ارزش زن از نگاه پهلوی!
تاریخ گواه این است که عهد ناصریه یکی از سختترین دوران به لحاظ اجتماعی و سیاسی در کشور ما بود چرا که بر اساس استبداد و ظلم پادشاهان آن زمان، زن که همواره یکی از ستونهای جامعه است؛ به نازلترین جایگاه و شان خود رسید. درباریان خوشبختی زنان را در راه رسیدن به حرمسرا خلاصه کردند و هرگونه ستمی را بر آنها روا داشتند تا همواره تصمیمگیریها توسط پادشاه و سپس مردان صورت بگیرد.
در دوران قاجار باوری که به مردم تحمیل شد؛ این بود که جامعه به خصوص سیاست، جای زنان نیست و آنها باید در کسوت «مادری» ایفای نقش کنند. بر همین اساس بود که زنان عهد قاجار از حق رای دادن و شرکت در انتخابات محروم و خانهنشین شدند. با این همه، در حالی که پادشاهان قاجار شعار دینداری و حرکت در مسیر آموزههای دینی را سر میدادند اما بهره وجودی از اسلام نبرده و با سفر به فرنگ و آشنایی با سبک زندگی اروپاییان در تلاش بودند مذهب را در جامعه کمرنگ کنند.
اين روند ادامه داشت تا اینکه نوبت به دوران پهلوی رسید. با وجود توجه و تأکید ظاهری رژیم پهلوی بر حضور گسترده زنان در جامعه، رضاخان و پسرش هیچگاه نظر خوشی درباره زنان نداشتند. رضاخان ارزشی برای بانوان قایل نبود و تا جایی پیشرفت زنان را قبول داشت که برای مردان سیاست، مزاحمتی ایجاد نکنند.
در واقع، او ارزش زن را در فریبایی او میدید و شاید به همین دلیل بود که علیرغم تظاهری که درباره پرهیز از هوسرانی نسبت به زنان از خود نشان میداد چهار زن دائمی اختیار ولی پسرش عیاشی شاهانه را، هم در خلوتکدهها و هم بیمحابا و بدون پردهپوشی انجام میداد و گاه رسواییهای پر سر و صدایی به همراه میآورد. محمدرضا بر این باور بود که زنان تنها هنگامی اهمیت خود را به دست میآورند که بتوانند به درستی از مردان دلربایی کنند. این دیدگاه وی حتی در کارگزاران سطوح پایینتر رژیم هم رواج داشت که نمونه آن روابط عاشقانه و نامشروع اشرف پهلوی بود که هیچگاه تاریخ آنها را فراموش نخواهد کرد.
منبع: سایت بصیرت
دومین نشست تخصصی آنلاین
اطلاعیه نشست تخصصی آنلاین فرزندآوری
شکيباتر از ايوب
اگر چه حضرت ايوب عليه السلام براي صبرش شهره آفاق شده است و بلاهايي که به او رسيد بسيار سنگين بود، ولي اين سختي ها سرانجامي داشت و بيشتر زندگي او با خوبي و خوشي سپري شد. بردبارتر از ايوب، کسي است که از خردسالي تا پيري، زندگي اش با اندوه عجين شده است. او «مادر مصيبت ها» زينب کبراست. در کودکي شاهد ستم هايي بود که به پدر و مادرش روا ميشد. پس از آن هم پرستار فرق تا ابرو شکافته پدر گرديد. جگر پاره پاره برادرش امام حسن مجتبي عليه السلام را با اشک چشم مي شست و در غم بارترين تراژدي تاريخ، يعني جريان کربلا، بار مصيبت هاي سنگيني را به دوش کشيد و اين درحالي است که «جز زيبايي چيزي نديد».
