چگونه فرزند پروری صحیح داشته باشیم؟ -1
* فرزند پروري
طبق روايات اسلامي کودک در 7 سال اول امير و سيد، در 7 سال دوم مطيع و فرمانبردار و در 7 سال سوم وزير و مشاور است؛ لذا والدين در هر يک از اين مراحل بايد به نکاتي توجه کنند.
مواردي که والدين بايستي در مراحل سيادت (هفت سال اول) فرزندان رعايت کنند.
1. ابراز محبت به کودکان
2. دادن آزادي و استقلال به فرزندان (منظور از اين آزادي ها سخت گيري نکردن، تعليم به موقع و متناسب با سن کودک، کمک هاي لازم به کودک در رفع نيازهايش، دادن ابتکار عمل و آزادي به او به خصوص در اموري مثل غذا خوردن، لباس پوشيدن، بازي کردن، شانه زدن مو، مسواک کردن و …. است. وظيفه والدين اينست که کودک را در انجام عمليات آزاد گذاشته و حتي بعضي مواقع تحريض و تشويق کنند که مستقلاً عمل کند ولي هر جا که ناتوان شد و يا اشتباه کرد به او کمک کنند).
3. عدم مبارزه با حس کنجکاوي کودک
4. دادن پاسخ هاي مناسب به سؤالات او
5. تخطئه نکردن کودک در برابر سؤالات بسيار ساده و يا سؤآلات تکراري او
6. ايجاد شخصيت در کودکان و احترام به شخصيت آنان
7. ناديده گرفتن بعضي از اشتباهات آنان
8. احتراز از پرخاشگري و لجاجت در برابر آنان
9. رفع بعضي از نيازهاي آنان
10. پرهيز از محبت ها و حمايت هاي افراطي و بي جا
11. امر و نهي کودکان به موقع با حفظ آبرو و شخصيت آن ها
12. آماده کردن کودکان براي رفتن به دبستان و ….
نظر به اين که قبل از شروع هر کار و فعاليت آماده شدن براي آن کار از اهميت ويژه اي برخوردار است لذا مختصري درباره آمادگي توضيح مي دهيم:
آمادگي: امروزه ثابت شده که قبل از شروع هر فعاليت فرد بايد قبلاً خود را براي آن آماده کرده باشد تا در اجراي آن موفقيت بهتري نصيبش گردد. به عنوان مثال فردي که قادر است از ارتفاع يک متري به راحتي سقوط کند، اگر همين فرد در شب و به هنگام تاريکي پايش در گودالي به عمق 10 سانتيمتر برود آسيب مي بيند. چرا؟
واضح است اين فرد قبل از سقوط و پرش از سکوي يک متري بدن خود را آماده مي کند به عبارت ديگر «گارد» و ژست لازم را مي گيرد همه عضلات و اندام بدن خود را آماده مي کند و پس از آن از يک متري سقوط مي کند و بدون آسيب ديدن در پرش خود موفق مي شود.
امّا به هنگام شب چون بدون آمادگي قبلي در چالة 10 سانتي متري مي افتد پايش آسيب مي بيند و رنجور مي شود. همين طور وقتي که قصد داريم به منزل يکي از آشنايان به مهماني برويم قبل از مهماني رفتن خود را از هر لحاظ بايد آماده کنيم. لباس مناسب مهماني مي پوشيم. وسيله لازم براي رفتن به مهماني را تدارک مي بينيم و اگر قرار باشد هديه اي با خود ببريم، هديه مناسبي تهيه مي کنيم و بعد از فراهم کردن اين مقدمات به مهماني مي رويم. بديهي است اگر مقدمات خوب فراهم شده باشد اين مهماني موجب خوشحالي و انبساط خاطر ميزبان، مهمان و ساير افراد شرکت کننده خواهد شد. ولي اگر بدون آمادگي و تهيه مقدمات به چنين مهماني برويم آن مهماني چيزي جز ناراحتي، خستگي، پشيماني و بالاخره رنج رواني چيزي به بار نمي آورد.
بنابر اين قبل از رفتن به دبستان هم اگر مقدمات رفتن به دبستان خوب فراهم شده باشدو به عبارت ديگر کودک از قبل آماده شده باشد، امکانات لازم فراهم شده باشد. رفتن به مدرسه موفقيت آميز خواهد بود. خوبست والدين قبل از فرستادن کودکان به مدرسه و آغاز تعليم و تربيت رسمي حداقل نکات زير را در نظر داشته باشند.
1ـ فرزند آنان از لحاظ رشد جسمي و رواني به حدي رسيده باشد که بتواند تعليم و تربيت رسمي را پذيرا باشد بنابر اين به والدين توصيه مي شود از بزرگتر گرفتن شناسنامة بچه ها که اصطلاحاً «کَبرَ سن» ناميده مي شود و گذاشتن کودکان قبل از رسيدن به سنّ لازم جداً خودداري نمايند. و همچنين است در مورد رشد رواني و عقلي. (در اين مورد از مشاوران آگاه مي توان کمک گرفت).
2ـ کودکاني که دورة کودکستان و آمادگي را نديده اند و به عبارت ديگر از خانه و خانواده و آغوش مادر جدا نشده اند، نمي توانند رفتن به مدرسه و ساعت ها دوري از محيط خانواده را به خوبي تحمل کنند؛ لذا والدين اين قبيل کودکان بايد قبل از ورود به مدرسه بچه ها را با محيط مدرسه و مقررات آن آشنا کنند و در صورت امکان پا گذاشتن کودکان در دوره هاي آمادگي آنان را براي رفتن به دبستان آماده کنند.
3ـ وابستگي کودک را به والدين و خانه به روش هاي مقتضي کم کنند (مثل بردن کودک به پارک و بازي با کودکان همسن و سال ـ گذراندن ساعتي در منزل اقوام بدون حضور پدر و مادر و غيره)
اصولي که والدين بايد در مرحله اطاعت (هفت سال دوم) مراعات کنند
علاوه بر اصولي که در دوران «سيادت» گفته شد و نکاتي که در بالا مختصراً توضيح داده شده والدين هنگام برخورد با فرزندان خود در «دورة اطاعت» لازم است اصول ديگري را در نظر بگيرند. لذا بعضي از مهم ترين آن ها را فهرست وار خاطر نشان مي کنيم.
1ـ عدم تبعيض در خانواده:
والدين بايد به اثرات سوء تبعيض از لحاظ رواني، عاطفي، اجتماعي و غيره کاملاً آگاه بوده و از اعمال تبعيض اجتناب ورزند.
2ـ هماهنگي در تربيت:
والدين بايد با يکديگر هم آهنگ باشند بدين ترتيب دستوراتي که از طرف مادر صادر مي شود و يا روش هايي که به کار گرفته مي شود از طرف پدر و ساير افراد خانواده بايد تأييد شود و بالعکس.
3ـ همکاري با مدرسه:
والدين بايد با مدرسه همکاري کامل داشته و در اجراي روش هاي تربيتي و آموزشي با معلمان کاملاً هماهنگ باشند. (فرض بر اينست که دربارة اين موضوع در جلسات انجمن اوليا و مربيان در مدارس به حد کافي بحث مي شود.[1])
4ـ وفاي به عهد
والدين بايد وعده هايي که به فرزندان مي دهند وفا کنند و از وعده هايي که امکان انجام آن ها مقدور نيست و يا به صلاح کودک نيست پرهيز کنند. در وفاي به عهد بايد به گونه اي عمل کند که فرزندان حتي احتمال پيمان شکني و خلف وعده در مورد والدين ندهند.
