رفتار مردمی پيامبر اکرم در قرآن
در اين واقعيت نمي توان ترديد كرد كه پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) از چهره هاي محبوب جهان بشريت بود، هم در حيات و هم بعد از ارتحالش.
او آنچنان محبوب بود كه به هنگام وضو، مسابقه بود براي گرفتن زيادي آب وضوي پيامبر و گاه كار به زد و خورد می كشيد. (1) در ماجراي صلح حديبيّه “عروة بن مسعود” كه به نمايندگي از قريش براي مذاكره با پيامبر(ص) آمده بود. به سران قريش چنين گزارش داد:
“من شاهان بزرگ را ديده ام، قدرتهاي بزرگي مانند قدرت كسري قيصر روم، سلطان حبشه را مشاهده كرده ام و موقعيت هيچكدام را ميان قوم خود مانند «محمّد» نديده ام. من با ديدگان خود ديدم كه ياران او نگذاشتند قطره آبي از وضوي او به زمين بريزد و براي تبرك آن را تقسيم نمودند. اگر موئي از محمّد بيفتد فوراً آن را بر می دارند بنابراين سران قريش بايد در اين موقعيت فكر و تأمّل كنند."(2) اين تنها نمونه اي اندك از محبوبيت گسترده پيامبر(ص) در زمان حياتش بود.
بعد از ارتحال نيز روزبروز بر محبوبيتش افزوده شده تا آنجا كه امروز بيش از يك ميليارد و پانصد ميليون انسان با كمال افتخار خود را پيرو حضرت دانسته و هر روز چند بار شهادت به رسالت او می دهند.
حداقل برای فرج خودمون از مشکلات دعا کنیم..
امروز باید در جهت حکومت امام زمان(عجلاللهتعالیفرجه) کار و تلاش کنیم
ما که منتظر امام زمان هستیم، باید در جهتی که حکومت امام زمان(علیه الاف التحیة و الثناء و عجلالله تعالی فرجه) تشکیل خواهد شد، زندگی امروز را در همان جهت بسازیم و بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایی را که اولیای الهی ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم.
مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و میدانیم که بزرگترین خصوصیت امام زمان(علیهالصلاةوالسلام) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت میباشد: «یملأ الله به الارض قسطا و عدلا».
رابطهی قلبی و معنوی بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دایم در دل انسان زنده نگه میدارد.
بیانات در دیدار مسئولان و اقشار مختلف مردم ۱۳۶۸/۱۲/۲۲
عبادتی که بیشتر از سایر عبادات به آن سفارش شده است
در مفاتیح مرحوم محدث قمی در هر مناسبتی و به هر بهانهای روزه مستحب است، ثوابش هم خیلی بالاست. معلوم میشود که روزه خصوصیّتی دارد. ثواب بالای آن هم استحقاقی نیست.
حضرت آیت الله مظاهری، سلسله دروس اخلاقی با موضوع «شرح چهل حدیث اخلاقی» داشته اند که مطالب شنیدنی و خواندنی این استاد اخلاق حوزه تقدیم نگاه شما خوبان خواهد شد.
پاداش روزه حقیقی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری وَ یَسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی»
خداوند متعال در حدیث قدسی میفرماید: «الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا اُجْزَی بِه».[۱]
این حدیث که علاوه بر منابع شیعیان، در منابع اهل سنّت نیز نقل شده [۲]، به سه شکل معنا شده است:
معنای اوّل؛ همین معنای ظاهری است که در میان مردم مشهور شده: «روزه مال من است و من پاداش آن را میدهم». کسانی که این معنا را قبول دارند، میگویند: خداوند برای تأکید بر ارزش روزه و برکات آن، فرموده است که خودم پاداش آن را میدهم.
در اینجا ایراد وارد میشود که چرا دربارۀ سایر عبادات نظیر نماز، جهاد و حج، چنین حدیثی نداریم؟ مگر پاداش آن عبادتها را خداوند سبحان نمیدهد؟ پس معلوم میشود، این روایت باید معنای دیگری داشته باشد.
