کمی بیشتر درمورد دحوالارض بدانیم
دحوالارض یکی از روزهای پر برکت در طول سال است. طبق برخی روایات زمین کعبه و حرم الهی در این روز ظاهر گشته و گسترش یافته است و نخستین رحمت الهی در این روز از آسمان نازل شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، روز ۲۵ ذی القعده مصادف با «دحو الارض» است که خشکیها گسترده شده و زمین کعبه از زیر آبها بیرون آمده است، این شب و روز دحوالارض از ایام مهم عبادی در طول سال است.
آیت الله جوادی آملی بر اساس آیه شریفه وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی الْقُلُوبِ، بر تعظیم شعائر الهی و گرامی داشت آنها، توصیه و تاکید میکند و روز «دحوالارض» را یکی از پربرکتترین روزهای ایام سال میداند، چرا که طبق برخی روایات زمین کعبه و حرم خدا، در این روز ظاهر گشته و گسترش یافته است.
شمّه ای از تاریخ کعبه
آیت الله جوادی آملی در صفحه ۲۶۱ کتاب «صهبای حج» در اینباره مینویسد: «کعبه اوّلین معبد مردمی و عبادتگاه توده انسانها در روی زمین است: «إنّ أول بیت وضع للناس للذی ببکة…» که تعیین محل و نقشه ساختن آن به رهنمود و دستور خدای سبحان بود: «وإذ بوّأنا لإبراهیم مکان البیت…»
بنابراین، کعبه اوّلین معبدی (نه اوّلین خانه) است که در روی زمین ساخته شد. گرچه بر اساس «دحو الأرض» گفته شده: «مکان کعبه اولین زمینی بود که از زیر آب بیرون آمد»، لیکن استفاده این معنا که «اوّلین خانه ساخته شده کعبه است» از آیه، مشکل به نظر میرسد؛ زیرا اولیّت آن را مقید کرده که برای عبادت بوده است. البته آیه شریفه «إن أول بیت وضع للناس…»، معنای مزبور را نفی نیز نمیکند، زیرا قیودی همچون وصف، همانطور که اطلاق ندارد مفهوم نیز ندارد، مگر اینکه جمله مشتمل بر وصف، در مقام تحدید باشد. در اینباره و در استفسار از آیه شریفه مزبور، از امیرالمؤمنین (ع) تصریح به اینکه قبل از بنای کعبه، خانه وجود داشته، نقل شده است.»
از امیرالمومنین (ع) نقل شده که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»
معنای دحوالارض
«دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کردهاند. منظور از دحوالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آبهای حاصل از بارانهای سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آبها، به تدریج در گودالهای زمین جای گرفتند و خشکیها از زیر آب سر بر آوردند و روز به روز گستردهتر شدند.
از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستیها و بلندیها یا شیبهای تند و غیر قابل سکونت بود. بعدها بارانهای سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و درهها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع پدید آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نامگذاری میشود.
برنامههای معنوی
روز دحوالارض روز گسترش زمین روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه ای دارد؛ از جمله:
۱. روزه داشتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.
۲. احیا و شب زنده داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است.
۳. ذکر و دعا.
۴. انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوص آن.
دعای روز دحوالارض
یکی از برنامههای پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسأله دحوالارض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیده و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو میخواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».
