فضیلت قرائت و تلاوت قرآن در منزل
در روایت آمده است: خانههایی که در آنها تلاوت قرآن میشود، «تُضِیئُ لأهْلِ السمآءِ کما یضِیئُ النجْمُ [أَلْکوکبُ الدری] لأهْلِ الأرْضِ؛ چنانکه ستاره یا ستاره درخشنده برای اهل زمین میدرخشد، برای آسمانیان میدرخشد».١
در گذشته صدای قرآن از منازل بلند میشد. در حالات اصحاب سیدالشهدا علیهالسلام در شب عاشورا آمده است: «لَهُمْ دَوِی کدَوِی النحْلِ؛ زمزمهای همانند صدای زنبور عسل داشتند».٢
همچنین آمده است که ایشان: «مَا بَینَ راکعٍ وَ ساجِدٍ وَ قائِمٍ وَ قاعِدٍ؛ در حالات مختلف برخی در رکوع و برخی در سجده و برخی ایستاده و بعضی نشسته [به عبادت و راز و نیاز و مناجات و انس با خدا مشغول بودند]».٣
و در خطبه همام در شمار ویژگیهای متقین آمده است: «فَصافونَ أَقْدامَهُمْ یتْلُونَ آیاتِ اللهِ آناءَ اللیلِ و أَطْرافَ النهارِ؛ مرتب به نماز ایستاده و در لحظات شب در آغاز و پایان روز، آیات خدا را تلاوت میکنند».۴
در محضر بهجت، ج۲، ص۲۹۶
١. مشابه: اصول کافی، ج۲، ص۲۱۰؛ منلایحضرهالفقیه، ج۱، ص۴۷۳؛ تهذیب، ج۲، ص۱۲۲؛ وسائلالشیعه، ج۲، ص۱۲۲؛ ج۵، ص۲۹۴؛ ج۸، ص۱۵۸؛ بحارالانوار، ج۸۴، ص۱۵۳؛ ارشادالقلوب، ج۱، ص۹۲؛ اعلامالدین، ص۲۶۲؛ ثوابالاعمال، ص۴۲؛ روضةالواعظین، ج۲، ص۳۲۱؛ المقنعة، ص۱۲۰. متن روایت در همه منابع یاد شده، در مورد خانههایی که در ضمن نماز شب، قرآن تلاوت میشود، است. عین عبارت حدیث مذکور در کافی، ج۲، ص۲۱۰، روایت ۱۳۶۷ به این صورت است: «إِنَّ الْبُیوتَ الَّتی یصَلّی فیها بِاللَّیلِ بِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ، تُضیئُ لأهْلِ السَّماءِ کما تُضیئُ نُجُومُ السَّماءِ لأهْلِ أَلأرْضِ».
٢. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۹۳؛ اللهوف، ص۹۱.
٣. همان.
۴. مشابه این سخن از امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره ویژگیهای تقواپیشگان و نشانههای مؤمنان نقل شده است، به این صورت: «أَمَّا اللَّیلُ فَصافُّونَ أَقْدامَهُمْ، تالینَ لأجزاءِ الْقُرْآنِ، یرَتِّلُونَه تَرْتیلاً…» ر.ک: وسائلالشیعه، ج۶، ص۱۷۲؛ مستدرکالوسائل، ج۴، ص۲۴۰؛ بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۱۵ و ۳۴۱؛ ج۶۵، ص۱۹۴؛ ج۷۵، ص۲۸؛ امالی صدوق، ص۵۷۰؛ تحفالعقول، ص۱۵۹؛ صفاتالشیعة، ص۱۸؛ کتاب سلیم، ص۸۴۹؛ کنزالفوائد، ج۱، ص۹۰؛ نیز ر.ک: بحارالانوار، ج۷۵، ص۷۳؛ اعلامالدین، ص۱۳۸.
پایگاه اطلاع رسانی مرکز تنظیم ونشر آیت الله بهجت رحمه الله علیه
پای سخن دهمین پیشوا
الإمامُ الهادیُّ علیه السلام ـ. لِشیعَتِهِ ـ:
اِتَّقُوا اللّه َو کُونُوا زَینا و لا تَکُونوا شَینا،
جُرُّوا إلَینا کُلَّ مَوَدَّةٍ، وَ ادفَعُوا عَنّا کُلَّ قَبِیحٍ.
