌‌ای را، حالی و حالتی را برای این زندگی برمی‌گزیند و گاه، حتی بی‌آنکه بداند و بخواهد، در شیوه این زندگی به کسی‌که پسندیده و دوستش داشته اقتدا می‌کند و در آخرت هم براساس همین زندگی و همین چگونگی با همان که مثل او بوده و شبیه او شده محشور می‌شود. این خلاصه داستانی است که برخی بیهوده طولانی‌اش می‌کنند! وقتی حماسه‌‌ای به عظمت قیام و شهادت حسینی تاریخ را به دو نیمه قبل از عاشورا و بعد از عاشورا و جغرافیا را به دو پاره کربلا و غیرکربلا تقسیم می‌کند، زندگی هر انسانی هم یا این‌سوی خط است یا آن‌سوی خط. هر انسانی چه بداند و بخواهد و چه نداند و نخواهد، یا کربلایی هست… یا نیست و اگر هست یا اگر نیست، در هرکدام، درجاتی و مراتبی و قدری و اندازه‌‌ای دارد. هر کسی در سبک زندگی‌اش، در خوراک و پوشاکش، در حرف‌زدن و خندیدنش و…»

ماه به روایت آه
داستانی جذاب درباره زندگی حضرت ابوالفضل العباس (ع)
کتاب «ماه به روایت آه» یک روایت داستانی جذاب درباره زندگی حضرت ابوالفضل العباس (ع) به قلم ابوالفضل زرویی نصرآباد است. این نویسنده که بیشتر به عنوان طنزپرداز شناخته می شود، با نوشتن این کتاب توانایی اش را در نوشتن متون ادبی و احساسی هم ثابت کرده است. این کتاب 189 صفحه ای، چاپ انتشارات نیستان است و در 12 فصل نوشته شده است و هر فصل توسط یک راوی از جمله ام البنین، لبابه (همسر حضرت عباس)، حضرت زینب (س)، عبیدا… بن عباس بن علی، امام حسین (ع) و… روایت می شود و به جنبه های مختلف زندگی علمدار کربلا از تولد تا شهادت می پردازد. بریده ای از فصل نهم کتاب را با هم می خوانیم: «به یاد جملاتی که برادرم حسین، پس از شهادت عباس، با بغضی تلخ و سنگین بر زبان آورد: عباس جان، برادرم، چشمانی که دیشب از بیم رویارویی با تو، رنگ خواب و آرامش ندیدند، امشب آسوده خواهند خفت، اما آنان که شب پیش در پناه امن تو آرمیدند، امشب در نبود تو، رنگ خواب و آرامش نخواهند دید.»


معرفی کتاب های
پویش مطالعاتی روشنا
ششمین پویش مطالعاتی سراسری روشنا با معرفی سه کتاب «سقای آب و ادب» نوشته سیدمهدی شجاعی از انتشارات کتاب نیستان و «رحمت واسعه» اشارات و مواعظ مرحوم آیت‌ا… بهجت در باب حضرت سیدالشهدا (ع) توسط مرکز تنظیم و نشر آثار آیت‌ا…‌ بهجت و «بچه‌های عاشورا» از انتشارات به‌نشر شروع شده است. پنجمین پویش کتابخوانی روشنا، چندی پیش با محوریت سه کتاب با عنوان‌های رمان «ملاقات در شب آفتابی»، «گام‌های سلوک» و «شهر ضرب‌المثل‌ها» معرفی و برگزار شد. رمان «نامیرا» اثر صادق کرمیار نیز در دوره چهارم به مخاطبان معرفی شد و مورد استقبال قرار گرفت. معرفی 3 کتاب این دوره از پویش را در ادامه می خوانید.


سقای آب و ادب
آثار سید مهدی شجاعی به دلیل حال و هوای مذهبی که دارد، برای مطالعه در ماه محرم مناسب است. کتاب «سقای آب و ادب» هم با همان سبک ادبی و احساسی مخصوص کارهای شجاعی، رمانی درباره زندگی و شخصیت حضرت ابوالفضل العباس (ع) است. این کتاب در 10 فصل با نام های عباس علی، عباس ادب، عباس حسین، عباس فرشتگان، عباس فاطمه و… نوشته شده است. بریده ای از این کتاب را با هم می خوانیم: «عباس برای حسین فقط یک سردار نیست، یک فرمانده نیست، یک پرچمدار هم نیست، یک برادر هم نیست، عباس عمود خیمه لشکر حسین است. نه عباس عمود خیمه وجود حسین است. اگر عباس بشکند، خیمه وجود حسین فرو می ریزد. اگر عباس بشکند، پشت حسین می شکند و اگر عباس بیفتد حسین از پا می افتد. عباس بقیة ا… جبهه حسین است.» این کتاب 264 صفحه دارد و چاپ انتشارات نیستان است. این کتاب در پویش روشنا، به قیمت 9 هزار تومان در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.


کتاب رحمت واسعه
کتاب «رحمت واسعه» به همت مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت‌ا…‌ بهجت (موسسه فرهنگی هنری البهجه) چاپ شده است. این کتاب بیان خصایص و ویژگی‌های سید‌الشهدا (ع) و یاران ایشان از زبان و بیان آیت ا… بهجت است. این اثر با استفاده از مصاحبه ها و بیانات شفاهی و مستندات موجود و مکتوب درباره ائمه اطهار(ع) بالاخص امام حسین (ع)، نگارش و تنظیم شده است. در فصل پایانی کتاب هم بیانات ایشان در قالب پرسش و پاسخ آورده شده است. این کتاب در این پویش به قیمت 10 هزار تومان عرضه شده است.


بچه های عاشورا
کتاب دیگر معرفی شده در پویش روشنا، «بچه های عاشورا» نوشته طاهره ایبد است. این اثر 45 صفحه ای، چاپ انتشارات به نشر است و مجموعه داستان هایی کوتاه درباره جوانان و نوجوانان قهرمانی است که در کنار امام حسین (ع)، فداکاری و ایثار کردند و به شهادت رسیدند. این کتاب برای گروه سنی کودک و نوجوان مناسب است و هدف کتاب، ارائه تصویری ملموس از واقعه کربلا برای نسل امروز است. 3 فصل این اثر روایت شهادت قاسم بن حسن (ع)، محمد فرزند مسلم بن عقیل و عبدا… بن حسن بی علی (ع) برای کودکان و نوجوانان امروز است. قیمت این کتاب در این پویش، از 10 هزار تومان به 4 هزار تومان کاهش یافته است. برای تهیه کتاب های پویش روشنا می‌توانید به کتابفروشی هایی که در سایت روشنا به آدرس www.rushana.ir آمده است، مراجعه کنید. همین طور می توانید نام کتاب موردنظرتان را به شماره 300033006992 پیامک کنید.


فقط مطالعه کنیم؟
واقعیت ماجرا آن است که در تمام روزهای زندگی باید دغدغه این را داشته باشیم که با معارف حسینی و درس های انسان ساز عاشورا آشنا شویم، چون زندگی حسینی مختص یک دهه یا یک ماه نیست و باید در تمام سال در رفتار ما جریان داشته باشد؛ اما به هر حال چون در ماه محرم به ویژه دهه اول زمینه فراهم تر است بهتر است بخشی از زمان خود را صرف مطالعه کنیم اما نه آن قدر که به جنبه های دیگر ماجرا لطمه بخورد. شور و شعور حسینی مکمل هم هستند، حماسه عاشورا ابعاد مختلفی دارد که باید هر کدام را در نظر گرفت. درگیر کردن احساس و عاطفه و پالایش روح با شرکت در مراسم عزاداری باعث می شود تا با این قیام بزرگ ارتباط دلی هم برقرار کنیم و فوایدش را در زندگی مان حس کنیم.

موضوعات: مناسبت ها  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-06-21] [ 12:29:00 ب.ظ ]





  به مجــلس عــــزای اینترنتی خوش آمدید...   ...

    

 

فصل دوم:

فصل آزادگی

موضوع منبر:

بصیرت برای همه

روضه:

تاختن حرّ تا بهشت

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 11:24:00 ق.ظ ]





  طرح زیبای گنبد حرم امام حسین علیه السلام   ...

طرح زیبای گنبد حرم امام حسین علیه السلام

قابل اجرا در جلسات هفتگی و ایام محرم الحرام و صفر

 
روش اجرا:

1-همه ی بنر ها (چهار بنر) را در ابعاد 176 در 70 سانتی متر چاپ کنید. توجه داشته باشید که طرح را باید بر روی پشت بنر (کره ای) چاپ کنید تا از انعکاس نور (رفله) در لنز دوربین جلوگیری کند.

2-پس از چاپ، بنر را با استفاده از چهارچوب، اسپیس یا هرآنچه در نظر دارید به صورت محکم و استوار نصب کنید.

3-سپس بنر ها را روی ورق کارتون پلاست (حداقل 5 میل) با لایه نازکی از چسب حرارتی بچسبانید و با فاصله 10 سانتی متر از هم  نصب کنید.

4-همچنین می توانید با لامپ های LED نورپردازی موضعی نیز  کنید.

 برگرفته شده از تکیه مجازی

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 11:16:00 ق.ظ ]





  روضه مکتوب شب دوم محرم   ...

ورود به کربلا
مقدمه:
امام باقر (علیه السلام) فرموده است، خداوند کربلا را 24 هزار سال پیش از آنکه کعبه را بیافریند، آفریده است و آن را پاکیزه فرمود و بر آن برکت افزوده است و پیش از آنکه خداوند خلق را بیافریند، آن را قرار داده است و همواره چنین خواهد بود و خداوند آن را در بهشت هم بهترین زمین ها قرار داده است.
قَالَ الْبَاقِرُ (علیه السلام)
خَلَقَ اللهُ کَرْبَلَاءَ قَبْلَ أَنْ یخْلُقَ الْکَعْبَةَ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِینَ أَلْفَ عَامٍ
وَقَدَّسَهَاوَ بَارَکَ عَلَیهَا فَمَا زَالَتْ قَبْلَ أَنْ یخْلُقَ اللهُ الْخَلْقَ مُقَدَّسَةً فِی مَنَازِلِهِ وَ لَا تَزَالُ کَذَلِکَ
وَ جَعَلَهَا اللهُ أَفْضَلَ الْأَرْضِ فِی الْجَنَّة (1)
امام صادق (علیه السلام) آهى کشید و به مفضل فرمود:
یا مُفَضَّلُ إِنَّ بِقَاعَ الْأَرْضِ تَفَاخَرَتْ فَفَخَرَتْ کَعْبَةُ الْبَیتِ الْحَرَامِ عَلَى بُقْعَةِ کَرْبَلَاءَ فَأَوْحَى اللهُ إِلَیهَا أَنِ اسْکُتِی کَعْبَةَ الْبَیتِ الْحَرَامِ وَ لَا تَفْتَخِرِی عَلَى کَرْبَلَاءَ
اى مفضل! تمام اماکن روى زمین بر یک دیگر فخر مى کردند. از جمله کعبه در مسجد الحرام بر زمین کربلا فخر نمود. خداوند وحى فرستاد که اى کعبه ساکت باش! و بر کربلا فخر مکن!(2)

مرحوم شیخ طریحی در کتاب مجمع فرموده:
مروی است امام (علیه السلام) نواحی اطراف مکانی که بعدا قبر آن حضرت شد را از اهل نینوی و غاضریه به شصت هزار درهم خریده و سپس آن را به خودشان تصدق فرمود مشروط به اینکه زوار قبر مطهرش را ارشاد و راهنمائی کرده و آنها را سه روز ضیافت و پذیرائی نمایند.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:01:00 ق.ظ ]





  مقتل الحسین علیه السلام   ...

نوع مستند : کتاب
چکیده :
نخستین گزارش مستند ازواقعه عاشورا

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, معرفی کتاب  لینک ثابت



 [ 09:22:00 ق.ظ ]





  بی‌خواص، طلحة بن عبیدالله   ...

مجموعه «بی‌خواص» به شرح حال خواص صدر اسلام و علل انحراف آن‌ها با استفاده از بیانات رهبرمعظم انقلاب می‌پردازد.


چطور شد که جامعه‌ی اسلامی به محوریّت پیامبر عظیم‌الشّأن، بعد از پنجاه سال کارش به آن‌جا رسید که فرزند همین پیغمبر را با فجیعترین وضعی کشتند؟!
چند مثال از خواص: خواص در این پنجاه سال چگونه شدند که کار به این‌جا رسید؟
من از این‌جا به بعد، از تاریخ «ابن‌اثیر» نقل می‌کنم؛ هیچ از مدارک شیعه نقل نمی‌کنم؛ حتی از مدارک مورّخین اهل سنّتی که روایتشان در نظر خود اهل سنّت، مورد تردید است هم دیگر نقل نمی‌کنم.
«سعیدبن عاص» یکی از بنی‌امیّه و قوم و خویش عثمان بود. بعد از «ولیدبن‌عقبةبن‌ابی‌معیط» - همان کسی که شما فیلمش را در سریال امام علی دیدید؛ همان ماجرای کشتن جادوگر در حضور او - «سعیدبن عاص» روی کار آمد، تا کارهای او را اصلاح کند. در مجلس او، فردی گفت که «مااجود طلحة؟»؛ «طلحةبن‌عبدالله»، چقدر جواد و بخشنده است؟ لابد پولی به کسی داده بود، یا به کسانی محبّتی کرده بود که او دانسته بود. «فقال سعید ان من له مثل النشاستج لحقیق ان یکون جوادا». یک مزرعه خیلی بزرگ به نام «نشاستج» در نزدیکی کوفه بوده است - شاید همین نشاسته خودمان هم از همین کلمه باشد - در نزدیکی کوفه، سرزمینهای آباد و حاصلخیزی وجود داشته است که این مزرعه بزرگ کوفه، ملک طلحه صحابی پیامبر در مدینه بوده است. سعیدبن عاص گفت: کسی که چنین ملکی دارد، باید هم بخشنده باشد! «والله لو ان لی مثله» - اگر من مثل نشاستج را داشتم - «لاعاشکم اللَّه به عیشا رغداً»، گشایش مهمی در زندگی شما پدید می‌آوردم؛ چیزی نیست که می‌گویید او جواد است! حال شما این را با زهد زمان پیامبر و زهد اوایل بعد از رحلت پیامبر مقایسه کنید و ببینید که بزرگان و امرا و صحابه در آن چند سال، چگونه زندگی‌ای داشتند و به دنیا با چه چشمی نگاه می‌کردند. حالا بعد از گذشت ده، پانزده سال، وضع به این‌جا رسیده است.
بیانات در خطبه‌های نمازجمعه ۱۳۷۷/۰۲/۱۸

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 07:56:00 ق.ظ ]





  عزاداری و گریه برای امام حسین ع از اسباب آمرزش گناهان است   ...

به گزارش پایگاه خبری –اطلاع رسانی حوزه‌های علمیه خواهران، حجت‌الاسلام والمسلمین واحدی صبح سه‌شنبه 20 شهریور در مراسم عزاداری روز اول ماه محرم که در مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران برگزار شد ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام ماه محرم و شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفای ایشان به بیان جایگاه برگزاری مراسم‌های عزاداری و سوگواری ماه محرم پرداخت و اظهار کرد: روایات بسیار زیادی در خصوص اجر و ثواب برگزاری و حضور در مراسم‌ عزاداری امام حسین (ع) وجود دارد و حضور در چنین مراسم‌های توفیق و نعمت بسیار بزرگی است و باید شکرگزار این نعمت بزرگ باشیم.

