نقش زبان در اخلاق نیک
حجت الاسلام والمسلمین همتیان:
امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه ۱۲۸ راجع به اهمیت اخلاق می فرمایند:
مردم بپرهیزید و دوری کنید از شکستن وخرد کردن اخلاق خود و بپرهیزید از اینکه در اخلاق خود تغییرات نامطلوب ایجاد کنید.
اگر اخلاق انسان بشکند ارزش و بهای انسان نیز پایین میآید.
امیرالمومنین میفرمایند: ای مومن! علم و ادب بهای جان توست و هر چه به علم و ادب خودت اضافه کنی به ارزش و بهای خود اضافه کرده اید
در جامعه مردم برای فردی ارزش قائل هستند که ادب داشته باشد.
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند ارزش هر انسانی به مقدار همت او است
همت یعنی دید بلند و افق وسیع و تلاش خستگی ناپذیر برای رسیدن به هدفی
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: ارزش هر انسانی به آن چیزهایی است که او دوست می دارد.
انسانی که از ارزشهای اخلاقی و اخلاق پسندیده استفاده میکند،
انسان ارزشمندی میباشد و انسانی که فاقد اخلاق است، ارزش و جایگاهی ندارد.
اخلاق راه نجات انسان است.
شخصی که فاقد اخلاق ندارد انسانیت خود را هم از بین برده. صورت او به شکل انسان است ولی باطن او به شکل حیوان است.
پیامبر صلی الله علیه و اله وقتی میخواهند اسلام را معنی بکنند میفرمایند: الاسلام حسن الخلق.
هزینه کردن به اندازه وسع
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
إنَّ المُؤمِنَ یأخُذُ بِأَدَبِ اللّهِ عز و جل؛ إذا وَسَّعَ عَلَیهِ اتَّسَعَ، وإذا أمسَک عَلَیهِ أمسَک.
همانا مومن، به ادب خداوند عز و جل رفتار می کند؛ هر گاه خدا به [زندگی] او گشایش بدهد، او گشاده دستی می کند، و هر گاه بر او تنگ بگیرد، او نیز دست نگه می دارد.
الکافی: ج ۴، ص ۱۲
مژده منجی
رهبر معظم انقلاب مدظله العالی:
«تبریک عرض میکنم ولادت باسعادت حضرت بقیّةاللهالاعظم (سلام الله علیه) را که حقیقتاً یک عید جهانی و بشری است. مژدهی عدالت، امید به استقرار عدالت، یکی از خواستهها و دلخوشیهای همیشهی بشر در طول تاریخ بوده. هیچ زمانی را شما در تاریخ بشر پیدا نمیکنید که انسانها در آنجا منتظر عدالت نباشند.»
۱۴۰۳/۱۱/۲۴
تحلیل فرمایشات اخیر رهبرانقلاب
به پیوست تحلیل بیانات مهم سه دیدار اخیر مقام معظم رهبری مدظله العالی تقدیم میگردد
از چه ابزارهایی برای جذابیت سخنرانی استفاده کنیم؟
حجت الاسلام والمسلمین محمد باقر شریعتی سبزواری، از اساتید حوزه علمیه و از صاحبنظران فن خطابه و تبلیغ، در گفتوگویی با هفتهنامه افق حوزه، به بررسی ابعاد مختلف تبلیغ و هنر منبر پرداخت.
وی که آثار ارزشمندی چون «خطبه و خطابه در اسلام» و «دربارهٔ سخن و سخنوری» و «مناظره و تبلیغ» را در کارنامه علمی خود دارد، در این مصاحبه به نکات ظریف و کاربردی در زمینه تبلیغ و سخنرانی پرداخته که تقدیم نگاه شما فرهیختگان خواهد شد:
سؤال: چه عواملی باعث موفقیت یک سخنرانی از منظر قرآن میشود و چگونه میتوان این عوامل را در عمل به کار بست؟
“تبلیغ دین، امانتی است الهی که در فکر و قلب مبلغان قرار گرفته است. هر مبلغی در پیشگاه خداوند و مردم مسئول است که این امانت را به بهترین وجه به مردم برساند. همانطور که در آیه قرآن آمده است: “الَّذِینَ یبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیخْشَوْنَهُ وَلا یخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکفَی بِاللَّهِ حَسِیبًا” (سوره احزاب، آیه ۳۹)، مبلغان دین باید با تقوای الهی و اخلاص کامل به تبلیغ دین بپردازند و در این راه، خوف و ترسی جز از خدا نداشته باشند. بدون شک رسالتهای الهی را باید از قرآن بگیریم و به مردم ابلاغ نماییم. هر آیهای، رسالتی از رسالتهای الهی را در بر دارد. حدیث برای تبیین آیهٔ قرآن است.
