معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزشهای غیرحضوری
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


درباره پايگاه

این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.



قرآن آنلاین

قرآن آنلاین




لحظه شمار غیبت امام زمان





ذکر روز

ذکر روزهای هفته



اوقات شرعی

اوقات شرعی




پخش زنده حــــــرم

پخش زنده حرم




  جزای روزه دار   ...

 آیت الله جوادی آملی در کتاب حکمت عبادات خود به بیان نقش روزه در تحصیل درجات تقوا پرداخته و لقای حق را جزای روزه داران بیان می دارد.

معظم له با بیان اینکه روزه برای این است که انسان به تقوا برسد، مرقوم داشته است: روزه براى اين است كه انسان به تقوا برسد: «لعلّكم تتقون» (۱). و انسان باتقوا دو درجه دارد: يكى همان بهشتى كه در آن نعمتهاى فراوان موجود است: «إنّ المتقين فى جنّاتٍ ونَهَرٍ» (۲) و اين براى لذايذ ظاهرى است. يكى هم مقام عنداللهى شدن است «فى مقعد صدقٍ عند مليكٍ مقتدر» (۳) در اين مرحله ديگر سخن از سيب و گلابى نيست. چون جنت و نهر، مأكولات و مشروبات از آنِ جسم و بدن اوست امّا لقاى حق براى روح اوست. اين سرّ و باطن روزه است.

امام صادق (ع) فرمود: «للصائم فرحتان، فرحة عند إفطاره وفرحة عند لقاء الله» (۴) روزه‌دار دو وقت خوشحال است؛ يكى هنگام افطار و ديگرى هنگام ملاقات با پروردگار. و در جاى ديگر مى‌فرمايد: «للصائم فرحتان حين يفطر وحين يلقى ربّه عزّ وجلّ» (۵).

روزه‌دار در بعضى دعاها از خداوند، جمال تام مى‌خواهد: «اللّهم إنّى أسألك من جمالك بأجمله وكلّ جمالك جميل» (۶).

لقای حق، جزای روزه دار

نظامى گنجوى شاعر معروف در تبيين عشق مجازى و حقيقى، مى‌گويد: در پايان امر كه ليلى مريض شد به مادرش وصيت كرده گفت: مادر پيام مرا به مجنون برسان و به او بگو: اگر خواستى به كسى علاقه‌مند شوى، به موجودى كه با يك تب از بين مى‌رود دل نبند.

حيف است كه انسان به خودش و به غير خدا و به هر آنچه كه متغيّر است، دل ببندد؛ زيرا هر چه غير خداست، در معرض زوال و تغيير است و نمى‌تواند جزاى انسان باشد؛ جزاى روزه‌دار، لقاى حق است.

به ما گفته‌اند، جمال مطلق را در سحرهاى ماه مبارك رمضان، بخواهيد و به گوش دادن بسنده نكنيد، زيرا گوش دادن غير از خواستن است. چه مقام بلندى براى انسان ميسور بود كه به ما گفته‌اند: بگوييد: «اللّهم إنّى أسألك من نورك بأنْوره وكلّ نورك نيّر» اين ادعيه را در ماه مبارك رمضان به ما آموختند براى اينكه انسان روزه‌دار، لايق چنين سخن گفتن است و اين دهان مى‌تواند بگويد: «اللّهم إنّى أسألك من جلالك بأجلّه وكلّ جلالك جليل» (۷).

سخن از حور و غلمان، سيب و گلابى و جنّات و نهر نيست؛ بلكه سخن از كمالات معنوى است و اين مقام براى انسان وجود دارد، اگر اين مقامات براى ما نبود، دستور خواندن اين دعاها را نمى‌دادند. پس مى‌شود به آن مقام رسيد؛ چون مى‌توان روزه مستحبى گرفت و افطارى خود را به يك غير مسلمان اسير داد.

اگر انسان روزه مستحبى بگيرد و محصول دستاس خود را به صورت نان در بياورد و به اسير بدهد و بگويد «إنّما نُطعمكم لوجه الله» (۸) چرا كه «فأينما تولّوا فَثَم وجه الله» (۹) اين ممكن است. اگر خدمتگزار خاندان عصمت، يعنى فضه خادمه در كار اطعام حضور دارد معلوم مى‌شود ما هم مى‌توانيم به اين مقام برسيم و اگر خودمان را ارزان فروختيم ضرر كرده‌ايم.

 

منبع: (حكمت عبادات، صفحات ۱۳۶ ـ ۱۳۷)
—————————————————-
پی نوشت:
۱. سوره بقره، آيه ۱۸۳.
۲. سوره قمر، آيه ۵۴.
۳. سوره قمر، آيه ۵۵.
۴. وسائل‌الشيعه، ج ۱۰، ص ۴۰۳.
۵. روضة المتقين، ج ۳، ص ۲۲۶؛ وسائل‌الشيعه، ج ۱۰، ص ۴۰۰.
۶. مفاتيح الجنان، دعاى سحر.
۷. همان.
۸. سوره دهر، آيه ۹.
۹. سوره بقره، آيه ۱۱۵.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-02-31] [ 09:26:00 ق.ظ ]





  سفره ای گسترده شده...   ...

ماه مبارک رمضان فرصتی است تا همگان از ضیافت پروردگار بهره مند شوند. اگر کسی فرصت را از دست دهد، قطعا باید خودش را مقصر بداند.
خدای بزرگ در قرآن می فرماید: «مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِك؛ (اى انسان) آنچه از نيكى‏ ها به تو رسد از جانب خداست (سبب آن رحمت اوست) و آنچه از بدى‏ها به تو رسد از سوى خود توست (سبب آن گناهان توست)‏. [1] بنابر مفاد این آیه، همه خوبیها از جمله ماه مبارک رمضان از جانب خداست و اوست که سفره اش را برای همه گسترده است. اگر کسی از این سفره گستره توشه برنچیند، باید بداند که کم کاری از طرف اوست.
گفت پیغامبر که نفحتهای حق
اندرین ایام می‌آرد سبق
گوش و هش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را. [2]

نکته: کسانی که عمداً روزه نمی گیرند، حسابشان معلوم است و خود را از توفیق بزرگی محروم کرده اند. اما کسانی که روزه می گیرند، باید با قرآن خواندن، دعا خواندن و امثال آن، استفاده ای مطلوب از فیوضات این ماه داشته باشند. نکند ما روزه داران اینگونه نبوده و کمترین استفاده را از این ماه داشته باشیم.

پی نوشت:
1- نساء/79.
2- مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 09:23:00 ق.ظ ]





  تقویم تاریخ   ...

نزول انجيل بر حضرت عيسي علیه السلام

وفات «شيخ مفيد» (413 ق)

نزول انجيل بر حضرت عيسي علیه السلام
تاریخ وقوع: 3 رمضان
بنا به نقل نويسنده «وقايع الايام» نزول كتاب آسماني «انجيل» بر حضرت عیسی بن مريم علیه‌السلام در روز سوم ماه رمضان واقع گرديد،[1] ولي ابن كثير در يك روايت، نزولش را سيزدهم[2] و در روايتي ديگر در روز هيجدهم ماه رمضان دانسته است.[3]
پس از عروج حضرت عيسي علیه‌السلام به آسمان، كتاب مقدس «انجيل» دستخوش تغيير و تحول و حتي نابودي گرديد. تا اين كه نخستين كتابي كه به نام «انجيل» به قيد كتابت درآمد، «انجيل ماركيون» بود كه حدود 134 سال پس از ميلاد مسيح علیه‌السلام در آسياي صغير و يا در يونان تأليف گرديد. پس از آن كتاب‌هاي ديگري از سوي مبلغان و پيشوايان مذهبي به نام «انجيل» تأليف شد.[4]
در قرن چهارم ميلادي پس از گرايش «كنستانتيس اول» امپراتوري روم به مسيحيت، كليساي مسيحيت با تشكيل انجمني به بحث و بررسي درباره انتخاب كتب معتبر و مقدس مسيحيت پرداخت و از ميان بيش از 160 انجيل و رسائل و تواريخ مربوط به مسيحيت كه در كليساها و مجامع مذهبي قرائت مي‌شد، تنها 27 كتاب را برگزيد و آن‌ها را در مقابل تورات كه به «عهد عتيق» معروف بود، «عهد جديد» ناميدند.[5]
از ميان اين 27 كتاب، چهار كتاب در ميان مذاهب مختلف مسيحيت به عنوان انجيل برتر شناخته شد كه عبارتند از: انجيل متي، انجيل مرقس، انجيل لوقا و انجيل يوحنا. تمامي اين كتاب‌ها، ده‌ها سال پس از عروج مسيح علیه‌السلام گردآوري شدند.[6]
گفتني است كه از ميان كتاب‌هاي مقدس مسيحيان، «انجيل برنابا» كه خود «برنابا = BARNABAS» از حواريون حضرت مسيح علیه‌السلام نويسنده آن بود، مطالبش با متون تاريخي مطابقت داشت و با اخبار قرآن مجيد درباره حضرت عيسي علیه‌السلام و داستان‌هاي وي موافقت زيادي داشت ولي به عللي مورد تصويب كليساي مسيحيت قرار نگرفت و از گردونه خارج گرديد.[7]
به هر روي، آن چه به نام «انجيل» هم‌اكنون در ميان مسيحيان و غيرمسيحيان موجود است، انجيل اصلي حضرت عيسي علیه‌السلام نيست. بلكه روايات و برداشت‌هاي حواريون و يا شاگردان حواريون آن حضرت مي‌باشد.
منبع: پایگاه دانشنامه اسلامی
[1] وقايع الايام (شیخ عباس قمی)، ص 22.
[2] البدايه والنهايه (ابن كثير)، ج 3، ص 11.
[3] همان، ج 2، ص 92.
[4] اسلام و عقائد و آراء بشري (علامه يحيي نوري)، ص 452.
[5] همان، ص 445.
[6] همان، ص 448.
[7] همان، ص 453.