وی افزود: در روایات و سيره حضرات معصومين (ع) تأکيد فراواني بر عزاداري‌ شده است. علّت اين امر نيز آن است که عزاداري، رمز بقاء تشيّع است. برگزاري مجالس عزاداري و اهتمام به آن، فوائد، آثار و برکات فراواني دارد

معاون ارتباطات حوزه‌های علمیه خواهران خاطرنشان کرد: معصومین (ع) به شیعیان حضور در مجالس عزاداری را آموزش می‌دادند و ما نیز باید این مسائل را به فرزندان خود و مردم جامعه آموزش دهیم تا این‌گونه مراسم‌‌ها را احیا کنند و از این مجالس بهره‌مند شوند.

وی با بیان اینکه در ماه محرم شیعیان در هر جایی که باشند برای امام حسین (ع) اقامه عزا می‌کنند ادامه داد:  عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) یکی از اسباب آمرزش گناهان  است و ثواب‌ها و پاداش‌های شگفت‌آوری نیز در روایات برای این امر بیان شده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین واحدی گفت: اوّلين نتیجه عزاداري‌، آمرزش گناهان است. طبق روایات، اگر کسی وارد جلسه عزای امام حسین (ع) شود و عزاداری کند، گناهان او آمرزیده می‌شود.

منبع: خبرگزاری مرکزمدیریت حوزه علمیه خواهران

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-06-20] [ 03:43:00 ب.ظ ]





  یاران عاشورایی   ...


لُبّ و جوهر حادثه عاشورا این است که در دنیایی که همه جای آن را ظلمت و فساد و ستم گرفته بود، حسین‌‌بن‌‌علی علیه‌‌السّلام برای نجات اسلام قیام کرد و در این دنیای بزرگ، هیچ‌‌کس به او کمک نکرد!
ابن‌‌عبّاس یک‌‌طور؛ عبدالله‌‌بن‌‌جعفر یک‌‌طور؛ عبدالله‌‌بن‌‌زبیر یک‌طور؛ بزرگان باقیمانده از صحابه و تابعین یک‌‌طور. این، در حالی بود که هنگام حرف زدن، همه از دفاع از اسلام میگفتند. اما وقتی نوبت عمل رسید و دیدند که دستگاه یزید، دستگاه خشنی است؛ رحم نمیکند و تصمیم بر شدّت عمل دارد، هرکدام از گوشه‌‌ای فرار کردند و امام حسین علیه‌السّلام را در صحنه تنها گذاشتند. حتی برای این‌که کار خودشان را توجیه کنند، خدمت حسین‌‌بن‌‌علی علیه‌‌السّلام آمدند و به آن بزرگوار اصرار کردند که «آقا، شما هم قیام نکنید! به جنگ با یزید نروید!»
*
فرق است بین آن سربازی که به میدان نبرد می‌رود؛ مردم به نام او شعار میدهند و از او تمجید میکنند؛ میدان اطراف او را انسانهای پرشوری مثل خود او گرفته‌‌اند؛ میداند که اگر مجروح یا شهید شود، مردم با او چگونه با شور برخورد خواهند کرد؛ فرق است بین این آدم و آن انسانی که در چنان غربتی، در چنان ظلمتی، تنها، بدون یاور، بدون هیچ‌گونه امید کمکی از طرف مردم می‌ایستد و مبارزه میکند و تن به قضای الهی میسپارد و آماده کشته شدن در راه خدا میشود.
*
خطاست اگر کسی خیال کند که امام حسین علیه السّلام، شکست خورد. کشته شدن، شکست خوردن نیست. در جبهه جنگ آن کس که کشته می‌شود شکست نخورده است. آن کس که به هدف خود نمی‌رسد، شکست خورده است. هدف دشمنان امام حسین علیه السّلام، این بود که اسلام و یادگارهای نبوّت را از زمین براندازند. اینها شکست خوردند. چون این‌طور نشد.
*
این، یک الگوی امتحان شده‌‌است. درست است که در روزگار صدر اسلام، حسین بن علی علیه‌‌السّلام، با هفتاد و دو نفر به شهادت رسید؛ اما معنایش این نیست که هرکس راه حسین علیه‌السّلام را می‌رود و همه کسانی که در راه مبارزه‌‌اند، باید به شهادت برسند؛ نه. ملت ایران، بحمدالله امروز راه حسین علیه السّلام را آزمایش کرده است و با سر بلندی و عظمت، در میان ملتهای اسلام و ملتهای جهان، حضور دارد. آنچه که شما پیش از پیروزی انقلاب انجام دادید و رفتید، راه حسین علیه السّلام؛ یعنی نترسیدن از خصم و تن دادن به مبارزه با دشمن مسلّط بود.
*
نکته‌‌ای که میخواهم عرض کنم این است: آن ایستادگی، امروز هم واجب و لازم است. امروز قدرت استکباری امریکا میخواهد ملت ایران و ملتهای مبارز مسلمان را در همه دنیا، از سطوت و بطش خود بترساند.
*
این، یک عبرت عجیب در تاریخ است. آن‌جا که بزرگان میترسند، آن‌جا که دشمن چهره بسیار خشنی را از خود نشان می‌دهد، آن‌جا که همه احساس می‌کنند اگر وارد میدان شوند میدان غریبانه‌‌ای آنها را در خود خواهد گرفت؛ آن‌جاست که جوهرها و باطن افراد شناخته میشود.
*
عظمت شهدای کربلا به این است! یعنی برای احساس تکلیف، که همان جهاد در راه خدا و دین بود، از عظمت دشمن نترسیدند؛ از تنهایی خود، احساس وحشت نکردند؛ کم بودن عدّه خود را مجوزّی برای گریختن از مقابل دشمن قرار ندادند. این است که یک آدم را، یک رهبر را، یک ملت را عظمت می‌بخشد: نترسیدن از عظمت پوشالی دشمن.(۱)
بیانات در دیدار با اقشار مختلف مردم ۱۳۷۱/۰۴/۱۰

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مسابقات  لینک ثابت



 [ 12:13:00 ب.ظ ]





  مراسم اینترنتی عزاداری اقا امام حسین علیه السلام-فصل اول:فصل بی‌وفایی   ...

این مجلس عزاداری اینترنتی، شامل دو بخش «منبر و عزاداری» است. در بخش «منبر»، سخنان رهبر معظم انقلاب درباره بصیرت عوام و خواص و نقش آن در وقوع حوادث سال شصت و یکم هجری قمری، عبرت‌ها و تحلیل واقعه‌ی عاشورا پخش می‌شود. بخش دوم نیز، برنامه‌ی عزاداری «ترکیبی» است در عزای شهادت سید و سالار شهیدان و یاران باوفای او که در دهه اول محرم، هر روز بر روی خروجی سایت، در اختیار عزاداران حسینی قرار خواهد گرفت.

فصل اول: فصل بی‌وفایی موضوع منبر: سرانجام نامه‌های کوفیان روضه: میوه‌های رسیده‌ی کوفه!

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:39:00 ق.ظ ]





  باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی   ...

شروع ماه محرم بهانه خوبی است تا با ایجاد تغییراتی کوچک در زندگیمان، ضمن آمادگی و استفاده بهتر از لحظات نورانی این ماه، یک قدم به سبک زندگی عاشورایی نزدیک تر شویم و این حال خوب را حفظ کنیم.
* توبه و طهارت
* کسب حلالیت
* شکرگزاری و به جا آوردن سجده شکر
* عرض ارادت و تسلیت به صاحب عزا، حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
* برنامه ریزی برای به جا آوردن مستحبات
* زیارت و زیارت‌خوانی
* تباکی و گریستن و تسلیت‌گویی
* توسل و دعا
* مطالعه مرتبط و تفکر
* سیاه پوشیدن و سیاه پوش کردن فضای خانه و محله
* رعایت زهد و مغموم بودن
* حضور و خدمت خالصانه در مجالس عزای اباعبدا…(سلام الله علیه)
* تهیه هدایای فرهنگی-مذهبی کتاب، سی دی، سربند و… برای کوچک ترها
* مهربان تر شدن با اطرافیان و صبور بودن در حق یکدیگر
*خلوت با خود و تفکر بیشتر درباره درس های محرم
* فاصله گرفتن از تلفن های همراه و هیاهوی شبکه های اجتماعی

پس باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:31:00 ق.ظ ]





  درس هایی از محرم   ...

به تعبیر امام الساجدین علیه السلام: أَمْسَتِ الْعَرَبُ تَفْتَخِرُ عَلَی الْعَجَمِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَتْ قُرَیْشٌ تَفْتَخِرُ عَلَی الْعَرَبِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَی آلُ مُحَمَّدٍ مَخْذُولِینَ مَقْهُورِینَ مَقْبُورِینَ. این است که عزا برای امام حسین بن علی (سلام الله علیه) تمامی ندارد. کربلا تنها یک حادثه نیست بلکه یک واقعه است که انسانهای بسیاری در طول چهارده قرن در این مکتب تربیت شده اند.
چه بسیار انسانهایی که با حضور در مجالس محرم جهت زندگی خود را عوض کرده اند. کربلا و محرم نگرش انسان را به زندگی تغییر می دهد. محرم هدف برای زندگی کردن را عمیق تر می کند. محرم به زندگی معنایی بس عظیم می بخشد. محرم ماه توبه است و ماه بازگشت به خدا و ماه پیدا کردن حقیقت و راه درست زندگی کردن و درست مردن است. محرم بهترین شیوه زندگی را به انسان می آموزد و نیز بهترین مردن و بدرود گفتن دنیا را می آموزد. محرم و کربلا اوج فضایل اخلاقی است؛ محرم اخلاق را با نمونه های عینی اش به ما می آموزد.
محرم درس وفاست، درس آزادی و آزادگی و درس عزت است. با این اوصاف که قطره ای از دریای تربیتی محرم بود دیگر جای تعجب ندارد که محرم انسانها را در یک شب بلکه کمتر از آن متحول نماید. اینکه مشاهده می شود بسیاری از کسانی که گرفتار گناهان هستند که به آنها خوی گرفته اند و عادت آنها شده است، اما این عادت ناروای خود را به حرمت محرم کنار می گذارند. پس محرم عزم آفرین است؛ عزم بر ترک معصیت الهی، عزم بر کسب فضایل و در یک کلام عزم بر بندگی خداست.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:34:00 ق.ظ ]





  فصل نامه محرم   ...

محرّم، فصل احیای اسلام ناب محمدی است؛ «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»
محرّم، فصل یافتن باطن قبله است؛ «یا علی انت الصراط المستقیم»
محرّم، فصل مبارزه با جاهلیت قدیم تا مدرن؛ «زمانی که اسلام گرفتار حاکمی چون یزید شد،بایدبا اسلام خداحافظی کرد»
محرّم، فصل اصلاح نفس و امت است؛ «برای اصلاح امور امت جدم قیام می کنم، می خواهم امربه معروف ونهی ازمنکر نمایم…»
محرّم، فصل الرحیل یاری ولایت است؛ «هل من ناصر ینصرنی»
محرّم، فصل تمییز حق و باطل است؛ «عباس(ع) امان نامه ی دشمن را پس زد و مرز خود را با آنان مشخص نمود»
محرّم، فصل شناخت یاران حق است؛ «یارانی باوفاتر از یاران خود نمی شناسم»
محرّم، فصل شناخت یاران باطل است؛ «یا اشباه الرجال و لا رجالِ» کوفیان
محرّم، فصل تدبر و بصیرت است؛ «قل هذه سبیلى ادعوا الى اللَّه على بصیرة انا و من اتّبعنى»، «لحظه را باید شناخت، نیاز را باید دانست»
محرّم، فصل رساندن خود به کشتی نجات است؛ «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاه»
محرّم، فصل حیات قلب و باطن با آب دیده است؛ «انا قتیل العبرات»
محرّم، فصل زیبا دیدن زندگی است؛ «ما رایتُ الا جمیلا»
محرّم، فصل صبر بر مشکلات است؛ «نماز شب زینب(س) بعد از عاشورا»
محرّم، فصل عبرت است؛ «عاشورا به غیر از درس،یک صحنه عبرت است. باید انسان در این صحنه نگاه کند تا عبرت بگیرد.»
محرّم، فصل انتظار برای انتقام است؛ «این الطالب بدم المقتول بکربلا»
و محرّم، فصل همه زمانها و مکانهاست؛ «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 09:13:00 ق.ظ ]





  صفحه هیات مجازی زینبیون بروزرسانی شد   ...

ضمن عرض تسلیت و تعزیت به مناسبت فرا رسیدن ماه حزن اهل بیت علیهم السلام، به اطلاع طلاب بزرگوار می رساند صفحه اینترنتی هیات مجازی زینبیون بروز رسانی گردید

لینک ورود به صفحه:   هیأت مجازی زینبیون

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-19] [ 03:32:00 ب.ظ ]





  چله زیارت عاشورا   ...

زیارت عاشورا، حدیث قدسی

محدّث نوری، از استادان مرحوم شیخ عباس قمی می‌گوید: «در فضل و مقام زیارت عاشورا همین بس که از سِنخ دیگر زیارت‌ها نیست که به ظاهر از انشا و املای معصومی باشد. هر چند از قلوب پاک ایشان چیزی جز آنچه از عالَم بالا به آنجا برسد، بیرون نمی‌آید، ولی این زیارت از سنخ احادیث قُدسیّه است که به همین ترتیب زیارت و لعن و سلام و دعا از خدای متعالی به جبرئیل امین و از او به خاتم النبیین صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم رسیده است و به حسب تجربه، مداومت به آن در چهل روز یا کمتر، در برآوردن حاجات و رسیدن به مقاصد و دفع دشمنان بی‌نظیر است».

آخرین ذکر، زیارت عاشورا
مرجع بزرگ، آیت اللّه العظمی بهجت درباره زیارت عاشورا می‌گوید: «مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است… در سندها آمده است که زیارت عاشورا از حدیث‌های قُدسی است. برای همین، با وجود فراوانی کارهای علمی موجود نزد علما و اساتیدمان، آنان همیشه مراقب خواندن زیارت عاشورا بودند. مرحوم آیت اللّه شیخ محمدحسین اصفهانی از خداوند متعالی می‌خواست کلمات پایانی عمرش، زیارت عاشورا باشد، و پس از آن به سوی باری تعالی بشتابد. خداوند نیز دعای وی را اجابت کرد و پس از اتمام خواندن زیارت عاشورا روحش به ملکوت اعلی شتافت و قرین رحمت گردید».

همیشه با زیارت عاشورا
صاحبان بصیرت، همیشه به خواندن زیارت عاشورا توجه داشتند و آن را به دیگران نیز سفارش می‌کردند. مرحوم شیخ رجبعلی خیاط که حالات معنوی او مشهور خاص و عام است، در توسل به اهل بیت علیه‌السلام به زیارت عاشورا تأکید فراوانی داشت و می‌فرمود: «در عالم معنا به من توصیه کرده‌اند که زیارت عاشورا بخوان». وی به دیگران نیز سفارش می‌کرد: «تا زنده‌اید زیارت عاشورا را از دست ندهید».


