معضلی به نام وابستگی به موبایل
امروزه مطمئنا در اطرافیان خود افراد بسیار زیادی را مشاهده کرده اید که به تلفن همراه خود وابسته هستند. وابستگی به تلفن همراه مشکلی همگانی در بسیاری از جوامع امروزی می باشد. امروزه وابستگی به تلفن همراه و فضای مجازی، در بین مردم گسترش یافته و بر زندگی روزمره افراد تاثیرات زیادی گذاشته است. با ما همراه باشید.
اکثر جوانان به تلفن همراه خود اعتیاد دارند و باید آن را در دسترس خود قرار دهند و همچنین نوموفوبیا را تجربه کرده اند.
مقدمه
مطمئنا در اطرافیان خود افراد بسیار زیادی را مشاهده کرده اید که به تلفن همراه خود وابسته هستند. وابستگی به تلفن همراه مشکلی همگانی در بسیاری از جوامع امروزی می باشد. امروزه وابستگی به تلفن همراه و فضای مجازی، در بین مردم گسترش یافته و بر زندگی روزمره افراد تاثیرات زیادی گذاشته است. شاید شما نیز از آن دسته از افرادی باشید که در طول شبانه روز بارها به تلفن همراه خود سر می زنند و حتی هنگام خواب آن را در جایی نزدیک به خود قرار می دهند و اگر آن را در خانه جا گذاشته باشند، به سرعت باز می گردند و بدون آن، بیرون نمی روند.
امروزه یکی از مهمترین ابزاری که انسان با آن در ارتباط است، همین تلفن همراه می باشد که نگرانی نبود آن به دیگر نگرانی های بشر افزوده است. نگرانی حاصل از فراموش کردن و جا گذاشتن تلفن همراه، موضوعی است که حدود بیش از 50 درصد افرادی را که از تلفن همراه استفاده می کنند، درگیر خود نموده است. این اضطراب را به تازگی به اصطلاح نوموفوبیا می شناسند که تلفیقی از سه واژه no، mobile و phobia است. این کلمه به معنای ترس نداشتن تلفن همراه یا به عبارتی جدایی از آن است. شاید برای تان جالب باشد که بدانید علت این ترس می تواند پیش زمینه ای در دوران کودکی داشته باشد.
یک روانپزشک انگلیسی به نام جان بالبی که به دلیل نظریاتش در مورد دل بستگی مشهور شده است، نقل قول جالبی در این باره دارد: «انسان در هنگام تولد میل به حفظ میزانی از وابستگی به سایرین دارد». یکی از رفتارهای انطباقی برای حفظ بقا در کودک و در نخستین سال های زندگی او، ایجاد دلبستگی به والدین و سرپرست و اطرافیان خود است. البته این رفتار ممکن است که تا بزرگسالی حفظ شود و باقی بماند که می توان نوموفوبیا را در همین دسته قرار داد.
طبق نظر جان بالبی یکی از احساساتی که در هنگام برقراری ارتباط با دیگران و ایجاد دلبستگی به وجود می آید، احساس امنیت است که به نوعی برای انسان ضروری می باشد. در صورتی که از طریق رابطه صحیح حاصل نگردد، انسان دچار مشکل می شود و به سراغ روش های دیگری مانند «وابستگی استرس زا» (کوشش برای ارتباط گرفتن با دیگران به صورت وسواسی) یا «فرار از رابطه» (دوری از دیگران) می رود. بنابراین اگر فرد نتواند بطور عادی با اطرافیانش ارتباط برقرار نماید و از این طریق احساس امنیت نکند، ناچارا به استفاده از ابزاری چون اسباب بازی، جانوران و چیزهای جایگزین روی می آورد. اگر بخواهیم تلفن همراه و شبکه های مجازی را نیز به عنوان یک نمونه دیگر در نظر بگیریم، آنگاه در می یابیم که چرا برخی از افراد، تلفن همراه خود را جایگزین برقراری رابطه واقعی با سایرین کرده اند و به شدت زیاد وابسته آن شده اند.
چرا وابستگی به تلفن همراه رو به افزایش است؟
ضمن ترویج و گسترش استفاده از تلفن همراه، دلایل دیگری نیز برای وابستگی به شبکه های اجتماعی و تلفن همراه وجود دارد:
تسهیل برقراری ارتباط: رسانه های اجتماعی و پیام های صوتی، تصویری و نوشتاری امکان برقراری ارتباط با اطرافیان را تسهیل نموده و امکان دسترسی به اعضای خانواده و دوستان را ساده تر نموده است.
شخصی سازی اطلاعات: تلفن همراه های هوشمند روز به روز در حال پیشرفت هستند و امکانات جدیدی را به مخاطب می دهند. از جمله این موارد می توان به ذخیره کردن عکس، فیلم و موسیقی و همچنین شخصی سازی اطلاعات بر اساس سلیقه فرد اشاره کرد. قابلیت شخصی سازی امکاناتی را همچون انتخاب عکس مورد علاقه به عنوان پس زمینه، محدود کردن دسترسی به برنامه ها و … در اختیار کاربرد قرار می دهد و به سبب همین ویژگی است که میزان وابستگی افراد به تلفن همراه افزایش یافته است.
یکی از تحقیقات صورت گرفته در زمینه وابستگی به تلفن همراه، پژوهشی بود که بر روی 175 داوطلب جوان صورت گرفت و نتایج و قسمت های مختلف این مطالعه در ادامه بیان شده است.
مدت زمان استفاده از تلفن همراه
در بخش اول این آزمون از داوطلبین خواسته شد که مدت زمانی را که برای فعالیت های معمول و روزانه خود مانند پیام دادن، بازی کردن، صحبت کردن و چک کردن شبکه های اجتماعی مصرف می کنند، تعیین نمایند و با اعداد به میزان استفاده خود از هر کدام امتیاز بدهند.