وفات «شيخ مفيد» (413 ق)
تاریخ وقوع: 3 رمضان
رحلت عالم كبير “شيخ مفيد” فقيه نامي و متكلم شهير مسلمان(413 ق)رحلت عالم كبير «شيخ مفيد» فقيه نامي و متكلم شهير مسلمان(413 ق)
ابوعبداللَّه، محمد بن محمد بن نُعمان معروف به شيخ مفيد، عالم نامي، از مراجع شيعه، فقيه، متكلم، متوفي و مدفون در بغداد، در يازده ذيقعده‏ ي سال 336 ق در روستايى در ده فرسنگي شمالِ بغداد به دنيا آمد. وي در آن جا رشد و نمو كرد و تحصيلات مقدماتي را در زادگاه خود فرا گرفت؛ سپس براي تكميل معلومات خود به بغداد رفت. شيخ مفيد در مكتب ابن قولِوِيه و شيخ صدوق و ابوغالب رازي و ابن جنيد كسب علم نمود و به درجه ‏ي اجتهاد رسيد. از جمله شاگردان وي، سيدرضي و سيدمرتضي، شيخ طوسي، ابوالفتح كَراجَكي و نجاشي بوده ‏اند. در آن زمان بغداد مركز علوم اسلامي بود و در فقهِ مذاهب اربعه، مكتب شيخ مفيد رونق داشت. شيخ مفيد در جهت تقويت تشيع زحمت بسيار كشيد. او از پايه گذاران علم كلام و اصول فقه استدلالي و منطقي به شمار مي‏رود. تلاش علمي اين عالم رباني تا آن اندازه وسيع و گسترده بود كه دانشمندان اهل‏ تسنن به او لقب مفيد دادند. آثار وي عبارتند از: الارشاد، الاختِصاص، امامَت اميرالمؤمنين و كشفُ السَّرائر و كتب ديگر. در احوال او نوشته ‏اند كه شب‏ها مختصر مي‏خوابيد، باقي را به نماز يا مطالعه يا تدريس و يا تلاوت قرآن مجيد مي‏گذراند. شيخ مفيد از جمله كساني است كه توقيعات و نامه‏ هاي مختلفي از ناحيه ‏ي مقدسه‏ ي صاحب الامر(علیه السلام) با عباراتي چون: السلام عليك ايها الوَليُّ المَولي المخلصُ في الدين، المخلص فينا… به او ارسال مي‏شد. او را در پايين پاي امام هفتم (علیه السلام) دركنار استادش ابن قولِوِيه به خاك سپردند.
منبع

شیخ مفید
فتوای «شیخ مفید» را امام زمان (عج) اصلاح کرد

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



[شنبه 1397-02-29] [ 10:01:00 ق.ظ ]





  سخن روز   ...

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 09:58:00 ق.ظ ]





  سفره رمضان   ...

رمضان حکم مسافری دارد که به سمت شما می آید اگر به طایفه ای بگویند مسافر حج شما می اید اهل طایفه چند دسته اند: گروهی به فرودگاه میروند و گروهی سر خیابان منتظر می ایستند و گروهی میگویند میگذاریم حاجی که آمد دم در منزل او را زیارت میکنیم….
خطبه شعبانیه در قالب مثال، رسول اکرم فرمودند: ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهرالله بالبرکة و الرحمة و المغفره

ایها الناس:

این سفره مختص مؤمنین نیست همه انسانها سر این سفره دعوت می شوند لذا ایها الناس می فرماید. کسی که از حج بر میگردد سفره اطعام عمومی می‌دهد. همه اهل محل می‌آیند فقط مختص خانوادگی او نیست و کسی را از ورود منع نمی کنند اگر چه فقط مؤمنین وقتی بر سر سفره رمضان می نشینند از نعمات آن تناول می‌کنند و بقیه انسانها با عین حالی که گرسنه‌اند فقط تماشاگر این سفره‌اند و آخر رمضان نیز گرسنه برمی‌خیزند.

قد اقبل الیکم:

 رمضان حکم مسافری دارد که به سمت شما می‌آید اگر به طایفه‌ای بگویند مسافر حج شما می اید اهل طایفه چند دسته اند:

گروهی به فرودگاه می‌روند و گروهی سر خیابان منتظر می ایستند و گروهی می‌گویند می‌گذاریم حاجی که آمد دم در منزل او را زیارت میکنیم. به طایفه مسلمانان میگویند حاجی شما (ماه مبارک رمضان) می آید.

مردم چند دسته می شوند گروهی به فرودگاه رجب به استقبال رفتند گروهی سر خیابان شعبان به استقبال میروند و گروهی دم در منزل ماه مبارک رمضان می ایستند دو سه روز مانده به ماه مبارک رمضان روزه را آغاز میکنند و گروهی می گذارند تا این میهمان که آمد و مستقر شد روزه را آغاز کنند.

شهر الله:

یکسری وسائلی را پدر خانواده خریداری میکند که بخشی از آن وسائل شخصی خود اوست . لذا  کودک وقتی وسائل عمومی را دست میزند مادر زیاد معترض نمیشود اما وقتی کودک به سراغ وسائل شخصی پدر رفت مادر فریاد میزند که به وسائل بابا دست نزن. سئوال: همه وسائل مربوط به بابا بود چرا برای بقیه فریاد نزد؟ جواب: چون در این وسائل خصوصیتی است که در بقیه نیست اینها وسائل شخصی پدر است.

همه ماه‌ها مربوط به خداست اما خداوند متعال ماه مبارک رمضان را ماه خود خوانده، چرا؟ چون در این ماه خصوصیاتی است که در ماههای دیگر نیست لذا میفرماید شهرالله.

بالبرکه والرحمه و المغفره:

حاجی وقتی از سفر تشرف حج به منزل می آید همه منتظرند که چمدان را بگشاید و سوغاتی ها را تقسیم کند اما همه خجالت میکشند حرفی از سوغاتی بزنند یکی از بچه ها میگوید بابا خوب چه خبر؟ بابای بیچاره شروع میکند از طواف و شلوغی و مراسم و معنویات سخن گفتن. غافل از اینکه فرزندانش به دنبال سوغاتی اند یکی از بچه ها با زیرکی میگوید بابا اجناس آنجا گرانتر بود یا ارزانتر؟ پدر می گوید خیلی فرقی نمیکرد راستی آن چمدان را بیاورید اینجا است که همه بچه ها به سمت چمدانها حمله ور شده و آنها رامی آورند پدر چمدانها را باز میکند برای هر کسی به فراخور حال و سن وسال و جنسیتش سوغاتی آورده. پارچه ها، پیراهن ها، لباسها، اسباب بازی ها

حاجی رمضان هم وقتی آمد چمدان هدایا و عطایا را باز میکند.

بالبرکه و الرحمه و المغفره

آنها که به دنبال برکت  و چند برابر شدن اعمال اند یک آیه ثواب یک ختم قران.

 آنها که به دنبال رحمت خدایند ماه رحمت است نظر لطف میزبان بر بندگان.

 آنها که به دنبال بخشش گناهان اند در این ماه خدا هدیه آنان را امان نامه از آتش دوزخ قرار داده است.

شهر هو عندالله افضل الشهور

هر کسی برای خودش یک انتخاب دارد در میان رنگها رنگی، در میان شهرها شهری، در میان وسائل زندگی هر کس جنسی را میخرد و می پسندد. در میان خودروها هر کس طالب وسیله ای است خلاصه بشر در روی زمین برای خود انتخابهایی را دارد. خداوند متعال اگر چه خالق همه عوالم هستی است اما برای خود انتخاب هایی دارد.

در عوالم بالا: اول عرش هو رب العرش العظیم / هو رب العرش الکریم

در آسمان ها: آسمان چهارم که محل طواف و عبادت فرشتگان قرار داد

در زمین: مکه، کربلا، حرم های اهل بیت، مساجد و ….

در میان ماه ها: ماه مبارک رمضان شهر هو عند الله افضل الشهور

در میان شب ها: شبهای قدر لیلة القدر خیر من الف شهر

در میان اوقات: وقت سحر و بالاسحار هم یستغفرون

در میان ادیان: اسلام ان الدین عند الله الاسلام

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-02-27] [ 08:58:00 ق.ظ ]





  به غربت دلم خوش آمدی رمضان مهربان   ...


