روزی به نام شهداء
رهبرمعظم انقلاب مدظله العالی:
امروز، به فضل همین شهادتها و به برکت خون شهدا،
ملت ما، ملت سربلند و آبرومندی است و ملتها آبرو و عزت را این گونه باید پیدا کنند.
شهادت بالاترین پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است.
26 رجب به یاد ناصر وحامی پیامبر رحمت
ابوطالب، سیّد بطحا، پیر قریش و رئیس مکّه و قبله قبیله بود. ایشان جمیع فضایل اخلاقی را دارا بودند. همه به او احترام میگذاشتند و شخصیّت و مکارم اخلاقش را میستودند.
«عَلَیْهِ بَهَاءُ الْمُلُوکِ وَ وَقَارُ الْحُکَمَاءِ؛در رخساره او ظرافت پادشاهان و وقار حکیمان دیده میشد.»
از «اکتم بن صیفی» حکیم معروف عرب پرسیدند: «حکمت و ریاست و حُکم و سیادت را از که آموختی؟» گفت: «از حَلیف علم و ادب، سیّد عجم و عرب، ابوطالب بن عبدالمطّلب.»
هیچ خانوادهای به اندازه این خاندان، به اسلام و پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم خدمت نکرده و خدمات هیچ کس به اندازه خدمات آنان برای دین اسلام سودمند و با ارزش نبوده است.
هنگامی که همگان، پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را تنها گذاشته بودند و دفع خطر از اسلام و جان پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فقط با فداکاری و ایثار جان میسّر بود، این خانواده در دشواریها و سختیها، پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را چنان یاری دادند که بهتر از آن برای کسی مقدور نبود.
خانوادهای که سالها پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم عضو آن بود و محیط آرام و سرشار از صفا و وفا، تقوا و فضیلت، شرافت و صداقت و امانت، آن پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را در بر گرفته بود.
آری، حقّ ابیطالب و همسر محترمهاش ـ فاطمه ـ سوّمین بانوی اسلام و فرزند مجاهد و مهاجرش «جعفر طیّار» و دیگر فرزند عزیز و گرامی وی، یگانه قهرمان غزوات و فاتح بزرگ و سردار نامی اسلام، به دین اسلام از هر کس بیشتر است.
در تاریخ یاران پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم کسی را جز ابوطالب نمیشناسیم که مدّت چهل و دو سال به آن حضرت در خلوت و جلوت (میان جمع) و داخل منزل و خارج، خدمت کرده و در عین حال، بهترین یار و حامی او باشد.
به خصوص بعد از بعثت، ابوطالب با ثبات و استقامت بینظیر از پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم پشتیبانی کرد و او را یاری رساند. اگر ابوطالب از آن حضرت حمایت نمیکرد و او را تنها میگذارد، یا اَلعیاذُ بِالله چون دیگران به مخالفت با آن حضرت برمیخاست و رسالتش را تکذیب میکرد و استهزا و مسخره مینمود، به طور یقین، دین اسلام در آغاز کار اگر با شکست رو به رو نمیشد، حداقل تا مدّتی از حرکت و پیشروی باز میماند.
همانطور که اگر در جنگ خندق، حضرت علی علیه السّلام فرزند ابوطالب به میدان نمی رفت و با «عَمْرُبْنِ عَبْدُود» آن پهلوان و رزمنده و دلاور مشهور ـ پیکار نمی کرد و او را از سر راه مسلمانان بر نمی داشت، پیش بینی آینده اسلام برای ما دشوار بود.
در صورتی که ابوطالب از همان ابتدا دست از حمایت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم بر میداشت و او را به دشمنان واگذار میکرد و یا در مقابل او مخالفت و عداوت پیشه مینمود، پیش بینی سرنوشت اسلام بعید می نمود و حداقل در این صورت، مشکلات و موانع پیشرفت دین خدا و مصایب پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم صد چندان شده و پیامبر عزیز خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم گرفتار رنج ها و فشارهای بسیار شدیدتری می گشت.
