چرا باید امامزادگان را تجلیل کنیم؟
این امامزادهها نسبت به ما حق حیات دارند یعنی ما تشیعمان را، ولایتمداریمان را و پیروی اهل بیت را از این امامزادهها داریم. وظیفه ما در برابر امامزادگان همان وظیفهای است که نسبت به عترت طاهرین علیهالسلام داریم.
روز پنجم ذیالقعده روز تجلیل و گرامیداشت امامزادگان نام گذاری شده است؛ امامزاده ها همیشه در ایران محترم بوده اند و شدت ارادت ایرانیان به امامزادهها و بقعههای متبرکشان به جهت انتساب آنها به معصومین بوده است. اما کارکردهای امامزادهها فقط در عرض ارادت به خاندان اهل بیت خلاصه نمیشود و تاثیر امامزادهها در فرهنگ و جامعه و سیاست ایرانیها غیر قابل انکار است و با علم پیدا کردن نسبت به این کارکردها، لزوم تجلیل از امامزادگان واضح خواهد شد.
چرا باید امامزادگان را تجلیل کنیم؟
امامزاده ها و بقاع متبرکه، راه رسیدن به اهل بیتدر بین امامزادگان شخصیتهایی مانند حضرت عبدالعظیم حسنی وجود دارند که علاوه بر فرزند امام بودن، محدث و عالم دینی بودند و همچنین حضرت معصومه از جایگاه علمی برخوردار بوده است و پس از وفات این بزرگواران بارگاهشان محرکی برای تبلیغ دین و شناخت اهل بیت به وسیله علما گردیده است
آیت الله جوادی آملی در اینباره می گوید:
این امامزادهها نسبت به ما حق حیات دارند یعنی ما تشیعمان را، ولایتمداریمان را و پیروی اهل بیت را از این امامزادهها داریم. وظیفه ما در برابر امامزادگان همان وظیفهای است که نسبت به عترت طاهرین علیهالسلام داریم. اجلال اینها، تکریم اینها، تجلیل و تعظیم اینها جزء شعائر اسلامی است و همانند قرآن اینها برای ما محترمند و قداست دارند. اگر قرآن اساس دین ماست خاندان عصمت و طهارت هم اساس دین هستند.
بهداشت معنوی جامعه
اماکن متبرکه به جهت معنویتی که دارند، محله و شهری که در آن قرار گرفته اند را تحت تاثیر قرار می دهند و بسیاری از مردم را به معنویت نزدیک می کنند. آیتالله جعفر سبحانی درباره تاثیر بقاع و اماکن متبرکه می گوید:
در هر شهر و روستایی اگر بقعه یک امامزاده باشد، مردم آنجا از نظر اخلاق و روحیه دینی با مردم شهرهای دیگر که فاقد چنین مقام متبرکی هستند، فرق میکنند، چرا که آنان با حضور در این اماکن دو رکعت نماز میخوانند و در کنار یکدیگر اظهار ادب میکنند.
گردانندگان چرخ اقتصاد
زیارت در بعد اقتصادی، اشتغال زايی، ايجاد درآمد ارزی براي كشور، توسعه شبكه های ارتباطي و حمل و نقل و جزآن را موجب می شود. در كشور ايران، 50 درصد گردشگران را گردشگران زيارتی تشكيل مي دهند.
وجود بیش از هشت هزار امامزاده در کشور یک فرصت است که در کنار تاثیرات فرهنگی این اماکن، قدرت گردشگری را هم افزایش دهیم تا علاوه بر افزایش گردشگری داخلی، توریست های خارجی را هم به امامزادگانی بکشانیم که بخشی از فرهنگ ما را تشکیل می دهند.
تاثیرات در معادلات سیاسی
از جمله نتایج زیارت می توان به آموزش تسليم ناپذيري، دلاوري و غيرت ورزي نسبت به اسلام، دفاع از فضيلت و كرامت انساني، نشانگر اعتراض سیاسی بودن و جزآن اشاره کرد. زيارت دين را به مردم يادآور مي گردد و به يادشان مي آورد كه بايد از سنّت نبوي و آيين محمّدي، كه اهل بيت نبوّت و خاندان رسالت آن را پاس داشته اند، پيروي كرد .
عواملی که سد راه تجلیل و تکریم از امامزادگان میشود
گرچه مردم ایران همیشه امامزادگان را مورد احترام و تکریم قرار داده اند، ولی متاسفانه عده ای از مردم از این برکات خود را محروم می کنند و گاهی حتی پا را فراتر گذاشته و به این بزرگواران توهین می کنند. اما دلیل این کم شدن ارادت ها که موجب غفلت از ظرفیت های عظیم فرهنگی امازاده ها شده است چیست؟
شبهاتی که درباره امامزادگان وجود دارد
یکی از سوالات پر تکرار مردم که منشا شک و شبهه درباره منزلت و سندیت امامزادگان شده، این است که چرا اینقدر ایران امامزاده دارد؟ برای پاسخ به این سوال خوب است مختصر به دلائل رجوع فرزندان معصومین و سادات به ایران اشاره کنیم.
امامزادهها و سادات علوی در چند مرحله وارد ایران شدهاند. بار اول در زمان حکومت حجاج بن یوسف بود که شیعیان زیادی همراه گروهی از امامزادهها که از ظلم او فراری بودند وارد ایران شدند.
بار دوم در دوران ولایتعهدی امام رضا(ع) بود که گروهی از شیعیان و امامزادهها همراه حضرت و سپس همراه کاروان حضرت معصومه(س) به ایران آمدند.
بار سوم در زمان قیام علویون بر ضد بنیعباس بود که بهدلیل آزارهای بنیعباس ناگزیر شدند به کشورهای شرقی از جمله ایران پناه ببرند. اما بیشترین تعداد امامزادههایی که در کشور از دنیا رفته و دفن شدهاند، حدود سال 250 هجری (دوران حسن بن زید) به ایران آمدهاند».
در دوره بنیعباس، منصور دوانیقی، ساخت شهر بغداد را با قرار دادن پیکر سادات و شیعیان زیر پی دیوارها و در داخل ستونها به پایان رسانده است. جریان کشته شدن ۷۵ نفر از سادات بنیهاشم در یک شب توسط هارون الرشید، نمونهای از این صفخات غمانگیز است که کتاب مقانل الطالبین نمونههای فراوانی را ذکر میکند.
در حقیقت، در آن دوره خفقان عراق و عربستان که هر سیدی را می کشتند آغوش باز مردم ایران برای خاندان اهل بیت، دلیلی کافی برای مهاجرت به ایران بود. مقام معظم رهبری درباره استقبال ایرانیان می فرماید:
“شما ببینید چقدر امامزاده در ایران هستند. این امامزادهها کی هستند؟ اینها که ایرانی نبودند. اینها کسانیاند که به ایران آمدند و ایرانیها با آغوش باز اینها را پذیرفتند؛ حتی گاهی برای اینها جنگیدند و در راه اینها تلاش کردند.”
احترامی که دست متولیان است
از قدیم گفته اند احترام امامزاده به دست متولی آن است. متولیان این اماکن مقدس، از اوقاف گرفته تا تولیت یک مکان خاص، باید در حفظ احترام این اماکن کوشا باشند.
