مژده بده حسین رو یار نگار اومده...
روز پنجم جمادی الاول ، سالروز ولادت بانوئی است که درس صبر و استقامت را به تمامی احرار و آزادی خواهان جهان داد، تا در راه تحقق اهداف مقدس و الهی خویش محکم بایستند و از آرمان های خویش پاسداری نمایند
و آنگاه این جمله زیباست :
اگر زینب نبود ، کربلا در کربلا می ماند .
?میلاد با سعادت حضرت زینب (سلام الله عليها) این معلم و مربی الهی و این اسوه تقوی و استقامت بر تمامی مسلمانان، خاصه زنان مسلمانی که در جهت اصلاح و ارتقاء جامعه تلاش می کنند مبارک باشد.
زنانی که با الگو قرار دادن آن بانوی فداکار، قصد دارند زمینه ساز ظهور امام مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف) باشند.
مولودي مژده بده حسین رو یار نگار اومده، با نواي آقاي كريمي را در ادامه مشاهده نماييد
ميلادعقيله بني هاشم مبارك باد
السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ وَلِيِّ اللهِ الْمُعَظَّمِ اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا عَمَّةَ وَلِيِّ اللهِ الْمُكَرَّمِ اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا أُمَّ الْمَصائِبِ يا زَيْنَبُ
پيامبرصلي الله عليه وآله :
من قامَ عَلي مَريضٍ يَوماً و لَيلَةً بَعَثَهُ اللَّهُ مَعَ ابراهيمَ الخَليلِ؛
هر كس يك شبانه روز از بيماري پرستاري كند ، خداوند او را با ابراهيم خليل محشور ميكند.
ثواب الأعمال ، ص ۳۴۱
بر چهره تابندۀ زينب صلوات
بر منطق كوبنده زينب صلوات
در گريه به رخسار حسينش خنديد
بر گريه وبر خنده زينب صلوات
میلاد با سعادت حضرت زینب کبری سلام_الله_علیها مبارکـــــــ ـباد
بصيرت يعني چي؟
بصیرت يعنی چه؟
یعنی شناخت زمان،
شناخت نیاز،
شناخت اولویّت
شناخت دشمن،
شناخت دوست،
شناخت وسیلهای که در مقابل دشمن باید به کار برد؛
این شناختها؛ بصیرت است.
همیشه با یک سلاح نمیشود مبارزه کرد.
مقام معظم رهبري مدظله العالي - 12 دي96
حماسه میرزای شیرازی و تحریم تنباکو
ایران در دوران حکومت سلسله قاجاریه یکی از اسفبارترین دورانهای خود را میگذرانید. هر روز به یکی از دشمنان این مرز و بوم امتیاز تازهای واگذار میشد و دست آنها برای سلطه این کشور گشودهتر میگشت. گاه این امتیازها آنقدر ظالمانه و نابخردانه بودکه از سوی دشمنان نیز «بخشیدن ایران توسط شاه» نام میگرفت.
واگذاری امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکو در داخل و خارج کشور به کمپانی ساختگی «رژی» یکی از این امتیاز بخشیها بود. طرف اصلی این قرارداد دولت انگلیس بود که در پشت ماسک کمپانی رژی و شخصی به نام «ماژور تالبوت» مخفی شده بود. در آن زمان یک پنجم مردم ایران به کار کشت و زرع و خرید و فروش تنباکو مشغول بودند و واگذاری این امتیاز به منزله واگذاری حق حیات یک پنجم مردم ایران به انگلیس بود.
تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی
با توجه به اینکه به انگلیسیها اجازه داده شده بود که با استخدام و وارد کردن افراد مسلح تمامی راهها را تحت نظر بگیرند و تمامی کالاها را بازرسی کنند، میتوان به پیآمدهای فاجعهانگیز و دردناک این قرارداد ننگین و ذلّتبار پی برد. بویژه آنکه در هنگام اجرای آن، انگلیسیها با وارد کردن دختران و زنان فاسد و برپایی جلسات و مراسم عفت ستیز، سعی در تزلزل باورهای مردم نیز داشتند. در حقیقت واگذاری امتیاز تنباکو فقط یک وابستگی اقتصادی نبود، بلکه یک هجمه فرهنگی و عقیدتی بر مرزهای ایمان و معنویت و خداباوری ایران اسلامی به شمار میرفت. توجه به همه جوانب این حادثه تاریخی، توطئه ها و نقشههای از قبل طراحی شده استعمار را در قرن سیزدهم علیه ملت ایران بر ملا میسازد.