به شهادت تاریخ، حمایت ابیطالب، راه را برای پیشرفت آیین جدید باز کرد و میتوان گفت: تأثیر حمایت او نه تنها از نصرت دین پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم توسّط شهدای بَدْر و اُحد و حتّی برادرش حمزه علیهما السّلام کمتر نیست بلکه با دقّت و تأمّل در تاریخ در مییابیم که حمایت ابوطالب از جانبازی و فداکاری آنان در حفظ دین مؤثّرتر بوده است.
دشمنان دین جدید، از حمایتهایی که توسّط ابیطالب از پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم صورت میگرفت، بیم داشتند و ابوطالب را یگانه مانع بزرگ اجرای نقشههای ضدّ اسلامی خود میدیدند.
ابوطالب و خاندانش، همه چیز محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم بودند؛ خودش که از مؤمنین واقعی و حامی و نگهبان محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم بود؛ زن و دخترش «امّ هانی» و فرزندان وی علی و جعفر امّت و یار و سرباز و مدافع محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم بودند
امشب میان سجده آقا دعایمان کن زندانیان خویشیم
حدیثی زیبا از باب الحوائج
در سوگ باب الحوائج
حالا نوبت جبران زحمات است
خیلیها مادرشان را از دست دادند و بر سر مزار مادر حسرت دیدن یک بار دیگر او را دارند. حسرت لمس کردن دستانشان، بوسیدنشان و محکم در آغوش فشردنشان، اما افسوس که دیگر او را ندارند و فقط با خاطراتش زندگی میکنند. کاش هر روز را روز مادر میدانستیم و به این فرشتگان باارزش بیشتر اهمیت میدادیم
روز مادر و روز پدر را به تازگی پشتسر گذاشتیم. این روزها که میشود خیلیها در تدارک خریدن هدیهای برای پدر و مادرشان هستند تا بتوانند او را خوشحال کنند. خیلیها مادرشان را از دست دادند و بر سر مزار مادر حسرت دیدن یک بار دیگر او را دارند. حسرت لمس کردن دستانشان، بوسیدنشان و محکم در آغوش فشردنشان، اما افسوس که دیگر او را ندارند و فقط با خاطراتش زندگی میکنند. این روز خاص برای قدردانی از زحمات اوست، اما کاش هر روز را روز مادر میدانستیم و به این فرشتگان باارزش بیشتر اهمیت میدادیم. گاهی کلماتی، چون تشکر و ممنونم به چشمم حقیر میآیند برای قدردانی از زحمات مادرم، اما چه میتوانم انجام دهم، هر چقدر هم تلاش کنم برای جبران قسمتی از زحماتش هم ناتوانم! حال وقتی پدر و مادران سالمند میشوند نیاز به حمایت فرزندانشان دارند. روزگاری آنها تمام حامی فرزندشان بودند.
حال چرا ما نباید حامی آنها باشیم؟ آنها را تنها نگذاریم. آنان نیازمند توجه فرزندشان هستند. چون اگر روزی نباشند، برای ما چیزی جز حسرت و اندوه باقی نخواهد ماند.
به آنان اُف نگوییم و با آنان مهربان باشیم. پا به پای آنها برویم. همانطور که آنها همراهمان کودک شدند. با ما بازیها کودکانه کردند. برایمان وقت گذاشتند و زندگیشان را به پای ما گذاشتند. گاهی شب و روزشان را سیاه کردند تا ما طعم سختی نچشیم.
بیاییم ما هم همراهشان باشیم و به خواستههایشان عمل کنیم. هرچند اگر ما هرقدر هم به آنها اهمیت دهیم در برابر زحمات و حمایت آنها ناچیز است! یادمان باشد مادر صبحها با یاد فرزندانش بیدار میشود و شبها با یاد آنها به خواب میرود.
او لحظه به لحظهاش را به فکر فرزندش است. اگر فرزندش در کنارش نباشد با هر قاشق غذایی که میخورد، میگوید جایش خالیست… مادر تمام هستی اش را و عمرش را و لحظاتش را به پای ما گذاشت. چه خوب است اگر بتوانیم در زندگیمان تلاشی کنیم، برای خوشحال کردنش. برای دلخوشیاش. او تمام تلاشش را کرده تا ما خوشحال باشیم.