تصاویر ویژه عید سعید فطر
میزان زکات فطره ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۷ از سوی دفتر رهبر معظم انقلاب اعلام شد
زمان وجوب زکات فطره از غروب شب عید فطر است و مراجع تقلید، تأخیر پرداخت آن را بعد از نماز عید جایز نمیدانند، اما اگر کسی نماز عید را نخواند، باید فطریه را تا ظهر عید پرداخت کند.(۱)
ولی اگر دسترسى به فقیر ندارد، مىتواند مقدارى از مال خود را به نیت فطره جدا کرده و براى مستحقى که در نظر دارد یا براى هر مستحقی کنار بگذارد و باید هر وقت که آن را مىدهد نیت فطره کند.(۲)
اما اگر موقعى که دادن زکات فطره واجب است، فطره را ندهد و کنار هم نگذارد، احتیاط واجب(۳) آن است که بعداً بدون اینکه نیّت ادا و قضا کند(به قصد قربت) فطره را بدهد.(۴)
بخش وجوهات پایگاه اطلاعرسانی حضرت آیتالله خامنهای مبلغ زکات فطریه امسال را اعلام کرد:
حداقل مبلغ فطریه برای هر نفر ۸ هزار تومان (براساس قوت غالب گندم) و بر مبنای قوت غالب برنج هم قیمت سه کیلو برنج بر حسب نوع مصرف می باشد که متفاوت است.
همچنین کفاره غیر عمد روزی ۲۵۰۰ تومان و مبلغ کفاره عمد روزی ۱۵۰ هزار تومان تعیین شده است.
وجوهات شرعی خود را می توانید به طور مستقیم از طریق لینک زیر به دفتر مقام معظم رهبری پرداخت نمایید:
http://www.leader.ir/fa/monies
پینوشتها:
۱- ر.ک: امام خمینى، سید روحالله، توضیح المسائل (محشى)، ج۲، ص ۱۸۰، م ۲۰۲۵، دفتر انتشارات اسلامى، قم، هشتم، ۱۴۲۴ ه ق.
۲-همان، ر.ک: ذیل م ۲۰۳۰.
۳- آیتالله بهجت: احتیاط مستحب آن است که بعداً قضا کند، ولى أظهر این است که زکات فطره دیگر بر او واجب نیست، ولى معصیت کرده است؛ آیات عظام گلپایگانى، تبریزى، صافى: بعداً باید بدون اینکه نیت ادا و قضا کند فطره را بدهد؛ همان، ر.ک ذیل م ۲۰۳۱.
۴-همان، م ۲۰۳۱.
خمینی ثانی
نتیجه هدایتها و تدابیر جانشین صالح امام راحل(ره)، انقلاب اسلامی خمینی کبیر را هر روز پیشرفتهتر، قدرتمندتر و گستردهتر از قبل به پیش برده و دشمنانش را مستأصل و سردرگمتر از قبل کرده است.
چهارده خرداد 1368 یکی از حساسترین بزنگاههای انقلاب اسلامی ایران بوده است؛ برهه و نقطه عطفی که بر خلاف نقاط عطف بسیار دیگر، نه تنها انقلاب اسلامی را به دو بخش قبل و بعد از چهارده خرداد 68 تقسیم نکرد بلکه موجب تداوم همان راه و حفظ همان آرمان هایی شد که بنیانگذار کبیر انقلاب آن را آغاز بر آنها پافشاری کرده بود.
چهارده خرداد 68،امتداد 22 بهمن 57 و 15 خرداد 42 شد و این همان چیزی بود که دشمنان انقلاب اسلامی از آن واهمه داشتند و همه امیدشان این بود که این رشته و حبل المتین انقلاب اسلامی با ارتحال امام بگسلد و انقلاب از مسیر خود خارج شود.
اگر بخواهیم به شکل بسیار موجز، عملکرد 29 ساله رهبر معظم انقلاب اسلامی را گزارش کنیم و یک دریا حرف و سخن را در پیاله ای بگنجانیم، میتوانیم این عملکرد را در دو سرفصل کلی جمع کنیم.
نخست حفظ و تداوم انقلاب در مسیر صحیح و اولیه خود و دوم، مدیریت بحرانهای رنگ و وارنگ و هدایت کلان کشور از میان امواج متلاطم به سمت ساحل امن و آرام است. یکی از آفاتی که همواره انقلاب ها را تهدید کرده است، خسته شدن و فراموش کردن آرمانهای انقلاب و در نتیجه خارج شدن انقلاب از مسیر خودش است. بر این اساس،مهمترین مسئولیت و اصلیترین وظیفه رهبران هر انقلاب، چیزی نیست جز انگیزه بخشی،هدایت، راهبری و مراقبت از چارچوب نظام و آرمانهایش. مطالعه انقلابهای قرن بیستم و شبه انقلابهای ابتدای قرن بیست و یکم، این حقیقت را آشکار می سازد که هیچیک از آنها، نتوانستند از این آفت مصون بمانند و هر کدام به شکلی از مسیر بازماندند و به اهداف و آرمانهای خود پشت کردند.
انقلاب اسلامی ایران نیز از این آفت مصون نبوده و نیست؛ کافی است فهرست ریزشهای انقلاب را مرور کنیم تا بیشتر متوجه خطیر بودن این مساله بشویم.
لذا هم امام راحل(ره) و هم حضرت آیت ا… خامنهای،بخش عمده توان خود را صرف همین وظیفه کرده اند. و بواسطه همین مجاهدت و هوشمندی است که در این میان، تنها انقلاب اسلامی ایران است که به برکت خون شهدا و وجود نهاد بی بدیل ولایت فقیه توانسته است طی چهار دهه از حیات خود، استوار و ثابت قدم، راه خود را ادامه بدهد و با رویشهای انقلاب طراوت و درخشندگی انقلاب اسلامی را حفظ کند.
مقام معظم رهبری مدظله العالی در مراسم بیست و نهمین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران فرمودند: «من به شما عرض میکنم برادران عزیز، خواهران عزیز و ملّت بزرگ ایران! ما بعد از امام، همان راه امام را موبه مو دنبال کرده ایم و انشاءا… خواهیم کرد»
نشانههای ادامه راه و زنده نگه داشتن مکتب امام راحل توسط حضرت آیتا… خامنهای چیست؟
این نشانه ها را به دو گونه میتوان شناخت؛یک راه، شناخت الگوی رفتاری امام خمینی(ره) و تطبیق آن با نوع رفتار خلف صالح ایشان است و راه دوم، بررسی آثار اجرای الگوی امام،در زمان ایشان و پس از آن است.
نتیجه هر دو بررسی ما را به یکنقطه می رساند و آن اثبات تداوم موبهموی الگوی امام راحل است!
ویژگیهای الگوی رفتاری امام راحل را میتوان باور و اعتماد به مردم، بی اعتمادی به دشمن، قاطعیت و استحکام در برابر دشمن و بویژه آمریکا،تمرکز بر اولویت ها، عقلانیت و پرهیز از هیجان زدگی،مقابله توامان با شرق زدگی و غرب زدگی و تحجر و ساده زیستی و تاکید مستمر بر محرومان برشمرد که همگی در رفتار و شیوه رهبری آیتا… خامنهای نیز آشکار و نمایان است.
بخشی از نتیجه آن الگوی رفتاری، شکل گیری جبهه گسترده ای از دشمنان و دوستان انقلاب اسلامی بود که آن دو جبهه عینا” در دوران جانشین امام نیز تداوم یافته است.
نتیجه دیگر الگوی رفتاری امام، دستاوردهای انقلاب اسلامی یعنی استقلال، آزادی، مردم سالاری، اسلامیت، عدالت، استکبار ستیزی، خودباوری پیشرفت و گسترش انقلاب است که پس از ارتحال امام نیز همانگونه و بعضا درخشندهتر و قویتر ادامه یافته است و البته به رغم پیشرفتهای تحسین برانگیز و امیدآفرینی که در هر یک داشته ایم همچنان برای نیل به مراتب بالاتر و رفع کوتاهی ها در بخش هایی،باید تلاش ها ادامه پیدا کند.
دومین اقدام و دستاورد مهم رهبری را باید در مدیریت بحران ها دانست.مدیریتی که بعضا به معنای پیشگیری از بحران است که از مدیریت در بحران گاهی مهمتر و پیچیده تر است. بحران هایی که عمدتا طراحی و اجرا شدند تا این کانون الهام بخش را از حرکت بازدارند یا آن را از بین ببرند.
بحران هایی که هم کانون داخلی داشت و هم خارجی؛و بحران هایی در عرصههای مختلف سیاسی و فرهنگی و امنیتی و اقتصادی.
مرور بحران ها و نحوه مدیریت و عبور از آنها مجالی بیشتر و مستقل می طلبد؛ فقط از باب نمونه به دو مورد آنها اشاره میکنم.
