موسی مبرقع علیه السلام دانشمندی از تبار وحی
حضرت موسی مبرقع علیه السلام فرزند بلافصل امام جواد علیه السلام، از جمله راویان حدیث و دانشمندان عصر خود به شمار میرفت که طی چندین دهه اقامت در قم، منشأ خدمات و برکات فراوان بودند.
بیست و دوم ربیع الثانی سالروز رحلت حضرت موسی مبرقع علیه السلام است؛ فرزند بلافصل امام جواد علیه السلام و برادر امام کوچکتر امام هادی علیه السلام که مرقد مطهرشان در قم، به عنوان سومین قطب زیارتی استان و یکی از مراقد مشهور در جهان تشیع است.
ایشان در حدود سال ۲۱۴ هجری قمری، دو سال بعد از ولادت امام هادی علیه السلام در مدینه به دنیا آمد. مادر ارجمند حضرت، سمانه مغربیه، بانویی است که امام هادی علیه السلام در شأن ایشان فرمود: «مادر من، بانویی است که حق من را می شناسد. او از اهل بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمی شود و مکر جبار عنود به او راه نیابد. او همواره مورد نظر لطف خداوندی است و در شمار مادران صدیقان و صالحان است».[۱] امامزاده موسی مبرقع علیه السلام در دامان چنین مادری پاک، طاهر و والا مقام تربیت گردید که فرزندانش از صدیقان و صالحان به شمار میروند.
مسعودی در «اثبات الوصیه» روایتی را نقل میکند که «امام جواد علیه السلام فرمودند: ابوالحسن (امام هادی علیه السلام) به من و موسی به مادرش شباهت دارد.»[۲] بنا بر این روایت، امامزاده موسی مبرقع علیه السلام وامدار صفات برگزیدهای از ناحیه مادر ارجمندشان میباشند از جمله اینکه ایشان دارای بصیرت و ولایتپذیری و برخورداری از مقام قرب الهی است به گونهای که شیطان به او نزدیک نمیشود و نمیتواند او را بفریبد و همواره مورد تأیید خدای متعال و مشمول لطف الهی است.
در شناخت موقعیت و جایگاه حضرت موسی مبرقع در نزد امام جواد علیه السلام، علامه کلینی در الکافی روایتی را نقل میکند که: امام جواد علیه السلام قبل از شهادتشان طبق وصیت نامهای در روز یک شنبه سوم ذی حجه سال ۲۲۰هجری قمری، فرزندشان موسی مبرقع را پس از رسیدن به سن بلوغ، بدون شخص ناظر، متولی موقوفات و صدقاتشان قرار دادند.[۳] بنا بر تصریح امام جوادعلیه السلام در این وصیت نامه، حضرت موسی مبرقع به طور مستقل حتی بدون مشارکت برادر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام متولی بخشی از موقوفات امام جواد گردید که این امر نشان از مقام عدالت، امانتداری، دین داری و کیاست جناب موسی مبرقع در نزد امام جواد علیه السلام دارد.[۴]
حسن بن محمد بن حسن قمی، از معاصرین شیخ صدوق در کتاب تاریخ قم که نگاشته سال ۳۷۸ هجری قمری است درباره موسی مبرقع مینویسد: اول کسی که از سادات رضویه به قم آمد، ابوجعفر موسی بن محمد بن علی الرضا بود که در سنه ۲۵۶ هجری قمری به قم وارد شد و پیوسته بر صورت خود برقع و نقاب میگذاشت از این رو او را موسی مبرقع گویند و چون وارد قم شد بزرگان عرب او را از قم بیرون کردند و به کاشان رفت، چون به کاشان رسید احمد بن عبد العزیز بن دلف عجلی او را اکرام کرد و هدایای بسیار به او بخشید. پس ابوالصدیم حسین بن علی بن آدم اشعری، یکی از رؤسای عرب اشعری، اهل قم را به سبب بیرون کردن موسی بن محمد بن علی توبیخ کرد و رؤسای عرب را به نزد ابی جعفر موسی فرستاد و ایشان نیز خدمتش شتافتند و از او عذر خواهی کردند و او را با احترام به قم آوردند و او را گرامی داشتند. پس از آن خواهران وی، زینب (اولین کسی که بر قبر حضرت معصومه علیها السلام قبه ای بنا کرد) و ام محمد و میمونه دختران حضرت جواد علیه السلام و بریهه دخترش به نزد وی آمدند و تمام ایشان در قم وفات یافتند و نزد فاطمه علیها السلام مدفون شدند.