لقمه حرامی که توفیق نمازشب را سلب کرد
از مرحوم محدّث قمی (رضی الله عنه) نقل شده که فرمود: من سفری به همدان رفتم و بر شخص معتمدی وارد شدم. یک شب او به من گفت: فلان جا شام مهمانم، دلم می خواهد …
- لقمه حرام و سلب توفیق
از مرحوم محدّث قمی (رضی الله عنه) نقل شده که فرمود: من سفری به همدان رفتم و بر شخص معتمدی وارد شدم. یک شب او به من گفت: فلان جا شام مهمانم، دلم می خواهد خدمت شما باشم. با هم آنجا برویم. من امتناع کردم. گفت: آقا اگر شما همراه من بیایید آبروی من بیشتر می شود، برای من خوب است.
با هم رفتیم. شام آوردند و خوردیم، بعد از شام به منزل برگشتیم. من صبح برخلاف هر شب که با کمال راحتی برای نماز شب بر می خاستم، زمانی از خواب بیدار شدم که نزدیک طلوع آفتاب بود و نزدیک بود، نماز صبحم قضا شود. خیلی ناراحت شدم. عجب! آدم یک عمر زحمت بکشد که نماز شبش ترک نشود، ولی حالا چطور شده که نماز صبحم نزدیک است قضا شود؟
با عجله برخاستم، با ناراحتی وضو گرفتم و نماز صبح را خواندم تا قضا نشود بعد به فکر افتادم چرا این طور شد؟ یعنی چه؟ برای من مصیبتی شد … من فکر کردم چرا این طور شد؟ گفتم: شاید به خاطر شام دیشب بوده است. غیر از این دیگر توجیهی ندارم.
صاحبخانه آمد، به او گفتم: صاحب آن منزل که دیشب رفتیم چه کاره بود!؟ قدری تأمّل کرد و گفت: ایشان بانک بعدازظهر است. من نفهمیدم یعنی چه؟ بعد ادامه داد: بانک ها قبل از ظهر، ربا می دهند، این آقا بعدازظهر ربا می دهد.
من خیلی ناراحت شدم، گفتم: عجب! مرا به خانه یک رباخوار بردی و سر سفره او نشاندی. چرا این کار را کردی؟ به من خدمت کردی!؟ این مهمان نوازی بود؟
ایشان فرمود: اثر این غذا این طور شد که تا چهل شب نمی توانستم خوب برای نماز شب برخیزم. تا چهل شب موفّق نشدم آن گونه که باید، نماز شب را انجام بدهم.
به ما میگویند، اگر میخواهید صالحالعمل باشید، غذایتان را پاک کنید؛ امّا ما دائم سعی در آلودهکردنش داریم. (۱)
۱. صفیر هدایت، آیت الله ضیاءآبادی
خبرگزاری حوزه
لقمه حرامی که توفیق نمازشب را سلب کرد
از مرحوم محدّث قمی (رضی الله عنه) نقل شده که فرمود: من سفری به همدان رفتم و بر شخص معتمدی وارد شدم. یک شب او به من گفت: فلان جا شام مهمانم، دلم می خواهد …
- لقمه حرام و سلب توفیق
از مرحوم محدّث قمی (رضی الله عنه) نقل شده که فرمود: من سفری به همدان رفتم و بر شخص معتمدی وارد شدم. یک شب او به من گفت: فلان جا شام مهمانم، دلم می خواهد خدمت شما باشم. با هم آنجا برویم. من امتناع کردم. گفت: آقا اگر شما همراه من بیایید آبروی من بیشتر می شود، برای من خوب است.
