انقلاب اسلامی با مردم ایران چه کرد
تحول روحی مردم در انقلاب اسلامی
در طول تاریخ ایران، مردم همیشه از حکومت و قوای نظامی هراس داشته اند اما در دوران رژیم شاه، این هراس تا داخل خانه ها و محافل خصوصی نیز رفت و همه می ترسیدند که مبادا پدر، برادر یا دوستش ساواکی باشد و برای او دردسر درست کند..
شجاعت بی نظیر امام خمینی در مبارزه 17ساله خود، به تدریج مردم ایران را نیز شجاع کرد. امام در سخت ترین و خطرناک ترین شرایط، یک قدم دیگر به سوی خطر بر میداشت و ظرفیت درونی مردم را افزایش می داد.
رفتن امام به فیضیه پس از حمله مزدوران رژیم به آنجا(که امکان حمله به امام هم وجود داشت)، سخن گفتن علیه شاه و اسرائیل، موضع گیری علیه آمریکا، شجاعت به خرج دادن در ماجرای دستگیری و تبعیدش، ورود شجاعانه به ایران علی رغم وجود خطرهای مختلف و دهها نمونه دیگر که در مقابل دیدگان مردم بود، آنها را ملتی نترس و شجاع بار آورد.
امام در طول جنگ تحمیلی حاضر به رفتن به پناهگاه یا مکانی امن نشد با اینکه موشک ها و بمباران های عراق در تهران مرسوم بود.
تربیت اعتقادی و سیاسی امام، مردم را طوری بار آورد که زن و مرد از تانک و سلاح های سنگین دشمن ترسی نداشتند. القای شجاعت به مردم در کنار متحد کردن آنان، از رموز پیروزی انقلاب اسلامی بود.
امام خمینی(ره) در این باره در آبان57، در پاریس فرمودند:
اگر یک پاسبان وارد می شد در بازار و به آنها می گفت که باید بیرق کذا بیرق کذا بزنید، هیچ تخلفی نبود. کسی در مخیله اش نمی آمد که با پاسبان می شود مخالفت کرد! پاسبان…]
هیچ در ذهن مردم وارد نمی شد با پاسبان بشود یک مخالفتی کرد،…حالا قضیه این که به حکومت نظامی و سرنیزه و حکومت شاه و حکومت کذا، ابدا مردم دیگر اعتنا نمی کنند! …الان شما ملاحظه میکنید که حکومت نظامی در چند شهر ایران هست و هیچ کدام اعتنا نمی کنند. می ریزند بیرون.
انقلاب اسلامی به نوعی نقطه مرکزی در ذهنیت جمعی جامعه ایرانی بدل شد. با انقلاب بهمن 57 جامعه ایرانی بر خلاف همیشه خود را در موضع فاعلیت دید. به تجربه ای دست زد و به بازی دراماتیک تاریخ وارد شد.
ترس و ضعف، تنها در میان مردم نبود بلکه نخبگان جامعه و حتی بخش اعظم روحانیون نیز به آن گرفتار بودند. امام خمینی که در حوزه نجف، شاهد روحیه خودکم بینی علما بود، در سخنانی فرمود:
این تبلیغات سوء چند صد ساله استعمار است که در اعماق قلوب نجف، قم و مشهد و دیگر حوزه ها وارد شده و باعث افسردگی گردیده و نمی گذارد رشدی داشته باشیم و مرتب عذرخواهی می کنیم که این کارها از ما ساخته نیست. (نهضت امام خمینی ج2 ج724.)
تحول روحی عمیق ملت ایران نتیجه انحصاری انقلاب خمینی است اما مشکل این کشور، باقی ماندن عده ای در فضای رعب از آجان و سرباز آمریکاست که اگر قابل هدایت نباشند، توسط مردم شجاع، دور ریز خواهند شد
در #دهه_فجر بر سر در هر خانهای پرچم جمهوری اسلامی بزنید.
استفتاء- پوشيدن لباس مشکی در ایام فاطمیه
پیشنهاد كتاب براي مطالعه در ایام فاطمیه
کتاب “فدک در تاریخ“
اثر بینظیر نابغهی جهان تشیع، علامه شهید آیتالله سید محمدباقر صدر
30 جمادی الاول: سالروز رحلت دومین نائب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
از تبار عمّار
محمد بن عثمان دوّمین نایب از «نوّاب اربعه» امام زمان- علیه السلام- فرزند نایب اوّل، عثمان بن سعید است.