حضرت موسی مبرقع علیه السلام، هشت روز مانده به آخر ماه ربیع الثانی سال ۲۹۶ هجری قمری در ۸۲ سالگی دار فانی را وداع گفت و حاکم قم، عباس بن عمرو غنوی بر وی نماز خواند. ایشان، در خانهای که به خانه محمد بن حسن بن ابی خالد اشعری ملقب به شنبوله از اصحاب امام جواد علیه السلام معروف بود؛ دفن گردید.[۵]
حضرت موسی مبرقع علیه السلام، تحت آموزههای وحیانی پدر ارجمندشان امام جواد و برادر گرامیشان امام هادی علیهما السلام به عنوان یک شخصیت برجسته در علم و فضیلت و تقوا در بین مردم شناخته می شدند. یحیی بن اکثم، قاضی دربار خلفاء بنی عباس با یک نقشه از پیش تعیین شده از طرف دستگاه حکومت در راستای دشمنی و کینهتوزی با بیت امامت و ولایت و تخریب مقام اهل بیت پیامبر علیهم السلام که در نزد مردم، سؤالاتی پیچیده و دشوار که عمدتا شبهات قرآنی و فقهی بود، از جناب موسی مبرقع علیه السلام به صورت مکتوب پرسید که نشان از موقعیت علمی ایشان در نظر برجستهترین دانشمند حکومت بنی عباس دارد. حضرت موسی مبرقع علیه السلام با کیاست و ولایتپذیری خویش سؤالات یحیی بن اکثم را به امام هادی علیه السلام عرضه میکند و آن حضرت نیز پاسخی صریح و دندانشکن به سؤالات یحیی بن اکثم میدهند و دستگاه حکومت را دچار شکست مفتضحانهای میکنند.[۶]
منابع معتبر حدیثی شیعه با نظر به میزان وثاقت و عدالت حضرت موسی مبرقع علیه السلام، نسبت به ثبت احادیث ایشان، اقدام نمودهاند. بخشی از این منابع معتبر عبارتند از: تحف العقول: متن کاملی از نامه را با سیزده سؤال که موضوعات ۷ عدد آن، شبهات قرآنی و ۶ عدد آن فقهی است؛ گزارش کرده است.( تحف العقول، صص ۴۷۱ الی ۴۸۱) الاختصاص: نامه مزبور را با ۱۲ سؤال بیان کرده است. الاختصاص، صص ۹۱ الی ۹۶) تفسیر قمی: دو سؤال را متناسب با تفسیر آیات سوره یوسف(تفسیر قمی: ج ۱، صص۳۵۶ و ۳۵۷) و سوره شوری (همان: ج ۲، صص۲۷۸ و ۲۷۹) آورده است. تفسیر عیاشی: ۴ سؤال را متناسب با تفسیر آیات سوره های آل عمران ( تفسیر عیاشی: ج۱، ص۱۷۶)، اعراف(همان: ج۲، ص۹)، یونس(همان: ج ۲، ص ۱۲۸) و یوسف(همان: ج ۲، ص۱۹۷) بیان کرده است. الکافی و تهذیب الاحکام: یک سؤال فقهی را با موضوع میراث خنثی آورده است. (الکافی: ج ۷، صص ۱۵۸ و ۱۵۹ - تهذیب الاحکام: ج ۹، ص ۳۵۵) علل الشرائع: یک سؤال قرآنی را در تفسیر آیه ۹۴ سوره یونس آورده است. (علل الشرائع: ج۱، ص۱۲۹)
______________
[۱] (دلائل الأمامه، طبری:ص۴۱۰)
[۲] (اثبات الوصیه: ص۲۲۸)
[۳] الکافی: ج۱ ص۳۲۵
[۴] رک: البدر المشعشع فی أحوال ذری؛ موسی المبرقع، محدث نوری
[۵] تاریخ قم، صص۲۱۵و۲۱۶
[۶] تحف العقول، ص۴۷۸
منبع: خبرگزاری رسمی حوزه
شرط مهمان نوازی این است که خالی از تکلف باشد !