با هم رفتیم. شام آوردند و خوردیم، بعد از شام به منزل برگشتیم. من صبح برخلاف هر شب که با کمال راحتی برای نماز شب بر می خاستم، زمانی از خواب بیدار شدم که نزدیک طلوع آفتاب بود و نزدیک بود، نماز صبحم قضا شود. خیلی ناراحت شدم. عجب! آدم یک عمر زحمت بکشد که نماز شبش ترک نشود، ولی حالا چطور شده که نماز صبحم نزدیک است قضا شود؟
با عجله برخاستم، با ناراحتی وضو گرفتم و نماز صبح را خواندم تا قضا نشود بعد به فکر افتادم چرا این طور شد؟ یعنی چه؟ برای من مصیبتی شد … من فکر کردم چرا این طور شد؟ گفتم: شاید به خاطر شام دیشب بوده است. غیر از این دیگر توجیهی ندارم.
صاحبخانه آمد، به او گفتم: صاحب آن منزل که دیشب رفتیم چه کاره بود!؟ قدری تأمّل کرد و گفت: ایشان بانک بعدازظهر است. من نفهمیدم یعنی چه؟ بعد ادامه داد: بانک ها قبل از ظهر، ربا می دهند، این آقا بعدازظهر ربا می دهد.
من خیلی ناراحت شدم، گفتم: عجب! مرا به خانه یک رباخوار بردی و سر سفره او نشاندی. چرا این کار را کردی؟ به من خدمت کردی!؟ این مهمان نوازی بود؟
ایشان فرمود: اثر این غذا این طور شد که تا چهل شب نمی توانستم خوب برای نماز شب برخیزم. تا چهل شب موفّق نشدم آن گونه که باید، نماز شب را انجام بدهم.
به ما میگویند، اگر میخواهید صالحالعمل باشید، غذایتان را پاک کنید؛ امّا ما دائم سعی در آلودهکردنش داریم. (۱)
۱. صفیر هدایت، آیت الله ضیاءآبادی
خبرگزاری حوزه
برای سیر و سلوک به این حدیث مراجعه کنید
آیت الله مصباح یزدی در رمضان ۱۴۳۵ پیرامون موضوع «محبت خدا» سخنانی را در دفتر مقام معظم رهبری ایراد کردند که گزیده ای از این مباحث در شماره های مختلف خدمت علاقمندان عرضه خواهد شد.
* جلسه بیست و دوم: حدیث معراج؛ دریایی از معارف برای سیر و سلوک
- اشاره
گفتیم که محبت خدا مراتب بیشماری دارد که برخی از آنها برای ما قابل فهم نیست، اما بعضی از مراتب آن لازمه ایمان است و کسی که ایمان داشته باشد، اولین مراتب محبت به خدا را خواهد داشت.
همچنین گفتیم که محبت اولیای خدا نیز مراتبی دارد و در جلسه گذشته برخی از روایتهایی را که مربوط به مراتب محبت اهلبیت بود، تلاوت کردیم.
ضمنا اشاره کردیم که عالیترین مرتبه محبت خدا، برای اولیایی پیدا میشود که تنها یک محبوب اصیل دارند. آنها فقط خداوند را اصالتا لایق محبت میدانند و سپس از انبیا، ائمه معصومین، اولیای خدا و نیز از مؤمنان، به هر نسبت که به خداوند نزدیکتر باشند، شعاعی از محبتشان به خداوند به آنها نیز میتابد.
امثال بنده از آرزوی چنین مراتبی بسیار فاصله داریم، اما از آنجا که گاهی دانستن این مراتب باعث میشود که مقداری همتمان عالیتر بشود و به چیزهای پست دل نبندیم و درصدد باشیم که محبت خودمان را نسبت به خدا و اولیای او افزایش بدهیم، با استفاده از فرمایشات اهلبیت صلواتاللهعلیهماجمعین کوشیدیم نکتههایی را درباره چنین مراتبی یادآوری کنیم.
مکاشفات آجیل راه است ...
حاج اسماعیل دولابی :
بعضی با مکاشفات و چهله گرفتن ، پشت در می مانند و راه آن ها سد می شود.اگر در راه خوابی یا مکاشفه ای رخ داد ، حواست پرت نشود . این ها آجیل راه است . راهت را ادامه بده و تمام حواست به صاحبخانه باشد و خودت را نبین.
