اهمیت زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده
امام صادق(ع):
مَن أتى قَبرَ الحُسَینِ(ع) ماشِیا کَتَبَ اللّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطوَهٍ ألفَ حَسَنَهٍ، ومَحا عَنهُ ألفَ سَیِّئَهٍ، ورَفَعَ لَهُ ألفَ دَرَجَهٍ. (کامل الزیارات: ص ۲۵۵ ح ۳۸۱ و ص ۳۹۲ ح ۶۳۶)
هر کس پیاده به نزد قبر حسین(ع) برود، خداوند، براى هر قدمش هزار حَسَنه مى نویسد و هزار زشتکارى را از او مى زُداید و او را هزار درجه، بالا مى بَرد.
امام صادق(ع):
مَن أتى قَبرَ الحُسَینِ(ع) ماشِیا کَتَبَ اللّهُ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ یَرفَعُها ویَضَعُها عِتقَ رَقَبَهٍ مِن وُلدِ إسماعیلَ. (کامل الزیارات: ص ۲۵۷ ح ۳۸۶)
هر کس پیاده نزد قبر حسین(ع) برود، خداوند، در برابر هر گامى که بر مى دارد و مى گذارد، برایش [پاداش ] آزاد کردن یک بنده از فرزندان اسماعیل(ع) را مى نویسد.
امام صادق(ع):
مَن خَرَجَ مِن مَنزِلِهِ یُریدُ زِیارَهَ الحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیهماالسلام، إن کانَ ماشِیا کَتَبَ اللّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطوَهٍ حَسَنَهً، وحَطَّ بِها عَنهُ سَیِّئَهً، حَتّى إذا صارَ بِالحائِرِ کَتَبَهُ اللّهُ مِنَ المُفلِحینَ، وإذا قَضى مَناسِکَهُ کَتَبَهُ اللّهُ مِنَ الفائِزینَ، حَتّى إذا أرادَ الانصِرافَ أتاهُ مَلَکٌ، فَقالَ لَهُ: أنَا رَسولُ اللّهِ، رَبُّکُ یُقرِئُکَ السَّلامَ، ویَقولُ لَکَ: استَأنِفِ العَمَلَ، فَقَد غُفِرَ لَکَ ما مَضى. (تهذیب الأحکام: ج ۶ ص ۴۳ ح ۸۹، ثواب الأعمال: ص ۱۱۶ ح ۳۱، المزار للمفید: ص ۳۰ ح ۱)
هر کس از خانه اش به قصد زیارت حسین بن على بن ابى طالب(ع) بیرون آید، اگر پیاده باشد، خداوند، براى هر گامش حَسَنه اى را مى نویسد و زشتکارى اى را از او مى زُداید، و چون به حرم حسین(ع) رسید، خداوند، او را جزو رستگاران مى نویسد، و چون زیارتش را به پایان برَد، خداوند، او را از رهایى یافتگان مى نویسد، و چون بخواهد باز گردد، فرشته اى نزد او مى آید و به او مى گوید:” من، پیام آور خدایم. خداوند، به تو سلام مى رساند و مى فرماید: عمل، از سر گیر که گذشته ات آمرزیده شد".
امام صادق(ع) به شخصی به نام علی چنین فرمود:
یا عَلِیُّ، زُرِ الحُسَینَ(ع) ولا تَدَعهُ.