(بحارالانوار-جلد 101 –ص 18)
🌹🍃 امام صادق (ع) به یکی از یاران خود به نام صفوان، درباره اثرات زیارت عاشورا می‌‎فرمایند: زیارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می‌نمایم؛ اول: زیارتش قبول شود، دوم: سعی و کوشش او شکور باشد، سوم: حاجات او هرچه باشد، از طرف خداوند بزرگ برآورده می‌گردد و نا امید از درگاه او برنخواهد برگشت؛ زیرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد.
(بحارالانوار-جلد 98-ص 300)

دوستان گرامی ان شاءالله از روز اول مُحَرّم با قرائت هر روز یک مرتبه زیارت عاشورا چله بگیریم.
 دعای همه ی ما “اللهم عجل لولیک الفرج”

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 01:43:00 ب.ظ ]





  پرسمان محرم/ چرا حرم های ائمه علیهم السلام پرهزینه ساخته شده است؟   ...

امروزه شبهات و سؤالات فراوانی دربارۀ آموزه‌های دینی مطرح است. از جمله وظایف عالمان دینی این است که در این باره کاوش کرده، به پاسخ‌گویی این شبهات بپردازند؛ همان‌گونه که در تاریخ حیات تشیع نیز یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های عالمان دینی پاسخ به سؤالات و شبهات دینی بوده و آثاری نیز در این حوزه تدوین شده است. در عصر ما با توجه به پیشرفت فناوری و ترویج فضای مجازی، شبهات دینی رو به گسترش است. شایسته است که در این زمینه اقدام‌های جدی‌ای انجام پذیرد.

بت‌پرستان نیز میلیاردها دلار صرف آبادانی بتکده‌های خود می‌کنند. همین کسانی که مرتب جوّسازی می‌کنند که چرا حرم‌ها ساخته و آباد می‌شوند و چرا مردم پولشان را هزینۀ آبادانی چنین اماکنی می‌کنند، اگر امکانی به دست آورند، به مالزی (که به ظاهر اسلامی است، ولی اغلب جاذبه‌هایش، نمادهای کفر و بت‌پرستی می‌باشد) سفر می‌کنند؛ فرزندان خود را برای تحصیل …

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ, پرسمان  لینک ثابت



 [ 09:23:00 ق.ظ ]





  ره توشه تبلیغ   ...

فایل ها در ادامه مطلب قابل دریافت می باشند.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, زنان, تبليغ  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-06-18] [ 01:04:00 ب.ظ ]





  یاران عاشورایی؛ 1- جون بن خوی   ...

خوش بوتر از گل ها: جون بن خوی
امام حسین (علیه السلام) در کناره میدان نبرد ایستاده بود. جون بن خوی، غلام حضرت جلو رفت و گفت: « مولای من، اذن میدان می دهی؟» امام مهربانانه فرمودند: «ای جون، خدا پاداش خیرت دهد! تو با آمدی، رنج سفر را پذیرفتی. در حق ما خاندان نیکی کردی؛ اما اکنون رخصت بازگشت می دهم. برگرد . اینجا زخم است و مرگ. مبادا آسیب ببینی!» چون در خود شکست. سر بر پای امام نهاد و ملتمسانه گفت :

« مولای من، عزیز پیامبر، در شادی ها و فراخی ها با شما بودم و اکنون در سختی ها تنهایتان بگذارم! هرگز، می دانم سیاهی پیر و بی نسبم. می دانم بوی تنم خوش نیست؛ اما بگذارید خون سیاه من با خون پاک شما در آمیزد.»
سید الشهدا (علیه السلام)  لبخندی زدند و اجازه میدان فرمودند.
هنگامی که جون در نبرد با دشمن بر زمین افتاد. امام سر او را بر زانوی خود گذاشتند و فرمودند:

«خدایا رویش را سفید و بویش را دلاویز فرما و با نیکان محشورش گردان و میان او و آل محمد، آشنایی و هعمنشینی برقرار کن!»
ده روز بعد از عاشورا، بنی اسد در عبور دوباره از کنار مدفن شهیدان، بویی خوش و غریب حس می کردند. این رایحه خوش پیکر جون بود

منبع: آیینه داران آفتاب، ج2، ص719 تا 721

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-17] [ 10:38:00 ق.ظ ]





  سیره ی علما در عزاداری اباعبدالله الحسین در محرم الحرام-بخش دوم   ...


1. ارزش اشک بر امام حسین علیه السلام

الف: امام رضا ای پسر شبیب! اگر می خواهی بر چیزی گریه کنی، بر حسین بن علی­بن ابی طالب گریه کن.[1]
ب: امام صادق: پروردگارا! رحم فرما بر آن چشم هایی که در مصائب ما اشک می ریزد و آن دل هایی که به خاطر ما آتش می­گیرند و آن ناله هایی که برای ما به آسمان برمی­ خیزد. [2]
 

 2. شاید گریه سیری بکنم
آقازاده علامه امینی، صاحب کتاب با عظمت الغدیر می­گوید: پدرم که در تهران مریض و روی تخت خوابیده بودند، روزی فرمودند: رضا! من این داغ و عقده دلم را از کربلا نگشوده ام. من برای سیدالشهداء گریه سیری در عمرم نکرده ام، با خدا پیمان بسته ام که اگر خوب شدم، پنج سال در کربلا ساکن شوم، شاید گریه سیری بکنم و این عقده دلم را به پایان ببرم.[3]
 

 3. قطرات اشک مقدس
علامه محمدتقی جعفری: بشر مقدس ترین اشکش را در راه حسین ریخت… حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاج به دریا ندارد، این کشتی برروی قطرات اشک های مقدسی که برای حسین ریخته می شود، می­گذرد. اشکی که از اعماق دل برمی­آید و جان را می شوراند، آنگاه رهسپار پیشگاه مقدس خداوندی می شود.[4]
 

 4. مستحبی بالاتر از گریه بر سیدالشهداء نیست
آیت الله بهجت بکاء بر مصائب اهل بیت علیهم السلام و به خصوص حضرت سیدالشهداء علیه السلام شاید از آن قبیل مستحباتی باشد که افضل از آن نیست. بنده خیال می­کنم، فضیلت بکاء بر سیدالشهداء علیه السلام بالاتر از نماز شب است.[5]
 

5. گریه بر سیدالشهداء
امام خمینی قدس سره

– ما تا ابد هم اگر برای سیدالشهداء گریه کنیم، برای سیدالشهداء نفعی ندارد برای ما نفع دارد.[6]

– ما یک ملتی هستیم که با همین گریه ها یک قدرت دوهزار و پانصد ساله را از بین بردیم.[7]

– آنها از همین گریه ها می ترسند، برای اینکه گریه بر مظلوم، فریاد در مقابل ظالم است.[8]

– با این هیاهو و با این گریه، با این نوحه خوانی، با این شعرخوانی، با این نثرخوانی، ما می خواهیم مکتب را حفظ کنیم، چنانکه تا حالا حفظ شده.[9]
 

6. تأثیر یک قطره اشک
وقتی از علامه طباطبایی می پرسند: چگونه طبق فرمایش امام صادق یک قطره اشک عزادار، آتش جهنم را خاموش می­کند؟ می فرمایند: چه مانعی دارد که قطره اشکی با اذن و خواست خدا، آتش جهنم را خاموش گرداند. در واقع قطره اشک نظیر توبه است که باعث آمرزش گناه و محو آثار و از بین بردن عذاب می شود و نیز در نقطه مقابل آن کفر، باعث حبط و نابودی حسنات و نعمت های بهشتی و سبب افروختن آتش می­گردد. [10]
 

7. گریه ای که تمامی نداشت
آیت الله آقا نورالدین اراکی مرحوم آقا نورالدین اراکی (عراقی) فقیهی فرزانه، عارفی خداشناس و حکیمی هوشیار بود که یکی از شاگردان معظم له مرحوم آیت الله العظمی محمدعلی اراکی در مورد ایشان می فرماید: «من به چشم خود دیدم، در دهه­ ی عاشورا، در مجلس روضه خوانی که در منزل معظم له از اول طلوع آفتاب شروع می شد و تا ظهر ادامه داشت و منبری ها بلاحساب می آمدند و مردم زیادی از غریبه و آشنا، از اهل اراک و جاهای دیگر جمع می شدند، ایشان از اول روضه چندین دستمال جلوی خودش می­گذاشت و تمام دستمال ها را از گریه خیس می­کرد، از اول روضه گریه می­کرد تا آخر، من نمی دانم چه گریه ای بود که تمامی نداشت. روز عاشورا که می شد، معرکه بود، بکّاء بود به تمام معنا.»[11]

——————————–

[1] - عیون اخبار الرضا، ج1، ص299.
[2] - کامل الزیارات، ص229.
[3] - کیمیای هستی، ص94.
[4]- امام حسین، شهید فرهنگ، ص200.
[5]- آیینه حقیقت، ص63.
[6] - صحیفه نور، ج10، ص219.
[7] - قیام عاشورا، ص13.
[8]- صحیفه نور، ج10، ص30.
[9] - صحیفه نور، ج8، ص71.
[10] - در محضر آیت الله طباطبایی، محمدحسین رخشار، ص182.
[11]- گلشن ابرار، ص314.
 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 10:12:00 ق.ظ ]





  سیره ی علما در عزاداری اباعبدالله الحسین در محرم الحرام-   ...

 

1. سیاه پوشی امام سجاد علیه السلام
همانا من و اهل بیتم لباس عزا پوشیده ایم و (پوشیدن) لباس نو بر ما روا نیست.[1]
 

 

2. سیاه پوشی زنان بنی هاشم

زنان بنی هاشم زمانی که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند لباس های سیاه و جامه های خشن و مویین پوشیده و از گرما و سرما شکایت نمی کردند و امام سجاد علیه السلام به علت اشتغال زنان به عزاداری، برایشان غذا تهیه می کردند.[2]
 

 

3. وصیتی تأمل برأنگیز
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی ماه های محرم و صفر هر سال را لباس سیاه می پوشیدند و در وصیت نامه خود نوشته اند: لباس سیاهی که در ماه های محرم و صفر می پوشیدم جهت حزن و اندوه در مصیبت های آل رسول اکرمr با من دفن شود [تا وسیله شفاعت ایشان در روز قیامت باشد][3] سفارش می­کنم دستمالی را که اشک های زیادی در رثای جدم حسین مظلوم و اهل بیت مکرم علیهم السلام او ریخته و صورت خود را با آن پاک می کردم بر روی سینه ام در کفنم بگذارند.[4]

———————————-

[1]- سیاه پوشی در سوگ ائمه نور، ص128.
[2]- سیاه پوشی در سوگ ائمه نور، ص116.
[3]- بر ستیغ نور، ص112.
[4]- بر ستیغ نور، ص128.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 10:04:00 ق.ظ ]





  داستان نزول سوره «هل أتی»علامه طهرانی   ...

 بسم الله الرحمن الرحیم

حکایت شیرین نزول «سوره هَل أتی»

منبع: مطلع انوار، ج‏13، ص: 228، تالیف علّامه طهرانی قدس سرّه

«در تفسیر مجمع البیان 1 آورده است که خاص و عام روایت نموده‏اند که سوره‏ (هَلْ أَتى‏) از قوله‏ تعالى: (إِنَّ الْأَبْرارَ یَشْرَبُونَ) الى قوله تعالى: (وَ کانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً) 2 درباره على و فاطمه و حسن و حسین و کنیز آنها که نامش فضّه بود، نازل شده است.

و مجمل قصّه آنکه: حسنین علیهما السّلام مریض شدند. جدّشان رسول اکرم و وجوه عرب به عیادت آمدند و گفتند به امیرالمؤمنین:” یا أباالحَسَنِ، لَو نَذَرتَ عَلَى وَلَدَیک!” حضرت نذر فرمود که اگر خدا شفا دهد آنان را، سه روز روزه بگیرد؛ و همچنین فاطمه نذر کرد و همچنین فضّه نذر کرد. و آنها خوب شدند و شفا یافتند، درحالى‏که از خوراک در نزد آنان هیچ نبود. حضرت امیر سه من جو از یهودى قرض کرد- و در روایت دیگر تا آنکه براى او پشم ببافد- جو را نزد فاطمه آورد. یک منِ آن را آسیا کرد و نان پخت، و هنگامى که نماز مغرب را بجاى آوردند نان را در پیش آنان گذارد که ناگهان مسکینى درب خانه آواز برآورد:

السّلامُ عَلَیکُم یا أهلَ بَیتِ مُحَمَّدٍ! أنا مِسکِینٌ مِن مَساکینِ المُسلِمینَ، أطْعِمُونِى مِمّا تَأکُلُونَ أطعَمَکُمُ اللهُ عَلَى مَوَائِدِ الجَنَّة.

[سلام بر شما اى اهل بیت محمّد، من مسکینى از مساکین مسلمین هستم. از آنچه مى‏خورید مرا نیز اطعام کنید. خدا شما را از غذاهاى بهشت اطعام کند. ‏]

على سهمیه خود را داد و فاطمه داد و فضّه نیز داد، چیزى نخوردند مگر آب؛ و در بعضى از روایات حسنین نیز چیزى نخوردند و دادند. چون روز دوّم شد فاطمه یک من از جو برداشت، آرد و خمیر نموده نان پخت و شبانگاه نزد على گذارد:

فَإذًا یَتیمٌ بِالبابِ یَستَطعِمُ و یَقولُ:” السّلامُ عَلَیکُم یا أهلَ بَیتِ مُحَمّدٍ! أنا یَتیمٌ مِن یَتامَى المُسلِمِینَ أطعِمُونِى أطعَمَکُمُ اللهُ عَلَى مَوائِدِ الجَنَّة.”

[در این هنگام یتیمى مقابل درب منزل آمده و طلب طعام نمود درحالى‏که مى‏گفت:” سلام بر شما اى اهل بیت محمّد، من یتیمى از ایتام مسلمین هستم؛ مرا اطعام کنید! خدا شما را از غذاهاى بهشت اطعام کند!"]

همگى نان‏هاى خود را بدان یتیم سپردند؛ فلَم یَذوقُوا إلَّا المَاء. [چیزی جز آب نخوردند]

چون روز سوّم فرا رسید بقیّه را حضرت فاطمه علیها السّلام آرد نموده نان پخت؛ هنگام شب اسیرى به پشت در آمد و فریاد برداشت:

أنا أسِیرٌ مِن اسَرَاءِ المُشرِکینَ، السّلامُ عَلَیکُم یَا أهلَ بَیتِ مُحَمَّدٍ! تَأسِرُونَنا و تَشُدُّونَنا و لاتُطعِمُونَنا.

[من اسیرى از اسراء مشرکین هستم. سلام بر شما اى اهل بیت محمّد. شما ما را اسیر مى‏کنید و ما را در بند مى‏کنید و غذا نمى‏دهید؟]

همگى سهام خود را از قرص‏هاى جو دادند و چیزى جز آب نچشیدند.

چون روز چهارم رسید و نذرهاى خود را ادا کرده بود، حضرت امیرالمؤمنین به خدمت رسول اکرم آمد و با خود حسن و حسین را بردند؛ و در آن دو نور دیده اثر ضعف بود، پس پیغمبر گریه کرد و جبرائیل سوره‏ هل‏ اتى‏ نازل فرمود درباره آنها.