حکیم سعد الدین نزاری با سعدی شیرازی معاصر بود. این دو بزرگ با یکدیگر رفت و آمد داشتند به طوری که شیخ اجل سعدی دو بار از شیراز به دیار حکیم، قهستان رفت.
در سفری که حکیم نزاری برای دیدن سعدی به شیراز آمد، سعدی آنقدر در تجلیل و پذیرائی او تکلف ورزید و خود را به مشقت انداخت که حکیم چندان در شیراز توقف نکرد و در هنگام حرکت به سعدی گفت:
ما رفتیم ولی این شرط مهمان نوازی نبود که تو کردی….
شیخ هم از این سخن درشگفت شد و پوزش خواست.
چندی بعد سعدی به دیدار حکیم به قهستان سفر کرد و در هنگام ورود حکیم را در مزرعه یافت که مشغول زراعت بود. او هم شیخ را به منزل فرستاد و خود بکارش ادامه داد تا فراغت حاصل کرد و به منزل رفت.
در پذیرائی از سعدی هم هیچ تکلف و تشریفاتی قائل نشد و در تهیه خوراک و لوازم پذیرائی چندان سادگی پیشه کرد که سعدی سه ماه در بیرجند ماند و چون وقت مراجعت رسید و آماده سفر شد، حکیم به بزرگان بیرجند پیغام فرستاد تا آنچه رسم تشریفات و پذیرائی است در حق سعدی بجا آورند و آنها نیز یکماه تمام از سعدی دعوتها نموده و پذیرائیها کردند.
چون سعدی عزم سفر کرد، حکیم به او گفت:
شرط مهمان نوازی این است که خالی از تکلف باشد تا مهمان را توقف میسر گردد نه اینکه چندان بخود زحمت دهی تا مهمان سرافکنده و پشیمان باز گردد !!
منبع: کانال قم زیبا
تمام راه خدا گذشت است
آیت الله سیدحسین یعقوبی قائنی رحمه الله علیه درباره گذشت کردن در زندگی میگوید: از هر چه بگذری، چیزی بالاتر به تو داده میشود.
تمام راه خدا گذشت است؛ از جان فانی بگذری جان ابدی به تو داده میشود.
از مال بگذری سرای جاویدان به تو داده میشود. راه خدا اصلا راه گذشت است. از لذات نفسانی بگذری لذات روحانی به تو داده میشود. از حرام بگذری، حلال نصیبت می شود. دائما سعی کن گذشت داشته باشی.
