احادیثی با موضوع عید سعید غدیر
* جایگاه عید غدیر در مکتب
1ـ عید خلافت و ولایت
روى زیاد بن محمد قال :
دخلت على ابى عبد الله (علیه السلام) فقلت :
للمسلمین عید غیر یوم الجمعة والفطر والاضحى ؟
قال : نعم ، الیوم الذى نصب فیه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) امیرالمؤمنین (علیه السلام) . مصباح المتهجد : .736
زیاد بن محمد گوید :
بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم و گفتم : یا مسلمانان عیدى غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند ؟ امام (علیه السلام) فرمود :
آرى ، روزى که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) امیرمؤمنان (علیه السلام) را ( به خلافت و ولایت ) منصوب کرد .
2ـ برترین عید امت
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) :
یوم غدیر خم افضل اعیاد امتى و هو الیوم الذى امرنى الله تعالى ذکره فیه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، یهتدون به من بعدى و هو الیوم الذى کمل الله فیه الدین و اتم على امتى فیه النعمة و رضى لهم الاسلام دینا . ( امالى صدوق : 125، ح .8)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود :
روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید .
یک عیدیِ حسابی به بچهها بدهید!
حوزه/ نگویید: «باز من باید یک چیزی خرج کنم!» نه! مقروض میشوی، خب بشو! تو که برای چیزهای دیگر قرض کرده ای، یک بار هم برای حضرت علی مقروض شو.
مرحوم آیت الله حائری شیرازی در یکی از توصیه های خود درباره عید غدیر خم، سفارش بر عیدی دادن به بچه ها نموده و گفته است:
پدرها جوری نسبت به عید غدیر ارادت به خرج بدهند که بچهها از یک ماه، دو ماه قبل چشم انتظار عید غدیر باشند!
حتی اگر لازم شد، قرض کنید و یک عیدی حسابی -به اندازهای که به علی ارادت دارید- به بچهها بدهید.
نگویید: «باز من باید یک چیزی خرج کنم!» نه! مقروض میشوی، خب بشو! تو که برای چیزهای دیگر قرض کرده ای، یک بار هم برای حضرت علی مقروض شو
آیا ولی فقیه میتواند بر جان و مال افراد تسلط داشته باشد؟
مقصود از ولایت مطلقه همان اختیاراتی است که در این عبارت بیان شده است به این دلیل که: معقول نیست فقیه (که شخصی غیر معصوم است) در زمینه حکومت و سیاست دارای اختیاراتی بیش تر از معصوم ـ علیهم السلام ـ باشد. پس هر گاه تمام اختیارات حکومتی امام معصوم ـ علیهم السلام ـ برای فقیه نیز ثابت گردید، همان مصداق ولایت مطلقه خواهد بود، زیرا بالاتر از این مقدار دیگر اختیاراتی وجود ندارد که آن را مطلقه بدانیم.
* سؤال
آیا ولی فقیه می تواند بر جان ها و اموال افراد تسلط و اذن تصرف داشته باشد؟
* پاسخ
مقصود از ولایت مطلقه همان اختیاراتی است که در این عبارت بیان شده است به این دلیل که: معقول نیست فقیه (که شخصی غیر معصوم است) در زمینه حکومت و سیاست دارای اختیاراتی بیش تر از معصوم ـ علیهم السلام ـ باشد. پس هر گاه تمام اختیارات حکومتی امام معصوم ـ علیهم السلام ـ برای فقیه نیز ثابت گردید، همان مصداق ولایت مطلقه خواهد بود، زیرا بالاتر از این مقدار دیگر اختیاراتی وجود ندارد که آن را مطلقه بدانیم.
منظور از ولایت مطلقه فقیه این است که حوزه ولایت فقیه جامع شرایط شامل همه اختیارات حکومتی پیامبر و ائمه ـ علیهم السلام ـ است و اختصاصی به برخی از اختیارات حکومتی آنها ندارد البته این اطلاق شامل اختیاراتی که برای شخص معصوم علیه السلام ثابت است یا از امور اختصاصی ایشان در باب حکومت است نمی شود و این موارد از اطلاق ولایت فقیه استثنا شده است همانگونه که حضرت امام (ره) فرمودند:« فقیه همه اختیارات امام علیه السلام را دارا می باشد مگر آن که دلیلی قائم شود که اختیاری که برای امام ثابت است به دلیل جهات شخصی معصوم است نه جهت ولایت و حکومت و یا اگر مربوط به امور حکومتی و سیاسی است اختصاص به معصوم دارد مانند آنچه در جهاد ابتدایی مشهور است .»[۱]
روزشمار عیدغدیر...دو روزتا...