امام هادی علیه السلام ـ. به شیعیان خود ـ. فرمود:: از خدا بترسید و مایه آبرو باشید نه مایه بدنامی.
محبّتها را به سوی ما جلب کنید و هرگونه زشتی را از ما دور سازید.
تحف العقول
چرا امیرالمومنین مردم را از قسم منع کردند؟
امام على علیه السلام در حدیثی می فرمایند:
ایّاکُم وَ الحَلفَ فَاِنَّهُ یُنفِقُ السِّلعَةَ وَ یَمحَقُ البَرَکَةَ.
از قسم خوردن بپرهیزید، چرا که کالا را تلف مى کند
و برکت را از بین مى برد.
کافى (ط-الاسلامیه) ج ۵، ص ۱۶۲، ح ۴
چه برکتی دارد قرائت قرآن در منزل
ضرورت الگوسازی برای دهه سومی ها
گرایش به اسوه و اسطورهها و توجه زیاد به نخبگان و قهرمانان تاریخی یک از خصلتهای روحی دوران جوانی است. نسل سوم که فقط از شخصیتهایی چون امام خمینی(ره) سرداران شهید دفاع مقدس، شهدای محراب، و متفکرانی همانند استاد مطهری، شهید بهشتی، مفتح و باهنر، تصویر و یادبودی دیده است بیشتر تشنه آشنایی کامل با سیرهی عملی و اندیشه ناب این بزرگواران هستند تا بتوانند با پیروی از افکار و اندیشهی این بزرگان و با تطبیق رفتارها و عملکردهای خویش با الگوهای ایدهآل خود، کاستیهای معنوی و رفتاری خود را جبران کنند و خلاهای روحشان را پر کنند. از این رو تبلیغ و معرفی سیرهی اخلاقی بزرگان دین و اندیشمندان و فرهیختگانی که عمر خود را در خدمت به مردم، دین و دنیای علم و تمدن گذراندهاند میتواند برای جوانان منشأ رشد و کمال صفات ارزشمند انسانی باشد.
الگوسازی از روحیه ایثار و از خودگذشتگی شهدا به ویژه شهدای مدافع حرم که به نوعی نسل جوان توانایی درک بیشتری از شرایط آنها دارند، از ضرورت های کنونی دهه چهارم انقلاب است. عشق و علاقه نسل جوان به شهید سپهبد سلیمانی و حضور میلیونی آنها در مراسم تشییع ایشان می بایست به عنوان تلنگری به نهادها و دستگاههای فرهنگی کشور باشد که با شناخت این ظرفیت، پیام آن را دریافت و در مسیر پاسخدهی به نیازهای فطری جوانان در زمینه الگویابی تلاش بیشتری داشته باشند. ناگفته نماند بخش مهمی از ضعفها و نقصهای موجود در این زمینه نیز به نیروهای انقلابی که به نوعی دارای مرجعیت فکری و یا سیاسی برای نسل جوان هستند، برمیگردد؛ زیرا خواسته یا ناخواسته از برقراری ارتباطهای گستردهتر و صمیمانهتر با نسل جوان غفلت کردند و در نبود آنها، برخی افراد و یا جریانهای دیگر، خوراک فکری و ارزشی موردنظر خود را به نسل جوان، بویژه در دانشگاهها منتقل میکنند.
