تجدید نیّت
مىدانیم که «نیت» روح عمل محسوب مىشود و عمل- هر چند صالح و هر چه بزرگ- تا به قصد رضاى خدا انجام نگیرد و مصداق بندگى او نگردد، در تکامل حقیقى انسان بىتأثیر است. آنچه ارزش واقعى انسان را تأمین مىکند، عبودیت است و هر عملى که نشان بندگى داشته باشد، براى آدمى ثمربخش است و براى آنکه عمل نشان بندگى داشته باشد، باید به نیت الهى انجام گیرد و رنگ خدایى داشته باشد.
روشن است که نیت بدون «توجه» امکانپذیر نیست. کارهاى فاقد «توجه» که یکسره از سر غفلت صادر مىشوند، ارزش حقیقى (خوب یا بد) ندارند؛ زیرا «توجه» یکى از مقدمات فعل اختیارى است. در مقابل هر چه «توجه» در عمل بیشتر باشد و عمل آگاهانهتر صادر شود، زمینه پیدایش «نیت» در آن بیشتر است. از این رو، اعمال کاملًا غریزى یا افعالى که از سر عادت صادر مىشوند، به جهت کمرنگ بودن حضور «توجه» در آن بسیار کم ارزش محسوب مىشوند.
به این ترتیب پردازش نیت بسیار مهمتر از پرداختن به خود عمل است. اصلاح نیت، اصلاح کیفیت عمل است و اصلاح کیفیت، بر اصلاح کمّیت مقدم است. بیش از آنکه به مقدار عمل توجه کنیم، باید به چگونگى آن بیندیشیم. امام صادق علیه السلام فرمود:
النّیّه أفضل من العمل؛
نیت برتر از عمل است».[۱] اخلاص کیمیاى عمل است و عمل ناچیز ما را گرانسنگ و پربها مىگرداند. خداى متعال به موسى فرمود: «یا موسی ما أرید به وجهی فکثیرٌ قلیله، و ما أرید به غیری فقلیلً کثیره؛ آنچه به خاطر من انجام شود، کمش زیاد است و آنچه به خاطر غیر من انجام شود، زیادش کم».[۲] پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم مىفرماید: «قلبت را خالص کن. عمل کم، تو را کافى است».[۳] عمل فراوان و بدون نیت، خروارى از پوشال است و عمل خالص اندک، قطعهاى جواهر. هرچه درجه خلوص عمل بالاتر باشد، عیار این جواهر بیشتر است. با دانستن این سرّ بزرگ و دستیافتن به این اکسیر ارزشمند، بر ماست که:
عصر حیرت
موضوع حیرت و سرگردانی در شناخت امام زمان علیهالسلام موضوع تازهای نیست و در زمان حیات ائمه علیهمالسلام سابقه داشته است، اما به طور ویژه، روایات، دوره غیبت امام زمان علیهالسلام را دوره حیرت نامیدهاند و شدت و میزان این حیرت در مقاطع مختلف عصر غیبت نوسان داشته است و به مراتب بیشتر از دوره حضور اهل بیت بوده است.
نویسنده ی کتاب «عصر حیرت» تلاش دارد با بیان ویژگیهای عصر حیرت و تقسیم آن به دو دوره که یکی در آغاز غیبت صغری و دیگری در آستانه ظهور حضرت ولی عصر عجلاللهتعالیفرجه به وقوع میپیوندد، راهکارهای برون رفت از حیرت به ویژه در دوره پیش از ظهور را بیان کرده و تلنگری به دوستداران و شیعیان امام زمان عج الل تعالی فرجه الشریف باشد که در این آشفته بازار دنیا مراقب دین خود باشند؛ چرا که بسیاری از شیعیان در دورههای مختلف پر فراز و نشیب این جریان از کاروان جا مانده و در حیرت خود غوطهور شده و مسیر را به سمت تباهی و گمراهی رفته اند.
البته با توجه به روایات مختلفی که در منابع شیعه وجود داشته و حیرت و سرگردانی پیش از ظهور را به مراتب سختتر و آزمایشهای این دوره را به مراتب سنگینتر بیان کرده اند، تقویت ایمان و باورداشت قلبی برای مقابله با حیرتهای روز افزون، کاری مهم و بس دشوار است.