فایل صوتی نشست غدیرشناسی
مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، سال گذشته همزمان با دهه پربرکت ولایت و عید باسعادت غدیر، نشست برخط علمی پژوهشی «غدیرشناسی» را در روز یکشنبه 26 تیر 1401 برگزار نمود که با توجه به مطالب ارزشمند ارائه شده در این نشست، جهت بهره مندی از محتوای آن مطالب ارائه شده در نشست مذکور بازنشر می گردد
فرازی از خطبه غدیر-1
مَعاشِرَ النّاسِ، إنَّ عَلِيّاً وَالطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ هُمُ الثِّقْلُ الاَْصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الاَْكْبَرُ،
فَكُلُّ واحِد مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَمُوافِقٌ لَهُ، لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الْحَوْضَ. أَلا إنَّهُمْ أُمَناءُ اللهِ في خَلْقِهِ وَحُكّامُهُ في أَرْضِهِ.
أَلا وَقَدْ أَدَّيْتُ، أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلا وَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلا وَقَدْ أَوْضَحْتُ. ألا وَإنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ قالَ،
وَأَنَا قُلْتُ عَنِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ. أَلا إنَّهُ لا “أَميرَالْمُؤْمِنينَ” غَيْرَ أَخي هذا. أَلا لا تَحِلُّ إمْرَةُ الْمُؤْمِنينَ بَعْدي لاَِحَد غَيْرِهِ
ای مردم، علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است.
هر یک از این دو از دیگری خبر میدهد و با آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمیشوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند
. بدانید که آنان امینهای خداوند بین مردم و حاکمان او در زمین هستند. بدانید که من ادا نمودم،
بدانید که من ابلاغ کردم، بدانید که من شنوانیدم،
بدانید که من روشن نمودم، بدانید که خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عزوجل میگویم،
بدانید که امیرالمؤمنینی جز این برادرم نیست. بدانید که امیرالمؤمنین بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست.
part of Ghadir Sermon (1)
O people! Ali and the good ones from among my offspring from his loins are the Lesser Weight,
while the Qur’an is the Greater One: each one of them informs you of and agrees with the other.
They shall never part till they meet me at the Pool (of Kawthar). They are the Trustees of Allah over His creation,
the rulers on His earth. Indeed now I have performed my duty and conveyed the Message.
Indeed you have heard what I have said and explained. Indeed Allah, the Exalted One and the Sublime,
has said, and so have I on behalf of Allah, the Exalted One and the Sublime, that there is no Amiral-Mu’minin
(Commander of the Faithful) save this brother of mine; no authority over a believer is permissible after me except to him.”
part of #Ghadir_Sermon
متن کارت دعوت با محوریت غدیر شامل 26 متن و شعر
متن کارت دعوت با محوریت غدیر ، شامل 26 متن و شعر با موضوع غدیر برای استفاده ی شما بزرگواران در جشن های عید غدیر است.
متن کارت دعوت با محوریت غدیر 1 – جشن ولایت علی علیه السلام
ای غدیر! تو دیگر یک برکه ی خاموش نیستی، تو مادر اقیانوس هایی. تک درخت کناره ی آبگیر! سایه ات را بگستران! ما آمده ایم بیعت کنیم. که امروز هم دیر نیست … اکنون به شکرانه ی پیوند غدیر با قلب هایمان، در جشن ولایت علی علیه السلام به شادی می نشینیم.
مکان:
زمان:
امام هادی علیه السلام و یک نکته از روانشناسی اجتماعی
قالَ الامامُ أبو الحسن، علىّ الهادى صلوات اللّه و سلامه علیه:
* لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ،
از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى و مکدر و آزرده خاطرش ساختهاى یا بر او خشم گرفتهاى، صفا، یک رنگی، صمیمیت و محبت مجوى.
جامعهی سالم، جامعهای است که بین افراد آن جامعه محبت، یک رنگی، صفا و صمیمیت حکم فرما باشد و آحاد آن جامعه همچون اعضای یک خانواده نسبت به هم با صفا معاشرت کنند؛ خشم و غضب بیجا، قلبهای مملو از کینه و کدورتهای حاصل از اختلافها، این آرامش اجتماعی را مورد تهدید قرار خواهند داد. کسی که در رفتار خود با دیگران این اصل را رعایت نکرده است، طبیعتاً نباید انتظار صفا و صمیمیت از طرف دیگران داشته باشد.