باز آمدی به بزم باده نوشان شکیبا که دلارام عاشقان شوی.
باز آمدی که دل بری و جان بیاوری و نسیم صبح صفا در گیسوی مهرخان بیفکنی.
چه مهربان یار و چه نیکو انیس و چه زیبا ندیم منی ای اهل غمزه و اغماض، ای ماه بی مثال!
ندیم بدی بودم و ندیده انگاشتی و باز به سراغم آمدی!
دوباره مرا به میهمانی ملکوت می خوانی و شرم، زبان اجابتم بسته است و بغض حسرت از گذشته ی خویش، راه رهایی از نای بی نوایی ام می کاود.
جفا کردم، از تو وفا دیدم.
دیده به رویت بستم و ابواب عفو به رویم گشودی و عاشقانه سفیر رحمت دلدارمان شدی.
اشک انابه و لهیب دل و التهاب نگاهم ببین و ببخشای و سلام صمیم مرا دوباره پذیر و نامه ی ضیافت از من دریغ مدار!
تو رسول نگار و عشوه ی عرش و کرشمه ی احسان حبیب من و بشارت عنایت اویی.
ای ماه دلارای صائمان، رمضان!
به سراچه ی قلب غریبم خوش آمدی!
مهجوری من از راه فائزین قدر، حرمان هماره من است و دلجویی تو می جویم.
سحرت را دوست می دارم و هلالت بسان ابروی یار است و شبانگاهت عطر نیایش مولادارد.
عطش تو عاشورایی است و صیام، میثاق ما با قیام یاران نینواست.
غروب تو، طلوع فرحت ایمانیان است و خرسندی دوست؛ و طلوعت غروب رذیلت و ریمنی در آفاق انفاس روزه دار.
رمضان، ای موسم غفران و غوغای عفو!
اشک انابه و لهیب دل و التهاب نگاهم ببین و ببخشای و سلام صمیم مرا دوباره پذیر و نامه ی ضیافت از من دریغ مدار!
تو ضیافت جمع علی جویان و محفل انس عاشقان مولایی!
عطشناکی ما در رۆیت هلال تو، عطش دیدار امیر عدل و عاطفه، علی علیه السلام است.
نکهت ولایت از لحظه های آسمانی تو می خیزد و جان را به جنان والیان می خوانی.
عجبا از این ضیافت عظما و محفل زیبا و نشور بی همتا!
اینک آیا بانگ چاووش رحمت را می شنوی؟
مباد از کاروان نیایشگران و نمازگزاران و سخا صفتان جدا افتی و ندیم حرمان و حسرت شوی.
در ماه مهرورزان و در ساحل زیبای ایمانیان، آماده ی آن شو که تن به دریای ناپیدا کرانه ی قدر بسپاری و هم پای طاهران در وادی فطر پا گذاری و آنگاه به مدینة الایثار عاشورا رسی.
پروردگارا!
صیام و افطار و سحر و نیایش و نماز و قنوت و سجود و رکوع مان، بهانه ی تماشای یک نگاه ناز توست؛ دریغ مان مدار. تشنه ی آب و گرسنه ی طعام نیستیم.
ما تشنه دیدار توییم ای نور زمین و سماوات!
سیه روییم و در سپیدی بحر عنایت خویش، غسیل مان کن و با دلی پاکیزه بر خوان ضیافت رمضان، اذن جلوس مان ده.
شکرا که انتظاری تلخ به سرآمد و وصل شیرین یار، حاصل شد.
اینک سپیده، غالیه دان عطر نیایش می شود.
عطش رمضان، تذکار عطش عاشوراست.
در ماه قربت و غفران، حجاب های ظلمت و نور، زدوده شده، جمال بی مثال نگار در رواق دیدگان دلدادگان، هویدا خواهد شد. بیایید حضورمان در میهمانی خدا را باور کنیم، غبار خود از خود بروبیم و در جریده ی رمضان ثبت نام کنیم لب های خشک روزه داران، حسین علیه السلام را زمزمه می کنند.
تلظی کام تشنگان، شوق وصال دریای ایثار اباالفضل علیه السلام در ساحل ارادت است.
رمضان، مقدمه ی محرم است.
قدر، دروازه ی شهر نینواست.
صیام، طلیعه ی قیام است و صائمین، طلایه داران سپاه قائم آل یاسین ارواحنا له الفداء
در بهار وصل سالکانیم و توفیق حضوری دوباره در حلقه ی صالحان و دلدادگان دلارام یافته ایم و این شایان شکر در آستان خالق است.
دل هایمان را فرش راه یار می کنیم و با سوز عاشقانه و ترنم واژه های زلال وحی، قدوم بهار یاران و فصل وصل بهاری دلان را خوشامد می گوییم.
در ماه قربت و غفران، حجاب های ظلمت و نور، زدوده شده، جمال بی مثال نگار در رواق دیدگان دلدادگان، هویدا خواهد شد. بیایید حضورمان در میهمانی خدا را باور کنیم، غبار خود از خود بروبیم و در جریده ی رمضان ثبت نام کنیم.
یاران رمضان و یاوران عاشورا!
گوارایتان باد خوشگواری ضیافت نور.
ای میهمانان ملکوت! التماس دعا.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی منتظر

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-02-26] [ 09:32:00 ق.ظ ]





  سلام بر هلال رمضان کریم   ...

 

فرارسیدن ماه روشنی قلوب و تزکیه نفوس، ماه مهمانی قلب های گِلی و  ماه آزمون بندگی مبارک و فرخنده باد

بر کویر خشک و تافته، باران رحمت می بارد                                                         

وقطره ها ،

 در کام دانه ای،

 بوته ی خشکی

و درخت سوخته‌ای

و جان عطشناک مزرعه‌ای،  فرو می‌افتند و رویش و خرمی و باغ و گل سرخ را نوید می‌دهند.

 چه جهل زشتی است در این ماه کریم بودن، در شب قدر بودن و در زیر این باران ماندن و قطره‌ای از آن برپوست تن و پیشانی و لب وچشم خویش حس نکردن!

 و همچنان خشک و غبار آلود زیستن و مردن!

 

 

سلام بر رمضان

سلام بر شب های قدر

سلام، سلام،سلام،… تا آن لحظه که خورشید قلب این سنگستان را بناگاه بشکافد،

 گل سرخ فلق برلب‌های فسرده این افق بشکفد

و نهر آفتاب بر زمین تیره ما … و بر ضمیر تباه ما نیز جاری گردد.

تا صبح بر این شب سلام!

 

برای درک معنای واقعی ساعات عُمر در این شبها و روزهای ماه مبارک، به معنای لغوی آن  می اندیشیم تا از ورای ظاهر آن پی به معنای واقعی آن بریم و بدانیم راز مسیر دشوار و آزمون گونه این ماه را  که خداوند در آیه 179 سوره بقره آن را  بر بندگانش تکلیف نموده است:

یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون.

رمضان  در لغت‏ به معنای گـــرمـــا و شــدت تابــش خورشــید است.

البته به زعم برخی رمضان به معنی سنگ گرم است که از سنگ گرم، پای روندگان می‏سوزد و شاید ماخوذ از «رمض‏» باشد که به معنی سوختن است و ماه رمضان موجب سوختگی و تکلیف نفس است.

آری این ماه کریم یک فرصت است، فرصت تمرین برای رهایی و آزادی از بند خواهش ها و دستورات نفس اماره:

باز آی باز آی هر آنچه هستی باز آی                                              گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی

این درگه ما درگه نومیدی نیست                                                       صد بار اگر توبه شکستی باز آی

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 09:29:00 ق.ظ ]





  پای درد دل مسجد محله   ...