یکی از مواردی که می توانست کشور را با بحران مواجه کند اما تدابیر و نحوه رفتار حضرت آیت ا… خامنهای مانع آن شد، خود خلآ امام راحل بود!امام شخصیت عظیمی داشت؛ مرجعیت عام و تقریبا بلامنازع، نفوذ کلام فوقالعاده، قدرت کاریزمای بالا و انبوه شاگردان تربیت شده در مکتبش که اکثر قریببهاتفاق آنها در خدمت اهداف ایشان بودند . پر کردن خلآ وجود چنین رهبری کار هر کسی نبود و کوچکترین بیتدبیری و ضعفی میتوانست به بروز مشکلات و حتی بحران رهبری منجر بشود. شایستگی آیتا… خامنهای برای جانشینی امام راحل عظیم الشأن از همان روز چهاردهخرداد 68 و در جریان انتخاب ایشان توسط مجلس خبرگان رهبری نمایان شد. رفتار ایشان در آن روز سرنوشتساز به همه ثابت کرد اولا رهبری انقلاب اسلامی عرصهای برای جنگ قدرت نیست و ثانیا منتخب امام و خبرگان، ذرهای حب جاه و مقام در وجودش نیست؛ ویژگی بسیار مهم و مبنایی که رهبر الهی باید از آن برخوردار باشد. این شایستگیها هر روز نمایانتر شد تا جایی که طی 29 سال گذشته حتی مخالفان سیاسی ایشان در حسن انتخاب خبرگان شک نکردند و نتوانستند بدیلی برای ایشان معرفی کنند. نتیجه هدایتها و تدابیر جانشین صالح امام راحل(ره)، انقلاب اسلامی خمینی کبیر را هر روز پیشرفتهتر، قدرتمندتر و گسترده تر از قبل به پیش برده و دشمنانش را مستأصل و سردرگمتر از قبل کرده است. دومیننمونه از مدیریت کلان و آمیخته با عقلانیت و هوشمندی رهبر حکیم انقلاب اسلامی را باید در پیشگیری از ورود به جنگ جست. طی حدود سه دهه گذشته، چند بار کشور در آستانه ورود به جنگ قرار گرفته لیکن با تدابیر هوشمندانه رهبر معظم انقلاب، خطر جنگ از سر کشور رفع شده است. در اینجا به دو نمونه از این موارد میپردازم. نخستین بار زمستان سال 69 و هنگامی بود که آمریکا و متحدانش برای خارج کردن عراق از کویت دست به عملیات گسترده زدند. در این جنگ - که به جنگ اول خلیج فارس معروف شد - جریان مشهور به چپ در داخل کشور مصرا خواستار ورود ایران به جنگ و در حمایت از صدام بود و هر روز در مجلس و خارج مجلس برای ورود ایران به جنگ در مقابل آمریکا فشار میآوردند. البته از سوی دیگر، غربیها نیز ما را به ورود به جنگ و انتقام از صدام تحریک میکردند. خاتمه بخش این ماجرای حساس که اندکی بی تدبیری و هیجان زدگی موجب میشد ایران تازه رها شده از جنگ تحمیلی هشتساله، وارد جنگی بشود که جز ویرانی ایران پایانی نداشت، موضع قاطع رهبری بود. چهار روز پس از اعلام نظر شورای عالی امنیت ملی مبنی بر بیطرفی و در شرایطی که نمایندگان مجلس از هر دو طیف، هر روز نطقی له یا علیه مصوبه شورای عالی امنیت ملی ایراد میکردند، رهبر معظم انقلاب طی سخنان مهمی ضمن انتقاد شدید از حملات ارتش آمریکا به مردم بیدفاع عراق، بر موضع بیطرفی جمهوری اسلامی ایران تاکید و البته آن را تبیین کردند.
ایشان در پایان، بصراحت گفتند: «جمهوری اسلامی، هر دو جناح را رد میکند؛ چون در هر دو طرف، انگیزهها مادی است و به همین دلیل هم با یکدیگر تعارض پیدا کردهاند. آنها به دلیل مادی بودن، با هم تعارض پیدا کردهاند. اینطور نیست که یکی الهی و یکی مادی است. جنگ اسلام و کفر نیست. این، موضع ملت ایران ماست.» دومینمقطع حساسی که میرفت تا جمهوری اسلامی ایران را وارد جنگی ناخواسته و خطرناک کند.
پس از حمله طالبان به مزار شریف در افغانستان، در آگوست 1998(1377 شمسی) بود. در این حمله که سرکنسولگری ایران در مزار شریف نیز جزو اهداف طالبان قرار گرفت، 11 ایرانی (ده دیپلمات و یک خبرنگار) شهید شدند. جلسه فوق العاده شورای عالی امنیت ملی تشکیل و اکثر اعضای این شورا به ریاست سید محمد خاتمی رای به حمله به افغانستان(طالبان) دادند و به عنوان مصوبه شورای عالی امنیت ملی برای رهبری ارسال شد. موضوع حمله به طالبان آنقدر جدی بود که همزمان با طی فرآیند در شورای عالی امنیت ملی، دهها هزار نیروی نظامی در مرزهای شرقی کشور مستقر و آماده عملیات شده بودند، لیکن رهبرانقلاب بر خلاف رویه غالب خود که مصوبات شورای عالی امنیت ملی را تائید میکنند،به صورت مستدل با این مصوبه مخالفت کردند و ایران اسلامی را یک بار دیگر از ورود به جنگی پرخسارت حفظ کردند.
این یادداشت را با عبارتی از امام راحل به پایان میبریم.
«…من به همه ملت،… اطمینان میدهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد… ولایت فقیه آن طور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرمودهاند به کسی صدمه وارد نمیکند،… کاری که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمیدهد .»
(صحیفه امام، جلد10، ص58)
منبع: پایگاه خبری تحلیلی صراط
ضرورت بهره مندی از فرصتهای ماه مبارک رمضان از دیدگاه مقام معظم رهبری مدظله الشریف
این فرصت [ماه رمضان] را باید برادران عزیز، خواهران عزیز، مسئولین محترم، بخصوص ماها، خیلی مغتنم بشماریم؛ فرصت انابه است، فرصت رجوع به خدای متعال است، فرصت نورانی کردن دل و طراوت دادن به دلها است و فرصت تضرّع است؛ پیش خدای متعال تضرّع کنیم. هرکدام از شماها در هر بخشی که مشغول کار هستید، مطمئنّاً مشکلاتی دارید، کمبودهایی دارید، نیاز دارید به عناصری، به عواملی؛ اینها را از خدا باید بخواهیم. در کنار تلاشِ شما مطمئنّاً دعای شما و تضرّع شما یک امر لازمی است؛ این تضرّع را بایستی ما فراموش نکنیم.
در چند دعا از جمله دعای شریف ابیحمزهی ثمالی [آمده]: وَ لا یُنجی مِنکَ اِلَّا التَّضَرُّعُ اِلَیک،(۱) راه نجات ما تضرّع به نزد پروردگار متعال است. خب تضرّع پیش خدای متعال که مایهی نجات ما است -میگوییم «لا یُنجی مِنکَ اِلَّا التَّضَرُّعُ اِلَیک»- این تضرّع، چطور وسیلهی نجات است؟ انسانهای ضعیف هم گاهی ممکن است تضرّع کنند نزد انسانهای دیگر؛ فرق این [دو] چیست؟ فرق و تفاوت میان تضرّع عندالله و تضرّع عند «بندگان خدا» در چیست؟ مهم این است که به این نکته توجّه کنیم. تضرّع در مقابل بندگان خدا برای این است که شما دل آنکس را که پیش او تضرّع میکنید، نرم کنید؛ [امّا] تضرّع عندالله برای این است که دل خودمان را نرم کنیم؛ دل خودمان را نجات بدهیم از قساوت؛ این مایهی نجات است. اگر دل از حالت قساوت خارج شد و نرم شد، نورانیّت پیدا خواهد کرد. این نورانیّت دل است که راهها را به روی انسان باز میکند، به انسان امید میبخشد، به انسان تلاش میبخشد، انسان را در راههای صحیح و درست هدایت میکند. تقوا وقتی بود، خدای متعال هدایتش را به انسان عنایت میکند. این تقوا ناشی از همان نرمش دل و لطافت دل و نورانیّت دل است؛ اصل قضیّه این است.