5ـ گفتار نيک
والدين بايد ضمن رعايت محبت به هنگام صحبت با فرزندانشان عفت کلام داشته باشند و به هنگام نافرماني فرزندان از رفتارهاي مستبدانه و زياده روي در ملامت بپرهيزند.
6ـ انتخاب الگو
والدين بايد الگوهاي مناسبي براي فرزندان خود انتخاب کنند ـ الگو بايد شرايط لازم و مربوط به خود داشته باشند ـ و از مقايسه کودک با همسالان به خصوص به قصد ملامت، اهانت، تحقير، تمسخر و …. جداً خودداري کنند.
7ـ آزادي
والدين بايد ضمن اعطاي آزادي به فرزندان مراقب رفتار، گفتار، ابتکارات و …. فرزندان خود باشند. اعطاي آزادي بيان و …. فرزندان را براي اجتماع فردا بهتر آماده مي کند و موجب مي شود تا کودکان بتوانند ابتکارات، خلاقيت ها و بالاخره لياقت خود را بروز دهند.
والدين بايد به بازي و تفريح کودکان مخصوصاً در سن اطاعت به صورت يک نياز حياتي توجه کنند و سعي داشته باشند تا امکانات تفريحات سالم را براي فرزندان خود فراهم کنند.
8ـ دوستي
از آن جا که فعاليت هاي گروهي شخص را براي زندگي بهتر اجتماع آماده مي کند والدين بايد اجازه دهند تا فرزندانشان دوستان مناسبي انتخاب کنند. والدين بايد بر روابط دوستانه فرزندانشان نظارت داشته و راهنماي خوبي براي آنان و دوستانشان باشند.
9ـ مسئوليت
والدين بايد ـ به خصوص در اواخر سن اطاعت ـ مسئوليت هاي مناسبي به فرزندان خود واگذار کنند و از آنان بخواهند مسئوليت هاي خود را به بهترين وجه انجام دهند. البته در مواقع ضروري بايد آنان را ارشاد و راهنمائي کنند.
10ـ اعتنا به رفتار و گفتار فرزندان
والدين بايد با دقت به اعمال رفتار، گفتار و … فرزندان توجّه کنند و عملاً به فعاليت هاي آنان ارج بگذارند تا بدين طريق به شخصيت در حال شکل گرفتن فرزندان احترام قائل شوند و از اعمال و عقايد درست او حمايت کنند.
11ـ دعاي خير
به منظور تقويت روحيه و اعتقادات مذهبي و قدرداني از فرزندان، والدين بايد در فرصت هاي مناسب براي فرزندان خود دعاي خير کنند و از خداي بزرگ مسألت کنند که فرزندانشان را در تمام موارد ياري فرمايد.
برخي از وظايف والدين در مرحلة وزارت (هفت سال سوم)
1ـ جوانان را نسبت به مسائل مذهبي آگاه کنيد و سعي نمائيد که نسبت به اصول و مباني اسلام اعتقاد درست پيدا کنند و احکام ديني عامل و مقتضيات مذهب را محترم بشمارند.
2ـ احساس مسئوليت را در جوانان بيدار و آنان را به قبول و انجام مسئوليت تشويق کنيد.
3ـ جوان را در تعيين و شناخت هويت فرهنگي، مذهبي، ملي و آرماني خود ياري کرده و تشويق کنيد تا هويت فردي و واقعي و هم چنين هويتي که جامعه از او انتظار دارد بشناسند و درک کنند.
4ـ راه هاي صحيح زندگي مسالمت آميز را به او نشان دهيد.
5ـ کنترل و مراقبت کنيم تا جوانان به پوچ گرائي، نژاد پرستي، اعتياد و مفاسد ديگر روي نياورند.
6ـ جوانان را در انتخاب شغل و حرفه اي مناسب با علائق، استعدادها و امکاناتشان تشويق کنيد.
7ـ جوانان را به ورزش و پرورش اندام سوق دهيد.
8ـ اوقات بيکاري و فراغت جوانان را با ورزش، عبادت، گردش، مطالعه و امثال آن پر کنيد.
9ـ مهارت هاي اجتماعي و آداب و رسوم مذهبي و متداول جامعه را به او بياموزيد.
10ـ جوانان را با اصول بهداشت و سلامت جسم و روان آشنا کنيد و موجبات حفظ سلامت جسم و روان او را فراهم کنيد.
11ـ در انجام فعاليت هاي اجتماعي و ادارة خانه او را شريک و سهيم کنيد.
12ـ در جواني موجبات ازدواج ـ جوانان را ـ از هر جنسي که باشند ـ فراهم کنيد.
پاورقی:
[1] . اصولا تشکيل انجمن در مدارس براي ايجاد هماهنگي بين اولياء و مربيان است. چان چه اين هماهنگي در تربيت کودکان وجود نداشته باشد زحمات اولياء و مربيان بي ثمر است.
نویسنده: يدالله جهانگرد
منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
نگاهی به آموزه های تربیتی در زندگی حضرت خدیجه سلام الله علیها
حضرت خدیجه همسر گرامی رسول اکرم صلی الله علیه و آله، 68 سال پیش از هجرت نبوی صلی الله علیه و آله در شهر مکه به دنیا آمد. پدر وی خویلد بن اسد و مادرش فاطمه دختر زائدة بن اصم می باشد. او در چهل سالگی با حضرت محمد صلی الله علیه و آله که 25 سال از عمر شریفش را سپری کرده بود ازدواج نمود. بنابر قول مشهور ثمره ازدواج خدیجه شش فرزند به نام های قاسم، عبدالله، رقیه، زینب، ام کلثوم و فاطمه علیها السلام بود. قبل از اسلام وی به خاطر دارا بودن صفات پسندیده و فضائل اخلاقی و پاکدامنی، «طاهره» لقب گرفت. ثروت خدیجه در میان اهل مکه بی نظیر بود و اهالی مکه با اموال وی به صورت مضاربه ای تجارت می کردند. خدیجه پس از ازدواج با پیامبر همه آن ثروت را در اختیار حضرت رسول نهاد و بدین ترتیب از جنبه اقتصادی دین اسلام را تقویت نموده و در گسترش آن نهایت تلاش خود را به جای آورد.
مقام او در نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حدی بود که در مدت 25 سال زندگی مشترک با این بانوی با عظمت، آن حضرت به خاطر تکریم وی با هیچ زنی ازدواج نکرد و بهترین دوران جوانی خویش را به وی بخشید. بعد از رحلت حضرت خدیجه، رسول گرامی اسلام همیشه به یاد محبت ها و تلاش های او بود. بنابر برخی اقوال خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با دو نفر دیگر بنام های «ابو هالة بن زراره تمیمی» و «عتیق بن عائذ مخزومی» نیز ازدواج کرده بود. این یاور با وفای رسالت بعد از 25 سال زندگی در کنار حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله در دهمین سال بعثت در 65 سالگی و در دهم ماه رمضان چشم از جهان فرو بست و قلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و مسلمانان را داغدار نمود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیکر پاک او را در حجون با دست های خویش به قبر گذاشت و از شدت حزن و اندوه سال وفات او را که با فاصله اندکی از رحلت ابوطالب علیه السلام رخ داده بود، عام الحزن (سال اندوه) نامید. امیرالمؤمنین علی علیه السلام به پاس خدمات آن دو بزرگوار به جهان اسلام اشعاری جانسوز سروده و در بخشی از آن حزن و ماتم قلبی خویش را بیان داشته است:
اعینی جودا بارک الله فیکما
علی هالکین لا تری لهما مثلا
علی سید البطحاء وابن رئیسها
وسیدة النسوان اول من صلی
مهذبة قد طیب الله خیمها
مبارکة والله ساق لها الفضلا
فبت اقاسی منهما الهم والثکلا
مصابهما ادجی الی الجو والهواء (1)
ای چشمان من! احسنت بر شما، [اشک بریزید] در فراق آن دو بزرگواری که نظیر ندارند. بر سرور سرزمین بطحاء و فرزند رئیس آن و بر بانوی بانوان که نخستین نمازگزار بود [. آن بانوی] پاکدامنی که خداوند خصلت های او را پاکیزه کرده است [. بانوی] مبارکی که خداوند برتری را به سوی او رانده است.