حرکت مبارزاتی میرزای شیرازی علیه استعمار
اول جمادي سالگرد صدور فتوای تنباکو و حمایت یک روحانی طراز اول از تولید داخلی و مقابله با واگذاری انحصار آن توسط دولت فشل به غرب و انگلیس است. میرزا حسن شیرازی در 12 کلمه طومار توطئه اقتصادی انگلیس را پیچید:
الیوم استعمال توتون و تنباکو بِأیِ نحو کان درحکم محاربه با امام زمان است
مقام معظم رهبري مدظله العالي:
آن عالم [میرزای شیرازی]، بزرگ تاریخ روحانیت و پرچمدار یک مبارزهی پُرمغز و پُرمعنا علیه مراکز فساد و کانونهای طغیان و انحراف. حرکت میرزای شیرازی - که برخلاف بسیاری از حوادث صدوپنجاه سال اخیر، متأسفانه هنوز کار درست و کاملی دربارهی آن نشده است - یک حرکت ذوابعاد و پُرمعنا و بسیار پُربرکت بوده است. آن یک سطری که میرزای شیرازی نوشت و آن روز بساط کمپانی انگلیسی را از ایران برچید و سلطهی استعماری را موقتاً از کشور قطع کرد، یک مبارزهی چند جانبه بود:
اولاً، مبارزه با دستگاه استبدادی سلطنت مطلقهی ناصرالدینشاهی بود که در اوج خود هم بود؛ یعنی تا آن روز چهل و چند سال بود که آن پادشاه ظالم بر ایران حکومت مطلقه میکرد و حقیقتاً هیچ چیز هم جلودار او نبود. مفاسد حکومت ناصرالدینشاهی، هم دامنهی اقتصادی داشت، هم دامنهی سیاسی داشت، هم دامنهی معارفی و دینی داشت؛ مثلاً یکی از اهداف ناصرالدین شاه - طبق اسنادی که امروز در اختیار هست - این بود که نفوذ علما را در جامعه کم کند.
كتاب چرا تغلب؟
در یکی از روزهایی که فتنه همچنان ادامه داشت، جلسهای با حضور سران قوا و برخی دیگر از مسئولین مرتبط با موضوع در حضور رهبر انقلاب تشکیل میشود؛ در آن جلسه آیتالله خامنهای رخدادهای پس از انتخابات را اینطور تحلیل مینمایند: این یک فتنهی عمیق است که توسّط یک مرکز فعّال و هوشمند هدایت میشود؛ این مرکز از گذشته وجود داشته و با نظام و انقلاب مشکل دارد؛ این مرکزیّت دنبال ضربه زدن بوده و از مسائل انتخابات حدّاکثر استفاده را هم کرده است. مسئلهی اینها، دولت و رئیسجمهور نیست، بلکه نظام است. این جریان میخواهد با نظام درافتد و نظام را به زانو درآورد. در این جلسه که رئیسجمهور هم حضور داشته، یکی دیگر از حاضران در جلسه که مواضع مناسبی نیز در آن ایّام نداشت، از دو حزب و سازمان ساختارشکن و منحلشده نام میبرد و میگوید: اینها مرکزیّت حوادث پس از انتخابات هستند؛ اگر با اینها برخورد شود قضیّه تمام میشود. آقا در پاسخ تأکید میکنند اینطور نیست که مرکزیّت جریان مقابله با نظام، این دو حزب و سازمان باشند؛ اینها حدّاکثر میتوانند پیادهنظام آن مرکزیّت باشند؛ طرّاحی، خیلی ریشهدارتر از این بحثها است؛ بخش عمدهی این مرکزیّت در خارج از کشور است؛ این مرکزیّت توانست حرفهای خود را از زبان بعضی چهرهها بزند، از زبان آقای …، از زبان آقای …، و تا حدودی از زبان آقای … ؛ این افراد و مجامعشان بلندگوی مرکزیّت فوق شدند. اگر این افراد و گروهها داخلِ کار نبودند مسائل تا این حد گسترش پیدا نمیکرد…