نصیحت دلنشین مرحوم دولابی -ره-
مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: خودخواهی خوب است. اگر انسان خودش را بخواهد، به ضرر خودش کار نمیکند و اعمالی که میداند یا شنیده برایش خوب است، انجام میدهد. اگر آدمی اهل معرفت باشد چیزی را که برایش نافع است از دست نمیدهد. پس خودخواهی چیز خوبی است، البته نه اینکه بیاید و به مردم ظلم کند و زور بگوید. نه! به معنای واقعی خودخواهی باشد. یعنی اول فکر کند. من چه کسی هستم که این قدر خودم را میخواهم؟ اگر کسی خود را شناخت به این ارزانی خود را از دست نمیدهد، خیر خواه خود است و راه رسیدن به خیر و صلاح خود را با کمی فکر کردن پیدا میکند و هیچ وقت به ضرر خودش کار نمیکند. خودخواه واقعی می داند که صفات رذیله او را نابود می کند و با صفات حمیده، بزرگ و عزیز میشود. خودخواهی حقیقی سر از صفات حمیده در میآورد.
هر کس صفات حمیده داشته باشد، پیش نفس خود عزیز است. خدا و مردم هم دوستش دارند. چون صفات حمیده نشأت گرفته از صفات الهی است. بخل و حسادت خود نیست، چون انسان خود از طرفی نفع خودش را میخواهد و از طرف دیگر ضرر دیگران را این بد است. این حسادت است، بخل است. امّا اگر چیز خوبی در دیگران دیدی و از روی خودخواهی گفتی خدایا!این خیر و خوبی را به من هم بده، این بد نیست. چه دنیا را بخواهی، چه آخرت و فردی قیامت را، خوب است.
گاهی انسان حسود حاضر است صد هزار تومان به خودش ضرر بزند تا دو هزار تومان به دیگری ضرر برسد. ببینید صفات رذیله انسان را به کجا میبرد. تا جایی که انسان حاضر میشود خودش را بین برود تا صدمهای ولو کوچک به همسایهاش برسد. این چنین فردی خیرخواه خودش نیست، خودخواه حقیقی نیست، انشاء الله هیچ وقت حاضر نباشی یک تیغ کوچک هم به پای همسایهات برود همانطو رکه فرزند خودت را دوست داری، فرزند او را هم دوست داشته باش. این حدّاقل است، اگر بیشتر هم شد عیبی ندارد، اما کمتر نشود. وقتی خیرخواه دیگران بودی هیچ عیبی ندارد که همانند آن خیر را برای خودت هم بخواهی. معمولاً مردم همه خیرها را با هم نمیخواهند. بعضی این را میخواهند، برخی آن را. تو بگو خدایا هر کس هر خیری می خواهد به او بده. بعد در مورد خودت بگو خدایا همه خیرها را هم یکجا به من بده. بیجهت نیست که به آن بزرگ میگوییم:
«هرچه خوبان همه دارند تو تنها داری»
اگر انسان راهی را خودش برگزیند و با میل و رغبت برود خیلی لذّت دارد. والا اگر امامانمان(علیهمالسلام) ببرند میرویم، انسان را به زور هم سر سفره ببرند بالاخره از طعام آن سفره می خورد. بهشت هم اینطور است. انسان ممکن است با اکراه و اخم برود، اما وقتی سر سفره رسید میبیند خوب جایی آمده است. آنجا اخمش باز میشود. منتهی بهتر است انسان با میل خودش برود. اینجوری در راه هم کیف میکند.
کتاب طوبای محبّت – جلد دوم ص 75
مجالس حاج محمّد اسماعیل دولابی
تواضع در سیره علما
شهید مطهری نقل می کند:
مرحوم آیة الله سید حسین کوه کمره ای رحمت الله علیه از شاگردان صاحب جواهر و مجتهدی مشهور و معروف بود. و طبق معمول در ساعت معینی در یکی از مسجدهای نجف اشرف درس می گفته است.