عجبى نیست از نزول این سوره درباره اهل‏بیت از امیرالمؤمنین و فاطمه و حسنین، عجب از نزول اوست درباره فضّه خادمه؛ زیرا این سوره درباره جمیع آنان نازل شده است. آرى، کسى که در اثر تقوا و تبعیّت از اعمال آنان به‏دنبال آن بزرگواران حرکت کند چگونه جزء آنان نگردد؟!

خداوند در قرآن مجید سگ اصحاب کهف را جزء آنان شمرده؛ در جایى که فرماید: (سَیَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَ یَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَیْبِ وَ یَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما یَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِیلٌ فَلا تُمارِ فِیهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً وَ لا تَسْتَفْتِ فِیهِمْ مِنْهُمْ أَحَداً،) 3 چگونه فضّه جزء آن خاندان نگردد، همچنان‏که سلمان فارسى جزء آنان شد.»

پی نوشت ها:

 (1) تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 209.

(2) سوره انسان (76) آیه 22.

(3) سوره کهف (18) آیه 22.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-06-15] [ 08:27:00 ق.ظ ]





  تقویم تاریخ: روز نزول سوره هل أتی   ...

سوره «هَل اَتی»یکی از مهم ترین دلائل برتری اهل بیت علیهم السلام بر دیگران می باشد؛ چرا که مفسران شیعه و بسیاری از مفسران برجسته اهل سنت می گویند: بخشی از آیات این سوره درباره علی، فاطمه زهراء و حسنین علیهم السلام نازل شده است. این موضوع آن چنان مسلم و تردید ناپذیر است که محمد بن ادریس شافعی پیشوای شافعی مذهبان در شعر معروف خود می گوید:

 


اِلی مَ اِلی مَ وَ حَتّی مَتی اُعاتِبُ فی حُبِّ هذَا الْفَتی

وَ هلْ زَوَّجَتْ فاطِمَةُ غَیْرُهُ؟وَ فی غَیْرِهِ هَلْ اَتی، هَلْ اَتی؟

 


«تا کی و تا چه زمانی در دوستی این جوان سرزنش خواهم شد؟ آیا فاطمه زهراء به غیر این جوان شوهر دیگری داده شد؟ آیا سوره هل اتی به غیر از او در مورد کس دیگری هم نازل شد؟»

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 08:24:00 ق.ظ ]





  اعمال روز مباهله   ...

ذی‌الحجه یادآور اتفاقی عظیم در اثبات حقانیت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) و اسلام است، در چنین روزی در سال دهم هجری آیه مباهله بر پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله) نازل شد: «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ»

بعد از نازل شدن این آیه بود که پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای مباهله با سران مسیحی منطقه نجران آماده شدند و دست دو نوه دختری خود حسن و حسین(علیه السلام) را گرفتند و همراه با دختر و داماد خود در بیابان حاضر شدند، در آن سو نیز سران مسیحی نجران حاضر بودند، ولی آن‌ها با مشاهده نشانه‌های صحت گفتار پیامبر(صلی الله علیه وآله) عقب‌نشینی کردند و پرداخت جزیه را بر مباهله برگزیدند، آری! این معجزه یعنی مباهله از آن روز برای اثبات صدق دعوی در قلمرو و عقاید باقی ماند.

همچنین در این روز نیز دو آیه، آیه تطهیر «إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکمُ‏ْ تَطْهِیرًا» و آیه ولایت «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» نازل شد که بیش از پیش حقانیت خاندان آله طه و به خصوص امام علی(علیه السلام) را ثابت کرد که همواره موجب فخر شیعیان است.

برای این روز فرخنده، علاوه بر روزه مستحبی اعمالی نیز سفارش شده است:

ـ غسل

ـ روزه

ـ دو رکعت نماز که مانند نماز روز عید غدیر است، در هر رکعت، یک مرتبه سوره «حمد» و 10 مرتبه سوره «توحید»، 10 مرتبه «آیة الکرسى» و 10 مرتبه سوره «قدر» خوانده مى‌شود و بهتر است، پیش از اذان ظهر ادا شود، همچنین روایت شده است که نمازگزار بعد از نماز 70مرتبه استغفار کند.

ـ خواندن دعاى مباهله که شبیه به دعاى سحرهاى ماه رمضان است:

ـ در این روز صدقه‌دادن بر فقرا به جهت تأسى به امیرالمؤمنین علیه‌السلام و زیارت‌کردن آن حضرت و خواندن زیارت جامعه کبیره نیز وارد شده است.

موضوعات: مناسبت ها  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-06-14] [ 07:43:00 ق.ظ ]





  تقویم تاریخ-روز مبارزه با استعمار انگلیس   ...

در تاریخ یکشنبه 8 اگوست 1915 م مطابق با 26 رمضان 1333هـ .ق نیروهای انگلیسی بدون مقدمه و اخطار قبلی و اعلام جنگ به دولت ایران، در بوشهر پیاده شدند. آنان که قبلاً جزایر خلیج فارس را متصرف شده بودند، بوشهر را که علاوه بر موقعیت ژئوپولتیک، مرکز عمده مبادلات تجاری و صادرات و واردات با شبه جزیره هند و شیخ نشین های حوزه خلیج فارس و کشورهای اروپائی بویژه انگلستان و آلمان بود، به اشغال درآوردند. این اقدام، مرزنشینان غیور تنگستانی را که در گذشتۀ نه چندان دور تا یکی دو سال قبل از جنگ جهانی اوّل سابقۀ برخورد و مقابله با نیروهای تجاوزگر داشتند، به عکس العمل واداشت. رئیس علی دلواری (۱۲۶۱-۱۲۹۴ خورشیدی/ ۱۸۸۲-۱۹۱۵ میلادی) در نوک پیکان حمله به اشغالگران قرار گرفت.
نهضت جنوب ایران به جلوداری رئیس علی دلواری و همراهی و همگامی سران قبایل تنگستان، بوشهر، دشتی و دشتستان از جمله: زایر خضرخان اهرمی، شیخ حسین خان چاه کوتاهی، خالوحسین بردخونی، غضنفر السلطنه برازجانی و پشتیبانی آزادگانی چون: سیّد محمّد رضا کازرونی و میرزا علی کازرونی در جریان جنگ بین الملل اوّل، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردم جنوب ایران بشمار می رود.
قتلگاه شهید رئیسعلی دلواری. رئیس‌علی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به قوای بریتانیا توسط فردی نفوذی و اجیر شده، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و در سن ۳۳ سالگی کشته شد. تاریخ شبیخون مذکور و کشته شدن رئیسعلی دلواری در همه منابع، شب ۲۳ شوال ۱۳۳۳ قمری برابر با ۳ سپتامبر ۱۹۱۵ میلادی نقل شده‌است، که بر اساس همه مبدل‌های تقویم، این روز با ۱۱ شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی ( برخی نیز 12 شهریور می دانند) مطابقت می‌کند.

== == == == == == == == == == == ==
رئیس علی دلواری پس از اینکه به شهادت رسید جسدش به رسم امانت در قبرستانی نزدیک جائینک در جوار حیاه الغیب ملگپ به رسم امانت تحویل خاک داده شد که پس از مدتی طی تشریفات خاصی به عراق منتقل گردید و در شهر نجف اشرف در قبرستان معروف وادی السلام شیعیان به خاک سپرده شد.
با مصوبه شورای عالی انقلاب روز ۱۲ شهریور بعنوان سالروز کشته شدن رئیسعلی دلواری از سال ۸۹ به نام «روز مبارزه با استعمار انگلیس» نامگذاری شده‌است.

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-12] [ 11:01:00 ق.ظ ]





  استعمار انگلیس در کلام رهبرانقلاب+pdf   ...

رئيس علي دلواري قهرمان مبارزه با استعمار انگليس است و ملت ايران همانند شهيد رئيس علي دلواري که در مقابل انگليس ايستادگي کرد، امروز در برابر قدرت هاي متجاوز به سرکردگي آمريکا ايستاده است و از دشمنان خود هيچ واهمه اي در دل ندارد.
بدون ترديد با تفضل خداوند بر ملت هاي مسلمان، اسلام کاخ هاي جاهليت را در تمام دنيا ويران خواهد کرد و مظلومان را نجات خواهد داد.
بخشي از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اهالي بخش دلوار در خانه شهيد رئيس علي دلواري در تاريخ 13/10/70

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:56:00 ق.ظ ]





  آیا بعد از حجامت تطهیر لازم است؟   ...

استفتاء از رهبرمعظم انقلاب اسلامی مدظله العالی

سؤال:

آیا بعد از حجامت باید بدن را برای نماز خواندن تطهیر کرد؟

جواب:

تا زمانی که آب برای محل حجامت ضرر دارد نماز خواندن با آن مانعی ندارد، اما اگر اطراف محل حجامت یا لباسش نجس شده است باید تطهیر نماید.

منبع: خبرگزاری رسمی حوزه

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, تبليغ, حوزه, استفتاء  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-06-11] [ 10:32:00 ق.ظ ]





  شاخصه ‏های دولت انقلابی در قرآن کریم و نهج البلاغه-تواضع ونرم خویی با مردم   ...

تواضع و نرمخویی با مردم

یکی از ویژگی های دولت انقلابی، تواضع و نرمخویی با مردم است. مسئول انقلابی نباید «ارادۀ علوّ» داشته باشد و نسبت به سایر مؤمنین در خود احساس برتری کند؛ بلکه باید نسبت به مؤمنین در گفتارها و رفتارهایش متواضع باشد.

خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: «وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ»[1]؛ «و بال (تواضع) خويش را براى مؤمنان فرو گستر.»

و «وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»[2]؛ «و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده‏اند، بال خود را فرو گستر.»

و در آیۀ دیگری، تندخویی کارگزاران را موجب پراکندگی و عدم حمایت مردم از آنها می‏داند:«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»[3]؛ «پس به [بركتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى، قطعاً از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند.»

امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز خطاب به یکی از کارگزارانشان می‏فرمایند: «فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَكَ، وَ أَلِنْ‏ لَهُمْ‏ جَانِبَكَ‏، وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ، وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ، حَتَّى‏ لَا يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ لَهُمْ، وَ لَا يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ عَلَيْهِمْ؛[4]بالهاى محبت و حمايتت را براى آنها بگستران و در برابر همه متواضع باش، چهرۀ خويش را براى آنها گشاده دار، مساوات را در ميان آنها، حتى در نگاه‏ها با گوشۀ چشم رعايت کن، تا بزرگان و زورمندان كشور در نقض عدالت به نفع آنها طمع نورزند و ضعفا از عدالت تو مأيوس نشوند.»

و در نامه به جناب مالک اشتر می‏فرمایند: «وَأَشْعِرْ قَلْبَكَ‏ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ، وَالْمَحَبَّةَ لَهُمْ، وَاللُّطْفَ بِهِمْ، وَلَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ، وَإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ؛[5]و قلب خويش را كانون رحمت و محبت و لطف به رعيت قرار ده و در مورد آنان همچون درّنده‏اى مباش كه خوردنشان را غنيمت شمارى؛ زيرا آنها دو گروه‏اند: يا برادر دينى تواند و يا انسانهايى كه در آفرينش شبيه تو هستند (در هر حال، بايد حقوق آنها را محترم بشمارى).»

آیت الله جوادی آملی در توضیحی پیرامون چگونگی نرمی و تواضع با مردم، می‏فرماید: «نرم بودن دو قسم است: نرمي از روي ضعف و نرمي از روي بزرگواري. مجاهدان نستوه، اگر با كسي نرم‏رفتارند، از بالا اظهار انعطاف مي‏كنند: «اَذِلَّةٍ عَلَي المُؤمِنين»[6]افرادي كه آن اندازه قدرت دارند كه مجاهد في سبيل الله باشند و از سرزنش هيچ كسی نترسند، از موضع برتر و بالا، عمل مي‏كنند و نرمي آنها نسبت به مؤمنان، نرمش از بالاست… راز كاربرد حرف امام علي(علیه السلام) در اينجا«اَذِلَّةٍ عَلَي المُؤمِنين» نيز همين مطلب است.»[7]

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:
[1]. حجر/ 88.
[2]. شعراء/ 215.
[3]. آل عمران/ 159.
[4]. نهج البلاغه، محمد بن حسين شريف الرضي، ترجمه صبحي صالح، تصحيح: فيض الاسلام، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، نامه 27.
[5]. همان، نامه 53.
[6]. مائده/ 54.
[7]. تفسیر تسنیم، عبدالله جوادی آملی، مؤسسه اسراء، قم، چاپ چهارم، 1388ش، ج 23، ص 92.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 217.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:29:00 ق.ظ ]





  شهید محمود کاوه؛ نمونه‌ رهبان اللیل و اسد النهار   ...

جنگ تحمیلی. میدان عجیب و صحنه‌ی بی‌نظیری بود. از اول تاریخ اسلام، تا روزگار ما چنین صحنه‌ای دیگر بعد از صدر اسلام وجود نداشته است. یک بهشت عظیم برای هرکسی که بخواهد و بتواند در آن خودش را از چرک‌ها و پلیدی‌ها شستشو دهد. خداوند به ملّت ما این فرصت را بخشید که بعد از دوران محرومیت طولانی و اختناقی نفس‌گیر، بتوانند جوان‌هایی بپرورانند که مصداقی باشند برای، جوان مسلمان. نمونه‌هایی از جوانان صدر اسلام.
شهید محمود کاوه، یکی از این نمونه‌هاست. ظهرهای ماه رمضان سال ۱۳۵۳ در روزگار نوجوانی‌، پدرش او را به درس تفسیر آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد امام حسن علیه‌السلام مشهد می‌برد. شاگرد آن‌روزهای رهبر انقلاب ۸ سال بعد در منطقه عملیاتی کردستان «فرمانده تیپ ۱۵۵ ویژه شهدا» شد. تیپی که در چهارسال فرماندهی کاوه، کابوس ضد انقلاب و بعثی‌ها در جبهه‌ی شمالغرب بود.

