راستگویی از زاویه قال الباقر و قال الصادق (عليهماالسلام)
برداشت های اخلاقی
کتاب «واژه های اخلاقی از اصول کافی» اثری از مرحوم آیت الله علی مشکینی است که در آن، نکاتی زیبا و قابل استفاده پیرامون مباحث مختلف اخلاقی آمده و «حوزه نیوز» منتخبی از این نکات را در شماره های گوناگون تقدیم علاقمندان می نماید.* راستگویی و أدای امانت
۱. امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر که زبانش راست باشد، کردارش پاک است.
۲. امام باقر (علیه السلام) فرمود: پیش از یاد گرفتن حدیث، راستگویی بیاموزید.
۳. امام صادق (علیه السلام) فرمود: نخستین کسی که شخص راستگو را تصدیق می کند، خداوند است که به راستگویی او واقف است و خودش هم خود را تصدیق می کند و می داند راستگوست.
۴. امام باقر (علیه السلام) فرمود: همانا مرد (پیوسته) راست می گوید، تا آنکه خداوند او را صدیق (بسیار راستگو) محسوب می دارد.
۵. امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند هیچ پیغمبری را مبعوث نفرمود، جز با راستگویی و ادای امانت نسبت به نیکوکار و بدکردار.
شرح:
مراد این است که هر پیغمبری راستگو و امانت دار بوده و یا آنکه -علاوه بر آن- اگر صاحب شریعت بوده این دو صفت در برنامه شریعت او نیز بوده است.
۶. امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانا علی نزد رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - به سبب راستگویی و ادای امانت به آن مقام رسید.
۷. امام صادق (علیه السلام) فرمود: به روزه و نماز مردم فریفته مشوید، زیرا انسان به نماز و روزه شیفته می شود، تا آنجا که اگر ترک کند، به هراس می افتد، ولی آنها را به هنگام راستگویی و ادای أمانت بیازمایید.
شرح:
گاهی ترس از نارضایتی و اعتراض مردم یا انگیزه های دنیوی دیگر، موجب می شود که انسان بر نماز و روزه مداومت کند و آنها را ترک ننماید، پس نماز و روزه معیار کامل و همیشگی صلاح و ترس از خدا نیست.
سفارش امام علی(ع) درباره گذشت ساعتها
امیرالمومنین امام علی علیهالسلام فرمودند:
… شما را به یاد مرگ و غفلت نکردن از آن سفارش کنم.
و چگونه از چیزی غفلت کنید که از شما غفلت نکند، و به کسی طمع میورزید که مهلتتان ندهد پس مردگانی که به چشم دیدهاید برای موعظه کافی است.
آنان که به گورهاشان برده شدند نه به دلخواه، و در آنجا فرود آمدند نه به اختیار، گویی اصلًا در دنیا نبودهاند و آخرت هماره خانه آنان بوده است.
از خانههاشان که در آن میزیستند به وحشت آمدند و در گورها که از آن وحشت داشتند خانه کردند، و به دنیایی که وانهادند و از دست دادند سرگرم بودند، و آخرتی را که به آن وارد شدند تباه ساختند.
دیگر نه کارهای ناشایسته خود را تغییر توانند داد و نه توان دارند کردارهای شایسته را زیاد کنند.
آنان به دنیا انس گرفته بودند ولی آنها را فریفت، و بدان اعتماد کردند امّا آنها را به خاک مرگ در انداخت.
پس بشتابید و پیش تازید -رحمت خدا بر شما- به سوی خانههاتان که مأمور به آبادی آنید و باید بدان روی آورید و به سوی آن فراخوانده شدهاید.
و نعمتهای الهی را که بر شمایان فرو باریده است با صبر و استقامت بر فرمانبری از او کامل کنید و از نافرمانی او بپرهیزید، که فردا نزدیک است. چه سریع گذرد ساعتها در روز، و روزها در ماه، و ماهها در سال، و سالها در عمر.