از زبان مسجد
من همسايه شما هستم، در همين كوچه و محلّه و در همين نزديكيها زندگي مي كنم.
من «مسجد» هستم؛ خانۀ خدا، عبادتگاه مسلمين. با شما درد دلهايي دارم كه دوست دارم كمي حوصله كنيد و درد دلهاي اين همسايه را بشنويد.
با اينكه من روزي چند نوبت درِ خويش را به روي شما باز مي كنم و چند ساعت به انتظار شما مي مانم؛ ولي بعضي از شماها سراغ من نمي آييد و با من اُنس نمي گيريد. مثل اينكه با من قهريد. مگر از من چه بدي ديده ايد؟ چرا اين همه بي وفايي؟! چه خاطرة بدي از من داريد؟ من كه هميشه دل شما را روشن و قلبتان را با صفا كرده ام. من كه هميشه به شما آرامش روحي داده ام. شايد برخورد خادم مسجد يا حرفهاي مردم يا برخورد بعضي مسجديها شما را ناراحت كرده باشد؛ ولي چرا از من و صاحب من ـ كه خداست ـ قهريد؟
مي گوييد: برنامه هايم جذّاب و آموزنده نيست؟ باشد، بياييد كمك كنيد، طرح و پيشنهاد بدهيد، با پيشنماز و متولّيان مسجد صحبت كنيد، خودتان هم وقت بگذاريد و مرا فعّال تر، جذّاب تر و با برنامه تر كنيد! اگر قبول داريد كه من پايگاهي براي تقويت ايمان، اخلاق و دينداري مردم هستم، اين پايگاه را تقويت كنيد؛ چرا فاصله مي گيريد؟
من هر لحظه براي آشتي و دوستي با شما حاضرم، دست محبّت شما را مي فشارم، پايتان را مي بوسم. كمك كنيد، انضباط و نظم داخلي مرا بيش تر نماييد! مرا از تزيينات اضافي و غير لازم پاك كنيد و در عوض، خوشبو، معطّر، تميز و با صفايم كنيد! گرد و غبار از چهره ام بزداييد، روشنايي مرا بيش تر كنيد، به سقفي كه چكّه مي كند، به ديواري كه درحال ريزش است، به در و پنجره هاي زنگ زده، به دستشوييها، جاكفشيها، حياط، حوض و وضوخانه ام رسيدگي كنيد، و آنچه را كه ماية بي رغبتي مردم به حضور در من می شود، از بین ببرید تا من همچون خودتان تميزتر، بهداشتي تر و با صفاتر باشم، تا شوق آمدن از خانه، مغازه، مدرسه و پارك به سوي من بيش تر شود، و من آبادتر بشوم.
من گله ها و درد دلهايم را با شما كه همساية منيد در ميان گذاشته ام:
خدا فرموده است كه مرا آباد بسازيد! آية «إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسى أُولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدينَ» 1 را بر پيشاني من مي نويسيد؛ ولي از غصّه هاي من خبر نداريد. فكر مي كنيد آبادي من به چيست؟ به گلدسته هاي بلند و كاشيكاريهاي گرانبها؟ به چلچراغهاي ميليوني؟ به قاليهاي نفيس و درهاي منبّت كاري شده و پرده ها و مرمرها و گچ بريهاي هنري؟ نه به خدا قسم! آبادي من به حضور شماست، به برگزاري پرشكوه نمازهاي جماعت، معنويّت و نيايش، تشكيل جلسات درس و وعظ و ذكر، تبديل شدن من به پايگاهي براي گسترش ايمان و آگاهي و تقويت دين و بسيج مردم و كمك به مسلمين و سنگري براي دفاع از اسلام و ميهن، به همبستگي دلها و الفت جانهاي نمازگزاران و مسجديان و انجام امور خيريّه و مشاكرت در كارهاي عامّ المنفعه و مركزي براي تربيت و ارشاد.
شما ظاهرم را جلا داديد و رنگ كرديد؛ امّا باطنم را تاريك ساختيد. وقتي روشن كردن يك چراغ در مسجد ثواب دارد، روشن كردن يك فكر و دل با نور هدايت ثوابش بيش تر نيست؟ چرا به جاي ساختن مسجد، «مسجدي» نمي سازيد؟ شما مصلّا ساختيد، نه مصلّي. نمازخانه ها زياد شده است، نه نماز خوانها! متأسّفانه در بعضي جاها مرا فقط با صداي «الرحمن» و مجلس فاتحه مي شناسند. در من اين همه «مجلس ترحيم» براي مرده ها گرفتيد؛ ولي چند بار شد كه «مجلس ترحّم» براي زندگان بگيريد؟ اين همه براي اموات قرآن خوانديد، كمي هم براي زنده ها بخوانيد!
هنگام برگزاري مجالس ختم، چهره هايي را ديده ام كه در طول سال پايشان به هيچ مسجدي نمي رسد. بعضيها فقط به خاطر شيريني، شربت، شام و خرما نزد ما مساجد مي آيند و بعضي روز عاشورا و شب اربعين براي پلوخوري.
از شما دوستان مسجدي نيز گله دارم؛ چرا تنها به مسجد مي آييد؟ چرا دوستان و فرزندانتان را با خودتان نمي آوريد؟ چرا شوق مسجد را در دل ديگران ايجاد نمي كنيد؟ چرا ثواب نماز و لذّت عبادت و تلاوت و حتّي حضور در مسجد را براي مردم نمي گوييد؟ چرا به مسجد مي آييد و فيض مي بريد؛ ولي از خود من دلجويي و احوالپرسي نمي كنيد؟ آخر من نيز دل دارم! من هم مشكلات و نيازهايي دارم. تفقّد، رسيدگي، عيدي و خرجي مي خواهم. دوست دارم گاهي دلم شاد و روشن شود. پرده ها، فرشها، ديوارها، شيشه ها و چراغهايم تميز و تازه شودند. چرا به پرده هاي كثيف و شيشه هاي دود و غبار گرفته و لامپهاي سوخته و زير پله هاي پر از آشغال و انباري پر از خرت و پرت من نگاه نمي كنيد؟!
چرا بلندگو و سيستم صوتي مرا مرتّب نمي سازيد و مردم را از شرّ سوت و خش خش آن نجات نمي دهيد؟
چرا مهرهاي شكسته و سياه شدة مرا عوض نمي كنيد؟ چرا قفسه هاي قرآن و كتابهاي دعا را مرتّب نمي سازيد؟ چرا دير مي آييد و زود و با عجله مي رويد؟ مگر مستحب نيست كه انسان زود به مسجد و ديرتر بيرون آيد؟ چرا «حَيَّ عَلَي الصَّلَاۀِ» را جدّي نمي گيريد و هميشه به نماز دوّم مي رسيد؟
دوست دارم وقتي به مسجد مي آييد ـ همانطور كه دستور ديني است ـ لباسهاي تميز بپوشيد، عطر بزنيد، براي آمدن شتاب كنيد، وقار داشته باشيد، با وضو وارد شويد، دعا بخوانيد، ذكر بگوييد، آلودگيهاي مرا در اسرع وقت از بين ببريد، مرا جارو كنيد، باكفشهايتان مرا خاكي و كثيف نكنيد، در دل من چراغ روشن كنيد، در صحن مسجد آب دهان نيندازيد، اگر دهانتان بوي سير و پياز مي دهد، در جمع مسجديان حاضر نشويد، مرا محلّ گذر و راه عبور و مرور قرار ندهيد، در من به سخن از دنيا، داد و ستد يا سر و صدا نپردازيد.
بعضيها احترام مرا حفظ نمي كنند. كارهايي كه در شأن من نيست، انجام مي دهند. با كف و سوت و هوار و خنده‌هاي بلند، دل مرا مي رنجانند. با هياهو، مجادله ها و منازعه ها آرامش مرا مي گيرند. با كفش وارد مسجد مي شوند. جُنُب و ناپاك به مسجد مي آيند. كفشها را كنار جانماز و روي فرش مي گذارند. فرش و ديوار و زمين مرا آلوده مي كنند. آشغال، پوست تخمه و هستة خرما مي ريزند. كسبة محل، حياط مرا پاركينگ موتورهايشان مي كنند. در فضاي من غيبت مي كنند و حرفهاي لغو مي زنند. مرا به محل بازي، ورزش يا خواب تبديل مي كنند. در من حرف از دنيا مي زنند و دلّالي مي كنند. گويا مرا با باشگاه، قهوه خانه، سينما، بنگاه، و يا فرهنگسرا عوضي گرفته اند. آخر من هم براي خودم قداست و حرمتي دارم! اين بي حرمتيها حرام نيست؟ چرا بعضيها پروا نمي‌كنند؟ بعضيها وقتي به مسجد مي آيند، فقط حرف مي زنند و غيبت و همهمه مي كنند و مزاحم ذكر و عبادت و نماز و گوش دادن ديگران مي‌شوند.
اين گِله‌ها را با شما نگويم، با كه بگويم؟ وقتي مجلس ترحيم مي‌گيريد، صداي بلندگويتان ـ گاهي ـ‌ سبب رنجش همسايه‌ها مي‌شود و آن وقت از من بدشان مي‌آيد. چرا بايد كسي كه مي‌خواهد خانه بخرد، دقت مي‌كند كه همساية مسجد و مدرسه نباشد؟ مگر مسجد جاي هدايت، معرفت و حق نيست؟ نكند زماني فرا رسيده است كه حضرت علي علیه السلام فرمود: «روزي خواهد آمد كه مساجد از جهت ساختماني آباد است؛ ولي از جهت هدايت، خراب!» 2