میزان اعتیاد به تلفن همراه
برای بررسی میزان وابستگی افراد به گوشی، از آنان خواسته شد که در دو بخش، نوموفوبیا و تمایل داشتن برای دسترسی آسان به تلفن همراه سوالات این قسمت را پاسخ دهند. لذا دو جمله برای آنان مطرح گردید و از آنان خواسته شد که مشخص کنند تا چه اندازه جملات ذیل برای آنان نیز صادق است:
- برای مطرح کردن موضوعاتی که برایم خوشایند نیستند، ترجیح می دهم به جای رو در رو شدن با شخص مورد نظر، بصورت تلفنی با او صحبت کنم که می تواند مشکلات ناشی از نبود اعتماد به نفس باشد.
- تلفن همراه هم در همه اوقات حتی در هنگام خواب، نزدیک و در دسترس من است که می تواند ناشی از نظریه دلبستگی بالبی باشد.
بررسی میزان و زمینه وابستگی
در قسمت سوم این پرسشنامه، میزان وابستگی فرد و همچنین موارد وابستگی های غیر طبیعی که پیشتر نیز ذکر شد، مورد بررسی و سنجش قرار گرفت. از شرکت کنندگان خواسته شد که یک سری جملات را مطالعه کنند و به میزان انطباق آن ها با خودشان نمره بدهند. برای نمونه دو مورد از این جملات را در زیر مشاهده خواهید کرد:
- بسیاری از اوقات که به وجود و حضور اطرافیانت نیاز داری، از آنها کاری ساخته نیست.
- از اینکه کسی خیلی گرم و صمیمی با من برخورد کند متنفرم.
- نتیجه حاصل از این قسمت افراد را در دو گروه وابستگی استرس زا و فرار از رابطه جای می دهد.
نتیجه کلی
در این بررسی مشاهده شد که اکثر جوانان به تلفن همراه خود اعتیاد دارند و باید آن را در دسترس خود قرار دهند و همچنین نوموفوبیا را تجربه کرده اند. این وابستگی به تلفن همراه بر اثر قابلیت برقراری ارتباط آسان با سایرین نیست و پیش زمینه هایی در دوران کودکی دارد.
یکی دیگر از نتایج جالبی که در این پژوهش مشاهده شد این بود که نوموفوبیا می تواند نشان دهنده تمایل زیاد شخص برای برقراری رابطه با اشخاص باشد. افرادی که در این آزمون بالاترین نمره وابستگی به تلفن همراه را اخذ نموده بودند، اذعان داشتند که بهترین حسن تلفن همراه، خاصیت برقراری آسان رابطه با اشخاص دیگر است. اکثر شرکت کنندگان این آزمون به یک میزان تلفن همراه خود را نزدیک خود قرار می دادند. اما افرادی که دچار وابستگی استرس زا بودند، به میزان بیشتری تلفن همراه خود را در دسترس قرار می دادند.
آخرین نتیجه به دست آمده از این آزمون، نشان دهنده وجود رابطه بین استفاده از تلفن همراه و وابستگی استرس زا بود. چنین افرادی استفاده از برنامه ها و فضاهای مجازی را غالبا جایگزین مکالمه های مستقیم از طریق تلفن همراه کرده بودند و احتمالا همین موضوع یکی از دلایل کاهش مکالمات تلفنی در سنوات اخیر محسوب می گردد.
زنان یا مردان؟ کدام یک به تلفن همراه خود وابسته ترند؟
بطور کلی مردان بیشتر برای اموری چون بازی کردن و دستیابی به اخبار و مطالب جدید از تلفن همراه خود استفاده می کنند و زنان بیشتر برای چت کردن و صحبت کردن با دیگران. بنابراین از آنجایی که زنان با هدف اجتماعی و ارتباط گرفتن با دیگران از تلفن همراه خود استفاده می کنند، لذا نسبت به مردان وابستگی بیشتری به تلفن همراه دارند تا بتوانند ارتباط برقرار کنند.
منبع: مرکز مشاوره رهیاب - راسخون
نقش زبان در اخلاق نیک
حجت الاسلام والمسلمین همتیان:
امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه ۱۲۸ راجع به اهمیت اخلاق می فرمایند:
مردم بپرهیزید و دوری کنید از شکستن وخرد کردن اخلاق خود و بپرهیزید از اینکه در اخلاق خود تغییرات نامطلوب ایجاد کنید.
اگر اخلاق انسان بشکند ارزش و بهای انسان نیز پایین میآید.
امیرالمومنین میفرمایند: ای مومن! علم و ادب بهای جان توست و هر چه به علم و ادب خودت اضافه کنی به ارزش و بهای خود اضافه کرده اید
در جامعه مردم برای فردی ارزش قائل هستند که ادب داشته باشد.
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند ارزش هر انسانی به مقدار همت او است
همت یعنی دید بلند و افق وسیع و تلاش خستگی ناپذیر برای رسیدن به هدفی
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: ارزش هر انسانی به آن چیزهایی است که او دوست می دارد.
انسانی که از ارزشهای اخلاقی و اخلاق پسندیده استفاده میکند،
انسان ارزشمندی میباشد و انسانی که فاقد اخلاق است، ارزش و جایگاهی ندارد.
اخلاق راه نجات انسان است.
شخصی که فاقد اخلاق ندارد انسانیت خود را هم از بین برده. صورت او به شکل انسان است ولی باطن او به شکل حیوان است.
پیامبر صلی الله علیه و اله وقتی میخواهند اسلام را معنی بکنند میفرمایند: الاسلام حسن الخلق.
هزینه کردن به اندازه وسع
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
إنَّ المُؤمِنَ یأخُذُ بِأَدَبِ اللّهِ عز و جل؛ إذا وَسَّعَ عَلَیهِ اتَّسَعَ، وإذا أمسَک عَلَیهِ أمسَک.
همانا مومن، به ادب خداوند عز و جل رفتار می کند؛ هر گاه خدا به [زندگی] او گشایش بدهد، او گشاده دستی می کند، و هر گاه بر او تنگ بگیرد، او نیز دست نگه می دارد.