مصیبت این دو عزیز فضا را بر من تیره و تار ساخته و [از این پس] شب ها را در اندوه و حزن این دو سر می کنم.»
در این نوشتار بر آن شدیم که نقش این بانوی خجسته را در گسترش آموزه های مکتب تربیتی اسلام مورد توجه قرار داده و مواردی قابل توجه از آن را به خوانندگان گرامی تقدیم داریم. به امید اینکه بتوانیم از این شخصیت برجسته و بانوی نمونه در جهان اسلام درس ها آموخته و با شناخت فضائل و مناقب آن بزرگوار، از او به عنوان اسوه و الگوی تربیتی پیروی کنیم.
1- فضائل اخلاقی و علمی
مطالعه تاریخ زندگی حضرت خدیجه علیها السلام نشان می دهد که او هم در دوران جاهلیت و هم بعد از بعثت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله دارای فضائل اخلاقی و کمالات معنوی بوده است. او در جامعه خود به عنوان یک الگوی زن برتر، تاثیر بسزایی در گسترش صفات نیک انسانی داشته است. سخاوت، کرامت، ایثار و فداکاری، عفت و پاکدامنی، دوراندیشی و درایت و توجه به مستمندان، عطوفت و مهربانی و صبر و استقامت، از جمله فضیلت های پسندیده ایست که صفحات تاریخ این زن نمونه را نشان می دهد.
به همین جهت آن بانوی یگانه در میان زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله شرایط هم کفو بودن را احراز نمود و یک همتای واقعی برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود. عدم ازدواج مجدد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمان حیات خدیجه کبری علیها السلام نشانگر جاذبه های معنوی و فضائل اخلاقی بی شمار در وجود آن حضرت است، که بدون تردید برخورداری از آن صفات نقش مهم و اساسی در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است. به همین جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این بانوی تربیت یافته را از برترین زنان بهشتی شمرده و می فرماید: «افضل نساء اهل الجنة خدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد ومریم بنت عمران وآثیة بنت مزاحم امراة فرعون (2)؛ بهترین زنان اهل بهشت عبارتند از: خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم [یعنی] زن فرعون.»
وفاداری این بانوی آسمانی در راه رسیدن به اهداف والای همسر خویش، مورد توجه سیره نویسان و محققان قرار گرفته است. او از اولین لحظات بعثت، به رسولخدا صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تا آخرین لحظات برایمان خود پای فشرد و لحظه ای شک و تردید به دل راه نداد.
گذشته از فضائل اخلاقی، او از کمالات علمی نیز برخوردار بود. تاریخ گواهی می دهد که خدیجه در مورد دانش عصر خود اطلاعات فراوانی داشت و از کتاب های آسمانی آگاه و از نظر عقل و درایت و زیرکی بر تمام زنان حتی بسیاری از مردان معاصر برتری داشت. بنابراین او دارای تمام کمالات و امتیازهایی بود که یک زن می تواند داشته باشد.
با توجه به نکات یاد شده، خدیجه به عنوان اولین بانوی مسلمان در ترویج فرهنگ اسلامی و الگوهای یک زن مسلمان و با کمال نقش والای خود را ایفا کرده است و بانوان بسیاری از تربیت عملی وی درس ها آموخته اند. اهمیت فضائل اخلاقی و کمالات انسانی در وجود این بانوی با فضیلت آنگاه به اوج خود می رسد که نگاهی به وضع زن در ایام جاهلیت و قبل از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیندازیم.
زن در آن روز نه تنها از حقوق خود محروم بود و با رقت آورترین وضع زندگی می کرد، بلکه به عنوان مایه ننگ و عار و موجودی شوم زنده به گور می شد . خدیجه در چنین عصری اثبات نمود که یک زن نه تنها حق حیات دارد و باید حقوق مسلم خود را استیفا نماید، بلکه می تواند با اعمال شایسته و تلاش و کوشش، به مرحله ای برسد که خداوند متعال به او سلام برساند؛ همچنان که امام باقر علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند: شبی که در معراج بودم، به هنگام بازگشت از سفر معراج به جبرئیل گفتم: ای جبرئیل! آیا خواسته ای از من داری؟ گفت: خواهش من این است که از طرف خداوند و من، به خدیجه سلام برسانی. (3)
2- پرورش فرزندان صالح
بدون تردید، مادر به عنوان مؤثرترین عامل محیطی و وراثتی در پرورش و رشد شخصیت کودک نقش به سزایی دارد . حضرت خدیجه علاوه بر این که به نص قرآن مادر روحانی همه مؤمنین است، به عنوان مادری شایسته و با ایمان در دامن خویش فرزندان نیک و صالحی برای رسول الله صلی الله علیه و آله تربیت نمود. وی شش فرزند برای پیامبر به دنیا آورد و در دامن پر مهر خویش پرورش داد که در میان آن ها حضرت فاطمه علیها السلام از رتبه خاصی برخوردار است. دختری که رهبری اسلام بعد از پیامبر اکرم و علی علیه السلام از نسل او پدید آمد و ادامه یافت. این دختر با مادرش آنچنان ارتباط تنگاتنگ داشت که هنگام رحلت حضرت خدیجه، فاطمه علیها السلام که در حدود پنج سال داشت شدیدا بی تابی می کرد و به دور پدر بزرگوارش می چرخید و می گفت: «یا ابه این امی؛ پدر جان! مادرم کجاست؟» حضرت جبرئیل نازل شد و فرمود: یا رسول الله! خداوند می فرماید: سلام ما را به فاطمه برسان و به او اطلاع بده که مادرش خدیجه در خانه های بهشتی با آسیه و مریم زندگی می کند. (4)
این دختر پاکیزه، هنگام رحلت مادر وقتی احساس کرد که حضرت خدیجه شدیدا در فراق او و پدر ارجمندش ناراحت است و نگران تنهایی و بی یاوری حضرت محمد صلی الله علیه و آله می باشد، به مادرش دلداری داده و گفت: «یا اماه! لاتحزنی ولاترهبی فان الله مع ابی (5)؛ مادر جان! اندوهگین و مضطرب نباش، زیرا خداوند یار و یاور پدرم می باشد.»