متن حدیث:
و من خطبة له علیه السلام: أُوصِیکُمْ- أَیُّهَا النَّاسُ- بِتَقْوَی اللَّهِ وَ کَثْرَةِ حَمْدِهِ عَلَی آلَائِهِ إِلَیْکُمْ وَ نَعْمَائِهِ عَلَیْکُمْ وَ بَلَائِهِ لَدَیْکُمْ فَکَمْ خَصَّکُمْ بِنِعْمَةٍ وَ تَدَارَکَکُمْ بِرَحْمَةٍ أَعْوَرْتُمْ لَهُ فَسَتَرَکُمْ وَ تَعَرَّضْتُمْ لِأَخْذِهِ فَأَمْهَلَکُمْ وَ أُوصِیکُمْ بِذِکْرِ الْمَوْتِ وَ إِقْلَالِ الْغَفْلَةِ عَنْهُ وَ کَیْفَ غَفْلَتُکُمْ عَمَّا لَیْسَ یُغْفِلُکُمْ وَ طَمَعُکُمْ فِیمَنْ لَیْسَ یُمْهِلُکُمْ فَکَفَی وَاعِظاً بِمَوْتَی عَایَنْتُمُوهُمْ حُمِلُوا إِلَی قُبُورِهِمْ غَیْرَ رَاکِبینَ وَ أُنْزِلُوا فِیهَا غَیْرَ نَازِلِینَ کَأَنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا لِلدُّنْیَا عُمَّاراً وَ کَأَنَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ دَاراً أَوْحَشُوا مَا کَانُوا یُوطِنُونَ وَ أَوْطَنُوا مَا کَانُوا یُوحِشُونَ وَ اشْتَغَلُوا بِمَا فَارَقُوا وَ أَضَاعُوا مَا إِلَیْهِ انْتَقَلُوا لَا عَنْ قَبِیحٍ یَسْتَطِیعُونَ انْتِقَالًا وَ لَا فِی حَسَنٍ یَسْتَطِیعُونَ ازْدِیَاداً أَنِسُوا بِالدُّنْیَا فَغَرَّتْهُمْ وَ وَثِقُوا بِهَا فَصَرَعَتْهُمْ فَسَابِقُوا- رَحِمَکُمُ اللَّهُ- إِلَی مَنَازِلِکُمُ الَّتِی أُمِرْتُمْ أَنْ تَعْمُرُوهَا وَ الَّتِی رَغِبْتُمْ فِیهَا وَ دُعِیتُمْ إِلَیْهَا وَ اسْتَتِمُّوا نِعَمَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ عَلَی طَاعَتِهِ وَ الْمُجَانَبَةِ لِمَعْصِیَتِهِ فَإِنَّ غَداً مِنَ الْیَوْمِ قَرِیبٌ مَا أَسْرَعَ السَّاعَاتِ فِی الْیَوْمِ وَ أَسْرَعَ الْأَیَّامَ فِی الشَّهْرِ وَ أَسْرَعَ الشُّهُورَ فِی السَّنَةِ وَ أَسْرَعَ السِّنِینَ فِی الْعُمُرِ.
“نهج البلاغه، خطبه230″
سوخته دل/مرحوم فخرتهراني
جوان بود و بسیار خوشسیما و شیکپوش. برای خودش کسی بود و رفت و آمدی داشت. با آنکه در یک خانواده روحانی متولد شده بود، ولی میل و اشتیاقش، او را به سوی علوم دنیوی کشیده بود.
هوش بالایی داشت و تحصیل را با جدیت دنبال میکرد. تمام هدفش این بود که بتواند بورسیه اعزام به خارج را دریافت کند و در یکی از کشورهای اروپایی، ادامه تحصیل دهد.
این داستان، به سالهای دور بر میگردد؛ در آن زمان، فقط عده کمی میتوانستند بورسیه تحصیلی بگیرند و به کشورهای اروپایی اعزام شوند؛ لذا بسیاری از جوانها در تلاش بودند تا قرعه، به نام آنها بیفتد. بالاخره نام این جوانِ خوشسیما از قرعه فال بیرون آمد: «فخر تهرانی»!
میگویند روز اعزام، به عللی که فقط خدا میداند، کمی دیر به فرودگاه رسید. هواپیما پرواز کرد و این جوان جویای نام، از پرواز جا ماند. هیچ راهی دیگر وجود نداشت. ناراحت و غمگین، از فرودگاه برگشت. آن همه تلاش و کوشش و تکاپو به هدر رفته بود. یأس و ناامیدی وجودش را پر کرد و شعلههای آرزو، در دلش به خاموشی گرایید.