برای مشاهده مشخصات کتاب و اطلاعات بیشتر درباره این اثر روی لینک زیر کلیک کنید.
http://mahdilib.ir/index.html?pg=bookreview&id=14596
مقاله:فرانقش هدایتگری و سیره اجتماعی فاطمه (س)
سیره اجتماعى حضرت فاطمه(سلام الله عليها) را بر اساس تعامل بین شبکه ارتباطات اجتماعى آن حضرت و مؤلفه هاى مؤثر بر منزلت ایشان، مى توان به دست آورد. منزلت ایشان از سه خاستگاه متاثر بود: نخست برخوردارى از سرشتى پاک، دیگرى وابستگى به خانواده اى پاک و برگزیده و سوم شهروندى جامعه اسلامى. شبکه ارتباطات اجتماعى #فاطمه(علیها السلام) را نیز خانواده، خویشاوندان، خواص #صحابه_پیامبر(صلى الله علیه وآله) و صاحب نفوذان مدینه، #زنان مدینه، مراجعه کنندگان براى تقاضاهاى مالى یا علمى و سرانجام توده مردم تشکیل مى داد. هدایتگرى به مثابه یک فرانقش همه نقش ها و ابعاد #سیره_اجتماعى_فاطمه(علیها السلام) را زیرمجموعه خود قرار مى دهد. در این مقاله، بخشى از یافته هاى مربوط به سیره اجتماعى فاطمه(علیها السلام) با محوریت ارائه الگوى زیستى همسان با توده مردم و معطوف به فرانقش هدایتگرى به عنوان درآمدى بر شناخت سیره اجتماعى آن بانوى بزرگوار، مورد بررسى قرار گرفته است.
متن كامل مقاله در ادامه قابل دريافت مي باشد
به نام خدای فاطمه
قالت فاطمه (سلام الله علیها):
منْ أَصْعَدَ إِلَى اَللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ
حضرت فاطمه علیها سلام. بر روی مفهومی به نام (اخلاص) تکیه کرده اند. کلمه ای که نه تنها می تواند وجود آدمی را از آلودگیهای شرک و کفر، تطهیر نمیاد، که می تواند تحول اساسی در نظام زندگی آدمی پدید آورد.
انسان چون به همه قوانین عالم هستی اشراف ندارد و از طرفی می دانیم که در جهانی زندگی می کنیم که از قانون (تاثیر و تاثر) برخوردار است. پس باید انسان به شکلی خود را مدیریت کند، که بتواند بهترین موضع گیری ها را در راستای مصالح زندگی خویش داشته باشد.
عدم اشراف انسان به تمامی قوانین و روابط کل هستی موجب می شود که مواضع غلطی در متن زندگی اختیار نماید.
▪️مادر مهربانی چون فاطمه زهرا علیها سلام با رهنمود فوق، ما را با (عامل تعیین کننده) که نقش اساسی در زندگی ما دارد، آشنا می کنند و آن (اخلاص) است.
اخلاص، یعنی کار و فعالیت و تلاش را فقط و فقط برای خدا انجام دادن.
یعنی فقط و فقط برای خدای سبحان زندگی کردن- یعنی فقط و فقط او را راضی کردن (نه غیر او) در این صورت است که خدای مهربان، که کلید خانه خوشبختی را در دست دارد تمامی زندگی اصیل و با نشاط و با طراوت را به ما هدیه می دهد.
منتظران کوی دوست باور کرده اند، که باید با خدا بود تا خدا راه را به آنها نشان دهد.
▪️شهادت ام ابیها حضرت فاطمه زهرا علیها سلام بر همه منتظران، تسلیت باد.▪️
اثرپذیری انسان در معاشرتها
به مناسبت سالگرد ارتحال عالم ربانی آقا مجتبی تهرانی رحمه الله علیه:
تربیت، از عناوین قصدیّه نیست؛ بلکه چه بخواهی و چه نخواهی در ابعاد مختلف اعتقادی، اخلاقی و عملی اثر میگذارد. چهبسا خود انسان متوجّه این اثرگذاری نشود و در مرور زمان ببیند شخصیّتش همرنگ افرادی شده است که با آنها مرابطه داشته است.