به طور مثال، نباید به گونهای بقاع شریف را معماری کرد که زرق و برق های مادیاش بر معنویتش غالب شود. و یا پدیده فروش قبر های نجومی در بعضی از امامزاده ها هیاهویی به پا کرده که نتیجه ای جز بدبین شدن مردم به امامزاده ها و در ادامه به خود امامان معصوم ندارد.
منابع:
- مقاله “فلسفه زیارت امامزادگان و نقش آن در جامعه دینی” به قلم منیره ناصح ستوده؛ به نقل از پایگاه جامع امامزادگان(سازمان اوقاف)
- گزارش “دلیل وجود این همه امامزاده در ایران چیست؟"؛ به نقل از باشگاه خبرنگاران
- گزارش “امامزادگان در کلام علما و مراجع عظام تقلید"؛ خبرگزاری فارس
از نهــــــصد سال عبادت غافل نشین
روایت شده که هر که در یکى از ماه هاى حرام (ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب) سه روز متوالى که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بدارد ثواب نهصد سال عبادت براى او نوشته شود
فضیلت سه روز روزه داری از ماه های حرام (اقبال الاعمال)
الجزء الأول؛ هذا مبدأ ذكر الأعمال الأشهر الثلاثة أعني شوال و ذي قعدة و ذي حجة من كتاب الإقبال، الباب الثاني فيما نذكره من فوائد شهر ذي القعدة، فصل فيما نذكره من فضل صوم ثلاثة أيام من الشهر الحرام
جلد اول، شروع ذکرهای اعمال ماه های سه گانه، یعنی شوال، ذی القعده و ذی الحجه از کتاب اقبال الاعمال، باب دوم، فوائد ماه ذی القعده، فصل ششم: فضيلت و سرّ سه روز روزهدارى از ماههاى حرام
رُوِّينَا ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى الشَّيْخِ الْمُفِيدِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ كِتَابِهِ حَدَائِقِ الرِّيَاضِ وَ زَهْرَةِ الْمُرْتَاضِ وَ نُورِ الْمُسْتَرْشِدِ وَ عِنْدَنَا الْآنَ بِهِ نُسْخَةٌ عَتِيقَةٌ لَعَلَّهَا كُتِبَتْ فِي زَمَانِهِ فَقَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص
شيخ «محمد بن محمد بن نعمان مفيد» -رضوان اللّه عليه-در كتاب «حدائق الرياض و زهرة المرتاض و نور المسترشد» -كه نسخهاى كهن از آن نزد من موجود است و شايد در زمان او نوشته شده باشد-آورده است: رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-فرمود:
مَنْ صَامَ مِنْ شَهْرٍ حَرَامٍ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ الْخَمِيسَ وَ الْجُمُعَةَ وَ السَّبْتَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِبَادَةَ سَنَةٍ
«هر كس سه روز از ماه حرام، يعنى روزهاى پنجشنبه و جمعه و شنبه را روزه بدارد، خداوند عبادت يك سال را براى او مىنويسد.»
وَ رَأَيْتُ فِي كِتَابِ دُسْتُورِ الْمُذَكِّرِينَ عَنِ النَّبِيِّ ص
در كتاب «دستور المذكّرين» به نقل از پيامبر اكرم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-آمده است:
مَنْ صَامَ هَذِهِ الثَّلَاثَةَ أَيَّامٍ كَتَبَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ عِبَادَةَ تِسْعَ مِائَةَ سَنَةٍ صِيَامٌ نَهَارُهَا وَ قِيَامٌ لَيْلُهَا
«هركس اين سه روز را روزه بدارد، خداوند-تبارك و تعالى-عبادت نهصد سال را براى او مىنويسد، بهگونهاى كه گويى در اين مدت روزها را روزه بوده و شبها به شبخيزى و عبادت پرداخته است.»
أقول فإن قلت فلأي حاجة [حال] جعلت هذا الحديث في شهر ذي القعدة من دون أشهر الحرم قلت لأنه أول ما اشتمل عليه كتابنا هذا منها فأردنا أن يغتنم الإنسان أول وقت الإمكان قبل حوائل الأزمان لأن الاستظهار و الاحتياط للمبادرة إلى العبادات و الطاعات قبل الفوات من دلائل العنايات على أن إيرادنا هذا الحديث في هذا الشهر لا يمنع أن يعمل عليه في باقي أشهر الحرم فإن عموم هذا اللفظ المشار إليه يشتمل على كل شهر من أشهر الحرم فإذا عمله في كل شهر منها كان أفضل و أكمل فيما يعتمد عليه و لا تقل كيف عدل عن صوم يوم الأربعاء في أولها إلى صوم يوم السبت في آخرها فإن أسرار العبادات لا يعلمها جميعا [جميعها] إلا المطلع على الغايات [الغائبات] و إليه جل جلاله الاختيار فيما تعبد به من العبادات و لعل إن احتمل أن يكون المراد بذلك أنه لما كان الصوم المذكور لهذه الأيام الثلاثة في هذه الأشهر المباركات فأراد الله تعالى أن يكون افتتاح صوم هذه الأيام مباركا و هو الخميس و ختمها بيوم مبارك و هو السبت
دو اشكال و پاسخ آنها؛ 1 . اگر كسى بگويد كه چرا اين حديث را در ماه ذيقعده ذكر كردى، نه در ساير ماههاى حرام؟ در پاسخ مىگوييم: زيرا ماه ذيقعده اولين ماه از ماههاى حرام است كه در كتاب «اقبال الاعمال» ذكر مىشود. ازاينرو، خواستيم كه خواننده در اولين وقت ممكن و پيش از اينكه مانعى پيش آيد، فرصت را مغتنم شمرده و بدان عمل كند؛ چرا كه رعايت احتياط در اقدام به عبادت پيش از فوت فرصت، نشانهى عنايت خداوند به شخص است. از اين گذشته، ذكر اين حديث در اين ماه، مانع از آن نيست كه در ساير ماههاى حرام نيز بدان عمل شود؛ زيرا لفظ حديث ياد شده عموميت دارد و همهى ماههاى حرام را شامل مىشود. بنابراين، اگر كسى در همهى ماههاى حرام بدان عمل كند، به صورت برتر و كاملتر به نتايج ياد شده در حديث نايل خواهد شد. 2 . نيز گفته نشود كه چرا در اين روايت، بهجاى روزه داشتن «روز چهارشنبه» ، روزهى «روز شنبه» ذكر شده است؛ زيرا هيچكس جز خداوند-جلّ جلاله-كه بر امور غيبى آگاه است، اسرار عبادات را نمىداند. ازاينرو، گزينش عبادت خاص از ميان عبادات گوناگون، به دست او است و شايد علت اين گزينش آن باشد كه خداوند متعال اراده كرده است كه روزهدارى اين سه روز مبارك از اين ماههاى مبارك، با روز مبارك- يعنى پنجشنبه-آغاز گردد و با روز مبارك ديگر-يعنى شنبه-پايان يابد.
لِقَوْلِ النَّبِيِّ ص
زيرا در حديث آمده است كه پيامبر اكرم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-فرمود:
بُورِكَ لِأُمَّتِي فِي سَبْتِهَا وَ خَمِيسِهَا
«روز شنبه و پنجشنبه براى امت من مبارك است.»
