تحلیل پیام های قرآنی در ماه مبارک رمضان «قسمت سیزدهم»
تحلیل سیزدهم پیام قرآنی «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ»
سیزدهمین پیام قرآن آیه (50) ازسوره زمر«فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ»است، چراکه بنابر بعضی از احتمالات، آیه مبارکه اشاره و دلالت به آخرین مرحله از سلوک عارفانه دارد، تحلیل و تفسیر همه جانبه آیه مبارکه و راه یافتن به روح و جان پیام عرفانی، معنوی و اخلاقی آن در صورتی قابل فهم است، مراتب و منازل عرفانی که سالک با پیمودن ان به وصال و لقاء الهی نهایی واصل می شود به درستی تفسیر گردد، از همین رو برای فهم صحیح آیه مبارکه به تفسیر و تحلیل منازل سلوک خواهیم پرداخت؛
منزل اول: «کسب حب الله»
منزل اول؛ در طی طریق و سلوک عرفانی «معرفة الله» و «حب الله» است، به این معنا عارف و سالک الی الله می بایست از یک سو با تهذیب و تزکیه نفس قلبش را از هر انچه غیر خدایی است خالی کند چراکه امام صادق علیه السلام فرمود: «القلب حَرَمُ الله فلا تُسکِن حَرَمَ الله غیرَ الله (جامع آلا خبار،جلد۱،صفحه ۱۸۵) :دل حرم خداست پس در حرم خدا جز خدا را جای مده»
و از سوی دیگر با معرفت و شناخت نسبت به صفات جمال و جلال حضرت حق قلبش را که حوضچه وجودیش است آمیخته از معرفت و عشق به ذات اقدس الهی نماید، چراکه این دستورالعمل قرآن در ایه(10) سوره فاطر است: «مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ: هر که طالب عزت است (بداند که همانا در ملک وجود) تمام عزت خاص خدا (و خداپرستان) است کلمه نیکو (ی توحید و روح رُپاک آسمانی) به سوی خدا بالارود)
منزل دوم: «کسب عمل صالح»
منزل دوم در این سلوک عرفانی و روحانی انجام «عمل صالح» است، به این معنا اگر سالک می خواهد سلوک عرفانی و روانی سرعت و شتاب بگیرد و مسیر چند صد ساله را یک شبه طی نماید و زودتر به وصال و لقاء الهی برسد، موتور محرکه اش انجام «عمل صالح» است که پشتوانه بی بدیلی است که آدمی را سبکبال می کند و مسیر سخت را آسان نموده و مقصد را نزدیک و نزدیکتر می نماید، چراکه این پیام و درس عرفانی قرآن درآیه (10)سوره فاطر است «… وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ: و عمل نیک خالص آن را بالا برد»
و همچنین پیام آیه (110)سوره کهف است؛ «فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا: پس هر کس به لقای (رحمت) پروردگارش امیدوار است باید نیکوکار شود و هرگز در پرستش خدایش احدی را با او شریک نگرداند)
اگر بخواهیم نمونه ای از انجام عمل صالحی که نه تنها موجب تقرب به ذات اقدس الهی شده است بلکه موجب ماندگاری نام و یاد صاحب عمل صالح برای همیشه روزگار شده است بیاوریم که الگویی برای سالکان عارفان شود، عمل صالح امام امیرالمومنین علی علیه السلام است که درحال رکوع انگشترش را که قیمت چندانی نداشت ولی همان سرمایه اندک را که دراختیار داشت، در اوج اخلاص به شخص مستمند بخشید، وهمین عمل صالح خالصانه موجب شد که خداوندمتعال ایه درایهر(55)سوره مائده آن را توصیف نموده و بر پیامبرش نازل نماید:(إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَيُؤتونَ الزَّكاةَ وَهُم راكِعونَ؛ سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند»
از همین رو در تفسیر مجمع البیان در شان نزول آیه مبارکه آمده است که ابوذر می گوید: (روزى از روزها با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در مسجد نماز مى خواندم، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى کمک کرد، ولى کسى به او چیزى نداد، او دست خود را به آسمان بلند کرده،گفت: خدایا تو شاهد باش! من در مسجد رسول تو تقاضاى کمک کردم، ولى کسى جواب مساعد به من نداد. در همین حال على(علیه السلام) که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد.سائل نزدیک آمد و انگشترى را از دست آن حضرت بیرون آورد.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) که در حال نماز بود، این جریان را مشاهده کرد، هنگامى که از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند کرده، چنین عرض کرد: «خداوندا!برادرم موسى(علیه السلام) از تو تقاضا کرد که روح او را وسیع گردانى، کارها را بر او آسان سازى و گره از زبان او بگشائى تا مردم گفتارش را درک کنند،و نیز موسى(علیه السلام)درخواست کرد، هارون که برادرش بود را وزیر و یاورش قراردهى و به وسیله او نیرویش را زیاد کنى و در کارهایش شریک سازى! خداوندا!من محمّد پیامبر و برگزیده توام،سینه مرا گشاده کن، کارها را بر من آسان ساز،از خاندانم على(علیه السلام) را وزیر من گردان تا به وسیله او پشتم قوى و محکم گردد».