الکافی: ج ۴، ص ۱۲
حقّ فرزند دختر بر پدر
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
حَقُّ الوَلَدِ عَلى والِدِهِ … إذا کانَت اُنثى أن یَستَفرِهَ اُمَّها … ویُعَجِّلَ سَراحَها إلى بَیتِ زَوجِها.
حقّ فرزند بر پدرش، این است که … اگر دختر باشد، مادر او را گرامى بدارد … و هر چه زودتر، او را به خانه شوهرش بفرستد.
الکافی: ج ٦ ص ٤٩
برترین سرمایه
امام علی علیه السلام به فرزندشان امام حسن علیه السلام فرمودند:
یَا بُنَیَّ… إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ، وَأَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ، وَأَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ، وَأَکْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ؛ فرزندم!…
بالاترین سرمایه ها عقل، و بزرگ ترین فقر حماقت، و بدترین تنهایى و وحشت خودبینى، و برترین حسب و نسب اخلاق نیک است.
نهج البلاغه، حکمت 38.
شرح حدیث:
نکته اوّل و دوّم: برترین سرمایه و بدترین فقر
عقل، از هر سرمایه اى برتر است و بدترین فقر، فقر عقل است. انسان سرمایه هایى در اختیار دارد، ازجمله سرمایه عمر، سلامتى، مال، آبرو و نفوذ اجتماعى، وعلم؛ ولى اگر این سرمایه ها زیر چتر عقل قرار نگیرد، از بین مى رود: عالم نمى تواند از علمش استفاده کند و ثروتمند از ثروتش بى بهره مى ماند همچنین دارنده سایر نعمت ها. کسى که همه چیز دارد الّا عقل، انسان فقیر و بى مایه اى است؛ زیرا مسئله مهم درباره سرمایه، تدبیر آن است، به این معنا که سرمایه را چگونه و در کجا خرج کند؟ و این تنها عقل است که مى تواند نعمت ها را در جاى مناسب به کار بگیرد و به جا مصرف کند.
نکته سوم: وحشتناک ترین وحشت ها
حضرت در سومین نکته مى فرماید: بدترین تنهایى و وحشت عجب و خودبرتربینى است. زیرا هنگامى که کسى خود را از مردم برتر مى بیند، مردم او را ترک مى کنند و از او دور مى شوند. نتیجه این کار تنهایى و وحشت است.
نکته چهارم: اخلاق نیک
برترین حسب و شرف و شخصیّت، اخلاق نیک است. انسان گاهى اوقات این شرف و بزرگى را از پدران خود کسب مى کند؛ به این معنا که چون فرزند فلان شخصیّت است مردم او را احترام مى کنند؛ امّا گاهى اوقات، خودش آن را به دست مى آورد؛ مثلا علم و دانش اوست که باعث شرف وى مى شود. امام (علیه السلام) مى فرماید: بالاترین شرف، حسن خلق است که مى تواند شخص را در دل ها جا بدهد؛ چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با جاذبه اخلاقى خود، در دل ها نفوذ کرد.
سرچشمۀ عُجب
«عُجب» به معناى خود را برتر از دیگران دیدن است. سرچشمه اصلى این صفت ناپسند، عدم شناخت خویشتن است؛ زیرا اگر انسان خود را به خوبى بشناسد و کوچکى خود را دربرابر عظمت و بزرگى خداوند در نظر بگیرد، هرگز دچار عُجب و خودستایى نمى شود. عُجب، گویاى اعتقاد انسان به کمال خویشتن است؛ لذا باعث عقب ماندگى شخص مى گردد؛ چون رمز تکامل انسان، اعتراف به تقصیر و قبول ضعف هاست.
خداوند متعال در سوره نجم، آیه 32 مى فرماید: «(فَلاَتُزَکُّوا أَنفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى)؛ خودستایى مکنید، خداوند پرهیزکاران را بهتر مى شناسد».
سرچشمه خودستایى، همان عجب و غرور و خودبینى است که از تکبر و برترى جویى سر درمى آورد.
امام على (علیه السلام) در خطبه همام درباره صفات پرهیزکاران مى فرماید: «لاَ یَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الْقَلِیلَ وَلاَ یَسْتَکْثِرُونَ الْکَثِیرَ فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَمِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ إِذَا زُکِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا یُقَالُ لَهُ فَیَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسی مِنْ غَیْرِی وَرَبِّی أَعْلَمُ بی مِنِّی بِنَفْسی اللَّهُمَّ لاَتُوَاخِذْنِى بِمَا یَقُولُونَ وَاجْعَلْنی أَفْضَلَ مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِى مَا لاَیَعْلَمُونَ؛
آن ها هرگز از اعمال کم خودراضى نیستند و هیچ گاه اعمال زیاد خود را بزرگ نمى شمرند. پرهیزکاران در همه حال، خود را دربرابر انجام دادن وظایف متهم مى دانند و از اعمال خویش بیمناک اند. هنگامى که کسى یکى از آنان را بستاید، او از آنچه آن کس در حقش مى گوید، وحشت مى کند وچنین مى گوید: من به حال خود از دیگران آگاه ترم و خدا درباره من از من آگاه تر است. پروردگارا! به این ستایشى که ستایشگران در حقّ من مى کنند، مرا مؤاخذه مکن و مرا از آنچه گمان مى برند نیز برتر قرار بده و آنچه را که آن ها از خطاهاى من نمى دانند، بر من ببخش!».{1}
امام باقر (علیه السلام) فرمود: «لاَیَفْتَخر اَحَدُکم بِکَثْرَةِ صَلاتِهِ وَصِیامِهِ وَزَکاتِهِ وَنُسُکِهِ، لاَِنَّ الله عزّوجلّ اَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى مِنْکُمْ؛ هیچ کس از شما نباید به زیادى نماز و روزه و زکات و مناسک حج و عمره خود افتخار کند؛ چون خداوند پرهیزکاران شما را از همه بهتر مى شناسد».{2}
در حدیث دیگر آمده است: «اَلْعُجْبُ یَأْکُلُ الْحَسناتَ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ اَلْحَطَبَ؛ عُجب، نیکى هاى انسان را مى خورد و از بین مى برد، همان گونه که آتش، هیزم را مى خورد».{3}
راهکار معالجه عُجب و خودپسندى این است که انسان به فرموده امام على (علیه السلام){4} به خلقت اولیه خود نگاه کند و بنگرد که از چه چیز آفریده شده است.{5}
پینوشتها:
1. نهج البلاغه، خطبه 193
2. نور الثقلین، ج 5، ص 165، ح 77.
