معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزشهای غیرحضوری
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


درباره پايگاه

این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.



قرآن آنلاین

قرآن آنلاین




لحظه شمار غیبت امام زمان





ذکر روز

ذکر روزهای هفته



اوقات شرعی

اوقات شرعی




پخش زنده حــــــرم

پخش زنده حرم




  دو صفت پسندیده در ثروتمندان و فقرا   ...

امام علی(علیه السلام) در حدیثی در خصوص ” دو صفت پسندیده در ثروتمندان و فقرا” می فرمایند: 

و قَالَ (علیه السلام): مَا أَحْسَنَ تَوَاضُعَ الْأَغْنِیَاءِ لِلْفُقَرَاءِ طَلَباً لِمَا عِنْدَ اللَّهِ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ تِیهُ الْفُقَرَاءِ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ اتِّکَالًا عَلَى اللَّهِ [سُبْحَانَهُ‏].

امام علی (علیه السلام) فرمود:
چه خوب است فروتنی ثروتمندان در برابر فقرا به خاطر دست‌یابی به پاداش الهی و بهتر از آن عزت نفس فقرا در برابر ثروتمندان است به خاطر اعتماد به خداوند سبحان.

نهج البلاغه، ص. ۵۴۷.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-04-31] [ 02:20:00 ب.ظ ]





  سند خطرناک و فاجعه بار 2030   ...

موضوعی که اخیراً مقام معظم رهبری(مدظله العالی) درباره آن صحبت کردند و نگرانی خود را از آن اعلان فرمودند، موضوع «امضای سند 2030» است[1] که توسط بعضی از دولت‌مردان امضا و پس از تصویب در هیئت دولت، جهت اجرا ابلاغ گردید.

عده زیادی از این سند بی‌اطلاعند و سؤال می‌کنند که این سند چیست؟ در این سند مطالبی آمده است که در ابتدای امر به  نظر می‌رسد سندِ خوبی است و مشکل خاصی ندارد؛ ولی اگر در بندهای آن بیش‌تر دقت شود، روشن می‌گردد که یک سند بسیار خطرناک و فاجعه‌بار است. از آنجا که این سند خیلی طولانی است، به بخشهایی از آن اشاره می‌کنیم:

- در این سند ایران متعهد می‌شود که بخشی از ارزشهای دینی خود را کنار گذارد و یا از آنها فاصله بگیرد؛

- برخی آموزه‌ها و قوانین اسلامی در کتابهای درسی به سبب پذیرش برابری جنسیتی باید حذف شود؛

- اعلامیه جهانی حقوق بشر در تمام سطوح آموزشی باید آموزش داده شود. این در حالی است که موارد متعددی از این اعلامیه با ارزشهای دینی ما کاملاً مغایرت دارد؛

- آموزش قوانین شهروندی بحث بعدی است. البته مراد از قوانین شهروندی، همان قوانینی است که در اروپا و آمریکا ساری و جاری است که حتی بعضی از کشورهای خارجی نیز به دلیل فرهنگ ملی خود و مشکلاتی که اجرای آن به وجود می‌آورد، حاضر به پذیرش آن نشدند. با آموزش این قوانین شهروندی، بسیاری از ارزشهای اخلاقی - اسلامی در سطح خانواده، مدرسه و در نهایت، در سطح حاکمیت کنار گذاشته می‌شود؛

- با عنوان پرهیز از خشونت در مراکز آموزشی، آموزش‌های مربوط به جهاد و شهادت و آموزشهای نظامی در تمام سیستمهای آموزشی باید حذف گردد و به دنبال آن بسیج دانش‌آموزی و دانشجویی و… بر اساس این سند از بین برود؛

- خشونت نسبت به گروه‌های غیر قانونی مانند فرقه ضالّه بهائیت و امثال اینها نفی و باید از آن پرهیز شود؛

صفحات: 1 · 2

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی  لینک ثابت



 [ 09:54:00 ق.ظ ]





  در احتیاط های احکام شرعی چگونه عمل کنیم؟   ...

اگر مجتهدِ اعلم در مسأله ‌اى فتوا دهد، مقلّد آن مجتهد يعنى كسى كه از او تقليد مى‌ كند، نمى ‌تواند در آن مسأله به فتواى مجتهد ديگر عمل كند، ولى اگر فتوا ندهد و بفرمايد: احتياط آن است كه …
 

مسئله تقلید از مباحث مهم برای شیعیان است که از سال های گذشته تاکنون، اشکالات و شبهاتی پیرامون این موضوع مطرح شده؛ به همین منظور در شماره های متعدد، نکاتی خلاصه و مفید پیرامون این بحث ارائه خواهیم داد.

مسأله 7: اگر مجتهدِ اعلم در مسأله ‌اى فتوا دهد، مقلّد آن مجتهد يعنى كسى كه از او تقليد مى‌ كند، نمى ‌تواند در آن مسأله به فتواى مجتهد ديگر عمل كند، ولى اگر فتوا ندهد و بفرمايد: احتياط آن است كه فلان طور عمل شود،  مثلًا بفرمايد: احتياط آن است كه در ركعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه تسبيحات اربعه يعنى: «سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ لا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَ اللّهُ اكْبَرُ» بگويند، مقلد بايد يا به اين احتياط كه به آن احتياط واجب مى ‌گويند، عمل كند و سه مرتبه بگويد، يا بنابر احتياط واجب به فتواى مجتهدى كه علم او از مجتهد اعلم كمتر و از مجتهدهاى ديگر بيشتر است عمل نمايد، پس اگر او يك مرتبه گفتن را كافى بداند، مى‌تواند يك مرتبه بگويد و هم چنين است اگر مجتهد اعلم بفرمايد مسأله محلّ تأمّل يا محلّ اشكال است. (توضيح المسائل امام خميني عليه الرحمه )

يكي از شرائط مرجع تقليد، اعلم بودن او نسبت به مجتهدين ديگر است؛ پس اگر در مسئله اي فتوا دهد، بايد از او تقليد كرد؛ چراكه انسان در تقليد درصدد رسيدن به واقع و انجام تكليف الهي بوده و به علاوه در اين فكر است كه با دستورات الهي مخالفت نكند؛ لذا با تقليد صحيح به حجت شرعي دست پيدا مي كند و در مسير اطاعت الهي قرار مي گيرد و مجتهد اعلم كسي است اين مسير را از ديگران بهتر مي داند؛ لذا اگر در مسئله اي رأي و نظر داد بايد از او پيروي كند.

حال با اين اوصاف و با وجود فتواي مجتهد اعلم و تعارض و ناسازگاري فقهي فتواي او با فتواي غير اعلم اگر از مجتهد غير اعلم تقليد كند اين شك باقي مي ماند آيا با عمل به دستور غير اعلم تكليف ساقط شده است و آيا گفته او حجيت شرعي دارد؟

صفحات: 1 · 2

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, تبليغ, حوزه, استفتاء  لینک ثابت



 [ 09:40:00 ق.ظ ]





  برترین نعمت چیست؟   ...

رسول گرامی اسلام در یکی از سخنان نورانی خود عقل را برترین نعمت خداوند معرفی کردند که میان بندگان توزیع شده است.
 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) مَا قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبَادِ شَيْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْل‏.

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: خداوند چیزی برتر از عقل را میان بندگان توزیع نکرده است.

کافی، ج6، ص12

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 09:38:00 ق.ظ ]





  تجربه تاریخ-دکتر مصدق؛ حسن یا سوء عاقبت!؟   ...

وقتی که دکتر مصدق می‏خواست علاوه بر نخست وزیری، وزارت جنگ را نیز برعهده بگیرد، با مخالفت شاه مواجه شد. بنابراین مصدق استعفا داد و شاه هم بلافاصله احمد قوام را مأمور تشکیل کابینه نمود. در این میان آیت‏اللَّه کاشانی که حضور دکتر مصدق را در نخست وزیری مفید می‏دانست با اتخاذ تصمیمی قاطع، بازگشت مصدق به نخست‏وزیری را خواستار شد. آیت ‏اللَّه کاشانی تهدید کرد، در صورتی که قوام کنار نرود اعلام جهاد کرده و کفن می‏پوشد و پیشاپیش مردم حرکت خواهد کرد. احمد قوام که مردی وابسته به استعمار و در خدمت دستگاه استبدادی بود، بلافاصله پس از نخست‏وزیری، نغمه شوم جدایی دین از سیاست را سر داد و لبه تیز حملات خود را متوجه رهبری نهضت یعنی آیت اللَّه کاشانی و نیروهای مسلمان کرد. آیت اللَّه کاشانی با انتشار اعلامیه‏ای به صدور فرمان نخست‏ وزیری قوام السلطنه به شدت اعتراض نمود. به این ترتیب وقایع سی‏تیر شکل گرفت و قیام عمومی مردم مسلمان، در شهرهای مختلف ایران آغاز شد. هرچند این تظاهرات به وسیله عوامل شاه به خاک و خون کشیده شد، اما در نهایت، شاه، عقب‏نشینی کرد و چون در رضایت و تطمیع آیت ‏اللَّه کاشانی توفیقی به دست نیاورد، مجبور شد، قوام را برکنار کرده و بار دیگر مصدق را به نخست وزیری مأمور سازد و وزارت جنگ را نیز به او بسپارد. مصدق پس از به دست‏گیری مجدد قدرت، سرلشکر وثوق عامل کشتار مردم بی‏گناه در جریان قیام را به معاونت وزارت جنگ منصوب نمود و چون آیت اللَّه کاشانی به این عمل اعتراض کرد، مصدق در نامه‏ای، از آن روحانی مجاهد خواست تا در امور سیاسی مداخله ننماید. این عمل، پشتیبانی مردم را از مصدق برداشت و دولت مصدق که برای دومین بار در اثر مبارزات پیگیر مردم روی کار آمده بود، بیشتر از سیزده ماه دوام نیاورد و سرانجام با کودتای آمریکایی 28 مرداد سال 1332 شمسی، سرنگون شد.

منبع: راسخون

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



[شنبه 1397-04-30] [ 12:19:00 ب.ظ ]





  حکم استفاده از دفترچه ی بیمه ی درمانی دیگران   ...

رهبرمعظم انقلاب اسلامی به استفتائی پیرامون «استفاده از دفترچه ی بیمه ی درمانی دیگران» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقه مندان می گردد.

 

سؤال: آیا استفاده از دفترچه ی بیمه ی درمانی برای کسی که جزء خانواده صاحب دفترچه نیست، جایز است؟

و آیا جایز است صاحب دفترچه، آن را در اختیار دیگران بگذارد؟

پاسخ: استفاده از دفترچه ی بیمه ی درمانی فقط برای کسی جایز است که شرکت بیمه نسبت به ارائه ی خدمات به او تعهد کرده و استفاده دیگران از آن موجب ضمان است.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, استفتاء  لینک ثابت



 [ 12:19:00 ب.ظ ]





  بیشترین شفا در این دانه است   ...

امام صادق علیه السلام در یکی از سخنان نورانی خود علت قرار گرفتن جو به عنوان غذای پیامبران را بیان کردند.
 

عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ:

لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِي شَيْ‏ءٍ شِفَاءً أَكْثَرَ مِنَ الشَّعِيرِ مَا جَعَلَهُ غِذَاءَ الْأَنْبِيَاءِ.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

اگر خداوند می دانست چیزی بیشتر از “جو” شفا دارد، جو را غذای پیامبران قرار نمی داد.

مکارم الاخلاق، ص154

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, حديث روز, تبليغ  لینک ثابت



 [ 12:18:00 ب.ظ ]





  سرود دانشجویان امامیه پاکستان در وصف رهبر معظم انقلاب+ فیلم   ...

سازمان دانشجویان امامیه پاکستان کراچی به مناسبت روز ولادت حضرت آیت الله خامنه ای مدظله العالی رهبر معظم انقلاب، سرود زیبایی به زبان اردو با عنوان ما سرباز امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشرسف) هستیم و امام خامنه ای سردار ماست، منتشر کرد.
شاعر این سرود خانم معصومه شیرازی است و ایشان اشعار بیشتری در مورد انقلاب و رهبری سروده است و خواننده این سرود عاطر حیدر است.

گفتنی است سازمان دانشجویان امامیه پاکستان یک سازمان مردمی از دانشجویان و طلاب و دانش‌اموزان پاکستانی که سال‌های سال است در جهت ترویج گفتمان انقلاب و امام خمینی در پاکستان فعالیت می ‌کند.
 این سازمان که ساختار، آرما‌ن‌ها، اهداف و برنامه‌های آن شباهت زیادی به بسیج مقاومت در ایران دارد هر سال با برگزاری چند کنفرانس و اردوی دانش ‌آموزی و دانشجویی و همینطور برگزاری برنامه‌های مناسبتی و البته چاپ کتاب و نشریات هفتکی و ماهانه، نقش به شدت مهمی در حضور و نفوذ فرهنگ انقلابی در پاکستان دارد.
 سازمان دانشجویی امامیه چند سالی است که به ساخت فیلم و موسیقی هم روی آورده است و این کلیپ هم از محصولات این سازمان مردمی است.

برنامه سالگرد رحلت امام خمینی ره، سالگرد انقلاب و سالگرد شهدای معروف دفاع مقدس (جنگ تحمیلی) مانند شهید چمران، آوینی و دیگر این سازمان در هر سال به شدت مفصل و مشهور است و در این چند ساله به محفل مهمی برای نشر آرمان‌های امام با حضور قشر وسیعی از پاکستانی‌ها تبدیل شده است.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 12:18:00 ب.ظ ]





  بهترین و بدترین زمان مصرف گردو   ...

خبرگزاری حوزه، متن روایت را از کتاب کافی منتشر می کند.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): أَكْلُ الْجَوْزِ فِي شِدَّةِ الْحَرِّ يُهَيِّجُ الْحَرَّ فِي الْجَوْفِ وَ يُهَيِّجُ الْقُرُوحَ عَلَى الْجَسَدِ وَ أَكْلُهُ فِي الشِّتَاءِ يُسَخِّنُ الْكُلْيَتَيْنِ وَ يَدْفَعُ الْبَرْدَ.

امام صادق(علیه السلام) در روایتی به نقل از امام علی(علیه السلام) فرمود:‌ خوردن گردو در گرمای شدید حرارت درون بدن را بالا می برد و باعث ایجاد دمل و جوش در بدن می شود و خوردن آن در زمستان کلیه ها را گرم کرده و سرما را از بدن دور می سازد.

کافی، ج6، ص340

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 12:17:00 ب.ظ ]





  نماز روز یکشنبه ماه ذی القعده   ...

فضيلت ماه ذي القعده
ماه ذى القعده، نخستين ماه از ماههاى حرام است كه در آنها جنگ، حتّى با دشمنان اسلام حرام است; مگر اين كه جنگ بر مسلمين تحميل شود (سه ماه ديگر از ماههاى حرام، ذى الحجّه، محرّم و رجب است).
آتش بس در اين چهار ماه وسيله اى براى آرامش جامعه و توفيق براى حجّ و عبادت، حلّ مشكلات اقتصادى و بازنگرى در امر جنگ و يافتن نقطه پايان براى آن و سپس مرهم نهادن بر زخم هاى جانكاه ناشى از آن است.
ماهى است كه زوّار خانه خدا از اطراف و اكنافِ جهان به سوى خانه خدا حركت مى كنند، گروهى به مدينه مى روند و قبر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و قبور ائمّه هدى(عليهم السلام) را زيارت مى كنند و آثار تاريخى كه در جاى جاى اين خاستگاه اسلامى وجود دارد را مى بينند و غرق لذّات عميق روحانى مى شوند (هرچند نابخردان و جاهلان، بسيارى از اين آثار عظيم و گرانقدر را از ميان برده اند).
گروه ديگرى راهى مكّه مى شوند و با انجام مناسك «عمره تمتّع» در انتظار مراسم بزرگ عبادى سياسى حج مى نشينند و با طواف كعبه و شركت در صفوف پرشكوه جماعت، روح و جانشان را تازه مى كنند (خداوند اين سفر روحانى را نصيب همه آرزومندان فرمايد) تجديد ياد و خاطره آن، براى آنها كه به اين سفر رفته اند نيز لذّت بخش است.
«سيّد بن طاووس» در فضيلت اين ماه مى گويد: «ماه ذى القعده ماهى است كه به هنگام شدّت و گرفتارى، زمان خوبى براى دعاست، و براى رفع ظلم و ستم و دعا بر ضد ظالم مؤثّر است».(7)
همچنين مى گويد: «اين ماه «ماه اجابت دعاها» ناميده شده است; لذا بايد اوقاتش را غنيمت شمرد و در آن روزه حاجت گرفت».(8)

 


اعمال ماه ذى القعده

نماز در روز يكشنبه اين ماه:
براى نماز در روز يكشنبه اين ماه روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است. در فضيلت اين نماز، آمده است كه هر كس آن را بجا آورد توبه اش پذيرفته مى شود و گناهانش آمرزيده مى گردد و سبب بركت براى نمازگزار و خانواده اش خواهد بود، و در روز قيامت كسانى كه از او طلبى و يا حقّى دارند، از وى راضى گردند و با ايمان از دنيا مى رود و قبرش براى او وسيع و نورانى گردد و پدر و مادرش از او راضى شوند، و آنها نيز مورد مغفرت خداوند قرار گيرند، ذريّه او نيز بخشيده شوند و روزى او وسيع گردد. فرشته مرگ به هنگام مردن، با او مدارا كند و به آسانى جانش را بگيرد.(9)

نماز در روز يكشنبه اين ماه:
براى نماز در روز يكشنبه اين ماه روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است. در فضيلت اين نماز، آمده است كه هر كس آن را بجا آورد توبه اش پذيرفته مى شود و گناهانش آمرزيده مى گردد و سبب بركت براى نمازگزار و خانواده اش خواهد بود، و در روز قيامت كسانى كه از او طلبى و يا حقّى دارند، از وى راضى گردند و با ايمان از دنيا مى رود و قبرش براى او وسيع و نورانى گردد و پدر و مادرش از او راضى شوند، و آنها نيز مورد مغفرت خداوند قرار گيرند، ذريّه او نيز بخشيده شوند و روزى او وسيع گردد. فرشته مرگ به هنگام مردن، با او مدارا كند و به آسانى جانش را بگيرد.(9)
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) كيفيّت نماز را اين گونه بيان فرمود كه، در روز يكشنبه غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز بخواند (هر دو ركعت به يك سلام) در هر ركعت، سوره «حمد» يك مرتبه، سوره «قل هو الله» سه مرتبه و سوره هاى «فلق» و «ناس» را يك مرتبه بخواند; و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار كند، سپس بگويد:

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلىِّ الْعَظيمِ

جنبش و نيرويى نيست جز به خداى والاى بزرگ

آنگاه بگويد:

يا عَزيزُ يا غَفّارُ، اِغْفِرْ لى ذُ نُوبى، وَذُ نُوبَ جَميـعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ، فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُ

اى نيرومند اى بسيار آمرزنده بيامرز گناهانم را و گناهان همه مردان مؤمن و زنان با ايمان را كه نيامرزد كسى

الذُّنُوبَ اِلاَّ اَنْتَ.(10)

گناهان را جز تو.