خوب است من از برادر شهید عزیزمان محمود کاوه یاد کنم؛ که من او را از بچگی‌اش می‌شناختم. پدر این شهید جزو اصحاب و ملازمین همیشگی مسجد امام حسن بود - که بنده آن‌جا نماز می‌خواندم و سخنرانی می‌کردم - دست این بچه را هم می‌گرفت با خودش می‌آورد، و من می‌دانستم همین یک پسر را دارد، پدرش هم می‌شناسید شما دیگر - قاعدتاً برادرهای مشهدی می‌شناسند - از‌‌ همان وقت‌ها همینجور بود. پرشور و بی‌مهابا در برخورد، گاهی حرفهای تندی هم می‌زد که در دوران اختناق آنجور حرفی کسی نمی‌زد. این بچه آنجور توی این محیط خانوادگی پرشور و پرهیجان تربیت شد و خوراک فکری او از دوران نوجوانیش - که شاید آن سالهایی که من دیدم ایشان مثلاً دوازده - سیزده سال چهارده سال شاید بیشتر نداشت - حالا دقیقاً البته درست یادم نیست - عبارت بود از مطالب مسجد امام حسن. که اگر از شما‌ها برادرهایی آن وقت بودند می‌دانند چه صنف مطالبی بود؟ و می‌شود فهمید دیگر. از نوار‌ها و آثار آن مسجد [می‌شد فهمید] که چه نوع مطالبی بود. در یک چنین محیط فکری این جوان تربیت شد، و جزو عناصر کم‌نظیری بود که من او را در صدد خودسازی یافتم؛ حقیقتاً اهل خودسازی بود - هم خودسازی معنوی و اخلاقی و تقوایی، هم خودسازی رزمی - در یکی از عملیات اخیر دستش مجروح شده بود - که آمد مشهد و مدتی هم این‌جا بیمارستان بود، مدت کوتاهی ظاهراً، بعد برگشت مجدداً جبهه - تهران آمد سراغ من؛ من دیدم دستش متورّم است. بنده نسبت به این کسانی که دست‌هایشان آسیب دیده یک حساسیتی دارم، فوری می‌پرسم دستت درد می‌کند. پرسیدم دستت درد می‌کند گفت که نه. بعد من اطلاع پیدا کردم، برادرهای که آن‌جا بودند، برادرهای مشهدی‌ای که آن‌جا هستند، گفتند دستش شدید درد می‌کند، این همه درد را کتمان می‌کرد و نمی‌گفت - که این مستحب است، که انسان حتی‌المقدور درد را کتمان کند و به دیگران نگوید - یک چنین حالت خودسازی ایشان داشت. یک فرمانده‌ی بسیار خوب بود، از لحاظ اداره‌ی واحد خودش که تیپ ویژه‌ی شهدا - تیپ ویژه‌ی آن روز شهدا فکر می‌کنم حالا لشگر شده، آن وقت تیپ بود - یک واحد خوب بود جزو واحدهای کارآمد ما محسوب می‌شد و به این عنوان از آن نام برده می‌شد، خود او هم در عملیات گوناگونی شرکت داشت، و کارآزموده‌ی میدان جنگ شده بود؛ از لحاظ نظم اداره‌ی واحد، مدیریت قوی، دوستی و رفاقت با عناصر لشگر و از لحاظ معنوی، اخلاق، ادب، تربیت توجه و ذکر یک انسان جوان اما برجسته بود. این هم یکی از خصوصیات دوران ماست، که برجستگان همیشه از پیر‌ها نیستند، آدم جوان‌ها و بچه‌ها را می‌بیند که جزو چهره‌های برجسته می‌شوند. رهبان اللیل و اسد النهار غالباً توی همین بچه‌هایند، توی همین جوانهایند. ما نشستیم از دور داریم نگاه می‌کنیم حسرت می‌خوریم، و آرزو می‌کنیم کاش برویم توی محیط آن‌ها. کمتر وقتی است که بنده همین حالا‌ها دلم پرواز نکند به سمت محفل سنگرنشینان؛ آن‌جا انسان ساخته می‌شود و خوب هم ساخته می‌شود، و این جوان‌ها خوب ساخته شدند، و شهید کاوه حقیقتاً خوب ساخته شد.
بیانات در جمع پرسنل سپاه پاسداران خراسان ۱۳۶۶/۵/۲۷

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, دفاع مقدس  لینک ثابت



 [ 10:26:00 ق.ظ ]





  * فضايل امام كاظم - عليه السلام – از نگاه شيخ مفيد   ...

 

1 - شيخ مفيد رضوان الله عليه فرموده: ابوالحسن موسي بن جعفر - عليه السلام - عابدترين و فقيه ‏ترين اهل زمانش بود، از همه سخي‏‌تر و از لحاظ كرامت نفس در عاليترين درجه قرار داشت… نوافل شب را مي‏ خواند تا به وقت صبح مي‏رسيد، و بلافاصله نماز صبح را مي‏ خواند، آنگاه تا طلوع آفتاب به تعقيب و ذكر الله اشتغال داشت، بعد سر به سجده مي‏گذاشت و مشغول دعا و حمد بود تا نزديكي ظهر.[1]

بسيار اوقات اين دعا را خواند: «اللهمّ اِنّي اسالك الرّاحةَ عند الموت و العفو عندالحساب» و آن را تكرار مي ‏فرمود و از جلمه دعاهايش آن بود كه: «عظُم الذّنب من عبدك فليحسن العفو من عندك».

از ترس خدا گريه مي‏كرد تا جايي كه اشك از محاسنش جاري مي‏شد، از همه مردم بيشتر به خانواده‏اش و ارحامش مي‏ رسيد، به فقراء اهل مدينه شبها سر مي ‏زد و زنبيل هاي حاوي مال و پول نقره و آرد و خرما براي آنها مي‏برد، آنها نمي ‏دانستند آورنده اينها كيست… موقع احسان دويست دينار تا سيصد دينار احسان مي‏ كرد، كيسه‏ هاي احسان موسي‏بن جعفر - عليه السلام - ، ضرب المثل بود…

مردم از او بسيار روايت نقل كرده‏اند و او افقه اهل زمان و كتاب خدا را از همه بهتر حافظ بود، صوتش در قراءت قرآن از همه نيكوتر بود، چون قرآن مي‏خواند محزون مي‏ شد، آنها كه قراءت او را مي ‏شنيدند گريه مي‏ كردند.

مردم مدينه او را «زين المتهجّدين» مي‏‌ناميدند،كاظم لقب يافت زيرا كه خشم خود را فرو خورد و بر ظلم ظالمان صبر كرد.[2]

- عبادت

2 - عبدالله قروي از پدرش نقل كرده گويد: محضر فضل بن ربيع رفتم، او در پشت بام نشسته بود، گفت: نزديك بيا، نزديك رفتم تا محاذي او شدم، گفت: به آن اتاق نگاه كن، نگاه كردم،گفت: چه چيز مي‏بيني؟ گفتم: يك لباس كه به زمين انداخته‏اند. گفت: دقت كن، بدقت نگاه كردم، گفتم: مردي را مي‏بينم كه در حال سجده است.

گفت: او را مي‏شناسي؟ گفتم: نه، گفت: او مولاي تواست، گفتم: مولاي من كيست؟ گفت: خود را به ناداني مي‏زني؟! گفتم: نه، ولي براي خود مولايي نمي‏ شناسم. گفت: اين ابوالحسن موسي بن جعفر است، من شب و روز حال او را زير نظر دارم، او را هميشه در اين حال يافته‏ ام، او نماز صبح را مي‏خواند، تا طلوع آفتاب به تعقيب مي‏نشيند، بعد سر به سجده مي ‏گذارد تا ظهر مي‏رسد، به بعضي از خدمتكاران زندان گفته است چون ظهر شود او را خبر كند. وقتي كه غلام، اعلام ظهر مي‏كند، برخاسته بدون وضو شروع به نماز مي ‏كند، از آن مي‏دانم كه در سجده نخوابيده است.[3]

- دعا براي مؤمن

‎3 - علي بن ابراهيم از پدرش نقل كرده: عبدالله بن جندب را در موقف حج (ظاهراً عرفات) ديدم، بهتر از او كسي را در آن جا نديدم، دست به آسمان برداشته مرتب دعا مي‏كرد و اشك چشمانش بر صورتش جاري بود و به زمين مي‏ريخت چون مردم از وقوف برگشتند، گفتم يا ابا محمد! من بهتر از موقف تو نديدم. گفت: به خدا قسم دعا نكردم مگر براي برادران مؤمن، چون ابوالحسن موسي بن جعفر - عليه السلام - به من فرمود: هر كه براي برادر مؤمنش در پشت سر دعا كند، از عرش ندا مي‏ شود:

آگاه باش براي تو صد هزار برابر آن است، «و ذلك ان اباالحسن موسي بن جعفر - عليه السلام - أَخبرني انه من دعا لاخيه بظهر الغيب نودي من العرش:ها، و لك ماة الف ضعفٍ مثلِه» من خوش نداشتم صد هزار برابر ضمانتشده را بگذارم براي يك دعايي كه نمي‏دانم مستجاب خواهد شد يا نه. [4]

 

[1] . ظاهراً سر به سجده گذاشتن در ايام حبس بوده است

[2] . ارشاد مفيد ص 277 - 279

[3] . بحار: ج 48 ص 210

[4] . كافي: ج 4 ص 465 كتاب الحج

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-10] [ 11:30:00 ق.ظ ]





  دینی که رسالت و ولایت در آن نباشد نقصان دارد   ...

به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حضرت آیت الله مکارم شیرازی امروز در نخستین جلسه درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم با اشاره به تقارن آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه و ایام عید سعید غدیر خم با گرامیداشت این عید سعید خم، به تفسیر آیه 67 سوره مائده، «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ» پرداختند و شأن نزول این آیه شریفه را واقعه غدیرخم و اعلام جانشینی حضرت علی(ع) دانستند.

ایشان گفتند: قرآن تهدید می کند اگر کسانی زیر بار ولایت حضرت علی(ع) نروند در مسیر کفر قرار می گیرند و وقتی مفسران اهل سنت به این آیه مهم می رسند از تفسیر آن عاجزند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با تاکید بر این که موضوعی جز ولایت حضرت علی(ع) تفسیر این آیه نمی تواند باشد، خاطر نشان ساختند: بیان گویای قرآن در این آیه شریفه تنها مساله ولایت است، هیچ تفسیری جز این نمی شود برای این آیه ذکر کرد، دیگران هر چه هم دست و پا کرده اند نتوانسته اند جز این موضوع بیاورند.

معظم له افزودند: این آیه شریفه از مهم ترین آیات مربوط به ولایت امیرالمومنین(ع) است و اگر تعصبی در آن نباشد باید آن را پذیرفت.

ایشان تاکید کردند: دینی که رسالت و ولایت در آن نباشد نقصان دارد، اگر هیچ دلیلی برای مساله ولایت جز این آیه نباشد به عقیده ما کافی است، چون هیچ جوابی در مقابل آن نمی شود داد، ویژگی های سه گانه ای دارد که تنها و تنها بر مساله ولایت منطبق است.

این مرجع تقلید تاکید کردند: این آیه شریفه که بر پیامبرگرامی اسلام(ص) نازل شده  معادل و همسنگ رسالت آن حضرت است و اگر نسبت به ابلاغ آن اقدام نمی شد رسالت پیامبر(ص) انجام نشده بود، چه مطلبی این قدر اهمیت دارد که همسنگ رسالت باشد؟ باید دقت کرد در این مطلب مهم.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پایان با اشاره به فراز «واللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ» در این آیه شریفه گفتند: این فراز از آیه نشان می دهد  حتما خطراتی پیامبر را در ابلاغ این رسالت تهدید می کرده، این مساله یقینا دشمنانی داشته و خدا می فرماید ما تو را حفظ می کنیم و این موضوع مهم را ابلاغ کن.

 منبع: خبرگزاری رسمی حوزه- :۱۳۹۷/۶/۱۰

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



 [ 11:28:00 ق.ظ ]





  حکم کاشتن ناخن در استفتایی از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دامت برکاته   ...

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی دامت برکاته به استفتائی پیرامون «کاشت ناخن» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

* کاشت ناخن

سؤال:

كاشتن ناخن براي زنان چه حكمي دارد؟

جواب:

كاشتن ناخن به صورتي كه براي وضو و غسل نتوانيد آن را برداريد، اشكال دارد؛ ولي چنانچه شخصي مرتكب اين عمل شده باشد، در صورت امكان، ناخن مصنوعي را بردارد و وضو و غسل به نحو معمول انجام شود و در صورت عدم امكان برداشتن ناخن، با همان حال وضو و غسل جبيره انجام شود و احتياطاً تيمّم هم نماید. والله العالم

منبع: خبرگزاری رسمی حوزه- 10شهریور 1397

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, زنان, تبليغ, استفتاء  لینک ثابت



 [ 09:59:00 ق.ظ ]





  چرا امام کاظم (سلام الله علیه) را باب الحوائج مى خوانید؟   ...

 شيعه و سني مناقب و فضائل آن حضرت را نقل كرده اند . از آن جمله إبن طلحه ، عالم بزرگ سني مي گويد :

« هو؛ الامام ، الكبير القدر العظيم الشأن ، الكثير التهجّد ، الجادّة في الإجتهاد، المشهود له بالكرامات ، المشهور بالعبادة ، المواظب علي الطاعات ، يبيّت الليل ساجدا و قائما و يقطع النهار متصدقاً و صائماً ولفرط علمه و تجاوزه عن المعتدين عليه دُعي كاظما ، كان يجازي المسيء بإحسانه إليه ، ويقابل الجاني عليه بعفوه عنه ، و لكثرة عباداته كان يسمي بالعبد الصالح ، ويُعرف بالعراق بباب الحوائج إلي الله ، لنجح المتوسلين إلي الله تعالي به ، كراماته تحار منها العقول ….۱»

« او امامي بزرگ قدر ، عظيم الشأن ، بسيار متهجّد ، اهل جديت در كوشش ، كسي كه كرامات او آشكار و به عبادت مشهور ، و به طاعت مواظب بود . شبها را در حال سجود و قيام سپري مي كرد و روزها را با صدقه وروزه مي گذرانيد وبه خاطر شدت حلم و گذشتي كه نسبت به جسارت كنندگان به خود داشت ، كاظم خوانده مي شد . كسي را كه به او بدي مي كردبا نيكي و احسان پاداش مي داد . با جنايت كننده نسبت به خويش ، با عفو وبخشش مقابله مي كرد . و به خاطر كثرت عباداتش عبد صالح نام گرفت ، و در عراق به باب الحوائج إلي الله مشهور است . چرا كه كساني كه بوسيله او به خداي توانا متوسل مي شوند ، از توسل خويش نتيجه مي گيرند . كراماتش عقلها را حيران مي كند .. . » .

و نيز إبن حجر ، دانشمند بسيار متعصب سني درباره ايشان چنين مي گويد :

« و كان معروفاً عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله و كان أعبد أهل زمانه و أعلمهم و أسخاهم ۲»

« او نزد اهل عراق به باب قضاء حوائج ،نزد خداوند معروف بود و عابدترين مردم زمانش و داناترين و سخاوت مندترين آنان بود .»

كراماتي كه از آن حضرت نقل شده بسيار زياد است . از آن جمله در حديث صحيحي ، حمادبن عيسي مي گويد :

« بر حضرت موسي بن جعفر بر شهر بصره وارد شدم ، پس به ايشان عرض كردم : دعا كنيد خداي تعالي يك خانه ، يك همسر ، فرزند وخادم روزيم كند و پنجاه حج نصيبم كند . حماد مي گويد به محض اينكه پنجاه حج را شرط كردم ، دانستم كه من بيش از پنجاه حج انجام نخواهم داد سپس حماد گفت : تابحال چهل و هشت حج به جا آوردم و اين خانه من است كه روزيم شده ، و اين همسر من است كه در پشت پرده كلامم را مي شنود و اين خادم من و اين پسر من است و همه اينها نصيبم شد. پس از اين سخن حماد دو حج ديگر انجام داد و پنجاه حج او تكميل شد سپس به قصد پنجاه ويكم حركت كرد ، و همراه اوابوالعباس نوفري بود ، زماني كه مي خواستند احرام ببندند و حماد قصد غسل داشت ، سيلي آمد و او غرق شد و از دنيا رفت . رحمة الله عليه »

همچنيني در حديث صحيح ديگري چنين آمده است :

« آن حضرت (علیه السلام)در سرزمين مني به زني عبور كردند كه مي گريست و فرزندان او در اطراف او گريه مي كردندو گاوي كه دارايي اين زن بود ، مرده بود ، پس آن حضرت(علیه السلام) به طرف آن زن رفتند و فرمودند : اي كنيز خدا ،چرا مي گريي ؟ آن زن پاسخ داد اي بنده خدا من فرزندان يتيمي دارم و گاو ماده اي داشتم كه گذران زندگي خود و كودكانم از آن بود ، هم اكنون مرده است و من و فرزندانم راه چاره اي نداريم ، حضرت(علیه السلام) فرمودند :آيا مي خواهي برايت زنده اش كنم ، پس به دل آن زن افتاد كه بگويد آري اي بنده خدا ، پس آن حضرت به كناري رفتند و دو ركعت نمازي خواندند سپس دست خود را كمي بالا آوردند و لبان مبارك را كمي تكان دادند ، سپس برخاستند و گاو را صدا زدند وباعصا يا پاي مبارك ضربه اي به او نواختند، پس حيوان بر روي زمين ايستاد . آن زن تا چنين صحنه اي را ديد فرياد زد و گفت : قسم به پروردگاركعبه كه اين عيسي بن مريم است . امام (علیه السلام)به ميان مردم رفتند و بين آنان قرار گرفتند و عبور كردند . »

ايشان در زندان هارون الرشيد و با زهري كه به ايشان دادند ، غريبانه ومظلومانه به شهادت رسيدند . قبر مطهر آن حضرت در كاظمين و در كنار قبر مطهر حضرت جواد عليه السلام قرار دارد.