تعظيمها [تعظيما] لهذا الصوم حيث وقع في الأشهر الحرم المعظمة المباركة المكرمة أو لعله يحتمل أن يكون [أنه كان] يوم الأحد من هذا الشهر معظما كما قدمناه و هو يوم ابتداء خلق الدنيا فيراد أن يكون مع يوم الفراغ من خلقها و تمامها و هو يوم السبت معظما و شكرا لله على [في] ابتدائها و فراغها
و اين براى بزرگداشت اين سه روز روزه است كه در ماههاى بزرگ، مبارك، گرامى و حرام واقع شده است. احتمال ديگر آن است كه: چون روز «يكشنبه» از ماههاى حرام، عظمت خاصى دارد، چنانكه پيش از اين ياد كرديم و افزون بر آن، يكشنبه روزى است كه آفرينش دنيا در آن آغاز شده است. بنابراين، علت روزهى اين سه روز از جمله روز «شنبه» كه روز فراغت از آفرينش دنيا و پايان خلقت آن است، آن است كه در كنار روز «يكشنبه» قرار گيرد و انسان در اين روزها به خاطر آغاز و پايان آفرينش دنيا، از خدا سپاسگزارى نموده و با روزهدارى آنها را بزرگ بدارد.
فاکتورهای اقتصادی راهگشا در شیوه حکومتی امام علی (علیه السلام)
دوره حکومتداری امام علی(ع)گرچه بسیار کوتاه، و همراه با حوادث مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود، ولی با این حال امام علی(ع) با بهره گیری از سیاست های صحیح مدیریتی به خوبی توانست با چنین مشکلاتی برخورد اصولی نماید.
اهداف عالی و کلان مدیریت اقتصادی علوی
1- رفاه عمومی
بدون شک هدف عالی هر نظام اقتصادی و دین مداری که بهره ای از ارکان اخلاقی دارد، رساندن آحاد جامعه به رفاه عمومی است. نظام اقتصادی علوی نیز از این هدف مستثنی نبوده و تمام همت و تلاش خود را برای رسیدن به این هدف والا مبذول داشته است. در کتاب شریف نهج البلاغه نیز نتیجه مجموعه اقدام های حاکم و دولت موضوع رفاه و آسایش معرفی شده است:
«مؤمن در عرصه حكومت او به راه حقّش ادامه دهد، و كافر بهرهمند از زندگى گردد، و خدا هم روزگار مؤمن و كافر را در آن حكومت به سر آرد، … مؤمن نيكوكار راحت شود، و مردم از شرّ بدكار در امان گردند.»[1]
در نظام اقتصاد علوی هیچ انسانی در بهرهمندی از امکانات مادی و رفاه عمومی مستثنی نشده؛ کما اینکه در سخنان دیگری از حضرت این چنین نقل شده است: «وَ فِي اللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ وَ لِكُلٍّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرِ مَا يُصْلِح؛ براى هر كدام از اين گروهها نزد خداوند گشايشى است، و براى هر يك از اين طبقات به مقدارى كه امور آنان را اصلاح نمايد.»[2]
2- امنیت اقتصادی
یکی دیگر از مهمترین اهداف نظام علوی گسترش امنیت در جامعه است، البته کلید واژه امنیت اختصاص به امنیت نظامی ندارد؛ چرا که از ساختار فرهنگ مدیریتی امام علی(ع) این چنین استفاده می شود که امنیت با تمام جوانب و انواع آن باید در جامعه حاکم باشد از جمله امنیت اقتصادی، «شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِيهِ وَ لَا خِصْب؛ بدترين شهرها شهريست كه نه امنيت باشد در آن و نه ارزانى.»[3] و یا اینکه در عبارت دیگری که می فرمایند: «رَفَاهِيَةُ الْعَيْشِ فِي الْأَمْن»؛[4] رفاهيت زندگانى در أمنيت است.
مفهوم روش امنیت اقتصادی دارای مؤلفههای مشخص و پر دامنهای است که البته می توان به برخی از آن مؤلفهها برای رسیدن به یک تعریف جامع اشاره کرد: از جمله آنها عبارت است از احساس امن و رهایی از تردید، اضطراب، دغدغه خاطر، و برخورداری از موقعیت ایمن و مطمئن، در واقع دامنه این تعاریف از حالات و موقعیتهای ذهنی(حس امنیت) تا موقعیتهای کاملا بیرونی و عینی (موقعیتی ایمن و مطمئن) در نوسان است.[5] البته رسیدن به امنیت نیازمند لوازمی است که در فرصت محدود به آن اشاره خواهیم کرد.
3و4: رشد اقتصادی و عدالت اقتصادی
علاوه بر مواردی همچون امنیت اقتصادی و رفاه عمومی، مواردی همچون رشد اقتصادی و عدالت اقتصادی از جمله اهداف عالی و مهمی است که در نظام اقتصادی علوی به طور جدی مورد توجه و اهتمام قرار داشته است. در خصوص تلاش برای رشد اقتصادی در روایتی از امام علی(ع) نقل شده است: «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّه،[6] هر كس آب و زمينى داشته باشد (و نكوشد و كشت نكند) و فقير و نيازمند گردد، از رحمت خدا دور باد.»
اصول راهبردی و راهکارهای کاربردی
1-آزادی مسئولانه و اخلاق مدارانه:
هر چند اقتصاد اسلامی بنابر آموزه های اسلامی طرفدار آزادی اقتصادی و معنادار است، ولی این آزادی بدون چارچوب و قاعده و قانون نیست، از اینرو معادلات اقتصادی هیچگاه نباید با مواردی همچون احتکار، رباخواری، اسراف، تبذیر و غش همراه باشد.
الف: ممنوعیت احتکار: در واقع احتکار یکی از رفتارهای ناجوانمردانه و ناپسند است که اثرات مخرب و خطرناکی بر رفاه عمومی به دنبال دارد؛ چرا که احتکار کالا را از چرخه توزیع خارج می کند، و بازار عرضه را با کمبود مصنوعی مواجه می کند از اینرو در نظام اقتصاد علوی با آن مقابله شده است؛ کما اینکه این موضوع در نامه حضرت به مالک مشهود است.[7] در زمان کنونی نیز متولیان اجرایی کشور می بایست توجه خاصی به این عامل مخرب رفاه عمومی و امنیت اقتصادی داشته باشند؛ چرا که احتکار اقلام اساسی کشور می تواند تأثیر مستقیمی در نوسانات قیمتی اجناس به دنبال داشته باشد
ب: ممنوعیت ربا: یکی دیگر از مواردی که لطمات سخت و جبران ناپذیری بر اقتصاد و رفاه عمومی بر جا می گذارد موضوع ربا خواری است، موضوعی که پیش تر امام علی(ع) عواقب خطرناک آن را برای مردم متذکر شده اند. هرگاه ربا در جامعه رواج یابد انگیزه تعاون، ایثار، اقدام به قرض الحسنه در جامعه تضعیف می شود، و نقدینگی های عمومی سرگردان و غیر هدف مند، و آفت زا خواهد شد، در جامعه کنونی نیز که انگشت اشاره رو به سوی بانک های سرمایه گذاری است، باید به گونه ای عمل شود، که عملکرد آنان همراه با این مقوله نباشد، و سرمایه گذاری ها واقعاً در چرخه تولید و اقتصاد جامعه قرار داشته باشند، نه اینکه بانک ها صرفاً با قراردادهای سوری بار مالی فراوانی بر مردم تحمیل کنند.