از ذيل اين روايت استفاده مى شود كه اين اعمال را در غير اين ماه نيز، مى توان انجام داد.

سه روز روزه در اين ماه:
از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) روايت شده است، هر كس روزهاى پنج شنبه، جمعه و شنبه از ماههاى حرام را روزه بگيرد، عبادت يك سال براى او نوشته شود.(11)

شب پانزدهم ماه:
از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) روايت شده است كه شب پانزدهم ماه ذى القعده، شب مباركى است و خداوند در اين شب، به بندگان مؤمن، نظر رحمت مى افكند و آن كس كه در اين شب به اطاعت خداوند مشغول باشد، پاداش بسيار زيادى دارد.
در ادامه فرمود: چون شب به نيمه رسيد، به عبادت خدا و نماز بپرداز و از خداوند حاجت بطلب كه در اين شب، حاجت كسى بدون پاسخ نخواهد ماند!(12)

روز بيست و پنجم (روز دحوالارض):
همان گونه كه پيش از اين گفته شد، روز بيست و پنجم ذى القعده، روزى است كه نخستين خشكى ها از زير آب سربرآورد، و سپس گسترش يافت. براى اين روز اعمالى نقل شده است:
الف) در روايتى از اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است: اوّل رحمتى كه از آسمان به زمين نازل شد، روز بيست و پنجم ذى القعده بود; بنابراين اگر كسى آن روز را روزه بگيرد، و آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش عبادت يكصد سال را دارد.
همچنين فرمود: در آن روز، اگر گروهى به ذكر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پيش از آن كه متفرّق شوند برآورده سازد; خداوند در اين روز هزار هزار رحمت نازل مى كند كه قسمتى از آن شامل كسانى است كه جمع گردند و به ذكر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شبش را عبادت كنند.(13)

1. فروغى از كوثر، (زندگى نامه حضرت فاطمه معصومه) صفحه 32.
2. منتهى الآمال، تاريخ زندگانى امام رضا(عليه السلام) و بحارالانوار، جلد 49، صفحه 9، حديث 16 و صفحه 10، حديث 17.
3. منتهى الآمال، تاريخ زندگانى امام رضا(عليه السلام).
4. بحارالانوار، جلد 11، صفحه 217، حديث 29.
5. منتهى الآمال، تاريخ زندگانى امام محمّد تقى(عليه السلام).
6. بحارالانوار، جلد 50، صفحه 64 و كشف الغمّه، جلد 2، صفحه 363.
7. اقبال، صفحه 306.
8. همان مدرك، صفحه 307.
9. اقبال، صفحه 308.
10. همان مدرك.
11. همان مدرك.
12. همان مدرك، صفحه 309.
13. اقبال، صفحه 312.
14. همان مدرك، صفحه 314.
15. مصباح المتهجّد، صفحه 669.

منبع:مفاتيح نوين

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی, نماز  لینک ثابت



 [ 12:17:00 ب.ظ ]





  حجاب از حقیقت تا واقعیت   ...

“حجاب و عفاف” یکی از دستورات دین مبین اسلام بوده که در شماره های گوناگون، مطالب مختلف از این فریضه الهی را تقدیم حضور مخاطبان گرامی خواهیم کرد.

* حجاب از حقيقت تا واقعيت

پرداختن به مسئله حجاب، سابقه‌اي كهن دارد، [1] در هر عصري به هر بهانه‌اي، اين مهم، مورد توجه همگان، حتي حكومتها بوده است. بودن يا نبودن، عفت يا اُمل، سنت يا تمدن، سخت‌گيري يا بي‌تفاوتي، ديني يا سياسي و بالاخره حجاب، دژ محكم است يا معضل اجتماع. همه دوست دارند نظر بدهند. تُندِ تند، در هر دو جبهه، برخي بر اين باورند كه «حجاب پيش از آنكه مقوله‌اي صرفاً مذهبي باشد، بيشتر پديده‌اي تاريخي، اجتماعي است»[2]

تظرية ديگري، رنگ و لعاب آنرا سياسي مي‌داند و مي‌گويد:

«هم اكنون در بسياري از جوامع مقوله‌اي چون حجاب، به يك مقوله‌ي سياسي تبديل شده است»[3] «اساساً در كشورهايي چون ايران، نوع و طرز پوشش و لباس نمي‌تواند فارغ از انگيزه‌ها و پيامهاي سياسي باشد»[4] شايد بد نباشد كه بدانيد اين باورها تا آنجا پيش رفته است كه برخي مي‌خواهند در جامعه القاء كنند كه حجاب امري اختياري است. مثل خوردن يك نوع ميوه، دوست داري بخور وگرنه، نه. امروزه در جرايد به هر عنواني خواه خيرخواهانه، يا سود‌جويانه مسألة حجاب را مطرح مي‌كنند. در ميان اينان شخصي مدعي است كه به فلسفة حجاب رسيده، مي‌گويد: «ريشه فلسفي حجاب، ميل به رياضت و رهبانيت است»[5] هم‌چنين به علل ديگري در سرآغاز معتقد است به عنوان نمونه «عدم امنيت و عدالت اجتماعي»[6] منجر به پوشش زنان شده است و يا اينكه ريشه حجاب در اقتصاد است مثلاً «پدرشاهي و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروي وي در جهت منافع اقتصادي مرد.»[7] باعث شده است كه مادران ما چادر سر كنند. به راستي چرا مادربزرگ‌ها و خواهران مسلمان داراي حجاب‌ اند؟ آقاي پژمان موحدي معتقد است: «حسادت و خودخواهي»![8] مردم ما اين كشف بزرگ را به راحتي نمي‌توانند هضم كنند و منتظر مي‌مانند تا رابطة اين دو را درك كنند، فعلاً عجله‌اي ندارند اما آقاي دكتر رضا براهني با شتاب به آينده در پي كشف مطلب اظهار مي‌دارد: «به چند علت با حجاب مخالفم» بد نيست بدانيد كه علل وي اولاً عين مدعا است و ثانياً هيچ رابطه‌اي بين مطالبش و مخالفتش پيدا نمي‌كنيد. وي مي‌گويد: «حجاب زائيده استبداد شرقي است» «مسأله روابط است به صورت فرهنگي و هنري» و بالاخره «اگر مردان محترم فكر مي‌كنند در صورت ديدن صورت زنان ممكن است احساس تحريك جنسي يا گناه جنسي بكنند چرا به يك روان‌شناس مراجعه نمي‌كنند؟»[9] همة اينها بخشي از گفته‌هاست اما واقعاً اظهار نظر در مقوله‌اي كه ريشه در تاريخ بشر دارد به اين آساني هم نيست. همچنين موافقت يا مخالفت با پديدة حجاب، بدون تأمل در تاريخچه و فلسفه و نيز ديني بودن آن، چيزي نيست كه به چندين مقاله، آن هم در روزنامه رأي دهيم، اين مهم، پاي شخصيت‌هايي را به ميدان بحث و تحقيق كشانده است. آكادمي‌هاي مهمي را به تلاش و سمينارها واداشته است. آقاي دكتر براهني در بند دوم مخالفتشان مي‌گويد: «زن در داخل حجاب، بكلي بي ‌هويت مي‌شود، انگار زن شرم دارد از زن بودن و به همين دليل بايد پوشاندش تا كسي نفهمد كه پشت سر اين پوشش چه چيزي نهفته است..»

خواننده محترم؛ به نظر شما اين ادعا تا چه اندازه‌اي ارزش و اعتبار دارد؟ به نظر مي‌رسد كه ماهيت و حقيقت حجاب نزد آقاي دكتر مخفي مانده است. آيا حجاب، تكه پارچه‌اي است كه زن بر سر خود مي‌اندازد؟ يا نوعي رفتار است كه چادر تنها بخشي از آن است؟ حجاب حقيقتي است كه به صورت رفتار و پوشش خاص تجلي مي‌يابد.

حجاب همان زيوري است كه زن به خود مي‌گيرد، تا مانع تكامل جامعه نشود. به عبارت بهتر حجاب، يك خواستة دروني و فطري زن است كه مظاهر زنانگي را در صندوقچه عفاف محافظت مي‌كند تا به پاي شوي خود نثار كند.

تا به امروز در عرف عقلا هر آنچه قيمتي و ارزشمند است، دور از انظار نگه مي‌داشتند تا به يغما برده نشود و هر جا چيزي را محافظت كنند لزوماً به معناي شرم داشتني نيست. اشياء قيمتي را كسي به دليل شرم‌داشتن محافظت نمي‌كند و از طرفي ميوه ‌فروشان بين ميوه‌هاي گران‌ قيمت و بادمجان بم تفاوتها قائلند. به هر حال اين مسأله، قضيه‌اي شوخي بردار نيست زيرا نه تنها زنان كه مردان نيز خود را ملزم به رعايت آن مي‌دانند. در هيچ جامعة‌ عقلائي برهنگي به عنوان يك فرهنگ پذيرفته نشده است. با اينكه برخي از حكّام و مستبدين تلاش كردند اما يكي از هزار به منزل نرسيده است. اگر آقاي دكتر رضا براهني با حجاب مخالف‌اند آيا بي‌حجابي يعني كمال و تمدن؟ به قول بزرگان: «اگر برهنگي و بي‌حجابي تمدن است، پس حيوانات از همه متمدن‌ترند». عقلاء عالم، كمال خود را مرهون حجاب مي‌دانند، عرفاي به مقام رسيده در اين منزل سنگ تمام گذاشتند اما بازار بولهوسراني و برهنگي گرم و فرياد «حقوق بشر زير چادرها به زنجير كشيده شده» به آسمانها مي‌رسد و جز چند صباحي عياشي و خوش‌گذراني به كجا رسيدند؟! بياييد با هم مروري در واژه‌ حجاب كنيم تا سره از ناسره و حقيقت از واقعيت آشكار شود، بين آنچه بايد باشد تا آنچه هست خيلي فاصله است. بيائيم فاصله‌ها را كم كنيم مطمئناً شما نيز به جاي مخالفت، به كشف حقيقت خشنود خواهيد شد. به عنوان مطلع مواردي را شمار مي‌كنيم كه در عين اهميت به وقت ديگري وا‌ مي‌گذاريم و صرفاً به يك بحث علمي و دور از جوانب و عوامل تأثيرگذار مي‌پردازيم.

1 . فشارهاي سياسي و قدرت حاكمه (له يا عليه) در روند حجاب يا بي‌حجابي تأثيراتي داشته كه در جاي خود محل تأمل است و در اين مقال مجالي براي آن نمي‌يابيم.

2 . نگاه سود‌گرايانه به عريان بودن زن نيز در بي‌حجابي خيلي مؤثر بوده كه خود جاي تأمل دارد.

3 . نوع پوشش (چادر، بلوز و دامن، مانتو، محلي، عربي و…) در اين مقال مورد توجه نيست.

4 . آثار و ثمرات حجاب يا بي‌حجابي خود مقولة ديگري كه بعداً بايد به سراغش رفت.

5 . بودن يا نبودن حجاب، كيفيت و شكل آن استرس هايي بر جامعه وارد مي‌كند كه به نظرات كارشناسان وا مي‌گذاريم با غمض عين از اين امور، نقدي بر آنچه به عنوان علل و ريشه‌هاي حجاب و مخالفت با آن كه از سوي برخي مطرح شده بود، آورده و قضاوت نهايي را به خواننده محترم واگذار مي‌كنيم.

تولد حجاب

كمي دورتر مي‌رويم، آنجايي كه نه مردسالاري بود و نه استبدادي و نه جامعه‌اي . جايي كه فقط آدم (عليه السلام ) بود و همسرش. از خلقت اشرف مخلوقات چيزي نگذشته بود كه سر و كلة شيطان پيدا شد. قبلاً سفارش شده بود كه به درخت ممنوعه نزديك نشويد اما «فَوَسوسَ لهما الشيطانُ»،[10] گفت و گفت تا اينكه تسليم شدند. چرا وسوسه؟ زيرا «ليبدي لهما مَاوُرِيَ عنهما من سَوْءاتِهما»[11] به قصد آشكار نمودن آنچه پنهان بود، وسوسه‌ها صورت مي‌گرفت. بالاخره نيت شوم كارگر افتاد و آن دو نزديك درخت ممنوعه شده و خوردند. «فلّما ذاقا الشجرةَ بَدَتْ لهما سَوْءَاتهما»[12] آن دو فريب خورده و اندامشان آشكار شد. از كشف عورت شرمسار و شروع به اختفاء با برگ نمودند «و طَفِقَا يَخْصِفَان عَليهما من وَرَقِ الجنَّة»[13]

مرحله بعد نزول به زمين، و خطاب آمد « اي فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد، آن‌گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت»[14] با رفتن لباس اول، لباس نو به تن پوشيده شد. «قد انزلنا عليكم لباساً يواري سؤاتكم»[15] تا اينجا يك نكته مهم مطرح شد و آن فطري بودن حجاب و پوشش است، پوشش چون رشد و نمو، شعور و جاوداني، جزو سرشت آدمي است و خلع ماهيت از مقوماتش منجر به انقلاب در ماهيت است كه از لحاظ مباحث فلسفي مورد قبول نيست. جالب اين‌كه پوشش در لَحَد حاكي از اهتمام انساني به حجاب است. و جالب‌تر اينكه بهشتيان نيز لباس دارند. لباسهايي از حرير و خضراء.[16] با اين توضيح مختصر به راستي آيا ريشه حجاب، استبداد است؟ بر فرض كه بپذيريم منشأ حجاب در دنيا استبداد است اما در بهشت استبداد به چه دليل؟ بر فرض كه منشا حجاب استبداد است، چرا استبداد شرقي؟ شرق چه خصوصيتي دارد كه حجاب را مختص آن مي‌دانيد؟ اين سخن كاملاً باطل است زيرا در قصة يوسف ـ عليه السّلام ـ سه بار دربارة پيراهن يوسف مي‌گويد. يكي از آنها در كاخ عزيز مصر است.[17] معلوم است كه آنجا هم حجاب و پوشش بوده است و اختصاص به شرق ندارد. ادعاي ديگري كه مطرح است اينكه، «حجاب از جامعه و فرهنگ مردم وارد مذهب شده است»[18] اين ادعا نيز مانند ساير دعاوي مردود است.

زيرا طبق اصل اوليه‌ نظام خلقت، پوشش جزئي از مخلوق خداوند و مقارن با آفرينش آدم است. منتهي در طول اعصار و با فشار حكومتها، نقش آن كم‌رنگ شده است. با ظهور اسلام اين قضيه جدّي گرفته شد. پس حجاب اصل و حكم تأسيس اسلام نيست بلكه حكم امضائي آن است كه حدود و ثغوري براي آن تعيين گرديد. و اين به معناي ورود به مذهب نيست بلكه به معناي تطابق عالم تشريع با عالم تكوين است. با كنكاش در آيات حجاب به تدرّج در نزول كه حاكي از سير تكاملي است پي مي‌بريم اسلام يك مرتبه فشارهاي اجرائي را تحميل نكرد بلكه طي مراحلي اقدام به بيان احكام پوشش نمود.

اين نحوه از بيان به منزله ورود اصل حجاب به مذهب نيست بلكه مذهب، به خاطر دفاع از فطرت و طبيعت اوليه، اصول حجاب را پذيرفته و در پي تكميل آن برآمد. آخرين مطلب نقد كلام دكتر رضا براهني است كه مي‌گويد: «اگر كسي به صورت يك زن نگاه كرد و با آن به گناه افتاد بايد به روان‌سناس مراجعه كند»[19] مي‌گوييم: بين حرمت نظر و وجوب پوشش، رابطة طرفيني است.

پاورقی :

[1] . به كتاب رساله حجابيه، تأليف رسول جعفريان مراجعه شود.

[2] روزنامه صدا، شماره179، دي‌ماه 82، سال چهارم

[3]  همان

[4]  همان

[5] روزنامه صدا، شماره180، دي‌ماه 82، ص4

[6]  همان

[7] همان

[8] همان

[9] همان

[10]  اعراف، 20

[11] همان

[12]  همان،22

[13]  همان،22

[14]  همان، 27

[15] همان 26

[16] حج23، كهف31، دخان53

[17] سوره يوسف

[18] روزنامه صدا، شماره179

[19] روزنامه صدا، شماره180

@#@ هر جا كه دين دستور به پوشش آن را صادر كرده است نظر كردن به آن موضع نيز حرام است، و هر جا پوشش را واجب ندانسته، نگاه كردن نيز حرام نيست.[1] (پس خردسالان، وجوب پوشش ندارند و نگاه به آنان بي‌اشكال است. در اين قسمت عناصر ديگر چون تحريك يا عدم تحريك قواي شهواني تأثير ندارد. اما نگاه با قصد گناه‌آلود، موجب حرمت عارضي است. يعني قصد موجب آمدن حرمت است در غير اين صورت حرمتي ثابت نبود.) بنابراين اگر كسي به بدن زن نامحرم نگاه كند گرچه به قصد گناه نباشد و يا نگاه كردن موجب تحريك شهوت او نشود در هر صورت نظر كردن حرام است. پس معيار در اينجا پوشش است. وانگهي حضور زن در جامعه و اجتماعات به خاطر نيازهاي خود و يا شرايط بوجود آمده است، خانمي است به شغل شريف معلمي يا پرستاري و يا كارمند فلان اداره است به سر كار مي‌رود يا خانه‌داري است براي خريد مايحتاج منزل بيرون آمده است، اين حضور هدفمندانه خالي از هر گونه شائبه‌هاي انحرافي است، اما اگر خانمي به قصد نمايش گزاردن خصوصيت زنانگي و با تكيه بر زن بودن به خيابان قدم مي‌گذارد تا درون پوشالي خود را در ويترين آرايش و بزك و سبك‌گري عرضه كند، مسلماً چنين خانمي تكيه‌گاهش «جنسيت» اوست تا «انسانيت»[2]، بنابراين نمي‌توان از ساير افراد انتظار عصمت داشت و بالاخره بحران اخلاقي نتيجه قهري اين رفتار است. دربارة مردان گفته‌اند: اصلي‌ترين محرك، نگاه است. و اگر مردي از صحنه‌هاي بهجت‌آور لذت نبرد، بايد به روانشناس مراجعه كند نه اين كه اگر تحريك شد، زيرا ارگانيزم فعّال طبق نقشه اصلي فعاليت مي‌كند. نويسنده محترم با استناد به حديثي از جابربن عبدالله انصاري، تأييدي بر نظريه اسلام مي‌آورد كه «حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ از دخت گراميشان خواستند با قسمتي از روپوش، سرشان را بپوشانند» آيا اين حديث، سندي محكم در دفاع از حجاب نيست؟ اگر مسلمانيم نبايد به سفارشات پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به طور كامل توجه كنيم؟!