در پايان جهت تيمّن و تبرّك چند حديث از ايشان نقل مي كنيم ؛

«ياهشام ، إنّ العاقل نظر إلي الدنيا وإلي أهلها فعلم أنها لاتنال إلا بالمشقة ، و نظر إلي الآخرة ، فعلم أنها لاتنال إلا بالمشقة ، فطلب بالمشقة أبقاهما .۳»

« السخي قريب من الله ، قريب من الجنة ، قريب من الناس ۴»

« إنّ خواتين أعمالكم قضاء حوائج إخوانكم و إحساناً عليهم ما قدره و الا لم يقبل منكم عملا هنو علي إخوانكم و رحموهم تلقو بنا ۵»

« جهاد الإمرأة ، حسن التبعّل ۶»

« ما من شيء تراه عينيك إلا فيه موعظة ۷»

منبع: شفقنا

 

منبع:
[178] . مستدرک الوسائل، ج12، ص 369.
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی سبحانی

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 09:36:00 ق.ظ ]





  تربیت صحیح فرزند بسیاربازیگوش   ...

خانواده‌ای از دست فرزند شرورشان کلافه شده بودند. بی‌ادبی فرزند خردسال، پدر و همه اهل منزل را رنج می‌داد. بیرون از منزل نیز کسی از آزار و اذیت او آسایش نداشت. پدر نیز هر بار او را به باد کتک می‌گرفت، به امید این که بر اثر تنبیه، دست از کارهای زشت بردارد؛ اما فایده‌ای نداشت.
روزی دست فرزند خود را گرفت و نفس زنان، نزد حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم ـ علیه السّلام ـ آورد و از وی شکایت کرد. حضرت نگاهی به آن مرد کرد و برای اینکه راه و روش تربیت کردن را به او بیاموزد فرمود: «فرزندانت را نزن.» مرد از خودش پرسید: پس چگونه فرزندم را تربیت کنم. منتظر بود تا ادامه کلام امام را بشنود. امام ادامه داد: «برای ادب کردنش از او دوری و قهر کن.»
مرد گویا دنیای جدیدی در تربیت فرزند به رویش گشوده شد. در همان لحظه تصمیم گرفت شیوه قهر و دوری را پیشه خود را سازد و با فرزندش سخنی نگوید. در همین فکر بود که ادامه کلام امام، او را آگاه‌تر کرد. امام فرمود: «ولی مواظب باش قهرت زیاد طول نکشد و هر چه زودتر با فرزندت آشتی کن.»
منبع: علامه مجلسی؛ بحارالانوار؛ ج۱۰۱؛ ص۹۹
نظ

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تربيت فرزند  لینک ثابت



 [ 09:33:00 ق.ظ ]





  ولادت باب الحوائج علیه السلام   ...

ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام
وی آسمــان فضل به دانائیت سلام
در صبر شاخصی به شکیبائیـت سلام
تنها تو کاظمی که به تنهائیت سلام
هر گه غضب به قلب رئوف تو یافت دست
از آب عفــو آتش خشمت فرو نشست
ای صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز
مطلوب ایزد است بیان تو در نمــاز
واجب بُود درود به جان تو در نماز
ای جلوه‌های لطف خدا دودمان تـو
این دوستی ست دوستی خاندان تو
تو عبد صالح و به کفت قدرت خــداست
هر ادعا زقدرت و عزت، تو را سزاست
هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست
کی ابر هر کجا که بباری زملک ماست
قدرت از آن توست کــه بر ابر پیــل وار
فرمان دهی و شیعـۀ خود را کنی سوار

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 09:01:00 ق.ظ ]





  میلاد باب الحوائج حضرت امام موسی کاظم علیه السلام مبارک باد   ...

دُعاءُ الإِمامِ الكاظِمِ عليه السلام‌

۱۰۴۲.فلاح السائل نقلاً عن يحيى بن الفضل النوفلي : دَخَلتُ عَلى‌ أبِي الحَسَنِ موسَى بنِ جَعفَرٍ عليه السلام بِبَغدادَ حينَ فَرَغَ مِن صَلاةِ العَصرِ ، فَرَفَعَ يَدَيهِ إلَى السَّماءِ وسَمِعتُهُ يَقولُ : . . . أسأَ لُكَ بِاسمِكَ المَكنونِ المَخزونِ ، الحَيِّ القَيّومِ الَّذي لا يَخيبُ مَن سَأَلَكَ بِهِ ، أن تُصَلِّيَ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وآلِهِ ، وأَن تُعَجِّلَ فَرَجَ المُنتَقِمِ لَكَ مِن أعدائِكَ ، وأَنجِز لَهُ ما وَعَدتَهُ يا ذَا الجَلالِ وَالإِكرامِ . قالَ : قُلتُ لَهُ : مَنِ المَدعُوُّ لَهُ ؟ قالَ : ذلِكَ المَهدِيُّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ صلى اللّه عليه و آله . ثُمَّ قالَ: بِأَبِي المُنتَدَحُ‌۱ البَطنِ ، المَقرونُ الحاجِبَينِ ، أحمَشُ‌۲ السّاقَينِ ، بَعيدُ ما بَينَ المَنكِبَينِ ، أسمَرُ اللَّونِ تَعتادُهُ مَعَ سُمرَتِهِ صُفرَةٌ مِن سَهَرِ اللَّيلِ ، بِأَبي مَن لَيلَهُ يَرعَى النُّجومَ ساجِداً وراكِعاً ، بِأَبي مَن لا يَأخُذُهُ فِي اللَّهِ لَومَةُ لائِمٍ ، مِصباحُ الدُّجى‌ ، بِأَبِي القائِمُ بِأَمرِ اللَّهِ . قُلتُ : مَتى‌ خُروجُهُ ؟ قالَ : إذا رَأَيتَ العَساكِرَ بِالأَنبارِ عَلى‌ شاطِئِ الفُراتِ وَالصَّراةِ۳ ودِجلَةَ ، وهَدمَ قَنطَرَةِ الكوفَةِ ، وإحراقَ بَعضِ بُيوتاتِ الكوفَةِ ، فَإِذا رَأَيتَ ذلِكَ فَإِنَّ اللَّهَ يَفعَلُ ما يَشاءُ ، لاغالِبَ لِأَمرِ اللَّهِ ولا مُعَقِّبَ لِحُكمِهِ .

دعاى امام كاظم عليه السلام

.فلاح السائل- به نقل از يحيى بن فضل نوفلى - : در بغداد بر امام موسى كاظم عليه السلام وارد شدم. ايشان از نماز عصر فارغ شده و دستانش را به سوى آسمان بالا برده بود و شنيدم كه مى‌فرمود: «از تو درخواست مى‌كنم به وسيله نام نهفته و اندوخته‌ات ، زنده برپادارنده‌اى كه درخواست كننده با آن ناكام نمى‌ماند، كه بر محمّد و خاندانش درود فرستى و در فرج انتقام‌گيرنده تو از دشمنانت تعجيل كنى و آنچه را به او وعده داده‌اى، به انجام رسانى. اى صاحب شكوه و جلال!» . به امام گفتم: براى چه كسى دعا مى‌كنى؟ فرمود: «همان مهدى خاندان محمّد». سپس فرمود: «پدرم فداى آن فربه‌شكم، ابرو به هم پيوسته، باريك‌ساق، چهارشانه، سبزه‌رويى كه پرتوى از زردى شبْ‌بيدارى بر او عارض شده است! پدرم فداى آن كه شبش در سجود و ركوع به پاييدن ستاره‌ها سپرى مى‌شود! پدرم فداى آن كه در راه خدا از سرزنش كسى نمى‌ترسد و چراغى براى تاريكى‌هاست! پدرم فداى كسى كه به فرمان خدا قيام مى‌كند!». گفتم: كى قيام مى‌كند؟ فرمود: «هنگامى كه لشكرها را در شهر انبار بر كناره رودهاى فرات، صَراة۴ و دجله ديدى و نيز انهدام پل كوفه و آتش زدن برخى خانه‌هاى كوفه را ديدى . خداوند آنچه بخواهد مى‌كند و كسى بر امر خدا چيره نيست و بازدارنده‌اى از حكمش وجود ندارد».۵

/
۱.في المصدر : «المنبدح» ، والتصويب من بحار الأنوار . والمنتدح : السَّعة ، وقولهم : لك منتدح في البلاد : أي مكان واسع عريض (لسان العرب : ج ۲ ص ۶۱۲ «ندح») .

۲.أحمش الساقين : أي دقيقهما (النهاية : ج ۱ ص ۴۴۰ «حمش») .

۳.الصَّراةُ : يطلق على نهرين ببغداد ، الصراة الكبرى والصراة الصغرى (معجم البلدان : ج ۳ ص ۳۹۸) .

۴.. صراة بزرگ و كوچك ، دو نهر هستند كه از بغداد مى‌گذرند .

۵.فلاح السائل : ص ۳۵۳ ح ۲۳۸ ، مصباح المتهجّد : ص ۷۳ ح ۱۱۹ ، بحار الأنوار : ج ۸۶ ص ۸۰ ح ۸ . نيز ، براى ديدن همه حديث، ر . ك : همين دانش‌نامه : ص ۲۳۷ ح ۱۰۸۴ .

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, حديث روز  لینک ثابت



 [ 08:50:00 ق.ظ ]





  پاداش اطعام در عید غدیر   ...

 عن أبی الحسن الرضا (علیه السلام) فی فضل یوم الغدیر: وَ مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِناً كَانَ كَمَنْ أَطْعَمَ جَمِيعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الصِّدِّيقِين‏.

امام رضا(سلام خدا بر او باد) فرمود: هرکس در روز غدیر به مؤمنی غذا بدهد، مانند کسی است که به تمام انبیا و صدیقین غذا داده باشد.

اقبال الاعمال، ج1،ص465

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, زنان, تبليغ  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-06-07] [ 10:00:00 ق.ظ ]





  گنبد و ضریح منور مولی امیرالمومنین سلام الله علیه در روز جشن   ...

موضوعات: مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 09:46:00 ق.ظ ]





  داستان بنّایی که واسطه حضرت امیر(ع) و علامه امینی شد   ...

مشکلات و مصائب همواره در زندگی وجود داشته، دارند و خواهند داشت، اما آنکه بتواند در مشکلات و سختی‌ها آرامش و طمأنینه خود را حفظ نماید و مضطرب و پریشان نگردد، به مقام عظیم صبر رسیده است که این مقام، مقدمه رسیدن به ایمان تام است.
* آیه:
وَٱصْبِرْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِینَ هود/۱۱۵
و صبر کن که خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‌کند
* آینه
حجت‌الاسلام سید محمد نوری که در کتابخانه نجف اشرف، ملازم علامه امینی بود، گفته است: علامه امینی می‌فرمود: در یک شب جمعه، زائر حرم حضرت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) و مشغول زیارت و دعا بودم، از خدا می‌خواستم به خاطر حضرت امیر علیه‌السلام کتاب «درالسمطین» را که در آن زمان کمیاب بود و در تکمیل مباحث کتاب الغدیر به آن نیاز داشتم، برای من مهیا کند.
در این هنگام، یک عرب ساده و بی آلایش برای زیارت حضرت مشرف شد و از حضرت می‌خواست که حاجت او را برآورده کند و گاوش را که مریض بود شفا دهد، یک هفته گذشت ولی کتاب را پیدا نکردم؛ بعد از آن، دوباره برای زیارت مشرف شدم، از حسن اتفاق در وقتی‌که مشغول زیارت بودم، دیدم همان مرد به حرم مشرف شد و از حضرت تشکر کرد که حاجت او را برآورده کرده است. وقتی من کلام آن مرد را شنیدم، محزون شدم، چون دیدم امام، حاجت او را برآورده کرده، ولی حاجت مرا برآورده نکرده است.
خطاب به حضرت(علیه‌السلام) عرضه داشتم: جواب این مرد را دادی و حاجتش را برآورده کردی! اما من مدتی است به خدا متوسل می‌شوم و شما را شفیع قرار می‌دهم که آن کتاب را برای من مهیا کنید ولی آن کتاب مهیا نشده، آیا من کتاب را برای خودم می‌خواهم، یا به خاطر کتاب شما؟
آنگاه گریه برایم مستولی شد و با حالت ناراحتی از حرم بیرون آمدم، آن شب از ناراحتی چیزی نخوردم و خوابیدم، در عالم خواب دیدم که مشرف به خدمت حضرت امیر(علیه‌السلام) شده‌ام و حضرت در آن حال، به من فرمود: آن مرد، ضعیف الایمان بود و نمی‌توانست صبر کند ولی تو باید صبر داشته باشی.
از خواب بیدار شدم، صبح سر سفره بودم که در زده شد، در را باز کردم، دیدم همسایه‌ای که شغلش بنایی بود، داخل شد و سلام کرد و گفت: من خانه جدیدی خریده‌ام که بزرگ‌تر از این خانه است، بیشتر اثاث خانه را به آنجا منتقل کرده‌ام و این کتاب را در گوشه آن خانه پیدا کردم، خانمم گفت: این کتاب به درد تو نمی‌خورد، آن را به شیخ عبدالحسین امینی هدیه کن، شاید او استفاده کند.
من کتاب را گرفتم، غبارش را پاک کردم و دیدم همان کتاب خطی «در السمطین» است که دنبالش بودم. در این هنگام، بر این نعمت، سجده شکر کردم
سخن دارم ز استادم، نخواهد رفت از یادم که گفتا حل شود مشکل، ولی آهسته آهسته

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



 [ 09:40:00 ق.ظ ]





  پاورپوینت خطبه غدیر (قابل استفاده در مساجد، هیئت ها و کلیه مراسم های مذهبی)   ...

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 09:32:00 ق.ظ ]





  صوت/واقعۀ غدیر خم - استاد محمد حسین رجبی (دوانی)   ...