3. روح البیان، ج 8، ص 522.
4. شرح غررالحکم و درر الکلم، ج 6، ص 98، ح 9666.
5. گفتار معصومین (علیهم السلام)، ج 3، ص 293-296، ح 48.
منبع: نخستین آفریده خدا، آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظله)، تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی، انتشارات امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم، 1394
بالاترین نعمت ها
امام على علیه السلام فرمودند:
أَجَلُّ النِّعَمِ اَلْعافِیَةُ وَ خَیْرُ مادَامَ فِى الْقَلْبِ اَلْیَقِیْنُ؛
بالاترین نعمت ها، تندرستى و سلامتى، و بهترین چیزى که مى تواند قلب انسان را پر کند، ایمان به خداست.
تحف العقول.
شرح حدیث:
در حقیقت امیرمؤمنان (علیه السلام) انگشت روى بزرگترین نعمت مادى و معنوى گذارده است. سلامت تن نه تنها بزرگترین موهبت الهى است، بلکه سرچشمه همه فعالیت ها و تلاش ها و برکات است، و در میان مواهب معنوى چیزى برتر، و بالاتر از نور یقین و روشنایى ایمان نیست که پرفروغ ترین چراغ راه زندگى و مؤثرترین داروى درمان بیمارى جهل و ذلّت و حقارت و آلودگى است و آرام بخش قلب و جان!
قال الإمام علی (علیه السلام): (من یعمل یزدد قوةً، من یقصر فی العمل یزدد فترة)
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:
هر کس کار (بدنی ) کند قوی تر شده، و هر کس در کار کردن کوتاهی نماید، ضعیف تر خواهد شد.
غرر الحکم: 5 / 204
قال الإمام علی (علیه السلام): (وسر البردین، وغور بالناس ورفه فی السیر)
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند:
در بامداد وعصر که هوا خنک است راه پیمایی کن ودر وسط روز که هوا گرم است مردم را (برای استراحت وآسایش) باز دار وآهسته بران (تا ناتوانان نیز بتوانند همراه توانایان بیایند).
نهج البلاغه فیض الاسلام: نامه 12 / 856
امام علی (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه ی «وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا» فرمودند:
«لَا تَنْسَ صِحَّتَکَ وَ قُوَّتَکَ وَ فَرَاغَکَ وَ شَبَابَکَ وَ نَشَاطَکَ؛ تندرستی، و توانایی، و آسایش خاطر، و جوانی، و نشاط خویش را فراموش مکن و با این ها آخرت را به دست آور».
حضرت در اینجا پیرامون تفسیر سخن خدا به اموری توصیه فرمودند که هر کدام با ورزش بدست می آید زیرا سلامتی، توانایی، آسایش خاطر و نشاط و شادابی حتی جوان ماندن از آثار ورزش است. پدیده ی ورزش و تحرک بدنی مفید از لوازم زندگی ایده آل بشر به حساب می آید.
بر اساس متون دینی حکم جواز این امر و بلکه ضرورت آن در طول زندگی به خوبی اسفاده می شود، در قرآن کریم از نیرومندی برخی بندگان الهی خبر داده و آن را به عنوان یک امتیاز و صفت ستودنی برشمرده است.
در روایات معصومین (علیهم السلام) نیز برخی از انواع ورزش آمده و برای داشتن یک برنامه ورزشی همیشگی تأکید شده است. بنا بر شواهد تاریخی برخی از رشته های ورزشی در زمان پیامبر و امامان معصوم (صلوات الله علیهم) رایج بوده است، و آن بزرگواران مردم را نسبت به فرا گیری آن تشویق، و احیانا خودشان شرکت داشتند.
در عصر حاضر که ماشین و صنعت جای فعالیت های طبیعی بشر را گرفته است؛ ورزش و فرهنگ سازی آن در جامعه ضروری می نماید و نیاز به فوائد و آثار سازنده ی فردی و اجتماعی آن بیشتر احساس می شود.
منبع: makarem.ir
آداب قنوت نماز وتر
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
استغفرالله ربى و اتوب الیه فى الوتر سبعین مرة تنصب یدیک الیسرى ، و تعد بالیمنى الاستغفار؛
در قنوت نماز وتر، هفتاد بار استغفار، بگویید براى اینکار دست چپ را مقابل صورت قرار دهید و با دست راست استغفار را بشمارید.
نماز وتر چیست؟
نماز وتر از نمازهای پرفضیلت است که در نماز شب خوانده میشود. برای آگاهی بیشتر در ادامه مطلب میگوییم نماز وتر چند رکعت دارد و چگونه خوانده میشود. با ما همراه باشید.
نماز چگونه خوانده می شود؟
نماز شب از 11 رکعت تشکیل شده است که یک رکعت آخر آن نماز وَتر نامیده میشود. نماز وتر در کنار نماز شفع بهترین قسمت از نماز شب میباشد و از لحاظ فضیلت، نماز وتر حتی برتر از نماز شفع دانسته میشود.
طریقه خواندن نماز وتر
نماز وتر مستحبی است و بخشی از نماز شب به حساب میآید که در نیمه شب و پیش از طلوع خورشید خوانده میشود. طریقه خواندن نماز وتر به شرح زیر است:
1. برای خواندن نماز وتر ابتدا نیت کنید: یک رکعت نماز وتر میخوانم قُربة اِلی الله
2. در نماز وتر یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره توحید، یک مرتبه سوره فلق و یک مرتبه سوره ناس به همین ترتیب خوانده میشود.