اين حديث و نظائر آن چون خاطره ام سلمه كه مي‌گويد: هنگامي كه رسول خدا نماز جماعت را تمام مي‌كرد هنگام خارج شدن از مسجد قدري مكث مي‌كرد تا زنان خارج شوند.[3] و نيز پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ دستور داده بودند كه هنگامي كه زنان در مسجد حضور پيدا مي‌كنند، عطر و طيب استفاده نكنند.[4] حضرت امير ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمودند: من به زنان جوان سلام نمي‌كنم. همگي به لحاظ حساسيت مسأله حجاب از ديدگاه اسلام است. اگر چه استناد به حديث جابر، كه در فضاي حجاب در منزل است. و حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ و ميهمان آنها جابر از بزرگان و نزديكان حضرت كه در تقوي و… جاي هيچ‌گونه شك نيست، مع الوصف، حضرت ـ صلي الله عليه و آله ـ به دخت گراميشان دستور مي‌دهند: «خذي فضل ملحفتك فأقنعي به رأسك» از اضافه ملحفه (پارچه‌اي بلند كه به عنوان روانداز استفاده مي‌شود) سرت را بپوشان. اين حجاب كجا و آن استفادة بعضي كه مي‌خواهند بگويند: اگر خانمي با مانتو كوتاه، شلوار كوتاه، و… و يا تكه‌اي پارچه بر سر براي رفع دردسر و بيرون آمد كجا؟ اين حديث نمي‌خواهد بگويد: كه هر گونه و به هر كيفيت كه از منزل خارج شدي مورد نظر اسلام است. نظريه اسلام حجاب است كه پوشش باشد، نه اينكه خود پوشش هم نوعي مفسده داشته باشد. اين امر اختصاص به زنان ندارد مردان هم مجاز به پوشش لباس‌هاي جلف و زننده نيستند. و چرا آقاي دكتر رضا براهني به اين حديث پيامبر كه دو صفحة قبل از اين حديث جابر است استناد نمي‌كنيد:

و عنه ـ صلي الله عليه و آله ـ انه نهي الانساء ان يسلكن وسط الطريق. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ از توقف زنان، در مسير رفت و آمد نهي كردند. و نهي ان تلبس المرأة اذا خرجت ثوباً مشهوراً . وقت بيرون آمدن از منزل لباس شهرت (كه جلب توجه كند) نپوشند. او تتحلي بما له صوت يسمع، و نهي النساء عن اظهار الصوت الامن ضروره.

آنچه باعث زينت در صورت (كرشمه و ناز) است نهي شده است و در اظهار صدا و در غير ضرورت نيز نهي شده است.[5]

حجاب آن چيزي نيست كه امروزه بر سر آن معامله كنيم گروهي آنرا ابزاري براي قدرت (طالبان در افغانستان، و منع آن در فرانسه) و گروهي هم آن را وسيله‌اي براي رسيدن به اهداف سياسي مستمسك قرار دهند. (مانند پاره‌آي از قلم به دستان امروز). زن فطرتاً خواهان عفت و پوشش است. كدام موجود ذي‌شعوري از پوشش گريزان است؟ تنها اين انسان است كه مفتخر به لباس است و ساير مخلوقات خداوند غير انسان، نه طايفه نر و نه طايفه ماده، هيچ‌‌كدام پوشش ندارند. كدام ماده الاغ را سراغ داريد دنبال پوشش باشد اما انسان حقيقتاً طالب حجاب است و آنرا دژ محكمي براي خود و همنوع خود و جامعه مي‌داند. عريان شدن عارضه‌اي است كه جنس مرد دنبال آن است آن هم نه هر مردي بلكه مردي كه در سايه اين برهنگي، به مقاصدش مي‌رسد. اول موجودي كه مطالبة برهنگي كرد شيطان بود. آيا شيطان جز انحراف و اغواء مقصدي داشت؟ شريعت مخالف بي‌حجابي و بي‌عفتي است. به جز كفين و گردي صورت، تمام بدن زن بايد پوشيده شود.

و اما چه وسيله‌اي و چه الگويي زنان را به كمال امتثال مي‌رساند، جامعه قضاوت كند؟

با آمدن آيه حجاب، يك حكم تكليفي بر انسانها جعل شده است. فرمانبر عاقل كسي است كه در زمان اطاعت فرامين الهي، به بهترين وجه و شيوه، مجري شايسته‌اي باشد.

[1] . تحريرالوسيله، كتاب الطهارة ج1

[2] . به كتاب فرهنگ برهنگي، برهنگي فرهنگي دكتر حداد عادل مراجعه شود

[3] . صحيح بخاري، ج 2، ص 467، كتاب ابواب صفت الصلوة

[4] . صحيح مسلم، ج8

[5] . مستدرك الرسايل، نوري، ج14، كتاب نكاح، باب 92 ح2 به نقل از مشكاة الانوار

 

منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, زنان, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 09:12:00 ق.ظ ]





  حکمت/ تواضع چه درجاتی دارد؟   ...

امام رضا علیه السلام :
اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلَها مَنْزِلَتَهابِقَلْبٍ سَلیمٍ، لایُحِبُّ أَنْ یَأْتىَ إِلى أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مایُؤْتى إِلَیْهِ، إِنْ رَأى سَیِّئَةً دَرَأَهابِالْحَسَنَةِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّه ُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛

تواضع درجاتى دارد: یکى از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کندکه انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدى دید آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

کافى، ج 2، ص 124، ح 13

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی, حديث روز, تبليغ  لینک ثابت



 [ 09:09:00 ق.ظ ]





  جایگاه حضرت شاهچراغ در نزد امام موسی کاظم (ع)   ...

مرحوم شیخ مفید (رحمه الله علیه) در کتاب نفیس ارشاد می فرماید: احمد بن موسی، بزرگوار و جلیل القدر و فوق العاده باتقوا بود و پدرش ابوالحسن موسی بن جعفر (علیمها السلام) او را بسیار دوست می داشت و مقدم می شمرد و آن حضرت مزرعه خود را که معروف به یسیره بود به او بخشید و گفته شده است حضرت احمد بن موسی از آن مزرعه هزار برده را خرید و آزاد کرد.

 

شیخ مفید در ادامه آورده است: حسن بن محمد بن یحیی برای من حدیث کرد از جدش که گفت: شنیدم از اسماعیل فرزند حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) که می گفت: پدرم با فرزندان خود از شهر مدینه به سوی برخی از اموال خود بیرون رفت و با احمد بن موسی (علیهما السلام) بیست مرد از خدمتگزاران و خادمین پدرم همراه بودند و چنان مراسم احترام و ادب نسبت به آن جناب بجای می آوردند که هرگاه احمد بن موسی(علیهما السلام) می نشست آن بیست تن می نشستند و چون برمی خاست بپا می ایستادند. در چنین شرایطی پدرم احمد را قلباً چنان دوست می داشت و باطناً به وی مهر می ورزید که چون احمد از پدر غافل می گردید پدرم مخفیانه با گوشه چشم بر او نگاه های گرم و محبت آمیز می نمود و چشم از وی برنمی داشت و تا ایشان از جمع ما خارج نمی گشت متفرق نمی شدیم.

 

مقام معظم رهبري حضرت آیت ا…خامنه ای نیز در اردیبهشت ماه سال 1387 در توصيف جايگاه رفيع حضرت شاهچراغ (ع) فرمودند: از جنبه دينى که من باز هم روى اين مسئله تأکيد خواهم کرد مرقد جناب احمدبن ‏موسى و برادران بزرگوارش و ديگر امامزاده‏ هاى خاندان پيغمبر، يک نشانه‏ بسيار مهم است.

 

اين که پيغمبرزادگان محترم و معتبر، مردم فارس را مخاطب خود و منطقه و منزل آنها را مأمن خود قرار دهند، بسيار چيز پرمعنا و مضمون‏ دارى است؛ بخصوص شخصيت برجسته‏ جناب احمدبن‏ موسى که در ميان امامزادگان شناخته‏ شده‏ خاندان پيغمبر، جزو برجستگان محسوب مى ‏شود.

 

درباره‏ وي اينگونه نوشته‏ اند که: و کان احمدبن موسی کریماً جلیلاً وَرَعاً و کان ابوالحسن الرضا (علیه السّلام) یُحِبُّه و یُقَدِّمه»؛ مردى بخشنده ،کريم،  باورع و داراى جلالت، مقام و منزلت بود و پدرش - حضرت موسى‏ بن‏ جعفر - اين بزرگوار را بر فرزندان و خويشاوندان ديگر خود مقدم مى ‏داشت و به او محبت ويژه‏ اى داشت.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 07:48:00 ق.ظ ]





  توصیه آیت الله سید حسن مدرس به دخترش چه بود؟   ...

گفتنى ها و حكايات در رابطه با آیت الله سید حسن مدرس بسيار است؛ از جمله اينكه در پشت صفحه اوّل قرآنى كه از او به يادگار مانده و در نزد نوه اش نگهدارى مى شود، به خطّ خود خطاب به دخترش چنين نوشته است: اى فاطمه بيگم ، تو را به سه مطلب توصيه مى كنم: ….
 

* توصيه مدرس به دخترش

شهيد آيت اللّه سيّد حسن مدرّس، نابغه جهاد و افشاگرى بر ضّد ظلم و ستم و قهرمان شجاعت و شهامت ، در ماه رمضان 1356 هجرى قمرى در تبعيدگاه خود، كاشمر توسّط مزدوران رضاخان مسموم شد و به شهادت رسيد، در حالى كه حدود هفتاد سال داشت.

قبر شريفش در كاشمر (از شهرهاى استان خراسان) مزار مسلمين است. گفتنى ها و حكايات در رابطه با اين مرد بزرگ بسيار است ، از جمله اينكه در پشت صفحه اوّل قرآنى كه از او به يادگار مانده و در نزد نوه اش نگهدارى مى شود، به خطّ خود خطاب به دخترش چنين نوشته است.

اى فاطمه بيگم ، تو را به سه مطلب توصيه مى كنم:

1) خواندن نماز و قرآن ، 2) دعا در حق پدر و مادرت ، 3) قناعت كردن در زندگى .

کتاب «چهل داستان درباره نماز و نمازگزاران» اثری از آقای يدالله بهتاشى

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, زنان, سبک زندگی, تبليغ, تربيت فرزند  لینک ثابت



 [ 07:06:00 ق.ظ ]





  آیا می توان پول صندوق صدقات را با پول دیگر تعویض کرد؟   ...

حضرت آیت الله مکارم شیرازی دامت برکاته به استفتائی پیرامون «جواز تعویض پول صدقات با پول دیگر» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

پرسش: معمولاً در منازل، پول خرد به عنوان صدقه کنار گذاشته می شود و برخی بیان می دارند که حتماً باید عین پول خرد به فقیر داده شود و نمی توان آن را با پول دیگر تعویض نمود؛ با توجه به این مطلب، نظر حضرتعالی چه می باشد؟

پاسخ: تعویض صدقات با پول دیگر در صورتی که کسری در آن نشود اشکالی ندارد

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, تبليغ, استفتاء  لینک ثابت



 [ 07:02:00 ق.ظ ]





  آیا جواب سلام کودکان واجب است؟   ...

رهبر معظم انقلاب اسلامی به استفتائی پیرامون «جواب سلام کودکان» پاسخ گفتند.
 

حضرت آیت الله خامنه ای مدظله العالی به استفتائی پیرامون «جواب سلام کودکان» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقه مندان می گردد.

* جواب سلام کودکان

سؤال: آیا جواب سلام کودکان اعم از دختر و پسر واجب است؟

جواب: جواب سلام کودکانِ ممیّز، اعم از پسر و دختر، مانند جواب سلام زنان و مردان واجب است.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, تربيت فرزند, استفتاء  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-04-28] [ 03:35:00 ب.ظ ]





  راحتی بدن، روح و عقل   ...

امام صادق علیه السلام در یکی از سخنان نورانی خود عامل راحتی بدن، روح و عقل را معرفی کردند.
 

قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) النَّوْمُ رَاحَةٌ لِلْجَسَدِ وَ النُّطْقُ رَاحَةٌ لِلرُّوحِ وَ السُّكُوتُ رَاحَةٌ لِلْعَقل.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: خواب موجب راحتی بدن و سخن گفتن موجب راحتی روح و سکوت موجب راحتی عقل است.

من لا یحضره الفقیه، ج4، ص402

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, حديث روز  لینک ثابت



 [ 10:11:00 ق.ظ ]





  آیا پول بیمه خمس دارد؟   ...

رهبر معظم انقلاب اسلامی مدظله العالی به استفتائی پیرامون «خمس پول بیمه» پاسخ گفتند.
 

* خمس پول بیمه

سؤال: آیا به پولی که شرکت های بیمه بر اساس قرارداد برای جبران خسارت به بیمه شده پرداخت می‌کنند، خمس تعلّق می‌گیرد؟

پاسخ: پولی که شرکت های بیمه به فرد بیمه شده پرداخت می‌کنند، خمس ندارد.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, تبليغ, استفتاء  لینک ثابت



 [ 10:07:00 ق.ظ ]





  مناسبت های مهم امروز   ...

تجدید بناي خانه كعبه توسط حضرت ابراهيم
تاریخ وقوع: 5 ذی القعده
تجديد بناي خانه كعبه توسط “خليل الرَّحمن حضرت ابراهيم(ع)” به امر پروردگارتجديد بناي خانه كعبه توسط «خليل الرَّحمن حضرت ابراهيم(علیه السلام)» به امر پروردگار
خانه كعبه نخستین پرستشگاه خدا بود كه در زمان حضرت آدم (علیه السلام) توسط او ساخته شد بعداً طوفان نوح باعث شد كه ساختمان این خانه ویران شده و در ظاهر محو گردید، اما ابراهیم خلیل می‎دانست كه مكان خانه كعبه در سرزمین مكه قرار دارد و بر همین اساس، به فرمان خدا، همّت كرد كه دیگر بار این خانه، ساخته شود.

وفات «سيدبن طاووس» عالم و محدث شيعه (664 ق)

رضي الدين سيد علي بن موسي بن جعفر معروف به سيد بن طاووس در سال 589 ق در شهر حلّه در عراق به دنيا آمد. وي در ابتدا از محضر پدر دانشمند خود، سعدالدين ابوابراهيم ونيز جد بزرگوارش وَرّام ابن ابي فراس استفاده كرد و بعدها از افادات ديگر بزرگان حلّه، بهره‏ ي وافي بُرد. شهره‏ ي سيد به زودي در سراسر عراق پيچيد و او پس از مدتي راهي بغداد گرديد. سيد در مدت پانزده سالي كه در پايتخت بود، بارها به قضاوت، وزارت و ديگر امور دولتي فرا خوانده شده بود كه هر بار به طريقي آن مشاغل را نمي‏پذيرفت. سال‏هاي پاياني عمر شريف سيد در زادگاهش سپري شد و به تدريس و تاليف پرداخت. او از دانشمندان پر كار مسلمان به شمار مي‏رفت، چنانكه آثار متنوعي در علم كلام، اخلاق، فقه، حديث از او به جاي مانده است. يكي ازتاليفات مهم ابن طاووس به نام اَللُّهُوف، درباره‏ ي وقايع روز عاشورا است كه از كتب معتبر تاريخ اسلام به شمار مي‏رود. كتاب مهم ديگر او المَلاحِمُ و الفِتَن في ظهور آثار الحُجّه نام دارد كه در مورد رويدادهاي قبل و هنگام ظهور حضرت مهدي (عج) است. سيدبن طاووس، شاگردان فاضلي پرورش داد كه پدر علامه حلي و علامه حلي از آن جمله‏ اند. در اواخر عمر سيدبن طاووس و حضور او در بغداد، اين شهر در محاصره‏ ي لشكريان متوحش مغول قرار گرفت. هلاكوخان مغول در اين هنگام سيد را فراخوانده، امان نامه‏اي براي او و يارانش صادر كرد. سيد كه در پي راهي براي بيرون بُردن مؤمنان از پايتخت بود، هزار تن را گرد آورده، با حمايت سربازان هلاكوخان، آنان را به حِلّه رساند. پس از آن بار ديگر به بغداد بازگشت تا شايد مؤمني را از دردي برهاند يا بي‏گناهي را از كيفر رهايى بخشد. سرانجام سيد بن طاووس، سرور فقيهان عراق در 5 ذيقعده‏ ي سال 664 ق دعوت حق را لبيك گفت و به ديدار معبود شتافت. سيد قبلاً كفن خود را تهيه كرد و آن را در حج بيت اللَّه الحرام، لباسِ احرام خود قرار داد. همچنين آن كفن را در كعبه‏ ي معظّمه و روضات مطهّره‏ ي پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه‏ ي بقيع (علیهم السلام) و عراق متبرك كرد و آن را وسيله‏ ي شفاعتِ آن بزرگواران قرار داده بود. وفات سيد بن طاووس در 75 سالگي در بغداد روي داد و بدنِ وي را به نجف اشرف منتقل كرده، به خاك سپردند.

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



 [ 10:06:00 ق.ظ ]





  چرا باید امامزادگان را تجلیل کنیم؟   ...

این امامزاده‌­ها نسبت به ما حق حیات دارند یعنی ما تشیع‌مان را، ولایت­مداری‌مان را و پیروی اهل بیت را از این امامزاده‌­ها داریم. وظیفه ما در برابر امامزادگان همان وظیفه‌­ای است که نسبت به عترت طاهرین علیه‌السلام داریم.

روز پنجم ذی‌القعده روز تجلیل و گرامیداشت امامزادگان نام گذاری شده است؛ امامزاده ها همیشه در ایران محترم بوده اند و شدت ارادت ایرانیان به امامزاده‌ها و بقعه‌های متبرکشان به جهت انتساب آن‌ها به معصومین بوده است. اما کارکرد‌های امامزاده‌ها فقط در عرض ارادت به خاندان اهل بیت خلاصه نمی‌شود و تاثیر امامزاده‌ها در فرهنگ و جامعه و سیاست ایرانی‌ها غیر قابل انکار است و با علم پیدا کردن نسبت به این کارکرد‌ها، لزوم تجلیل از امامزادگان واضح خواهد شد.

چرا باید امامزادگان را تجلیل کنیم؟
امامزاده ها و بقاع متبرکه، راه رسیدن به اهل بیتدر بین امامزادگان شخصیت‌هایی مانند حضرت عبدالعظیم حسنی وجود دارند که علاوه بر فرزند امام بودن، محدث و عالم دینی بودند و همچنین حضرت معصومه از جایگاه علمی برخوردار بوده است و پس از وفات این بزرگواران بارگاهشان محرکی برای تبلیغ دین و شناخت اهل بیت به وسیله علما گردیده است

آیت الله جوادی آملی در اینباره می گوید:
این امامزاده‌­ها نسبت به ما حق حیات دارند یعنی ما تشیع‌مان را، ولایت­مداری‌مان را و پیروی اهل بیت را از این امامزاده‌­ها داریم. وظیفه ما در برابر امامزادگان همان وظیفه‌­ای است که نسبت به عترت طاهرین علیه‌السلام داریم. اجلال این­ها، تکریم این­ها، تجلیل و تعظیم این­ها جزء شعائر اسلامی است و همانند قرآن این­ها برای ما محترمند و قداست دارند. اگر قرآن اساس دین ماست خاندان عصمت و طهارت هم اساس دین هستند.