قالَ: قُلتُ: ما لِمَن أتاهُ مِنَ الثَّوابِ؟
قالَ: مَن أتاهُ ماشِیا کَتَبَ اللّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطوَهٍ حَسَنَهً، ومَحا عَنهُ سَیِّئَهً، ورَفَعَ لَهُ دَرَجَهً، فَإِذا أتاهُ وَکَّلَ اللّهُ بِهِ مَلَکَینِ یَکتُبانِ ما خَرَجَ مِن فیهِ مِن خَیرٍ، ولا یَکتُبانِ ما یَخرُجُ مِن فیهِ مِن شَرٍّ ولا غَیرِ ذلِکَ، فَإِذَا انصَرَفَ وَدَّعوهُ، وقالوا: یا وَلِیَّ اللّهِ! مَغفورا لَکَ، أنتَ مِن حِزبِ اللّهِ وحِزبِ رَسولِهِ وحِزبِ أهلِ بَیتِ رَسولِهِ، وَاللّهِ، لا تَرَى النّارَ بِعَینِکَ أبَدا، ولا تَراکَ ولا تَطعَمُکَ أبَدا. (کامل الزیارات: ص ۲۵۵ ح ۳۸۳)
اى على! حسین(ع) را زیارت کن و آن را وا مگذار.
گفتم: پاداش کسى که به زیارتش مى رود، چیست؟
فرمود: هر کس پیاده به آن جا برود، خداوند، در برابر هر گامش، حَسَنه اى برایش ثبت مى کند و گناهى را از او مى زُداید و درجه اى او را بالا مى بَرد، و چون به قبر مى رسد، خداوند، دو فرشته بر او مى گمارد که هر چه خیر از دهانش بیرون آید، مى نویسند و هر چه شر و غیر آن [مانند لغو و بیهوده گویى ] بیرون آید، نادیده مى گیرند، و چون باز گردد، با او وداع مى کنند و به او مى گویند:” اى دوست خدا! آمرزیده اى. تو، جزو حزب خدا، حزب پیامبر خدا و حزب خاندان پیامبرش هستى. به خدا سوگند، هرگز، آتش را با چشمانت نخواهى دید و آن نیز تو را نخواهد دید و به [سوزاندن ] تو، طمع نخواهد داشت”
منبع :دانشنامه امام حسین(ع)، ج ۱۰، ص ۴۶۲
راهنمای زائران | آداب سفر اربعین
مناسب است زائران اربعین حسینی با پذیرش نیابت یکی از شهـدای عزیـز، شهیدی را همسفر خود کنند و ذیل عنایت و برکت یاد و نام شهدا، پیادهروی اربعین و زیارت سیـدالشهدا(ع) را مزین و تضمیـن نماینـد.
پیاده روی بزرگ اربعین یکی از رویدادهای مهم بین المللی است که سالانه علاقمندان بسیاری را روانه این اجتماع عظیم می نماید؛ اما دارای نکاتی است که دانستن این مباحث خالی از لطف نیست و حوزه نیوز در شماره های مختلف، دانستنی های این سفر را تقدیم نگاه شما عاشقان أباعبدالله الحسین (ع) می نماید.
* راهنمای زائران اربعین - آداب سفر اربعین
پیش از سفر
هر اقدام از جمله سفر پربرکت اربعین حسینی، نیازمند نگرش کلان و تقسیمبندی گامهاست. بر همین اساس، اولین گام برای آغاز سفر اربعین، آمادگی پیش از سفر است؛ آداب باطنی و ظاهری که هر یک موجب تعالی و کمال زیارت خواهد بود.
خلوص نیت
بدون تردید شرکت در همایش باشکوه الهی اربعین، میباید با قصد قربت و به منظور تقویت بنیه ایمانی و تجدید عهد و میثاق با سرور شهیدان حضرت حسین بن علی(ع) و الگوگیری از اسوههای تابناک دین صورت گیرد؛ از این رو باید زائران کوشش نمایند تا با خلوص نیت و به قصد درک فیوضات الهی و زیارت مرقدهای نورانی سالار شهیدان و اصحاب بزرگش و سایر اولیای الهی به این سفر پا بگذارند و راهی این سفر معنوی شوند.
زیارت به نیابت از شهدا
مناسب است زائران اربعین حسینی با پذیرش نیابت یکی از شهـدای عزیـز، شهیدی را همسفر خود کنند و ذیل عنایت و برکت یاد و نام شهدا، پیادهروی اربعین و زیارت سیـدالشهدا(ع) را مزین و تضمیـن نماینـد.