روزی از روزها، در یکی از خیابانهای تهران و در حالیکه غرق در تفکر بود، با یکی از مقربان درگاه حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) روبهرو شد:«آشیخ مرتضی زاهد» رحمه الله علیه. بر کسی معلوم نشد که در آن دقایق سرنوشتساز، چه سخنانی بین آشیخ مرتضای زاهد و فخر تهرانی رد و بدل گشت و شیخ، با آن نگاهِ اسرارآمیزش چگونه جوانِ تهرانی را به دام عشق انداخت.اما در همان ملاقات نخست، فخر تهرانی یکباره به انسانی دیگر تبدیل شد. تمام لباسهای شیک و مدّ روز را کنار گذاشت؛ عبایی بر دوش انداخت و حال و هوایی دیگر پیدا کرد. برقِ عشق حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در جان فخر تهرانی، آتش انداخت و او را در مدار جذبه آقای عالمیان، حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار داد.
او که سراپا عشق و آتش و عطش شده بود، راهِ پر خوف و خطرِ عشق را به سرعت طی کرد و راه صد ساله را، یک شبه پشت سر گذارد. کار او در عاشقی به جایی رسید که خیلی زود، مورد عنایت حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گرفت و به محضر ایشان، شرفیاب شد.
در خاطرات حضرت آیت الله بهاءالدینی آمده است كه فرموده اند: حاج آقا فخر تهرانی آدم به دردخوری است و سپس ادامه می دهند كه: امسال در مكه معظمه در مجلسی كه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشریف داشتند، اسم افرادی برده شد كه مورد عنایت آقا بودند، از جمله حاج آقا فخر بود.موقعی كه از حاج آقا فخر سوال می شود كه: چه كرده ای كه مورد عنایت حضرت، واقع گشته ای؟جواب می دهد كه: كاری نكرده ام جز این كه مدت هاست خدمتگزار مادر پیر و زمین گیرم شده ام و تمام امور، حتی حمام و دستشویی او را خود به عهده گرفته ام.گمان می كنم، خدمتم به مادر، مرا مورد عنایت آقا قرار داده است.
روزی در اواخر عمر وی، در محفلی که حضرات علماء و از جمله آیة الله حسن زاده نیز شرکت داشتند، ناگاه مرحوم حاج آقا فخر تهرانی با لباسی نامرتب و عبایی که معلوم بود روی زمین کشیده شده، وارد مجلس شد و بر خلاف همیشه، در گوشه ای با حالتی بسیار مضطربانه نشست؛ پس از پایان یافتن مجلس و رفتن حضار و حضرات آقایان، وقتی از حالت اضطراب و ناراحتی اش پرسیدم، او رو به من کرد و با افسوس فراوان گفت: یک عمر آرزوی دیدار حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را داشتم، حال که نصیبم شد، اکنون از دوری وصالش آرامش ندارم!
قبر عارف سالک، حاج آقا فخر در قبرستان بقیع در شهر مقدس قم می باشد.
تأثیر رنگها در حفظ قرآن و مزیت مصحف معطر
رنگ صفحه مصحف در حفظ قرآن اثر مثبت میگذارد و بهتر است از مصحفهای دارای صفحات «زرد رنگ» و یا «سبز رنگ» استفاده و و از زمینه «سفید» پرهیز شود.
نبأ؛ رنگ صفحه مصحف در حفظ قرآن اثر مثبت میگذارد و بهتر است از مصحفهای دارای صفحات «زرد رنگ» و یا «سبز رنگ» استفاده و از زمینه «سفید» پرهیز شود.
مغز انسان خطوط سیاه را بر روی کاغذ سفید، خیلی دیر به خاطر میآورد.
نتایج تحقیقات ثابت کرده است، میانگین درک، فهم و یادآوری با استفاده از پسزمینههای رنگی افزایش مییابد. همچنین دشواری آموزش و فراگیری ممکن است با استفاده از پسزمینههای رنگی برطرف شود.
لذا مصحف دارای خط رنگی یا مصحفی که چاپ رنگی دارند، مناسبترند.
برای انتخاب مصحف مناسب حفظ قرآن این نکات توجه کنید:
۱- مصحفی که لفظ جلاله الله با رنگ قرمز نوشته شده باشد(در ایران رایج است).
۲- مصحف «تجوید» که در آن از شش رنگ استفاده شده است.
۳- مصحفی که بر اساس موضوعات، رنگبندی شده است(در ایران با نام قرآن عظیم چاپ شده است).
۴-مصحف «محفظ» که اولین کلمه هر آیه به رنگ قرمز است(در ایران چاپ نشده است)
۵-مصحف معطر که برگههای آن عطری است و هنگام حفظ قرآن، حس بویایی نیز درگیر شده و یادگیری افزایش مییابد.