بهداشت معنوی جامعه
اماکن متبرکه به جهت معنویتی که دارند، محله و شهری که در آن قرار گرفته اند را تحت تاثیر قرار می دهند و بسیاری از مردم را به معنویت نزدیک می کنند. آیت‌الله جعفر سبحانی درباره تاثیر بقاع و اماکن متبرکه می گوید:
در هر شهر و روستایی اگر بقعه یک امامزاده باشد، مردم آنجا از نظر اخلاق و روحیه دینی با مردم شهرهای دیگر که فاقد چنین مقام متبرکی هستند، فرق می‌کنند، چرا که آنان با حضور در این اماکن دو رکعت نماز می‌خوانند و در کنار یکدیگر اظهار ادب می‌کنند.

گردانندگان چرخ اقتصاد
زیارت در بعد اقتصادی، اشتغال زايی، ايجاد درآمد ارزی براي كشور، توسعه شبكه های ارتباطي و حمل و نقل و جزآن را موجب می شود. در كشور ايران، 50 درصد گردشگران را گردشگران زيارتی تشكيل مي دهند.

وجود بیش از هشت هزار امامزاده در کشور یک فرصت است که در کنار تاثیرات فرهنگی این اماکن، قدرت گردشگری را هم افزایش دهیم تا علاوه بر افزایش گردشگری داخلی، توریست های خارجی را هم به امامزادگانی بکشانیم که بخشی از فرهنگ ما را تشکیل می دهند.

تاثیرات در معادلات سیاسی
از جمله نتایج زیارت می توان به آموزش تسليم ناپذيري، دلاوري و غيرت ورزي نسبت به اسلام، دفاع از فضيلت و كرامت انساني، نشانگر اعتراض سیاسی بودن و جزآن اشاره کرد. زيارت دين را به مردم يادآور مي گردد و به يادشان مي آورد كه بايد از سنّت نبوي و آيين محمّدي، كه اهل بيت نبوّت و خاندان رسالت آن را پاس داشته اند، پيروي كرد .

عواملی که سد راه تجلیل و تکریم از امامزادگان می‌شود
گرچه مردم ایران همیشه امامزادگان را مورد احترام و تکریم قرار داده اند، ولی متاسفانه عده ای از مردم از این برکات خود را محروم می کنند و گاهی حتی پا را فراتر گذاشته و به این بزرگواران توهین می کنند. اما دلیل این کم شدن ارادت ها که موجب غفلت از ظرفیت های عظیم فرهنگی امازاده ها شده است چیست؟

شبهاتی که درباره امامزادگان وجود دارد
یکی از سوالات پر تکرار مردم که منشا شک و شبهه درباره منزلت و سندیت امامزادگان شده، این است که چرا اینقدر ایران امامزاده دارد؟ برای پاسخ به این سوال خوب است مختصر به دلائل رجوع فرزندان معصومین و سادات به ایران اشاره کنیم.

امامزاده‌ها و سادات علوی در چند مرحله وارد ایران شده‌اند. بار اول در زمان حکومت حجاج بن یوسف بود که شیعیان زیادی ‌همراه گروهی از امامزاده‌ها که از ظلم او فراری بودند وارد ایران شدند. ‌

بار دوم در دوران ولایت‌عهدی امام رضا‌(ع) بود که گروهی از شیعیان و امامزاده‌ها همراه حضرت و سپس همراه کاروان حضرت معصومه‌(س) به ایران آمدند.

‌بار سوم در زمان قیام علویون بر ضد بنی‌عباس بود که به‌دلیل آزارهای بنی‌عباس ناگزیر شدند به کشورهای شرقی از جمله ایران پناه ببرند. اما بیشترین تعداد امامزاده‌هایی که در کشور از دنیا رفته و دفن شده‌اند، حدود سال 250 هجری (دوران حسن بن زید) به ایران آمده‌اند».

در دوره بنی‌عباس، منصور دوانیقی، ساخت شهر بغداد را با قرار دادن پیکر سادات و شیعیان زیر پی دیوارها و در داخل ستون‌ها به پایان رسانده است. جریان کشته شدن ۷۵ نفر از سادات بنی‌هاشم در یک شب توسط هارون الرشید، نمونه‌ای از این صفخات غم‌انگیز است که کتاب مقانل الطالبین نمونه‌های فراوانی را ذکر می‌کند.

در حقیقت، در آن دوره خفقان عراق و عربستان که هر سیدی را می کشتند آغوش باز مردم ایران برای خاندان اهل بیت، دلیلی کافی برای مهاجرت به ایران بود. مقام معظم رهبری درباره استقبال ایرانیان می فرماید:
“شما ببینید چقدر امامزاده در ایران هستند. این امامزاده‌ها کی هستند؟ اینها که ایرانی نبودند. این‌ها کسانی‌اند که به ایران آمدند و ایرانی‌ها با آغوش باز اینها را پذیرفتند؛ حتی گاهی برای این‌ها جنگیدند و در راه این‌ها تلاش کردند.”

احترامی که دست متولیان است
از قدیم گفته اند احترام امامزاده به دست متولی آن است. متولیان این اماکن مقدس، از اوقاف گرفته تا تولیت یک مکان خاص، باید در حفظ احترام این اماکن کوشا باشند.

به طور مثال، نباید به گونه‌ای بقاع شریف را معماری کرد که زرق و برق های مادی‌اش بر معنویتش غالب شود. و یا پدیده فروش قبر های نجومی در بعضی از امامزاده ها هیاهویی به پا کرده که نتیجه ای جز بدبین شدن مردم به امامزاده ها و در ادامه به خود امامان معصوم ندارد.

منابع:
- مقاله “فلسفه زیارت امامزادگان و نقش آن در جامعه دینی” به قلم منیره ناصح ستوده؛ به نقل از پایگاه جامع امامزادگان(سازمان اوقاف)
- گزارش “دلیل وجود این همه امامزاده در ایران چیست؟"؛ به نقل از باشگاه خبرنگاران
- گزارش “امامزادگان در کلام علما و مراجع عظام تقلید"؛ خبرگزاری فارس

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 07:55:00 ق.ظ ]





  از نهــــــصد سال عبادت غافل نشین   ...

روایت شده که هر که در یکى از ماه هاى حرام (ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب) سه روز متوالى که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بدارد ثواب نهصد سال عبادت براى او نوشته شود

فضیلت سه روز روزه داری از ماه های حرام (اقبال الاعمال)
الجزء الأول؛ هذا مبدأ ذكر الأعمال الأشهر الثلاثة أعني شوال و ذي قعدة و ذي حجة من كتاب الإقبال‏، الباب الثاني فيما نذكره من فوائد شهر ذي القعدة، فصل فيما نذكره من فضل صوم ثلاثة أيام من الشهر الحرام‏
جلد اول، شروع ذکرهای اعمال ماه های سه گانه، یعنی شوال، ذی القعده و ذی الحجه از کتاب اقبال الاعمال، باب دوم، فوائد ماه ذی القعده، فصل ششم: فضيلت و سرّ  سه  روز روزه‌دارى از ماه‌هاى حرام


رُوِّينَا ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى الشَّيْخِ الْمُفِيدِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ كِتَابِهِ حَدَائِقِ الرِّيَاضِ وَ زَهْرَةِ الْمُرْتَاضِ وَ نُورِ الْمُسْتَرْشِدِ وَ عِنْدَنَا الْآنَ بِهِ نُسْخَةٌ عَتِيقَةٌ لَعَلَّهَا كُتِبَتْ فِي زَمَانِهِ فَقَالَ مَا هَذَا لَفْظُهُ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏
شيخ «محمد بن محمد بن نعمان مفيد» -رضوان اللّه عليه-در كتاب «حدائق الرياض و زهرة المرتاض و نور المسترشد» -كه نسخه‌اى كهن از آن نزد من موجود است و شايد در زمان او نوشته شده باشد-آورده است: رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-فرمود:
مَنْ صَامَ مِنْ شَهْرٍ حَرَامٍ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ الْخَمِيسَ وَ الْجُمُعَةَ وَ السَّبْتَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِبَادَةَ سَنَةٍ
«هر كس  سه روز از ماه حرام، يعنى روزهاى پنجشنبه و جمعه و شنبه را روزه بدارد، خداوند عبادت يك سال را براى او مى‌نويسد.»
وَ رَأَيْتُ فِي كِتَابِ دُسْتُورِ الْمُذَكِّرِينَ عَنِ النَّبِيِّ ص‏
در كتاب «دستور المذكّرين» به نقل از پيامبر اكرم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-آمده است:
مَنْ صَامَ هَذِهِ الثَّلَاثَةَ أَيَّامٍ كَتَبَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ عِبَادَةَ تِسْعَ مِائَةَ سَنَةٍ صِيَامٌ نَهَارُهَا وَ قِيَامٌ لَيْلُهَا
«هركس اين  سه  روز را روزه بدارد، خداوند-تبارك و تعالى-عبادت  نهصد سال را براى او مى‌نويسد، به‌گونه‌اى كه گويى در اين مدت روزها را روزه بوده و شب‌ها به شب‌خيزى و عبادت پرداخته است.»
أقول فإن قلت فلأي حاجة [حال‏] جعلت هذا الحديث في شهر ذي القعدة من دون أشهر الحرم قلت لأنه أول ما اشتمل عليه كتابنا هذا منها فأردنا أن يغتنم الإنسان‏ أول وقت الإمكان قبل حوائل الأزمان لأن الاستظهار و الاحتياط للمبادرة إلى العبادات و الطاعات قبل الفوات من دلائل العنايات على أن إيرادنا هذا الحديث في هذا الشهر لا يمنع أن يعمل عليه في باقي أشهر الحرم فإن عموم هذا اللفظ المشار إليه يشتمل على كل شهر من أشهر الحرم فإذا عمله في كل شهر منها كان أفضل و أكمل فيما يعتمد عليه و لا تقل كيف عدل عن صوم يوم الأربعاء في أولها إلى صوم يوم السبت في آخرها فإن أسرار العبادات لا يعلمها جميعا [جميعها] إلا المطلع على الغايات [الغائبات‏] و إليه جل جلاله الاختيار فيما تعبد به من العبادات و لعل إن احتمل أن يكون المراد بذلك أنه لما كان الصوم المذكور لهذه الأيام الثلاثة في هذه الأشهر المباركات فأراد الله تعالى أن يكون افتتاح صوم هذه الأيام مباركا و هو الخميس و ختمها بيوم مبارك و هو السبت‏
دو اشكال و پاسخ آن‌ها؛ 1 . اگر كسى بگويد كه چرا اين حديث را در ماه ذيقعده ذكر كردى، نه در ساير ماه‌هاى حرام؟ در پاسخ مى‌گوييم: زيرا ماه ذيقعده اولين ماه از ماه‌هاى حرام است كه در كتاب «اقبال الاعمال» ذكر مى‌شود. ازاين‌رو، خواستيم كه خواننده در اولين وقت ممكن و پيش از اين‌كه مانعى پيش آيد، فرصت را مغتنم شمرده و بدان عمل كند؛ چرا كه رعايت احتياط در اقدام به عبادت پيش از فوت فرصت، نشانه‌ى عنايت خداوند به شخص است. از اين گذشته، ذكر اين حديث در اين ماه، مانع از آن نيست كه در ساير ماه‌هاى حرام نيز بدان عمل شود؛ زيرا لفظ حديث ياد شده عموميت دارد و همه‌ى ماه‌هاى حرام را شامل مى‌شود. بنابراين، اگر كسى در همه‌ى ماه‌هاى حرام بدان عمل كند، به صورت برتر و كامل‌تر به نتايج ياد شده در حديث نايل خواهد شد. 2 . نيز گفته نشود كه چرا در اين روايت، به‌جاى روزه داشتن «روز چهارشنبه» ، روزه‌ى «روز شنبه» ذكر شده است؛ زيرا هيچ‌كس جز خداوند-جلّ جلاله-كه بر امور غيبى آگاه است، اسرار عبادات را نمى‌داند. ازاين‌رو، گزينش عبادت خاص از ميان عبادات گوناگون، به دست او است و شايد علت اين گزينش آن باشد كه خداوند متعال اراده كرده است كه روزه‌دارى اين  سه  روز مبارك از اين ماه‌هاى مبارك، با روز مبارك- يعنى پنجشنبه-آغاز گردد و با روز مبارك ديگر-يعنى شنبه-پايان يابد.
لِقَوْلِ النَّبِيِّ ص‏
زيرا در حديث آمده است كه پيامبر اكرم-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-فرمود:
بُورِكَ لِأُمَّتِي فِي سَبْتِهَا وَ خَمِيسِهَا
«روز شنبه و پنجشنبه براى امت من مبارك است.»
تعظيمها [تعظيما] لهذا الصوم حيث وقع في الأشهر الحرم المعظمة المباركة المكرمة أو لعله يحتمل أن يكون [أنه كان‏] يوم الأحد من هذا الشهر معظما كما قدمناه و هو يوم ابتداء خلق الدنيا فيراد أن يكون مع يوم الفراغ من خلقها و تمامها و هو يوم السبت معظما و شكرا لله على [في‏] ابتدائها و فراغها
و اين براى بزرگداشت اين  سه  روز روزه است كه در ماه‌هاى بزرگ، مبارك، گرامى و حرام واقع شده است. احتمال ديگر آن است كه: چون روز «يكشنبه» از ماه‌هاى حرام، عظمت خاصى دارد، چنان‌كه پيش از اين ياد كرديم و افزون بر آن، يكشنبه روزى است كه آفرينش دنيا در آن آغاز شده است. بنابراين، علت روزه‌ى اين  سه  روز از جمله روز «شنبه» كه روز فراغت از آفرينش دنيا و پايان خلقت آن است، آن است كه در كنار روز «يكشنبه» قرار گيرد و انسان در اين روزها به خاطر آغاز و پايان آفرينش دنيا، از خدا سپاسگزارى نموده و با روزه‌دارى آن‌ها را بزرگ بدارد.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-04-27] [ 01:07:00 ب.ظ ]





  مجموعه نمایشگاهی-احادیث امام رضا صلوات الله علیها   ...

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:00:00 ق.ظ ]





  هفته نیروی انتظامی گرامی باد   ...

تأسيس نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران و آغاز هفته نيروي انتظامي (1369ش)
مسأله ادغام نيروهاي انتظامي از طرف وزارت كشور و نمايندگان مجلس به منظور برقراري هرچه بهتر امنيت در داخل كشور و مرزها، جلوگيري از صرف هزينه‏هاي اضافي و تداخلِ وظايف، مسؤوليت‏ها و ماموريت‏ها مشابه، مطرح و به طور جدي دنبال شد. سرانجام، قانون ادغام نيروهاي انتظامي شامل شهرباني، ژاندارمري، كميته انقلاب اسلامي و پليس قضايي در 27 تيرماه 1369 از تصويب مجلس شوراي اسلامي گذشت و در 2 مرداد 1369 به تصويب و تنفيذ شوراي نگهبان رسيد. پس از گذشت شش ماه، ادغام نيروهاي انتظامي سابق آغاز شد و نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، در دوازدهم فروردين سال 1370، در پي تاييد مقام معظم رهبري فرمانده كل قوا، به منصه ظهور رسيد. نيروي انتظامي كه به اختصار، ناجا ناميده مي‏شود، در طول سال‏هاي فعاليت خود، خدمات ارزنده‏اي در راه استقرار نظم و امنيت جامعه، مقابله و مبارزه قاطع و مستمر با هرگونه آشوب و خرابكاري، حراست از اماكن و شخصيت‏ها، مراقبت و كنترل مرزهاي جمهوري اسلامي و مبارزه با اوباش، اشرار و… از خود نشان داده و صدها شهيد و هزاران زخمي در اين راه، تقديم نموده است. از آن سال به بعد، روز 27 تيرماه هر سال به عنوان روز نيروي انتظامي و آغاز هفته نيروي انتظامي نامگذاري شده است. با نگاهي گذرا به رئوس فعاليت‏هاي اين نيرو از آغاز تاكنون، به ميزان تلاش، فداكاري و ايثار اين انسان‏هاي شريف در انجام وظايف محوله پي خواهيم برد و از اين رهگذر، به نقش سرنوشت‏ساز آنان در استقرار امنيت و آسايش عمومي و به طور كلي حاكميت نظام اسلامي، بيش از پيش آگاه مي‏گرديم.

بخشى از رهنمودهاى امام خمينى ((ره )) به پرسنل نيروى انتظامى
شما امروز در رژيم اسلامى واقع هستيد، يعنى رژيمى كه اساسش بر اين است كه مردم با طبقات ارتشى و ژاندارمرى و شهربانى خودشان را از هم جدا ندانند. شما خودتان را از آنها بدانيد، آنها هم خودشان را از شما بدانند و با آغوش باز از شما پذيرايى كنند. شما كوشش كنيد كه اين معنا را در ذهن مردم با اعمالتان وارد كنيد… امروز روزى است كه ملت با اين قشرهاى انتظامى رفيق اند و دوست اند و برادرند. آنها مى خواهد حفظ كنند اين انتظامات را براى ملت . ملت وقتى ديد كه اين طايفه خدمتگزار او هستند و محبت به او مى كنند، به كسى كه خدمت به او مى كند، حفظ مى كند نظم مملكتش را، قهرا علاقمند مى شود. شما كوشش كنيد كه همين معنايى را كه الان هست كه بنا اين است كه رژيم جمهورى اسلامى رژيم مردمى باشد و همه با هم باشند، در دل ها زنده كنيد.
(…شما امروز شهربانى دولت جمهورى اسلامى هستيد، افرادتان يكى يكى بايد ملاحظه اين را بكند كه من در شهربانى اسلامى دارم كار مى كنم . رئيس ‍ شهربانى هم بايد همين معنا را در ذهنش بياورد. جمعيت تان هم بايد همين معنا را در ذهنش باشد كه ما در يك مملكتى مى خواهيم شهربانى بكنيم كه اين ممكلت مال امام زمان - سلام الله عليه - است ، مال حضرت امير- سلام الله عليه - و مال پيغمبر(ص ) است . ما داريم خدمت به پيغمبر و اسلامى مى كنيم . ما نبايد به مردم حالا - عرض كنم كه - قدرت فروشى بكنيم . خيال بكنيم ما يك قدرتمندى هستيم و مردم چيزى نيستند. اگر اين كار را بكنيد محبوب مردم نيستيد. ئلهاتان مطمئن ، آرام ، وقتى شب مى رويد منزل ، با دل آرام منزل مى خوابيد، هيچ تشويشى در كار نيست . اما اگر يك رژيمى باشد كه مخالفت بخواهد بكند، حتى آن كسى كه ظالم است به حسب نوع مردم - مگر بعضى شان كه ديگر متبدل به يك حيوانى شده اند - آنها ناراحت اند از اين كه اذيت كنند مردم را، اين يك چيز جبلى است ، آدم وقتى هم به يكى اذيت بكند خودش هم ناراحت مى شود. اما در اين رژيم بايد همه با دل راحت انشاء الله و با قدرت ، اما قدرت براى اشخاصى كه فساد مى كنند، و رحمت براى دوستان خودتان ، ((اشداء على الكفار رحماء بينهم )) دستور خداست كه وصف مومنين اين است كه در مقابل اجانب مى ايستند قوى ، بين خودشان دوست و رفيق و رحيم و اينها…))
رهنمودهايى از مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ((مدظله العالى ))به پرسنل نيروى انتظامى
(… آنچه من از نيروى انتظامى جمهورى اسلامى توقع دارم در سه فصل قابل بيان است . خصوصيت اول اقتدار است . نيروى انتظامى بايد داراى اقتدار باشد. اقتدار يك امر معنوى است و با صداى كلفت و اسلحه تيز و مشت محكم تفاوت دارد. اقتدارهاى ظاهرى در حقيقت اقتدار نيست . بايد وضعيتى به وجود آيد كه هم نيروى انتظامى در خود احساس قدرت كند و هم آحاد ملت دريابند كه پاسدار و حافظ امنيت فردى و اجتماعى آنها، يك مجموعه مقتدر است و مى تواند از مردم دفاع كند و هم دشمن مخل امنيت بفهمد كه نيروى انتظامى مقتدر و تواناست .
خصوصيت دوم عزت نفس است . نيروى انتظامى بايد در چشم مردم عزيز باشد. اين عزت از رفتار نيروى انتظامى و چگونگى انجام وظيفه او ناشى مى شود. اگر كسى آلوده و اسير شهوت و تملق و يا وابسته به پول و ماديات بود، بدون استثنا در چشم مردم ذليل مى شود و به دنبال آن سقوط خواهد كرد. پس عزت نيروى انتظامى به اين است كه پارسايى و پاكدامنى در تمام اركان آن مشاهده شود و همه احساس كنند كه اين نيرو پاكدامن است و خود را آلوده نمى كند و براى عوضهاى قليل مادى و حقير مادى و پست ارزشى قائل نيست . اين يك امر روحى و معنوى است كه براى نيروى انتظامى عزت خواهد آورد.
خصوصيت سوم رحمت و مهربانى است . بايد نسبت به مردمى كه مى خواهيد از خانه ، جاده ، امنيت ، مرز و كسب و كار آنها محافظت كنيد احساس رافت و رحمت داشته باشيد، مردم بايد اين معنا را لمس كنند كه همان نيروى مقتدر و باصلابتى كه در مقابل مخل امنيت با كمال قدرت و صلابت مى ايستد، وقتى با مردم و افراد مظلوم مواجه مى شود با رحمت و رافت برخورد مى كند. پس سه عنصر قدرت ، عزت و رحمت خصوصياتى است كه در نيروى انتظامى پيدا شد. اين نيرو در حدى خواهد بود كه جامعه اسلامى مى تواند به عنوان پشتوانه اى كار آمد و قابل قبول به او تكيه كند.
نكته اى وجود دارد كه در حقيقت محور اين بحثها است ، و آن موضوع دفاع از ارزشهاى اسلامى است . هم شما و هم آحاد ملت ايران بايد به اين نكته توجه كنيد. اگر مجموعه اى با قدرت و عزت در ميان مردم ظاهر شد، همه بايد بدانند كه اين مجموعه بنا دارد از ارزشهاى اسلامى دفاع كند. در درون نيروى انتظامى بايد ارزشهاى اسلامى معيار و ميزان باشد.