ج و د: ممنوعیت اسراف و غش در معامله: نکوهش و تحریم اسراف بر همگان روشن است،[8] و کمتر کسی است که از عواقب خطرناک آن در زندگی مادی و معنوی با خبر نباشد، زیاده روی در مصرف کالا و انرژی موجب هدر رفت آن و از بین رفتن سرمایه می شود، که در این مجال فرصت تبیین آن وجود ندارد، اما غش در معامله در زمان کنونی می تواند موجب کاهش کیفیت شده و ضربه شدیدی به تولیدات ملی بر جای گذارد، در واقع غش موجب می شود، مردم حس اعتماد به تولید ملی را از دست دهند، و از آن روی گردان شوند، طبیعتاً در این صورت بازار تولید و اقتصاد لطمه جبران ناپذیری خواهد دید.
2و 3. توزیع عادلانه ثروت و اصل رقابت مسؤلانه
به طور مختصر به این مطلب اشاره می کنیم که در نظام اسلامی نباید رانت خواری وجود داشته باشند، به عبارتی اگر ویژه خواری در جامعه وجود داشته باشد، فقر گسترش خواهد یافت و سرمایه عمومی و بیت المال تنها به حساب افرادی خاص وارد خواهد شد و عموم مردم از آن محروم خواهند شد، مسئولین دولتی می بایست برنامه ای متقن و ویژه برای ثروت عمومی و بیت المال داشته باشند و زمینه هرگونه ویژه خواری را در جامعه قطع نمایند و بستر رقابت مسئولانه اقتصادی را در جامعه فراهم نمایند.
پی نوشت:
[1]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص82. «يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ … حَتَّى يَسْتَرِيحَ بَرٌّ وَ يُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ».
[2]. همان: ص432.
[3]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص447، ح10255.
[4]. همان:ح 10253.
[5]. نظام اقتصاد علوی، احمد علی یوسفی، ص320.
[6]. قرب الإسناد، ص115.
[7]. نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص438. «پس از احتكار جلوگيرى كن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را منع فرمود. داد و ستد بايد آسان باشد، و بر موازين عدالت صورت گيرد، و به نرخى معامله شود كه به فروشنده و خريدار اجحاف نشود. هرگاه كسى پس از نهى تو دست به احتكار زد او را مجازات كن ولى در مجازاتش از زياده روى بپرهيز»
[8]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ؛ ص360،ح8150. «شَرُّ النَّاسِ مَنْ يَغُشُّ النَّاس؛ بدترين مردمان كسيست كه غشّ كند با مردم، يعنى صاف نباشد با ايشان و نفاق كند.»
منبع: تبیان
خداوند این افراد را حقیر میکند
امام صادق علیه السلام در یکی از فرمایشات نورانی خود مؤمنان را از تحقیر مؤمن فقیر نهی کردند.
متن روایت را از کتاب مشکاةالانوار اثر شیخ علی بن حسن طبرسی
قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً لِقِلَّةِ مَالِهِ حَقَّرَهُ اللَّهُ فَلَمْ يَزَلْ عِنْدَ اللَّهِ مَحْقُوراً حَتَّى يَتُوبَ مِمَّا صَنَعَ.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: هرکس مؤمنی را به خاطر دارایی اندک او تحقیر کند، خداوند نیز او را حقیر می شمارد و همچنان نزد خداوند حقیر خواهد بود تا اینکه توبه کند.
مشکاة الانوار، ص59
مجموعه نمایشگاهی-حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
وقت مطالبه آرمانها
اول. جامعهی زنده و رو به حرکت، با “چالش” مواجه است. در حرکت است که چالشها به سراغ انسان میآید. انسانی که در پای قلهی کوه ایستاده و از همان پایین، صرفا به قله نگاه میکند که با مسئله و چالشی مواجه نیست. در مسیر رفتن به سمت قله است که چالشها به سراغ انسان میآید. چند صباحی از شکلگیری جامعهی نبوی نگذشته بود که “جنگ بدر” بر آن تحمیل شد و پس از آن هم جنگها و چالشها پشت سر هم. انقلاب اسلامی هم همینطور، ایران تازه از منجلاب زمان پهلوی نجات پیدا کرده و عزت یافته بود که درگیر آشوبهای ساختهشده توسط گروهکهای معاند داخلی شد. پس از آن، جنگ سخت نظامی با رژیم بعث آغاز شد و در عین حال، تحریمهای اقتصادی که بعدتر ابعاد بیشتر و گستردهتری نیز به خود گرفت، از سوی دشمنان بر جامعهی ایران تحمیل شد. این اما پایان ماجرا نبود و تا به امروز نیز، این چالشها همچنان ادامه دارد.
دوم. میگویند “چالشها"، فینفسه مسئلهای مذموم نیستند، چگونگی مواجهه با آن است که میتواند آن چالش را تبدیل به “تهدید” یا یک “فرصت” برای شتاب بیشتر به سمت مقصد کند. در ماجرای جنگ احزاب، عدهای از مسلمانان، به محض دیدن تهدید دشمن و آرایش جبههی آن، به وحشت افتادند و تصور کردند که کار تمام است. «یعنی یأس و ناامیدی و خودکمبینی در مقابل دشمن و یک گرایش قلبی پنهان به دشمن در آنها وجود داشت.»(۱۳۹۵/۰۴/۱۲) عدهای دیگر از مسلمانان اما نه تنها نترسیدند بلکه گفتند «هذا ما وَعَدَنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللهُ وَ رَسولُه… همانی که پیغمبر به ما گفته بود، همانی که خدا گفته بود، همان اتّفاق افتاده؛ یعنی آمدن دشمن و حملهی دشمن، به جای اینکه روحیهی اینها را تضعیف کند، ما زادَهُم اِلّآ ایمانًا وَ تَسلیمًا، ایمانشان را تقویت کرد؛ تسلیمشان در مقابل خدا را تقویت کرد؛ عزم و جزم آنها را نسبت به مواجهه و مقابله تقویت کرد.»(۱۳۹۵/۰۴/۱۲) همینها هم بودند که از دل این چالش، یک فرصت استثنائی برای جامعهی نبوی خلق کردند بهطوریکه بعد از آن، کفار و مشرکان، جرأت رویارویی با مسلمانان را نداشتند.