یک روز به علتی قبل از ساعت مقرر تشریف آوردند در مسجد نشستند تا شاگردها جمع گردند ولی دید در یک گوشه مسجد شیخ ژولیده ای با چند شاگرد نشسته درس می گوید. مرحوم سید حسین سخنان او را خوب گوش داد با کمال تعجب احساس کرد که این شیخ ژولیده فوق العاده محققانه درس می گوید، روز دیگر عمداً زودتر تشریف آورده در گوشه ای نشست و به درس آن شیخ ژولیده خوب گوش داد. پس از چند روز یقین پیدا کرد که این شیخ از خودش خوبتر درس می گوید و اگر شاگردانش بدرس او حاضر شوند بیشتر می توانند استفاده کنند.
روز دیگر که شاگردان آمدند و جمع شدند، گفت:
رفقا امروز می خواهم مطلب تازه ای به شما بگویم، این شیخ که درآن گوشه مسجد درس می گوید از من شایسته تر است برای تدریس و خود من هم از او استفاده می کنم همه باهم می رویم به درس او .
از آن روز در حلقه شاگردان شیخ ژولیده که چشمهایش اندکی تراخم داشت و آثار فقر در او دیده می شد درآمد، این شیخ ژولیده شیخ مرتضی انصاری بود، که بعدها معروف شد و استاد المتاخرین لقب یافت، شیخ در آن وقت تازه از سفر چند ساله خود به مشهد و اصفهان و کاشان برگشته بود. (عدل الهی، شهید مطهری، ص330)
منبع: مردان علم در میدان عمل، سید نعمت الله حسینی، دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، جلد 1.
کتاب «مهارتهای دعوت فرزندان به نماز»
کتاب «مهارتهای دعوت فرزندان به نماز»، نوشته حجت الاسلام جابری، راهکارهای حل این نوع مشکلات را بررسی کرده است.
کتاب «مهارتهای دعوت فرزندان به نماز» طی پنج ماه با استقبال مخاطبان به چاپ پنجم رسید. این اثر به بررسی جوانب مختلف این مسأله میپردازد.
عواملی که باعث میشوند تا فریضههای عبادی همچون نماز برای کودکان و نوجوانان خوشایند و دلپذیر شوند در این کتاب مورد اشاره بوده است.
کتاب «مهارتهای دعوت فرزندان به نماز»، نوشته حجت الاسلام محمدعلی جابری، راهکارهای حل این نوع مشکلات را بررسی کرده است.
در فصل اول کتاب، به صورت مختصر از ضرورت دعوت فرزندان به نماز و نقش نماز در آینده زندگی آنان سخن به میان آمده است.
فصل دوم کتاب به بیان ۱۰ اصل تربیتی لازم در این مسیر و همچنین دوازده راهکار عمومی دعوت کودک و نوجوان به نماز اختصاص یافته است.
در فصل سوم کتاب با تقسیم دوران کودکی، به دوره کودکی اول و کودکی دوم، پس از بیان ویژگیهای اختصاصی هر دوره، به بیان راهکارهای ویژه آن دوره پرداخته شده است.
در فصل پایانی کتاب، پس از بیان یازده ویژگی نوجوان، دوازده راهکار برای دعوت نوجوانان به نماز بیان شده است.
همچنین در پایان کتاب، چهار گام اساسی برای دعوت نوجوانانی که نماز را کنار گذاشتهاند، تبیین شده است.
این کتاب را دفتر نشر معارف چاپ کرده و طی پنج ماه به چاپ پنجم رسیده است.