دوست دارم پيشنماز مسجد،‌ با اخلاق و سخنانش،‌ محور جاذبه باشد و جوانان براي يادگرفتن و فيض معنوي بيش تر به مسجد آيند و از رفتار و علوم او بهره گيرند و او را محرم رازها و دوست خودشان بشناسند.
دوست دارم همهمه و سر و صدا موقع نماز جماعت، حال مردم را نگيرد، بوي بد جورابها و عرق بدنها مردم را از من فراري ندهد. اذان و تكبير با صداي خوش، دلها را مشتاق من مي‌كند، مؤذّن و مكبّر و خادم خوبي براي من انتخاب كنيد. از خادم مسجد بخواهيد كمي با مردم، به خصوص نوجوانان و جوانان خوش اخلاق‌تر برخورد كند، تا پاي آنها از مسجد بريده نشود. من دوست دارم در جلسات و نمازها، چهره‌هاي جوانان را بيش تر ببينم. كودكان را از مسجد بيرون نكنيد؛ بلكه يادشان بدهيد كه آداب، آرامش و نظافت را مراعات كنند، تا آنها نيز «مسجدي» شوند. دوست دارم وقتي صداي اذان مي‌آيد، همسايه‌ها، كسبه و مغازه‌ داران براي نماز جماعت به مسجدها هجوم آورند، نه آنكه نماز جماعت كنار آنها برپا شود؛ امّا آنان يا مشغول چانه‌زدن با مشتري باشند، يا قدم زدن در خيابان، يا تماشاي تلويزيون و يا سرگزم حرف و حديث با يكديگر.
آيا اين توقّعها چيزهاي بدي است كه من ا ز شما دارم؟ شما كه امّت پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله هستيد، شما كه مي‌توانيد اوقات مسجد را به دعا، قرآن و نماز بگذرانيد، چرا به غيبت، حرف دنيا و لغويّات مي‌پردازيد؟
من انتظار دارم حق مرا ضايع نكنيد، حرمتم را نشكنيد، مرا از معنويّت و ياد خدا خالي نكنيد، نقشِ محوري من در زندگي خودتان را از ياد نبريد، مركزيّت مرا حفظ كنيد. مرا كانون اصلاح اخلاق سازيد. شما مسجديان الگوي ديگران باشيد. مسجد را محلّي براي رشد و ايمان كنيد. چرا بايد بعضي از ترس اينكه كفشهايشان را ببرند، به مسجد نيايند؟ چرا بايد بعضي براي پرهيز از خاكي شدن شلوراشان از مسجد گريزان باشند؟ چرا بايد وقتي بعضي مساجد چنان در گوشه‌هاي پرت و دور از رفت و آمد باشند كه دنبال مسجد مي‌گردند، آن را نيابند؛ نه تابلويي، نه چراغي، نه علامتي؟ چرا وقتي مرا مي‌سازيد، به فكر نيازهاي آيندة من نيستيد و آنها را پيش‌بيني نمي‌كنيد؟
آيا اين توقّعات و انتظارات من، حق نيست؟ پس با من بيش تر همكاري كنيد. من همدم شمايم، شما نيز با من همدمي و همراهي كنيد. مسجد، خانة خداست. خانة خدا را با «معرفت»، «تقوا»، «عمل صالح» و «ياد خدا» آباد كنيد! گِله‌ها و درد دلهاي مرا هم به دل نگيريد. من خير و صلاح خودتان را مي‌خواهم.

در آستانه ماه مبارک رمضان، به داد مساجد برسیم…
پی نوشت:

1) توبه / 18.
2) «يَأتِي عَلَي النَّاسِ زَمَانٌ… مَسَاجِدَهُم يَومَئِذٍ عامِرَةٌ مِنَ البَنَاءِ خَرَابٌ مِنَ‌ الْهُدي.» نهج البلاغه، فيض الاسلام، حكمت 361.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره155.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-02-25] [ 09:48:00 ق.ظ ]





  روزه اخرشعبان   ...

و ما از خود نگذشتیم …  خدایا تو از گناهان ما بگذر”

ماه رجب  و شعبان هم از دستمون رفت و نزدیک به ماه خدا ، ماه مبارک رمضان می‌شویم .

خوش به حال آنانی که توانستند از این دو ماه استفاده‌ی لازم را کرده و توشه‌ای برای ماه رمضان بر چینند .یکی از اعمال شریف و بسیار ارزشمندی که برای ماه شعبان ذکر شده ،مخصوص سه روز آخر این ماه می‌باشد .

بله ! درست متوجه شده‌اید .روزه‌ی سه روز آخر ماه شعبان و اتصال آن به ماه شریف رمضان .

این سه روز آخر شعبان می‌تواند فرصت خوبی باشد چه برای آنانی که ار قافله عقب مانده‌اند و در طول دو ماه پیشواز برای ماه رمضان  کاری نکرده اند ، و چه برای آنانی که در طول این دو ماه در تکاپوی جمع آوری توشه برای رمضان بوده‌اند باشد، فرصت و توفیقی مجدد باشد .

 

روزه شعبان در کلام بزرگان

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «من صام ثلاثه ایام من شعبان وجبت له الجنه و کان رسول الله صلی الله علیه و آله شفیعه یوم القیامه » هر که سه روز از ماه شعبان را روزه بدارد، بهشت برای او واجب گردد و رسول خدا در روز قیامت شفیعش خواهد بود.

در ماه شعبان امام زین‌العابدین علیه‌السلام اصحاب خود را جمع می‌کرد و می‌فرمود: «معاشر اصحابی اتدرون ای شهر هذا؟ هذا شهرشعبان و کان رسول الله(صلی الله علیه وآله) یقول: شعبان شهری. الا فصوموا فیه محبه لنبیکم و تقربا الی ربکم، فوالذی نفس علی بن الحسین بیده، سمعت ابی الحسین یقول: سمعت امیرالمومنین(علیه‌السلام) یقول: من صام شعبان محبه لنبی الله و تقربا الی الله عزوجل، احبه الله عزوجل و قربه من کرامته یوم القیامه و اوجب له الجنه ».

یاران من! می‌دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است که رسول خدا(صلی الله علیه و آ له) می‌فرمود: شعبان ماه من است، پس در آن روزه بگیرید به خاطر محبت و دوستی پیامبرتان و برای تقرب به پروردگارتان،به همان خدایی که جان علی بن الحسین در دست اوست از پدرم حسین بن علی(علیه‌السلام) شنیدم که امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمود: هر که به خاطر محبت پیامبر و برای تقرب به خدای عزوجل ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را دوست خواهد داشت و به کرامتش در روز رستاخیز نزدیک خواهد کرد و بهشت را بر او واجب خواهد گردانید.

شعبان و رمضان در کلام رسول خدا(صلی الله علیه وآله)

رسول خدا(صلی الله علیه و آ له) در روایت مفصلی درباره این ماه شعبان و رمضان می‌فرماید:

شعبان ماه من است و رمضان ماه خدای عزوجل. پس هر که ماه مرا روزه بدارد، در روز قیامت شفیعش خواهم بود و هر که ماه خدا را روزه بدارد خداوند در قبرش وحشتش را از بین می‌برد و او رامانوس می‌سازد و تنهائیش را می‌زداید و هرگاه از قبرش خارج شود با روی سفید و در حالی باشد که در دست راستش کتابش را گرفته و جاودانگی را در دست چپش و می‌آید تا در برابر خدای عزوجل قرار گیرد پس خداوند به او می‌فرماید: بنده‌ام! پاسخ می‌دهد: لبیک یا مولای من! خداوند می‌فرماید: به خاطر من روزه گرفتی؟

عرض می‌کند: آری مولای من، پس خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:

(ای فرشتگانم) دست بنده‌ام را بگیرید و او را نزد پیامبرم بیاورید. پس او را به حضور رسول خدا می‌رسانند. پس من به او می‌گویم: ماه مرا روزه گرفتی؟ (شاید مقصود جزئی از ماه شعبان باشد نه همه‌اش) می‌گوید: آری! پس من به او می‌گویم: من امروز شفاعتت می‌کنم.

سپس خدای عزوجل می‌فرماید: اما من از حقوق خودم به خاطر بنده‌ام گذشتم و اما حقوق دیگر بندگانم که بر گردن او هست، هر که از او بگذرد و عفوش کند، من آنقدر تعویضش می‌کنم تا راضی گردد.

رسول خدا(صلی الله علیه و آ له) فرمود:

پس من دست او رامی گیرم تا اینکه او را به صراط می‌رسانم، پس آن را صاف و لغزنده می‌یابم که گام‌های خطاکاران بر آن ثابت نشود و بلغزد،پس من دست او را می‌گیرم، فرشته موکل به صراط می‌گوید: ای رسول خدا، این کیست؟ می‌گویم: این فلان است (اسمش را می‌آورم) او در ماه من (شعبان) به خاطر دریافت شفاعتم، روزه گرفته و ماه خدا(رمضان) را به خاطر وعده الهی روزه گرفته، پس در بهشت را برای او می‌گشایم و رضوان (فرشته بهشت) می‌گوید که در آن روز به ما امر می‌شود که در بهشت را بر امتت بگشاییم.

 

شفاعت در برابر روزه در ماه شعبان

سپس امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: ماه رسول خدا را روزه بدارید تا در روز رستاخیز شفیعتان باشد و ماه خدا را روزه بگیرید تا ازرحیق مختوم (شراب گوارای بهشتی) بیاشامید و هر که ماه شعبان را به ماه رمضان بپیوندد، برای او پاداش دو ماه پی در پی نوشته شود.