انتخاب همسفر
در این مسیر، انتخاب همسفران مناسب و همراه و سازگار از نظر اخلاقی، اهمیت ویژهای دارد.
توصیه میشود سفر گروهی، کاروانی و شبه کاروان را بر سفر فردی ترجیح دهند.
يازده عمود تا رسيدن به قرار عاششقي..
قدم به قدم تا قرار عاشقی...
معارف ثقلين-37
ويژه ماه صفر؛مناسبت ها و اعمال ماه
آغاز صفر و ورود کاروان اسرای کربلا به شام
سفر بازماندگان امام حسین(ع) به شام، در رساندن پیام انقلاب حسین (ع) و افشاى ماهیت پلید حکومت یزید، نقش اساسى داشت. آنان در لباس اسارت همان جهاد مقدسى را انجام دادند که حسین (ع) در لباس خون و شهادت انجام داد. توقف اسیران در شام فرصت خوبى به آنان داد تا مردم شام را که در اثر تبلیغات چهل سالهی معاویه شناخت صحیحى از اسلام و خاندان پیامبر نداشتند، آگاه سازند.
ازاینرو باز ماندگان حسین (ع) از هر مناسبتى در این زمینه بهره بردارى مى کردند. خطبهی امام سجاد (ع) که در یکى از روزهاى توقف در شام ایراد شد، در این میان نقشى تعیین کننده داشت و یزید را رسواى خاص و عام ساخت.
مرحوم"علامه مجلسی” به نقل از صاحب “مناقب” و دیگران مىنویسد:
روایت شده است : روزى یزید دستور داد منبرى گذاشتند تا خطیب بر فراز آن سخنانى در نکوهش حسین (ع) و على (ع) براى مردم ایراد کند. خطیب بالاى منبر رفت و پس از حمد و ستایش خداوند، سخنان زیادى در نکوهش على بن ابى طالب و حسین بن على (ع) گفت و سپس در مدح و ستایش معاویه و یزید، داد سخن داد. و از آنان به نیکى یاد کرد.
على بن الحسین (ع) - از میان جمعیت- بر او بانگ زد:"واى بر تو اى خطیب! خشنودى خلق را به بهاى خشم خالق خریدى، و جایگاهت را در آتش دوزخ قرار دادى".
سپس گفت: یزید! اجازه مى دهى بالاى این چوبها بروم و سخنانى بگویم که در آن رضاى خدا باشد و براى حاضران نیز اجر و ثوابى؟ یزید اجازه نداد.
مردم گفتند: امیر! اجازه بده بر منبر برود، شاید از او سخنى بشنویم (ببینیم چه مى گوید؟).
یزید گفت: اگر او بر فراز این منبر برود، پایین نمى آید مگر آنکه من و خاندان ابوسفیان را رسوا سازد.
کسى گفت: امیر مگر این(جوان اسیر) چه مىداند و چه مىتواند بگوید؟! یزید گفت: او از خاندانى است که علم را از کودکى با شیر مکیده اند و با خون آنها در آمیخته است.
مردم آنقدر اصرار ورزیدند تا سرانجام یزید اجازه داد. آنگاه حضرت بر عرشهی منبر قرار گرفت، و ابتدا خدا را حمد و ستایش کرد و سپس خطبهاى ایراد کرد که اشکها را از دیدگان سرازیر کرد و دلها را به لرزه در آورد.
آنگاه فرمود: مردم! خداوند به ما(خاندان پیامبر) شش امتیاز ارزانى داشته و با هفت فضیلت بر دیگران برترى بخشیده است:
شش امتیاز ما این است که خدا به ما: علم، حلم، بخشش و بزرگوارى، فصاحت، و شجاعت داده و محبت ما را در دلهاى مؤمنان قرار داده است.