امامان معصوم علیهم السلام نیز همیشه به وجود چنین مادری افتخار می کردند؛ همچنانکه حضرت مجتبی علیه السلام هنگامی که با معاویه مناظره می کرد، در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی و سعادت و خوشبختی خود به نقش مادر در تربیت افراد اشاره کرده و فرمود: معاویه! چون مادر تو «هند» و مادربزرگت «نثیله» می باشد [و در دامن چنین زن پست و فرومایه ای پرورش یافته ای] این گونه اعمال زشت از تو سر می زند و سعادت ما خانواده در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه علیها السلام و فاطمه علیها السلام می باشد. (6)
امام حسین علیه السلام در روز عاشورا برای معرفی خویش و آگاه کردن دل های بیدار، به مادرش فاطمه علیها السلام و مادربزرگ شایسته و فداکارش حضرت خدیجه اشاره نموده و فرمود: «انشدکم الله هل تعلمون ان امی فاطمة الزهراء بنت محمد؟ ! قالوا: اللهم نعم . . . انشدکم الله هل تعلمون ان جدتی خدیجة بنت خویلد اول نساء هذه الامة اسلاما؟ ! قالوا: اللهم نعم (7)؛ شما را به خدا قسم می دهم! آیا می دانید که مادر من «فاطمه زهرا» دختر محمد [مصطفی صلی الله علیه و آله ] است؟ ! گفتند: آری [ . . . فرمود: ] شما را به خدا قسم می دهم! آیا می دانید که مادربزرگ من خدیجه دختر خویلد، نخستین زنی است که اسلام را پذیرفت؟ ! گفتند: آری.»
حضرت خدیجه علاوه بر اینکه در دامان پر مهر و عطوفت خویش فرزندان پیامبر را پرورش داد، فرزندان شایسته ای را نیز قبل از ازدواج با پیامبر تربیت کرده بود که از جمله آن ها هند بن ابی هاله می باشد. او (هند) در مدت سه شبانه روزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام هجرت در غار ثور مخفی شده بود، به همراه علی علیه السلام دور از چشم مشرکان مکه محرمانه به پیامبر صلی الله علیه و آله آذوقه می برد و برمیگشت. وی مردی بزرگوار، شریف، فصیح و محدث بود و از شوهر دیگر خدیجه بنام ابی هالة بن زرارة تمیمی متولد شده بود. (8)
هند پسر خدیجه همان کسی است که امام حسن علیه السلام به عنوان دایی خود از وی نام می برد. وی اوصاف و شمایل رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای امام مجتبی علیه السلام توصیف می کرد و بسیار مورد علاقه رسول الله صلی الله علیه و آله بود. او بت های مشرکان را می شکست (9) و در جنگ جمل در رکاب حضرت علی علیه السلام به شهادت رسید. (10) و (11)
3- توجه به نیازهای عاطفی و خواسته های فرزندان
مهرورزی و محبت به کودکان و رفع نیازهای معنوی و عاطفی فرزندان، یکی دیگر از اصول تربیتی اسلام می باشد. حضرت خدیجه به عنوان یک مادر دلسوز و مربی آگاه در این مورد حساسیت ویژه ای داشت. ماجرای زیر بیانگر این ویژگی حضرت خدیجه می باشد.
در ایام بیماری خدیجه که به مرگ وی انجامید، روزی اسماء بنت عمیس به عیادتش آمد، او خدیجه را گریان و ناراحت مشاهده کرد و به او دلداری داده و گفت: تو از بهترین زنان عالم محسوب می شوی، تو تمام اموالت را در راه خداوند بخشیدی، تو همسر رسول گرامی اسلام هستی و بارها تو را به بهشت بشارت داده است. با این همه چرا گریان و نگران هستی؟
خدیجه علیها السلام فرمود: اسماء! من در فکر این هستم که دختر هنگام زفاف نیاز به مادر دارد تا نگرانی ها و اسرارش را به مادر بگوید و خواسته هایش را به عنوان محرم اسرار مطرح نماید، فاطمه علیها السلام کوچک است، می ترسم کسی نباشد که متکفل کارهای وی در هنگام عروسی شود و برایش مادری کند.
اسماء بنت عمیس گفت: ای بانوی من! نگران نباش من با تو عهد می کنم که اگر تا آن موقع زنده ماندم به جای تو برای فاطمه مادری کنم و نیازهای روحی و عاطفی وی را برطرف نمایم.
بعد از وفات خدیجه علیها السلام هنگامی که شب زفاف حضرت فاطمه علیها السلام فرا رسید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: همه زن ها از اتاق عروس خارج شوند و کسی در آنجا باقی نماند. همه رفتند، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله متوجه شد که هنوز اسماء بنت عمیس در اتاق باقی مانده است. فرمود: آیا نگفتم همه زنان بیرون روند؟ اسماء گفت: چرا یا رسول الله من شنیدم و قصد مخالفت با فرمایش شما رانداشتم، ولی عهد من با خدیجه مرا بر آن داشت که در این جا بمانم؛ چون با خدیجه پیمان بسته ام که در چنین شبی برای فاطمه مادری کنم. (12)
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با شنیدن این سخن به گریه در آمد و فرمود: تو را به خدا سوگند برای این کار ایستاده ای؟ اسماء عرض کرد: آری. پیامبر صلی الله علیه و آله دست به دعا برداشته و برای اسماء بنت عمیس دعا کرد. (13)
همچنین حضرت خدیجه در مورد آینده دختر خردسال خویش خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دغدغه هایی را به این ترتیب بیان نمود: یا رسول الله! این دختر من - با اشاره به حضرت فاطمه علیها السلام - بعد از من غریب و تنها خواهد شد. مبادا کسی از زنان قریش او را آزار برساند، مبادا کسی به صورتش سیلی بزند، مبادا کسی صدای خود را بر روی او بلند کند، مبادا کسی با او رفتاری تند و خشن داشته باشد. (14)
4- رعایت آیین شوهرداری
یکی از برنامه های تربیتی اسلام، آموزش آیین شوهرداری به بانوان می باشد. اگر به آمار اختلافات خانوادگی و طلاق و ناهنجاری های خانواده ها توجه شود، بخش قابل توجهی از این مشکلات به رفتارهای بانوان و زنان و دختران جوان بر می گردد و این همه، به خاطر ناآگاهی و عدم توجه به حقوق شوهران، رعایت نکردن آداب معاشرت، عدم آگاهی از اصول شوهرداری در اسلام است. حضرت خدیجه علیها السلام در ترویج آیین شوهرداری اسلامی و رعایت حقوق همسر، نهایت تلاش را به عمل می آورد.
حضرت خدیجه علیها السلام با شیوه های مختلفی فضای خانواده را آرام نگاه داشته و امنیت روحی و روانی را برای شوهر و فرزندان برقرار و زمینه را برای رشد فضائل اخلاقی فراهم می آورد. در اینجا به برخی از روش های تکریم شوهر و همسرداری حضرت خدیجه اشاره می کنیم:
الف) ابراز محبت:
حضرت خدیجه در فرصت های مناسب به همسر گرامی خویش ابراز علاقه و محبت می کرد. او در قالب اشعاری زیبا درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مکنونات قلبی خویش را چنین ابراز می دارد:
فلو اننی امشیت فی کل نعمة
ودامت لی الدنیا وملک الاکاسرة
فما سویت عندی جناح بعوضة
اذا لم یکن عینی لعینک ناظرة (15)
«اگر تمام نعمت های دنیا و سلطنت های پادشاهان را داشته باشم و ملک آن ها همیشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشه ای ارزش ندارد زمانی که چشم من به چشم تو نیفتد.»