داستان کوتاه درباره امام هادی علیه السلام
روزی یك مسیحی را كه با زن مسلمانی زنا كرده بود نزد متوكل آوردند. متوكل خواست در مورد او حد شرعی اجرا شود، در این هنگام مسیحی مسلمان شد، یحیی بن اكثم كه قاضی القضات بود گفت: اسلام آوردن او باعث از بین رفتن كفر و عملش می شود و از این رو نباید حد در مورد او اجرا شود. برخی از فقها گفتند: باید سه بار در مورد او حد جاری شود، برخی دیگر به گونه ای دیگر فتوا دادند. با این اختلاف آراء نمی شد كاری از پیش برد.
متوكل به ناچار مجبور شد به سراغ او برود و از او بخواهد نظرش را بگوید، او فرمود: باید آن قدر تازیانه بخورد تا بمیرد!
سخن او با مخالفت شدید یحیی بن اكثم و سایر فقها رو به رو شد، آنها گفتند: این فتوا در هیچ آیه و روایتی وجود ندارد، از این رو از متوكل خواستند از او مدرك این فتوا را جویا شود. متوكل موضوع را به او نوشت.
او در پاسخ پس از بسم الله این آیه را نوشت: هنگامی كه قهر و قدرت ما را دیدند، گفتند به خدای یگانه ایمان آوردیم و به بتها و عناصری كه آنها را شریك خدا قرار داده بودیم كافر شدیم ولی ایمانشان به هنگام دیدن قهر و قدرت ما سودی ندارد این سنت و حكم الهی است كه در میان بندگان وی جاری است و پیروان باطل در چنین شرایطی زیانكار شدند«1»
متوكل، پاسخ مستدل و محكم امام هادی «علیه السلام» را پذیرفت و دستور داد حد زناكار طبق فتوای امام، اجرا شود«2»
امام با ذكر این آیه شریفه به آنان فهماند: همان طور كه ایمان مشركان، عذاب خدا را از آنها باز نداشت ، اسلام آوردن این مسیحی نیز، حد را ساقط نمی كند.«3»
حسن ختام این بحث، فرمایشی است از آن امام همام كه خطاب به شیعیانشان فرمودند:
ای گروه شیعه، در زندگی، با اندیشه و منش شایسته، برای ما مایه زینت و عزت باشید، نه مایه سرشكستگی، با مردم زیبا سخن بگویید و زبانتان را كنترل كنید و از طرح مطالب بی ارزش و گفتار زشت خودداری نمایید.«4»
منابع:
1. سوره غافر آیات 84-85
2. وسائل الشیعة ج18 ص408
3. به نقل از سیره پیشوایان ص599
4. بحار الانوار ج8 ص
بلاغ
درس اخلاق آیت الله جوادی آملی دامت برکاته
در کتاب شريف تمام نهج البلاغه سخنان نوراني آن حضرت در پنج بخش خلاصه شد: بخش اول مربوط به خطبههاست دوم مربوط به نامهها است سوم مربوط به کلامها است و چهارم مربوط به توصيهها است و پنجم که آخرين بخش است مربوط به دعاهاست و سيد رضي(رضوان الله تعالي عليه) تمام اين بخشهاي پنجگانه را تقطيع کرده تبعيض کرده بعضي از سخنان آن حضرت را چه در خطبه چه در نامه چه در کلام چه در توصيه و چه در ادعيه نقل کرده است. همه آن فرمايشات را نقل نکرد.
اين جمله نوراني صد وهشت که در نهج البلاغه جزء کلمات حکيمانه و قصار است جزء يک سخن مبسوطي است که ضرار در دربار اموي درباره حضرت امير(سلام الله عليه) نقل کرده است. وقتي ضرار بعد از رحلت حضرت امير(سلام الله عليه) وارد دربار اموي شد، معاويه از ضرار سؤال کرد که درباره علي بن ابيطالب سخن بگو. بحثهاي مفصلي دارد که مصيبت او توانفرسا بود و تحملش بسيار سخت است و کلمات نوراني که در زمان آن حضرت از آن حضرت شنيده بود، آنها را نقل کرد تا اينکه معاويه از او خواست که اين سخن را ادامه بدهد