منبع: راسخون-انهار

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:51:00 ق.ظ ]





  فاکتورهای اقتصادی راه‌گشا در شیوه حکومتی امام علی (علیه السلام)   ...

دوره حکومت‌داری امام علی(ع)گرچه بسیار کوتاه، و همراه با حوادث مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود، ولی با این حال امام علی(ع) با بهره گیری از سیاست های صحیح مدیریتی به خوبی توانست با چنین مشکلاتی برخورد اصولی نماید.

اهداف عالی و کلان مدیریت اقتصادی علوی

1- رفاه عمومی
بدون شک هدف عالی هر نظام اقتصادی و دین مداری که بهره ای از ارکان اخلاقی دارد، رساندن آحاد جامعه به رفاه عمومی است. نظام اقتصادی علوی نیز از این هدف مستثنی نبوده و تمام همت و تلاش خود را برای رسیدن به این هدف والا مبذول داشته است. در کتاب شریف نهج البلاغه نیز نتیجه مجموعه اقدام های حاکم و دولت موضوع رفاه و آسایش معرفی شده است:

«مؤمن در عرصه حكومت او به راه حقّش ادامه دهد، و كافر بهره‏‌مند از زندگى گردد، و خدا هم روزگار مؤمن و كافر را در آن حكومت به سر آرد، … مؤمن نيكوكار راحت شود، و مردم از شرّ بدكار در امان گردند.»[1]

در نظام اقتصاد علوی هیچ انسانی در بهره‌مندی از امکانات مادی و رفاه عمومی مستثنی نشده؛ کما اینکه در سخنان دیگری از حضرت این چنین نقل شده است: «وَ فِي اللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ وَ لِكُلٍّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرِ مَا يُصْلِح؛ براى هر كدام از اين گروه‌ها نزد خداوند گشايشى است، و براى هر يك از اين طبقات به مقدارى كه امور آنان را اصلاح نمايد.»[2]

2- امنیت اقتصادی
یکی دیگر از مهمترین اهداف نظام علوی گسترش امنیت در جامعه است، البته کلید واژه امنیت اختصاص به امنیت نظامی ندارد؛ چرا که از ساختار فرهنگ مدیریتی امام علی(ع) این چنین استفاده می شود که امنیت با تمام جوانب و انواع آن باید در جامعه حاکم باشد از جمله امنیت اقتصادی، «شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِيهِ وَ لَا خِصْب‏؛ بدترين شهرها شهريست كه نه امنيت باشد در آن و نه ارزانى.‏»[3] و یا اینکه در عبارت دیگری که می فرمایند: «رَفَاهِيَةُ الْعَيْشِ فِي الْأَمْن‏»؛[4] رفاهيت زندگانى در أمنيت است.‏

مفهوم روش امنیت اقتصادی دارای مؤلفه‌های مشخص و پر دامنه‌ای است که البته می توان به برخی از آن مؤلفه‌ها برای رسیدن به یک تعریف جامع اشاره کرد: از جمله آنها عبارت است از احساس امن و رهایی از تردید، اضطراب، دغدغه خاطر، و برخورداری از موقعیت ایمن و مطمئن، در واقع دامنه این تعاریف از حالات و موقعیت‌های ذهنی(حس امنیت) تا موقعیت‌های کاملا بیرونی و عینی (موقعیتی ایمن و مطمئن) در نوسان است.[5] البته رسیدن به امنیت نیازمند لوازمی است که در فرصت محدود به آن اشاره خواهیم کرد.

3و4: رشد اقتصادی و عدالت اقتصادی
علاوه بر مواردی همچون امنیت اقتصادی و رفاه عمومی، مواردی همچون رشد اقتصادی و عدالت اقتصادی از جمله اهداف عالی و مهمی است که در نظام اقتصادی علوی به طور جدی مورد توجه و اهتمام قرار داشته است. در خصوص تلاش برای رشد اقتصادی در روایتی از امام علی(ع) نقل شده است: «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّه‏،[6] هر كس آب و زمينى داشته باشد (و نكوشد و كشت نكند) و فقير و نيازمند گردد، از رحمت خدا دور باد.»

اصول راهبردی و راهکارهای کاربردی

1-آزادی مسئولانه و اخلاق مدارانه:
هر چند اقتصاد اسلامی بنابر آموزه های اسلامی طرفدار آزادی اقتصادی و معنادار است، ولی این آزادی بدون چارچوب و قاعده و قانون نیست، از اینرو معادلات اقتصادی هیچگاه نباید با مواردی همچون احتکار، رباخواری، اسراف، تبذیر و غش همراه باشد.

الف: ممنوعیت احتکار: در واقع احتکار یکی از رفتارهای ناجوانمردانه و ناپسند است که اثرات مخرب و خطرناکی بر رفاه عمومی به دنبال دارد؛ چرا که احتکار کالا را از چرخه توزیع خارج می کند، و بازار عرضه را با کمبود مصنوعی مواجه می کند از اینرو در نظام اقتصاد علوی با آن مقابله شده است؛ کما اینکه این موضوع در نامه حضرت به مالک مشهود است.[7] در زمان کنونی نیز متولیان اجرایی کشور می بایست توجه خاصی به این عامل مخرب رفاه عمومی و امنیت اقتصادی داشته باشند؛ چرا که احتکار اقلام اساسی کشور می تواند تأثیر مستقیمی در نوسانات قیمتی اجناس به دنبال داشته باشد

ب: ممنوعیت ربا: یکی دیگر از مواردی که لطمات سخت و جبران ناپذیری بر اقتصاد و رفاه عمومی بر جا می گذارد موضوع ربا خواری است، موضوعی که پیش تر امام علی(ع) عواقب خطرناک آن را برای مردم متذکر شده اند. هرگاه ربا در جامعه رواج یابد انگیزه تعاون، ایثار، اقدام به قرض الحسنه در جامعه تضعیف می شود، و نقدینگی های عمومی سرگردان و غیر هدف مند، و آفت زا خواهد شد، در جامعه کنونی نیز که انگشت اشاره رو به سوی بانک های سرمایه گذاری است، باید به گونه ای عمل شود، که عملکرد آنان همراه با این مقوله نباشد، و سرمایه گذاری ها واقعاً در چرخه تولید و اقتصاد جامعه قرار داشته باشند، نه اینکه بانک ها صرفاً با قراردادهای سوری بار مالی فراوانی بر مردم تحمیل کنند.

ج و د: ممنوعیت اسراف و غش در معامله: نکوهش و تحریم اسراف بر همگان روشن است،[8] و کمتر کسی است که از عواقب خطرناک آن در زندگی مادی و معنوی با خبر نباشد، زیاده روی در مصرف کالا و انرژی موجب هدر رفت آن و از بین رفتن سرمایه می شود، که در این مجال فرصت تبیین آن وجود ندارد، اما غش در معامله در زمان کنونی می تواند موجب کاهش کیفیت شده و ضربه شدیدی به تولیدات ملی بر جای گذارد، در واقع غش موجب می شود، مردم حس اعتماد به تولید ملی را از دست دهند، و از آن روی گردان شوند، طبیعتاً در این صورت بازار تولید و اقتصاد لطمه جبران ناپذیری خواهد دید.

2و 3. توزیع عادلانه ثروت و اصل رقابت مسؤلانه
به طور مختصر به این مطلب اشاره می کنیم که در نظام اسلامی نباید رانت خواری وجود داشته باشند، به عبارتی اگر ویژه خواری در جامعه وجود داشته باشد، فقر گسترش خواهد یافت و سرمایه عمومی و بیت المال تنها به حساب افرادی خاص وارد خواهد شد و عموم مردم از آن محروم خواهند شد، مسئولین دولتی می بایست برنامه ای متقن و ویژه برای ثروت عمومی و بیت المال داشته باشند و زمینه هرگونه ویژه خواری را در جامعه قطع نمایند و بستر رقابت مسئولانه اقتصادی را در جامعه فراهم نمایند.

پی نوشت:
[1]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص82. «يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ‏ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ … حَتَّى يَسْتَرِيحَ بَرٌّ وَ يُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ».
[2]. همان: ص432.
[3]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص447، ح10255.
[4]. همان:ح 10253.
[5]. نظام اقتصاد علوی، احمد علی یوسفی، ص320.
[6]. قرب الإسناد، ص115.
[7]. نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص438. «پس از احتكار جلوگيرى كن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را منع فرمود. داد و ستد بايد آسان باشد، و بر موازين عدالت صورت گيرد، و به نرخى معامله شود كه به فروشنده و خريدار اجحاف نشود. هرگاه كسى پس از نهى تو دست به احتكار زد او را مجازات كن ولى در مجازاتش از زياده روى بپرهيز»
[8]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ؛ ص360،ح8150. «شَرُّ النَّاسِ مَنْ يَغُشُّ النَّاس‏؛ بدترين مردمان كسيست كه غشّ كند با مردم، يعنى صاف نباشد با ايشان و نفاق كند.»

منبع: تبیان

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 10:43:00 ق.ظ ]





  خداوند این افراد را حقیر می‌کند   ...

امام صادق علیه السلام در یکی از فرمایشات نورانی خود مؤمنان را از تحقیر مؤمن فقیر نهی کردند.

متن روایت را از کتاب مشکاة‌الانوار اثر شیخ علی بن حسن طبرسی

قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً لِقِلَّةِ مَالِهِ حَقَّرَهُ اللَّهُ فَلَمْ يَزَلْ عِنْدَ اللَّهِ مَحْقُوراً حَتَّى يَتُوبَ مِمَّا صَنَعَ.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هرکس مؤمنی را به خاطر دارایی اندک او تحقیر کند، خداوند نیز او را حقیر می شمارد و همچنان نزد خداوند حقیر خواهد بود تا اینکه توبه کند.

مشکاة الانوار، ص59
 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, حديث روز, تبليغ  لینک ثابت



 [ 10:30:00 ق.ظ ]





  بیانات مهم رهبرمعظم انقلاب مدظله العالی   ...

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-04-26] [ 03:02:00 ب.ظ ]





  معامله قرن، میخ آخر بر تابوت طرح صلح عربی   ...

همزمان با اعلام انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس و در نتیجه به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی از سوی دونالد ترامپ، وی طی سخنانش تاکید کرد که «به رسمیت شناختن بیت‌المقدس از سوی آمریکا به معنای موضع‌گیری کاخ‌سفید به نفع یکی از طرفین مخاصمه نیست و تصمیم نهایی درباره مرزبندی و تقسیم بیت‌المقدس با اسرائیل و فلسطینیان است». پس از این اظهار نظر ترامپ، نیکی هیلی سفیر و نماینده ویژه آمریکا در سازمان ملل در جلسه فوق العاده شورای امنیت که درباره قدس برگزار شده بود، خاطرنشان کرد «واشنگتن همچنان پایبند به برقراری صلح دائمی در فلسطین از طریق تشکیل دو کشور مستقل فلسطین و اسرائیل است». پیش از اینها نیز رکس تیلرسون وزیر خارجه روز چهارشنبه در حاشیه نشست وزرای خارجه کشورهای عضو ناتو در بروکسل اعلام کرد رئیس جمهور آمریکا در خصوص فرآیند به اصطلاح صلح خاور میانه بسیار متعهد است، و تیم وی در تلاش است تا رویکردهای جدیدی را در این باره ایجاد نماید. وی همچنین امروز بیان داشت: رییس جمهور به وضعیت نهایی {بیت المقدس} اشاره نکرد و مرزها در مذاکرات دو طرف مشخص خواهد شد.

حال با توجه به این سخنان مقامات آمریکایی پرسش اصلی آن است که ابعاد رویکرد جدید مورد ادعای مقامات کاخ سفید در مورد آنچه ایجاد صلح دائمی در فلسطین یاد می‌شود چیست و آینده آنچه مذاکرات صلح خاورمیانه نامیده می‌شود چه خواهد شد؟

 

طرح صلح عربی

طرحی که از آن به عنوان طرح صلح اعراب و اسرائیل یاد می‌شود در سال 2002 در جریان نشست سران کشورهای عربی در بیروت با هدف ایجاد کشور فلسطین بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ میلادی از سوی ملک عبدالله پادشاه پیشین عربستان سعودی و امیل لحود نخست وزیر وقت لبنان پیشنهاد شد که بر مبنای آن با عقب‌نشینی اسرائیل از اراضی تصرف شده پس از 1967، اعراب نیز به عادی سازی روابط خود با این رژیم اقدام خواهند کرد. مبنای این طرح بر توافق اسلو قرار دارد که در سال 1993 میان تشکیلات خودگردان و اسرائیل به امضا رسیده بود. این پیمان به طور رسمی در 13 سپتامبر 1993 در واشینگتن دی‌سی با حضور یاسر عرفات، اسحاق رابین و بیل کلینتون به امضا رسید. پیمان اسلو زمینه ایجاد دولت مستقل فلسطینی را فراهم می‌کرد و البته شرایط برای تثبیت تدریجی سلطه کامل رژیم صهیونیستی بر مناطق تحت اشغالش ایجاد شد.

 

اقدام بدون استراتژی

الگوی رفتاری ترامپ در طول دوران سپری شده از ریاست جمهوری بیانگر نبود استراتژی و راهبرد مشخص در سیاست خارجی نسبت به مسائل مهم بین‌المللی بوده است. این مسئله از همان دوران رقابت‌های انتخاباتی و بویژه در مناظرات ترامپ و نامزد رقیب، از سوی منتقدان و سیاسیون آمریکایی مطرح شده بود. در نبود راهبرد مشخص، اتخاذ رویکردهای تنش‌آفرین و بی‌ثبات‌ساز نسبت به موضوعات مهم عرصه بین‌المللی همچون تشدید تنش‌ها با کره شمالی که به آزمایشات بیشتر موشکی پیونگ یانگ انجامید و یا خروج از توافقات و پیماننامه‌های بین المللی که با عدم همراهی و مخالفت سایر دولت‌ها مواجه شده است. در واقع ترامپ با اتخاذ مواضع یکجانبه و به نوعی زورگویانه، تنها به اجرای وعده‌های انتخاباتی برای جلب رضایت بخش حمایتگر جامعه آمریکا از خود می‌اندیشد حتی به قیمت ناپختگی این تصمیات و بدون در نظر گرفتن اجرای گام‌های بعدی و تبعات زیانبار آنها برای صلح و ثبات جهانی. از این رو می‌توان اذعان کرد که طرح ترامپ برای انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس و به رسمیت شناختن ضمنی اشغال بیت المقدس شرقی توسط اسرائیل که بر خلاف توافقات پیشین برآمده از مذاکرات میان دو طرف مناقشه با نقش آفرینی دولت‌های مختلف ایالات متحده می‌باشد، اساساً فاقد اراده برای حل و فصل مناقشه چندین دهه‌ای اعراب و اسرائیل می‌باشد و ادعای مقامات آمریکایی در زمینه طرح‌ریزی برای آینده مذاکرات ادعایی بی‌بنیان است که صرفاً به منظور کاستن از سطح فشارهای بین‌المللی برای اقدام نابخردانه ترامپ صورت می‌گیرد. در این میان شاید ادعاهای مطرح شده از سوی برخی رسانه‌ها مبنی بر ارائه طرح شاهزاده سعودی محمدبن سلمان به محمود عباس برای تشکیل دولت فلسطین به پایتختی ابودیس (چشم پوشی کامل از بیت المقدس) و به رسمیت شناختن اشغالگری اسرائیل در کرانه باختری و عدم امکان بازگشت آوارگان به سرزمین‌های خود، را بتوان چهارچوب طرح احتمالی ترامپ دانست.