در سورهی مبارکهی زمر [آمده]: فَوَیلٌ لِلقسِیَةِ قُلوبُهُم مِن ذِکرِ اللهِ اُولئِکَ فی ضَللٍ مُبین؛(۲) دلِ سخت، دلِ دچار قساوت، اینجوری است. گمراهی آشکار برای اینها در این آیه ذکر شده. در سورهی مبارکهی مائده دربارهی بنیاسرائیل میفرماید: فَبِما نَقضِهِم میثاقَهُم لَعَنّـهُم وَ جَعَلنا قُلُوبَهُم قاسِیَة؛(۳) مظهر لعنت الهی، قساوت قلب آنها است که بر اثر عمل خود آنها است: فَبِما نَقضِهِم میثاقَهُم؛ معاهدهی خودشان با خدای متعال را فراموش کردند، نقض کردند. اینها چیزهایی است که در جامعهی مؤمن ما باید مورد توجّه باشد؛ بخصوص برای ما مسئولین که هرکدام در یک بخشی، باری بر دوش داریم. در سورهی مبارکهی بقره، باز دربارهی بنیاسرائیل [میفرماید]: ثُمَّ قَسَت قُلوبُکُم مِن بَعدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالحِجارَةِ اَو اَشَدَّ قَسوَةً وَ اِنَّ مِنَ الحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنهُ الاَنهار؛(۴) از سنگ سختتر شد دلهایتان؛ این را پیغمبر اکرم از قول پروردگار در مقام مجادله و محاجّهی با یهودیهای مدینه بیان میفرماید و گذشتهی آنها را به یادشان میآورد. همهی اینها برای ما وسیلهی درس و آگاهی و عبرت و موعظه است، باید سعی کنیم. در یک روایتی در کافی شریف است: وَ القاسِی القَلبِ مِنّی بَعید؛(۵) بُعد از خدای متعال، بدترین آفت برای انسان است؛ که انسان از خدای متعال دور بشود و قساوت قلب این خصوصیّت را دارد که انسان را دور میکند. یا در یک روایت دیگر: ما ضُرِبَ عَبدٌ بِعُقوبَةٍ اَعظَمَ مِن قَسوَةِ القَلب.(۶) (۱۳۹۶/۰۳/۲۲، بیانات در دیدار مسئولان نظام)
ما در روزهای پایانی ماه رمضان هستیم. از این ریاضت یکماهه و لطافت و رقّتی که برای شما بهطور طبیعی بر اثر روزه، بر اثر دعا و عبادت حاصل شده، حدّاکثر استفاده را بکنید. تحکیم رابطهی با پروردگار، کمککننده است، گرهگشا است. خیلی مشکلات در بخشهای گوناگون وجود دارد که باید برطرف بشود با همّت من و شما، با تلاش من و شما؛ ارتباط ما با خدا به ما قدرت میدهد، به ما امید میدهد، به ما دلخوشی میدهد. علاوه بر اینکه همهی این بحثهای دنیایی، مقدّمه است؛ مقدّمه است برای تعالی روحی، برای عروج؛ قدر بدانید ماه رمضان را. این دعای «اَللّهُمَّ اِن لَم تَکُن رَضیتَ عَنّی فی ما مَضیٰ مِن شَهرِ رَمَضان فَمِنَ الانَ فَاَرضَ عَنّی»(7) دعای مهمّی است؛ اگر تاکنون نتوانستهایم رضایت الهی را، خشنودی الهی را به دست بیاوریم، از خدا بخواهیم که از همین لحظه مشمول رضایت الهی بشویم یا مشمول مغفرت الهی بشویم.(۱۳۹۶/۰۳/۳۱؛ بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها)
پی نوشت ها:
1) مصباح المتهجد ، شیخ طوسی، ص ۵۸۳ اقبال الاعمال ، سید بن طاووس : ص ۶۷ ؛ بحارالانوار،علامه مجلسی : ج ۹۵ ص ۸۳ ؛ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص ۱۸۶ (دعای ابوحمزه ثمالی)؛ … وَ لا یُنجی مِنکَ اِلَّا التَّضَرُّعُ اِلَیک …ترجمه:… نیست راه نجات از تو مگر بوسیله تضرع و زاری به سوی تو …
۲) سوره مبارکه الزمر آیه ۲۲. أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدرَهُ لِلإِسلامِ فَهُوَ عَلىٰ نورٍ مِن رَبِّهِ ۚ فَوَيلٌ لِلقاسِيَةِ قُلوبُهُم مِن ذِكرِ اللَّهِ ۚ أُولئِكَ في ضَلالٍ مُبينٍ، ترجمه: آیا کسی که خدا سینهاش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!) وای بر آنان که قلبهایی سخت در برابر ذکر خدا دارند! آنها در گمراهی آشکاری هستند!
۳) سوره مبارکه المائدة آیه ۱۳. فَبِما نَقضِهِم ميثاقَهُم لَعَنّاهُم وَجَعَلنا قُلوبَهُم قاسِيَةً ۖ يُحَرِّفونَ الكَلِمَ عَن مَواضِعِهِ ۙ وَنَسوا حَظًّا مِمّا ذُكِّروا بِهِ ۚ وَلا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلىٰ خائِنَةٍ مِنهُم إِلّا قَليلًا مِنهُم ۖ فَاعفُ عَنهُم وَاصفَح ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُحسِنينَ، ترجمه: ولی بخاطر پیمانشکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحریف میکنند؛ و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خیانتی (تازه) از آنها آگاه میشوی، مگر عده کمی از آنان؛ ولی از آنها درگذر و صرفنظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد!
۴) سوره مبارکه البقرة آیه ۷۴. ثُمَّ قَسَت قُلوبُكُم مِن بَعدِ ذٰلِكَ فَهِيَ كَالحِجارَةِ أَو أَشَدُّ قَسوَةً ۚ وَإِنَّ مِنَ الحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنهُ الأَنهارُ ۚ وَإِنَّ مِنها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخرُجُ مِنهُ الماءُ ۚ وَإِنَّ مِنها لَما يَهبِطُ مِن خَشيَةِ اللَّهِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمّا تَعمَلونَ، ترجمه: سپس دلهای شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سختتر! چرا که پارهای از سنگها میشکافد، و از آن نهرها جاری میشود؛ و پارهای از آنها شکاف برمیدارد، و آب از آن تراوش میکند؛ و پارهای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر میافتد؛ (اما دلهای شما، نه از خوف خدا میتپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است!) و خداوند از اعمال شما غافل نیست.
۵) الكافي، شیخ کلینی ج۲ ص ۳۲۹؛ مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول،مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ج۱۰ ص ۲۹۳؛ بحار الأنوار،علامه مجلسی ج۷۰ ص ۳۹۸؛ فِيمَا نَاجَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مُوسَى ع يَا مُوسَى لَا تُطَوِّلْ فِي الدُّنْيَا أَمَلَكَ فَيَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ الْقَاسِي الْقَلْبِ مِنِّي بَعِيدٌ. ترجمه: در آنچه خداى عز و جل با موسى عليه السّلام مناجات كرد اين بود كه: اى موسى در دنيا آرزوى خود را دراز مكن كه دلت سخت، و سخت دل از من دور است.
۶)تحف العقول، ابن شعبه حرانى، حسن بن على ص ۲۹۶؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی ج۷۵ ص ۱۷۶؛ إِنَّ لِلَّهِ عُقُوبَاتٍ فِي الْقُلُوبِ وَ الْأَبْدَانِ ضَنْكٌ فِي الْمَعِيشَةِ وَ وَهْنٌ فِي الْعِبَادَةِ وَ مَا ضُرِبَ عَبْدٌ بِعُقُوبَةٍ أَعْظَمَ مِنْ قَسْوَةِ الْقَلْبِ. ترجمه: خداوند را مجازاتهائى روحى و جسمى است، همچون تنگى در اسباب زندگى، و سستى در عبادت، و هيچ بندهاى به چيزى بدتر از سنگدلى (قساوت قلب) عقوبت نشده است.
7) الإقبال بالأعمال الحسنة، ج۱، ص۳۶۴. إِنْ كُنْتَ رَضِيتَ عَنِّي فِي هذا الشَّهْرِ فَازْدَدْ عَنِّي رِضا، وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ رَضِيتَ عَنِّي فَمِنَ الآنِ فَارْضَ عَنِّي يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين. ترجمه: دعای امام صادق علیهالسلام در دهه آخر ماه رمضان: … اگر در این ماه از من خشنود بودهاى، بر خشنودیات از من بیفزا، و اگر خشنود نبودهاى از هم اکنون از من خشنود شو، اى مهربانترین مهربانان.
نگاهی به آموزه های تربیتی در زندگی حضرت خدیجه سلام الله علیها
حضرت خدیجه همسر گرامی رسول اکرم صلی الله علیه و آله، 68 سال پیش از هجرت نبوی صلی الله علیه و آله در شهر مکه به دنیا آمد. پدر وی خویلد بن اسد و مادرش فاطمه دختر زائدة بن اصم می باشد. او در چهل سالگی با حضرت محمد صلی الله علیه و آله که 25 سال از عمر شریفش را سپری کرده بود ازدواج نمود. بنابر قول مشهور ثمره ازدواج خدیجه شش فرزند به نام های قاسم، عبدالله، رقیه، زینب، ام کلثوم و فاطمه علیها السلام بود. قبل از اسلام وی به خاطر دارا بودن صفات پسندیده و فضائل اخلاقی و پاکدامنی، «طاهره» لقب گرفت. ثروت خدیجه در میان اهل مکه بی نظیر بود و اهالی مکه با اموال وی به صورت مضاربه ای تجارت می کردند. خدیجه پس از ازدواج با پیامبر همه آن ثروت را در اختیار حضرت رسول نهاد و بدین ترتیب از جنبه اقتصادی دین اسلام را تقویت نموده و در گسترش آن نهایت تلاش خود را به جای آورد.