“قرآن در این زمینه راهنمایی کرده و ما نیز هیچگاه از قرآن تخطی نمیکنیم. هنگامی که منبریها را ارزیابی میکنیم، اگر محور سخنرانی شان قرآن نباشد و حدیث باشد، به آنها میگوییم که سخنرانی شما فاقد مبنای قرآنی است و نمیتواند مورد قبول قرار گیرد.”
البته ابتدا به آن ها تذکر می دهیم. اگر در مرتبه بعد همچنان در آغاز سخن حدیث نقل کنند و محتوای آن را شرح دهند، باید به یاد داشته باشند که روایت داریم: حدیث در گام اول باید حتماً به قرآن عرضه شود؛ اگر قرآن آن را پذیرفت، نقل شود وگر نه، «فَاضْرِبُوهُ عَلَی الْجِدَارِ»؛ یعنی به اصطلاح مودبانه، آن را کنار بگذارید و علمش را به خودشان بازگردانید.
امّا شیوۀ تبلیغ نیز در خود قرآن آمده است:
ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّک بِالْحِکمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّک هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ (سوره نحل، آیه ۱۲۵)
این بهترین و جامعترین آیه برای تعیین شیوۀتبلیغ، به شکل منبر و سایر راههای تبلیغ است و حتی مواردی مانند ارائهٔ فیلم در سینماها و رسانهها است. در آیه آمده است:
ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّک بِالْحِکمَةِ.
قداست ازدواج در متون دینی
خانواده همواره در طول تاریخ وجود داشته و بشر هرگز گله وار زندگی نکرده است.
قداست ازدواج
هر پیوندی بر اساس ارزش هایی که کنش گر به آن معتقد است، شکل می گیرد. این ارزش ها گاه ذاتی و گاه عرضی هستند که هر کدام نوع خاصی از تعامل را در پی دارند. پیوندهایی که مبتنی بر ارزش های ذاتی هستند به خودی خود جذابیت دارند و به صورت طبیعی رخ می دهند.
در این گونه پیوندها فرد به دنبال سود نیست و این خود تعامل است که برای او موضوعیت و جذابیت دارد، اما در پیوندهایی که مبتنی بر ارزش های عرضی هستند، فرد به دنبال پاداش های دلخواه خود است و به همین خاطر به تعامل می زند و به برقراری پیوند رضایت می دهد.[1] منطق اسلام ازدواج را امری مقدس می داند و فراتر از آثار و فوائد دنیایی که بر آن مترتب می باشد، آن را دارای اجر و پاداش معنوی معرفی می کند
.
خانواده همواره در طول تاریخ وجود داشته و بشر هرگز گله وار زندگی نکرده است[2] بلکه با مقدس شمردن ازدواج، جایگاه ویژه ای نیز برای آن ترسیم می نموده است. در دیدگاه متون دینی نیز ازدواج محبوب خداوند و یک پیمان مقدس شمرده شده است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)درباره جایگاه ازواج می فرماید: «ازدواج کنید و دیگران را به ازدواج در آورید در این امر به آن ها کمک کنید، و بدانید که از خوشبختی فرد مسلمان، پرداختن هزینه ازدواج زن بی شوهر است و هیچ چیز را خدای بزرگ در اسلام بیش از خانه هایی دوست ندارد که با ازدواج آباد شوند».[3]
ازدواج سنتی الهی
ازدواج سنتی است که به دست سنت گذار حکیم بنیان گذاری شده است و برخاسته از اسطوره های کهن نیست. بنابراین در همه زمانها و مکان ها شایستگی و بایستگی خود را حفظ کرده و هیچ گاه کهنه و بی فایده نخواهد بود. پیروی از چنین سنتی، فرهنگی ناب را بر جامعه حاکم می کند و به آن هویتی الهی و دینی می بخشد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: «ازدواج کنید، پس همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: کسی که دوست دارد از سنت من پیروی کند، همانا یکی از سنت های من ازدواج است».[4] ازدواج نه تنها مقدس است و به آن بسیار سفارش شده است، بلکه درباره یاری رساندن به دیگران در امر ازدواج نیز تاکیدهای فراوانی وجود دارد و برای این کار پاداش های بزرگی بشارت داده شده است.