 مرگ اسلو

در طول سالهای گذشته تاکنون تشکیل دولت مستقل فلسطینی با مرکزیت قدس شرقی و بر اساس تقسیمات ارضی قبل از 1967 مهمترین علت حضور نمایندگان فلسطینی در مذاکراتی بوده که آمریکا رهبری و ابتکار عمل آنها را برعهده داشته است. از نظر فلسطینی‌ها موضع جدید ترامپ به این مساله پایان داد که اشغالگری، یک مرحله موقتی مرتبط با حل نزاع است. همچنین مواضع پیشین آمریکا که سعی داشت علی‌رغم حمایت‌های بی‌دریغ از اشغالگری خود را به عنوان میانجیگر بی‌طرف در مذاکرات صلح میان دو طرف جلوه دهد کاملاً تضعیف کرد. مواضع گروه‌های مختلف فلسطینی طی روزهای گذشته کاملا تأییدکننده چنین امری است.  هنیه تصریح کرد: «ما توافق اسلو را به صورت کامل کنار می‌گذاریم، تصمیم ترامپ گور توافق اسلو را برای همیشه کند». همچنین «صائب عریقات» مذاکره کننده ارشد فلسطینیان نیز در گفتگو با روزنامه نگاران در این باره گفت: «او [ترامپ] راه حل دو دولت را نابود ساخت و با اعلام این تصمیم، ترامپ از آمریکا برای ایفای نقش در فرآیند صلح سلب صلاحیت کرد. وی همچنین گفت که «به عنوان یک مذاکره کننده ارشد فلسطینی، چطور می توانم با افرادی بر سر میز مذاکره بنشینم که آینده بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به من تحمیل کنند». همچنین محمود عباس رییس ساف (سازمان آزادیبخش فلسطین) اعلام کرد: «آمریکا با این موضع دیگر شایستگی نظارت بر مذاکرات صلح را ندارد».

بنابراین به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که اعلام انتقال سفارت و شناسایی اشغالگری قدس از سوی آمریکا بیشتر از آنکه طرحی جامع به منظور حل بحران باشد مشخصاً حمایت بی‌دریغ چندین دهه ای آمریکا از اسرائیل را به اثبات رساند و در پشت پرده این اقدام پایان طرح تشکیل دو دولت بر مبنای توافق اسلو و همچنین طرح صلح عربی را می توان مشاهده کرد.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی الوقت

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی  لینک ثابت



 [ 02:59:00 ب.ظ ]





  مجموعه نمایشگاهی-حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها   ...

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, زنان, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 01:56:00 ب.ظ ]





  وقت مطالبه آرمان‌ها   ...

اول. جامعه‌ی زنده و رو به حرکت، با “چالش” مواجه است. در حرکت است که چالش‌ها به سراغ انسان می‌آید. انسانی که در پای قله‌ی کوه ایستاده و از همان پایین، صرفا به قله نگاه می‌کند که با مسئله و چالشی مواجه نیست. در مسیر رفتن به سمت قله است که چالش‌ها به سراغ انسان می‌آید. چند صباحی از شکل‌گیری جامعه‌ی نبوی نگذشته بود که “جنگ بدر” بر آن تحمیل شد و پس از آن هم جنگ‌ها و چالش‌ها پشت سر هم. انقلاب اسلامی هم همین‌طور، ایران تازه از منجلاب زمان پهلوی نجات پیدا کرده و عزت یافته بود که درگیر آشوب‌های ساخته‌شده توسط گروهک‌های معاند داخلی شد. پس از آن، جنگ سخت نظامی با رژیم بعث آغاز شد و در عین حال، تحریم‌های اقتصادی که بعدتر ابعاد بیشتر و گسترده‌تری نیز به خود گرفت، از سوی دشمنان بر جامعه‌ی ایران تحمیل شد. این اما پایان ماجرا نبود و تا به امروز نیز، این چالش‌ها هم‌چنان ادامه دارد.

دوم. می‌گویند “چالش‌ها"، فی‌نفسه مسئله‌ای مذموم نیستند، چگونگی مواجهه با آن است که می‌تواند آن چالش را تبدیل به “تهدید” یا یک “فرصت” برای شتاب بیشتر به سمت مقصد کند. در ماجرای جنگ احزاب، عده‌ای از مسلمانان، به محض دیدن تهدید دشمن و آرایش جبهه‌ی آن، به وحشت افتادند و تصور کردند که کار تمام است. «یعنی یأس و ناامیدی و خودکم‌بینی در مقابل دشمن و یک گرایش قلبی پنهان به دشمن در آنها وجود داشت.»(۱۳۹۵/۰۴/۱۲) عده‌ای دیگر از مسلمانان اما نه تنها نترسیدند بلکه گفتند «هذا ما وَعَدَنَا اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللهُ وَ رَسولُه… همانی که پیغمبر به ما گفته بود، همانی که خدا گفته بود، همان اتّفاق افتاده؛ یعنی آمدن دشمن و حمله‌ی دشمن، به جای اینکه روحیه‌ی اینها را تضعیف کند، ما زادَهُم اِلّآ ایمانًا وَ تَسلیمًا، ایمانشان را تقویت کرد؛ تسلیمشان در مقابل خدا را تقویت کرد؛ عزم و جزم آنها را نسبت به مواجهه و مقابله تقویت کرد.»(۱۳۹۵/۰۴/۱۲) همین‌ها هم بودند که از دل این چالش، یک فرصت استثنائی برای جامعه‌ی نبوی خلق کردند به‌طوری‌که بعد از آن، کفار و مشرکان، جرأت رویارویی با مسلمانان را نداشتند.

در ایران، و در سال‌های اخیر نیز اگرچه تحریم‌ها در ظاهر به‌عنوان یک چالش تهدیدزا محسوب می‌شد، اما ریچارد نفیو در کتاب “هنر  تحریم‌ها” نشان داده است که ایرانی‌ها در مقطعی، این چالش را تبدیل به یک فرصت برای خود کردند. او چنین می‌نویسد: “ایرانی‌ها از فرصت ایجادشده از تحریم‌های بین‌المللی برای ایجاد یک برنامه‌ی اصلاحاتی و آزادسازی اقتصاد و مصون کردن آن در برابر تحریم‌های خارجی استفاده کردند و درست در همان زمان، ایران تلاش می‌کرد انسجام درونی را از طریق دعوت مردم به اقتصاد مقاومتی و پایان دادن به آثار تحریم‌ها از طریق دور زدن آنها افزایش دهد. همچنین اقداماتی نیز برای تلافی تحریم‌ها انجام داد نظیر ممانعت از پرواز برخی از شرکت‌های هواپیمایی اروپایی به ایران… تحریم‌ها همچنین کمک کردند اقتصاد ایران در مسیر مثبتی قرار بگیرد. برای مثال  تلاش آمریکا برای کاهش صادرات نفت خام در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ را در نظر بگیرید… اعمال فشار تحریم‌ها در این حوزه می‌توانست به توسعه‌ی بخش‌های غیرنفتی ایران بیانجامد، خصوصا بخش سیمان. “
 
سوم. وظیفه‌ی نیروهای مؤمن و انقلابی در برابر وضعیت امروز جامعه‌ی ایران چیست؟ چه طرح و برنامه‌ای پیش روی این نیروها قرار دارد؟ چه کارها و اقداماتی باید انجام دهند؟ چگونه می‌توان شرایط موجود را به جای تهدید، تبدیل به یک فرصت استثنائی برای جبهه‌ی انقلاب کرد؟

یک کار این است که نیروهای انقلابی، دست روی دست بگذارند و نظاره‌گر وضع موجود باشند و بگویند «هیچ فایده‌ای ندارد، نشده، پیشرفت نکردیم و نمی‌توانیم بکنیم»(۱۳۹۷/۰۳/۰۷)، یا مأیوس و ناامید شوند و بگویند « «آقا نمی‌شود، فایده ندارد، همه‌چیز به‌هم ریخته است.»(۱۳۹۷/۰۳/۰۷) یک کار دیگر اما این است با عزم راسخ و روحیه‌ی امیدوارانه، برای ساخت “آینده‌ی مطلوب"، کار و تلاش و فعالیت مضاعف کنند. «ما یک اتوبان را به‌صورت یک بن‌بست تصویر نکنیم. جلوی ما اتوبان است و می‌توانیم حرکت کنیم؛ بخصوص با امکاناتی که کشور دارد… نیروهای جوان… نقش لوکوموتیو را [دارند] که وقتی‌ حرکت کردند، به‌طور طبیعی به دنبال خودشان قطار را حرکت می‌دهند»(۱۳۹۷/۰۳/۰۷)


چهارم. در روزهایی که آمریکا خلاف همه‌ی آداب و قواعد حقوقی بین‌المللی از برجام خارج شده و ایده‌ی اصلی غرب‌گرایان برای حل مشکلات کشور نیز با بن‌بست مواجه شده، نیروهای مؤمن و انقلابی باید فضای افکار عمومی را برای مطالبه‌ی «آرمان‌های انقلاب اسلامی» آماده و مهیا کنند. اگر «لشگر نیروهای مؤمن و  انقلابی»، به جای انزوا و ناامیدی، وارد میدان شده و مطالبه‌ی آرمان‌ها و تکرار آن را بر سر دست بگیرند، آنگاه است که می‌توان از شرایط موجود، فرصتی استثنائی برای انقلاب اسلامی به‌وجود آورد. این همان مطالبه‌ای است که رهبر انقلاب در دیدار امسال خود با دانشجویان، صراحتا آن را اعلام کردند: «ما امروز در جامعه‌مان نیاز مبرم داریم به اینکه آرمان‌ها را مدام تکرار کنیم، مدام بگوییم، مدام روی آن کار کنیم، مدام مطالبه کنیم… مطالبه‌گری آرمان‌ها از آن چیزهایی است که از آن نباید دست برداشت. اگر چنانچه این حجم عظیم و وسیع تهاجم به افکار عمومی از سوی ضدّ انقلاب با این مطالبه‌گری‌ها مواجه نشود، قطعاً ویرانگری خواهد کرد. یادآوری آرمان‌ها، مطرح کردن آرمان‌ها، خواستن آرمان‌ها‌، طلبکاری نسبت به تحقّق این آرمان‌ها یک سدّی است در مقابل تخریب افکار عمومی و فضاهای نخبگانی و فضاهای مدیریتی… اینجا یک لشکری از جوان‌های مؤمن و انقلابی لازم است که وارد میدان بشوند، مطالبه کنند آرمان‌ها را و خودشان کمک کنند به تحقّق این آرمان‌ها.»(۱۳۹۷/۰۳/۰۷)

منبع: مجله خط شماره 141

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



[شنبه 1397-04-23] [ 11:51:00 ق.ظ ]





  مناسبت های امروز   ...

كشف كودتاي نوژه (1359 ش)

كشف كودتاي نوژه عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران (1359 ش)
از اولين روزي كه انقلاب اسلامي ايران، استوارترين سنگر غرب و آمريكا را در منطقه به هم ريخت و تحولات زيربنايي را در ايران آغاز كرد، استكبار جهاني كه منافعش به خطر افتاده بود، تلاش‏هاي وسيعي را براي سرنگوني اين نظام مقدس آغاز كرد. آنان با حمايت از مزدوران ضدانقلاب درصدد كودتا و فتح تهران بودند، زيرا تصور مي‏كردند كه همانند كودتاي 28 مرداد 1332، قادر به تجديد قدرت خود خواهند بود. اين مزدوران وطن‏ فروش در روز نوزدهم تيرماه 1359 قصد داشتند تا با كمك نفوذي‏هاي خود فروخته در پايگاه هوايي نوژه همدان، كودتايي را عليه نظام اسلامي انجام دهند. آنان با به كارگيري امكانات وسيع مالي، 12 تيم عملياتي و تعدادي راهنما و چندصد تن از عشاير ايل بختياري، جهت يورش به پايتخت آماده شدند. ولي هنگامي كه خلبان مأمور حمله به بيت حضرت امام خميني(ره) اين موضوع را با مادر خويش مطرح مي‏كند، با عكس ‏العمل شديد وي روبرو مي‏گردد. خلبان در انجام اين عمل دچار ترديد شده و شخصاً به حضور آيت ‏اللّه خامنه ‏اي مي‏رود و عمليات را افشا مي‏نمايد. به اين ترتيب و با پيگيري مسئولان بلندپايه نظام، كودتاي براندازي، خنثي و عوامل آن دستگير يا فراري و رسوا شدند.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, دفاع مقدس, تربيت فرزند  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-04-19] [ 07:16:00 ق.ظ ]





  امام صادق(علیه السلام)؛ جان تازه در کالبد مرده اسلام   ...


چرا ما شیعیان را نه شیعه علوی بلکه شیعه جعفری و مکتب و مذهب ما را مکتب جعفری می‌نامند؟ این پرسشی است که گاه به عنوان یک شبهه از سوی معاندان مطرح می‌شود و شیعه را مذهبی برساخته به دست امام جعفر صادق(علیه السلام) معرفی می‌کنند و آن را نه اسلام راستین محمدی، بلکه فرقه‌ای می‌خوانند که در اوایل قرن دوم هجری به دست جعفربن محمدٍ الصادق(علیه السلام) ساخته شده است.

این دشمنی علیه مکتب اهل بیت(علیهم السلام) البته ریشه در دشمنی‌های صدر اسلام با خاندان نبوت دارد و از آنجا سرچشمه می‌گیرد که برخی از خویشاوندان پیامبر(صلی الله علیه وآله) که اسلام را یا از سر نفاق و اجبار و یا به طمع مال و مقام پذیرفته بودند، پس از رحلت ایشان، خط نسیانی بر واقعه تاریخی و مهم «غدیر» کشیدند و با طرح بهانه‌های واهی از جمله اینکه نبوت و خلافت هر دو نمی‌تواند به یک تیره از قریش یعنی بنی‌هاشم برسد یا اینکه علی(علیه السلام) جوان و کم‌تجربه است و یا بهانه‌های دیگر، در اسلام راستین که بنا به وصیت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) باید رهبری‌اش به ولیّ او علی ابن ابیطالب(علیه السلام) می‌رسید، چند دستگی و انشقاق ایجاد کردند و با خانه‌نشین کردن علی(علیه السلام)، راه اسلام راستین را منحرف نمودند.

مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) پس از ۲۵سال خانه‌نشینی و سکوت راهبردی، آن‌گاه که به اصرار مردم، خلافت را – که حق الهی ایشان بود – پذیرفت، با سه خط پیمان‌شکنان (ناکثین/ طلحه و زبیر)، از دین خارج شدگان (مارقین/ خوارج نهروان) و طغیان کنندگان (قاسطین/ معاویه) روبرو شد که هر یک به طریقی راه ایشان را سد کردند و سبب شدند که راه اسلام راستین برای رسیدن به اهداف الهی خود مسدود و منحرف شود. در این میان، پیمان‌شکنان و خوارج از سر راه برداشته شدند اما خطرناکترین دشمن امام علی(علیه السلام) یعنی معاویه که بعدها دشمنی او و خاندانش به فرزندان علی(علیه السلام) نیز آسیب رساند، همچنان باقی ماند.

از اینجا بود که دشمنی‌های معاویه به عنوان نماد نیرنگ و نفاق و دنیاطلبی و حقد و کینه و حسد، در برابر مولای متقیان علی(علیه السلام ( به عنوان نماد انسان کامل، عدالت، پرهیزگاری و ولایت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) روز به روز بیشتر شد و شیعیان علوی را که میراث‌داران اسلام ناب و راستین محمدی بودند در تنگنای روزافزون قرار داد.

معاویه تلاش می‌کرد جامعه شقه شقه شده اسلام را که پس از ماجرای سقیفه دچار چند دستگی شده بود، در حالی که هنوز مسلمانان صدر اسلام زنده بودند و شرح رشادت‌ها و جنگاوری‌ها و پرهیزگاری و بزرگمردی علی(علیه السلام) نیاز به شاهد و دلیل نداشت، دچار انحراف کند. او می‌خواست با جعل احادیث در مدح دیگر افراد و با رقیب تراشی برای علی(علیه السلام) و معرفی افرادی که دارای جایگاه والای علم و تقوا و زهد بودند، نور درخشان امیرالمؤمنین(علیه السلام) را کمرنگ جلوه دهد و از سوی دیگر با تلاش برای دگرگون جلوه دادن شخصیت حضرت علی(علیه السلام) و بیان دروغ‌های بزرگ مانند اینکه علی(علیه السلام) نماز نمی‌خواند و حق مردم را ضایع می‌کند، شخصیت نورانی آن حضرت را لکه‌دار کند تا بدین ترتیب حاشیه امنی برای خود و خاندان قدرت‌طلب خویش فراهم آورد.

از اینجا بود که مکتب اسلام راستین در محاق ظلم و تزویر و نفاق امویان قرار گرفت و در نزدیک به ۹۰ سال حکومتِ سلطنت‌وار آنان، سبّ امیرالمؤمنین(علیه السلام) بر منابر و هنگام خطبه‌ها رایج شد و چنان عرصه بر علویان تنگ گردید که کسی جرأت بیان عقیده راستین خود را نداشت. در این مدت، اسلامی که سردمدار آن معاویه نیرنگ‌باز و منافق، و یزید شرابخوار و میمون‌باز بودند دچار انحرافی چنان بزرگ شد که فرزند علی(علیه السلام) حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) احساس کرد جز با نثار خون خود و خانواده و یاران باوفایش نمی‌تواند اسلام را به مسیر راستین خود برگرداند. اینگونه بود که امام حسین(علیه السلام) پا در میدانی گذاشت که از هر سو شمشیرها و نیزه‌ها احاطه‌اش کرده بودند و حماسه‌ای آفرید که صدای مظلومیت شیعه را در سراسر تاریخ به رساترین آواز، طنین‌انداز کرد.

در این شرایط از اسلام جز نامی و ظاهری و از نماز و روزه و حج و جهاد جز صورتی باقی نمانده بود که رخشندگی خون حسین(علیه السلام) چشم‌ها را خیره کرد و بار دیگر در جامعه شقه شقه شده مسلمانان، نگاه‌ها به سمت خاندان عترت که میراث‌دار راستین اسلام ناب بودند، چرخید.

دیری نپایید که ظلم بنی امیه و ریختن خون سلاله پاک نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) دامنگیر امویان و باعث رسوایی و سقوط حکومتشان شد. در این شرایط و در حالی که تیره‌ای دیگر از قریش یعنی بنی‌عباس در حال تلاش برای به دست گرفتن خلافت بودند و شعار خود را نیز «الرضاء من آل محمد» قرار داده و در صدد استفاده از انتساب خود به عموی پیامبر و خاندان وحی بودند، دین اسلام بیش از هر زمانی در معرض تهدیدها و تحریف‌ها قرار گرفته بود. در سال ۹۹ هجری خلافت از امویان به عباسیان رسید و تا سال ۱۱۴ هجری که امامت به صادق آل محمد(صلی الله علیه وآله) رسید، پدر بزرگوارش امام محمد باقر(علیه السلام) در فرصتی که عباسیان و امویان درگیر جنگ قدرت بودند، نهضت بزرگ علمی شیعه را آغاز کرد. امام باقر(علیه السلام) به تربیت شاگردان و نقل احادیث نبوی که از طریق پدران ارجمندش به او رسیده بود همت ‌گماشت و سرانجام در سال ۱۱۴ هجری با شهادت ایشان، پرچم امامت به دست امام جعفر صادق(علیه السلام) رسید.

در دوران ۳۴ ساله امامت حضرت جعفر ابن محمد(علیه السلام) مکاتب و نحله‌های مختلف فکری و عقیدتی که آمیخته با دروغ‌ها و تحریف‌ها بودند، شکل گرفته بود و در این شرایط اگر همت والای امام صادق(علیه السلام) برای تکمیل کردن نهضت علمی و فقهی اجداد طاهرینش نبود، بدون شک از اسلام و تشیع جز نامی باقی نمانده بود. آن حضرت در شرایطی که از اسلام یک طرح مشخص و بی‌پیرایه وجود نداشت و اسلام آمیخته به انواع تفسیرهای به رأی و تحریف‌ها شده بود، طرح تازه‌ای از اسلام ناب را در قالب چهارچوب عقیدتی و فقهی ارائه کرد.