مقام او در نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حدی بود که در مدت 25 سال زندگی مشترک با این بانوی با عظمت، آن حضرت به خاطر تکریم وی با هیچ زنی ازدواج نکرد و بهترین دوران جوانی خویش را به وی بخشید. بعد از رحلت حضرت خدیجه، رسول گرامی اسلام همیشه به یاد محبت ها و تلاش های او بود. بنابر برخی اقوال خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با دو نفر دیگر بنام های «ابو هالة بن زراره تمیمی» و «عتیق بن عائذ مخزومی» نیز ازدواج کرده بود. این یاور با وفای رسالت بعد از 25 سال زندگی در کنار حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله در دهمین سال بعثت در 65 سالگی و در دهم ماه رمضان چشم از جهان فرو بست و قلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و مسلمانان را داغدار نمود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیکر پاک او را در حجون با دست های خویش به قبر گذاشت و از شدت حزن و اندوه سال وفات او را که با فاصله اندکی از رحلت ابوطالب علیه السلام رخ داده بود، عام الحزن (سال اندوه) نامید. امیرالمؤمنین علی علیه السلام به پاس خدمات آن دو بزرگوار به جهان اسلام اشعاری جانسوز سروده و در بخشی از آن حزن و ماتم قلبی خویش را بیان داشته است:
اعینی جودا بارک الله فیکما
علی هالکین لا تری لهما مثلا
علی سید البطحاء وابن رئیسها
وسیدة النسوان اول من صلی
مهذبة قد طیب الله خیمها
مبارکة والله ساق لها الفضلا
فبت اقاسی منهما الهم والثکلا
مصابهما ادجی الی الجو والهواء (1)
ای چشمان من! احسنت بر شما، [اشک بریزید] در فراق آن دو بزرگواری که نظیر ندارند. بر سرور سرزمین بطحاء و فرزند رئیس آن و بر بانوی بانوان که نخستین نمازگزار بود [. آن بانوی] پاکدامنی که خداوند خصلت های او را پاکیزه کرده است [. بانوی] مبارکی که خداوند برتری را به سوی او رانده است.
مصیبت این دو عزیز فضا را بر من تیره و تار ساخته و [از این پس] شب ها را در اندوه و حزن این دو سر می کنم.»
در این نوشتار بر آن شدیم که نقش این بانوی خجسته را در گسترش آموزه های مکتب تربیتی اسلام مورد توجه قرار داده و مواردی قابل توجه از آن را به خوانندگان گرامی تقدیم داریم. به امید اینکه بتوانیم از این شخصیت برجسته و بانوی نمونه در جهان اسلام درس ها آموخته و با شناخت فضائل و مناقب آن بزرگوار، از او به عنوان اسوه و الگوی تربیتی پیروی کنیم.
1- فضائل اخلاقی و علمی
مطالعه تاریخ زندگی حضرت خدیجه علیها السلام نشان می دهد که او هم در دوران جاهلیت و هم بعد از بعثت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله دارای فضائل اخلاقی و کمالات معنوی بوده است. او در جامعه خود به عنوان یک الگوی زن برتر، تاثیر بسزایی در گسترش صفات نیک انسانی داشته است. سخاوت، کرامت، ایثار و فداکاری، عفت و پاکدامنی، دوراندیشی و درایت و توجه به مستمندان، عطوفت و مهربانی و صبر و استقامت، از جمله فضیلت های پسندیده ایست که صفحات تاریخ این زن نمونه را نشان می دهد.
به همین جهت آن بانوی یگانه در میان زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله شرایط هم کفو بودن را احراز نمود و یک همتای واقعی برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود. عدم ازدواج مجدد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمان حیات خدیجه کبری علیها السلام نشانگر جاذبه های معنوی و فضائل اخلاقی بی شمار در وجود آن حضرت است، که بدون تردید برخورداری از آن صفات نقش مهم و اساسی در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است. به همین جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این بانوی تربیت یافته را از برترین زنان بهشتی شمرده و می فرماید: «افضل نساء اهل الجنة خدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد ومریم بنت عمران وآثیة بنت مزاحم امراة فرعون (2)؛ بهترین زنان اهل بهشت عبارتند از: خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم [یعنی] زن فرعون.»
وفاداری این بانوی آسمانی در راه رسیدن به اهداف والای همسر خویش، مورد توجه سیره نویسان و محققان قرار گرفته است. او از اولین لحظات بعثت، به رسولخدا صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تا آخرین لحظات برایمان خود پای فشرد و لحظه ای شک و تردید به دل راه نداد.
گذشته از فضائل اخلاقی، او از کمالات علمی نیز برخوردار بود. تاریخ گواهی می دهد که خدیجه در مورد دانش عصر خود اطلاعات فراوانی داشت و از کتاب های آسمانی آگاه و از نظر عقل و درایت و زیرکی بر تمام زنان حتی بسیاری از مردان معاصر برتری داشت. بنابراین او دارای تمام کمالات و امتیازهایی بود که یک زن می تواند داشته باشد.
با توجه به نکات یاد شده، خدیجه به عنوان اولین بانوی مسلمان در ترویج فرهنگ اسلامی و الگوهای یک زن مسلمان و با کمال نقش والای خود را ایفا کرده است و بانوان بسیاری از تربیت عملی وی درس ها آموخته اند. اهمیت فضائل اخلاقی و کمالات انسانی در وجود این بانوی با فضیلت آنگاه به اوج خود می رسد که نگاهی به وضع زن در ایام جاهلیت و قبل از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیندازیم.
زن در آن روز نه تنها از حقوق خود محروم بود و با رقت آورترین وضع زندگی می کرد، بلکه به عنوان مایه ننگ و عار و موجودی شوم زنده به گور می شد . خدیجه در چنین عصری اثبات نمود که یک زن نه تنها حق حیات دارد و باید حقوق مسلم خود را استیفا نماید، بلکه می تواند با اعمال شایسته و تلاش و کوشش، به مرحله ای برسد که خداوند متعال به او سلام برساند؛ همچنان که امام باقر علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند: شبی که در معراج بودم، به هنگام بازگشت از سفر معراج به جبرئیل گفتم: ای جبرئیل! آیا خواسته ای از من داری؟ گفت: خواهش من این است که از طرف خداوند و من، به خدیجه سلام برسانی. (3)
2- پرورش فرزندان صالح
بدون تردید، مادر به عنوان مؤثرترین عامل محیطی و وراثتی در پرورش و رشد شخصیت کودک نقش به سزایی دارد . حضرت خدیجه علاوه بر این که به نص قرآن مادر روحانی همه مؤمنین است، به عنوان مادری شایسته و با ایمان در دامن خویش فرزندان نیک و صالحی برای رسول الله صلی الله علیه و آله تربیت نمود. وی شش فرزند برای پیامبر به دنیا آورد و در دامن پر مهر خویش پرورش داد که در میان آن ها حضرت فاطمه علیها السلام از رتبه خاصی برخوردار است. دختری که رهبری اسلام بعد از پیامبر اکرم و علی علیه السلام از نسل او پدید آمد و ادامه یافت. این دختر با مادرش آنچنان ارتباط تنگاتنگ داشت که هنگام رحلت حضرت خدیجه، فاطمه علیها السلام که در حدود پنج سال داشت شدیدا بی تابی می کرد و به دور پدر بزرگوارش می چرخید و می گفت: «یا ابه این امی؛ پدر جان! مادرم کجاست؟» حضرت جبرئیل نازل شد و فرمود: یا رسول الله! خداوند می فرماید: سلام ما را به فاطمه برسان و به او اطلاع بده که مادرش خدیجه در خانه های بهشتی با آسیه و مریم زندگی می کند. (4)
این دختر پاکیزه، هنگام رحلت مادر وقتی احساس کرد که حضرت خدیجه شدیدا در فراق او و پدر ارجمندش ناراحت است و نگران تنهایی و بی یاوری حضرت محمد صلی الله علیه و آله می باشد، به مادرش دلداری داده و گفت: «یا اماه! لاتحزنی ولاترهبی فان الله مع ابی (5)؛ مادر جان! اندوهگین و مضطرب نباش، زیرا خداوند یار و یاور پدرم می باشد.»