3. سپس به قنوت رفته و پس از خواندن ذکرهای مخصوص به تعداد مشخص، حاجت بیان میشود.
4. در پایان نماز نیز تشهد و سلام خوانده میشود.
حکم نماز وتر چیست؟
در مورد حکم نماز وتر که واجب است یا نه اختلاف نظر وجود دارد. در بین اهل تسنن نماز وتر از نظر امام ابوجنیفه واجب تلقی میشود و از نظر دو شاگرد او به نام های امام ابویوسف و امام محمد و جمهور ائمه، سنت موکده به حساب میآید. امام ابوحنیفه این نماز را واجب میداند زیرا در حدیث به خواندن آن امر شده و امر به معنای واجب بودن عمل است. عَنْ أَبِی سَعِیدٍ أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَوْتِرُوا قَبْلَ أَنْ تُصْبِحُوا.
از ابی سعید رضی الله عنه نیز نقل شده است که پیغمبر (ص) فرمودند: نماز وتر را قبل از طلوع صبح بخوانید.
و دلیل جمهور ائمه برای واجب بودن نماز وتر: از ابوهریره نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: إن الله وتر، یحب الوتر متفق علیه. خداوند وتر (تنها) است و وتر را دوست دارد.
بحارالانوار، ج 87، ص 287.
گيتى امروز گلستان باشد
شعر مولاى شيعيان
صابر سیچانی (صابر)
گيتى امروز گلستان باشد
غيرت گلشن جنان باشد
شد شب غم فزاى هجران طىّ
روز وصل جهانيان باشد
در نشاطند جُمله ذرّات
شور محشر مگر عيان باشد
هاتفى گفت دانى از چه سبب
رشك خلد برين، جهان باشد
هست امروز نيمه شعبان
جشن مولاى شيعيان باشد
حجّت عصر، قائم بالحق
آنكه ياور بر انس و جان باشد
آنكه چون عرش و فرش، لوح و قلم
خلقتش در طُفيل آن باشد
بر در قدر و جاهش از جبريل
تا ابد سر بر آستان باشد
حكم فرماى آسمان و زمين
از خداوند مستعان باشد
نتوان وصف او كند سطرى
خامه را گر كه صد زبان باشد
خم به درگاه او پى تعظيم
چون كمان پشت آسمان باشد
هم بود ركن عالم امكان
هم شهنشاه لامكان باشد
«صابرا» با ولاى او در حشر
هر گنهكار، در امان باشد
بی توجهی کودکان به حرف والدین
بی توجهی کودکان به حرف والدین به این معناست که غالباً در خود فرو رفتهاند یا درگیر تخیلات خود هستند. بهترین رویکرد در مواجهه با کم توجهی و بی توجهی کودکان به حرف والدین، این است که دقیقاً بررسی کنیم که کدامیک از عملکردهای کودک دچار اختلال شده است. با ما همراه باشید.
اکثر والدین وقتی می بینند بچه به حرف آنها گوش نمی کند فریاد می کشند. این کار را بدتر می کند. توصیه می شود که والدین آرام تر و مهربانانه تر صحبت کنند.
مقدمه
علل کم توجهی و بی توجهی کودکان به حرف والدین «ذهن» عملکردهای متنوعی را به عهده دارد. تقریباً همگی این عملکردها وابسته به «توجه» هستند. بی توجهی کودکان به حرف والدین به این معناست که غالباً در خود فرو رفتهاند یا درگیر تخیلات خود هستند. دسته دیگری از کودکان کم توجه فعالیتهای بیش از حد از خود بروز میدهند و یا حتی پرخاشگری نشان می دهند. لازم به ذکر است که گاهی، ترسها و نگرانیها باعث میشوند که کودک بسیار فعال و کمتوجه شود. برخی کودکان ممکن است چنین واکنشهایی را به علت حساسیت به برخی داروها، موادغذائی و شیمیائی بروز دهند. برخی کودکان، وقتی در محیطهای شلوغ، پر ازدحام یا پر از سرو صدا قرار میگیرند، واکنشهای شدید، فعالیت گسترده و بیتوجهی نشان میدهند. گروهی دیگر زمانی که در موقعیت ترسناک یا تهدیدکننده واقع میشوند، پر جنب و جوش و بیتوجه میگردند.
نکاتی برای رفع کم توجهی و بی توجهی کودکان به حرف والدین
الف) مشخص کردن سر منشأ مشکل
بهترین رویکرد در مواجهه با کم توجهی و بی توجهی کودکان به حرف والدین، این است که دقیقاً بررسی کنیم که کدامیک از عملکردهای کودک دچار اختلال شده است.
ب) اتخاذ یک رویکرد گروهی
والدین و معلمان اعضاء اصلی هر گروه درمانی هستند. آنها کودک را بیش از هر فرد دیگری میشناسند و بهتر از همه بهتر میدانند که کودک چه عملکردهایی را میتواند انجام دهد. حتی می دانند که کودک قادر به انجام کدامیک از عملکردهای جزئی نیست. دیدگاه معلمان و والدین میتواند تکمیلکننده اطلاعاتی باشد که متخصصان برای پی بردن به مشکل کودک و حل آن نیاز دارند. بعلاوه، مراجعه به یک درمانگر متخصص برای دریافت شدت و گستردگی اختلال کمک کننده است.
ج) تقویت کردن نقاط قوت کودک
بهتر است به جای اینکه ذهن خود را درگیر پاسخگوئی به این سئوال کنید که آیا فرزندم دچار اختلال نقص توجه یا بیشفعالی هست یا نیست، و آیا نیاز به خوردن دارو دارد یا ندارد؟ بهتر است تلاش کنید تا توانمندیهای او را شناسائی کرده و آنها را تقویت نمائید.