رسول الله (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هر کس از راه حلال برای به ازدواج در آوردن دیگران تلاش کند تا خداوند آن دو را به هم برساند، خداوند او را به ازدواج حور العین در آورد و به جای هر قدمی که برداشته و کلمه ای که به زبان آورده باشد، پاداش عبادت یک سال به او تعلق می گیرد.»[5]
خلاصه سنت
از این روست که روایات دینی دست از تبیین صرف شسته و به بعد هنجاری مسأله نیز می پردازد و با سفارش های فراوان و موکد به تزویج و بقای این سنت ترغیب می نماید. اهمیت این سنت الهی به اندازه ای است که کامل ترین افراد و پاک ترین عارفان نیز حاضر نیستند شبی را خارج از چارچوب این سنت سپری کنند، حتی اگر در مقابل آن تمام دنیا را به دست آورند.
حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید: «مردی نزد پدرم حضرت باقر (علیه السلام) آمد. ایشان فرمودند: همسر داری؟ آن شخص گفت: خیر. پدرم به او گفت: دوست ندارم دنیا و آنچه در آن است از من باشد و یک شب را بدون همسر به سر برم.»[6] با توجه به این روایات که ازدواج را محبوب خداوند، سنت رسول الله و سیره اهل بیت معرفی نموده و ازدواج را موجب تکمیل دین می داند، می توان گفت ازدواج بر ارزش های ذاتی استوار است و به عبارت دیگر خود این پیوند است که ارزشمند است، هر چند منافعی از جمله ایجاد آرامش، ارضای نیاز جنسی و اموری از این دست را نیز در پی دارد
.
بنابراین در جوامعی که ازدواج را مقدس می دانند، این پیوند به خودی خود انجام می گیرد و از دوام و پایداری بیشتری برخوردار است. حتی هنگامی که تعامل میان زن و شوهر یک سویه می شود؛ یعنی خدمات با مهربانی های زن یا شوهر بی پاسخ می ماند، این تعامل برقرار می ماند، هر چند ممکن است موجبات اندوه و ناراحتی طرف محروم را فراهم آورد.
آنچه گفتیم به این معنا نیست که در این جوامع هیچ مانعی بر سر راه ازدواج وجود ندارد و یا هیچ طلاقی رخ نمی دهد، بلکه به این معنا است که در فرهنگ هایی که ازدواج مقدس شمرده می شود، این پیوند طبیعی تر و بادوام تر از جوامعی است که این نگرش در آنها وجود ندارد. در این جوامع، فرد متاهل از منزلتی اجتماعی برخوردار است که فرد مجرد از آن بهره ای ندارد.
منزلت فرد متاهل و مجرد
هرچند در اسلام ازدواج واجب نیست؛ اما مقدس شمردن آن در فرهنگی دینی و سفارش های فراوان نسبت به آن موجب شده است که فرهنگ اسلامی نسبت به افرادی که با وجود امکانات و توان مورد نیاز از این سنت رویگردان هستند رویکردی تحقیر آمیز در پیش بگیرد.
این افراد باید مورد طرد و فشار فرهنگی قرار گیرند تا در پیروی از هنجارها سر تسلیم فرو آورند و در مقابل، تشویق و پاداش افرادی که بنابراین هنجار رفتار نموده اند، برخورداری بیشتر از تایید و منزلت اجتماعی است. وجود روایاتی که از افراد مجرد با برچسب هایی مانند اشرار و برادران شیطان یاد می کنند و روایاتی که فرد متأهل را محترم و عبادات او را با ارزش می شمارند، شاهدی بر این مدعاست. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «برگزیدگان امت من متاهلین و بدترین امت من مجردها هستند»[7]
و در روایاتی دیگر زحمات فرد مجرد در انجام عبادات کم ارزش دانسته شده در حالی که شخص متاهل به عنوان کسی که هنجارها را رعایت نموده است از منزلت بالایی برخوردار است و عبادات کم او ارزش بسیار دارد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «شخص متاهلی که در خواب باشد، نزد خدا با فضیلت تر از روزه دار مجردی است که شب را تا به صبح عبادت کرده باشد»[8]. و نیز می فرماید:«هر کس ازدواج کند نصف دینش به او اعطا شده است»[9]،
و این حدیث: «دو رکعت نماز شخمن متاهل از هفتاد رکعت نماز شخص مجرد با فضیلت تر است.»[10] نیز از فرمایشات امام صادق است
.