امامان معصوم علیهم السلام نیز همیشه به وجود چنین مادری افتخار می کردند؛ همچنانکه حضرت مجتبی علیه السلام هنگامی که با معاویه مناظره می کرد، در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی و سعادت و خوشبختی خود به نقش مادر در تربیت افراد اشاره کرده و فرمود: معاویه! چون مادر تو «هند» و مادربزرگت «نثیله» می باشد [و در دامن چنین زن پست و فرومایه ای پرورش یافته ای] این گونه اعمال زشت از تو سر می زند و سعادت ما خانواده در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه علیها السلام و فاطمه علیها السلام می باشد. (6)
امام حسین علیه السلام در روز عاشورا برای معرفی خویش و آگاه کردن دل های بیدار، به مادرش فاطمه علیها السلام و مادربزرگ شایسته و فداکارش حضرت خدیجه اشاره نموده و فرمود: «انشدکم الله هل تعلمون ان امی فاطمة الزهراء بنت محمد؟ ! قالوا: اللهم نعم . . . انشدکم الله هل تعلمون ان جدتی خدیجة بنت خویلد اول نساء هذه الامة اسلاما؟ ! قالوا: اللهم نعم (7)؛ شما را به خدا قسم می دهم! آیا می دانید که مادر من «فاطمه زهرا» دختر محمد [مصطفی صلی الله علیه و آله ] است؟ ! گفتند: آری [ . . . فرمود: ] شما را به خدا قسم می دهم! آیا می دانید که مادربزرگ من خدیجه دختر خویلد، نخستین زنی است که اسلام را پذیرفت؟ ! گفتند: آری.»
حضرت خدیجه علاوه بر اینکه در دامان پر مهر و عطوفت خویش فرزندان پیامبر را پرورش داد، فرزندان شایسته ای را نیز قبل از ازدواج با پیامبر تربیت کرده بود که از جمله آن ها هند بن ابی هاله می باشد. او (هند) در مدت سه شبانه روزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام هجرت در غار ثور مخفی شده بود، به همراه علی علیه السلام دور از چشم مشرکان مکه محرمانه به پیامبر صلی الله علیه و آله آذوقه می برد و برمیگشت. وی مردی بزرگوار، شریف، فصیح و محدث بود و از شوهر دیگر خدیجه بنام ابی هالة بن زرارة تمیمی متولد شده بود. (8)
هند پسر خدیجه همان کسی است که امام حسن علیه السلام به عنوان دایی خود از وی نام می برد. وی اوصاف و شمایل رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای امام مجتبی علیه السلام توصیف می کرد و بسیار مورد علاقه رسول الله صلی الله علیه و آله بود. او بت های مشرکان را می شکست (9) و در جنگ جمل در رکاب حضرت علی علیه السلام به شهادت رسید. (10) و (11)
3- توجه به نیازهای عاطفی و خواسته های فرزندان
مهرورزی و محبت به کودکان و رفع نیازهای معنوی و عاطفی فرزندان، یکی دیگر از اصول تربیتی اسلام می باشد. حضرت خدیجه به عنوان یک مادر دلسوز و مربی آگاه در این مورد حساسیت ویژه ای داشت. ماجرای زیر بیانگر این ویژگی حضرت خدیجه می باشد.
در ایام بیماری خدیجه که به مرگ وی انجامید، روزی اسماء بنت عمیس به عیادتش آمد، او خدیجه را گریان و ناراحت مشاهده کرد و به او دلداری داده و گفت: تو از بهترین زنان عالم محسوب می شوی، تو تمام اموالت را در راه خداوند بخشیدی، تو همسر رسول گرامی اسلام هستی و بارها تو را به بهشت بشارت داده است. با این همه چرا گریان و نگران هستی؟
خدیجه علیها السلام فرمود: اسماء! من در فکر این هستم که دختر هنگام زفاف نیاز به مادر دارد تا نگرانی ها و اسرارش را به مادر بگوید و خواسته هایش را به عنوان محرم اسرار مطرح نماید، فاطمه علیها السلام کوچک است، می ترسم کسی نباشد که متکفل کارهای وی در هنگام عروسی شود و برایش مادری کند.
اسماء بنت عمیس گفت: ای بانوی من! نگران نباش من با تو عهد می کنم که اگر تا آن موقع زنده ماندم به جای تو برای فاطمه مادری کنم و نیازهای روحی و عاطفی وی را برطرف نمایم.
بعد از وفات خدیجه علیها السلام هنگامی که شب زفاف حضرت فاطمه علیها السلام فرا رسید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: همه زن ها از اتاق عروس خارج شوند و کسی در آنجا باقی نماند. همه رفتند، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله متوجه شد که هنوز اسماء بنت عمیس در اتاق باقی مانده است. فرمود: آیا نگفتم همه زنان بیرون روند؟ اسماء گفت: چرا یا رسول الله من شنیدم و قصد مخالفت با فرمایش شما رانداشتم، ولی عهد من با خدیجه مرا بر آن داشت که در این جا بمانم؛ چون با خدیجه پیمان بسته ام که در چنین شبی برای فاطمه مادری کنم. (12)
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با شنیدن این سخن به گریه در آمد و فرمود: تو را به خدا سوگند برای این کار ایستاده ای؟ اسماء عرض کرد: آری. پیامبر صلی الله علیه و آله دست به دعا برداشته و برای اسماء بنت عمیس دعا کرد. (13)
همچنین حضرت خدیجه در مورد آینده دختر خردسال خویش خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دغدغه هایی را به این ترتیب بیان نمود: یا رسول الله! این دختر من - با اشاره به حضرت فاطمه علیها السلام - بعد از من غریب و تنها خواهد شد. مبادا کسی از زنان قریش او را آزار برساند، مبادا کسی به صورتش سیلی بزند، مبادا کسی صدای خود را بر روی او بلند کند، مبادا کسی با او رفتاری تند و خشن داشته باشد. (14)
4- رعایت آیین شوهرداری
یکی از برنامه های تربیتی اسلام، آموزش آیین شوهرداری به بانوان می باشد. اگر به آمار اختلافات خانوادگی و طلاق و ناهنجاری های خانواده ها توجه شود، بخش قابل توجهی از این مشکلات به رفتارهای بانوان و زنان و دختران جوان بر می گردد و این همه، به خاطر ناآگاهی و عدم توجه به حقوق شوهران، رعایت نکردن آداب معاشرت، عدم آگاهی از اصول شوهرداری در اسلام است. حضرت خدیجه علیها السلام در ترویج آیین شوهرداری اسلامی و رعایت حقوق همسر، نهایت تلاش را به عمل می آورد.
حضرت خدیجه علیها السلام با شیوه های مختلفی فضای خانواده را آرام نگاه داشته و امنیت روحی و روانی را برای شوهر و فرزندان برقرار و زمینه را برای رشد فضائل اخلاقی فراهم می آورد. در اینجا به برخی از روش های تکریم شوهر و همسرداری حضرت خدیجه اشاره می کنیم:
الف) ابراز محبت:
حضرت خدیجه در فرصت های مناسب به همسر گرامی خویش ابراز علاقه و محبت می کرد. او در قالب اشعاری زیبا درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مکنونات قلبی خویش را چنین ابراز می دارد:
فلو اننی امشیت فی کل نعمة
ودامت لی الدنیا وملک الاکاسرة
فما سویت عندی جناح بعوضة
اذا لم یکن عینی لعینک ناظرة (15)
«اگر تمام نعمت های دنیا و سلطنت های پادشاهان را داشته باشم و ملک آن ها همیشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشه ای ارزش ندارد زمانی که چشم من به چشم تو نیفتد.»
ب) طرح غیرمستقیم خواسته ها
بدون شک هر زنی از شوهر خویش انتظارات و توقعاتی دارد. این در خواست های معقول زن، اگر در محیطی محبت آمیز و همراه با حفظ حریم های اخلاقی باشد، امری پسندیده تر و جذاب خواهد بود. اگر این خواسته ها به صورت غیرمستقیم انجام گیرد، در تحکیم روابط خانوادگی و افزایش محبت تاثیری فوق العاده خواهد داشت. حضرت خدیجه علیها السلام خدمات زیادی را در خانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انجام داده و صدمات فراوانی متحمل شده بود، از این رو به صورت طبیعی می توانست انتظارات و توقعاتی را نیز از آن حضرت داشته باشد، اما او هیچ گاه خواسته های شخصی خویش را به صورت مستقیم بیان نمی کرد بلکه سعی می کرد آن ها را به عنوان یک پیشنهاد و یا خواهش غیر مهم و در کمال ادب و احترام مطرح نماید.
حضرت خدیجه در آستانه وفات خویش هنگامی که وصیت های خود را بیان می کرد، آن ها را در قالب یک گفت و گوی صمیمانه و محبت آمیز مطرح نمود. وی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: «یا رسول الله! چند وصیت دارم، البته من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هرگز از تو تقصیری مشاهده نکردم. تو نهایت درجه تلاش خود را به کار گرفتی و در خانه من زحمات و مشکلات زیادی را متحمل شدی و تمام دارایی خود را در راه خدا مصرف کردی. حضرت خدیجه علیها السلام عرض کرد: یا رسول الله! می خواهم خواسته ای را توسط دخترم فاطمه به شما برسانم و شرم دارم آن را مستقیما بازگو نمایم.