راسخون
حدیث فجر موضوع امروز:وظایف دینی ما نسبت به انقلاب
تجلی و راهکارهای تحقق فرهنگ انقلابی
اکثریت مردم ما فرهنگ ایرانی – اسلامی دارند اما در بعضی از موارد شاهد نمادهای غربی در میان مردم هستیم. فرهنگ عمومی، ظهور و بروز فرهنگ ایرانی-اسلامی در شرایط خاص زمان و مکانی است. امروز فرهنگ موجود ما ترکیبی از سه فرهنگ اسلامی- ایرانی و غربی است. فرهنگ اسلامی ایران، همان درخت است ممکن است در یک فصلی ظهور و بروز فرهنگ که فرهنگ عمومی است با فرهنگ اسلامی کاملاً سازگاری نداشته باشد قاعده درخت این است که همیشه سبز باشد ولی در فصلهایی سبز نیست. لذا رهبر معظم انقلاب تأکید دارند که : « ما باید روزبه روز به آن فرهنگ انقلابی، در همه ی شئون، هم در دانشگاه ها به طور اخصّ، هم در کل جامعه به طور اعمّ، نزدیکتر شده باشیم. اگر ببینیم این حادثه اتفاق نیفتاده، باید استنتاج بکنیم که کار و تلاش فرهنگی در جامعه ی انقلابی ما، به خوبی و کمال و سلامت انجام نگرفته است و نقایصی دارد، که آن نقایص را باید برطرف کنید
برای تحقق فرهنگ انقلابی و ایجاد گفتمان انقلاب اسلامی راهبردهای کلان و رهکارهای عملی باید اتخاذ نمود. « ما باید روزبه روز به آن فرهنگ انقلابی، در همه ی شئون، هم در دانشگاه ها به طور اخصّ، هم در کل جامعه به طور اعمّ، نزدیکتر شده باشیم. اگر ببینیم این حادثه اتفاق نیفتاده، باید استنتاج بکنیم که کار و تلاش فرهنگی در جامعه ی انقلابی ما، به خوبی و کمال و سلامت انجام نگرفته است و نقایصی دارد، که آن نقایص را باید برطرف کنید.»
رضایت پدر یا مادر از فرزندان؛ کدام مهمتر است؟
حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)؛ از اساتید اخلاق میفرمودند: مادر باید از شما راضی باشد. اگر میخواهید بهشتی شوید، مادر باید از شما راضی باشد. مادر از پدر مهمتر است.
در روایت آمده کسی از رسول خدا(ص) پرسید : «من به چه کسی خوبی کنم؟»
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: مادرت.
مجددا پرسید، فرمودند: مادرت. بار چهارم در جواب فرمودند: پدرت. سه مرتبه فرمودند مادر و یک مرتبه فرمودند پدر.
چون مادر رقیق القلب است. اگر انسان مقداری به حرف مادر نرود، دلش میگیرد. اما پدر اینطور نیست، لذا مادر را سه مرتبه سفارش کردند و پدر را یک مرتبه. هر شب یک سوره قرآن برای پدر و مادرتان بخوانید و یادشان کنید و بر این کار مقید باشید.
جهان نیوز
مبارزه ای با تاکتیک دفن شبانه
پس از انتخاب سقیفه، حضرت زهرا(سلام الله علیها) به مبارزه با غاصبان خلافت پرداخت، مبارزه ای که منجر به شهادت این بانوی نمونه اسلام شد. عاملان شهادت به دنبال از بین بردن ننگ این حادثه عظمی شدند و پیش از شهادت به عیادت آمدند اما حضرت آنان را ملامت کرد. به گواهی تاریخ شیخین خدمت حضرت علی(علیه السلام) رسیده و برای عیادت از بانوی دو عالم کسب اجازه کردند. آن دو چندین مرتبه قصد عیادت داشتند که با ممانعت حضرت زهرا(سلام الله علیها) مواجه شدند لذا برای مرتبه دیگری متوسل به حضرت علی(علیه السلام) شدند. با این وساطت حضرت قبول کرده فرمودند:« الْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ الْحُرَّةُ زَوْجَتُکَ افْعَلْ مَا تَشَاء» خانه خانه توست و من هم همسر تو هستم آنچه می خواهی انجام بده.
آن دو با اذن حضرت وارد شدند ولی حضرت زهرا(سلام الله علیها) یادآوری کردند آیا یادتان هست که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد من فرمود:« فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی» فاطمه(سلام الله علیها) پاره تن من است، هر کس ایشان را اذیت کند مرا اذیت کرده است. آنان گفتند: بله، سپس فاطمه زهرا (سلام الله علیها)دست ها را بالا برده و در درگاه خدا از آن ها اعلام نارضایتی کرد.(1) پس از شهادت نیز قصد شرکت در تشییع جنازه را داشتند تا قضاوت تاریخ نسبت خود را تغییر دهند، همان کاری که مأمون با پیکر مطهر امام رضا(علیه السلام) کرد و با پوشیدن لباس عزا سه روز بر سر مرقد مطهر امام هشتم ادای گریه کنندگان را درآورد. لذا حضرت زهرا (سلام الله علیها) با اشراف به این هدف دشمنان وصیت کرد یاعلی مرا شب غسل بده، شب کفن کن و شب به خاک بسپار.