۶-یا میتوانید خودتان بر اساس علاقه، آیاتی را که حفظ آنها مشکلتر است، با رنگهای خاص مشخص کنید تا با استفاده از رنگ، یادگیری شما افزایش یابد.
خبرگزاری ایکنا
سبک زندگی اسلامی/هدیه به فرزندان
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
مَن دَخَلَ السّوقَ فَاشتَرى تُحفَةً فَحَمَلَها إلى عِيالِهِ ، كانَ كَحامِلِ صَدَقَةٍ إلى قَومٍ مَحاويجَ ، وَليَبدَأ بِالإِناثِ قَبلَ الذُّكورِ .
هر كس وارد بازار شود و هديه اى بخرد و آن را براى خانواده اش ببَرد ، همانند كسى است كه براى عدّه اى نيازمند ، صدقه مى بَرَد ، و بايد آن هديه را نخست به دختران بدهد و سپس به پسران .
ثواب الأعمال : ص 239 ح 1
قلب اجاره ای (شهید دستغیب)
حیات از خداست، حیات بدن و حیات دل، حیات بدن قوهای است كه سرتاسر بدن را گرفته، زبان حرف میزند، چشم میبیند. اینها آثار آن قوه است، هر چند حقیقتش مجهول است، ولی از آثارش پی به آن میبریم. حیات دل را نیز خدا میدهد و دل زنده میشود. وَ مَن ك انَ مَیتًا فَأَحْیینَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یمْشِی بهِ فِی الناسِ كمَن مثَلُهُ فِی الظلُمَاتِ لَیسَ بخَِارِجٍ منْهَا (سوره انعام آیه 122)
نشانهاش این است كه از ذكر خدا لذت میبرد. وقتی میگوید یا الله روحش شاد میشود. اگر این طور شد، میشود زندهدل، میشود بنده خاص خدا كه خدا برای او وعدهها داده است.
یكی از بزرگان میفرمود چند سال است غصه و حسرت من وقتی است كه هنگام طلوع فجر مؤذن میگوید: الله اكبر! میفهمم وقت مناجات تمام شد. از بس از ذكر خدا لذت میبرده است. این از حیات دل است.
توصیه امام صادق (ع) به شیبانی درباره مزاح با دیگران
شخصی به نام یونس شیبانی می گوید: حضرت صادق علیه السلام از من پرسید: مزاح شما با یکدیگر چگونه است؟ عرض کردم: بسیار اندک! حضرت فرمود: «این گونه نباشید، چراکـه مـزاح کردن …
* حدود حُسن خُلق
آیـا حـُسـن خـلق دارای ارزش ذاتـی اسـت، چـه در بـرخـورد بـا مؤمن باشد و چه در برخورد با کافر؟
پـاسـخ: آنـچه از جمع بندی آیات و روایات و سیره معصومین (ع) به دست می آید، این است که حـُسـن خـلق از نـظـر آیـیـن مقدّس اسلام ارزش ذاتی دارد، چه در برخورد با مؤمن باشد و چه در بـرخـورد بـا کافر.
اکنون برای روشن شدن حدود حسن خلق موضوع را از چند جهت بررسی می کنیم:
حسن خلق مؤمنان با یکدیگر
بدیهی است که خوشرفتاری مؤمنان با یکدیگر، یکی از ارزش های والای اخلاقی به حساب می آید.
قرآن کریم، یاران رسول اکرم (ص) را به این صفت ستوده، می فرماید:
(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ…)(۱۲)
مـحمد(ص) رسول خدا و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند.
هدف خودسازی چيست؟
هدف خودسازی در یک کلام قرب و نزدیکی به خدای تبارک و تعالی است. تعبیراتی مانند به کمال رسیدن و به خدا رسیدن و به رنگ خدا درآمدن، خدایی شدن و حتی واژه ولایت در حقیقت به همین معنای قرب الی الله باز می گردد. برای پاسخ گویی به این سوال ابتدا مفهوم کلمات کلیدی هدف، خودسازی و قرب را توضیح می دهیم و سپس به توضیح هدف خودسازی خواهیم پرداخت.
معنای هدف:
هدف از نظر لغت به معنای سیبل یا نشانه ای است که به سوی آن تیر می اندازند و در اصطلاح ، آن چیزی است که برای رسیدن به آن تلاش و کوشش میشود(فرهنگ بزرگ سخن، ج8، ص 8/83، دکتر حسن انوری). و نیز گفتهاند: هدف، عبارت است از آن حقیقت مطلوب که اشتیاق وصول به آن، محرک انسان است به انجام کارها و انتخاب وسیلههایی که آن حقیقت را قابل وصول مینماید(ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج1، ص80، علامه محمدتقی جعفری).