پیامبر از منزل خدیجه بیرون رفت. آن گاه خدیجه دخترش فاطمه را صدا کرد و به او گفت: عزیزم! به پدر بزرگوارت بگو که مادرم می گوید: من از قبر هراسناکم، دوست دارم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی کفن کرده و در قبر بگذاری. فاطمه علیها السلام به نزد پدر آمده و پیام مادرش را رساند. پیامبر صلی الله علیه و آله آن لباس را برای خدیجه فرستاد. هنگامی که فاطمه علیها السلام آن را آورد، نشاط زایدالوصفی وجود خدیجه را فرا گرفت. آنگاه حضرت خدیجه با دلی آرام چشم از جهان فرو بست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مشغول تجهیز و غسل و حنوط وی شد، هنگامی که خواست خدیجه را کفن کند، حضرت جبرئیل امین نازل شد و گفت: یا رسول الله! خداوند سلام می رساند و می فرماید: کفن خدیجه به عهده ماست و آن یک کفن بهشتی خواهد بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اول با پیراهن خود و از روی آن با کفن بهشتی خدیجه را کفن کرد.
ج) دلجویی و دلداری همسر
خانواده کانون آرامش و راحتی بخش هر انسانی است. مردی که در بیرون خانه با هزاران مشکل و گرفتاری رو به روست و گاهی در راه رسیدن به هدف و کسب روزی حلال سخنان ناروا شنیده و لطمات روحی و جسمی زیادی را متحمل می شود، انتظار دارد که کسی از وی دلجویی کرده و حرف دلش را شنیده و با کلمات شفابخش و برخوردهای آسایش آفرین مرهم گذار دردهای انباشته در دل او باشد.
حضرت خدیجه چنین همسری برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. مشرکان با سخنان توهین آمیز و اعمال وقیحانه ای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ناراحت می کردند و از این ناحیه مشکلات فراوانی پیش روی پیامبر اکرم بود، اما همه این گرفتاری ها به وسیله خدیجه علیها السلام جبران می شد. او شخص پیامبر و مشکلات آن حضرت را آگاهانه درک می کرد و بدین جهت در پیشرفت اهداف آن حضرت تلاش می نمود و سخنانش را تصدیق می کرد و او را از تمام غم ها و غصه ها می رهانید.
علامه سید شرف الدین در این مورد می نویسد: «او مدت 25 سال با پیامبر صلی الله علیه و آله زندگی کرد بدون آنکه زن دیگری در زندگی او شریک شود و اگر در حیات باقی می ماند، پیامبر باز هم شریک دیگری انتخاب نمی کرد. او در تمام طول زندگی زناشویی شریک درد و رنج پیامبر صلی الله علیه و آله بود، زیرا با مال خود به او نیرو می بخشید و با گفتار و کردار از او دفاع می نمود و به او در مقابل عذاب و درد کافران که در راه رسالت و ادای آن نصیبش می کردند تسلی می داد. او به همراه علی علیه السلام هنگام نزول نخستین وحی آسمانی به پیامبر صلی الله علیه و آله، در غار حرا بود. (16)»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد همسر گرامی خویش می فرماید: «خدیجه زنی بود که چون همه از من روی می گردانیدند او به من روی می کرد و چون همه از من می گریختند، به من محبت و مهربانی می کرد و چون همه دعوت مرا تکذیب می کردند به من ایمان می آورد و مرا تصدیق می کرد.
در مشکلات زندگی مرا یاری می داد و با مال خود کمک می کرد و غم از دلم می زدود. (17)»
خدیجه آنچنان در روح و جان همسر بزرگوارش تاثیر گذاشته بود که مدت ها بعد از رحلت حضرت خدیجه علیها السلام، هرگاه حضرت رسول صلی الله علیه و آله گوسفندی را ذبح می کرد، می فرمود سهمی هم به دوستان خدیجه بفرستید، زیرا من دوست خدیجه را هم دوست می دارم.
5- برترین معیارهای انتخاب همسر
هر جوانی در زندگی خویش نیاز به ازدواج دارد و ازدواج در اسلام، یک امر مقدس و عبادت محسوب می شود. دختر و پسری که می خواهند به سوی امر مقدس ازدواج قدم بردارند، اولین گام را از خود دوستی به سوی غیردوستی بر می دارند، آنان با امضای پیمان مقدس زناشویی از دایره خودخواهی بیرون رفته و با وارد شدن به مرحله جدیدی از زندگی، بخشی از کمبودهای خود را جبران می کنند که از جمله آن ها می توان به بقای نسل، رسیدن به آرامش و سکون، تکمیل و تکامل، تامین نیاز جنسی، سلامت و امنیت اجتماعی و تامین نیازهای روحی و روانی اشاره کرد. اما در این میان مهم ترین دغدغه های هر دختر و پسر جوان که در آستانه ازدواج قرار می گیرد، برترین معیارها و ملاک های ازدواج در انتخاب همسر آینده اش می باشد.
حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان الگوی دختران و زنان مسلمان در مورد انتخاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله به عنوان همسر آینده خویش ملاک ها و اصولی را مطرح می کند که از گفت و گوی وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معلوم می شود.
خدیجه هنگام پیشنهاد ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی گفت: به خاطر خویشاوندیت با من، بزرگواریت، امانتداری تو در میان مردم، اخلاق نیک و راست گوئیت، مایلم با تو ازدواج کنم. (18)
ارزش این انتخاب خدیجه آنگاه نمایان می شود که بدانیم او در آن هنگام، موقعیتی عالی و ممتاز در جامعه خود داشت و تمام امکانات و زمینه ها برای ازدواج وی با هر یک از جوانان نامدار و ثروتمند قریش فراهم بود.
پی نوشت ها:
1) بحار الانوار، ج 35، ص 143; دیوان امام علی علیه السلام، ص 359 و مستدرک سفینة البحار، ج 4، ص 73 .2) مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام، ج 2، ص 186 .
3) بحارالانوار، ج 18، ص 385 .
4) امالی شیخ طوسی، ص 175 .
5) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام، ص 164 .
6) الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 282 .
7) الامالی شیخ طوسی، ص 463 .
8) همان .
9) اکمال الکمال، ج 1، ص 119 .
10) مکارم الاخلاق، ص 11 .
11) برخی از متفکران اسلامی معتقدند که حضرت خدیجه قبل از حضرت رسول صلی الله علیه و آله ازدواج نکرده بود و فرزندانی همچون هند خواهرزادگان وی بودند که حضرت خدیجه آنان را در دامان خود پرورش داد .
12) اعیان الشیعه، ج 1، ص 380 .
13) شجره طوبی، ج 2، ص 334 .
14) همان .
15) مستدرک سفینة البحار، ج 5، ص 44 .
16) خدیجه، علی محمد علی دخیل، ص 31 .
17) بحارالانوار، ج 43، ص 131 .
18) کشف الغمه، ج 2، ص 132 .
منبع: سایت www.hawzah.net
اعمال و دعاى مخصوص «روز دهم» ماه مبارک رمضان؛
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ
وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیْکَ
وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیْکَ
بِإِحْسَانِکَ یَا غَایَةَ الطَّالِبِین
ای خدا مرا در این روز از آنان که بر تو توکل کنند
و نزد تو فوز و سعادت یابند قرار ده
و مرا از آنان که مقربان درگاه تو باشند قرار ده
به حق احسانت ای نهایت آرزوی طالبان.
**شـــرح فــرازهای دعــــــا**
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) در شرح دعای روز دهم ماه مبارک رمضان آورده است:
*درخواست توکل از خـــدا
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ
خدایا من را در ماه رمضان از کسانی قرار ده که اهل توکل به تو هستند، چشمم به دست این و آن نباشد؛ چقدر خوب است که انسان توکل داشته باشد و اهل توکل باشد.