در ایران، و در سالهای اخیر نیز اگرچه تحریمها در ظاهر بهعنوان یک چالش تهدیدزا محسوب میشد، اما ریچارد نفیو در کتاب “هنر تحریمها” نشان داده است که ایرانیها در مقطعی، این چالش را تبدیل به یک فرصت برای خود کردند. او چنین مینویسد: “ایرانیها از فرصت ایجادشده از تحریمهای بینالمللی برای ایجاد یک برنامهی اصلاحاتی و آزادسازی اقتصاد و مصون کردن آن در برابر تحریمهای خارجی استفاده کردند و درست در همان زمان، ایران تلاش میکرد انسجام درونی را از طریق دعوت مردم به اقتصاد مقاومتی و پایان دادن به آثار تحریمها از طریق دور زدن آنها افزایش دهد. همچنین اقداماتی نیز برای تلافی تحریمها انجام داد نظیر ممانعت از پرواز برخی از شرکتهای هواپیمایی اروپایی به ایران… تحریمها همچنین کمک کردند اقتصاد ایران در مسیر مثبتی قرار بگیرد. برای مثال تلاش آمریکا برای کاهش صادرات نفت خام در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ را در نظر بگیرید… اعمال فشار تحریمها در این حوزه میتوانست به توسعهی بخشهای غیرنفتی ایران بیانجامد، خصوصا بخش سیمان. “
سوم. وظیفهی نیروهای مؤمن و انقلابی در برابر وضعیت امروز جامعهی ایران چیست؟ چه طرح و برنامهای پیش روی این نیروها قرار دارد؟ چه کارها و اقداماتی باید انجام دهند؟ چگونه میتوان شرایط موجود را به جای تهدید، تبدیل به یک فرصت استثنائی برای جبههی انقلاب کرد؟
یک کار این است که نیروهای انقلابی، دست روی دست بگذارند و نظارهگر وضع موجود باشند و بگویند «هیچ فایدهای ندارد، نشده، پیشرفت نکردیم و نمیتوانیم بکنیم»(۱۳۹۷/۰۳/۰۷)، یا مأیوس و ناامید شوند و بگویند « «آقا نمیشود، فایده ندارد، همهچیز بههم ریخته است.»(۱۳۹۷/۰۳/۰۷) یک کار دیگر اما این است با عزم راسخ و روحیهی امیدوارانه، برای ساخت “آیندهی مطلوب"، کار و تلاش و فعالیت مضاعف کنند. «ما یک اتوبان را بهصورت یک بنبست تصویر نکنیم. جلوی ما اتوبان است و میتوانیم حرکت کنیم؛ بخصوص با امکاناتی که کشور دارد… نیروهای جوان… نقش لوکوموتیو را [دارند] که وقتی حرکت کردند، بهطور طبیعی به دنبال خودشان قطار را حرکت میدهند»(۱۳۹۷/۰۳/۰۷)
چهارم. در روزهایی که آمریکا خلاف همهی آداب و قواعد حقوقی بینالمللی از برجام خارج شده و ایدهی اصلی غربگرایان برای حل مشکلات کشور نیز با بنبست مواجه شده، نیروهای مؤمن و انقلابی باید فضای افکار عمومی را برای مطالبهی «آرمانهای انقلاب اسلامی» آماده و مهیا کنند. اگر «لشگر نیروهای مؤمن و انقلابی»، به جای انزوا و ناامیدی، وارد میدان شده و مطالبهی آرمانها و تکرار آن را بر سر دست بگیرند، آنگاه است که میتوان از شرایط موجود، فرصتی استثنائی برای انقلاب اسلامی بهوجود آورد. این همان مطالبهای است که رهبر انقلاب در دیدار امسال خود با دانشجویان، صراحتا آن را اعلام کردند: «ما امروز در جامعهمان نیاز مبرم داریم به اینکه آرمانها را مدام تکرار کنیم، مدام بگوییم، مدام روی آن کار کنیم، مدام مطالبه کنیم… مطالبهگری آرمانها از آن چیزهایی است که از آن نباید دست برداشت. اگر چنانچه این حجم عظیم و وسیع تهاجم به افکار عمومی از سوی ضدّ انقلاب با این مطالبهگریها مواجه نشود، قطعاً ویرانگری خواهد کرد. یادآوری آرمانها، مطرح کردن آرمانها، خواستن آرمانها، طلبکاری نسبت به تحقّق این آرمانها یک سدّی است در مقابل تخریب افکار عمومی و فضاهای نخبگانی و فضاهای مدیریتی… اینجا یک لشکری از جوانهای مؤمن و انقلابی لازم است که وارد میدان بشوند، مطالبه کنند آرمانها را و خودشان کمک کنند به تحقّق این آرمانها.»(۱۳۹۷/۰۳/۰۷)
منبع: مجله خط شماره 141
اگر شما باشید خیال من آرامتر است
اگر شما باشید خیال من آرامتر است
بهشتی به خدمت امام خمینی(ره) که در بیمارستان بستری است، میرسد و برنامهاش را مبنی بر اینکه دیگر نمیخواهد کار حکومتی انجام دهد برای امام توضیح میدهد. امام در پاسخ میگوید: «اگر شما باشید خیال من راحتتر است.» شهید بهشتی میگوید: «اگر اجازه بدهید چند نفر را معرفی میکنم که شما با آنها هم خیالتان راحت باشد». امام تصمیمش را گرفته «اما اگر شما باشید قلب من آرام می گیرد.» دیگر چه میتوانست بگوید؟ گفت: «اگر شما تکلیف میکنید، قبول میکنم.» و امام فرمودند: «تکلیف میکنم.» (برگرفته از کتاب «سیدمحمد حسین بهشتی»، افسانه وفا)
تا این حد دقت!
مدرسه رفاه که بودیم، هرکس ماشینش خراب میشد برای تعمیر به مسئول سرویس مدرسه مراجعه میکرد. یک بار دکتر ماشینش را برای تعمیر آورد، یک یادداشت بلند بالا به آن ضمیمه کرده بود که مثلا در سرعت 75 کیلومتری جلوی سمت راست ماشین فلان صدا را داد و یا اینکه قبلا در هر صد کیلومتر، مصرف بنزین ماشین اینقدر بود و حالا تغییر کردهاست و امثال این. یک گزارش کارکرد خیلی دقیق و مو به مو.
زندگی سادهتر، مبارزه بیشتر
همیشه میگفت شما هر چه قدر ساده زندگی کنید، بیشتر میتوانید مبارزه کنید. اعتقادش هم این بود که آنهایی که نتوانستند ساده زندگی کنند، نتوانستهاند مبارزه هم بکنند برای همین همیشه از سالهای اول ازدواج، سالهایی که با حقوق معلمی روزگار میگذراندیم، به عنوان بهترین و شیرینترین دوران زندگیش یاد میکرد.
فقط نان و آب
از غذای زندان نمیخورد. از بیرون خبر آورده بودند که شاید مسموم باشد. غذایش فقط نان و آب بود. گفتم: «آخه شما چهطوری نون و آب میخوری؟ دیگه داره حالم از اینکه میبینم نون و آب میخورید، بد میشه». گفت: «اگر کسی بیرون زندان نان و آب خوردن را تمرین کرده و به آن عادت کرده باشد، اینجا هم برایش کار سختی نیست».
تا این حد حرفهای
ساعت جلسات 2 تا 4 بعد از ظهر بود. دکتر 10 دقیقه زودتر در دفتر سیاسی حزب حاضر میشد تا روی چند صندلی که کنار هم میچید، اندکی استراحت کند. مقید بود که حتما لباسش را در آورد تا چروک نشود. همین 10 دقیقه کل زمان استراحت روزانه دکتر بود.