در ادامه، صوت کوتاه سخنان این استاد اخلاق، قابل دریافت می باشد
جلوه های مدیریتی حضرت معصومه(سلام الله عليها)
آن بانوی پرهیزکار زمانی حرکت خود را از مدینه آغاز کرد که مامون با احضار امام رضا(ع) به مرو و واگذاری ولایت عهدی به او قصد اجرای اهداف شوم و مغرضانه ای را نسبت به آن حضرت و تنها ماندن او و در نتیجه جلوگیری از تدارک قیام سیاسی- نظامی داشت و نیز از جمله اهداف او در نظر گرفتن دقیق و همه جانبه آن امام همام(ع) و مخدوش ساختن چهره معنوی و الهی آن حضرت(ع) بود تا به مردم اینگونه القا شود که امامان شما هم دنیا خواه هستند و اگر دنیا به آنها رو کند، آنها نیز بی میل و رغبت به دنیا نیستند و حضرت فاطمه معصومه(س) با در نظر گرفتن شرایط دشواری که برادر او در آن قرار گرفته بود، تصمیم گرفت به یاری او بشتابد و اهداف خبیثانه ماموران را نقش بر آب کند. اینکه حضرت معصومه(س) با شماری از پیروان و دوستداران اهل بیت(ع) به طرف مرو حرکت کرد، جز برای یاری رساندن به برادر بزرگوارش نبود و این حرکت او بی شباهت به رسالت فاطمه زهرا(س) در حمایت از امام علی(ع) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) نیست. فاطمه معصومه(س) در مسیر حرکت خود با گفتار روشنگرانه مردم مناطق مختلف را با مبانی عمیق اسلام و آراء و افکار اهل بیت(ع) آشنا می کرد و با نقل احادیث خاندان عترت و طهارت مردم را از میان ظلمت های گمراه کننده حکام عباسی به طرف نور و روشنایی هدایت و رهنمون می کرد و این ندای بلند و رسای او بود که در گوش مردم طنین می افکند.
یک خبر و هزاران درد از این همه بی فرهنگی
آیا سحر و جادو در زندگی انسان تاثیر دارد؟
سوال؛
با احترام لطفا در خصوص مسئله ذیل که امروزه در جامعه فراوان شده راهنمایی و پاسخ لازم را ارائه نمایید اینکه،شنیدین که میگن بخت کسی بسته شده،این حرف صحت داره؟؟!!
تا به حال به چنین چیزی اعتقاد نداشتم،ولی یه جوان بسیار باایمان و خوب که همه شرایط ازدواج راهم داره ولی در همه خواستگاریها اخرش یه طوری میشه که وصلت سر نمیگیره…
حالا دیگه خودمم شک کردم ایا چنین چیزی هست واقعا؟
ایا ذکر یا دعایی هست برا چنین مشکلی…
پاسخ معاونت محترم فرهنگی تربیتی مرکز آموزشهای غیرحضوری به سوال فوق؛
سلام علیکم
با احترام ، ضمن آرزوی موفقیت وحسن عاقبت، در خصوص سؤال مطرح شده نکات ذیل باستحضار می رسد:
1- بر اساس آموزه های دینی ، سحر و جادو وجود دارد و احتمال می رود که زندگی و سرنوشت کسی بوسیله این امور با مشکل روبرو شود ؛
2-نباید عدم موفقیت در زندگی و یا نرسیدن به مقصود را به سحر نسبت داد ؛چرا که امور قطعی و مسلّمی در این عالم وجود دارد که می تواند منشأ عدم دستیابی به مطلوب ، آنها باشد از جمله امتحان و آزمایش که از سنتهای قطعی این عالم است و مواد آزمون هم می تواند همه امور باشد؛.
پس تا آنجا که ممکن است نباید پذیرفت که عدم موفقیت در امور ،به دلیل سحر است ؛ چرا که اگر چنین باوری در فردی ایجاد و یا تقویت شد ، انسان حودش را در برابر این قدرت ماورائی شکست خورده و ناتوان می بیند و دچار ناامیدی و افسردگی می شود؛
3- نباید از لطف، مهربانی ، غلم و قدرت خداوند متعال غافل بود باور کنیم قدرت خداوند متعال بالاترین قدرتهاست و امورری از قبیل سحر و جادو در زندگی اسنانهای مؤمن تاثیر قابل توجهی ندارد؛
4- مجددا تاکید می شود نباید باور داشت که سرنوشت من دچار سحر شده است امااگریک درصد هم احتمال بدهیم که ممکن است دلیل عدم موفقیتم سحر و جادو باشد راه باطل کردن آن وجود دارد ؛
5- راه باطل کردن آن رفتن در خانه رمالها و دعا نویس ها نیست هیچکس بهتر از خود انسان و افراد مومن نمی توانند در حق انسان دعا کنند پس با توسل و دعا می توان ، اینگونه امور را باطل کرد، بر اساس بعضی نصوص و دستور العملها برای باطل شدن سحر موارد ذیل که مجرب هم است توصیه شده :
الف: صدقه دادن به نیت باطل شدن سحر؛
ب:ذبح خروس سفید- اگر خروس خانگی و محلی باشد بهتر است -و گوشت آنرا به فقیر دادن ،
ج: 30 هزار مرتبه استغفار که شاه کلید رفع همه مشکلات است ؛
د: دعای ابطال السحر که در کتاب مصباخ کفعمی موجود است؛
با توکل بر خداوند متعال ، امید به لطف و مهربانیش ، باور داشت علم و قدرتش ،امتحان و آزمایش دانستن اکثر مشکلات، تسلیم در برابر آنچه حضرتش مقدّر فرموده و توسل می توان زندگی با نشاط و رضایتمندی داشت إن شاءالله
چالش مومو پدیدهای نوظهور در ایران
لزوم نظارت جدی والدین بر نحوه استفاده فرزندانشان از فضای مجازی
?پس از گسترش چالش نهنگ آبی که منجر به مرگ تعدادی از جوانان ایرانی شد، حالا چالش مومو در کمین کاربران ایرانی است.