صبر زينب سلام الله علیها در عاشورا
زينب سلام الله علیها، کوه بردباري است. صبر هم شرمنده اوست که نميتواند عظمت کار زينب را بيان کند. وقتي در صحنه کربلا نظر ميکنيم و برگ برگ خونين عاشورا را ورق ميزنيم، شاخه هاي درخت تنومند صبر زينب سلام الله علیها را در صفحه صفحه اين روز هولناک ميبينيم. زينب سلام الله علیها در عاشورا نه تنها بي صبري نميکند، بلکه امام حسين عليه السلام را در مصيبت ها دلداري ميدهد. زماني که از سنگيني داغ علي اکبر توان حرکت از پاهاي مبارک امام حسين عليه السلام گرفته ميشود، زينب سلام الله علیها خود را به ميدان ميرساند و روي جسم علي اکبر مياندازد و از اندوه برادر ميکاهد. صبر زينب سلام الله علیها در وداع گل ميکند، آنجا که کهنه پيراهني را براي برادر مي آورد و مي داند که پوشيدن اين پيراهن براي چيست.
بلاغ
بانويي که مسير تاريخ را اصلاح کرد
کتر عايشه بنت الشاطي، نويسنده مشهور مصري و صاحب کتاب (بانوي کربلا) در خصوص حقيقت ماندگاري حرکت زينب (س) مي نويسد: «خون پاک، ريشه پاک، شيرپاک، ذکاوت سرشار، مربيان بزرگ، شرکت در بزرگترين انقلابات بشري، تجربه حوادث و تحولات جهاني، زينب را آن گونه که شايسته بود پرورش داد و او را نمونه اي از عالي ترين مراتب انسانيت قرار داد. نام اين زن در تاريخ ما و تاريخ انسانيت با مصيبتي بزرگ مزين گرديده و آن مصيبت کربلا است، مصيبتي که تاريخ نويسان اتفاق دارند که يکي از حوادث مؤثر در تاريخ شيعه بخصوص در تاريخ اسلامي بوده، حتي بعضي از آنها معتقدند که بالاترين و مؤثرترين حادثه اي است که مذهب تشيع را بنا نهاد و آن را پا برجا قرار داد. و از همين جهت آنها را عقيده بر اين است که خوني که در آن کشتار جانگداز ريخته شده تاريخ سياسي و مذهبي ما را به رنگ خون در آورد و ما آن را در قتلگاههاي فرزندان ابوطالب و مجاهدات شيعيان مي بينيم….»
بعد از واقعه جانسوز کربلا، زينب کبري همچون خورشيد پرفروغي بود که هر جا قدم نهاد فضاي تيره و تار آنجا را روشن مي کرد و مردم با وجود نور مقدس او جامه جهل مي دريدند و با حقايق زمان آشنا مي شدند.
گر چه زينب کبري بعد از واقعه کربلا مدت زيادي زندگي نکرد ولي در همان مدت کوتاه، انقلابي به پا کرد و بذر آگاهي در سراسر جامعه اسلامي افشاند. بذري که زينب کبري در آن روزگار تباهي و سياهي افشاند، پس از مدت کوتاهي سبز شد و طومار ستمگرترين دستگاه حکومتي تاريخ اسلام را در هم پيچيد. طبري و ابن اثير مي گويند: تا دو ماه يا سه ماه پس از شهادت حسين از وقتي خورشيد طلوع مي کرد تا هنگامي که بالا مي آمد، اهل کوفه ديوارها را خون آلود مي ديدند، ديوارهاي کوفه سخنان زينب را منعکس مي کرد: «آري به خدا بيشتر بگرييد. کمتر بخنديد شماها ننگ و رسوايي را به منتهي رسانيديد، اين ننگ و رسوايي از دامان شما شسته و پاک نخواهد شد، چگونه مي شود از ننگ کشتن جگرگوشه خاتم پيغمبران و سرور جوانان اهل بهشت پاک شويد.»
جاحظ در کتاب البيان و التبيين از خزيمه اسدي نقل مي کند: «پس از شهادت امام حسين(ع) وارد کوفه شدم و سخنان پرمغز و شيواي زينب را شنيدم، من ناطق تر و گوينده تر از او زني را نديدم، گويا از زبان اميرالمؤمنين(ع) سخن مي گفت.»