ب) طرح غیرمستقیم خواسته ها
بدون شک هر زنی از شوهر خویش انتظارات و توقعاتی دارد. این در خواست های معقول زن، اگر در محیطی محبت آمیز و همراه با حفظ حریم های اخلاقی باشد، امری پسندیده تر و جذاب خواهد بود. اگر این خواسته ها به صورت غیرمستقیم انجام گیرد، در تحکیم روابط خانوادگی و افزایش محبت تاثیری فوق العاده خواهد داشت. حضرت خدیجه علیها السلام خدمات زیادی را در خانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انجام داده و صدمات فراوانی متحمل شده بود، از این رو به صورت طبیعی می توانست انتظارات و توقعاتی را نیز از آن حضرت داشته باشد، اما او هیچ گاه خواسته های شخصی خویش را به صورت مستقیم بیان نمی کرد بلکه سعی می کرد آن ها را به عنوان یک پیشنهاد و یا خواهش غیر مهم و در کمال ادب و احترام مطرح نماید.
حضرت خدیجه در آستانه وفات خویش هنگامی که وصیت های خود را بیان می کرد، آن ها را در قالب یک گفت و گوی صمیمانه و محبت آمیز مطرح نمود. وی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: «یا رسول الله! چند وصیت دارم، البته من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هرگز از تو تقصیری مشاهده نکردم. تو نهایت درجه تلاش خود را به کار گرفتی و در خانه من زحمات و مشکلات زیادی را متحمل شدی و تمام دارایی خود را در راه خدا مصرف کردی. حضرت خدیجه علیها السلام عرض کرد: یا رسول الله! می خواهم خواسته ای را توسط دخترم فاطمه به شما برسانم و شرم دارم آن را مستقیما بازگو نمایم.
پیامبر از منزل خدیجه بیرون رفت. آن گاه خدیجه دخترش فاطمه را صدا کرد و به او گفت: عزیزم! به پدر بزرگوارت بگو که مادرم می گوید: من از قبر هراسناکم، دوست دارم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی کفن کرده و در قبر بگذاری. فاطمه علیها السلام به نزد پدر آمده و پیام مادرش را رساند. پیامبر صلی الله علیه و آله آن لباس را برای خدیجه فرستاد. هنگامی که فاطمه علیها السلام آن را آورد، نشاط زایدالوصفی وجود خدیجه را فرا گرفت. آنگاه حضرت خدیجه با دلی آرام چشم از جهان فرو بست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مشغول تجهیز و غسل و حنوط وی شد، هنگامی که خواست خدیجه را کفن کند، حضرت جبرئیل امین نازل شد و گفت: یا رسول الله! خداوند سلام می رساند و می فرماید: کفن خدیجه به عهده ماست و آن یک کفن بهشتی خواهد بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اول با پیراهن خود و از روی آن با کفن بهشتی خدیجه را کفن کرد.
ج) دلجویی و دلداری همسر
خانواده کانون آرامش و راحتی بخش هر انسانی است. مردی که در بیرون خانه با هزاران مشکل و گرفتاری رو به روست و گاهی در راه رسیدن به هدف و کسب روزی حلال سخنان ناروا شنیده و لطمات روحی و جسمی زیادی را متحمل می شود، انتظار دارد که کسی از وی دلجویی کرده و حرف دلش را شنیده و با کلمات شفابخش و برخوردهای آسایش آفرین مرهم گذار دردهای انباشته در دل او باشد.
حضرت خدیجه چنین همسری برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. مشرکان با سخنان توهین آمیز و اعمال وقیحانه ای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ناراحت می کردند و از این ناحیه مشکلات فراوانی پیش روی پیامبر اکرم بود، اما همه این گرفتاری ها به وسیله خدیجه علیها السلام جبران می شد. او شخص پیامبر و مشکلات آن حضرت را آگاهانه درک می کرد و بدین جهت در پیشرفت اهداف آن حضرت تلاش می نمود و سخنانش را تصدیق می کرد و او را از تمام غم ها و غصه ها می رهانید.
علامه سید شرف الدین در این مورد می نویسد: «او مدت 25 سال با پیامبر صلی الله علیه و آله زندگی کرد بدون آنکه زن دیگری در زندگی او شریک شود و اگر در حیات باقی می ماند، پیامبر باز هم شریک دیگری انتخاب نمی کرد. او در تمام طول زندگی زناشویی شریک درد و رنج پیامبر صلی الله علیه و آله بود، زیرا با مال خود به او نیرو می بخشید و با گفتار و کردار از او دفاع می نمود و به او در مقابل عذاب و درد کافران که در راه رسالت و ادای آن نصیبش می کردند تسلی می داد. او به همراه علی علیه السلام هنگام نزول نخستین وحی آسمانی به پیامبر صلی الله علیه و آله، در غار حرا بود. (16)»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد همسر گرامی خویش می فرماید: «خدیجه زنی بود که چون همه از من روی می گردانیدند او به من روی می کرد و چون همه از من می گریختند، به من محبت و مهربانی می کرد و چون همه دعوت مرا تکذیب می کردند به من ایمان می آورد و مرا تصدیق می کرد.
در مشکلات زندگی مرا یاری می داد و با مال خود کمک می کرد و غم از دلم می زدود. (17)»
خدیجه آنچنان در روح و جان همسر بزرگوارش تاثیر گذاشته بود که مدت ها بعد از رحلت حضرت خدیجه علیها السلام، هرگاه حضرت رسول صلی الله علیه و آله گوسفندی را ذبح می کرد، می فرمود سهمی هم به دوستان خدیجه بفرستید، زیرا من دوست خدیجه را هم دوست می دارم.
5- برترین معیارهای انتخاب همسر
هر جوانی در زندگی خویش نیاز به ازدواج دارد و ازدواج در اسلام، یک امر مقدس و عبادت محسوب می شود. دختر و پسری که می خواهند به سوی امر مقدس ازدواج قدم بردارند، اولین گام را از خود دوستی به سوی غیردوستی بر می دارند، آنان با امضای پیمان مقدس زناشویی از دایره خودخواهی بیرون رفته و با وارد شدن به مرحله جدیدی از زندگی، بخشی از کمبودهای خود را جبران می کنند که از جمله آن ها می توان به بقای نسل، رسیدن به آرامش و سکون، تکمیل و تکامل، تامین نیاز جنسی، سلامت و امنیت اجتماعی و تامین نیازهای روحی و روانی اشاره کرد. اما در این میان مهم ترین دغدغه های هر دختر و پسر جوان که در آستانه ازدواج قرار می گیرد، برترین معیارها و ملاک های ازدواج در انتخاب همسر آینده اش می باشد.
حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان الگوی دختران و زنان مسلمان در مورد انتخاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله به عنوان همسر آینده خویش ملاک ها و اصولی را مطرح می کند که از گفت و گوی وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معلوم می شود.
خدیجه هنگام پیشنهاد ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی گفت: به خاطر خویشاوندیت با من، بزرگواریت، امانتداری تو در میان مردم، اخلاق نیک و راست گوئیت، مایلم با تو ازدواج کنم. (18)
ارزش این انتخاب خدیجه آنگاه نمایان می شود که بدانیم او در آن هنگام، موقعیتی عالی و ممتاز در جامعه خود داشت و تمام امکانات و زمینه ها برای ازدواج وی با هر یک از جوانان نامدار و ثروتمند قریش فراهم بود.
پی نوشت ها:
1) بحار الانوار، ج 35، ص 143; دیوان امام علی علیه السلام، ص 359 و مستدرک سفینة البحار، ج 4، ص 73 .2) مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام، ج 2، ص 186 .