از آن جایی که پیروی نکردن از این هنجار خود زمینه ساز کجرویهای بسیاری است، به همین خاطر از افراد مجرد با برچسب هایی همچون برادران شیطان یاد شده است و حتی این بی منزلتی پس از مرگ هم گریبانگیر آنها است و پست ترین مردگان شمرده شده اند.
این برخورد اجتماعی، هزینه های روانی مجرد ماندن را افزایش می دهد و افراد مجرد تحت فشارهای فراوان اجتماعی وادار به پیروی از هنجارهای ازدواج می شوند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «مجردها پست ترین مردگان شما»[11] و«بدترین مردم و برادران شیاطین هستند».[12]
نویسنده: قاسم ابراهیمی پور
پی نوشت:
[1] . ویلیام اسکیدمور، تفکر نظری در جامعه شناسی، ص 133.
[2] . ادوارد وستر مارک یکی از مخالفان سرخت تکامل خانواده به نقل از اعزازی، 1389، ص 15.
[3] . کافی، ج 5، ص 328.
[4] . وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۸
[5] . بحارالانوار، ج 100، ص 127.
[6] . وسایل الشیعه، ج 14، ص 7.
[7] .بحارالانوار، ج 100، ص 221.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . تهذیب الاحکام، ج 7، ص 239.
[11] .همان.
[12] . بحارالانوار، ج 100، ص 221.
منبع: کتاب شاخص های خانواده مطلوب از دیدگاه اسلام
راسخون
تشکر و قدردانی، عامل بقای زندگی مشترک
بیشتر زوجین به دنبال این هستند تا در زندگی مشترک خود به آرامش و لذت دست پیدا کنند اما هر فردی موفق به کشف آن نخواهد شد. برای رسیدن به خوشبختی مسیرهای زیادی وجود دارد که یکی از مهم ترین و تأثیر گذار ترین روش برای رسیدن به خوشبختی و آرامش، ایجاد جو تشکر و قدردانی در خانواده می باشد. از همسرتان تشکر کنید تا کشتی زندگی شما در مسیر خوشبختی حرکت کند.
تشکر نکردن از زحمات هم، عاملی است برای سرمای بیشتر و به مرور زمان سبب دور شدن از هم و باعث طلاق عاطفی خواهد شد.
مقدمه
سپاسگزار و قدرداتی کردن ابزاری مهم برای بقا و ادامه مسیر زندگی بشر است. هر فردی که برای شما زحمت کشیده و تلاش خود را صرف راحتی شما کرده، شایسته است با زبان ملایم و گفتارهای نیکو از او و زحماتش تشکر کنید. قدردانی های شما باعث خواهد شد تا فرد، تمایل بیشتری برای خوبی کردن به شما پیدا کند، اما سرد بودن و رفتار خشک شما سبب دور شدن او خواهد شد.
قدردانی باعث پایداری زندگی شما میشود
اگر بدانید با یک ابراز تشکر و قدردانی ساده روابطتان چقدر بهتر خواهد شد، هرگز آن را فراموش نمیکنید.عقل انسان حکم میکند که هر کسی به شما خوبی کرده از او تشکر کنید، حالا همسر شما دارد فضای خانه را برای شما شاد نگه میدارد و فرزندان خوبی برای شما تربیت میکند، شایسته تقدیر و قدردانی نیست؟ امام سجاد(علیه السلام) فرمودند؛ اما حق کسی که بر تو خوبی کرده، آن است که سپاسگزار باشی و خوبی اش را به زبان آورده و منتشر نمایی و در حق او خالصانه دعا کنی.[1]
توجه؛ هنگامی که قدردانی از زحمات یکدیگر صورت گیرد، تعامل سازنده ای در روابط زوجین ایجاد می شود، این تعامل سازنده فزاینده است و دوام و بقای خانواده را به دنبال دارد و باعث زیباتر شدن زندگی خواهد شد.
قدردانی از همسر را در بین فرزندتان بیان کنید
کانون خانواده، اولین مدرسه فرزندان است. اگر بتوانید آداب و رسوم و رفتارهای نیکو را به آنها آموزش دهید، آنها فرد خوبی خواهند شد. از زحمات و تلاش های همسرتان در جمع فرزندان خود تشکر کنید تا آنها نیز یاد بگیرند در آینده از زحمات همسرشان تشکر کنند.