به هر حال این فرصت را باید غنیمت شمرد و گرچه تاکنون از این ماه‌های پر فضیلت استفاده نشده در این آخرین روزهای ماه شعبان،بسیار بهره باید برد و با دعا و قرآن و نیایش و مناجات شعبانیه روزها و شب‌ها را گذراند و از هر لحظه و دقیقه‌ای برای توشه گیری روز رستاخیز استفاده شایان برد. ضمن اینکه باید خدای را بسیار شکر و سپاس گوییم که ما را تا فرا رسیدن این ماه‌های مبارک زنده نگه داشته و صحت و سلامتی داده است، هرگز نباید این ساعت‌ها و روز و شب‌های با ارزش به بطالت و بی کاری و سستی و کاهلی بگذرد. در طول سال جز چند روزی بیش نیست که از روزها و ماه‌های دیگر امتیاز و خصوصیت بسزایی دارند، به ویژه آخرین روزهای ماه شعبان و تمام روزها و شب‌های ماه مبارک رمضان.

جمعه آخر ماه شعبان را از دست ندهید !

ابوالصلت هروی گوید: در آخرین جمعه از ماه شعبان خدمت امام هشتم علیه‌السلام مشرف شدم. حضرت فرمود:

ای اباالصلت! ماه شعبان بیشترش گذشت و اینک جمعه آخرش فرارسیده پس تلافی کن در این چند روز آخر، آنچه از تقصیرهایت در این ماه گذشته است و رو آور به آنچه برای تو سودمند است و بسیار دعا کن و از خدا طلب آمرزش گناهانت نما و قرآن را بسیار تلاوت کن و از گناهانت توبه کن تا چون ماه مبارک رمضان فرا رسد خود را برای خدا خالص و آماده گردانیده باشی و امانت کسی را در گردن خود نگذار جز آنکه آن را ادا کنی و کینه مؤمنی را در دل قرار نده جز آنکه بیرونش کنی و تقوای الهی داشته باش و بر او در پنهان و آشکار توکل کن زیرا هر که بر خدا توکل کند، خدا او را بس است و در بقیه این ماه بسیار خدا را بخوان. و اما در فضیلت ماه رمضان آنقدر روایت از معصومین(علیه‌السلام) رسیده است که کتاب‌ها برای نوشتن لازم است، همین بس که در این ماه خدا، درهای بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود و پاداش کارهای خیر مضاعف و دو برابر می‌گردد; پس باید بسیار تلاش کرد که خدای نخواسته درهای جهنم بر رویمان باز نشود. ضمناً بدین مناسبت خطبه رسول اکرم در آخر ماه شعبان را حتماً مطالعه کنید . (این خطبه شریفه در بسیاری از کتاب‌ها و همچنین مفاتیح نقل شده است)

 

ثواب روزه سه روز ماه شعبان

السنن الکبری عن أنس: قیلَ: یا رَسولَ الله‌ِ، أیُ الصَّومِ أفضَلُ؟ قالَ: «صَومُ شَعبانَ تَعظیما لِرَمَضانَ»( السنن الکبری: 4/503/8517، شُعب الإیمان: 3/377/3819، کنز العمّال: 8/591/24292؛ ثواب الأعمال: 86/14، بحار الأنوار: 97/77/35 .)؛ السنن الکبری ـ به نقل از انس ـ به پیامبر خدا گفتند: کدام روزه برتر است؟ فرمود: «روزه شعبان در بزرگداشتِ رمضان.»

الإمام الصادق علیه‌السلام: « مَن صامَ ثَلاثَةَ أیّامٍ مِن آخِرِ شَعبانَ و وَصَلَها بِشَهرِ رَمَضانَ، کَتَبَ الله‌ُ لَهُ صَومَ شَهرَینِ مُتَتابِعَینِ» (کتاب من لا یحضره الفقیه: 2/94/1829، الخصال: 582/6، فضائل الأشهر الثلاثة: 53/31، الأمالی للصدوق: 768/1038، الإقبال: 1/43، بحار الأنوار: 97/72 . )

امام صادق علیه‌السلام: هر کس سه روزِ آخر شعبان را روزه بدارد و آن‌ها را به ماه رمضان متّصل کند، خداوند برای او پاداش روزه دو ماه پیاپی را می‌نویسد.

منابع :

سایت حوزه

سایت پرسش‌های دینی

کتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 186، با تصرف

پایگاه اطلاع رسانی تبیان

 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-02-23] [ 10:01:00 ق.ظ ]





  چگونه اخلاص پدر، فرزندش را علامه کرد؟!   ...

  برای استجابت دعا شرایط بسیاری نقل‌شده، همچنین زمان‌ها و مکان‌های مختلفی ذکرشده که دعا در آن رد نخواهد شد اما شاید همه این موارد درگرو خلوص نیت دعا کننده باشد و یا به تعبیر عرفی دل انسان که شکست دعا مستجاب می‌شود.
 
 

* آیه

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ/ مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم      غافر/ 60

* آینه

حکایت؛ علاوه بر فضل و علم و ادب علامه محمدتقی مجلسی اول، مهم‌ترین تلاش وی در دوران حیات تربیت دانشمندی عالم و فاضل به نام محمدباقر مجلسی بود. محدث نوری در کتاب فیض قدسی درباره مقام علامه مجلسی می‌گوید که وی یگانه دوران و نادره روزگار خویش است.

 علامه محمدباقر مجلسی سومین فرزند ملا محمدتقی مجلسی اول است، آقا احمد کرمانشاهی در کتاب «مرآت الاحوال» از محمدتقی مجلسی نقل می‌کند: شبی از شب‌ها پس از فراغت از عبادت مخلصانه، حالتی برایم ایجاد شد که از آن حالت فهمیدم اگر در این هنگام از خداوند درخواستی کنم، اجابت خواهد کرد. فکر کردم چه چیزی از امور دنیا و آخرت از درگاه خداوند متعال بخواهم که ناگاه صدای گریه محمدباقر از گهواره‌اش برخاست. بی‌درنگ گفتم: پروردگارا! به حق محمد و آل محمد صلی‌الله علیه و آله و سلم این کودک را مروّج دینت و ناشر احکام پیامبر بزرگت قرار ده و او را به توفیقاتی بی پایان موفق گردان.

 شکّی نیست که از آثار آن دعاها است که این همه آثار و برکات و خدمات از آن بزرگوار ظاهر شده با وجودی که به همه امور رسیدگی می‌کرد از او هیچ‌گونه وظیفه بندگی و اخلاقی فوت نمی‌شد از قبیل شرکت کردن در نماز اموات و مجالس و میهمانی رفتن و رسیدگی به امور مرافعات و رفع حوائج مؤمنین. خدمت او به شیعه به حدّی رسید که عبدالعزیز دهلوی در کتاب تحفه گفته که اگر دین شیعه را دین مجلسی بنامند بی‌جا نخواهد بود.1

جز تو پیش که برآرد بنده دست                              هم دعا و هم اجابت از تو هست 2

با اقتباس و ویراست از کتاب نماز خوبان
مولوی

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



[شنبه 1397-02-22] [ 09:18:00 ق.ظ ]





  درس شعبان، بیداری محبت   ...

مناجات شریف«شعبانیه» به عنوان یکی از غنی ترین منابع معرفتی خاندان رسالت از این امتیاز استثنایی برخوردار است که همه اهل بیت علیهم السلام به خواندن آن اهتمام داشته اند. یکی از نکته های نغز و اسرار عمیق این منظومه بزرگ معرفتی عبارت لطیفی است که بر بیداری محبت تأکید دارد و به محضر الهی عرضه می دارد: «الهی، لم یکن لی حول فأنتقل به عن معصیتک إلا فی وقت أیقظتنی لمحبتک/ خدایا! من خود توش و توان رهایی از چنبره گناه و خواب غفلت ندارم، مگر آن دم که با مهر و محبت خود بیدارم کنی»تمنای بیداری محبت، حکمتی است که در مدرسه شعبان می آموزیم تا بتوانیم از لذت های معنوی ماه مبارک رمضان بهره مند شویم.
اگر به مهر و محبت الهی بیدار شدیم و چشم و گوش مان باز شد و هوش و حواسمان کامل بود، آن وقت پذیرایی رنگارنگ ضیافت الهی را خواهیم دید و اگر بیدار نبودیم و حواسمان هشیار نبود طبعا چیزی از ضیافت الهی رمضان متوجه نمی شویم و خواهیم گفت که ما چیزی از مهمانی ندیدیم! و خواهیم پرسید: کدام مهمانی؟ کدام سفره؟ کدام پذیرایی؟
وقتی خواب باشیم و پذیرایی پایان پذیرد و سفره را جمع کنند، طبیعی است که چیزی از ضیافت نمی فهمیم و جز خستگی رمضان برایمان نمی ماند! که فرمود چه فراوانند روزه دارانی که از روزه جز تشنگی و گرسنگی نمی فهمند!
حکمت رازگون «بیداری محبت»همان قدر که آموزه ای فردی است، به همان اندازه تعلیمی اجتماعی و کلان است. این راز شگفت درسی است برای مدیران جامعه و سیاست گذاران فرهنگی و اجتماعی تا بدانند و بفهمند که عامل و انگیزه دینداری محبت است نه چوب و چماق!
آن چه می تواند التزام و تعهد عمیق و ریشه دار دینی در افراد جامعه ایجاد کند ، این بیداری است که در سخت‌ترین شرایط و دورترین مکان ها نیز رابطه معنوی و احساس وابستگی روحی به تعالیم دینی را در انسان حفظ می کند، وگرنه با فشارها و سخت گیری های قانونی و رسمی تا جایی که اضطرار هست افراد ظاهر امور را حفظ می کنند و به محض احساس نکردن قید و بند خود را بی تعهد و التزام می‌بینند.
درس «بیداری محبت» در ماه شعبان برای آن است که ما را در هر حال و هر جا و هر موقعیت - پیش از هرکسی و بیش از هر قدرتی - تنها نسبت به پروردگارمان عاشقانه و مهرورزانه متعهد بدارد و بیدار سازد.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 08:29:00 ق.ظ ]





  در سه روز دو ماه روزه بگیریم   ...