7 دلیل بی توجهی کودکان به حرف والدین و راهکار صحیح آن
1. الگوی خوبی برای کودکان خود باشید
- به او نشان دهید که شنونده خوبی هستید.
- وقتی با شما صحبت می کند مستقیم به او نگاه کنید.
- به او نشان دهید که به حرف هایش توجه می کنید و اهمیت می دهید.
- بچه ها تقلید کننده های خوبی هستند هر جور که با آنها رفتار شود رفتار می کنند.
2. حرف های شما با کلماتی مثل اگر، تو، چرا شروع نشود
وقتی جمله را با این سه کلمه شروع می کنید در واقع کودک تمایلی به شنیدن ندارد و از شما رویگردان می شود به این علت که:
اگر: می تواند یک کلمه تهدیدآمیز باشد و او را بترساند و بچه ها همیشه از ترس فرار می کنند
تو: کودک احساس می کند که از سوی شما مورد حمله قرار گرفته و شخصیتش مورد تهدید قرار می گیرد
چرا: با این کلمه از کودک خود می خواهید که چیزی را توضیح دهد، کاری که معمولا بچه ها قادر به انجامش نیستند.
3. بدون جلب توجه کردن کودکان، شروع به صحبت نکنی
وقتی می خواهید با کودک خود صحبت کنید ابتدا مطمئن شوید که توجه او را جلب کرده اید. برای جلب توجه کودک چند راه توصیه می کنیم:
- در مقابل کودک خود بنشینید.
- به چشم های او نگاه کنید.
- با مهربانی و به آرامی صورت او را بالا نگه دارید که به چشمان شما نگاه کند.
- در ابتدای صحبت کردن از جملاتی نظیر لطفا به من گوش کن استفاده کنید.
- در طول صحبت می توانید با مهربانی دستان او را بگیرید تا توجه او به شما باشد.
4. فریاد کشیدن و جیغ زدن را کنار بگذارید
اکثر والدین وقتی می بینند بچه به حرف آنها گوش نمی کند فریاد می کشند. این کار را بدتر می کند. توصیه می شود که والدین آرام تر و مهربانانه تر صحبت کنند. این کارنتیجه مثبت تری دارد تا اینکه صدا را بلندتر کنیم.
5. از زیاد صحبت کردن پرهیز کنید
- می توانید در خیلی کوتاهی به کودک خود حرفی بزنید.
- زیاد صحبت کردن، وقت تلف کردن است و اینکه توجه بچه در گفت و گوی طولانی کمتر می شود.
- خوب است که خواسته خود را صریح و کوتاه بیان کنید.
6. درخواست خود را بدون سوالی کردن آن به کار ببرید
اگر می خواهید بچه از قوانین خانه و خانواده شما اطاعت کند درخواست خود را بدون سوالی کردن آن به کار ببرید. مثلاً به جای اینکه بگویید: می خواهی حمام کنی؟ بگویید: الان وقت حمام کردن است، لطفا برو حمام.
7. نتیجه و پیامد کاری که می کند را برای او توضیح دهید
اگر مطمئن هستید که بچه درخواست شما را شنیده اما هنوز می خواهد آن را نادیده بگیرد لازم است درخواست خود را با نتیجه و پیامدش همراه کنید.
بی توجهی کودکان به حرف والدین دلیل علمی دارد
دانشمندان معتقدند بی توجهی کودکان به حرف والدین یک دلیل علمی دارد که به کارکرد مغز کودکان مربوط است. آنها می گویند کودکان عمدا ما را نادیده نمیگیرند، بلکه این موضوع همان تفاوت بین دیدن و نگاه کردن است یا بین شنیدن و ثبت کردن آنچه گفته شده است.
آگاهی کودکان از محیط اطراف به مراتب کمتر از بزرگسالان است. والدین، مراقبان و یا آموزگاران باید بدانند که در مقایسه با بزرگسالان، تمرکز حتی روی یک مسئله کوچک و ساده توجه بچه ها به محیط اطراف را کاهش می دهد.
میزان آگاهی از آنچه بیرون دایره تمرکز کودک است با رشد او ارتباط دارد. اما بی توجهی کودکان به حرف والدین و یا حتی برای بزرگترها مزایایی هم دارد!
چه کسی دلش نمی خواهد بی مزاحمت و بدون پرت شدن حواس به کارش برسد؟!
بی تردید عدم آگاهی محیطی به معنی این است که می توانیم متمرکز باقی بمانیم و تمرکز بالا داشته باشیم. روانشناسان می گویند ما ظرفیت محدودی برای توجه و تمرکز داریم، طبیعتا برای انجام کارهایی که به تمرکز نیاز بالا دارند، این خصوصیت خودش را نشان می دهد.
بخش بزرگی از مغز به این کار اختصاص دارد، کار مشکلی است و به همین دلیل مغز نمیخواهد به موضوعات بی اهمیت بپردازد. برای همین به کوری (تفاوت بین دیدن و نگاه کردن) ناشی از بیتوجهی نیاز داریم، چرا که درغیر اینصورت نمیتوانیم تمرکز کنیم.
ما این تصور باطل را داریم که مغزمان همیشه در حال مشاهده همه چیز است، بنابراین وقتی متوجه چیزی نمیشویم، تعجب میکنیم. ما از چیزهایی بدیهی غافل می شویم؛ مثل راننده ای که عابر را نمی بیند چون متوجه خطر دیگری است. ما بزرگسالان دائما یاد میگیریم چه چیزهایی مهم نیستند.
همه ما به شکلی به کوری ناشی از بیتوجهی دچاریم، همه از آن ناراضی هستیم ولی لازمه زندگی است. ولی یادمان بماند وقتی حواس مان متمرکز تلویزیون است انتظار نداشته باشیم بچه هایمان از اینکه دیده نمیشوند خوشحال باشند.