دعای دحوالارض که خواندن آن مستحبّ است:
اللَّهُمَّ دَاحِی الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیوْمِ مِنْ أَیامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَی کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَی أَهْلِ بَیتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ أَعْطِنَا فِی یوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ،
خدایا ای گستراننده کعبه و شکافنده دانه و برگیرنده سختی و برطرف کننده هر گرفتاری، از تو میخواهم در این روز از روزهایت، که حقّش را بزرگ گرداندی، و سبقتش را پیش انداختی و آن را نزد اهل ایمان امانت و و به سوی خود وسیله قرار دادی، و به رحمت گستردهات که بر محمّد درود فرستی آن بنده برگزیدهات در پیمان نزدیک، روز دیدار، شکافنده هر امر بسته، و دعوت کننده به حق، و بر اهل بیت پاکش آن راهنمایان، و روشنکنندگان راه حق، ستونهای جبّار، و متولّیان بهشت و دوزخ، و عطا کن به ما از عطای در خزانهات که نه بریده شود، و نه منع گردد، تا به وسیله آن توبه، و بازگشت خوبی برای ما فراهم نمایی
یا خَیرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یا کَفِی یا وَفِی یا مَنْ لُطْفُهُ خَفِی الْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَی یوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَی طُولِ الْبِلَی إِذَا حَلَلْتُ بَینَ أَطْبَاقِ الثَّرَی وَ نَسِینِی النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَی وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ،
ای بهترین خوانده شده و کریمترین امید شده، ای کفایت کننده، ای وفادار، ای آنکه لطفش پنهانی است، به لطفت به من لطف کن، و به عفونت خوشبختم نما، و به یاریات تأییدم فرما، و از ذکر کریمانهات فراموشم مکن به حق متولیان امرت و نگهبانان رازت و از گرفتاریهای روزگار تا روز قیامت و برانگیختهشدن حفظم کن هنگام بیرون آمدن جانم، و فرو رفتن در قبرم، و تمام شدن کارم، و سپری شدن عمرم، اولیایت را به بالینم حاضر کن، خدایا یادم کن، بر طول پوسیدگی، زمانیکه در میان تودههای خاک فرود آیم، و فراموشکنندگان از مردم فراموشم کنند، و در خانه اقامت فرودم آر، و در منزل کرامت جایم ده،
وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیرَ زَادٍ وَ أَوْفَی مِیعَادٍ یوْمَ یقُومُ الْأَشْهَادُ اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ] أَوْلِیائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیقْ عَلَیهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ.
و از دوستان اولیایت، و برگزیدگان و خاصان درگاهت قرارم ده، و دیدارت را بر من مبارک گردان، و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزیام فرما، درحالیکه پاک از لغزشها و گفتار بیپایه و منطق تباه باشم. خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) وارد کن، و از آن به من بنوشان، نوشاندنی سیراب کننده، روان و گوارا، که پس از آن هرگز تشنه نشوم، و از ورود به آن طرد نگردم، و از آن منع نشوم، و آن را قرار ده برایم بهترین توشه، و کاملترین وعدهگاه، روزی که گواهان بپا میخیزند. خدایا لعنت کن گردنکشان گذشته و آینده را، هم آنانکه حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند. خدایا پایههایشان را بشکن، و پیروان و عمّالشان را نابود ساز، زمیههای هلاکتشان را به زودی فراهم فرما، و کشورهایشان را از دستشان بگیر، و کارهایشان را بر آنان تنگ کن، و بر آنانکه با آنان سهیم و شریکند لعنت فرست.
اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیتَ إِلَیهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّی تَرْضَی وَ یعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَی یدَیهِ جَدِیدا غَضّا وَ یمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ عَلَی جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّی نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیامَهُ وَ صَلِّ عَلَیهِ [عَلَی مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَینَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیهِ [عَلَیهِمْ] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.
خدایا در فرج دوستانت شتاب کن و حقوق تاراجرفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق آشکار کن، و او را یاریرسان دینت بدار، و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده. خدایا فرشتگان پیروزی را گرداگرد او همواره بدار، و به آن دستوری که در شب قدر به او القا کردی او را انتقامگیرنده خویش قرار ده، تا جاییکه خشنود شوی، و دینت به وسیله او، و به دست او به گونهای نو و تازه بازگردد، و حق به طور کامل ناب شود، و باطل به صورت همه جانبه به دور افکنده شود. خدایا بر او و همه پدرانش درود فرست، و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده، و در زمان بازگشتش ما را برانگیز، تا در دوران او در شمار یارانش باشیم. خدایا درک قیامش را روزی ما کن، و در روزگارش ما را حاضر کن، و بر او درود فرست، و سلام او را به ما باز رسان، درود و رحمت خدا و برکاتش بر او باد.