 

 

ماه شعبان با همه فضایل و برکاتش دارد با ما وداع می کند، نمی دانم شما چقدر از برکات این ماه استفاده کرده اید چقدر اعمالش را انجام دادید، چندتا صلوات فرستاده اید؟

 

چندتا دوشنبه و پنج شنبه اش را روزه گرفته اید؟ در هر حال ماه عزیز خدا شعبان المعظم دارد می رود و حسرت بر مایی که قدر لحظات با عظمتش را ندانستیم، و خوشا به حال آنان که به جای پرداختن به کارهای بی فایده و بی ارزش بهره خود را از این ماه پر خیر و برکت بردند، خوشا به حال آنان که از این مقدمه برای رسیدن به نورانیت ماه خدا ماه مبارک رمضان آماده شدند.
یک مژده برای همه کسانی که دلشان می خواهد جبران مافات کنند و لحظات از دست داده را زنده کنند.
اباصلت هروی می‌گوید: جمعه آخر ماه شعبان خدمت امام رضا (علیه‌السلام) رسیدم. حضرت فرمود: ای اباصلت! اکثر ماه شعبان رفت و امروز جمعه آخر ماه است، پس تقصیرها و کوتاهی‌های گذشته را در بقیّه این ماه جبران کن و به آنچه برای تو سودمند است روی‌آور، بسیار دعا کن و استغفار نما و قرآن را بسیار تلاوت کن و از گناهان خود توبه نما تا وقتی‌که ماه رمضان داخل می‌شود، خود را برای خدا خالص ساخته باشی و هر دَیْن و امانتی بر عهده‌ داری، ادا کن و کینه هر کس که در دل ‌داری بیرون نما و گناهانی را که انجام می‌دادی ترک کن و از خدا بترس و در امور پنهان و آشکار خود بر خدا توکّل نما که هر کس بر خدا توکّل کند، خداوند امور او را کفایت می‌نماید و در بقیه این ماه این دعا را بسیار بخوان: اَللّـهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضی مِنْ شَعْبانَ، فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِی مِنْهُ. خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده‌ای در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان. امام (علیه‌السلام) در ادامه فرمود: خداوند به احترام و عظمت ماه مبارک رمضان، بنده‌های بسیاری را در ماه شعبان از آتش جهنّم آزاد می‌گرداند. [زاد المعاد، صفحه 81 و 82]
جمعه ای که پیش رو داریم آخرین جمعه از ماه شعبان است چه خوب است که دستور امام رضا علیه السلام را به کار گیرم و در این روز عزیز آمرزش خود را از خدای خوبمان بگیریم.

در سه روز دو ماه روزه بگیریم
عزیزان این سه روز پایانی ماه شعبان اهمیت بسیار زیادی دارد، باید سعی کنیم از لحظه لحظه آن استفاده کنیم و از آن بهره ببریم این سه روز به قدری اهمیت دارند که روزه داشتن آن و وصل کردنش به روزه ماه رمضان، ثوابی معادل روزه دو ماه متوالی داشتن دارد.
خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده‌ای در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان امام (علیه‌السلام) در ادامه فرمود: خداوند به احترام و عظمت ماه مبارک رمضان، بنده‌های بسیاری را در ماه شعبان از آتش جهنّم آزاد می‌گرداند
قالَ الصّادِقُ علیه السلام: مَنْ صامَ ثَلاثَةَ أَیّامِ مِنْ اخِرِ شَعْبانَ وَ وَصَلَها بِشَهْرِ رَمَضانَ كَتَبَ اللّه ُ لَهُ صَـوْمَ شَهْـرَیْنِ مُتَتـابِعَـیْنِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل كند، خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برایش محسُوب مى كند. (وسائل الشیعه، ج 7، ص 375، ح 22 )
در این سه روز هر چقدر می توانیم، صلوات بفرستیم و دعای فرج بخوانیم و تا می توانیم استغفار کنیم، باشد که آمرزیده وارد ماه سراسر نور رمضان شویم.

نکته ای در مورد مناجات شعبانیه
مناجات شعبانیه یکی از پربارترین دعاهای مأثور ماست، در مناجات شعبانیه همه حرف هایی که دوست داریم با خدای خوبمان بگوییم و عاجزیم، به شیواترین شکل آمده است، اگر تا کنون این مناجات نورانی را نخوانده اید فرصت مناسبی است که این دعای شریف را بخوانید، که در مورد آن سفارشات زیادی از علمای بزرگ ما به ما رسیده است.
امام خمینی (ره) می فرماید: «مناجات «شعبانیه‏» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجاتهایی هست که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می‏رساند … همه ائمه هم به حسب روایت می‏خواندند.» (صحیفه امام، ج‏13، ص32 و 33)

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-02-19] [ 11:56:00 ق.ظ ]





  ره توشه ماه مبارک رمضان   ...
موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



 [ 11:55:00 ق.ظ ]





  ماجرای گریه مرحوم آخوند در کلاس درس!   ...

از دستاویزهای مهم امتحانات الهی رزق و روزی است؛ زیرا رازق بی‌همتا برخی را با دارایی بسیار و شماری دیگر را با محنت فقر می‌آزماید که اگر در این محک سخت به این اعتقاد و ایمان برسیم که روزی انسان به دست خداوند است، راحت‌تر می‌توانیم از این آزمون، سربلند بیرون بیاییم.
 
 

* آیه

قُلْ إِنَّ رَبِّى يَبْسُطُ ٱلرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ      سبا/10

بگو: پروردگار من روزی را برای هر کس بخواهد وسیع یا تنگ می‌کند ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!

* آینه

حکایت؛ شیخ احمد دشتی که مقرّب آخوند بود تعریف می‌کرد در زمانی که وضع مالی آخوند خوب نبود یک شب وقتی مجلس درس تمام شد ما دیدیم سیّدی به اتّفاق یک نفر دیگر آمدند خدمت ایشان و آن مرد زائر مقداری وجوهات درآورد و به آخوند داد و ایشان هم پول‌ها را گذاشتند زیر تشک. ما که ناظر جریان بودیم و سخت هم بی پول بودیم خوشحال شدیم که استاد چیزی به همه ما خواهد داد؛ اما ناگهان دیدیم آن مرد سیّد بلند شد و رفت در گوش آخوند آهسته چیزی گفت و آقای آخوند قلم و دواتی دم دستش بود که به سیّد اشاره کرد بنویس. آن سیّد هم چیز مختصری نوشت و به آخوند داد. وقتی آن را خواندند کاغذ را پاره کردند و همه آن پول‌ها را درآوردند و به آن سیّد دادند و آن سیّد هم پول‌ها را برداشت و رفت.
شیخ احمد دشتی می‌گفت چون من رویم به ایشان بازتر بود با اشاره رفقا از ایشان سؤال کردم: حضرت آقا ممکن است بفرمائید داستان از چه قرار است؟ فرمودند کدام داستان؟ عرض کردم: اینکه این دو نفر آمدند و یکی پولی داد و شما پس از خواندن نوشته آن سیّد آن پول را به آن سیّد دادید. معنای این مطلب را ما نفهمیدیم. آخوند فرمودند: خیلی چیزها توی دنیا هست که معنایش فهمیده نشده و ما نمی‌فهمیم. این هم یکی از آن‌ها.