ابوذر مى گوید: هنوز دعاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر(صلى الله علیه وآله) گفت: بخوان. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: چه بخوانم؟ گفت:ب خوان: «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِیْنَ آمَنُوا…»البته این شأن نزول از طرق مختلف نقل شده که گاهى در جزئیات و خصوصیات مطلب با هم تفاوت هائى دارند، ولى اساس و عصاره همه یکى است. «مجمع البیان»،ذیل آیه«بحار الانوار»، ج 35، ص 194 و 195؛ «المیزان»، ج 6، ص 21؛ «شواهد التنزیل» حاکم حسکانى، ج 1، ص 230»
منزل سوم: «منزل سبقت و سرعت»
منزل سوم؛ از منازل سلوک، منزل «سبقت و سرعت» است به این معنا برای انجام عمل صالح خالصانه، همیشه فرصت و زمینه انجام ان فراهم نیست و ممکن است با این دست آن دست کردن و کار امروز را به فردا موکول نمودن موجب شود فرصت و توفیق انجام عمل صالح از دست برود، از همین رو عارف و سالک الی الله می بایست در انجام عمل صالح «سرعت و سبقت» را ملاک راه کسب معنویت قرار بدهد تا پیش از اینکه دیگران از وی گوی سبقت را در انجام عمل صالح بربایند وی باسرعت و شتاب آن «عمل صالح» را انجام دهد.
از همین رو قرآن کریم از یک سو در ایه ( 148) سوره بقره، مؤمنین را دعوت به مسابقه از یکدیگر در انجام عمل صالح و کار خیر می کند و می فرماید «وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ: هر کسی را راهی است به سوی حق که بدان راه یابد (یا قبلهای است که به آن روی آورد) پس بشتابید به خیرات که هر کجا باشید همه شما را خداوند (به عرصه محشر) خواهد آورد و محققا خدا بر همه چیز تواناست.»
و ازسوی دیگر آنان را در ایه (133 ) آل عمران به سرعت و شتاب در انجام عمل صالح که زمینه ساز مغفرت الهی و بهشت جاودانه است می نماید و می فرماید: «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ: و بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمانها و زمین را فرا گرفته و مهیّا برای پرهیزکاران است»
این «سبقت و سرعت» در انجام عمل صالح است که موجب می شود:
اولا: ظلمات و تاریکی ها پس زده شود، عارف و سالک الی الله به نورانیت معنویت دست پیدا کند و سبک بال گردد: «رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا(طلاق آیه 11)؛ پیامبری را برای شما برانگیختیم که آیههای روشنگر خدا را برای شما تلاوت کند تا افراد با ایمان و نیکوکار از تاریکی (کفر و بد کرداری) به محیط روشن گام نهند»
ثانیا: به زندگی جاودانه در بهشت راه پیدا کند و به رزق معنوی خاص دست یابد؛ «وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا( طلاق آیه 11): آن کس که به خدا ایمان آورد و عمل نیکو انجام دهد، او را وارد بهشت میسازد که از زیر درختان آن چشمهها جاری میگردد و جاودانه در آنجا هست و خدا روزی نیکو برای او فراهم ساخته است»
ثالثا: به برکت انجام عمل صالح در همین دنیا مسخر قلب ها شده و محبوب همه گردد: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا(مریم ایه 96)؛ آنان که ایمان آورده و عمل نیک انجام دادهاند، برای آنان (در قلوب انسانها) مهر و محبت، پدید میآوریم»
منزل چهارم: «منزل فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ»
منزل چهارم؛ از منازل سلوک عرفانی و معنوی منزل «فرار الی الله» است؛ مقصود از «فرار الی الله» آنست عارف و سالکی که در مسیر سیر و سلوک و کسب معنویت و نورانیت قرار می گیرد و نزدیک است که به مقصد نهایی خلقت که همان وصال ولقاء الهی است که در ایه (6) سوره انشقاق به آن وعده داده شده وامده است «يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيه:ای انسان البته با هر رنج و مشقت (در راه طاعت و عبادت حق بکوش که) عاقبت حضور پروردگار خود میروی.»