واقعۀ غدیر خم 
• زمان : 3:02 
درس گفتارهای تاریخ بعثت پیامبر اکرم صلوات الله علیه به روایت استاد محمد حسین رجبی (دوانی)؛ جلسه شانزدهم: حوادث مهم سال نهم تا ارتحال وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و آله 

موضوعات: مناسبت ها  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-06-06] [ 04:16:00 ب.ظ ]





  چرا در نهج البلاغه نامی از عید غدیرخم برده نشده است؟   ...

* سؤال

با توجه به اهميت عيد غدير خم چرا در نهج البلاغه نامي از اين عيد برده نشده است؟ آيا اين مطلب در ديگر سخنان حضرت علي ـ عليه السلام ـ آمده است؟

* پاسخ

در پاسخ به اين پرسش بايد گفته شود که نهج‌البلاغه نام کتابي است که يکي از مفاخر خاندان پاک نبوي و يکي از دانشمندان علم حديث و ادب و قهرماني از قهرمانان عرصه دين و دانش و مذهب، به اسم محمد بن حسين مشهور به سيد رضي (359 ـ 406) آن را از خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان حکمت‌آميز امام علي ـ عليه‌السلام ـ جمع آوري و تأليف کرده است.

و چنان که خود ايشان در مقدمه نهج‌البلاغه تصريح مي‌کند در پاسخ به درخواست برخي از دوستانش مبني بر اين که سيد رضي کتابي تأليف نمايد که سخنان برگزيده اميرمؤمنان ـ عليه‌السلام ـ را در جميع فنون و بخش‌هاي مختلف، از خطبه‌ها، نامه‌ها، مواعظ و آداب و… در برداشته باشد، اين کتاب را تأليف نموده است.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, نهج البلاغه, تبليغ  لینک ثابت



 [ 03:17:00 ب.ظ ]





  عنايت حضرت امیرالمومنین به صاحب الغدير   ...

مرحوم علامه اميني، حضرت امير عليه السلام را خيلي مظلوم مي‌دانست و تا اسم علي عليه السلام مي‌آمد گريه مي‌كرد. وقتي وارد صحن مي‌شد، از هنگامي كه كفش‌هاي خود را بيرون مي‌آورد تا زمان خروج از حرم، مدام گريه مي‌كرد، به طوري كه اگر حرم مطهر، كمي خلوت بود، صداي گريه او در حياط شنيده مي‌شد.
روح خاشع و باخضوعي داشت كه من تا به حال در كسي نديده‌ام. وقتي يك سخنراني بالاي منبر مي‌رفت و خطبه شقشقيه را مي‌خواند، ايشان از اول تا آخر گريه مي‌كرد و مي‌گفت: چه بر سر حضرت آوردند كه حضرت، اين چنين سفره دلش را باز كرد.
هرگاه در مسئله‌اي به مشكل برمي‌خورد، متوسل به اهل بيت عليهم السلام مي‌شد و به حرم مطهر حضرت علي عليه السلام مي‌رفت؛ وقتي مسئله هم حل مي‌شد باز به حرم مي‌رفت و از امام تشكر مي‌كرد.
به طور خلاصه بايد گفت: ايشان هر چه دارد از حضرت امير عليه السلام دارد. حالت ولايي عجيبي داشت و دائم الوضو بود.
خود ايشان مي‌گفت: وقتي به حرم مي‌رفتم، يك شخصي به من روحيه مي‌داد و مي‌گفت كه شما خدمت كرديد.
ايشان مي‌فرمود: به تفسير سوره «هل اتي» كه تأليف يكي از اهل سنت بود، نياز پيدا كردم. يك روز كه وارد حرم حضرت امير عليه السلام‌ شدم، آن شخص را ديده و گفتم كه به اين تفسير نياز دارم، شما اين كتاب را براي مدت كوتاهي به من بدهيد و خيلي التماس كردم، ولي قبول نكرد. گفتم: كتاب را در دست خود بگير و داشته باش، فقط همان صفحه‌اي كه لازم دارم را به من نشان بده تا ببينم اين نسبتي كه مي‌دهند درست است يا خير؟ چون من بنا ندارم از كسي نقل كنم، مي‌خواهم خود عبارت را ببينم، قبول نكرد. علّامه گفت: دل ما شكست.
همين كه از كفشداري بيرون آمدم، بدون اراده متوجه كربلا شدم و وسط هفته به كربلا رفتم. از حرم حضرت عباس عليه السلام به حرم امام حسين عليه السلام آمدم. يكي از رفقاي قديمي كربلا را ديدم، ايشان گفت: شما شب‌هاي جمعه مي‌آمديد، الآن وسط هفته آمديد، چه شده است؟ حتماً به منظور خاصي آمديد.
گفتم: دلم گرفته بود، آمدم كربلا و به كتابي نياز دارم.
گفت: بيا به منزل ما و ناهار در خدمت باشيم. پدرم كتابخانه‌اي داشت و گفت: اگر خواستي كتاب‌ها را بفروشي مانعي ندارد، ولي يك صندوقچه كتاب داشت كه گفت: آنها را نفروش و هر چند محتاج هم شدي، اين كتاب‌ها را نفروش. اين لابد يك رمزي دارد، من اين صندوقچه را در اختيار شما مي‌گذارم و اگر كتابي كه براي شما فايده دارد پيدا كردي، بردار و استفاده كن.
علامه مي‌فرمود: قبل از آنكه ناهار بخوريم، گفتم: اول صندوقچه را بياور. صندوقچه را آورد و ديدم كه پنج كتاب در آن است، دو جلد آن، تفسير «هل أتي» است و سه جلد ديگر هم چيزي بود كه بعد مورد نياز ما شد. آن شخص گفت: ببر و هر وقت كارت تمام شد، بياور.[1]

——————————————————————————–
پدیدآونده:مسعود داستار

[1]. يادنامه علامه اميني رحمت الله عليه، ص145ـ147، سخنان حجت الاسلام حكيم‌زاده با اندكي تصرف.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 10:17:00 ق.ظ ]





  پادکست صوتی/ غدیر سرمشق زندگی - رهبر فرزانه انقلاب   ...

پادکست صوتی/ غدیر سرمشق زندگی

بیانات گهربار رهبر فرزانه انقلاب در خصوص عید سعید غدیر

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:01:00 ق.ظ ]





  کلیپ تصویری/ منطق شیعه - رهبر انقلاب اسلامی   ...

رهبرفرزانه انقلاب،غدير (1395ش):
اثبات تشيع به اين نيست كه به بزرگان اهل سنت ناسزا گفته شود
شیعه آنقدر منطق دارد که اگر اهل فکر بشنوند آنرا می پذیرند…

داعش از ناسزای نادانها سوءاستفاده ميكند

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 09:58:00 ق.ظ ]





  ارزش انسان به چیست؟   ...

امیرالمؤمنین علیه السلام در روایتی ملاک ارزش هر انسان را معرفی کردند.
 
قَالَ علی (علیه السلام‏): قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُ.

امام علی (علیه السلام) فرمود: ارزش هرکس به اندازه کارهای خوبی است که انجام می دهد.

تحف العقول،‌ص201

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, حديث روز  لینک ثابت



 [ 07:43:00 ق.ظ ]





  ویژگی شیعیان امیرالمومنین ازنگاه امام هادی علیه السلام   ...

مَن تَواضَعَ فِِی الدُّنیا لِاخوانِهِ فَهُوَ عِندَ اللهِ مِنَ الصِّدّیقینَ وَ مِن شیعَةِ عَلِیِّ بنِ أَبِی طالبٍ† حَقّاً
کسی که در معاشرت با برادران دینی خود، تواضع کند، به راستی چنین کسی نزد خدا از صدّیقین و از شیعیان علی بن ابی طالب خواهد بود.
(احتجاج، ج1، ص 460)

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-06-05] [ 11:21:00 ق.ظ ]





  تصاویر بسیار زیبا/ میلاد امام هادی سلام الله علیه   ...
موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:21:00 ق.ظ ]





  میلاد امام هادی سلام الله علیه مبارک   ...

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 11:21:00 ق.ظ ]





  امام هادی علیه السلام و رسیدگی به مشکلات و گرفتاری مردم   ...


ائمه علیهم السلام نه تنها در زمینه عبادی و بندگی خدا پیشگام بودند و هیچ کس در این میدان گوی سبقت را از آنان نربود، بلکه در زمینه های اجتماعی و رسیدگی به کمبودها و مشکلات مردم و برطرف کردن گرفتاریهای آنان نیز پیشگام بودند، به گونه ای که کسی از در خانه آنان ناامید باز نمی گشت.

تاریخ، نام افراد زیادی را که برای حل مشکل و رفع گرفتاری خود به پیشوای دهم علیه السلام مراجعه کرده و از محضر آن حضرت با خشنودی بازگشته اند، ثبت کرده است. برای رعایت اختصار تنها یک نمونه آن را ذکر می کنیم.
«محمد بن طلحه » نقل می کند: «امام هادی علیه السلام روزی برای کار مهمی «سامرا» را به قصد دهکده ای در اطراف ترک کرد.  در این فاصله عربی سراغ آن حضرت را گرفت. به او گفته شد: امام علیه السلام به فلان روستا رفته است. مرد عرب به سمت دهکده حرکت کرد. وقتی به محضر امام علیه السلام رسید گفت: من اهل کوفه و از متمسکان به ولایت جدت امیرمؤمنان علیه السلام هستم، ولی بدهی سنگینی مرا احاطه کرده است، چندانکه قدرت تحمل آن را ندارم. و کسی را جز شما نمی شناسم که حاجتم را برآورد.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:21:00 ق.ظ ]





  ماجرای عنایت امام Iهادی(سلام الله علیه) به یک ایرانی   ...

*شیعه در دوران امام علی النقی(ع)

علی اصغر رضوانی در کتاب شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات درباره موقعیت شیعه در دوران امامت امام هادی(ع) این گونه می‌نویسد: در زمان امام هادی(ع) قم مهم‌ترین مرکز تجمع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین(ع) وجود داشت، 2 شهر «آبه» یا «ساوه» و «کاشان» تحت تأثیر تعلیمات شیعی قرار داشتند و از بینش شیعی مردم قم پیروی می‌کردند، در پاره‌ای از روایات «محمد بن علی کاشانی» نام برده شده که از امام هادی(ع) سؤال کرده است.

مردم قم رابطه مالی نیز با امام هادی(ع) داشتند، در این زمینه از «محمد بن داود قمی» و «محمد طلحی» یاد شده است که از قم و شهرهای اطراف آن، اموال و اخبار درباره وضعیت آن سامان را به امام(ع) می‌رساندند، در روایتی که حاوی نامه‌ای از امام هادی(ع) به وکیل خود در همدان است، این چنین آمده است: «سفارش شما را به دوستداران خود در همدان کرده‌ام».

ابوالحسن ثالث(ع) دارای کرامات زیادی هستند که به مناسبت میلاد پر نور هادی امت رسول الله(ص) اشاره‌ای اجمالی به 2 کرامات ایشان می‌شود:

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 11:18:00 ق.ظ ]





  کتاب فرهنگ جامع سخنان امام هادی علیه السلام + دانلود نسخه موبایل   ...

موضوع نرم افزار:
مناسبتی

پیوست
Binary Data کتاب فرهنگ جامع سخنان امام هادی علیه السلام, اندروید ۵.۶ مگابایت

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, معرفی کتاب  لینک ثابت



 [ 11:12:00 ق.ظ ]





  امام علی‌النقی (علیه السلام) برای آمادگی شیعیان در پذیرش امام غایب چه اقداماتی انجام دادند؟   ...

امام هادی و شبکه وکالت
شرایط بحرانى که امامان شیعه در زمان عباسیان با آن روبرو بودند، آنان را واداشت تا ابزارى جدید براى برقرارى ارتباط با پیروان خود جستجو کنند. این ابزار چیزى جز شبکه ارتباطى وکالت و تعیین نمایندگان و کارگزاران در مناطق مختلف توسط امام نبود.
هدف اصلى این سازمان جمع آورى خمس، زکات، نذور و هدایا از مناطق مختلف توسط وکلا و تحویل آن به امام و نیز پاسخگویى امام به سؤالات و مشکلات فقهى و عقیدتى شیعیان و توجیه سیاسى آنان توسط وکیل امام بود.
این سازمان کاربرد مؤثرى در پیشبرد مقاصد امامان داشت. امام هادى (ع) که در سامراء تحت نظر و کنترل شدیدى قرار گرفته بود، برنامه تعیین کارگزاران و نمایندگان را که پدرش امام جواد (ع) اجرا کرده بودند را ادامه داد و نمایندگان و وکلایى در مناطق و شهرهاى مختلف منصوب کرد و بدین وسیله یک سازمان ارتباطى هدایت شده و هماهنگ به وجود آورد که هدف‌هاى یاد شده را تامین مى‌کرد.
فقدان تماس بین امام و پیروانش، نقش مذهبى سیاسى وکلا را افزایش داد، به نحوى که کارگزاران(وکلاى) امام، مسئولیت بیشتری در گردش امور یافتند.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:05:00 ق.ظ ]





  شرح زیارت جامعه کبیره   ...

به مناسبت فرخنده میلاد باسعادت پیشوای دهم حضرت امام هادی سلام الله علیه ، شرح زیارت جامعه کبیره به پیوست تقدیم علاقمندان و شیعیان آن امام همام میگردد

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 09:58:00 ق.ظ ]





  احادیث باموضوع سیاست   ...

به مناسبت انفجار دفتر نخست وزيري در هشتم شهريور سال ۱۳۶۰ و شهادت دو يار ديرين امام و انقلاب و دو اسوه علم و تقوا، شهيد محمدعلي رجايي، رييس جمهور و محمدجواد باهنر، نخست وزير كه نمونه‏ اي از دولتمردان مردمي بودند و نيز به منظور آشنايي مردم با فعاليت ‏ها و بيان اهداف و برنامه‏ هاي آينده دولت، هفته ‏اي به نام هفته دولت نام‏گذاري شده است كه از دوم تا هشتم شهريور مي‏ باشد. علت نامگذاري چنين هفته ‏اي اين است كه دولت شهيد رجايي، نخستين دولت مكتبي بود كه در آن دوره بحراني حداكثر تلاش و كوشش خود را براي خدمت به اهداف مقدس انقلاب، صادقانه اعمال كرد تا آن جا كه جان خويش را بر سر آن نهادند.


منبع : برنامه روزشمار تاريخ ازمركز پژوهشهاي صدا و سيما

سياست نيكو
امام علي ‏عليه السلام :
حُسنُ السِّياسَةِ يَستَدِيمُ الرِّئاسَةَ
نيكويي سياست موجب پايندگي رياست است
ميزان الحكمه ، ح ۸۹۹۸ .

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 07:30:00 ق.ظ ]





  معرفی کتاب/زندگانی، سیره تربیتی،سبک زندگی و سخنان امام هادی علیه السلام   ...

 1.چهره‌های درخشان سامرا

نویسنده:علی ربانی خلخالی

ناشر:مکتب الحسین

توضیح کتاب:

این کتاب توسط یکی از نویسندگان باتجربه تاریخ اسلام به رشته تحریر درآمده است که ایشان پس از آثار متعدد تاریخی، به نگارش زندگینامه ستارگانی پرداخته است که در سامراء زیسته اند. نویسنده ابتدا از زندگینامه امام هادی النقی و امام حسن عسکری علیهماالسلام و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)  آغاز کرده و حیات مطهر هر یک از ایشان را طی یک فصل مجزا شرح داده است.