آن حضرت با پاسخ دادن به انواع شبهات مطرح شده و تربیت بزرگترین شاگردان که برخی از آنها از امامان مذاهب اهل سنت نیز بودند، شناسنامه‌ای تازه برای تشیع علوی صادر کرد و قرائتی ناب از اسلام محمدی به دست داد که شایسته بود به پاس نام بلند آن حضرت، تشیع جعفری نام گیرد.

اسلام و مکتب شیعه جعفری یا دوازده امامی، همواره مرهون زحمات شخصیت بزرگی است که مسیح‌وار در کالبد مرده اسلام، جان تازه دمید و نسخه راستین اسلام را از اسلام اموی و عباسی جدا کرد و برای آیندگان به ودیعت نهاد.

منبع: سرمقاله قدس آنلاین- 97/04/17

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-04-17] [ 11:08:00 ق.ظ ]





  خيانت‌هاي تاريخي اروپاييان   ...

رهبرمعظم انقلاب مدظله العالی:«از تجربه‌های ما در برجام این است که آمریکا پابند به تعهّدات خودش نیست و به راحتی معاهده را نقض میکند. تجربه‌ دیگر ما، همراهیِ اروپا با آمریکا در مهم‌ترین موارد است… اروپا باید فروش کامل نفت ایران را تضمین کند؛ آنها بایستی به‌قدری که جمهوری اسلامی میخواهد خریداری بکنند… ما با این سه کشور اروپایی دعوا نداریم، امّا اعتماد نداریم و این هم متّکی است به یک سابقه‌ای؛ لذاست که باید این تضمین‌ها به‌طور واقعی انجام بگیرد.»۱۳۹۷/۰۳/۰۲
انگلستان دوست و دشمن ندارد، انگلستان منافع دارد اين عبارت كه از سياستمداران انگليسي نقل مي‌شود، بي‌شك شعار استراتژيك تمام كشورهاي اروپايي در چند سده اخير بوده است و ورق هاي تاريخ صدوپنجاه ساله ايران نيز سراسر مالامال از خيانت‌ها و جنايات مغرب زمين است و كشورهايي چون انگليس، روسيه، فرانسه، آلمان تنها مصالح و منافع خود را در اين دوره دنبال كرده‌اند، هر چند اين منافع خسارات جبران ناپذيري را براي ملت ايران به همراه داشته باشد.

1. يكي از دستاوردهاي شوم داشتن رابطه با اروپايي‌ها جداسازي و حمايت از تجزيه سرزمين ايران بوده است. جداشدن قفقاز از ايران كه ماحصل قرارداد شوم گلستان و تركمن‌چاي است از اقدامات شوم روس‌ها در حق ملت ايران است، معاهداتي كه ماحصل اتحاد پنهاني روس و انگليس است. در اين معاهده ايالات و شهرهاي گرجستان، داغستان، باكو، دربند، شيروان، گنجه و … از وطن جدا شد.

جداسازي افغانستان از ايران نيز از ديگر خيانت‌هاي تاريخي اروپايي‌ها است. ماجرا از اين قرار بود كه انگلستان براي حفظ هند نيازمند به كنترل و در اختيار گرفتن افغانستان بود، در اين احوال، تلاش داشت تا ايران را از كنترل و تصرف هرات و ديگر مناطق افغانستان منصرف نمايد، لذا دولت محمدخان حاكم هرات را كه عنصري انگليسي بود، تحريك كرد تا ساز سركشي و عدم تبعيت از حكومت مركزي را سر دهد. ناصرالدين شاه دستور داد تا سپاهي به فرماندهي سلطان مراد ميرزا حسام‌السلطنه هرات را محاصره نمايند. در اين هنگام كشتي‌هاي جنگي انگليس به ايران حمله كردند و در نوامبر 1235 شمسي به دولت ايران اعلان جنگ داد. ناوگان جنگي انگليس جزيره خارك را اشغال نمود و در بوشهر قوا پياده كرد و متوجه خرمشهر شد. ناصرالدين شاه كه متكي به ملت نبود و اميدي به كمك دولت ديگري هم نداشت راضي شد كه در مقابل صلح با انگلستان هرات را تخليه نمايد. مذاكرات سه جانبه صلح در شهر پاريس و با وساطت فرانسويان صورت گرفت. به هر حال آنچه را كه روس در 1207 ش به موجب معاهده تركمن چاي پس از 25 سال جنگ به دست آورد، انگليس بعد از 25 سال توطئه و مبارزه و سياست مزورانه در 1273 ش با معاهده پاريس به دست آورد.

روس‌ها قفقاز را از ايران گرفتند و انگليس هم افغانستان را از ايران گرفت. بحرين نيز در شرايطي مشابه و با ترفند انگليسي‌ها در سال 1349 از ايران جدا شد. اين قطعه از سرزمين ايران كه از سال 80 پيش از ميلاد در تملك ايران بود، استان چهاردهم كشور محسوب مي‌گرديد و از منابع سرشار نفت و موقعيت استراتژيك در خليج فارس برخوردار بود. در سال 1349 تحت فشارهاي انگليس، محمدرضا كه خود را دست نشانده مي‌ديد و مي‌خواست تا جايگاه خود را به عنوان ژاندارمي منطقه را تثبيت نمايد، بدون مخالفت به اين اقدام تن داد و با دخالت سازمان ملل و قطعنامه شوراي امنيت و در نهايت تصويب مجالس شورا و سنا بحرين، بخش ديگري از سرزمين ايران از آن جدا گرديد.

2. دخالت در امور داخلي ايران و عزل و نصب شخصيت‌ها و حكومت‌هاي وابسته و حتي بهره گيري از اقدام نظامي و كودتا نيز از برنامه‌هاي مورد نظر اروپايي ها در ايران بود. كودتاي 1299 و روي كارآمدن رضاخان كه به انقراض سلسله قاجار و تأسيس سلطنت پهلوي انجاميد. كودتاي 28 مرداد سال 1332 و اقدام عليه دولت ملي مصدق و ارتجاع دوباره استبداد و محمدرضا پهلوي، كودتاي ناموفق ژنرال هايزر در سال 1357، كودتاي ناكام نوژه در سال 1359، دخالت در عزل و نصب اكثر وزيران و وزرا در دوران سلسله قاجار و بالاخص پهلوي نمونه‌اي از اينگونه دخالت‌هاست.

3. رقابت براي كسب امتياز نيز داستان غم انگيز ديگري است كه خود ماجرايي دگر دارد. دو كشور روس و انگليس و در كنار آنها در برخي مقاطع فرانسه و آلمان در رقابت شديد براي كسب امتياز به سربردند. قراردادهاي ننگين رويتر، دارسي، 1919، تأسيس بانك استقراض روس و بانك شاهنشاهي وابسته به انگليس نمونه‌هايي از اين امتيازات است. نمونه ديگر از اين دخالت ها ماجراي خريد كشتي از آلمان و احداث راه آهن است. در سال 1263 شمسي ناصرالدين شاه كشتي پرسپوليس ششصد تني و كشتي شوش دويست و پنجاه تني را از آلمان خريداري كرد و سفارش چند فروند كشتي ديگر هم به كارخانه آلمان داد .در همين زمان تدريس زبان آلماني در دارالفنون شروع شد و مذاكراتي هم براي ايجاد راه آهن به وسيله آلمان ها انجام گرفت، اما دولت انگليس به وسيله وزير مختار خود «تامسون» در امر خريد كشتي از آلمان مداخله كرد و تقاضا نمود سفارش خريد كشتي لغو گردد. انگليس با هرگونه نيروي دريايي ايران در خليج فارس مخالف بود و قبلا هم با تقاضاي ايران در خريد كشتي جنگي براي محافظت از سواحل خليج فارس مخالفت كرده بود. روسيه هم در مورد ايجاد راه‌آهن به وسيله آلمان‌ها سخت مخالف بود وزير مختار خود اعتراض نمود. ناصرالدين شاه قاجار فرماني صادر كرد و متعهد شد بدون رضايت روسيه تا 5 سال اجازه ساختن راه آهن به خارجي‌ها ندهد و به انگليسي‌ها هم گفت هر وقت امتياز ساختن راه آهن شمال به روس‌ها داده شد، فوراً امتياز راه‌آهن شوشتر به آنان داده مي‌شود !

4. نكته آخر اينكه اروپايي‌ها تا آنجا پايبند به تعهدات خود بودند كه منافع آنان تأمين شود، لذا هنگامي كه به اين نظر مي‌رسيدند كه ادامه قرارداد و معاهدات نفعي را براي كشور خود به همراه ندارد، دست از آن كشيده و يك طرفه آن معاهده را فسخ مي‌كردند. به عنوان نمونه مي‌توان به انعقاد معاهدات دولت ايران و انگليس در دوران فتحعلي شاه اشاره كرد كه در پاييز 1215 ش بين مالكوم نماينده تام الاختيار انگليس و حاجي ابراهيم خان اعتمادالدوله بسته شد. طبق اين قرارداد كه در آستانه خطر حمله ائتلاف ناپلئون و روسيه به هندوستان تنظيم شده بود، دولت ايران دوست و متحد انگليس گرديد و مقرر شد چنانچه افغانستان به هند حمله نمايد ايران با لشكركشي به افغانستان مانع عمل گردد و چنانچه افغان‌ها يا فرانسوي‌ها به ايران حمله كنند انگليس به ايران توپ و اسلحه دهد. حقيقت اين معاهده قراردادن ايران به عنوان سپر دفاعي هندوستان بود و چيزي جز منافع ملي انگليس را تأمين نمي‌كرد. به همين سبب است كه افسر انگليسي در بازگشت به لقب «سر» مفتخر گرديد. ولي اين معاهده چندان پايدار نماند و با قتل ناگهاني پل اول تزار روسيه وضع تغيير نمود و فرانسه ديگر همگامي براي حمله به هند نداشت و انگليس هم ديگر علاقه‌مند به حفظ معاهدات با ايران نبود زيرا ديگر منافع انگليس تأمين شده بود و ديگر اصرار فتحعلي شاه براي اجراي قرارداد بي فايده بود.

عهدشكني فرانسويان نيز كمتر از انگليسي‌ها نيست. معاهده فين كنشتاين كه در 25 صفر 1222ق (1285شمسي) بين ناپلئون و فتحعلي شاه بسته شد نمونه‌اي از اين عهدشكني‌هاست. اين معاهده كه ايران و فرانسه را دوست و هم پيمان استراتژيك معرفي مي‌كرد، تنها تا آنجا پايدار ماند كه الكساندراول تزار روس و ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه در حال رويارويي و جنگ بودند و جنگ عباس ميرزا در قفقاز و گرجستان با سپاه روس منافع فرانسويان را نيز تأمين مي نمود. ولي بلافاصله بعد از اينكه «ايلو» در جنگ ناپلئون سپاه روس را شكست داد و دو امپراتور براي اولين بار در وسط رودخانه “نيمن” با هم ملاقات كردند و ماحصل آن معاهده تيليست در جمادي الاول 1224ق (ژوئيه1807م )1285ش بود، فرانسويان همه چيز را فراموش كردند و عسكرخان افشار ارومي سفير فتحعلي شاه در دربار ناپلئون از اعتبار افتاد و به كشور مراجعت نمود. ناپلئون با قرارداد تيليست، تعهدي را كه براي تخليه ايران از ارتش روس داشت ناديده گرفت و دست روس‌ها را در ايران بازگذاشت. وزير خارجه فرانسه به گاردان دستور داد كه به جاي همراهي با ايران در استقرار صلح بين روسيه و ايران كوشش كند. ژنرال گاردان هم با اين توصيه، ديگر در عمليات نظامي و تعليم افراد نظامي ايران شركت نكرد و در بهمن 1278 ايران را ترك نمود.

 

منبع: پایگاه بصیرت

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی  لینک ثابت



 [ 11:04:00 ق.ظ ]





  مناسبت های مهم امروز   ...

وفات آیة‏اللَّه «محمدتقي نجفي اصفهاني» (1293 ش)


رحلت فقيه مجاهد و عالم بزرگ شيعه آيت ‏اللَّه “محمدتقي نجفي اصفهاني” (1293 ش)رحلت فقيه مجاهد و عالم بزرگ شيعه آيةاللَّه «محمدتقي نجفي اصفهاني» (1293 ش)
شيخ محمدتقي بن شيخ محمدتهراني رازي، معروف به آقا نجفي در حدود سال 1225 ش (1262 ق) در اصفهان چشم به جهان گشود. وي در زادگاه خود به تحصيل علوم ديني روي آورد و پس از حضور در درس بزرگان آن سامان به مقام عالي اجتهاد دست يافت. شيخ محمد تقي رازي، از بزرگان علماي اماميه اوايل سده چهاردهم هجري قمري بود كه او را به عنوان جامع علوم معقول و منقول و حاوي فروع و اصول و قوت حافظه شناخته‏ اند. آقا نجفي در جنبش تنباكو از آغازگران مبارزه و داراي نفوذ معنوي فراواني در منطقه بود. وي در دوران مرجعيت خود، در كمك به مردم و رفع ستم از ايشان اهتمام مي‏ورزيد و در جهت تامين وسايل آسايش آنان كوشش مي‏كرد. از اين عالم بزرگوار بيش از صد اثر باقي مانده است كه آداب الصلاة، آداب العارفين، الاجتهادُ والتقليد، اسرارُ آلايات، اسرارُ الاَحْكام، اسرارُ الزيارات، اسرار الشريعه، اصول الدين و الافاضات المَكْنوُنَه و انوار العارفين از آن جمله است. اين فقيه وارسته سرانجام در چهاردهم تيرماه 1293 ش برابر با 11 شعبان 1331 يا 1332 ق در اصفهان وفات يافت و نزديك امامزاده احمد بن علي بن امام محمدباقر(ع) مدفون گرديد

ربودن ديپلمات‏ هاي ايراني توسط صهيونيستها(1361ش)

ربودن ديپلمات‏ هاي ايراني در لبنان توسط صهيونيست ‏ها (1361 ش)
در چهاردهم تيرماه 1361 ش، سه ديپلمات و خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران در بيروت، در چهل كيلومتري شمال اين شهر در حالي كه عازم محل كار خود در سفارت ايران بودند، توسط نيروهاي حزب فالانژ لبنان ربوده شدند. در آن زمان، ارتش رژيم صهيونيستي به لبنان حمله كرده بود و حزب فالانژ، همكاري نزديكي با اين رژيم اشغالگر داشت. اگرچه ابتدا گفته مي‏شد كه سيدمحسن موسوي كاردار جمهوري اسلامي ايران در بيروت و همراهانش كشته شده‏اند؛ اما شواهد و مدارك موجود، حاكي از آن است كه آنها در اسارت رژيم صهيونيستي مي‏باشند. با وجود اقدامات متعدد جمهوري اسلامي، براي آزادسازي ديپلمات‏ها و اتباع خود از چنگال رژيم صهيونيستي، اين رژيم هنوز تن به اين كار نداده است. برادر پاسدار حاج احمد متوسليان از فرماندهان سپاه نيز جزو ديپلمات‏ها بوده است.

موضوعات: مناسبت ها  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-04-14] [ 07:03:00 ق.ظ ]





  مناسبت های امروز   ...

مناسبت های امروز
مناسبت های قمری (۲۰ شوال ۱٤۳۹)

دستگیری امام کاظم (علیه السلام) (179ق)
وفات «ابوطاهر مقری» (349 ق)
وفات «فيروزآبادی‏ شيرازی» (817 ق)
وفات آیة‏اللَّه «ميرزاجواد نوري» (1323 ق)

مناسبت های شمسی (۱۳ تیر ۱۳۹۷)

تبعيد علماي شيعه از عراق به ايران (1302 ق)
امضاي عهدنامه بين ايران و عراق (1316 ش)
وفات استاد «محمدمعين» (1350 ش)

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-04-13] [ 09:41:00 ق.ظ ]





  پرده نگار/ تبیین منطق دشمنی با امریکا   ...

این شعار ضدّ آمریکایی، این فریاد کشیدن بر سر آمریکا؛از روی تعصّب؛ از روی جهالت؛ از روی لجبازی نیست ، بلکه از روی منطق و متکی به پشتوانه و عقبه‌ی منطقی و فکری است.

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-04-11] [ 08:52:00 ق.ظ ]





  اگر شما باشید خیال من آرام‌تر است   ...

اگر شما باشید خیال من آرام‌تر است
بهشتی به خدمت امام خمینی(ره) که در بیمارستان بستری است، می‌رسد و برنامه‌اش را مبنی بر این‌که دیگر نمی‌خواهد کار حکومتی انجام دهد برای امام توضیح می‌دهد. امام در پاسخ می‌گوید: «اگر شما باشید خیال من راحت‌تر است.» شهید بهشتی می‌گوید: «اگر اجازه بدهید چند نفر را معرفی می‌کنم که شما با آن‌ها هم خیالتان راحت باشد». امام تصمیمش را گرفته «اما اگر شما باشید قلب من آرام می گیرد.» دیگر چه می‌توانست بگوید؟ گفت: «اگر شما تکلیف می‌کنید، قبول می‌کنم.» و امام فرمودند: «تکلیف می‌کنم.» (برگرفته از کتاب «سیدمحمد حسین بهشتی»، افسانه وفا)

تا این حد دقت!
مدرسه رفاه که بودیم، هرکس ماشینش خراب می‌شد برای تعمیر به مسئول سرویس مدرسه مراجعه می‌کرد. یک بار دکتر ماشینش را برای تعمیر آورد، یک یادداشت بلند بالا به آن ضمیمه کرده بود که مثلا در سرعت 75 کیلومتری جلوی سمت راست ماشین فلان صدا را داد و یا این‌که قبلا در هر صد کیلومتر، مصرف بنزین ماشین این‌قدر بود و حالا تغییر کرده‎است و امثال این. یک گزارش کارکرد خیلی دقیق و مو به مو.

زندگی ساده‌تر، مبارزه بیشتر
همیشه می‌گفت شما هر چه قدر ساده زندگی کنید، بیشتر می‌توانید مبارزه کنید. اعتقادش هم این بود که آن‎هایی که نتوانستند ساده زندگی کنند، نتوانسته‌اند مبارزه هم بکنند برای همین همیشه از سال‌های اول ازدواج، سال‌هایی که با حقوق معلمی روزگار می‌گذراندیم، به عنوان بهترین و شیرین‌ترین دوران زندگیش یاد می‌کرد.

فقط نان و آب
از غذای زندان نمی‌خورد. از بیرون خبر آورده بودند که شاید مسموم باشد. غذایش فقط نان و آب بود. گفتم: «آخه شما چه‌طوری نون و آب می‌خوری؟ دیگه داره حالم از این‌که می‌بینم نون و آب می‌خورید، بد می‌شه». گفت: «اگر کسی بیرون زندان نان و آب خوردن را تمرین کرده و به آن عادت کرده باشد، این‌جا هم برایش کار سختی نیست».