3) بحارالانوار، ج 18، ص 385 .
4) امالی شیخ طوسی، ص 175 .
5) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام، ص 164 .
6) الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 282 .
7) الامالی شیخ طوسی، ص 463 .
8) همان .
9) اکمال الکمال، ج 1، ص 119 .
10) مکارم الاخلاق، ص 11 .
11) برخی از متفکران اسلامی معتقدند که حضرت خدیجه قبل از حضرت رسول صلی الله علیه و آله ازدواج نکرده بود و فرزندانی همچون هند خواهرزادگان وی بودند که حضرت خدیجه آنان را در دامان خود پرورش داد .
12) اعیان الشیعه، ج 1، ص 380 .
13) شجره طوبی، ج 2، ص 334 .
14) همان .
15) مستدرک سفینة البحار، ج 5، ص 44 .
16) خدیجه، علی محمد علی دخیل، ص 31 .
17) بحارالانوار، ج 43، ص 131 .
18) کشف الغمه، ج 2، ص 132 .
منبع: سایت www.hawzah.net
گوشه ای از سبک زندگی حضرت خدیجه سلام الله علیها
رسول گرامی اسلام(ص) در کلام زیبایی فرمود: «هرکس وارد بازار شود و هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده خود ببرد، پاداش او همانند کسی است که برای گروهی نیازمند صدقه ای ببرد و باید در دادن هدیه از دختران شروع کند
امروزه بسیاری از اختلافات، چالش ها و مشاجراتی که طعم زندگی را به کام زن و شوهرها و فرزندان شان تلخ می کند،از نداشتن الگویی کامل برای اداره صحیح خانواده نشأت می گیرد. بهترین اسوه و راهنما را قرآن کریم در این زمینه به ما معرفی می کند: «لقد کان لکم فی رسول ا… اسوه حسنه؛ قطعا برای شما در [روش و رفتار] به رسول خداسرمشقی نیکو است.(سوره احزاب، آیه 21)» پیامبر اکرم(ص) که کامل ترین نسخه انسانیت در عالم هستی است از هر لحاظ برای تمام انسان ها ، الگو و اسوه محسوب می شود.
در ادامه این مطلب، فرازهایی از سیره خانوادگی رسول خدا (ص) و حضرت خدیجه(س) بازگو شده است.
حضرت محمد(ص) الگوی برتر همسرداری
سیره پیامبر اسلام(ص) نشان می دهد که شیوه همسرداری و اخلاق خانوادگی نزد ایشان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. در ادامه ، گوشه ای از اصول اخلاق خانوادگی و همسرداری پیامبر(ص) را بررسی خواهیم کرد.
کمک به همسر در کارهای خانه
به گزارش سایت الف، پیامبر(ص) در میان خانواده اش با مهربانی، عطوفت، حلم و تواضع رفتار می کرد. هیچ فردی از آن حضرت در خانواده اش خوش اخلاق تر نبود.
هریک از اعضای خانواده اش که ایشان را صدا می زد، در پاسخ با کمال نشاط و خوشرویی می فرمود: لبیک. (سنن النبی، ج 1، ص 5) پیامبر اکرم(ص) در منزل، گوشت خرد می کرد. بز، گوسفند و شتر را می دوشید. لباس خود را وصله می کرد. به همراه اهل خانه گندم را آسیاب کرده و خمیر می ساخت. خانه خویش را نظافت می کرد. لوازم زندگی را به دوش کشیده و از بازار به منزل می برد.
خریدن هدیه برای اهل خانه
کارشناسان امور تربیت و خانواده بر این باورند که هدیه دادن به همسر، تاثیر فراوانی بر تحکیم روابط خانواده دارد؛ زیرا هدیه نوعی اظهار محبت و اثبات صداقت در زندگی مشترک است. گذشته از آن، هدیه مصداق بارز سپاس گزاری است. پیامبر(ص) در این زمینه این جملات را فرمودهاند: «هدیه کینه را می برد»، «هدیه محبت و دوستی به همراه دارد و ارتباط طرفین را تقویت می کند» و «هدیه، در بسته را باز می کند».
رسول گرامی اسلام(ص) در کلام زیبایی فرمود: «هرکس وارد بازار شود و هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده خود ببرد، پاداش او همانند کسی است که برای گروهی نیازمند صدقه ای ببرد و باید در دادن هدیه از دختران شروع کند.»(امالی صدوق، ص 57)
خشم فقط در برابر ظالم
عصبانیت و بدخلقی درخانواده، سمی مهلک برای روابط زن و شوهر است که گاهی عوارض ناشی از آن هرگز جبران نمی شود.
پیامبر(ص) درباره مفاسد خشم و غضب فرمود: «خشم، ایمان را فاسد می کند همچنان که سرکه عسل را از بین می برد.» مهرورزی و حسن خلق آن حضرت در خانواده و اجتماع چنان درخشان است که دوست و دشمن را به تحیر واداشته است؛ اما مهم ترین نکته آموختنی از سیره نبی مکرم اسلام(ص) این است که آن وجود باعظمت با این حال، همواره دعا می کرد:«اللهم حسن خلقی؛ خدایا! اخلاقم را زیبا گردان!» و «اللهم جنبنی منکرات الاخلاق؛ پروردگارا مرا از اخلاق زشت دور بگردان!»
دنیا و ناملایمات آن هرگز پیامبر را به خشم نمی آورد و چون حقی پایمال می شد از هیچ چیز پروا نداشت، تا آن که حق را یاری کند. آن حضرت با آن همه عظمت و بزرگی، علاوه بر این که در منزل کار می کرد و به نگهداری و پرستاری از کودکان می پرداخت، اما در مسائل شخصی عصبانی نمی شد و فقط برای خدا و در برابر ظالم خشمگین می شد.
حضرت خدیجه(س) الگوی برتر شوهرداری
یکی از ابعاد مهم سبک زندگی اسلامی که سهم بسزایی در نشاط و تحرک خانواده و در نتیجه جامعه و حرکت آن به سوی کمال و سعادت دارد، سبک شوهرداری برای خانمهاست. در ادامه به چندین نمونه از سبک شوهرداری حضرت خدیجه(س) اشاره خواهیم داشت؛ چراکه حضرت خدیجه(س) یکی از الگوهای برتر شوهرداری هستند.
احترام همیشگی به شخصیت همسر
حضرت خدیجه(س) با وجود داشتن اموال فراوان و موقعیت اجتماعی ویژه در رفتار و مواجهه با رسول اکرم(ص)، کوچک ترین رفتاری که نشانی از اظهار برتری داشته باشد، از خود بروز نمی دادند. به گزارش باشگاه خبرنگاران جلوه ای عالی از این رفتار را می توان در پایان مراسم عقد و زمانی که پیامبر(ص) می خواستند به خانه عموی شان ابوطالب برگردند، مشاهده کرد.
در آن لحظات حضرت خدیجه(س) این گونه همسر خود را مخاطب قرار می دهد: «به خانه خودتان وارد شوید، خانه من خانه شماست و من کنیز شما هستم.» بنابراین موقعیت مالی و اجتماعی زن هیچ گاه نباید سبب برتری جویی بر شوهر شود بلکه خانم ها باید موقعیت مالی و اجتماعی را در خدمت پیشرفت و رشد خانواده قرار دهند.