مسئلۀ کمّیت رابطه در محیطهایی که بستر سازندگی انسان هستند؛ یعنی محیط خانوادگی، تحصیلی، شغلی و رفاقتی مطرح است؛ لذا یکی از دلایلی که ثابت میکند اوّلین بستر، بستر خانوادگی است، کثرت رابطه در این بستر است. زمانی است که یک فرد میتواند شکل غیر را در رفتار، گفتار و ظاهر خود بهصورت ناخودآگاه دریافت کند. اسوه بودن والدین قهری است؛ لذا تأکید به محیط خانوادگی به دلیل این است که اوّلین بستر در سازندگی ابعاد مختلف وجود است.
البتّه این سخن به آن معنا نیست که اگر در محیط خانوادگی خراب شد، از دست رفته است. بسیاری افراد هستند که در محیطهای فاسد از نظر اخلاقی، اعتقادی و عملی بودهاند؛ امّا خودشان را رها کردهاند. در تاریخ از این نمونهها فراوان است. این مسئله جبری نیست چراکه گذشته از اینکه ریشههای درونی دارد و انسان از نظر اعتقادی، اخلاقی و عملی، مفطور به فطرت است، جنبۀ اکتسابی هم دارد. امّا متأسّفانه روی این فطریات کار نمیکنیم.
بحثی را آقایان به نام «مُنابهه و مُحاکات» مطرح میکنند. این بحث را قبلاً مطرح کردهام و الآن چون جایگاه دارد، مطرح میکنم. شخصی نسبتبهکاری به انسان التفاتی میدهد و انسان همان را منعکس میکند. این را منابهه و محاکات میگویند. مثالی میزنم که شاید خندهدار باشد. کنار هم نشستهاید و حرف میزنید. یک نفر از خستگی دهان درّه میکند؛ من هم دهان درّه میکنم. کار او «مُنابهه» است و کار من «مُحاکات» است.
قرآن کریم میفرماید: «وَهَدَیناٰهُ النَّجْدَیْنِ».[*] از نظر الهی در درون همه از طرفی نیروهای شهوت، غضب و وهم گذاشته شده است و از طرفی عقل و فطرت خداجویانه وجود دارد. هر دویِ اینها در وجود ما هست.
يه كتاب بسيار زيبا
همان لحظه نگاهم به بیرون از اتاق عمل افتاد؛ من پشت در اتاق را می دیدم، برادرم با یک تسبیح در دست نشسته بود کنار در اتاق عمل و ذکر می گفت.کمی آن طرف تر، در داخل یکی از اتاق های بخش، یک نفر در مورد من با خدا حرف می زد!
من او را هم می دیدم؛ داخل بخش آقایان یک جانباز بود که روی تخت خوابیده و برایم دعا می کرد. یکباره احساس کردم که باطن تمام افراد را متوجه میشوم، نیتها و اعمال آنها را میبینم.
زمان اصلا مانند اینجا نبود، من در یک لحظه صدها موضوع را می فهمیدم و صدها نفر را میدیدم! آن زمان کاملاً متوجه بودم که مرگ به سراغم آمده، اما احساس خیلی خوبی داشتم!
از آن درد شدید چشم، راحت شده بودم. در روایات شنیده بودم که دو ملک از سوی خدا همیشه با ما هستند؛ حالا داشتم این دو ملک را می دیدم، چقدر چهره آنها زیبا و دوست داشتنی بود، دوست داشتم همیشه با آنها باشم.
ما با هم در وسط یک بیابان کویری و خشک و بی آب و علف حرکت میکردیم، کمی جلوتر چیزی را دیدم!»
اینها قسمت هایی از کتاب «سه دقیقه قیامت» است که به تازگی چاپ و منتشر شده است.
کتاب «سه دقیقه تا قیامت»، بیانگر تجربههای نزدیک به مرگ است که خاطرات واقعی و هیجان انگیز حضور سه دقیقه در عالم دیگر را از زبان یکی از مدافعان حرم روایت می کند.
این کتاب به هر آنچه این پاسدار و مدافع حرم در ۳ دقیقه از دنیا می رود و در جهان برزخ می بیند، می پردازد.
این کتاب روایتی است از خاطرات یکی از مدافعان حرم که در جریان عمل جراحی برای لحظاتی از دنیا می رود و سپس با شوک در اتاق عمل، دوباره به زندگی برمی گردد؛ اما در همین زمان کوتاه چیزهایی دیده که درک آن برای افراد عادی سخت است.