?چند سال پیش بود که چالش نهنگ آبی در فضای مجازی مطرح شد، این بازی متشکل از چند بازی در شبکه اجتماعی بود که مدیران آن، انجام این چالشها را برای بازیکنان در طول ۵۰ روز میسر کرده بود و در پایان چالش نهنگ آبی، بازیکن باید خودکشی میکرد که در کشور ما نیز متاسفانه عده زیادی از جوانان با انجام این بازی جان خود را از دست دادند.
?به تازگی چالش مومو که یکی از بازیها در شبکههای مجازی است به سر زبانها افتاده و در کشور ما نیز عدهای را مورد توجه خود قرار داده است.
?مومو یکی از بازیهای محبوب در شبکه مجازی واتساپ و فیسبوک است که پس از گذراندن چند مرحله آنلاین، کاربر یک تماس ناشناس را دریافت میکند و در این مرحله چالش کسی که با کاربر تماس میگیرد، کاربر را پس از مدتی مجبور به انجام کارهای خشونت آمیز و در نهایت خودکشی میکند.
چالش #مومو؛ همه چیز در مورد یک حقه اینترنتی!
چالش #مومو؛ همه چیز در مورد یک حقه اینترنتی!
احتمالاً شنیدید که فردی به نام [[مومو]] که یه هکر فوقِ فوقِ حرفهای دارای وب هست،میتونه “کل گوشی شمارو هک کنه".
در مورد چالش مومو چه اطلاعاتی دارید؟
پیشنهاد می کنیم جهت کسب اطلاعات بیشتر فایل تصویری پیوستی را که سخنان دکتر محمد لسانی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام و معاون سالم سازی و سواد رسانه قرارگاه فضای مجازی سازمان بسیج مستضعفین می باشند را مشاهده فرمایید
?دکتر محمد لسانی
نشست بر خط با موضوع " منشور پیدا و پنهان در زندگی طلبگی "
گامهایی به سوی زندگی عاشقانه
خانواده، یکی از محوریترین نهادهای اجتماعی بشر است که در برآوردن نیازهای عاطفی، فرهنگی و اقتصادی انسان، نقش به سزایی دارد. مهمترین رکن در ساختار خانواده، عشق و محبت است و اصولا کارکرد مناسب خانواده و تحکیم آن، مبتنی بر وجود این عشق و علاقه است. بنابراین بیهوده نیست اگر بگوییم که عشق، هم در تشکیل نهاد خانواده و هم در دوام آن، تاثیر به سزایی دارد.
معنای عشق
عشق، واژهای است که از زبان عربی، به واژگان فارسی راه یافته است و بر اساس فرهنگ ایرانی، کاربردهای متفاوتی پیدا کرده است. عشق در لغت، به معنای افراط در دوستی و از حد گذشتن دوستی آمده است و معنایای نظیر دل باختگی و دلدادگی را نیز برای آن آوردهاند.(۱)