امروزه دشمنان ولایت، وصیت حضرت را حمل بر حیا و عفاف می کنند اما چنین برداشتی از وصیت حضرت صحیح است؟ شاهکار وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) مخالفان را به بذله گویی انداخته که چنین سخن بی پایه و اساسی می گویند. اگر آن ها مدعی هستند که عفاف و حیای بیش از حد دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به فکر تجهیز شبانه انداخت بهتر است برای سوالات زیر پاسخی های درخوری آماده کنند.
متن درس اخلاق -آيت الله مظاهري
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری وَ یسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی یفْقَهُوا قَوْلی»
بحث جلسۀ گذشتۀ اخلاق در مورد فضیلت فراموش شدۀ صفا، صمیمیت و صداقت بود. فضیلتی که پیغمبر اکرم«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» و ائمۀ طاهرین«سلاماللهعلیهم» روی آن خیلی پافشاری دارند. صداقت طبق حدیثی از امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» علامت اهل دین است.[1]
صداقت را به چند قسم، منقسم کردم:
قسم اوّل، صداقت با خداوند تعالی است؛ به این معنا که اگر میگوییم: «إِیاكَ نَعْبُدُ وَ إِیاكَ نَسْتَعینُ»[2]، راست بگوییم.
قسم دوم، صداقت با چهارده معصوم«سلاماللهعلیهم» بود. اگر ادعا میکنیم که پیغمبر را دوست داریم، اگر ادعا میکنیم که شیعه هستیم و اظهار ارادت به ائمۀ طاهرین«سلاماللهعلیهم» داریم، از نظر عمل هم باید چنین باشد. عمل ما با گفتار و با عقیدۀ ما همخوانی داشته باشد.
قسم سوم، صداقت در خانه است. گفتم که زن و شوهر لازم است با هم صداقت داشته باشند و باصفا و باصمیمیت باشند. علاوه بر اینکه زن و شوهر هستند، با هم رفیق باشند. به طور فشرده در مورد این سه قسم صحبت کردم. از امام عسکری«سلاماللهعلیه» روایت شده است که کلید تمام خبائث و پلیدیها در خانه، دروغ است: «جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ كُلُّهَا فِي بَيْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهَا الْكَذِبَ».[3]
بحث این جلسۀ اخلاق راجع به قسم چهارم است و اینکه ما باید با مردم صداقت داشته باشیم. با مردم باصفا باشیم و با مردم یکرو باشیم. عبارت «صِدْقُ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَة»[4] که در روایات زیادی بر آن تأکید شده است، راجع به همین مطلب است که ما باید با مردم باصفا و باصداقت باشیم. اگر با هم آشنا هستیم، با همدیگر رفیق هم باشیم؛ لذا باید دروغ در گفتار و در کردار ما نباشد.
بنابر تصریح قرآن کریم، خداوند تعالی میفرماید: صداقت، صفا و راستگویی در قیامت برای انسان سودمند است و او را به بهشت جاودان میرساند. افراد راستگو در باغهاي خاصّ بهشت تا ابد ماندگارند، خدا از آنان راضی است و آنان نيز از خدای سبحان رضایت دارند و به رستگاری بزرگ دست خواهند یافت: >قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ <[5].
کذب و دروغ در برخی آیات قرآن کریم به شدّت مذمّت شده است. طبق آن آیات، آدم دروغگو، مؤمن نیست، مسلمان واقعی نیست: «انّما یفْتَرِی الكَذِبْ اَلذّینَ لا یوُمِنوُنَ»[6]؛ همچنین قرآن میفرماید: «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور»[7]؛ دو کار را نکن: یکی بتپرستی و دیگر، دروغگویی. گناه دروغ گفتن به اندازهای بزرگ است که قرآن آن را در کنار بتپرستی قرار داده و نهی از هر دو کرده است؛ یعنی همینطور که بتپرست مسلمان نیست، آدم دروغگو هم مسلمان واقعی نیست.
پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میفرمایند: وقتی کسی دروغ بگوید، ملائکه او را لعن میکنند و بوی بدی از قلب او منتشر میشود که عرش خدا را فرامیگیرد و باعث آزار و ناراحتی فرشتگان میشود و حملۀ عرش برایش لعن و نفرین میفرستند.[8]