بی حرم نیست کسی که حرمش سینه ماست
برای فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها - آن موجود قدسیِ والا، آن انسان برتر و آن معلّم بشر - از آن تعبیری که هر شاعری - چه شاعر درست و حسابی گوی و چه شاعر هرزه گوی - برای محبوب و معشوق خودش ذکر می کند، نباید استفاده کرد؛ باید از تعبیرات متناسبی استفاده کرد. اعتقاد من این است که اگر شعرای عزیز ما - همچنان که امروز خوشبختانه، هم در سرود دسته جمعی و هم در بعضی از شعرهایی که قبلاً آقایان خواندند، همین معنا انصافاً تأمین شده است - لفظ و معنا را برای بیان معرفتی که امروز جامعه ما نیاز دارد تا از مکتب فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها تعلیم بگیرد، به کار گیرند و آن را مدّاح با صدای خوش و آهنگ مناسبِ با این کار عرضه کند، یکی از بهترین انواع تبلیغ و ترویج صورت گرفته است؛ یعنی همان «دعبل» و «فرزدق» و «کُمیْتِ» تاریخ در این جا ظهور و تجلّی پیدا کرده است. ارزش، همان ارزش خواهد بود و می تواند اجرهای بزرگ الهی را به دنبال خود داشته باشد.
قمستی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از مدّاحان اهل بیت(۱۸ /شهریور/ ۱۳۸۰)
روش های تبلیغی حضرت زهرا سلام الله علیها
مقدمه
درباره حضرت زهرا سلام الله علیها کتاب های فراوان و مقالات متعددی ارائه شده است، اما این تلاش ها کافی نیست و ضرورت دارد که تمامی ابعاد زندگی حضرت را مورد مطالعه قرار گیرد.
یکی از مواردی که بررسی آن بسیار ضروری می باشد، بحث روش تبلیغ آن حضرت در دفاع از ولایت است. باید دید روش تبلیغ حضرت زهرا سلام الله علیها، چگونه بوده است که همه ائمه علیهم السلام فرزندان خود را به حفظ خطبه فدکیه سفارش می کردند؟!
سیره فاطمی/ محبوبترین چیزهای دنیا از نگاه حضرت زهراء سلام الله علیها
برچسبی به نام «اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه»
این نوشتار در پی واکاوی مفهوم خودساخته «ارتجاع سرخ و سیاه» به عنوان محور اصلیِ مقالهی توهینآمیز «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات مورخ 17 آبان 1356 است. مفهومی که پیش از این نیز در چارچوب مکانیزم دفاعی «برچسب زنی به مخالف توانمند» از جانب شاه و رژیم تحت حکومتش اجرا شده بود.
هگل در جایی میگوید همه وقایع و شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان، از نو به شکلی ظاهر میشوند. او فراموش کرده بود اضافه کند: بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی»
کارل مارکس- هجدهم برومر لویی بناپارت
تنها یک هفته پس از سفر «جیمی کارتر» رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به ایران و ملاقات با محمدرضا پهلوی که به مناسبت آغاز سال نو میلادی انجام گرفت، اتفاقی غیرمنتظره زمینه را برای وقوع آتشفشانی بنیانکن در «جزیره ثبات خاورمیانه»[1] فراهم کرد. چاپ مقالهای تند و توهینآمیز نسبت به شخصیت و افکار امام خمینی(ره) در روزنامه اطلاعات، یکی از رویدادهای زنجیرواری بود که یک سال و یک ماه بعد منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد. قیام خونین مردم قم در 19 دی ماه نخستین نتیجه ملموس این حرکت غیر اخلاقی و نابخردانه بود که حتی بسیاری از وابستگان رژیم هم انتقادات تندی نسبت به آن داشته و آن را جرقهای بر انبار باروت جامعه ایران معرفی کردهاند. این نوشتار در پی واکاوی مفهوم خودساخته «ارتجاع سرخ و سیاه» به عنوان محور اصلی این مقاله است. مفهومی که پیش از این نیز در چارچوب مکانیزم دفاعی «برچسب زنی به مخالف توانمند» از جانب شاه و رژیم تحت حکومتش اجرا شده بود.
روز شمار انقلاب- 35 روز تا...