توصیه های پدرانه رهبرانقلاب در دیدار خاص
بسم الله الرّحمن الرّحیم
بچّههای عزیزم! اوّلاً سرودتان خیلی عالی بود؛ هم شعرش خوب بود، هم آهنگش خوب بود، هم شماها خوب اجرا کردید. جشن تکلیفتان را به شما تبریک میگویم، عید ولادت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را هم به همهی شما دختران عزیزم تبریک عرض میکنم. انشاءالله که موفّق باشید. شما دختران عزیز، نوگلان عزیز من، امشب نماز واجبتان را به جماعت در این حسینیّه به جا آوردید؛ خدا انشاءالله قبول کند.
بچّههای عزیزم! جشن تکلیف یک جشن واقعی است، واقعاً جشن است، واقعاً عید است. چرا؟ چون شما از لحظهای که تکلیف میشوید، با خدای متعال حرف میزنید و خدا با شما حرف میزند؛ یعنی شما این قابلیّت را پیدا کردید که خدای متعال با شما حرف بزند، به شما تکلیف بدهد و شما آن تکلیف را به جا بیاورید؛ این یک رتبهی باارزشی در عالم انسانیّت است که انسان مخاطب خدا بشود، خدا با انسان حرف بزند. معنای جشن تکلیف این است که شما دیگر بعد از این، بچّه نیستید، کودک نیستید، شما نوجوانید، مسئولیّتپذیرید و در خانوادهتان، در محیط مدرسهتان، در محیطهای بازی با دوستان میتوانید اثر بگذارید، شما میتوانید دیگران را هم به راه راست راهنمایی کنید، هدایت کنید؛ این مسئولیّتی است که بر عهدهی همهی ماها است. یک دخترِ تازهمکلّفشدهی مثلِ شما، پیش خدای متعال از لحاظ تکلیف، با یک زن بزرگسال یا با یک مرد مسن هیچ تفاوتی ندارد.
آن توصیهای که من میخواهم به شما نوجوانها بکنم، به شما دختران عزیزم توصیه کنم، این است که با خدا دوست بشوید؛ سعی کنید از همین آغاز نوجوانیتان، با خداوندِ مهربان دوست بشوید. دوستی با خدا چه جوری است؟ یکی از راههای دوستی با خدا همین است که شما در نماز با خدا حرف میزنید؛ توجّه داشته باشید که دارید با خدا صحبت میکنید، با خدا حرف میزنید؛ معنی این کلمات نماز را یاد بگیرید؛ ترجمهی حمد، سوره و آنچه را در رکوع یا در سجود میخوانید، از بزرگترهایتان و از معلّمهایتان یاد بگیرید. وقتی نماز میخوانید، جوری نماز بخوانید که دارید با خدا حرف میزنید؛ این میشود دوستی با خدا؛ یکی از راههای دوستی این است. یکی دیگر از راههای دوستی [با خدا] هم این است که مواظب باشید آن کارهایی را که خدا گفته نکنید، نکنید؛ آن چیزهایی را که خدای متعال گفته انجام بدهید، انجام بدهید. راه دوستی با خدا این است؛ و شما امروز دلهای روشنی دارید، دلهای نورانیای دارید، دلهای باصفایی دارید، میتوانید از همین امروز با خدای متعال دوست بشوید.
الان در سرودِ شما، به زیبایی این را تکرار کردید؛ شماها میگفتید اینجا ایران است. کشور شما، ایران عزیز شما در گذشته زنهای بزرگی داشته و من به شما بگویم امروز زنهای برجستهی ما از گذشته بسیار بیشتر است. ما در همهی بخشهای علمی و عملی و جهادی و مسئولیّتپذیری و مدیریّتی و غیره زنهای برجستهی مهمّی داریم؛ اینها مایهی افتخارند. زنهای برجستهی در کشور ــ هر کشوری زنان برجستهای داشته باشد ــ مایهی افتخارند و در کشور ما زیاد هستند و شما سعی کنید جزو این زنان بشوید. چه جوری؟ درس بخوانید؛ درسهایتان را باید خوب بخوانید، تکالیف درسی را باید خوب انجام بدهید، کار کنید، فکر کنید، کتاب بخوانید تا انشاءالله در آینده جزو زنهای بزرگ بشوید.