زهرا اشراقی نقل کرده اند؛ آقا وقتی اخم میکردند و ما شوخی می کردیم که اگر خانم باشد، آقا میخندد و هر چه سر به سر آقا میگذاشتیم، اخم آقا باز نمیشد. بالاخره من گفتم؛ خوشا به حال خانم، که شما اینقدر دوستش دارید. ایشان گفتند؛ خوش به حال من که چنین همسری دارم. فداکاری که خانم در زندگی کرده اند، هیچ کس نکرده است. شما هم اگر مثل خانم باشید، همسرتان شما را اینقدر دوست خواهد داشت. [2]
نکته؛ همسرتان نزدیکترین فرد به شماست و شایسته بهترین کلمات عاطفی از طرف شماست. زندگی شما غرق در خوشی ها خواهد شد به شرطی قدردان زحمات یکدیگر باشید. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: « در تورات نوشته است سپاسگزاری کن از کسی که به تو احسان کرد و احسان کن به کسی که از تو سپاسگزاری کرد. زیرا نعمت ها با سپاسگزاری پایدارند و با ناسپاسی ناپایدار. [3]
شما آیا تشکر کردن را دوست ندارید؟
خانمی که در منزل شما زندگی میکند و قرار است تمام عمر خود را صرف شما کند تا زندگی آرامی را برای شما بسازد، لازم است درک کند که کارهای او دیده میشود. او باید احساس امنیت و ت ام کند و در صورتی احساس آرامش پیدا خواهد کرد که قدردانی و تشکر شما را ببیند. وقتی وارد منزل شدید و بوی غذا در خانه پیچید، زبان خود را باز کرده و اظهار تشکر کنید تا خستگی از وجود زن خارج شود.
نکته: همانگونه که زن نیاز به تشکر و قدردانی دارد، مردان هم نیاز دارند تا از طرف شریک زندگیشان مورد لطف قرار بگیرند. مردی که تمام تلاش خود را برای فراهم آوردن امکانات زندگی میگذارد، دوست دارد تا کلمات عاشقانه و محبت آمیز را از طرف همسرش بشنود و احساس لذت کند. زن های خوب آن زنانی هستند که شرایط را درک میکنند و میدانند که چگونه تشکر کنند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « بهترین زن های شما زنی است که وقتی شوهرش چیزی می آورد سپاسگزاری کند و اگر نیاورد راضی باشد ».[4]
تشکر نکردن باعث بی انگیزگی خواهد شد
ناسپاسی در برابر رفتارهای خوب دیگران، عاملی خواهد شد تا آنها به سراغ کارهای خوب نروند و باعث ایجاد بی انگیزگی در آنها میشود. شما خودتان را در نظر بگیرید و تصور کنید که دائما تلاش میکنید تا وسایل رفاهی را برای افرادی تهیه کنید و آنها مانند چوب خشکی هستند که هیچ احساسی از خود نشان نمیدهند، قطعا برای شما انگیزه قبلی بوجود نخواهد آمد. سعی کنید با قدردان بودن از زحمات دیگران باعث انگیزه و اشتیاق آنها شوید تا دوباره به سمت آن کارها بروند.
تشکر کردن باعث گرم شدن کانون زندگی میشود
در روزگاری که سردی، حاکم بر زندگی ها شده است. شما سعی کنید با قدردانی و تشکر کردن از یکدیگر به این زندگی گرما ببخشید و زندگی خود را در برابر سختی های روزگار مستحکم کنید. تشکر نکردن از زحمات هم، عاملی است برای سرمای بیشتر و به مرور زمان سبب دور شدن از هم و باعث طلاق عاطفی خواهد شد.
نکته: اگر از زحمات همسرتان تشکر نکنید، باعث خواهد شد تا جلوه های بیرونی و دشمنان کمین کرده او را جذب خود کنند. زندگی زیبا خواهد شد، به شرطی که قدر زحمات یکدیگر را بدانید.