شیطان در چهره مقدسانه در برابر سالک این مقصد ظاهر می شود و با برجسته کردن خشم و غضب خداوند متعال در مقام یاس و ناامیدی وی بر می آید، منزل چهارم از منازل سلوک آنست سالک و عارف با تمام ظرفیت ظاهر شده و در پیمودن مسیر قرب الی الله به القائات شیطانی اعتنا نکند و از خشم و غضب الهی به رحمت و مغفرت الهی روی بیاورد و به این حقیقت باور داشته باشد که رحمت الهی برغضبش غلبه دارد، ازهمین رو درآیه (50) از سوره (زمر) سالکان را توصیه می کند که در چنین مرحله حساس، بایست با دلی پر از امید از غضب و خشم الهی به رحمت و مغفرت واسعه الهی پناه ببرد؛ «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ: اری، به درگاه خدا گریزید، که من از جانب او با بیانی روشن شما را میرسانم»
چرا که در ایه (53) سوره زمر آمده است؛ «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ: ای رسول رحمت بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است»
و در ایه (70) سوره فرقان در راستای همین تقویت روحیه بشارت می دهد که اگر بنده خدا با توبه از قصور تقصیر به رحمت الهی روی بیاورد خداوند متعال سیئات را تبدیل به حسنات می نماید: «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا: مگر آن کسانی که از گناه توبه کنند و عمل صالح به جای آرند، پس خدا گناهان آنها را بدل به حسنات گرداند، و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است»
«نتیجه طی منازل سالکانه»
و با پیمودن این منازل است در شرایطی که دنیا پرستان و طغیانگران در عذاب وحشتناکی در جهنم خودساخته دنیا و عذاب الهی در قیامت قرار می گیرند عارف و سالک به مقام و مرتبه «نفس مطمئنه» می رسد و با زیباترین و لطیف ترین بشارت های الهی؛ آیه 27 تا30 سوره فجر را نه با گوش دل بلکه با گوش سر می شنود که: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي؛ تو اي روح آرام يافته، به سوي پروردگار بازگرد در حالي كه هم تو از او خوشنودي و هم او از تو خشنود است، پس در سلك بندگانم درآي، و در بهشتم وارد»، دعوتی که آمیخته با رضایت طرفینی«راضِيَةً مَرْضِيَّةً» است، رضایت عاشق دلداده از معشوق، و رضایت محبوب و معبود حقیقی. و به دنبال آن تاج افتخار عبودیت را بر سر او نهادن و به لباس بندگی مفتخرش کردن و در سلک خاصان درگاه او را جای دادن! «فَادْخُلِي فِي عِبادِي» و سپس دعوت از او برای ورود در بهشت، آنهم با تعبیر«وادْخُلِي جَنَّتِي: وارد بهشتم شو» که نشان میدهد میزبان این میهمانی تنها و تنها ذات مقدس او است، عجب دعوتی! عجب میزبانی! و عجب میهمانی! منظور از” نفس” در اینجا همان روح آدمی است.و تعبیر به” مطمئنة” اشاره به آرامشی است که در پرتو ایمان پیدا و حاصل شده، چنانکه قرآن در ایه (28)سوره رعد میگوید: «الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ:آنها که به خدا ایمان آورده و دلهاشان به یاد خدا آرام میگیرد، آگاه شوید که تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست.»
پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| تحلیل پیام های قرآنی درماه مبارک رمضان «قسمت سیزدهم»
نگارنده: «مبلغ نخبه حجت الاسلام و المسلمین سید محمدتقی قادری»
*******