در هر حال، توهین ممنوع
به اتفاق دکتر و محمدرضا- فرزند ارشدش- نزدیک قبرستان قدم میزدیم. میدانستیم که قبر مارکس هم همانجاست. شوخی شوخی گفتم این دو سگ هم دارند میروند سر قبر مارکس، فاتحه بخوانند و به دو تا سگ که داشتند کمی دورتر میرفتند اشاره کردم. دکتر بلافاصله رو به من کرد و گفت: «اگر ما با فکر مارکس مخالف هستیم نباید به او توهین کنیم. ادب در کلام لازم است، چه فرد کافر باشد چه مسلمان».
خدا باید از من دفاع کند
یک روز در مجلس خبرگان به دکتر گفتم شما چرا در مقابل این همه توهین از خودتان دفاع نمیکنید؟ در جواب آیهای خواند و گفت فلانی من نباید از خودم دفاع کنم، بلکه باید آنقدر ایمان خودم را قوی کنم که خداوند از من دفاع کند و جواب اینها را بدهد. چون وعده خدا حق است، من به این وعده اعتقاد دارم، بعد هم افزود دفاع خدا را که نمیتوان با دفاع ما مقایسه کرد.
شعار، همراه با عمل
بالای وضوخانه نوشته بودیم: «النظافه من الایمان» اما کمتر فرصت میکردیم داخل آن را نظافت کنیم. این وضع را دید، فوراً تذکر داد که یا این شعار را بردارید و یا مطابق آن رفتار کنید و نگذارید اینجا کثیف باشد.
احترام به قوانین انسانی طاغوت
«چراغ قرمز اول رو که رد کرد، بهشتی خیلی تحمل کرد که چیزی نگه. دومین چراغ بود که دیگه صداش در اومد. گفت: اگه از این هم بگذری دیگه نمیشه پشت سرت نماز خواند. تکرار گناه صغیره…» طرف با حالت حق به جانبی گفت: «اینها قانون طاغوته باید سرپیچی کرد». بهشتی با ناراحتی دست گذاشت رو داشبورد و محکم گفت: «اینها قوانین انسانیه، عین انسانیت…».
قرضالحسنه به جای پول مفت
فکر کردم اگر بگویم میز تحریر میخواهم، حتما برایم میخرد. پسر بزرگ بودم و عزیز. قیمت میز چندین برابر پول ماهیانهام بود. وقتی شنید که میز را لازم دارم، پول میز را داد و گفت: «این قرضالحسنه است. قسطهایش را هم از پول ماهیانهات کم میکنم. موافقی؟».
پخش نکنید، آبرویمان میرود
با غرور گفتند که باید مناظره کنیم. حتما هم بهشتی باید طرف مناظره ما باشد. هشت نفری نشسته بودند روبهروی بهشتی برای مناظره. آخر جلسه آمده بودند برای خواهش: «خواهش میکنیم پخش نشود، آبرویمان میرود.» بهشتی سفارش کرده بود پخش نشود. هیچ وقت هم به رویشان نیاورد. انگار جلسهای نبوده.
حساس بود…
به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به ماموریت میروی، ساک خود را به همراهت میدهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی». قاضی را توبیخ کرده بود حساس بود؛ مخصوصا به رفتار قضات …
شما عبای من هستید
از دیدار امام(ره) برمیگشت. رفته بود توی فکر. امام خواب دیده بود عباش سوخته؛ به بهشتی گفته بود مواظب خودتان باشید. می گفت از امام پرسیدم چرا؟ جواب داده بود: «آقای بهشتی! شما عبای من هستید».
قاری جلسات حزب
با اون قد کوچک و سن کمش میاومد داخل جلسات حزب جمهوری قرآن میخوند. اون روز دیر کرده بود. رئیس جلسه گفته بود تا نیاید شروع نمیکنیم. تا اومد بهشتی به احترامش ایستاد و مثل یه مرد باهاش دست داد. قاری کوچک ذوق زده شده بود.
خاطرات از کتاب های «صد دقیقه تا بهشت»، نوشته مجید تولایی و «نگاهی به زندگی و مبارزات شهید دکتر بهشتی» برگزیده شدهاست.
میزان عنایت اهل بیت(علیهم السلام) به شیعیان
عن أبی الحسن (علیه السلام): مَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ شِيعَتِنَا يَمْرَضُ إِلَّا مَرِضْنَا لِمَرَضِهِ
وَ لَا اغْتَمَّ إِلَّا اغْتَمَمْنَا لِغَمِّهِ وَ لَا يَفْرَحُ إِلَّا فَرِحْنَا لِفَرَحِهِ
وَ لَا يَغِيبُ عَنَّا أَحَدٌ مِنْ شِيعَتِنَا أَيْنَ كَانَ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ أَوْ غَرْبِهَا.
امام کاظم علیه السلام فرمود: هیچ یک از شیعیان ما نیست که بیمار شود مگر اینکه ما نیز با بیماری او بیمار می شویم و غمگین نمی شود مگر اینکه با غم او اندوهگین می شویم و شاد نمی شود مگر اینکه با شادی او شاد می شویم و حال هیچ کدام از شیعیان ما در شرق یا غرب جهان از چشم ما پنهان نیست.
صفات الشیعه، ص4
چگونه فرزند پروری صحیح داشته باشیم؟ -1
* فرزند پروري
طبق روايات اسلامي کودک در 7 سال اول امير و سيد، در 7 سال دوم مطيع و فرمانبردار و در 7 سال سوم وزير و مشاور است؛ لذا والدين در هر يک از اين مراحل بايد به نکاتي توجه کنند.
مواردي که والدين بايستي در مراحل سيادت (هفت سال اول) فرزندان رعايت کنند.
1. ابراز محبت به کودکان
2. دادن آزادي و استقلال به فرزندان (منظور از اين آزادي ها سخت گيري نکردن، تعليم به موقع و متناسب با سن کودک، کمک هاي لازم به کودک در رفع نيازهايش، دادن ابتکار عمل و آزادي به او به خصوص در اموري مثل غذا خوردن، لباس پوشيدن، بازي کردن، شانه زدن مو، مسواک کردن و …. است. وظيفه والدين اينست که کودک را در انجام عمليات آزاد گذاشته و حتي بعضي مواقع تحريض و تشويق کنند که مستقلاً عمل کند ولي هر جا که ناتوان شد و يا اشتباه کرد به او کمک کنند).
3. عدم مبارزه با حس کنجکاوي کودک
4. دادن پاسخ هاي مناسب به سؤالات او
5. تخطئه نکردن کودک در برابر سؤالات بسيار ساده و يا سؤآلات تکراري او
6. ايجاد شخصيت در کودکان و احترام به شخصيت آنان
7. ناديده گرفتن بعضي از اشتباهات آنان
8. احتراز از پرخاشگري و لجاجت در برابر آنان
9. رفع بعضي از نيازهاي آنان
10. پرهيز از محبت ها و حمايت هاي افراطي و بي جا
11. امر و نهي کودکان به موقع با حفظ آبرو و شخصيت آن ها
12. آماده کردن کودکان براي رفتن به دبستان و ….