منبع: مرکز مشاوره رهیاب- راسخون
راهکارهای افزایش اعتماد به نفس
داشتن خودباوری، بستر مناسب برای استفاده بهتر و مطلوب تر از مهارت ها و قابلیت های خود را فراهم می آورد. در این زمینه باید خاطر نشان نمود که افراد موفق، یکی از دلایل مهم و کلیدی موفقیت خود را اعتماد به نفس…
اعتماد به نفس در طی یک روز و به راحتی ایجاد نمی شود. تمرین و صرف زمان در این زمینه برای ایجاد تغییراتی در خود، از ابزارهای کاربردی و راهگشا قلمداد می گردند.
مقدمه
اطمینان داشتن از خود و توانایی های خود، معنای اعتماد به نفس را به ذهن متبادر می سازد. از سوی دیگر، این عامل یکی از پایه های اصلی و مهم برای سلامت روان به شمار می آید. عدم وجود این عامل در زندگی علاوه بر ایجاد مشکلات عدیده، عملکرد و کارکرد انسان را نیز به شدت تحت شعاع خود قرار می دهد. شایان ذکر است که یکی از پیش شرط های لازم برای دستیابی به موفقیت و کامیابی، اعتماد به نفس تلقی می شود. بر همین اساس، رسیدن به موفقیت و پیشرفت در زندگی، در درجه اول مستلزم باور داشتن و دست کم نگرفتن توانایی های خود می باشد.
به بیان دیگر، داشتن خودباوری، بستر مناسب برای استفاده بهتر و مطلوب تر از مهارت ها و قابلیت های خود را فراهم می آورد. در این زمینه باید خاطر نشان نمود که افراد موفق، یکی از دلایل مهم و کلیدی موفقیت خود را اعتماد به نفس می دانند. به طور کلی، باور داشتن توانایی های خود، در مواقع مواجهه با مشکلات و مسائل پیش رو، سبب حل و فصل آنها با قدرت و توان بیشتری می گردد. بر این اساس، نوعی خودباوری که در آن، فرد توانایی ها و قابلیت های خود را در مقایسه با دیگران، به صورت واقع بینانه و مناسب ارزیابی و بررسی می کند، در مفهوم اعتماد به نفس تعبیر می شود.
فرآیند شکل گیری اعتماد به نفس
به طور کلی، شکل گیری اعتماد به نفس، یک فرآیند دراز مدت بوده که ماحصل مقایسه کمال مطلوب یا وضعیت آرمانی با مقایسه خود پنداره می باشد. بر این اساس، چنانچه برداشت افراد از خود و توانایی های خود تناسب و تطابق نداشته باشد، خودباوری آنها کمتر و کمتر خواهد شد. در سوی مقابل، در صورتی که باورهای مثبت و سازنده در وجود فرد پرورش و توسعه یابد، خود اتکایی و اعتماد در وجود شخص بیش از پیش ارتقا پیدا می کند. لازم به ذکر است که در شکل گیری اعتماد به نفس، دو عنصر عزت نفس و خود کارآمدی، نقش برجسته و بارز ایفا می نمایند. بر این اساس، خود کارآمدی، در معنای اطمینان داشتن به توانایی های خود، برای به جان خریدن چالش ها و تلاش و کوشش سخت به منظور دستیابی به موفقیت و کامیابی می باشد.
در پرتو عامل خود کارآمدی، این باور در وجود فرد تقویت می شود که با فراگیری آموزش های لازم و سخت تلاش کردن، موفقیت وی قطعی خواهد بود. عزت نفس به عنوان یک عامل کلیدی در ایجاد اعتماد به نفس، میزان احترام و ارزشی است که فرد برای خود قائل می باشد. لازم به ذکر است که بخشی از عزت نفس افراد، از سمت و سوی اطرافیان به فرد منتقل می شود. به همین جهت، در مواقعی که فرد احساس نماید دیگران او را قبول دارند، نوعی اطمینان و اعتماد در وجود فرد ایجاد می گردد.
نقش عزت نفس در ایجاد اعتماد به نفس
گفتنی است که در بسیاری مواقع افراد کلمه عزت نفس را بجای اعتماد به نفس مورد استفاده قرار می دهند. در این زمینه باید خاطر نشان نمود که از نقطه نظر روانشناسی این دو واژه با یکدیگر، از تفاوت های ظریفی برخوردار می باشند. در یک نگاه کلی، افراد دارای عزت نفس پایین، از لحاظ روانشناسی، فیزیکی و احساسی بسیار ضعیف بوده و خودباوری خود را نیز از کف می دهند. حتی عدم وجود این عامل در برخی مواقع می تواند مشکلات روحی و جسمی را برای فرد در پی داشته باشد.
بر اساس تحقیقات صورت گرفته، افرادی که عزت نفس پایینی دارند، در مقایسه با سایرین، بیشتر در معرض مشکلات جسمی و روحی هستند. از سوی دیگر، میزان باور و اطمینان افراد از خود، ماحصل عملکرد آنها در موقعیت ها و شرایط مختلف زندگی می باشد. بر همین اساس، یکی از مؤلفه های تاثیر گذار برای برخورداری از اعتماد به نفس بالا، داشتن عزت نفس به شمار می رود.
راهکارهای افزایش اعتماد به نفس
بدون تردید، اعتماد به نفس در طی یک روز و به راحتی ایجاد نمی شود. تمرین و صرف زمان در این زمینه برای ایجاد تغییراتی در خود، از ابزارهای کاربردی و راهگشا قلمداد می گردند. باور داشتن خود یکی از راهکارهای بهینه در این رابطه محسوب می شود. استفاده کردن از قواعد اجتماعی به نفع خود، در افزایش این عامل بسیار تاثیر گذار و مؤثر می باشد. به عنوان نمونه هنگام حضور یافتن در یک مصاحبه کاری، برخورداری از پوشش لباس متناسب و فراگیری مهارت های ارتباطی، نقش بسزایی ایفا می نمایند.