نزاهت انبياء و اولیاء علیهم السلام
در محضر حضرت آیت الله جوادی آملی مدظله العالی
روز بیست و سوم ماه ذی_القعده 1442
نزاهت انبياء و اولیاء علیهم السلام
تبعيد دسته جمعي علماي بزرگ شيعه
?تبعيد دسته جمعي علماي بزرگ شيعه از عتبات عالياتِ عراق به ايران (1302 ق)
?پس از پايان جنگ جهاني اول و تسلط انگلستان بر امور كشور عراق، علماي نجف طي فتواهايي، حضور آنان را محكوم كرده و عليه انتخابات فرمايشي عراق كه تحت نظر انگليس بود، احكامي صادر كردند. اين عمل آنان با خشم مقامات انگليسي مواجه شد از اينرو با اصرار استعمارگران، حاكمان عراق دستور تبعيد علماي بين النهرين به ايران را صادر كردند. آيات عظام سيد ابوالحسن اصفهاني، ميرزا حسين ناييني، و سي تن ديگر از بزرگان ديني، از جمله علماي تبعيد شده بودند.
?دولت ايران به محض اطلاع از اين موضوع، فوراً دست به اقدام زد و ساير ماموران دولتي موظف شدند از علما به وضع شايستهاي استقبال و تجليل نمايند و آنچه لازمه احترام و بزرگداشت است درباره آنان اجرا كنند. اين تبعيد، واكنش شديد علماي ايران را دربرداشت و تجمعات اعتراضآميزي در تهران و شهرستانها بر پا گرديد. پس از مدتي علماي تبعيدي وارد قم شده و مورد استقبال گرم مردم و روحانيون قرار گرفتند.
? دولت ايران به اين هتك حرمت نسبت به فقها اعتراض كرد و از دولت عراق خواست به هر نحو ممكن، از آنان اعاده حيثيت شود. درنتيجه، حكومت عراق، نمايندگان ويژهاي را به تهران فرستاد تا درباره بازگشت آقايان مراجع مذاكره كنند وقرار شد هركدام كه مايل بودند بدون قيد و شرط به عراق برگردند. سرانجام اين بازگشت به وضع آبرومندي انجام گرفت.
روز سلام مخصوص
به بهانه شهادت شهید بهشتی
شهید بهشتی یک فقیه ، یک فیلسوف و یک سیاستمدار برجسته بود و حداقل به سه زبان زنده دنیا سخن میگفت. او بنیانگذار حزب جمهوری اسلامی و نخستین روزهای پیروزی انقلاب بود تا امر سازماندهی نیروهای انقلاب را زیر یک سقف گفتوگو ملی جمع کند. قرار بود حزب نیروهای بالقوه را بالفعل و به حرکت جهادی نیروهای انقلابی شتاب بخشد. قرار بود با استعدادیابی نیروهای انقلابی مورد شناسایی قرار گیرد و به آن جهت داده شود تا از اردوگاه انقلاب یک صدا بیرون آید. شهید بهشتی در این امر مقدس موفق بود. ابتدا جریان نفاق ، لیبرال و ضد انقلاب چپ او را در مناظرهها به چالش کشیدند بعد دیدند در این امر کم میآورند تن او را با بمب آلودند. دومین دبیرکل حزب، شهید محمدجواد باهنر را هم به فاصله کوتاهی با انفجار دفتر نخست وزیری از سر راه برداشتند.مقام معظم رهبری حضرت آیتالله العظمیخامنهای پیش از این دو، هدف یک عملیات تروریستی قرار گرفت و خداوند مقدر فرموده بود که او زنده بماند و پرچم انقلاب اسلامی را در حیات پس از امام (ره) باهمان قدرت و صلابت در اهتزاز نگه دارد.
به بهانه شهادت شهید بهشتی می توان از کار بزرگ او در تشکیل یک حزب نیرومند برای اداره کشور سخن گفت و به این سؤال پاسخ داد چرا پس از او حزب و تشکیلات که او بنیان نهاده بود نتوانست به حیات خود ادامه دهد؟ پاسخ روشن بود فلسفه اصلی شکلگیری حزب این بود که یک صدا از اردوگاه انقلاب بیرون آید. چون حزب این خاصیت وجودی خود را از دست داده بود در همان زمان امام (ره) با نامهای که از سوی حضرات آیات هاشمی رفسنجانی و خامنهای به امام نوشته شد ترجیح داده شد کرکره آنرا پایین بیاورند.