ارزش توکل به خداوند
همانطور که میدانیم تمام امور دنیا و آخرت و هرچه در عالم وجود دارد به امر خداوند کار میکند؛ ”إِنَّ الأَمْرَ کُلَّهُ لِلَّهِ”(آل عمران ، 154) یعنی ”به درستی که تمام امور به فرمان خداوند است” و تمام کلیدهای غیب نزد اوست ”وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ”(انعام ،59) یعنی ”و کلید خزائن غیب نزد خداوند است (که) کسی جز خدا بر آن آگاه نمیباشد” و هر گاه اراده الهی اقتضا کند که امری صورت پذیرد بدون هیچ درنگی صورت خواهد گرفت ”وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ”(بقره ،117) یعنی ”هنگامی که (خداوند) اراده امری را کند به محض آنکه بگوید موجود باش، پس موجود خواهد شد” و همه عالم فرمان بردار ذات اقدس اویند ”بَل لَّهُ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ کلٌُّ لَّهُ قَنِتُونَ”(بقره ،116) یعنی ”بلکه هرچه در زمین و آسمان است ملک خداوند است و همه فرمان بردار اویند” پس با توجه به این آیات در مییابیم که انسان در هر کاری که میخواهد انجام دهد باید به خدای (قادر و متعال) که خالق و آفریدگار اوست توکل کند چرا که امیر مؤمنان حضرت علی علیهالسلام فرمودند: ”من توکل علیه کفاه و من ساله اعطاه و من اقرضه قضاه و من شکر جزاه”(نهج البلاغه) یعنی ”هر کس بر او توکل کند او را کفایت نماید و هر کس از او بخواهد میپردازد و هر کس برای خدا به محتاجان قرض دهد وامش را بپردازد و هرکس او را سپاس گوید پاداش نیکو دهد” و خداوند (عزوجل) نیز در قرآن میفرماید: ”فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین” یعنی ”پس هنگامی که اراده نمودی (که کاری را انجام دهی) پس بر خداوند توکل نما (که) همانا خداوند توکل کنندگان را دوست دارد” که ما نیز از خداوند میخواهیم در این روز ما را از توکل کنندگان واقعی به ذات اقدس قرار دهد…
توکل در قرآن
قرآن مجید در موارد متعددی توکل بر خدا را از ویژگیهای افراد با ایمان میداند و میفرماید: و علی الله فتوکلوا ان کنتم مومنین(سورهی مائده, آیهی ;23 سورهی توبه, آیهی 51); بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید.
و علی الله فلیتوکل المومنون(سورهی آل عمران, آیهی122); افراد با ایمان باید تنها بر خدا توکل کنند.
تـــوکل چیست؟
پیامبر گرامی اسلام(ص) تفسیر توکل را از جبرئیل سوال کرد, جبرئیل گفت: معنای توکل این است که انسان یقین کند به اینکه سود و زیان, و بخشش و حرمان به دست مردم نیست و باید از آنها ناامید بود و اگر بندهای به این مرتبه از معرفت برسد که جز برای خدا کاری انجام ندهد و جز او به کسی امیدوار نباشد و از غیر او نهراسد و غیر از خدا چشم طمع به کسی نداشته باشد, این همان توکل بر خدا است.( مجلسی, محمد باقر, بحارالانوار, ج 68, ص 138, ح 23)
شخصی به نام حسن بن جهم میگوید: خدمت امام هشتم (ع) رسیدم و عرض کردم: جانم به فدایت, حد و مرز توکل چیست؟
فقال لی ان لا تخاف مع الله احدا(همان); فرمود: توکل آن است که با اتکای به خدا از هیچ کس نترسی….
وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیْکَ
خدایا من را از رستگاران قرار بده ؛ نه از اهل شقاوت
*فائزین چه کسانی هستند؟
فائز به معنای سعادتمند است که به کسی گویند که خداوند او را به واسطه عمل به دستوراتش به رحمتش وارد کرده و از عذابش دور ساخته است چنانچه در قرآن میفرماید: ”قُلْ إِنِّیَ أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ”(انعام ،15) یعنی ”بگو که از عذاب روز عظیم (یعنی قیامت) میترسم که معصیت پروردگارم را انجام دهم” و در آیه بعد میفرماید: ”مَّن یُصْرَفْ عَنْهُ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِکَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ”(انعام ،16) یعنی ”کسی که از عذاب روز قیامت در امان بماند و از او عذاب برداشته شود پس به تحقیق به رحمت الهی وارد شده است که این سعادتمندی آشکار است” و آنان که از معصیت پروردگار خویش اجتناب میکنند یقیناً خداوند از آنان راضی است که این رضایت سرچشمه از رضایت مخلوق به قضا و قدر پروردگار است به طوری که خداوند در قرآن میفرماید: ”خداوند از ایشان راضی است و آنان از خداوند راضیند که این رستگاری و سعادتمندی بزرگ است” که ما نیز از خداوند میخواهیم در این روز ما را از کسانی قرار دهد که به فوز عظیم دست یافتهاند…
وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیْکَ
خدایا من را از مقربین در گاهت قرار بده؛ خدا نکند طوری زندگی کنیم که خدا به ما بگوید تو بنده من نیستی و ما را از درگاه ربوبی خودش دور کند و بگوید برو ؛ گاهی پدر به فرزند نا صالح خود میگوید ؛ برو تو دیگر فرزند من نیستی خدا هم گاهی به بنده خودش که غرق در معاصی شده است میگوید : از درگاه من دور شو که دیگر تو بنده من نیستی ! خدا کند که خدا به ما بگوید، تو بنده من هستی.
*تقوا موجب تقرب به ذات اقدس الـــهی
کسانی که به خداوند نزدیکترند و در پیشگاه او آبرومندند که تقوای الهی را پیشه کنند چرا که ”ان اکرمکم عند الله اتقکم” خداوند در قرآن میفرمایدیعنی ”به درستی که گرامیترین شما نزد پروردگار تقوا پیشه ترین شماست” و اگر به واژه رسول ”اکرم” صلی الله علیه و آله توجه کنیم و آیه ”ولکم فی رسول الله اسوه حسنه” یعنی ”و برای شما در رسول خدا الگویی نیکو است” را در نظر بگیریم میتوانیم دریابیم که کسانی که میخواهند نزد خداوند آبرویی پیدا کرده و مقرب درگاه او گردند با توجه به آیه ”ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای الهی را پیشه کنید و برای (رسیدن به خداوند) و آمدن به سوی او وسیلهای بیابید” باید به آیه ”اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم” یعنی ”خداوند و رسولش و برگزیدگان از ایشان (یعنی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام) را اطاعت نمایید” عمل نموده تا بتوانند جزء کسانی قرار گیر که مقرب درگاه الهی هستند. پس ما نیز از خداوند میخواهیم به حق لطف و احسانش ما را جزء کسانی قرار دهد که مقرب درگاه اویند.
بِإِحْسَانِکَ یَا غَایَةَ الطَّالِبِین
به حق احسانت خواستههای من را اجابت کن؛ ای کسی که غایت طالبین تویی! انسان وقتی از همه جا نا امید میشود، آخر کار در خانه خدا میرود و آن وقت دعا مستجاب میشود.
*راه شناخت استجابت دعـــــا
اگر میخواهی بدانی دعایت مستجاب میشود یا نه !؟ به دلت مراجعه کن اگر دیدی در گوشه دلت به کسی غیر از خدا هم امیدواری بدان که دعایت مستجاب نمیشود ولی اگر از همه نا امیدی و چشم دلت دست به دامن الهی است بدان که دعای تو مستجاب شده است . در حدیث آمده است که به عزت و جلالم قسم من قطع میکنم امید کسی را که به غیر من امید دارد. (کافی ج : 2 ص : 66 )
**نـماز سفــارش شــده در روز دهم مــــاه رمضــان
علامه مجلسى رحمه الله علیه در زادالمعاد در فصل آخر اعمال ماه رمضان؛ نماز روزهای ماه رمضان به شرح زیر نوشته است:
نمازشب یازدهم, دو رکعت,در هر رکعت حمد و بیست بار انااعطیناک الکوثر.
**اعمــال مشتــرک این مــاه پــر فیــض**
نخست:اعمــالى است که در هــر شب و روز این مــاه به جــاآورده مى شــود
1. بعد از هر فریضه قرائت دعای اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی… مستحب است.
سید بن طاوس از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى کاظم ـ علیهماالسلام ـ روایت کرده که فرمودند: پس از هر نماز در ماه رمضان دعای ذیل را بخوانید:
اَللّـهُمَّ ارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ فِی عامی هذا وَفی کُلِّ عامٍ ما اَبْقَیْتَنی فی یُسْرٍ مِنْکَ وَعافِیَةٍ، وَسَعَةِ رِزْقٍ، وَلا تُخْلِنی مِنْ تِلْکَ الْمواقِفِ الْکَریمَةِ، وَالْمَشاهِدِ الشَّریفَةِ، وَزِیارَةِ قَبْرِ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَفی جَمیعِ حَوائِجِ الدُّنْیا وَالاَْخِرَةِ فَکُنْ لی، اَللّـهُمَّ اِنّی اَساَلُکَ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ مِنَ الاََمْرِ الَْمحْتُومِ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ، مِنَ الْقَضاءِ الَّذی لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ تَکْتُبَنی مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ، واجْعَلْ فیـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطیلَ عُمْری، وَتُوَسِّعَ عَلَیَّ رِزْقی، وَتُؤدِّی عَنّی اَمانَتی وَدَیْنی آمینَ رَبَّ الْعالَمین
خدایا! در این سال و هر سال، تا زمانى که عمرم باقى است و در آسایش و گشایش روزى به سر مى برم، زیارت خانه ات ـ بیت الحرام ـ را نصیبم گردان. و مرا از درک موقف هاى گرامى و دیدن مکان هاى شریف و زیارت قبر پیغمبرت ـ که درودت بر او و آلش باد ـ محروم مکن.