تا این حد حرفه‌ای
ساعت جلسات 2 تا 4 بعد از ظهر بود. دکتر 10 دقیقه زودتر در دفتر سیاسی حزب حاضر می‎شد تا روی چند صندلی که کنار هم می‌چید، اندکی استراحت کند. مقید بود که حتما لباسش را در آورد تا چروک نشود. همین 10 دقیقه کل زمان استراحت روزانه دکتر بود.

در هر حال، توهین ممنوع
به اتفاق دکتر و محمدرضا- فرزند ارشدش- نزدیک قبرستان قدم می‌زدیم. می‌دانستیم که قبر مارکس هم همان‌جاست. شوخی شوخی گفتم این دو سگ هم دارند می‌روند سر قبر مارکس، فاتحه بخوانند و به دو تا سگ که داشتند کمی دورتر می‌رفتند اشاره کردم. دکتر بلافاصله رو به من کرد و گفت: «اگر ما با فکر مارکس مخالف هستیم نباید به او توهین کنیم. ادب در کلام لازم است، چه فرد کافر باشد چه مسلمان».

خدا باید از من دفاع کند
یک روز در مجلس خبرگان به دکتر گفتم شما چرا در مقابل این همه توهین از خودتان دفاع نمی‌کنید؟ در جواب آیه‌ای خواند و گفت فلانی من نباید از خودم دفاع کنم، بلکه باید آن‌قدر ایمان خودم را قوی کنم که خداوند از من دفاع کند و جواب این‎ها را بدهد. چون وعده خدا حق است، من به این وعده اعتقاد دارم، بعد هم افزود دفاع خدا را که نمی‌توان با دفاع ما مقایسه کرد.

شعار، همراه با عمل‏
بالای وضوخانه نوشته بودیم: «النظافه من الایمان» اما کمتر فرصت می‏‌کردیم داخل آن را نظافت کنیم. این وضع را دید، فوراً تذکر داد که یا این شعار را بردارید و یا مطابق آن رفتار کنید و نگذارید این‌جا کثیف باشد.

احترام به قوانین انسانی طاغوت
«چراغ قرمز اول رو که رد کرد، بهشتی خیلی تحمل کرد که چیزی نگه. دومین چراغ بود که دیگه صداش در اومد. گفت: اگه از این هم بگذری دیگه نمی‌شه پشت سرت نماز خواند. تکرار گناه صغیره…» طرف با حالت حق به جانبی گفت: «این‎ها قانون طاغوته باید سرپیچی کرد». بهشتی با ناراحتی دست گذاشت رو داشبورد و محکم گفت: «این‎ها قوانین انسانیه، عین انسانیت…».

قرض‌الحسنه به جای پول مفت
فکر کردم اگر بگویم میز تحریر می‌خواهم، حتما برایم می‌خرد. پسر بزرگ بودم و عزیز. قیمت میز چندین برابر پول ماهیانه‌ام بود. وقتی شنید که میز را لازم دارم، پول میز را داد و گفت: «این قرض‌الحسنه است. قسط‌هایش را هم از پول ماهیانه‌ات کم می‌کنم. موافقی؟».

پخش نکنید، آبرویمان می‌رود
با غرور گفتند که باید مناظره کنیم. حتما هم بهشتی باید طرف مناظره ما باشد. هشت نفری نشسته بودند روبه‌روی بهشتی برای مناظره. آخر جلسه آمده بودند برای خواهش: «خواهش می‌کنیم پخش نشود، آبرویمان می‌رود.» بهشتی سفارش کرده بود پخش نشود. هیچ وقت هم به رویشان نیاورد. انگار جلسه‌ای نبوده.

حساس بود…
به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به ماموریت می‌روی، ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی». قاضی را توبیخ کرده بود حساس بود؛ مخصوصا به رفتار قضات …

شما عبای من هستید
از دیدار امام(ره) برمی‌گشت. رفته بود توی فکر. امام خواب دیده بود عباش سوخته؛ به بهشتی گفته بود مواظب خودتان باشید. می گفت از امام پرسیدم چرا؟ جواب داده بود: «آقای بهشتی! شما عبای من هستید».

قاری جلسات حزب
با اون قد کوچک و سن کمش می‌اومد داخل جلسات حزب جمهوری قرآن می‌خوند. اون روز دیر کرده بود. رئیس جلسه گفته بود تا نیاید شروع نمی‌کنیم. تا اومد بهشتی به احترامش ایستاد و مثل یه مرد باهاش دست داد. قاری کوچک ذوق زده شده بود.

خاطرات از کتاب های «صد دقیقه تا بهشت»، نوشته مجید تولایی و «نگاهی به زندگی و مبارزات شهید دکتر بهشتی» برگزیده شده‌است.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



[شنبه 1397-04-09] [ 11:40:00 ق.ظ ]





  میزان عنایت اهل بیت(علیهم السلام) به شیعیان   ...

عن أبی الحسن (علیه السلام): مَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ شِيعَتِنَا يَمْرَضُ إِلَّا مَرِضْنَا لِمَرَضِهِ

وَ لَا اغْتَمَّ إِلَّا اغْتَمَمْنَا لِغَمِّهِ وَ لَا يَفْرَحُ إِلَّا فَرِحْنَا لِفَرَحِهِ

وَ لَا يَغِيبُ عَنَّا أَحَدٌ مِنْ شِيعَتِنَا أَيْنَ كَانَ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ أَوْ غَرْبِهَا.

امام کاظم علیه السلام فرمود: هیچ یک از شیعیان ما نیست که بیمار شود مگر اینکه ما نیز با بیماری او بیمار می شویم و غمگین نمی شود مگر اینکه با غم او اندوهگین می شویم و شاد نمی شود مگر اینکه با شادی او شاد می شویم و حال هیچ کدام از شیعیان ما در شرق یا غرب جهان از چشم ما پنهان نیست.

صفات الشیعه، ص4

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, حديث روز, تبليغ  لینک ثابت



 [ 08:19:00 ق.ظ ]





  سطح زندگی پیشوایان عادل   ...


  امام علی علیه السلام در یکی از سخنان نورانی خود سطح زندگی پیشوایان عادل را تعریف کردند.
 

عن امیر المؤمنین (علیه السلام): اِنَّ اللّه‏ عَز َّوَ جَلَّ فَرَضَ عَلى اَئِمَّةِ الْعَدْلِ اَنْ يُقَدِّروا اَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النّاسِ كَيْلا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقيرِ فَقْرُهُ.

امام علی (علیه السلام) فرمود: خداوند عز و جل بر پيشوايان عادل واجب كرده كه سطح زندگى خود را با مردم ناتوان برابر كنند تا فقير به خاطر فقر خود برآشفته نشود.

کافی(الاسلامیه) ج 1 ، ص

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, حديث روز, تبليغ  لینک ثابت



[شنبه 1397-04-02] [ 11:38:00 ق.ظ ]





  چگونه فرزند پروری صحیح داشته باشیم؟ -1   ...

* فرزند پروري

طبق روايات اسلامي کودک در 7 سال اول امير و سيد، در 7 سال دوم مطيع و فرمانبردار و در 7 سال سوم وزير و مشاور است؛ لذا والدين در هر يک از اين مراحل بايد به نکاتي توجه کنند.

مواردي که والدين بايستي در مراحل سيادت (هفت سال اول) فرزندان رعايت کنند.

1. ابراز محبت به کودکان

2. دادن آزادي و استقلال به فرزندان (منظور از اين آزادي ها سخت گيري نکردن، تعليم به موقع و متناسب با سن کودک، کمک هاي لازم به کودک در رفع نيازهايش، دادن ابتکار عمل و آزادي به او به خصوص در اموري مثل غذا خوردن، لباس پوشيدن، بازي کردن، شانه زدن مو، مسواک کردن و …. است. وظيفه والدين اينست که کودک را در انجام عمليات آزاد گذاشته و حتي بعضي مواقع تحريض و تشويق کنند که مستقلاً عمل کند ولي هر جا که ناتوان شد و يا اشتباه کرد به او کمک کنند).

3. عدم مبارزه با حس کنجکاوي کودک

4. دادن پاسخ هاي مناسب به سؤالات او

5. تخطئه نکردن کودک در برابر سؤالات بسيار ساده و يا سؤآلات تکراري او

6. ايجاد شخصيت در کودکان و احترام به شخصيت آنان

7. ناديده گرفتن بعضي از اشتباهات آنان

8. احتراز از پرخاشگري و لجاجت در برابر آنان

9. رفع بعضي از نيازهاي آنان

10. پرهيز از محبت ها و حمايت هاي افراطي و بي جا

11. امر و نهي کودکان به موقع با حفظ آبرو و شخصيت آن ها

12. آماده کردن کودکان براي رفتن به دبستان و ….

نظر به اين که قبل از شروع هر کار و فعاليت آماده شدن براي آن کار از اهميت ويژه اي برخوردار است لذا مختصري درباره آمادگي توضيح مي دهيم:

آمادگي: امروزه ثابت شده که قبل از شروع هر فعاليت فرد بايد قبلاً خود را براي آن آماده کرده باشد تا در اجراي آن موفقيت بهتري نصيبش گردد. به عنوان مثال فردي که قادر است از ارتفاع يک متري به راحتي سقوط کند، اگر همين فرد در شب و به هنگام تاريکي پايش در گودالي به عمق 10 سانتيمتر برود آسيب مي بيند. چرا؟

واضح است اين فرد قبل از سقوط و پرش از سکوي يک متري بدن خود را آماده مي کند به عبارت ديگر «گارد» و ژست لازم را مي گيرد همه عضلات و اندام بدن خود را آماده مي کند و پس از آن از يک متري سقوط مي کند و بدون آسيب ديدن در پرش خود موفق مي شود.

امّا به هنگام شب چون بدون آمادگي قبلي در چالة 10 سانتي متري مي افتد پايش آسيب مي بيند و رنجور مي شود. همين طور وقتي که قصد داريم به منزل يکي از آشنايان به مهماني برويم قبل از مهماني رفتن خود را از هر لحاظ بايد آماده کنيم. لباس مناسب مهماني مي پوشيم. وسيله لازم براي رفتن به مهماني را تدارک مي بينيم و اگر قرار باشد هديه اي با خود ببريم، هديه مناسبي تهيه مي کنيم و بعد از فراهم کردن اين مقدمات به مهماني مي رويم. بديهي است اگر مقدمات خوب فراهم شده باشد اين مهماني موجب خوشحالي و انبساط خاطر ميزبان، مهمان و ساير افراد شرکت کننده خواهد شد. ولي اگر بدون آمادگي و تهيه مقدمات به چنين مهماني برويم آن مهماني چيزي جز ناراحتي، خستگي، پشيماني و بالاخره رنج رواني چيزي به بار نمي آورد.

بنابر اين قبل از رفتن به دبستان هم اگر مقدمات رفتن به دبستان خوب فراهم شده باشدو به عبارت ديگر کودک از قبل آماده شده باشد، امکانات لازم فراهم شده باشد. رفتن به مدرسه موفقيت آميز خواهد بود. خوبست والدين قبل از فرستادن کودکان به مدرسه و آغاز تعليم و تربيت رسمي حداقل نکات زير را در نظر داشته باشند.

1ـ فرزند آنان از لحاظ رشد جسمي و رواني به حدي رسيده باشد که بتواند تعليم و تربيت رسمي را پذيرا باشد بنابر اين به والدين توصيه مي شود از بزرگتر گرفتن شناسنامة بچه ها که اصطلاحاً «کَبرَ سن» ناميده مي شود و گذاشتن کودکان قبل از رسيدن به سنّ لازم جداً خودداري نمايند. و همچنين است در مورد رشد رواني و عقلي. (در اين مورد از مشاوران آگاه مي توان کمک گرفت).

2ـ کودکاني که دورة کودکستان و آمادگي را نديده اند و به عبارت ديگر از خانه و خانواده و آغوش مادر جدا نشده اند، نمي توانند رفتن به مدرسه و ساعت ها دوري از محيط خانواده را به خوبي تحمل کنند؛ لذا والدين اين قبيل کودکان بايد قبل از ورود به مدرسه بچه ها را با محيط مدرسه و مقررات آن آشنا کنند و در صورت امکان پا گذاشتن کودکان در دوره هاي آمادگي آنان را براي رفتن به دبستان آماده کنند.

3ـ وابستگي کودک را به والدين و خانه به روش هاي مقتضي کم کنند (مثل بردن کودک به پارک و بازي با کودکان همسن و سال ـ گذراندن ساعتي در منزل اقوام بدون حضور پدر و مادر و غيره)

اصولي که والدين بايد در مرحله اطاعت (هفت سال دوم) مراعات کنند

علاوه بر اصولي که در دوران «سيادت» گفته شد و نکاتي که در بالا مختصراً توضيح داده شده والدين هنگام برخورد با فرزندان خود در «دورة اطاعت» لازم است اصول ديگري را در نظر بگيرند. لذا بعضي از مهم ترين آن ها را فهرست وار خاطر نشان مي کنيم.

1ـ عدم تبعيض در خانواده:

والدين بايد به اثرات سوء تبعيض از لحاظ رواني، عاطفي، اجتماعي و غيره کاملاً آگاه بوده و از اعمال تبعيض اجتناب ورزند.

2ـ هماهنگي در تربيت:

والدين بايد با يکديگر هم آهنگ باشند بدين ترتيب دستوراتي که از طرف مادر صادر مي شود و يا روش هايي که به کار گرفته مي شود از طرف پدر و ساير افراد خانواده بايد تأييد شود و بالعکس.

3ـ همکاري با مدرسه:

والدين بايد با مدرسه همکاري کامل داشته و در اجراي روش هاي تربيتي و آموزشي با معلمان کاملاً هماهنگ باشند. (فرض بر اينست که دربارة اين موضوع در جلسات انجمن اوليا و مربيان در مدارس به حد کافي بحث مي شود.[1])

4ـ وفاي به عهد

والدين بايد وعده هايي که به فرزندان مي دهند وفا کنند و از وعده هايي که امکان انجام آن ها مقدور نيست و يا به صلاح کودک نيست پرهيز کنند. در وفاي به عهد بايد به گونه اي عمل کند که فرزندان حتي احتمال پيمان شکني و خلف وعده در مورد والدين ندهند.

5ـ گفتار نيک

والدين بايد ضمن رعايت محبت به هنگام صحبت با فرزندانشان عفت کلام داشته باشند و به هنگام نافرماني فرزندان از رفتارهاي مستبدانه و زياده روي در ملامت بپرهيزند.

6ـ انتخاب الگو

والدين بايد الگوهاي مناسبي براي فرزندان خود انتخاب کنند ـ الگو بايد شرايط لازم و مربوط به خود داشته باشند ـ و از مقايسه کودک با همسالان به خصوص به قصد ملامت، اهانت، تحقير، تمسخر و …. جداً خودداري کنند.

7ـ آزادي

والدين بايد ضمن اعطاي آزادي به فرزندان مراقب رفتار، گفتار، ابتکارات و …. فرزندان خود باشند. اعطاي آزادي بيان و …. فرزندان را براي اجتماع فردا بهتر آماده مي کند و موجب مي شود تا کودکان بتوانند ابتکارات، خلاقيت ها و بالاخره لياقت خود را بروز دهند.

والدين بايد به بازي و تفريح کودکان مخصوصاً در سن اطاعت به صورت يک نياز حياتي توجه کنند و سعي داشته باشند تا امکانات تفريحات سالم را براي فرزندان خود فراهم کنند.

8ـ دوستي

از آن جا که فعاليت هاي گروهي شخص را براي زندگي بهتر اجتماع آماده مي کند والدين بايد اجازه دهند تا فرزندانشان دوستان مناسبي انتخاب کنند. والدين بايد بر روابط دوستانه فرزندانشان نظارت داشته و راهنماي خوبي براي آنان و دوستانشان باشند.

9ـ مسئوليت

والدين بايد ـ به خصوص در اواخر سن اطاعت ـ مسئوليت هاي مناسبي به فرزندان خود واگذار کنند و از آنان بخواهند مسئوليت هاي خود را به بهترين وجه انجام دهند. البته در مواقع ضروري بايد آنان را ارشاد و راهنمائي کنند.

10ـ اعتنا به رفتار و گفتار فرزندان

والدين بايد با دقت به اعمال رفتار، گفتار و … فرزندان توجّه کنند و عملاً به فعاليت هاي آنان ارج بگذارند تا بدين طريق به شخصيت در حال شکل گرفتن فرزندان احترام قائل شوند و از اعمال و عقايد درست او حمايت کنند.

11ـ دعاي خير

به منظور تقويت روحيه و اعتقادات مذهبي و قدرداني از فرزندان، والدين بايد در فرصت هاي مناسب براي فرزندان خود دعاي خير کنند و از خداي بزرگ مسألت کنند که فرزندانشان را در تمام موارد ياري فرمايد.

برخي از وظايف والدين در مرحلة وزارت (هفت سال سوم)

1ـ جوانان را نسبت به مسائل مذهبي آگاه کنيد و سعي نمائيد که نسبت به اصول و مباني اسلام اعتقاد درست پيدا کنند و احکام ديني عامل و مقتضيات مذهب را محترم بشمارند.

2ـ احساس مسئوليت را در جوانان بيدار و آنان را به قبول و انجام مسئوليت تشويق کنيد.

3ـ جوان را در تعيين و شناخت هويت فرهنگي، مذهبي، ملي و آرماني خود ياري کرده و تشويق کنيد تا هويت فردي و واقعي و هم چنين هويتي که جامعه از او انتظار دارد بشناسند و درک کنند.

4ـ راه هاي صحيح زندگي مسالمت آميز را به او نشان دهيد.

5ـ کنترل و مراقبت کنيم تا جوانان به پوچ گرائي، نژاد پرستي، اعتياد و مفاسد ديگر روي نياورند.

6ـ جوانان را در انتخاب شغل و حرفه اي مناسب با علائق، استعدادها و امکاناتشان تشويق کنيد.

7ـ جوانان را به ورزش و پرورش اندام سوق دهيد.

8ـ اوقات بيکاري و فراغت جوانان را با ورزش، عبادت، گردش، مطالعه و امثال آن پر کنيد.

9ـ مهارت هاي اجتماعي و آداب و رسوم مذهبي و متداول جامعه را به او بياموزيد.

10ـ جوانان را با اصول بهداشت و سلامت جسم و روان آشنا کنيد و موجبات حفظ سلامت جسم و روان او را فراهم کنيد.

11ـ در انجام فعاليت هاي اجتماعي و ادارة خانه او را شريک و سهيم کنيد.

12ـ در جواني موجبات ازدواج ـ جوانان را ـ از هر جنسي که باشند ـ فراهم کنيد.

پاورقی:

[1] . اصولا تشکيل انجمن در مدارس براي ايجاد هماهنگي بين اولياء و مربيان است. چان چه اين هماهنگي در تربيت کودکان وجود نداشته باشد زحمات اولياء و مربيان بي ثمر است.

نویسنده: يدالله جهانگرد

منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, زنان, سبک زندگی, تربيت فرزند  لینک ثابت



 [ 11:11:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.
 
 
سوگواره عاشورایی