بعدها این دو صدایی آثار سوء سیاسی خود را در فتنه 78 و 88 نشان داد و معلوم شد که در حزب تفوق طلبی، برتریجویی ، بزرگیطلبی برکارکردهای دیگر آن غلبه کند نمیتواند مأموریت خود را در صیانت از انقلاب و سازماندهی نیروهای بالفعل و بالقوه انقلاب به درستی انجام دهد.
شهید بهشتی چهار ویژگی مهم و کلیدی برای یک حزب الهی قائل بود و معتقد بود اگر این چهار ویژگی در حزب نباشد روند فروپاشی و انحلال را طی میکند.
این چهار ویژگی را در چهار جمله زیر جمعبندی فرموده بود.
1- حزب باید پاسدار ارزشها باشد نه پاسدار خود!
2- حزب باید سازنده، آسان کننده، خودسازی و کمک به سیر الیالله برای اعضای و کارهای خود باشد.
3- حزب نباید بت، لغو یا لهو باشد.
4- حزب باید به درد مردم بخورد نه اینکه باری بر دوش مردم باشد. لذا کار در حزب باید آهنگ عبادت داشته باشد.
حزب، دانشگاه و رسانه سه نهاد مدرن بود که پس از مشروطه و مدتها قبل وارد کشور شد. احزابی که در مشروطه شکل گرفته بودند اغلب سر در آخور شرق و غرب داشتند و توسط لژهای فرماسونری اداره میشدند. از آن احزاب اثری در سپهر سیاست باقی نمانده است. دانشگاه هم بدون دقت و ارزیابی علومی که وارد کشور شده بود بهخصوص در حوزه علوم انسانی خسارات زیادی به آزادی و استقلال کشور وارد کرد و دشمن توسط همین علوم توانسته بود قدرت خود را در کشور نمایندگی کند. رسانه هم حال و روزی بهتر از دانشگاه و احزاب نداشت و ما امروز صاحب یک رسانه با نفوذ که از سطح ملی باسابقه یکصد سال حرفی برای گفتن در کشور و منطقه داشته باشد، نداریم.
برای رسیدن به رشد و توسعه متوازن باید در سه ضلع احزاب، دانشگاه و رسانه اتفاق مهمی رخ دهد و فرآیند تربیت کادرهای انقلاب برای اداره کشور در مدیریت، اقتصاد، سیاست، فرهنگ سالم و بدون نفوذ افکار غربی و افراد نفوذی باشد. غرب همیشه از طریق اختلال یا اخلال در این فرآیند مانع پیشرفت کشور شدهاست.
حوزههای علمیه به عنوان یک نهاد سنتی که پیشینه بیش از هزار ساله در کشور دارند در گذشته و اکنون سازوکار تربیت علمی، رسانه و تشکل سیاسی و حزبی خود را داشته است. به همین لحاظ توانسته است همانند یک سد پولادین در یکصد سال گذشته در برابر تجاوز، تحقیر و تهدیدهای فکری غرب بایستد. ما برای صیانت از استقلال کشور راهی جز بومیسازی نهادهای رسانه، دانشگاه و احزاب نداریم.
جریان متمایل و یا وابسته به غرب امروز بیریختترین روزهای عمر خود را در سطح رسانه، دانشگاه و احزاب میگذراند.
باید دید جریان انقلابی در این سه حوزه، چه تدبیر میکند؟ آیا این جریان هم در حال فروپاشی و اضمحلال است؟
احزاب انقلابی باید برگردند به رهنمودهای کلیدی شهید بهشتی در داشتن یک حزب با معیارهای الهی والا در سراشیبی سقوط قرار دارند.
احزاب انقلابی باید ثابت کنند به درد مردم میخورند و ارتباط آنها با هم تعاون در رسیدن به قدرت نیست بلکه دغدغه اصلی آنها صیانت از ارزشهایی است که یک ملت بهپاخاسته برای آن خون دادهاند.
احزاب انقلابی باید تکلیف و سهم خود را در «تولید قدرت ملی» ادا کنند و دنبال سهمخواهی نباشند.این سهمخواهی آنها را به چاه عُجب، خودخواهی و خودپرستی ساقط خواهد کرد و از احزاب جثهای نحیف باقی خواهد ماند که شهید بهشتی ازآن بهعنوان «بت» یاد میکند و کار در آن «لغو» یا «لهو» خواهد بود.