مقاله توهین آمیز نسبت به امام خمینی (ره) و مخالفان انقلاب سفید شاه تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» با نام مستعار احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید(1356ش)•
درج مقاله توهين آميز نسبت به “امام خميني"(ره) در روزنامه اطلاعات توسط ساواك (1356ش)
رژيم پهلوي كه با ترفندهاي گوناگون از قبيل زندان و تبعيد نتوانسته بود از نفوذ امام خميني(ره) رهبر روحاني انقلاب مردمي ايران جلوگيري كند، با اقدامي ناپسند و ضد ديني، در هفدهم دي ماه 1356 مقالهاي توهينآميز عليه حضرت امام با نام جعلي رشيدي مطلق درج نمود. نويسنده اجير ساواك در اين مقاله با وقاحت كامل سعي كرده بود با اهانت به امام، به زعم خود شخصيت رهبر نهضت را بشكند و امام را به طرفداري از مالكين و شهرتطلبي و عامل استعمار بودن متهم نمايد. چاپ اين مقاله كه در آن، حضرت امام را سرسپرده شوروي و كمونيست معرفي كرده بود، با عكسالعمل شديد مردم و قيام خونين 19 دي مردم قم مواجه گرديد. انتشار اين مقاله، در سراسر ايران با عكسالعمل تند و خشم و نفرت عمومي مواجه گرديد و بلافاصله، درسها و جماعتها در حوزه علميه قم به عنوان اعتراض تعطيل شد. به تعبيري ديگر واكنش مردم نسبت به اين عمل ساواك به منزله آغاز قيام اصلي مردمي در براندازي رژيم پوسيده پهلوي بود.
تقویم تاریخ-توطئه استعماري كشف حجاب توسط "رضاخان پهلوي" (1314ش)
در پي توطئه استعمار در مبارزه با فرهنگ غني اسلام، عاملان استعمار در كشورهاي اسلامي، همزمان اقدام به اعمال مشابه ي نمودند.
“امان اللَّه خان” در افغانستان، “مصطفي كمال آتاتورك” در تركيه و “رضاخان پهلوي” در ايران مأموريت يافتند با مظاهر اسلام مخالفت و مبارزه كنند. استعمارگران دريافته بودند كه مستقيماً نم يتوانند مسأله كشف حجاب را مطرح كنند لذا بهتر ديدند ابتدا از تغيير لباس مردان شروع كنند زيرا اين كار دو نتيجه داشت. اول اين كه ذهن و روح جامعه را نسبت به تغييرات عمده كه جزء آداب و رسوم اجتماعي به شمار ميرفت آماده سازد، و دوم اين كه، نحوه عكس العمل اقشار مختلف مردم را بسنجد.
در اين راستا رضاشاه با مطرح كردن تغيير لباس و كلاه اروپايي (شاپو) و متحدالشكل كردن لباس مردان، اقدام به تغيير لباس اسلامي و كشف حجاب بانوان نمود. وي اين عمل شنيع را از خانواده خويش آغاز كرد و سپس به كل جامعه سرايت داد. نخستين گروهي كه به اين كاروان ضداسلامي پيوست، خانواده وزيران و دستاندركاران نظام استبدادي بودند. در نهايت علي رغم مخالفت هاي فراوان مردم مسلمان وعلما و نيز وقوع حادثه خونين مسجد گوهرشاد مشهد در اعتراض به كشف حجاب، رضاخان در هفدهم دي ماه 1314ش، در جشن فارغ التحصيلي دانشسراي مقدماتي دختران در تهران، قانون كشف حجاب زنان را به طور آشكار آغاز نمود و خود به اتفاق همسر و دخترانش كه بدون حجاب بودند در اين جشن شركت كرد.
مأموران رضاخان در راستاي اجراي اين قانون، شب و روز در كوچه ها و خيابانها گشت ميزدند و هر جا زنِ باحجابي را مييافتند با خشونت با او برخورد نموده، چادرش را برميداشتند و مردان را مجبور ميكردند تا زنهايشان را سر برهنه به خيابانها و مجالس ببرند. با اين همه، عده زيادي از زنان مسلمان، با به جان خريدن همه خطرات و تحقيرها، تا پايان حكومت رضاخان و پس از آن حاضر به ترك حجاب خود نشدند و با مقاومت، افتخار نسلهاي آينده شدند.