کنیه اش«ابوجعفر» و چندین لقب برای او بیان شده است؛که عبارتند از: «عمری»، «اسدی»، «کوفی«، «سمّان»
محمدبن عثمان عمری، از نوادگان عمار یاسر است و نسب او به اولین صحابی و یار باوفا و شهید در راه حق می رسد. محمد عثمان از نسل پاک این صحابی بزرگ و فداکار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علی السلام بود و فرزندان فداکار عمار یاسر، عثمان بن سعید و محمدبن عثمان در موقعیتهای سخت، یاور و پشتیبان فرزندان رسول الله بودند.
محمدبن عثمان به رغم مخالفت هایی که مدعیان دروغین نیابت، با وی کردند و فشارهایی که خلفای آن دوران وارد می ساختند، توانست وظایف نیابت ولی عصرعلیه السلام را به نیکی انجام دهد و نگذاشت غُلات با ترفندهای دروغین، شیعیان را متوجه خود سازند و نیابت او را متزلزل کنند. دوستداران ائمّه علیهم السلام هیچ گاه دربارة نیابت و وثاقت او دچار شکّ و تردید نشدند.
نایب دوم بیشترین مدت را در سمت نمایندگی امام زمان علیه السلام به خود اختصاص داد و 38 سال نایب و رابط امام زمان علیه السلام و شیعیان بود.
سرانجام در آخرين روز جمادی الاول در سال 305 و به قولي سال 304 قمري وفات يافت و طبق سفارش او كه برگرفته از توقيع شريف ناحيه مقدسه بود، ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي جانشنين وي گرديد.
شفاعت حاج قاسم به روايت رهبرانقلاب-14سال پيش
در منزل شهید محمدرضا عظیم پور در سال ۱۳۸۴
داماد بزرگ خانواده، جواد روحاللهی، از رهبر انقلاب درخواست میکند: که انشاءالله فردای قیامت همه ما را که اینجا هستیم شفاعت کنید.
امام خامنهای میگویند: ما چهکارهایم که شما را شفاعت کنیم؟
پدر و مادر شهید باید من و شما را شفاعت کند.
… ما سعادتمان به این است و آرزویمان به این است مشمول شفاعت خوبانی از قبیل: این شهدا و امثال اینها باشیم.
بعد رهبر انقلاب خم میشوند و با نگاهی به حاج قاسم سلیمانی میگویند: این آقای حاج قاسم هم از آنهاییست که شفاعت میکند انشاءالله….
حاج قاسم سلیمانی سر پایین میاندازد و با دو دست صورتش را میپوشاند.
- بله! از ایشان قول بگیرید، به شرطی که زیر قولشان نزنند!
همه میخندند، همه به جز سردار سلیمانی که خجالتزده سر به زیر انداخته.
رهبر انقلاب ادامه می دهند : چون امکانات ایشان، امکانات قول دادن و شفاعت کردنشان، الان خیلی خوب است.(یعنی حالت مجاهدت او در جهاد اصغر و اکبر) اگر همین را بتوانند نگه بدارند، مثل همین چهل، پنجاه سالی که نگه داشتهاند؛ خیلی خوب است.
این هم یک هنریست که ایشان دارند…
بعضیها خیال میکنند که در دوره پیشرفته و سازندگی و توسعه و نمیدانم فلان و فلان، دیگر باید آن قید و بندهایی که اول کار داشت را رها کنند. نفهمیدند که هر دوره ای که عوض میشود، تکلیفها و نوع مجاهدت عوض میشود؛ اما روحیه مجاهدتی که آن روز بوده، آن نباید عوض بشود. روحیه مجاهدت اگر عوض شد، آدم میشود مثل آدمهایی که وقتی جنگ بود، در خانههایشان پای تلویزیون نشسته بودند فیلم خارجی تماشا میکردند.))
لحظاتی سکوت میشود و جمعیت حاضر به فکر میروند.
جواد روحاللهی [داماد خانواده]میگوید:
چند ماه بعد از آن دیدار، ماه رمضان، در مراسم افطاری هرساله حاج قاسم به بچه های جبهه و جنگ همان جلویِ در از ایشان قول شفاعت خواستم. حاجی میخواست دست به سرم کند، که گفتم: حاجی! والله اگر قول ندهی، داد میزنم و به همه مهمانها میگویم آقا درباره تو آن روز چه گفتند؟ حاج قاسم که دید اوضاع ناجور میشود؛ گفت: باشد، قول میدهم؛ فقط صدایش را در نیاور!
منبع ؛
کتاب «کریمانه» روایت حضور مقام معظم رهبری در منازل شهدای استان کرمان انتشارات صهبا نشر ۱۳۹۵