نظر به اين که قبل از شروع هر کار و فعاليت آماده شدن براي آن کار از اهميت ويژه اي برخوردار است لذا مختصري درباره آمادگي توضيح مي دهيم:
آمادگي: امروزه ثابت شده که قبل از شروع هر فعاليت فرد بايد قبلاً خود را براي آن آماده کرده باشد تا در اجراي آن موفقيت بهتري نصيبش گردد. به عنوان مثال فردي که قادر است از ارتفاع يک متري به راحتي سقوط کند، اگر همين فرد در شب و به هنگام تاريکي پايش در گودالي به عمق 10 سانتيمتر برود آسيب مي بيند. چرا؟
واضح است اين فرد قبل از سقوط و پرش از سکوي يک متري بدن خود را آماده مي کند به عبارت ديگر «گارد» و ژست لازم را مي گيرد همه عضلات و اندام بدن خود را آماده مي کند و پس از آن از يک متري سقوط مي کند و بدون آسيب ديدن در پرش خود موفق مي شود.
امّا به هنگام شب چون بدون آمادگي قبلي در چالة 10 سانتي متري مي افتد پايش آسيب مي بيند و رنجور مي شود. همين طور وقتي که قصد داريم به منزل يکي از آشنايان به مهماني برويم قبل از مهماني رفتن خود را از هر لحاظ بايد آماده کنيم. لباس مناسب مهماني مي پوشيم. وسيله لازم براي رفتن به مهماني را تدارک مي بينيم و اگر قرار باشد هديه اي با خود ببريم، هديه مناسبي تهيه مي کنيم و بعد از فراهم کردن اين مقدمات به مهماني مي رويم. بديهي است اگر مقدمات خوب فراهم شده باشد اين مهماني موجب خوشحالي و انبساط خاطر ميزبان، مهمان و ساير افراد شرکت کننده خواهد شد. ولي اگر بدون آمادگي و تهيه مقدمات به چنين مهماني برويم آن مهماني چيزي جز ناراحتي، خستگي، پشيماني و بالاخره رنج رواني چيزي به بار نمي آورد.
بنابر اين قبل از رفتن به دبستان هم اگر مقدمات رفتن به دبستان خوب فراهم شده باشدو به عبارت ديگر کودک از قبل آماده شده باشد، امکانات لازم فراهم شده باشد. رفتن به مدرسه موفقيت آميز خواهد بود. خوبست والدين قبل از فرستادن کودکان به مدرسه و آغاز تعليم و تربيت رسمي حداقل نکات زير را در نظر داشته باشند.
1ـ فرزند آنان از لحاظ رشد جسمي و رواني به حدي رسيده باشد که بتواند تعليم و تربيت رسمي را پذيرا باشد بنابر اين به والدين توصيه مي شود از بزرگتر گرفتن شناسنامة بچه ها که اصطلاحاً «کَبرَ سن» ناميده مي شود و گذاشتن کودکان قبل از رسيدن به سنّ لازم جداً خودداري نمايند. و همچنين است در مورد رشد رواني و عقلي. (در اين مورد از مشاوران آگاه مي توان کمک گرفت).
2ـ کودکاني که دورة کودکستان و آمادگي را نديده اند و به عبارت ديگر از خانه و خانواده و آغوش مادر جدا نشده اند، نمي توانند رفتن به مدرسه و ساعت ها دوري از محيط خانواده را به خوبي تحمل کنند؛ لذا والدين اين قبيل کودکان بايد قبل از ورود به مدرسه بچه ها را با محيط مدرسه و مقررات آن آشنا کنند و در صورت امکان پا گذاشتن کودکان در دوره هاي آمادگي آنان را براي رفتن به دبستان آماده کنند.
3ـ وابستگي کودک را به والدين و خانه به روش هاي مقتضي کم کنند (مثل بردن کودک به پارک و بازي با کودکان همسن و سال ـ گذراندن ساعتي در منزل اقوام بدون حضور پدر و مادر و غيره)
اصولي که والدين بايد در مرحله اطاعت (هفت سال دوم) مراعات کنند
علاوه بر اصولي که در دوران «سيادت» گفته شد و نکاتي که در بالا مختصراً توضيح داده شده والدين هنگام برخورد با فرزندان خود در «دورة اطاعت» لازم است اصول ديگري را در نظر بگيرند. لذا بعضي از مهم ترين آن ها را فهرست وار خاطر نشان مي کنيم.
1ـ عدم تبعيض در خانواده:
والدين بايد به اثرات سوء تبعيض از لحاظ رواني، عاطفي، اجتماعي و غيره کاملاً آگاه بوده و از اعمال تبعيض اجتناب ورزند.
2ـ هماهنگي در تربيت:
والدين بايد با يکديگر هم آهنگ باشند بدين ترتيب دستوراتي که از طرف مادر صادر مي شود و يا روش هايي که به کار گرفته مي شود از طرف پدر و ساير افراد خانواده بايد تأييد شود و بالعکس.
3ـ همکاري با مدرسه:
والدين بايد با مدرسه همکاري کامل داشته و در اجراي روش هاي تربيتي و آموزشي با معلمان کاملاً هماهنگ باشند. (فرض بر اينست که دربارة اين موضوع در جلسات انجمن اوليا و مربيان در مدارس به حد کافي بحث مي شود.[1])
4ـ وفاي به عهد
والدين بايد وعده هايي که به فرزندان مي دهند وفا کنند و از وعده هايي که امکان انجام آن ها مقدور نيست و يا به صلاح کودک نيست پرهيز کنند. در وفاي به عهد بايد به گونه اي عمل کند که فرزندان حتي احتمال پيمان شکني و خلف وعده در مورد والدين ندهند.
5ـ گفتار نيک
والدين بايد ضمن رعايت محبت به هنگام صحبت با فرزندانشان عفت کلام داشته باشند و به هنگام نافرماني فرزندان از رفتارهاي مستبدانه و زياده روي در ملامت بپرهيزند.
6ـ انتخاب الگو
والدين بايد الگوهاي مناسبي براي فرزندان خود انتخاب کنند ـ الگو بايد شرايط لازم و مربوط به خود داشته باشند ـ و از مقايسه کودک با همسالان به خصوص به قصد ملامت، اهانت، تحقير، تمسخر و …. جداً خودداري کنند.
7ـ آزادي
والدين بايد ضمن اعطاي آزادي به فرزندان مراقب رفتار، گفتار، ابتکارات و …. فرزندان خود باشند. اعطاي آزادي بيان و …. فرزندان را براي اجتماع فردا بهتر آماده مي کند و موجب مي شود تا کودکان بتوانند ابتکارات، خلاقيت ها و بالاخره لياقت خود را بروز دهند.
والدين بايد به بازي و تفريح کودکان مخصوصاً در سن اطاعت به صورت يک نياز حياتي توجه کنند و سعي داشته باشند تا امکانات تفريحات سالم را براي فرزندان خود فراهم کنند.
8ـ دوستي
از آن جا که فعاليت هاي گروهي شخص را براي زندگي بهتر اجتماع آماده مي کند والدين بايد اجازه دهند تا فرزندانشان دوستان مناسبي انتخاب کنند. والدين بايد بر روابط دوستانه فرزندانشان نظارت داشته و راهنماي خوبي براي آنان و دوستانشان باشند.