احزاب انقلابی با کادرهای نسل اول و دوم دیگر قابل ادارهشدن نیستند.
باید یک اقدام انقلابی برای «نوسازی ساخت سیاسی جامعه» در کادر بیانیه گام دوم و مقتضیات قرن جدید صورت گیرد.
ویترین احزاب انقلابی باید با جوان تحصیلکرده ، جهادی و پای کار انقلاب تزئین شود و رهبری احزاب به دست علمای برجسته حوزه و تحصیلکرده دانشگاه که کم نیستند سپرده شود.
شهید امام موسی صدر می فرمود: «بیتشکیلات بودن ، رمز عقبماندن ماست.»
ما باید سازمان و احزاب انقلابی را در 1400 مطابق آخرین دادههای علمی در مورد تشکیلات و نیز نوع گردش اطلاعات و ارتباطات سامان دهیم. احزابی که با تعاریف سه یا چهاردهه قبل شکل گرفتهاند پاسخگوی نیاز کنونی انقلاب نیستند. این جمله شهید امام موسی صدر چون پتکی بر سر افکار جوانان انقلابی و شیعه در جنوب لبنان فرود آمد و آنها هم توان خود را روی سازماندهی ، ارتباطات و اطلاعات گذاشتند .امروز تشکیلات حزبالله مثل یک تشکیلات پولادین در برابر ارتش تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی ایستاده است و الهامبخش احزاب فلسطینی است و حافظ استقلال نهتنها لبنان بلکه کشورهای عربی است که در جنگ 6 روزه شکست خوردند و آبروی اعراب را در جهان بردند.
نیروهای انقلاب در داخل و نیز در خارج در امتداد خط مقاومت باید به فکر «نوسازی سازمان» ، بهروزرسانی «اطلاعات» و ساماندهی «ارتباطات» خود باشند. اگر امروز به این کار نپردازند فردا خیلی دیر است. انقلابیون در سال 1400باید به این سؤال پاسخ دهند احزاب تراز انقلاب چه ساختی دارند و نسبت آنها با حوزه، دانشگاه و رسانه چیست؟
منبع: روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلویی
چرا شهید بهشتی، آماج تهمت ها و شایعات بی اساس مخالفان قرار گرفت؟
آیت الله دکتر بهشتی در زمره شخصیت های نادر جهان تشیع است که چون ستاره ای فروزان در آسمان انقلاب اسلامی درخشید و به پرتو افشانی پرداخت وی که اجتهاد، تفکر دینی ، سیاست و تدبیر خویش را با صداقت، حقیقت و واقع بینی قرین ساخته بود و سعه صدر، استقامت و اهتمام را پیشه خود، می توان از معیارهای بزرگ تجدید بنای مذهبی و تشکیلات انقلاب اسلامی به شمار آورد.
کسی که امام خمینی در معرفی او می گوید: «ایشان را من از بیست سال پیشتر می شناختم: «و هویتش را چنین گواهی می کند طبعا دارای روشن ترین و پاکترین هویت است. امام در جای دیگر فرموده اند: «مراتب فضل و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود». آری شهید بهشتی اجتهاد خود را با تفکر اصیل اسلامی آمیخت و این دو را به زیور تعهد به اسلام آراست، علمش در عین حالی که به اندوخته های حوزه ای محدود نگردید و مکتب های گوناگون علمی و فلسفی و غرب را در بر گرفت هرگز با رسوبات این مکتب ها آمیخته نگشت.