پی نوشت :
[1] شیخ صدوق، امالی، صفحه 372
[2] امیر رضا ستوده، پا به پای آفتاب(گفته ها و ناگفته ها از زندگی امام خمینی)، تهران: پنجره 1391، جلد 1، صفحه 316، به نقل از زهرا اشراقی (نوه امام خمینی)
[3] اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۹۴
[4] بحارالانوار، جلد 103، صفحه 239
راسخون
راه های تثبیت آموزه های دینی در کودک
پدر و مادر وظیفه دارند که فرزند خود را در مسیر الهی قرار دهند و برای رسیدن به این هدف هم باید تلاش دو چندان داشته باشند. با رفتارهای درست و انتخاب همنشین های خوب برای فرزندش او را در مسیر الهی قرار میدهد. باید صبر و حوصله داشته باشید تا این نهال نو پای شما تبدیل به درخت تنومندی شود که هیچ بادی نتواند او را تکان دهد.
گاهی اوقات لازم است که شما یک مسیری را صدها بار طی کنید تا بتوانید یک مفهوم را برای فرزندتان روشن کنید.
مقدمه
برای آموزش دادن معارف دینی و مذهبی به فرزندتان باید تلاش و کوشش کنید و طبق مقتضای سنی کودک به او آموزش دهید تا معارف را با جان و دل خودش کسب کند تا فرزند صالح و سالمی برای شما باشد. برای تثبیت کردن این اعتقادت و باورها در وجود فرزند، لازم است که نکاتی را رعایت کنید. عدم رعایت این نکاتی که ذکر خواهد شد سبب کم رنگ شدن اعتقاد و باور کودک میشود. آنهایی که دوست دارند پدر و مادر خوبی باشند و فرزند صالحی را تربیت کنند، این نوشتار را از دست ندهند.
توجه: قبل از بیان کردن اصل مطلب لازم است به این نکته اشاره کنیم که: کودکان، انعکاس تربیت والدین هستند. اگر پدر و مادر ها دوست دارند تا خصیصه ها و رفتارهای مثبت در فرزندشان نهادینه شود، در گام اول باید آن رفتار خوب را در خود پرورش دهند؛ چون کودک به خوبی رفتارهای والدین را آنالیز میکند و از والدین خود الگو میگیرد. خودتان را اصلاح کنید، فرزندتان راحت تر اصلاح خواهد شد.
راه های تثبیت آموزه های دینی در کودک
1. حوصله و تحمل داشتن
گاهی اوقات لازم است که شما یک مسیری را صدها بار طی کنید تا بتوانید یک مفهوم را برای فرزندتان روشن کنید. نباید در بین راه خسته شوید و احساس ضعف کنید. باید برای تربیت آنها تلاش کنید و در پی آن، صبر و استقامت خودتان را بالا نگهدارید تا بتوانید به مقصود و هدف تان برسید. نباید نا تحت و افسرده شوید که چرا خواسته من عملی نمیشود، بلکه باید تلاش و صبر خودتان را بیشتر کنید. رسول اکرم( صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند : صبور سه نشانه دارد : اول آن که سستى نمى کند ، دوم آن که افسرده و دلتنگ نمى شود و سوم آن که از پروردگار خود شِکوه نمى کند ؛ زیرا اگر سستى کند، حق را ضایع کرده، و اگر افسرده و دلتنگ باشد شکر نمى گذارد و اگر از پروردگارش شکوه کند او را معصیت کرده است.[1]
توجه: رفتارهای هستند که در مقابل صبر قرار دارند و باعث دور شدن شما از هدف تان میشود و آنها عبارت اند از :عصبانیت، بی توجهی و بی حوصلگی در تربیت فرزند دلبندتان. این نوع رفتارها نمیتواند کمک کننده و کارگشا باشد. بلکه باید رفتار شما مهربانانه و گفتار نیکو و اخلاق پسندیده باشد که سبب جذب شدن فرزندتان به آموزه های دینی میشود. دختر حضرت امام خمینی (قدس سره) میگوید؛ کودکی 5 ساله بودم، در نماز به حضرت امام اقتدا کردم؛ بعد از تمام شدن نماز، مادرم به من گفت؛ دخترم! به شکل صحیح اقتدا نکردی. از امام پرسیدم، ایشان 15 دقیقه برایم توضیح دادند. [2]
2. اعتماد فرزندتان را جلب کنید
با رفتارهای که در مقابل کودک انجام میدهیم یا با قول و قرار های که با یکدیگر میگذاریم و در انجام دادن آنها کوتاهی می کنیم و تناقض های که در نوع رفتار ما در مقابل کودک وجود دارد، در واقع دارید یک گوهر گرانبهای به نام اعتماد را از بین میبرید.