تلاش برای جلب رضایت همسر
حضرت خدیجه(س) تمام سعی و توان خود را به کار می برد، تا امور منزل را مطابق میل و خواسته پیامبر اکرم(ص) اداره کند؛ به طور مثال، آن حضرت چون از میزان علاقه پیامبر(ص) به عبادت آگاه و مطلع بود، چنان رفتار می کرد که پیامبر(ص) به راحتی به عبادت و راز و نیاز با خداوند مشغول باشند. اگر زن مسلمان در تمام ابعاد زندگی بکوشد تا رضایت خاطر شوهر را فراهم آورد، کانون خانواده به محیطی امن و آرام برای رسیدن به سعادت و خوشبختی تبدیل خواهد شد.
بیان غیرمستقیم انتظارات و خواسته ها
بدون شک هر زنی از شوهر خویش انتظارات و توقعاتی دارد. حضرت خدیجه(س) خدمات زیادی را در خانه پیامبر اکرم(ص) انجام داده بود و از این رو به صورت طبیعی می توانست توقعاتی را نیز از آن حضرت داشته باشد، اما هیچ گاه خواسته های شخصی خود را مستقیم بیان نمی کرد بلکه اهتمام داشت که آن ها را به عنوان یک پیشنهاد یا خواهش و با کمال ادب و احترام مطرح کند؛ به طور مثال حضرت خدیجه(س) وصیت های خود را در قالب یک گفت وگوی صمیمانه مطرح می کند و می گوید: «یا رسول ا…! می خواهم خواسته ای را توسط دخترم فاطمه(س) به شما برسانم و شرم دارم آن را مستقیم بازگو کنم.» پیامبر از منزل حضرت خدیجه(س) بیرون رفت.
آن گاه حضرت خدیجه(س)، دخترش فاطمه(س) را صدا کرد و به او گفت: «عزیزم! به پدر بزرگوار خود بگو که مادرم می گوید: دوست دارم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی کفن کنی و در قبر بگذاری.”
اظهار علاقه و احساسات به همسر
یکی دیگر از نمونه های بارز سبک شوهرداری حضرت خدیجه(س)، ابراز محبت به همسر گرامی خویش بود. حضرت خدیجه(س) در اشعاری که منسوب به ایشان است، همسر خویش را با چنین مضامینی خطاب می کند: «اگر تمام نعمت های دنیا و سلطنت های پادشاهان را داشته باشم و ملک آن ها همیشه از آن من باشد، در نظر من به اندازه بال پشه ای ارزش ندارد زمانی که چشم من به چشم تو نیفتد.»
زیارت حضرت خدیجه سلام الله علیها
سوز دل هجران یار
شب است و بغض سکوت و صدای گریه آب
شکسته قلب رسول و ندارد امشب خواب
کنار بستر مرگ یگانه امّیدش
گرفته زمزمه،یا رب خدیجه را دریاب
*
همانکه هستی خود را به هستیَم بخشید
همانکه سوخت به پای منادی توحید
همانکه گرمی پشت رسالت من بود
و می تپید برای نبوت خورشید
*
در آن زمان که شب سرد کفر جولان داشت
زبان زخم عدو،تیغ تیز و بران داشت
خدیجه مرهم دلگرمی رهَم میشد
به آفتاب وجودم همیشه ایمان داشت
*
همانکه درک مقامش مقام میآرد
و جبرئیل برایش سلام میآرد
همان سرشت زلال و مطهری که خدا
ز نسل پاک و شریفش امام میآرد
*
مقام و منزلتش را کسی چه میداند
شریک امر رسالت همیشه میماند
قد خمیده و موی سفید او امشب
هزار روضه برای رسول میخواند
*
برای مادر ایمان سزاست گریه کنیم
و با سرشک امامان سزاست گریه کنیم
برای آنکه ز من هم غریب تر گردید
شبیه شام غریبان سزاست گریه کنیم
*
قنوت امشب زهرا فقط شده مادر
به روی سینه مادر نهاده سر ،کوثر
الهی مادر یاسم غریب میمیرد
غریب بود و غریبانه جان دهد آخر
*
خدیجه گریه نکن این همه از این غمها
که گریه ها بنماید به جای تو زهرا
برای فاطمه امشب نماز صبر بخوان
ببوس سینه او را ببوس دستش را
*
اگر تو بودی،یاس تو غنچه وا میکرد
بجای تکیه بر آن در ،تو را عصا میکرد
اگر خدیجه تو بودی،به پشت در زهرا
بجای فضه در آنجا تو را صدا میکرد
*
خسوف بر رخ ماهش نمینشست ای کاش
و گوشواره ز گوشش نمیگسست ای کاش
میان آن همه نامحرم و به پیش علی
کسی ز فاطمه پهلو نمیشکست ای کاش
*
اگر کفن تو نداری عبای من به تنت
ولی چه چاره کنم بر حسین بی کفنت
میآوری تو به مقتل خدیجه،زهرا را
چه میکنی تو در آن لحظه های آمدنت
*رحمان نوازنی***
عاشقانه های زیبای زندگی پیامبر(صلی الله علیه وآله) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها)
در میان مشتی کاغذ، تاریخ بلند زندگی ات را مرور می کردم یا رسول الله! آمدم از اولین لحظه ی دیدارت با خدیجه بنویسم. ناگهان چشمم به برگه هائی افتاد که آخرین لحظات زندگی «خدیجه»ات را روایت می کرد!
خواندم از لحظه ای که، خبر دادند نفس های «خدیجه»ات سنگین شده است. خودت را بی تاب به بستر خدیجه رساندی. «بستر» که چه عرض کنم. شنیده ام که وفات خدیجه ی تو، در شعب ابی طالب بوده است. بهتر است بگویم در میان رمل- های داغ شعب ابی طالب… . نهایتاً زیر سایبانی یا پناه برده به نیمچه چادری.
چشمهای بی رمقش را به سوی تو خورشید، باز کرد.
- یا رسول الله! مرا ببخش که «خدیجه» ی خوبی برای تو نبودم و در حقّت کوتاهی کردم.
و خواست جمله ی دیگری بگوید اما خجالت کشید و اجازه خواست تا حرفش را از طریق فاطمه اش بگوید.
از بستر او فاصله گرفتی و این اولین بار بود که، سوز دوری خدیجه را با قطرات اشکت پاسخ می دادی و نبودش را حس می- کردی، با این که هنوز پیش تو بود! دقایقی بعد، فاطمه ی پنج ساله آمد و پیغام مادرش را رساند.
خدیجه فقط از تو، لباس زمان نزول وحی ات را خواسته بود که بعد از وفات به تنش کنی. اگرچه هنگام کفن، پارچه ای هم از آسمان رسید و تو هر دو را بر تنش نمودی.
وصیت دیگر خدیجه امّا، جگر تو را سوخته بود:
- یا رسول الله، مواظب فاطمه ام باش. نکند صدای کسی بر فاطمه ام بلند شود. نکند دستی به صورت فاطمه ام دراز شود. نکند فاطمه ام را بزنند… .
عشق تو، او را هم اسیر کرد و هم سیر کرد! امّا نه با گوشت شتران سرخ موی یمن، بلکه با سنگهای داغ شعب ابیطالب که از گرسنگی، آنها را به شکمش میبست. خوشا به حال خدیجه که آن نور را در وجود مقدست دید و خود را فدایت نمود
چقدر زود گذشت این بیست و پنج سال!