برشی از کتاب:
کودکان زیر هفت سال با تکرار دمخور و مأنوساند. آنها برخلاف کودکان دبستانی یا نوجوانان، از تکرار خسته نمیشوند و از آن لذت میبرند؛ برای مثال، کودک اگر صدبار چراغ را خاموش و روشن کند، خسته نمیشود. لذت بردن کودک از تکرار، فرصت مناسبی برای ایجاد عادت به نماز، حجاب و سایر دستورات دینی است. کودک علاوه بر علاقه داشتن به تکرار، بهشدت به تقلید علاقهمند است. برای تشویق کودک به تقلید نماز، باید چند گام برداشت:
خوشایندسازی نماز
بر اساس قانونی نانوشته، افراد از کارهای ناخوشایند پرهیز میکنند؛ بنابراین باید نماز را برای کودک دلپذیر ارائه کرد. باید کوشید تا خاطرهای ناخوشایند از نماز در ذهن کودک شکل نگیرد؛ زیرا خاطره ناپسند میتواند او را برای همیشه یا مدتی طولانی از نماز فراری دهد. راهکارهای زیر برای ایجاد حس خوشایند به نماز پیشنهاد میشود:
الف) معطر کردن فضای خانه در اوقات نماز: همزمانی خوشبو شدن خانه و اذان میتواند تداعی مثبتی از نماز در ذهن کودک ثبت کند.
ب) مراعات روحیه کودک: کودک در هفت سال نخست، خود را بر زمین و زمان امیر میداند و میکوشد از هر راهی به خواستهاش برسد. او در مسیر رسیدن به خواستهاش هرکس و هرچیز مزاحم را پس میزند، خواه نماز باشد یا غیر نماز. علاوه بر خوشایندسازی نماز، از تلخ کردن آن در کام کودک نیز باید اجتناب کرد. والدین باید فهرست کارهایی که نماز را برای کودک ناگوار میکنند، تهیه و از آنها دوری کنند.
نوزاد شیرخوار بیشباهت به خروس بیمحل نیست؛ زیرا چیزی به نام “زمان” نمیشناسد. شب، روز، وقت خواب، زمان نماز، هنگام مطالعه، موقع آشپزی و دیگر زمانها در نگاه او یکی هستند. مغز نوزاد بهمحض دریافت پیام گرسنگی، فرمان گریه میدهد و بلافاصله گریه شروع میشود. چهبسا تا پایان شیرخوارگی، بارها این گریه با نماز همزمان شود. بیتوجهی به کودک به بهانه نماز، آن را از همان ابتدا در کامش تلخ میکند.
وقتی نوزاد کشانکشان خود را به سجاده میرساند و مُهر را برمیدارد، نباید واکنش بد نشان داد؛ زیرا عصبانیت، اخم و کشیدن پا بهتدریج او را از نماز دلزده میکند. کودک در این دوران همهچیز و همهکس را به چشم اسباببازی میبیند. مهر، تسبیح، سجاده، چادر نماز و عبا در دیده کودک تقدّس ندارند و از بازی با آنها نیز نمیگذرد. کودک علاقه عجیبی به سواری گرفتن از دیگران دارد و معمولاً هنگام سجده سراغ والدین میآید. در این موقعیت باید کمی سجده را طول داد تا بهره کودک کامل شود.
کودکان کمطاقتاند و دلودماغ کارهای سخت و طولانی را ندارند. “کودکان در صورتی از چیزی تقلید میکنند که تقلید کردن از آن خیلی دشوار نباشد"؛ بنابراین باید نماز را بهگونهای خواند تا کودک بتواند از آن تقلید کند؛ برای مثال، میتوان در رکوع و سجده از ذکر «سُبْحَان اللَّه، سُبْحَان اللَّه، سُبْحَان اللَّه» بهره برد. علاوه بر این، گاهی همزمان با نماز مادر، کودک شروع به گریه میکند. در این موقعیت باید از مستحبات نماز چشم پوشید و به داد کودک رسید. روزی رسول خدا (ص) دو رکعت آخر نماز ظهر را سریعتر خواندند. پس از نماز، مردم با تعجب پرسیدند «آیا در نماز اتفاقی افتاد؟ فرمود: آیا گریه کودک را نشنیدید؟!»
برای تهیه کتاب به فروشگاههای «پاتوق کتاب» در سراسر کشور، کتابفروشیهای حرم امام رضا(ع)، حضرت معصومه(س) و مسجد مقدس جمکران مراجعه کنید.
منبع خبرگزاری حوزه،