ما بزرگترهای اگر به کسی اعتماد نداشته باشیم، برای حرفهای آن شخص هیچ ارزشی قائل نمیشویم چون احتمال کذب بودن در حرفهای او وجود دارد. پس با فرزندتان صادق باشید و اعتماد او را جلب کنید تا سبب احساس امنیت در وجود فرزند ایجاد شود و حرف های شما را به راحتی قبول کند. اما اگر تناقض در حرف و عمل شما وجود داشته باشد فرزندتان میگوید؛ اگر حرف های آنها خوب است پس چرا خودشان عمل نمیکنند.
3. با خانوادهای مذهبی ارتباط بگیرید
نمیتوانید انکار کنید که رفتارهای دیگران در شما تاثیر گذار نیست. بلکه رفتارهای خوب یا بد دیگران میتواند در نوع رفتارهای ما نیز تاثیر گذار باشد. وقتی فرزندان شما ببینند یک خانواده مذهبی که دارای فرزندان با ادب، محجبه و خوش برخورد است و والدین از وجود این فرزندان احساس رضایت دارند،سعی میکنند تا خودشان را شبیه آنها کنند.
پس توجه داشته باشید که با هر خانواده ای ارتباط نداشته باشید. خانواده های خوب برای زندگی شما بذر خوشبختی و آرامش میکارند اما ارتباط داشتن با خانواده های نااهل، بذر ناامنی و دل مردگی را در زندگی شما میکارد. حضرت علی (علیهالسلام) به مالک اشتر فرمودند: ای مالک! مردان آبرومند و خانوادههای خوب و خوش سابقه را در نظر بگیر و از میان آنان مردان رادمنش، شجاع و با سخاوت را انتخاب کن که ایشان مجموعه کرم و مرکز نیکی و احسانند. [3]
4. والدین با هم تعارض نداشته باشید
در لحظه به لحظه تربیت کودک این نکته ارزشمند است که والدین با یکدیگر هماهنگ باشند مخصوصا در آموزش معارف دینی. چون کودک نباید در امر تربیت دچار تعارض دوگانه شود. به نحوی که پدر از یک روشی و مادر از روش دیگری استفاده کند باعث میشود کودک گرفتار دوگانگی شود و در انجام دادن آنها ناتوان میشود.
نکته: پدر و مادر باید تلاش کنند و بستر را برای تربیت صحیح فرزندان آماده سازند و آنها را به شکل نیکو تربیت کنند، چون خودشان بهرمند خواهند شد. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند؛ به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را آداب نیکو بیاموزید تا آمرزیده شوید. [4]
پی نوشت :
[1] علل الشرایع، جلد 2، صفحه 498، ح1
[2] نگرشی نو به تربیت دینی کودکان و نوجوانان، صفحه 86
[3] کتاب خصال، ترجمه کمره ای، جلد 2، صفحه 80
[4] میزان الحکمة، جلد 1، صفحه 107
راسخون
برای حل مشکلات، با دیگران صحبت کنید
ارتباطات یکی از موضوعات اجتماعی پیچیده و حیاتی در جوامع است. برقراری ارتباط با دیگران به نحو موثر میتواند بسیار تعیین کننده و سونوشتساز باشد. آنچه در این زمینه مهم است، کسب مهارت در برقراری ارتباط خوب و کارآمد با دیگران است. برای این که به چنین ارتباطی دست پیدا کنیم، لازم است مهارت لازم در این زمینه را به دست آوریم.
قدم اول، بر خشم خود غلبه کنید و آرام باشید. اگر احساس می کنید عصبانی هستید و می خواهید با فحش و ناسزا خشم خود را خالی کنید، به جای این کار سعی کنید خودتان را آرام کنید. چند نفس عمیق بکشید و به چیز دیگری فکر کنید، عباراتی مثل، (آرام باش)، یا (سخت نگیر) را با خود تکرار کنید یا خود را در فضایی آرام و دلچسب تصور کنید.
قدم دوم، با کلی گویی های تان از همه چیز شکایت نکنید، اگر از کسی انتقادی دارید، روشن و واضح آن را بیان کنید و بگویید کدام قسمت از کار آنها اشتباه است، طوری این کار را انجام دهید که سو تفاهم نشود و طرف مقابل از حرف شما برداشت شخصی نکند. _ (فلان کار تو منو دیوونه می کنه)، یا (این کارت خیلی خود خواهیه)، چنین عباراتی از،(چرا من انقدر دارم تلاش می کنم؟ تو هیچوقت هیچیو نمی فهمی)، یا (تو فقط به فکر خودتی) بهتر هستند، چون عبارات دومی کل شخصیت فرد را زیر سوال می برند.