 به اینصورت که ابتدا به معرفی شخصیت والای ایشان پرداخته و سپس بر اساس نقل های تاریخی و روایات اسلامی به بیان گوشه ای از کرامات و شگفتی های ایشان پرداخته است. آنگاه قطره ای از دریای علمی حضرات را مورد تحقیق قرار داده و به تشریح فعالیت های علمی ایشان پرداخته است.

 بخش چهارم کتاب به بیان زندگی حضرت نرجس سلام الله علیها می پردازد و با مروری بر تحولات زندگی ایشان، فضایل آن بزرگوار را تبیین می کند. درنهایت فصل های پایانی کتاب به مسائل تاریخی مربوط به سامراء و حرم امامین عسکریین علیهماالسلام پرداخته است.

 

ادامه »

موضوعات: مناسبت ها  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-06-04] [ 11:17:00 ق.ظ ]





  چرا به حضرت علي (عليه السلام) «قسيم النار والجنة» مي گويند؟   ...

جواب
اين عبارت در احاديث زيادي از وجود مقدس رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در شان حضرت علي عليه السلام نقل شده است :

اصل احاديث از منابع شيعه
عن عبد الله بن عباس قال : قال رسول الله ( صلي الله عليه وآله ) : … معاشر الناس ، إن عليا قسيم النار ، لا يدخل النار ولي له ، ولا ينجو منها عدو له ، إنه قسيم الجنة ، لا يدخلها عدو له ، ولا يزحزح عنها ولي له .

امالي شيخ صدوق ص 83 ، به سند ديگر خصال ، شيخ صدوق ، ص496

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, حديث روز, تبليغ  لینک ثابت



[شنبه 1397-06-03] [ 11:46:00 ق.ظ ]





  چرا وضوی شیعیان با اهل سنت متفاوت است؟   ...

* سؤال

اختلاف نظر بين شيعيان و اهل تسنّن را در مورد آيه وضو (إلي المرافق (من المرافق)) در قرآن کريم چيست؟ مفصلاً شرح دهيد.

* جواب

يکي از موارد اختلاف ميان شيعيان و اهل سنت، در مسائل فقهي، مسأله شيوه وضو ساختن است. اهل سنت براساس ظاهر اولي آيه وضو[1]، معتقدند که در مرحله شستن دست‌ها مي‌توان از سر انگشتان آغاز کرد و به آرنج (مرافق) خاتمه داد. هم‌چنانکه در مرحله مسح پا، با اين استدلال که کلمه ارجلکم منصوب و عطف به فاغسلوا است، قائل به وجوب شستن تمام پا تا برآمدگي قوزک پا هستند. بر خلاف اهل سنت، شيعيان معتقدند که بايد صورت را از قسمت بالا، از رستن‌گاه مو تا زير چانه، دست‌ها را از بالاي آرنج تا سر انگشتان بشوييم و روي سر و روي پا را هم مسح کنيم. هر کدام از دو گروه بر اثبات نظر خود از ظاهر قرآن و روايات شاهد آورده‌اند.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, تبليغ, استفتاء  لینک ثابت



 [ 11:24:00 ق.ظ ]





  حدیث روز/ عاقبت دلبستن به دنیا   ...

امام صادق علیه السلام در یکی از سخنان نورانی خود سه عاقبت دل بستن به دنیا را بیان کردند.
 

عن أَبی عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ مَنْ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنْيَا تَعَلَّقَ مِنْهَا بِثَلَاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا يَفْنَى وَ أَمَلٍ لَا يُدْرَكُ وَ رَجَاءٍ لَا يُنَالُ.

امام صادق‌(علیه السلام) فرمود:‌هرکس دلش وابسته دنیا شد به سه ویژگی دچار می شود:‌ اندوهی که پایان نمی یابد و آرزویی که دست یافتنی نیست و امیدی که بدان نرسد.

خصال، ج1، ص88

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, حديث روز, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:23:00 ق.ظ ]





  ولایت رحمانی و حکومت‌های شیطانی   ...

بشریت امروزه مثل همیشه تاریخ بر سر یک دو راهی سرنوشت‌‏ساز ایستاده است؛ دو راهی که اگر عقیده و مسیر درست را انتخاب کند و راه حق و عدالت را برگزیند، دنیا و آخرت خویش را آباد و جان خویش را آزاد می‌کند و اگر در این انتخاب دچار اشتباه شود، آرامش و امنیت زندگی خود و دیگران را تباه می‌سازد.

انسان، در سراسر زندگی با سه انتخاب بزرگ مواجه است، انتخابی که ریشه تمام سعادت و شقاوت‌ها و سلامت و بیماری‌های فرد و جامعه است.

این سه انتخاب حساس و بزرگ عبارت‌اند از:

1. انتخاب ایمان یا کفر و بی‌خدایی؛

2. انتخاب قانون الهی یا قانون بشری؛

3. انتخاب ولایت الهی یا حکومت‌های شیطانی.

عصاره سخن پیامبران الهی این است که بدون «ایمان» انسان به آرامش روحی و امنیت اجتماعی نمی‌رسد. بدون تسلیم در برابر «قوانین الهی» عدالت در جهان استقرار نمی‌یابد و بدون قبول امامت و رهبری آسمانی، بشریت در زنجیر بندگی و بردگی سلاطین و شیاطین گرفتار می‌گردد. اعتقاد به خدا و یگانی خدا (توحید) تنها راه نجات و فلاح انسان است: «قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا»، اعتقاد به نبوت، تنها راه دستیابی به قانون الهی و ترازوی تشخیص حق و باطل در زندگی اجتماعی است، و پذیرش ولایت و رهبری آسمانی و قبول نظام امامت، تنها راهکار آزادی بشریت، از بند بندگی و یوغ بردگیِ قدرت‌های زمینی است.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:00:00 ق.ظ ]





  مودّت پشتوانۀ ولایت و اطاعت اولیاء الهی   ...

در قرآن نسبت به اولیاء الهی سه تعبیر وجود دارد: یک تعبیر، تعبیر ولایت است؛ ]إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَیُؤتونَ الزَّکاةَ وَهُم راکِعونَ[؛[1] بحث ولایت. معلوم است که پیوند، ارتباط، معرفت، اینها داخل در زیرمجموعهٔ ولایت است.

یک بحث، بحث اطاعت است؛ ]أَطیعُوا اللَّهَ وَأَطیعُوا الرَّسولَ وَأُولِی الأَمرِ مِنکُم[؛[2] اطاعت رسول و اطاعت اولی‌الامر. این، در عمل است. در میدان عمل باید اطاعت کرد، پیروی کرد.

اما یک بحث سومی وجود دارد و آن، بحث مودّت است. ]قُل لا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجرًا إِلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربی[.[3] این مودّت چیست دیگر؟ ولایتِ اینها را داشته باشید، اطاعت هم از اینها بکنید؛ مودّت برای چیست؟ این مودّت، پشتوانه است. اگر این مودّت نباشد، همان بلایی بر سر امت اسلامی خواهد آمد که در دوران‌های اول بر سر یک عده‌ای آمد که همین مودّت را کنار گذاشتند، به تدریج اطاعت و ولایت هم کنار گذاشته شد. بحث مودّت خیلی مهم است. این مودّت، با این ارتباطات عاطفی حاصل می‌شود؛ ماجرای مصیبت‌های اینها را گفتن، یک جور ایجاد ارتباط عاطفی است؛ ماجرای مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یک جور دیگر پیوند عاطفی است.[4]

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 07:37:00 ق.ظ ]





  صوت زیبا/ تجدید بیعت با مقام معظم رهبری   ...

مدیحه سرایی زیبا/ تجدید عهد با مقام معظم رهبری مدظله العالی/جناب اقای میرداماد

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-06-01] [ 04:52:00 ب.ظ ]





  چیزی به جز نامت برای ما سند نیست   ...

چیزی به جز نامت برای ما سند نیست

جز حرف عاشق هیچ چیزی مستند نیست

این خانه لو رفته ست در جمع گدایان

اینجا کسى که دست خالى می رود نیست

بیچاره ای دیدم نشسته در مسیرت

بیچاره جز اینجا که جایی را بلد نیست

گیرم بخواهم بشمرم فضل على را

اندازه ی فضل و کراماتش عدد نیست 

وقتى شنیدم مادر شیر است نامش

فهمیدم اصلا فاطمه ، بنت اسد نیست

به وصف ذاتش آیه اى نزدیک تر از

این آیه هاى قل هو الله احد نیست

این قلب من میل نجف دارد دوباره

راهی برای این دلی که می طپد نیست ؟

ما تجربه کردیم چندین بار ، دیدیم

پشت در این خانه هم انگار بد نیست

این آبروداری که ماها می شناسیم

هر چه بلد هست آبروریزی بلد نیست …


علی اکبر لطیفیان


www.kheyme.net . تعجیل در فرج حضرت صاحب صلوات

 

www.kheyme.net . تعجیل در فرج حضرت صاحب صلوات

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 04:52:00 ب.ظ ]





  ما تشنه جام غدیریم هنوز...   ...

مشتاق ولایت امیریم هنوز

محتاج همان خیر کثیریم هنوز

از چشمه کوثرِ على مى‌نوشیم

ما تشنه جام الغدیریم هنوز

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 04:52:00 ب.ظ ]





  در چه مواردی غیبت کردن جایز است؟   ...

حضرت آیت الله وحید خراسانی دامت برکاته به استفتائی پیرامون «در چه مواردی غیبت کردن جایز است» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

- سؤال

در چه مواردی غیبت کردن جایز است؟

- پاسخ

1ـ متجاهر به فسق، يعنى كسى كه آشكارا و علنى گناه مى كند كه غيبت كردن از او در همان گناه جايز است.

2ـ غيبت كردن مظلوم از ظالمى كه بر او ظلم كرده، نسبت به آن ظلم.

3ـ در مورد مشورت ، كه اظهار عيب به قصد نصيحت مشورت كننده ، در حدّى كه نصيحت محقّق شود ، جايز است. 4ـ غيبت بدعت گذار در دين و كسى كه موجب گمراهى مردم مى شود.

5ـ غيبت براى اظهار فسق شاهد ، يعنى اگر كسى كه شهادت مى دهد فاسق است، غيبت او به اظهار فسق او ، براى آن كه به شهادت او حقّى ضايع نشود، جايز است.

6ـ غيبت كردن از شخصى براى دفع ضرر از جان يا عرض يا مال آن شخص.

7ـ غيبت كردن از گناهكار به قصد بازداشتن او از آن گناه ، در صورتى كه به غير آن بازداشتن او ممكن نباشد. (منهاج 2/م 29) (رساله/امربه معروف و نهی از منکر خاتمه)

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, استفتاء  لینک ثابت



 [ 04:52:00 ب.ظ ]





  چگونه می توانیم مبلغ غدیر باشیم؟   ...

عید غدیرخم از مناسبت های بسیار مهم شیعیان است که تبلیغ در این راه برکات بسیاری داشته و راه کارهایی را برای این أمر عرضه خواهیم کرد.


 
بسیاری از عزیزان سؤال می کنند که ما به نوبه ی خود چطور میتوانیم مبلغ غدیر باشیم؟ که راهکارهای پیشنهادی زیر جهت عید غدیر و تبلیغ برای مظلوم ترین امیرِ تاریخ، امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام) است:

* یک دانش آموز می تواند با اجرای مصاحبه با موضوع غدیر مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با عیدی روز غدیر به رفتگر محله اش مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با دادن هدیه به همسایگان محله اش مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با پخش یک جعبه شیرینی میان همسایه ها مبلغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با تزئین ماشینِ خود در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با تزئین درب منزل یا آپارتمان خود مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با دیدار از بیماران در بیمارستان در روز غدیر مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با ترویج آداب غدیر مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند تهیه و گردآوری جدول با موضوع غدیر مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با طراحی کارت پستال با موضوع غدیر و پیام آن مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با ترویج فرهنگ عیدی دادن میان اقوام مبلّغ غدیر باشد.

* یک مادر می تواند با پخش سرودهای غدیری در منزل مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با یک لبخند و شادباش غدیر مبلّغ غدیر باشد.

* یک فرد می تواند با خواندن خطبه برادری میان دوستانش مبلّغ غدیر باشد.  

و هزار کار دیگر که مجال گفتن آن نیست.

تا دیر نشده از همین عید شروع کنید؛ مبلغ غدیر باشید و ثوابش را با امواتتان تقسیم کنید

منبع: خبرگزاری «حوزه»

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 09:13:00 ق.ظ ]





  چگونه انفاق کنیم؟   ...

 * آيه               

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذيً وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَليمٌ

* ترجمه                      

گفتار پسندیده (با نیازمندان) وگذشت (از تندى آنان)، از بخششى كه به دنبال آن آزارى باشد، بهتر است. و خداوند بى ‏نیاز بردبار است.

* نکته ها                     

رسول اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: اگر سائلى نزد شما آمد، به یكى از این دو روش عمل كنید؛ «بذل یسیر او ردّ جمیل» [تفسیر قرطبى و نمونه، ذیل آیه] یا چیزى كه در توان دارید به او عطا كنید، یا به طرز شایسته ‏اى او را ردّ نمایید. همچنین فرمود: اگر با مال نمى ‏توانید به مردم رسیدگى كنید، با اخلاق برسید. [تفسیركاشف، ج‏1،ص‏272]

* پيام ها                      

1- آبرو و شخصیّت فقیر، با ارزش‏ تر از حفظ شكم و شخص فقیر است. «قول معروف… خیر من صدقة»

2- فقیر را با محبّت و دلسوزى به كار مفیدى كه زندگى او را تأمین كند، راهنمایى كنید. [تفسیر پرتوى از قرآن، ذیل آیه] «قول معروف»

3- انفاق باید همراه با اخلاق باشد. «قول معروف… خیر من صدقة»

4- گفتگوى خوش با فقیر، موجب تسكین او و عامل رشد انسان است، در حالى كه صدقه با منّت، هیچكدام را به همراه ندارد. «قول معروف… خیر من صدقة»

5 - اگر فقیرى به خاطر فشار و تنگدستى، ناروایى گفت او را ببخشید. «مغفرة»

6- رعایت عرف جامعه، در سخن و عمل لازم است. «قول معروف»

7- خداوند آزار رسانى به فقیر را پاسخ مى ‏دهد، ولى نه با عجله. «حلیم»

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 07:16:00 ق.ظ ]





  دو نکته درباره انتصاب رئیس جدید سازمان تبلیغات   ...

خبر انتصاب یک جوان 38 ساله به ریاست سازمان تبلیغات بسیار الهام بخش است. از دو جهت:

اول اینکه شخص رهبری برای انتصاب و بکارگیری جوانان در مسئولیت های تراز اول نظام پیش قدم شدند. آنهم در جایگاهی که تصور می شد یک شیخ صاحب لحیه و ریش سفید قرار بگیرد.

دوم اینکه تمام پیش بینی ها برای جایگزینی جناب آقای خاموشی غلط از آب درآمد و این نشان دهنده آن است که رهبری فراتر از زدوبندهای مرسوم و اعمال نفوذها تصمیم می گیرند و کانال های اطلاعاتی ایشان فوق شبکه های بوروکراتیک موجود است.

منبع: خبرگزاری رسمی حوزه-نوشته وحید یامین پور

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی  لینک ثابت



 [ 07:14:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.
 
 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