و در برآوردن جمیع احتیاجات دنیا و آخرتم یارىام کن. اى خدا! از تو درخواست مى کنم هر آنچه از قضا و قَدَرت را که در شب قدر حتمى قرار دادى و دیگر برگشت و تغییرى نمى پذیرد، مرا از حجاج بیت الحرامت قرار دهى. حاجیانى که حجشان پسندیده، سعیشان پذیرفته، گناهانشان آمرزیده و اعمال بدشان بخشیده شده است. و عمر طولانى در راه بندگى ات و روزىام را فراوان قرار ده و امانت ها و قرضم را ادا فرما.
2. بعد از هر فریضه، مستحب است خواندن دعای یاعلیُ یاعظیمُ یاغفورُ یارحیمُ انت الرَّبُّ العظیم.
یا عَلِیُّ یا عَظیمُ، یا غَفُورُ یا رَحیمُ، اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظیمُ الَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ، وَهذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَکَرَّمْتَهْ، وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ، وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ، وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ، الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ، هُدىً لِلنّاسِ وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانَ، وَجَعَلْتَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ، فَیا ذَا الْمَنِّ وَلا یُمَنُّ عَلَیْکَ، مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنَّ عَلَیْهِ، وَاَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
اى خداى بلند مقام, اى بزرگوار, اى آمرزنده,اى مهربان! تویى خداى بزرگ که هیچ مانندى ندارد و به گفتار و کردار خلق شنوا و بینا است. و این ماهى که مقامش را بلند گردانیدى و بر دیگر ماه ها کرامت و شرافت بخشیدى, و روزه اش را بر من واجب گردانیدى, ماه رمضان است.
ماهى که در آن قرآن را براى راهنمایى مردم و نشان دادن راه هدایت و جدا نمودن حق از باطل فرو فرستادى و شب قدر را در این ماه مقرر داشتى و نیز آن شب را بر هزار ماه برترى دادى; پس اى خداى صاحب منت که هیچ کس بر تو منت ندارد, در میان آن همه بندگانت که منت گزارده اى بر من منت گزار و از آتش دوزخ نجات بخش و به بهشت همیشگى داخل گردان! به حق رحمت بى پایانت اى مهربان ترین مهربانان
3.بنا بر فرمایش حضرت ختمی مرتبت، هرکس دعای اللهم ادخل علی اهل القبور… را بعد از هر نماز واجب بخواند حقتعالی گناهان او را میآمرزد.
اَللّـهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ اَللّـهُمَّ اَغْنِ کُلَّ فَقیرٍ، اَللّـهُمَّ اَشْبِعْ کُلَّ جائِعٍ، اَللّـهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ، اَللّـهُمَّ اقْضِ دَیْنَ کُلِّ مَدینٍ، اَللّـهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کُلِّ مَکْرُوبٍ، اَللّـهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَریبٍ، اَللّـهُمَّ فُکَّ کُلَّ اَسیرٍ، اَللّـهُمَّ اَصْلِحْ کُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمینَ، اَللّـهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَریضٍ، اللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناکَ، اَللّـهُمَّ غَیِّر سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِکَ، اَللّـهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ وَاَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ
اى خدا تو بر اهل قبرها نشاط و شادمانى عطا کن؛ فقیران را بى نیاز گردان؛ خدایا گرسنگان را سیر گردان؛ برهنگان را لباس بپوشان؛ خدا بدهى برهکاران را ادا فرما؛ سوگواران را دل شاد ساز؛ خدایا هر غریبى را به وطن باز رسان؛ هر اسیرى را آزادى بخش؛ خدایا فسادگران در کار مسلمانان را اصلاح فرما؛ بیماران را شفا عنایت کن؛ اى خدا به غناى خود جلو فقر ما را ببند؛ بدى هاى ما را به خوبى صفات خودت تغییر ده؛ خدایا دیَن ما را ادا فرما و نادارى ما را به دارایى و بى نیازى بدل گردان که تو بر هر چیز توانایى
4. بهترین اعمال شبها و روزهای ماه مبارک رمضان قرائت قرآن است.
5. در ماه مبارک رمضان هر سه روز یک ختم قرآن سنّت می باشد.
6.در این ماه دعا، صلوات، استغفار و لاالهالاالله بسیار باید گفت.
(مفاتیح الجنان/ 356 الی 358)
دوم: کـارهـایى که در شب هـاى ماه رمضـان بایـد به جـاآورد
1.افطار مستحب است بعد از نماز, صورت گیرد; مگر آن که ضعف بر او غلبه کرده باشد یا جمعى منتظر باشند
2.با چیز پاکیزه و حلال و به دور از شبهات افطار نماید. و بهتر آن است که با خــرمــاى حــلال افطار کند تا ثواب نمازش چهارصد برابر گردد. اگر با خرما، آب، رطب، شیر، حلوا، نبات و با آب گرم، و یا هر کدام از این ها افطار کند، نیز خوب است.
3.هنگام افطار دعاهاى وارده در این باره را بخواند؛از جمله آن که بگوید:
اللهم لک صمت و على رزقک افطرت و علیک توکلت
خدایا براى تو روزه گرفتم و با روزى تو افطار مى کنم و بر تو توکل دارم. تا خدا ثواب هر کسى را که در این روز روزه داشته است، به او عطا کند، و اگر دعاى اللهم رب النور العظیم را که سید و کفعمى روایت کرده اند بخواند، فضیلت بسیار یابد.
و روایت شده که حضرت امیر المومنین على (علیه السلام) هر گاه مى خواست افطار کند مى گفت:
بسم الله; اللهم لک صمنا و على رزقک افطرنا, فتقبل منا انک السمیع العلیم.
به نام خدا. خدایا براى تو روزه گرفتیم و به روزى تو افطار کردیم؛ پس از ما قبول کن، زیرا که تو شنواى دانایى.
4.هنگام لقمه اول بگوید:
بسم الله الرحمن الرحیم; یا واسع المغفرة اغفر لى
به نام خداوند بخشاینده مهربان؛ اى که آمرزش باو گسترده است, بیامرز مرا. تا خدا او را بیامرزد
و در روایت آمده است که در آخر هر روز از روزهاى ماه رمضان، خدا هزار هزار کس را از آتش جهنم آزاد مى کند؛ پس از حق تعالى بخواه که تو را یکى از آن ها قرار دهد.
5.در وقت افطار ســوره قــدر بخواند.
6.در وقت افطــار صدقـه بدهد و سپس روزه داران را افطار دهد؛ اگر چه به چند دانه خرما یا شربتى آب باشد.
و از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) روایت شده کسى که روزه دارى را افطار دهد, مثل اجر آن روزه دار براى وى خواهد بود; بدون آن که چیزى از آن کم شود. و نیز از آنِ او خواهد بود ثواب کار نیکویى که به جا آورد آن افطار کرده که فرمود: مومنى که لقمه اى را در ماه رمضان به مومنى بدهد، حق تعالى براى او اجر کسى را مى نویسد که سى بندهء مومن آزاد کرده باشد و نیز از آن او است نزد حق تعالى یک دعاى پذیرفته شده.
7. در هر شب خواندن هزار مرتبه انا انزلناه آمده است.
8.اگر ممکن باشد در هر شب صد مرتبه حم دخان را بخواند.
9.در هر شب از ماه رمضان دعاى افتتاح بخواند.
10. در روایت آمده که هر کس در هر شب از ماه رمضان سوره انا فتحنا را در نماز مستحبى بخواند آن سال حفاظت مى گردد. و از اعمالى که مستحب است در شب هاى ماه رمضان به جا آورده شود، خواندن هزار رکعت نماز در سرتاسر این ماه است.و این مطلب را عالمان بزرگ و فقیهان وارسته در کتاب هاى خود اشاره کرده و نوشته اند.
(مفاتیح الجنان /360 الی 361)
ســوم: کارهاى مربوط به سحرهاى ماه مبارک رمضان است و آن چند کار است
1.سحرى خوردن, و سحرى را ترک نکند, اگر چه با یک دانه خرماى یا یک لیوان آب باشد. و بهترین سحرها سویق یعنى قاووت و خرما است. و در خبر آمده که حق تعالى و ملائکه صلوات مى فرستند بر کسانى که در سحرها استغفار مى کنند، و سحرى مى خورند.
2.سوره انا انزلناه در وقت سحرها بخواند، که هر کس این سوره را در وقت افطار کردن و سحر بخواند گویى ثواب کسى را دارد که در راه خدا در خون خود بغلتد.
3.بخواند دعاى شریفى را که از حضرت امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرموده اند: این دعایى است که حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) در سحرهاى ماه رمضان دعــاى سحــر مى خواندند.
4.قرائت دعای «اللهم انی اسئلک من بهائک بِاَبْهاهُ و کل بهائک بَهِیٌّ… » در سحرهای ماه مبارک رمضان
5.خواندن دعای پر فیض ابوحمزه ثمانی در سحرهای ماه مبارک رمضان
(مفاتیح الجنان / 373 الی 376)
…..التـمـاس دعـــــــــا…..