قدم سوم، نظرات تان را کامل و واضح تشریح کنید، گاهی بی احترامی افراد ناشی از این است که می خواهند بدون تامل و درنگ نظرات شان را اعلام کنند، سعی کنید توضیحات تان واضح و کامل باشد. اینکه دیگران منظور شما را به خوبی متوجه شوند بهتر از این است که حدس بزنند مقصود شما چه چیزی بوده است.
قدم چهارم، اگر کسی شما را ناراحت کرد، مستقیما به او بگویید که از این رفتار او ناراحت شده اید، به دیگران اجازه ندهید به شما بی احترامی کنند این کار باعث خصومت و دشمنی می شود.
_ از عباراتی که با (من) شروع می شوند استفاده کنید، زمانی که می خواهید از کسی به خاطر رفتار نامناسبی که با شما داشته، شکایتی کنید، از این عبارات استفاده کنید و به او بگویید که شما راجع به رفتار او چه احساسی دارید:
مثلا بگویید، (من از این مدل حرف زدن تو ناراحت میشوم)، ضمن اینکه چنین عباراتی، (خیلی بی ادبی)، یا ،(چطور می تونی انقدر تحقیر آمیز با من رفتار کنی؟)، مناسب نیستند.
قدم پنجم، برای مدتی با کسی که از او ناراحت هستید صحبت نکنید، اگر از کسی خیلی ناراحت و عصبانی هستید و احساس می کنید که نمی توانید روی خشم تان کنترل داشته باشید، سرتان را به کار دیگری مشغول کنید.
می توانید کتاب بخوانید ، با دوستی صحبت کنید ، هر کاری که فکر می کنید می تواند شما را آرام کند و عصبانیت تان را کم کند را انجام دهید.
برای حل مشکلات با دیگران، ارتباط موثر و محترمانه بسیار اهمیت دارد. در زیر چند مرحله برای صحبت کردن با دیگران به شکل موثر را برای شما آوردهایم:
شروع صحبت با احترام: هنگامی که میخواهید مشکلاتتان را مطرح کنید، ابتدا با احترام و مهربانی به طرف مقابل خود خوشامد بگویید.
تعریف مشکل: به طور واضح و صادقانه مشکل خود را توضیح دهید، اما از اظهار نظرهای تهاجمی یا محکوم کننده پرهیز کنید.
گوش دادن: قبل از اینکه حرف بزنید، به طرف مقابل فرصت دهید تا نظرات و دیدگاه خود را بیان کند. گوش دادن به طرف مقابل احترام به او نشان میدهد.
ارائه راهحل: پس از شنیدن دیدگاه طرف مقابل، به همراه او به دنبال راهحلهای ممکن برای حل مشکل مشترک بگردید.
توافق و تعهد: در پایان، توافق کنید که به راهحل انتخاب شده عمل کنید و تعهد داشته باشید که برای حل مشکل کوشا خواهید بود.
چهار روش مقابله امام روح الله با کشف حجاب رضاخانی
امام خمینی (ره) از روشهای آموزشی برای مقابله با کشف حجاب استفاده میکرد. ایشان در تدریسهای خود و در جریان مبارزات فکری، به آموزش مردم و بهویژه زنان درباره ضرورت حجاب در اسلام پرداخت و برای ترویج حجاب و اهمیت آن، تلاش میکرد و به آنان توضیح میداد که حجاب نهتنها موجب حفظ کرامت و شرافت آنهاست، بلکه از منظر دینی نیز یک فریضه است.
خبرگزاری حوزه | رضاشاه در سال ۱۹۳۶ قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن زنان ایرانی مجبور به برداشتن حجاب خود شدند. این سیاست هویت دینی و ملی زنان و مردان غیور ایران را هدف قرار داد.
امام خمینی (ره) بهعنوان بزرگترین مخالف این سیاست، موضعی قاطع و مستحکم در برابر آن گرفت و به مبارزهای بیامان علیه آن پرداختند. ایشان کشف حجاب را بهعنوان تلاشی برای تحمیل فرهنگ غربی و جدا کردن مردم از ارزشهای اسلامی و دینیشان مورد انتقاد قرار میداد.