امیدوارم که خدای متعال همهی شما را موفّق بدارد. شما میتوانید در این مبارزهی عظیمی که ملّت ایران در دوران انقلاب با ظلم و بدبختی و تبعیض شروع کرده، نقش ایفا کنید، همچنان که قبلاً زنان زیادی نقش ایفا کردند و کارهای بزرگی انجام دادند که امروز کارهای اینها کتاب شده، پخش شده و زحمات و تلاشهای بانوان برجستهای را که در طول این سالهای انقلاب در کشور بودهاند مردم میخوانند؛ انشاءالله شما هم از آنها باشید.
پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتاللهالعظمی سيدعلی خامنهای (مدظلهالعالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی
1401/11/14
فواید مطالعه در سنین پائین
معرفی بازی جالب "مواظبش باش"
برکات مهمان
رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در نهج الفصاحة می فرماید: «إذا دخل الضّيف على القوم دخل برزقه و إذا خرج خرج بمغفرة ذنوبهم».[1]
این حدیث، حدیث معروفی است و آن اینکه هنگامی که مهمان وارد بر جمعیتی می شود روزی خود را همراه خود می آورد (بنابر این نباید برای روزیِ مهمان غصه خورد) و وقتی خارج می شود گناهان آنها را با آمرزش همراه خود می برد.
فرهنگ اجتماعی اسلام به راستی عجیب است و با فرهنگ غرب مغایرت بسیار دارد. روایات متعددی در مورد مهمان وارد شده است و حتی در آنها به نکات ریز هم اشاره شده از جمله اینکه وقتی مهمان وارد می شود به او کمک کنید اثاث خود را وارد منزل نماید و وقتی خارج می شود او را کمک نکنید و بگذارید اثاثش را خودش ببرد. این برای آن است که نشان دهد شما مشتاق ماندن او هستید و نمی خواهید از منزل شما بیرون برود.
همچنین در روایات مربوط به پدر و مادر و فرزندان که همه مربوط به مسائل اجتماعی است توصیه های بسیاری وجود دارد. این در حالی است که در فرهنگ غرب چنین نیست. در اسلام، جامعه به صورت واحد است ولی در غرب، جامعه به شکل پراکنده است و هر کس جامعۀ مستقلی برای خودش دارد و با هم اتحاد ندارند. در آنجا کمک به فقیر، امر به معروف و نهی از منکر و مانند آن وجود ندارد.
واقعا عجیب است که در جامعۀ جاهلی قبل از اسلام در میان عرب، پیامبری آمد که تا این حد آنها را با موازین اخلاقی آشنا کرده است.
بیانات آیت الله مکارم شیرازی دامت برکاته
1399/09/10
[1] نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، ج1، ص193، حدیث 204.
تاثیر تربیتی فعالیت فرهنگی بانوان در جامعه و تربیت خانواده:
از همان موقع دریده شدن گریبان عدم توسط دستان خلقت، نبرد حق و باطل هم شروع شد؛
نبردی به وسعت تاریخ و به ژرفای خلقت.اکنون پر واضح تر از هر روز دیگر، صدمات وارده از سوی باطل،
پیکره بشری را رنجور و رنجورتر کرده است.
در سرزمین خویش هم این لطمات از قبیل تزریق بی هویتی و بی دینی چون ویروس بر جان جوانان رخنه کرده است
و تیلیغات علیه حق روز به روز بیشتر میشود
و اگر حضور پررنگ بانوان این مرز و بوم و مخصوصا بانوان خانواده طلاب را در این عرصه ی تبلیغ شاهد باشیم،
این لطمات کم رنگ و کم رنگ تر میشود و این بانوان با واکسن بصیرت دهی و هدایتگری خویش،
این ویروس سهمگین را مغلوب سازند تا پادتن هویت دینی همچنان بر وجودمان باقی بماند.