راستی چرا این سید شهیدان انقلاب اسلامی آماج تهمت ها و شایعات بی اساس مخالفان قرار گرفت؟ چه کرده بود که حتی به صدایش ایراد می گرفتند که کلفت است و به استخوان بندی او ایراد داشتند که درشت است و می گفتند انگشت دراز است، شگفت آن که ورشکستگان سیاسی برای جبران درماندگی خود در کار خلقت هم دخالت می کردند و متاسفانه آنها که مسلمان بودند و به نظام جمهوری اسلامی هم اعتقاد داشتند با دشمنان همصدا شدند و به جنگ صلابت اندیشه و اصالت تفکر رفتند و مدافعی راستین و استوانه ای قوی برای اسلام راستین و حکومت دینی را از نظر تهمت و افترا بمباران کردند اما شهید بهشتی که به شهادت امام از ابرار بود هرگز سخن زشتی نثار دشمنان نکرد و از مسلمانهای آنان همواره به نیکی سخن گفت و همه آنها را به حضور پذیرفت و حاضر شد با آنها گفتگو کند و حتی در کنارشان بنشیند و به سخنان آنان گوش فرا دهد و نقطه نظرهای اسلام را برایشان بازگو نماید . این فرزند راستین خاندان عصمت و طهارت با آن همه تعبدش به خدا و صفای باطن و پاکی روح و با آن همه فداکاری که نسبت به بندگان خدا داشت و با این که دشمن سرسخت معاندین دین و امت بود مظلومانه آن چنان آماج تهمت های از خدا بی خبران و ناآگاهان قرار گرفته بود که بسیاری از مردم تا لحظه شهادتش نه تنها او را به این صفات نمی شناختند بلکه خلاف آن را درباره اش می پنداشتند و این در حالی بود که آشنایان و معاشران آن شهید از این همه ناسپاسی و قدرناشناسی رنج می بردند. منشا مظلومیت بهشتی این بود که حاضر نشد با آنها که می خواستند انقلاب اسلامی ایران را به انحراف بکشانند، سازش کند و او مظلومانه به راه خود ادامه داد و لحظه ای از تلاش و کوشش باز نایستاد. امام با یادآوری این مظلومیت در کلماتی پر معنا توام با آهی جگرسوز تاثر خویش را از این بابت چنین بیان فرموده اند: «و آنچه که من راجع به ایشان متاثر هستم شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان است. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود. تهمت های ناگوار به ایشان زدند.»
شهید بهشتی همانگونه که امام درباره اش فرمود همواره چون خاری در چشم دشمنان بود، وجودش سبب انزوای خصم و رسوایی مخالفان بود آنها خوف این را داشتند که مبادا منطق این عارف عابدو عالم عامل سرکوبشان کند و بیمایگی نظرشان را که در بوق و کرنا کرده اند برملا نماید، اسرارشان را آشکار کند و قدرت پوشالیشان را محکوم به شکست نماید، بدین خاطر همه دشمنان هر کدام به گونه ای و به صورت خاصی به اقدامات علیه او پرداختند، او را متهم نمودند که به امریکا وابستگی دارد، انقلابی نمی باشد، انحصار طلب و انحصاراندیش است، همسری آلمانی دارد، اسنادی جعل کردند که در بانکهای اروپایی پول زیادی دارد که این مسایل آنقدر پوچ و واهی، بی ریشه و بی اساس بود که حتی دشمنان هم به آن می خندیدند و کذب آن را می فهمیدند.
به رغم این تبلیغات زهرآگین شهید بهشتی در کنار آگاهی از معارف اسلامی با آن چهره ای جذاب، قامتی بلند و حسن خلق آمیخته با رافت و مهربانی و روحیه ای با نشاط همراه با تعهد، وارستگی، نظم و تدبیر با اندیشه و تلاش بی وقفه درصدد تنظیم و تدوین پشتوانه های نظری و قانونی برای نظام جمهوری اسلامی ایران برآمد و تحقق اسلام را در جامعه در گرو تحقق مفاهیم بنیاد دینی از قبیل استقلال، عدالت، آزادی، و مشارکت مردم در امور سیاسی و فعالیت های اقتصادی می دانست، داشتن چنین بینشی سبب شده بود تا بر قطع سلطه بیگانگان از کشور و لزوم استقرار و استقلال قوه قضائیه و تعدیل ثروت در جامعه تاکید بلیغ داشته باشد و در جذب نیروهای جوان به فعالیت های اجتماعی و سیاسی و تشویق آنان به سازندگی کشور و توانایی قابل ملاحظهای از خود نشان داد مجموعه این امتیازات همان طور که او را در مرکز توجه امام امت و امت امام و عموم نیروهای حامی انقلاب اسلامی قرار داد به دشمنی و مخالفت گسترده با وی و کثرت تهمتهایی که بر او وارد می نمودند افزود که صبر و سکوتش در برابر این تهاجم مخرب حیرت آور است.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت