تجریش و خانم بیحجاب
محوطۀ بیرونی امامزاده صالح تجریش با مردم گفتگو داشتم
حدود ساعت ۱۲و نیم شب کارم تمام شد و خواستم برگردم
وقتی به سمت بالا -میدان تجریش- حرکت کردم، تجمع تمام شده بود و دعای فرج - الهی عظم البلاء - پخش میشد
دیدم مردم به سمت قبله ایستادهاند.
کمی عجله داشتم ولی خوب نبود به حرکت ادامه بدم، ایستادم و منم برگشتم سمت قبله
تا برگشتم، یه خانم بدون حجاب و شوهرشون از کنارم رد شدند
همینطور که دعا پخش میشد صدای خانمی پشت سرم میآمد که قبل از هر فراز دعا، اون فراز رو می خوند
و وقتی به فراز «یا مولانا یا صاحب الزمان» رسید، چند بار با صدای گریان تکرار کرد!
توجهم به پیشخوانی و حزن صدای دعا خواندن او جلب شده بود و حدسم این بود همون خانم بدون حجابی باشه که از کنارم با همسرشون رد شدند
وقتی دعا تمام شد، برگشتم به سمت میدان و دیدم درسته، همون خانم و آقا بودند که برای دعا ایستادهاند.
رو کردم به آقا و گفتم قبول باشه، دم شما گرم!
و به خانم هم گفتم من میشنیدم شما دعا رو قبل از نوایی که پخش میشه میخوندید، قبول باشه!
خانم با گریه گفت: حاج آقا من هر چی توی زندگیم دارم #از_امام_زمانه
گفتم تقاضا دارم به من هم دعا کنید و خداحافظی کردم …
پ.ن:
این روزها که تهران با مردم گفتگو دارم، صحنههای عجیبی از این دست دیدهام.
در مواجهه با بیحجابی - به عنوان یک منکر مسلّم شرعی و بعضاً منکر سیاسی- در صورتی که به ظرافتها و جوانبش توجه نشه، نه تنها مؤثر نخواهد بود بلکه اثر معکوس خواهد داشت و موجب ضربه به #انسجام_اجتماعی خواهد بود …