معنای خودسازی :
در معنای خودسازی می توان گفت: هماهنگ ساختن تمام نیروها و توانایی های شناختی و احساسی و عملی انسان برای رسیدن به قرب الهی را خودسازی می گویند. البته بنابر این دیدگاه که انسان مظهر خدا است، خودسازی به معنای ظرفیت سازی و ایجاد شرایط رفع موانع برای ظهور کمالات الهی در انسان است.
چکونه بد بینی خود را درمان کنیم ؟
برای مداوای این اخلاق بد که گاه در جان آدمی ریشه می دواند لازم است به نکات زیر دفت شود :
1- ذهن و ضمیر ما همچون ظرفی بزرگ و بهتر بگوییم مثل کامپیوتری پیچیده، اطلاعات، تجربیات و اخبار را در خود جای داده، آن ها را پردازش نموده و دستورات لازم را صادر می کند. آدم بدبین به دلیل دیدن و شنیدن مکرر و مداوم بدی ها و شکست و ناکافی های فراوان، اطلاعاتی منفی و سیاه از محیط در مخزن ذهن خود بایگانی نموده و تحت تأثیر آن ها به مرور به تجربه و تحلیل ورودی ها می پردازد. اگر چه انسان میتواند بر خلاف اطلاعات عمل کند و با اراده و اعتقاد خویش در برابر تمامی تحمیلات و تلقینات و تعلیمات بایستد، امّا این گروه جزو اقلیت بسیار ناچیز قرار می گیرند. اکثریت مطلق افراد بشر بر اساس فرایند تعلیم و تربیت عمل نموده و تحت تأثیر وراثت و داده های محیطی، رویکرد و عملکردشان همآهنگ با این دو عنصر هم تربیتی می شود.
بنابراین برای معالجه و درمان ریشه ای سوءظن و بدبینی می بایست ورودی های ذهن و ضمیر خود را کنترل کنید چشم و گوش و دهان سه شاهراه مهم ورودی های ذهن ما می باشند، لذا مراقب دیدنی ها و شنیدنی ها و خوردنی ها باشید و سلامت آن ها را تضمین کنید، تا داشته ها و وردی های سالم ذهن، موجب نظر و خروجی های سالم آن شود. فراموش نکنید، نگاه و عمل مثبت محصول نظر و اندیشه مثبت می باشد.
احترام به شخصی که نسبت به او بدبین هستید و نیز دعا برای توفیقات روزافزون او و عدم خوشنودی از عمل زشت دیگران از پیش نیازهای اصلی ریشه کن نمودن بدبینی و سوء ظن می باشد
رفتار مردمی پيامبر اکرم در قرآن
در اين واقعيت نمي توان ترديد كرد كه پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) از چهره هاي محبوب جهان بشريت بود، هم در حيات و هم بعد از ارتحالش.
او آنچنان محبوب بود كه به هنگام وضو، مسابقه بود براي گرفتن زيادي آب وضوي پيامبر و گاه كار به زد و خورد می كشيد. (1) در ماجراي صلح حديبيّه “عروة بن مسعود” كه به نمايندگي از قريش براي مذاكره با پيامبر(ص) آمده بود. به سران قريش چنين گزارش داد:
“من شاهان بزرگ را ديده ام، قدرتهاي بزرگي مانند قدرت كسري قيصر روم، سلطان حبشه را مشاهده كرده ام و موقعيت هيچكدام را ميان قوم خود مانند «محمّد» نديده ام. من با ديدگان خود ديدم كه ياران او نگذاشتند قطره آبي از وضوي او به زمين بريزد و براي تبرك آن را تقسيم نمودند. اگر موئي از محمّد بيفتد فوراً آن را بر می دارند بنابراين سران قريش بايد در اين موقعيت فكر و تأمّل كنند."(2) اين تنها نمونه اي اندك از محبوبيت گسترده پيامبر(ص) در زمان حياتش بود.
بعد از ارتحال نيز روزبروز بر محبوبيتش افزوده شده تا آنجا كه امروز بيش از يك ميليارد و پانصد ميليون انسان با كمال افتخار خود را پيرو حضرت دانسته و هر روز چند بار شهادت به رسالت او می دهند.