کتاب «۳ دقیقه در قیامت»، بر اساس شرط راوی، بدون آشکار کردن نام و مشخصات روایتگر ماجرا نوشته شده و با اختصار گویی و حذف مواردی که ایشان راضی به بیانش نبوده، به رشته تحریر درآمده است.
این کتاب در موضوعات اصلی روانشناسی و ذهن و روح و در خصوص تجربه ای در عالم برزخ مطالب جذاب و خاطرات مستندی را بیان می کند.
«سه دقیقه در قیامت»، تجربه ای نزدیک به مرگ را به صورت بیان خاطرات، در کتابی با قطع پالتویی و ۹۶ صفحه روایت میکند.
حتما وقت بگذاريد دو ساعته مي توانيد كل كتاب را بخوانيد
ارائه جلسات درس اخلاق ايت الله استادي و بيان مهارت هاي زندگي حاج اقاي عباسي
حديث گراف/آثار صلوات
داستان کوتاه پند آموز
روزى مردی نزد عارف اعظم آمد و گفت من چند ماهى است در محله اى خانه گرفته ام روبروى خانه ى من يک دختر و مادرش زندگى مى کنند هرروز و گاه نيز شب مردان متفاوتى انجا رفت و امد دارند مرا تحمل اين اوضاع ديگر نيست. عارف گفت شايد اقوام باشند گفت نه من هرروز از پنجره نگاه ميکنم گاه بيش از ده نفر متفاوت ميايند بعدازساعتى ميروند.
عارف گفت کيسه اى بردار براى هرنفريک سنگ درکيسه انداز، چند ماه ديگر با کيسه نزد من آيى تا ميزان گناه ايشان بسنجم مرد با خوشحالى رفت و چنين کرد. بعد از چندماه نزد عارف آمد وگفت من نمى توانم کيسه را حمل کنم از بس سنگين است شما براى شمارش بيايید.
عارف فرمود يک کيسه سنگ را تا کوچه ى من نتوانى چگونه ميخواى با بار سنگين گناه نزد خداوند بروى ؟؟؟
حال برو به تعداد سنگها حلاليت بطلب و استغفارکن .
چون آن دو زن همسر و دختر عارفى بزرگ هستند که بعدازمرگ وصيت کرد شاگردان و دوستارانش در کتابخانه ى او به مطالعه بپردازند. اى مرد انچه ديدى واقعيت داشت اما حقيقت نداشت .
همانند توکه درواقعيت مومنی اما درحقيقت کار شيطان را در پیش گرفته ای …
درس اخلاقی از آیت الله العظمی مظاهری: چرا اخلاص؟!!!
نقل میکنند بهلول از جایی عبور میکرد، مشاهده کرد عدّهای مسجد میسازند. پرسید: چه میکنید؟ گفتند: مسجد میسازیم. گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: معلوم است، برای رضای خدا. بهلول سنگی سفارش داد که روی آن نوشته بود: «مسجد بهلول» و …
- حدیث سیزدهم؛ فوران چشمههای حکمت از قلب انسان، در پرتو رعایت اخلاص
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری وَ یَسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی»
روایتی که امروز به شرح آن میپردازیم، مربوط به امر مهمّ «اخلاص» است که اگر باشد، افعال ما و کردار ما، فوقالعاده مهم و ارزشمند میشود و اگر نباشد، اعمال و گفتار و کردار ما به پَر کاهی ارزش ندارد.
پیامبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میفرمایند: «مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَی لِسَانِهِ»[۱]؛ هر کس چهل روز خود را برای خدا خالص کند، چشمههای حکمت، از قلب وی بر زبانش جاری میشود.
کلمۀ خلوص، از آن کلماتی است که تصور آن هم نشاط آور است، چه رسد اینکه وجود خارجی هم پیدا کند و انسان واقعاً خالص گردد. در مقابل، کلمۀ ریا، از آن کلماتی است که از تصوّرش نیز تاریکی خاصی ساطع میشود، چه رسد که جامۀ عمل هم بپوشد.
در روایات فراوانی بر لزوم رعایت اخلاص تأکید شده است. از جمله مرحوم کلینی«رحمتاللهعلیه» در جلد دوّم اصول کافی، یک باب به نام «اخلاص» دارد. [۲]