داشتن لحن مناسب برای صحبت کردن، انجام فعالیت های ورزشی، پیدا کردن یک الگوی مهم و مناسب، از دیگر مؤلفه های مؤثر و تاثیر گذار در افزایش اعتماد به نفس افراد به شمار می رود. ناگفته نماند که رسیدن به پیروزی های هر چند کوچک نیز بسیار مهم و حائز اهمیت تلقی می شود. اهمیت قائل شدن برای پیروزی های کوچک سبب رشد نوعی حس رقابت طلبی و خودباوری در وجود افراد می گردد. در آخر جا دارد این مقاله را با تعریفی از باربارا دی آنجلیس به پایان برسانیم. دی آنجلیس معتقد است که اعتماد به نفس، ایمان به قابلیت ها و توانایی های خود با وجود ترس های درونی ما می باشد.
اعتماد به نفس ما چطور با افکار نادرست قربانی می شود
افکار سگی، ارزیابی های قضاوت گونه و سرزنش گر درباره خودمان یا دیگران هستند که حس اعتماد به نفس ما را به شدت مخدوش می کند. برای روشن تر شدن معنی افکار سگی در اعتماد به نفس مساله مثالی را خدمت شما عرض می کنم. همه ما بارها در بسیاری از فیلم ها، شاهد این صحنه بوده ایم که چگونه سگی، پاچه کسی را می گیرد و اجازه نمی دهد که برود. فرد قربانی، نا امیدانه کمی بالا و پایین می پرد و سعی می کند تا سگ را از خودش جدا کند، اما این کار، فقط باعث می شود که سگ هر چه سفت تر و محکم تر او را بگیرد.
افکار سگی نیز دقیقا همین کار را با شما انجام می دهند. این افکار محکم به ذهن تان چنگ می زنند و ذهن را گرفتار حقارت، اتهام و سرزنش، نا امیدی، اضطراب و استرس و در یک کلام تخریب شدید اعتماد به نفس شما را در پی دارد.
یاد بگیریم افکار خود را مدیریت کنیم؟
بخش اول:
اگر نفس خود را درست بررسی کنیم واقعیت این است که قضاوت کردن نه تنها نباید مشکل ساز باشند بلکه باید کمک کنند تا نقص های خود را بهبود ببخشید و رشد کنیم و البته برخی قضاوت ها ارزشمندند و از ما حمایت می کنند. ذهن ما به خاطر نحوه آموزش ما از کودکی به منطق ارسطویی نزدیکتر شده است و عادت دارد تا آنچه را که در اطراف مان تجربه می کنیم، تحت عنوان خوب یا بد یا صفر و یک دسته بندی کند. بدین معنا که آیا آنها اثر خوبی بر ما دارند یا اثر بد. این نوع دسته بندی کردن وقایع و اتفاقات، به ما کمک می کند تا سریع تر تصمیم بگیریم ولی باید همواره در نظر داشته باشیم که یک موضوع را از ابعاد مختلف در نظر بگیریم و بعد تصمیم بگیریم.
بخش دوم :
آیا به چیزی باید نزدیک شویم یا از آن اجتناب کنیم. اما این فرایند حیاتی، اغلب در بعضی مواقع به حدی زیاد و افراطی است که باعث می شود ذهن مان، سگ ها را آزاد کند و به جای رسیدن به نتیجه مبتنی بر توانایی ها و شخضیت خود در خود تحلیل گیر می کنیم حال دیگر افکارمان نه تنها کمکی به ما نمی کند بلکه مانند سگی پاچه ما را گرفته است. سگ ها یکی پس از دیگری بیرون می پرند و به سمت ما یا کسانی که دربارهاشان قضاوت کرده ایم، حمله می کنند و بدین ترتیب آسیب روانی شدیدی را بر جای می گذارند.
خیلی فرق نمی کند که افکار قضاوت گرانه چه کسی را هدف قرار می دهند، زیرا همه آنها از یک منبع اصلی نشات می گیرندکه آن منبع اعتقاد به باید ها و نباید هایی است که به این موضوع جزم اندیشی یا استبداد باید ها میگوییم به طور مثال: «من باید تمام اطرافیانم را از خودم راضی نگه دارم» و یا این که «من باید در همه کار ها موفق باشم».
بسیاری از قضاوت ها ما برخاسته از ایده آل نگری ما در باره مسائل هستند که البته این موضوع خوب است ولی اولا باید در کنار واقع نگری باشد و ثانیا خودشناسی و تحلیل لازم را نیاز دارد که ما را به نتیجه برساند. نباید هر چیزی که از ایده آل مورد نظر کمتر باشد و یا از آن فاصله بگیرد، زشت و بد تلقی می شود. برخی افکار سگی از قواعد ما درباره کفایت، سخت کوشی و رفتار شایسته نشات می گیرند و هر کسی این قواعد را نقض کند و یا طبق خواست ما اقدام نکند سزاوار سرزنش ماست.
اهداف بزرگ انتخاب کنیم :
شما می توانید شیوه برخورد با افکار سگی را تغییر دهید. بدین منظور، اولین کاری که بایستی انجام دهید، این است که به آنها توجه کنید. وقتی به افکارتان توجه می کنید، از تب و تاب می افتند و دیگر نمی توانند به شما آسیبی برسانند. نکته دیگری که باید در نظر داشته باشید تاثیر و وجود خداوند متعال به عنوان یک موضوع اثر گذار در زندگی ما می باشد. سعی کنیم به خداوند اعتماد کنیم و وقایع را درست تحلیل کنیم. گذاشتن اهداف دسته چندم بجای هدف اصلی انسان یعنی خداوند باعث می شود تا هر اشتباهی سبب افزایش افکار سگی و کاهش اعتماد به نفس ما گردد ولی اگر اهداف را ذیل هدف بزرگتر ببنیم نه تنها این اتفاقات ناگوار منفی نیست بلکه سبب رشد و تعالی ما شده و هر چه جلوتر می رویم ما را به خداوند متعال نزدیکتر می کند.
منبع: مرکز مشاوره رهیاب - مهرداد ابراهیمی