چشم به هم زدنی گذشت آن روز که اسطوره ی صبر زندگی تو ـ یارسول الله ـ برای تنها بار، صبرش تمام شد. مجلس خواستگاری و جمع چهل نفره ی بزرگان قریش و عموهای صاحب نامش را ندیده گرفت. پرده را کنار زد و «ورقه بن نوفلِ» بزرگ را که در محضرت به لکنت افتاده بود مورد خطاب قرار داد:
- عموجان! تو برای سخن گفتن، سزاوارتری امّا آرام باش! بگذار من حرف بزنم. بگذار بگویم که در این دل، چه خبر است! بگذار بگویم که محمد با این دل، چه کرده است!
و رو به صورت مبارکِ گداخته ی تو نمود که: «یا محمد! من تمام وجود خودم را به تو تزویج کردم. تمام وجود من، هبه ای برای توست. مهریه ام را هم خودم می دهم. دیگر تأمل بس است! اینک، این خدیجه است که رو به تو ایستاده است.»
و صدای بزرگ عموها در آمد که: «از کی، زنها مهریه ی خود را می دهند؟!»
و عموی بزرگوارت ابوطالب، به تندی جواب داد که: «هرگاه شوهرشان محمد بن عبدالله باشد! امّا اگر مثل شما اعراب باشند؛ زنها، بالاترین مهریه ها را خواهند خواست!»
آن روز، وقتی می خواستی همراه بقیه، از خانه اش بیرون بروی؛ دوباره به دنبالت دوید که: «یا محمد کجا می روی؟! این خانه از امروز، خانه ی توست و این خدیجه، خدیجه ی توست؛ هر وقت که بخواهی.»
ماجرای ازدواج پیامبراکرم(ص) و حضرت خدیجه(س)
و این گونه، خدیجه افتخار عشق تو را پیدا فرمود!
آن طور که یادش رفت روزی خانه هائی عظیم، با حریرهای هندی و پرده های زربفت ایرانی داشته است. آن قدر که یادش رفت هشتاد هزار شتر، مال التجاره اش را به دوش می کشیدند.
عشق تو، او را هم اسیر کرد و هم سیر کرد! امّا نه با گوشت شتران سرخ موی یمن، بلکه با سنگهای داغ شعب ابیطالب که از گرسنگی، آنها را به شکمش میبست. خوشا به حال خدیجه که آن نور را در وجود مقدست دید و خود را فدایت نمود.
این سالها، هر وقت دلت میگرفت، جایی گوشهای مینشستی. همه از تو روی گردانده بودند که یتیم بنی سعد، ـ خدیجه مهربانت ـ کنار تو یتیم قریش، می نشست و با تو همکلام می شد. و این مهروی عرب، آنقدر با تو میگفت و میخندید و دلداریت میداد که همهی غصه ها را فراموش میکردی:
- محمد! وقتی برای تجارت با اموالم به شام میرفتی؛ من محو لکّه ابری شده بودم که بالای سرت با تو حرکت میکرد. محمد! من خواب دیدم که خورشید به خانه ام فرود آمد و عمویم این طور تعبیر کرد که نور رسالت تو، به این خانه فرود خواهد آمد. خیلیها منتظر دیدار تو بوده اند و از نور مقدّست برایم گفته اند.
این بیست و پنج سال گذشت ـ یا رسول الله ـ ولی خیلی سخت گذشت.
به خدیجه ات خبر دادند که روی کوه صفا و مروه، وقتی سه بار رسالت خود را معرفی فرمودهای؛ ابوجهلها سنگت زده اند. به کوه ابوقبیس دویده ای، باز هم سنگت زده اند. سراسیمه غذائی برداشت و با علی در دل کوه، پِی ات دوید. اشکهای آن روز او را ملائکه هم تاب نیاوردند و جبریل نازل شد که: «یا رسول الله، سلام خدا را به خدیجه برسان و بگو گریه نکند. که ملائک آسمان امروز با او گریستهاند.» ـ عجب شباهتی است بین اشک های خدیجه با اشک های فرزندان فاطمه علیهم السلام ـ !
حتی وقتی فهمیدند که خدیجه سلاماللهعلیها، بدن رنجورت را بهخانه رسانده است؛ پشت در خانه جمع شدند و درِ خانه را هم سنگباران کردند.
خدیجه بیرون دوید و داد زد: «آیا از سنگباران کردن خانه زنى که نجیبترین قوم شماست، شرم ندارید؟ زنی که زمان جاهلیت، خودتان او را «طاهره» و «اُمّ الأیتام» خطاب می کردید!
و سرها به زیر افتاد و جمعیّت پراکنده شد و او، براى مداوایت به خانه بازگشت. و تو، اینجا، سلام خدا را به او رساندی و او فرمود: «إنّ الله هو السّلام و مِنه السّلام و على جبرئیل السّلام و علیک یا رسول الله السّلام و برکاته.»
از بستر او فاصله گرفتی و این اولین بار بود که، سوز دوری خدیجه را با قطرات اشکت پاسخ می دادی و نبودش را حس می- کردی، با این که هنوز پیش تو بود! دقایقی بعد، فاطمه ی پنج ساله آمد و پیغام مادرش را رساند. خدیجه فقط از تو، لباس زمان نزول وحی ات را خواسته بود که بعد از وفات به تنش کنی
بار دیگر وقتی منادی، بالای بلندی صدا زد که خدیجه، همه اموالش را به تو ـ یارسول الله ـ بخشیده است، همه زنان قوم، ریشخندش کردند و حسادت وار طعنه اش زدند. او همه زنها را جمع کرد و تا توانست از شایستگیهایت گفت. اما، به خرجشان نرفت که نرفت. «و مَن لَم یَجعلِ اللهُ لَه نوراً فَما لَه مِن نور ».
آن روز، او هم مثل تو تنها شد «یا رسول الله»!
حتّی، زندگی یکی از دخترانش را هم از هم پاشیدند و به طلاق کشاندند، حتی موقع ولادت فاطمه سلاماللهعلیها هم یاریش نکردند، ولی او، کوهوار و استوار ایستاد.
یک بار، وقتی نام خدیجهات بر زبان زنان خانه افتاد؛ به پاس عظمتش گریستی. صدای عایشه در آمد که: «یا رسول الله، چرا برای پیرزنی از بنی سعد گریه می کنی؟ خدا بهتر از او به تو داده است.» ناگهان صدایت را بلند کردی: «وای بر تو! خدیجه زنی بود که وقتی همه مرا تنها گذاشتید، او به سمتم آمد. وقتی همه گریختید، او مهربانی کرد و وقتی همه تکذیب کردید، او ایمان آورد!»
و اینک، این بدن خدیجه است که به رویش آب می ریزی. قبل از دفن خدیجه، خودت میخواهی وارد قبر شوی و قدری جایش دراز بکشی.
همان طور که داخل قبر خدیجه خوابیده ای ـ یا رسول الله ـ تمام زندگی اش، لحظه ای برایت مرور میشود.
که در خانه می چرخید و برایت این شعر را میخواند:
فَلَو أنّنی أمشَیـــتُ فی کُلِّ نِعمَه و دامَت لِیَ الدُّنیا و مُلکُ الأکاسِرَه
فَما سُوِیَت عِندی جَناح بَعوضَهٍ إذا لَـم یکُن عَیـــنِی لِعَیناکَ ناظِره
اگر همه نعمتهای دنیا، زیر پایم باشد. اگر اموال و سلطنت پادشاهان، مال من باشد.
به اندازهی بال پشهای برایم ارزش ندارد؛ اگر چشمم به چشمانت دوخته نشود.