9ـ مسئوليت
والدين بايد ـ به خصوص در اواخر سن اطاعت ـ مسئوليت هاي مناسبي به فرزندان خود واگذار کنند و از آنان بخواهند مسئوليت هاي خود را به بهترين وجه انجام دهند. البته در مواقع ضروري بايد آنان را ارشاد و راهنمائي کنند.
10ـ اعتنا به رفتار و گفتار فرزندان
والدين بايد با دقت به اعمال رفتار، گفتار و … فرزندان توجّه کنند و عملاً به فعاليت هاي آنان ارج بگذارند تا بدين طريق به شخصيت در حال شکل گرفتن فرزندان احترام قائل شوند و از اعمال و عقايد درست او حمايت کنند.
11ـ دعاي خير
به منظور تقويت روحيه و اعتقادات مذهبي و قدرداني از فرزندان، والدين بايد در فرصت هاي مناسب براي فرزندان خود دعاي خير کنند و از خداي بزرگ مسألت کنند که فرزندانشان را در تمام موارد ياري فرمايد.
برخي از وظايف والدين در مرحلة وزارت (هفت سال سوم)
1ـ جوانان را نسبت به مسائل مذهبي آگاه کنيد و سعي نمائيد که نسبت به اصول و مباني اسلام اعتقاد درست پيدا کنند و احکام ديني عامل و مقتضيات مذهب را محترم بشمارند.
2ـ احساس مسئوليت را در جوانان بيدار و آنان را به قبول و انجام مسئوليت تشويق کنيد.
3ـ جوان را در تعيين و شناخت هويت فرهنگي، مذهبي، ملي و آرماني خود ياري کرده و تشويق کنيد تا هويت فردي و واقعي و هم چنين هويتي که جامعه از او انتظار دارد بشناسند و درک کنند.
4ـ راه هاي صحيح زندگي مسالمت آميز را به او نشان دهيد.
5ـ کنترل و مراقبت کنيم تا جوانان به پوچ گرائي، نژاد پرستي، اعتياد و مفاسد ديگر روي نياورند.
6ـ جوانان را در انتخاب شغل و حرفه اي مناسب با علائق، استعدادها و امکاناتشان تشويق کنيد.
7ـ جوانان را به ورزش و پرورش اندام سوق دهيد.
8ـ اوقات بيکاري و فراغت جوانان را با ورزش، عبادت، گردش، مطالعه و امثال آن پر کنيد.
9ـ مهارت هاي اجتماعي و آداب و رسوم مذهبي و متداول جامعه را به او بياموزيد.
10ـ جوانان را با اصول بهداشت و سلامت جسم و روان آشنا کنيد و موجبات حفظ سلامت جسم و روان او را فراهم کنيد.
11ـ در انجام فعاليت هاي اجتماعي و ادارة خانه او را شريک و سهيم کنيد.
12ـ در جواني موجبات ازدواج ـ جوانان را ـ از هر جنسي که باشند ـ فراهم کنيد.
پاورقی:
[1] . اصولا تشکيل انجمن در مدارس براي ايجاد هماهنگي بين اولياء و مربيان است. چان چه اين هماهنگي در تربيت کودکان وجود نداشته باشد زحمات اولياء و مربيان بي ثمر است.
نویسنده: يدالله جهانگرد
منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
چریک عارفی که عاشق خدمت به محرومان بود
تقویم ها را که بنگریم ، واپسین روز خردادماه مصادف با سالروز عروج چریک عارفی است که بیش از همه دل در گرو آرمان های روح خدا داشت؛ او که حقیقتاً شیفته خمینی کبیر بود، به عنوان قهرمان جبهه ها در مسیر حق طلبی و عدالت خواهی ملت ایران و به طور کلی مستضعفان عالم به اُسوه ای ماندگار تبدیل شد که پس از گذشت 37 سال از شهادتش در دهلاویه همچنان محبوب قلوب چندین نسل است.
درباره زندگی نامه شهید چمران بسیار گفته و شنیده شده و مقالات متعددی نگاشته شده است اما بازنگاهی به عملکرد و گفتارهای درخشان این شهید والامقام در سالروز شهادتش ، بس مغتنم و ارزشمند است.
شهید چمران که با پیروزی انقلاب اسلامی پس از 21 سال هجرت، به وطن باز می گردد، بی هیچ چشمداشت و منیّتی، خود را وقف پیشبرد اهداف والای انقلاب و خدمت به مردم و محرومان می کند و در گام نخست به آموزش و تربیت نخستین گروه از پاسداران انقلاب در منطقه سعد آباد تهران می کند.
چندی بعد نیز در جایگاه مهم معاونت نخست وزیر ، شبانه روز خویشتن را به خطر می اندازد تا سریعتر مسأله کردستان را فیصله بخشد.
عملکرد درخشان و مدیریت شهید چمران در غائله پاوه هیچ گاه از خاطره ها نمی رود، کما این که با هنرمندی ابراهیم حاتمی کیا، بخشی از این مساله در فیلم ارزشمند “چ” به تصویر کشیده شد.
ایشان همچنین پس از بازگشت به تهران از طرف امام امت (ره)، به وزارت دفاع منصوب شد و در ضمن در نخستین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم پایتخت به نمایندگی انتخاب شد.
شهید چمران بعد از آغاز جنگ ناجوانمردانه صدامیان علیه ملت مظلوم ایران ، گروهی از رزمندگان داوطلب را آموزش داده و سازماندهی کرد و به این طریق ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشکیل داد.
سرانجام این چریک عاشق و مجاهد خستگی ناپذیر در سی و یکم خردادماه سال 60 منطقه دهلاویه در حین انجام سرکشی به خطوط مقدم بر اثر اصابت ترکش جام شهادت را نوشید و برای همیشه در قاب خاطرات مردم انقلابی ما، جاودانه شد.
او که در قله علمی قرار داشت، اما با این حال جایگاه و ثروت و خوش های دنیایی را کنار گذاشت و در اوج مظلومیت به یاری محرومان لبنانی پرداخت و زمانی هم که به کشور پا گذاشت همچون سربازی صادق و فداکار در مسیر تحقق خواسته های ولی فقیه خویش تلاش می کرد.
چه زیبا این عزیز والامقام را مالک اشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان لقب داده اند و حقیقت نیز البته جز این نیست ؛ به راستی چه سخت است سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون که به تاسی از امیرمومنان(ع) ، جمع اضداد بود و البته بیش از هر چیز مرد عمل بود تا سخن، هر چند که در کلام نیز یگانه بود.
ادبیات خاص این شهید و دست نوشته هایش به حق گواه می دهد بر این مدعا ، آن جا که فی المثل می نگارد:” خدایا، هنگامی که شیپور جنگ طنین انداز می شود، قلب من شکفته شده به هیجان در می آید زیرا جنگ مرد را از نامرد مشخص می کند”
به اعتقاد نگارنده یکی از توصیه های مهم شهید چمران که برای همیشه ما درس آموز و الهام بخش است این فراز از جملات ایشان است:” می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آ نرا می پذیرم، اما می گویم: آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.”