حاضران اصرار کردند که اگر ممکن است ایشان توضیحی بدهد. آخوند فرمودند: حالا که اصرار دارید، بدانید که آن مرد زائر آمد و چهارصد لیره پول برایم آورد و من گرفتم و سپس آن سیّد به من گفت دو پسر دارد و می‌خواهد برای هر دو عروسی بگیرد و پول ندارد. من به او گفتم بنویس چه مقدار پول احتیاج داری، خواستم کسی متوجّه نشود. او نوشت صد لیره، من دیدم این مبلغ برای عروسی دو پسر کافی نیست و هر چهارصد لیره را به او دادم. شیخ احمد گفت وقتی آخوند این مطلب را فرمودند: میان شاگردان قیل‌وقال افتاد و گفتند آقا شما که خودت احتیاج داری و وضع مالی ما را هم که می‌دانی خراب است. ما هیچ؛ شما چرا به فکر خودت نیستی؟ چطور چهارصد لیره را به یک سیّد دادید و حال آنکه ما می‌دانیم بچه‌های شما در مضیقه هستند؟

ما که داشتیم این اعتراض‌ها را می‌کردیم، ناگهان دیدیم آخوند شروع به گریه کرد، ما همه ساکت شدیم و از ایشان معذرت خواستیم، آنگاه آخوند فرمودند: ناراحتی من از این نیست که مرتکب جسارتی نسبت به من شده‌اید. از این جهت ناراحتم که می‌بینم زحماتی را که در عرض سال‌ها برای شما کشیدم، به هدر رفته؛ زیرا مشاهده می‌کنم که شماها در رکن اول اسلام که توحید است مانده‌اید و از آن غافلید و نمی‌دانید که رزق و روزی را خدا می‌دهد نه بنده خدا. اگر منظورتان از این حرف‌ها این است که من این قبیل پول‌ها را برای خودم بردارم و پس‌انداز کنم من احتیاج به پس‌انداز ندارم، وقتی‌که از خراسان آمدم با چند تا کتاب آمدم و چیز دیگری نداشتم، خداوند این همه نعمت و عزّت به من داده اگر منظورتان بچه‌های من است که آن‌ها هم وضعشان خوب است و خدا رزّاق آن‌هاست. شما هم باید به خداوند اتّکا داشته باشید و امید به او ببندید نه به شخص دیگر؛ من متأثرم از اینکه می‌بینم شماها خدا را فراموش کرده و به بنده او چشم دوخته‌اید

با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-02-17] [ 01:06:00 ب.ظ ]





  پنج اثر تلاوت قرآن   ...

 پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در روایتی پنج اثر کارآمد قرآن را بیان فرمودند .
 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : إِنْ‏ أَرَدْتُمْ‏ عَيْشَ‏ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ يَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى يَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِي الْمِيزَانِ.

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: اگر خواستار زندگى سـعادتمندان، و مـرگ شهيدان و نجات روز محـشر، و سـايه در روز قـيامت و هـدايت در روز گـمراهى هستيد پس قـرآن بياموزيد، زيرا آن گفـته خـداى مهربان و ايمنى از شيـطان و موجب برترى و وزنه خوبـيهاى شـما است.

جامع الاخبار ص41

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, سبک زندگی, حديث روز  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-02-16] [ 10:05:00 ق.ظ ]





  بهترين زمان براي مطالعه   ...

زمان مناسب براي مطالعه از جمله موضوعاتي است كه نظريه هاي گوناگوني درباره آن ارائه شده و بحثهاي زيادي صرورت گرفته است.
هر كس بنا بر تجربه يا تحقيق خود زمان يا زمانهاي خاصي را براي مطالعه پيشنهاد مي كند. به راستي بهترين زمان براي مطالعه چه موقعي است؟ چه زماني حافظه توانايي بيشتري براي به خاطر سپاري مطالب دارد؟ در چه هنگامي از شبانه روز، مغز كارايي بالاتري دارد؟ و خلاصه اينكه در چه زماني بايد درس خواند تا بتوان حد اكثر استفاده را از درس و يادگيري برد؟
پاسخ به اين پرسشها متفاوت است. عده اي معتقدند شب و خصوصا آخر شب، زماني مناسب براي مطالعه و يادگيري است و برعكس، عده اي ديگر عقيده دارند كه مناسب ترين زمان براي يادگيري اوايل صبح است.
گروهي كه معتقدند مطالعه آخر شب مناسب تر است، ميگويند چون خواننده بعد از مطالعه مي خوابد ذهن فرصت كافي براي پردازش اطلاعات دارد و مطالب خوانده شده بهتر در حافظه تثبيت مي گردد. لذا مطالب براي مدت طولاني تري در حافظه باقي مي ماند. در واقع اين گروه معتقدند از آنجا كه در هنگام خواب مطلب يا اطلاعات جديد ديگري وارد حافظه نمي شود لذا فرصت كافي براي پردازش اطلاعات وارده است.
آنان معتقدند با اين روش مطالب خوانده شده بهتر به خاطر سپرده مي شوند و كمتر فراموش مي گردند، زيرا خواب فرصتي بسيار مناسب براي ماندگاري آنها در حافظه است.
گروهي كه مطالعه در صبح زود را پيشنهاد مي كنند عقيده دارند كه يادگيري نياز به مغز آماده وسر حال و بدون خستگي دارد . اين عده معتقدند با مغز خسته نمي توان چيزي را به درستي آموخت. در واقع اصل را بر آمادگي مغز مي دانند. اينان بر اين عقيده هستند كه چون در شب مغز استراحت كرده و شخص خستگي ذهني ندارد لذا هنگام صبح آمادگي بيشتري براي يادگيري دارد و آنچه در صبح خوانده شود بهتر در حافظه باقي مي ماند، به همين دليل مطالعه در اوايل صبح را پيشنهاد مي كنند.
تفاوت صبح زود با آخر شب


اخيرا عده اي از محققين نظره اي داده اند مبني بر اين كه ساعات بين 30/8 تا 30/6 بعد از ظهر بهترين زمان براي مطالعه است.
اين پژوهشگران مي گويند: علم جديد« علم گاه زيست شناسي» مي گويد در هر ساعت از شبانه روز انسان استعداد و توانايي خاصي دارد. طبق عقايد قبلي پزشكان انسان طي ساعات مختلف شبانه روز در يك حالت تعادل پايدار به سر مي برد.
اما يافته هاي اخير علم گاه زيست شناسي( كرونوييو لوژي) نشان مي دهد، بدن انسان در طي شبانه روز متحمل تغييرات زيادي در اين زمينه مي شود و در هر ساعت از روز توانايي خاصي دارد.
اين محققين معتقدند حافظه كوتاه مدت و سرعت انتقال فكري در بيشتر افراد در ساخت آخر صبح تا اوايل بعد از ظهر به بيشترين حد فعاليت مي رسد. بهترين زمان براي فعال شدن حافظه دراز مدت از ساعت30/6تا30/8 بعد از ظهر است بنابراين اين اوقات زماني بسيار مناسب براي مطالعه به شمار مي رود. در ساعت آخر شب و اوايل صبح ميزان حافظه دراز مدت، درك مطلب و فراگيري دروس در كمترينم حد ممكن است .
از همين نكته بايد استفاده كرد و به دانش آموزان توصيه كرد و زماني كه حافظه دراز مدت فعاليت چنداني ندارد كم تر مطالعه كند. همچنين مي گويند: ميزان احساسات فرد نسبت به درد به طور كلي در طي روز افزايش مي يابد و در هنگام شب به حد اكثر مي رسد. طبق بررسي هاي انجام شده در زنان باردار نيز بيشترين شروع ساعات درد زايمان 12 نيمه شب تا 4 صبح است.
زمان دقيق مطالعه


واقعيت اين است كه هيچ زماني به طور دقيق و انحصاري براي مطالعه وجود ندارد ؛ يعني دقيقا نمي توان مشخص كرد كه در چه هنگامي بايد مطالعه و در چه موقعي از آن پرهيز كرد بلكه هر وقت احساس كرديد كه مي توانيد مطالعه كنيد درس خواندن را شروع كنيد.
زمان مطالعه بستگي به خود شما دارد كه چه موقعي از نظر جسمي و رواني آمادگي لازم را داريد. اگر نسبت به زمانهاي خاص براي مطالعه شرطي شده ايد آن اوقات بهترين زمان مطالعه است .
فرضا اگر هميشه عادت داريد صبح ها در مكان مشخص مطالعه كنيد آن زمان و آن مكان براي شما بسيار مناسب است زيرا نسبت به زمان و مكان مطالعه شرطي شده ايد تا آمادگي بيشتري براي تمركز و يادگيري داريد.
به ياد داشته باشيد كه بلافاصله پس از غذا خوردن( خصوصا ناهار يا شام) مطالعه نكنيد؛ زيرا با پر بودن معده خون به طرف آن هجوم آورده تا غذا هر چه سريعتر هضم گردد و در نتيجه خون كمتري به مغز مي رسد و احساس خواب آلودگي به فرد دست داده و سطح هوشياري مغز كاهش مي يابد . بنابراين پس از صرف غذا كمي استراحت كرده و بعد مطالعه را شروع كنيد.
شگفتي هاي زمان در حيات انسان


« اكثر انسانها از نيمه شب تا شش صبح به دنيا مي آيند و بين 4 تا 10 صبح بدرود حيات مي گويند.»
و اما توصيه اي براي كساني كه شديدا غير فعال هستند.برنامه روزانه خود را تجديد سازمان كنيد كارهاي مشكل و فعاليت هاي خلاقه را صبح هنگامي كه كاملا هوشيار هستيد انجام دهيد و برنامه خود را طوري ترتيب دهيد كه فعاليت هاي تحريك كننده و همكشي در طول ساعت اوليه بعدازظهر صورت بپذيرد در زير روشهايي را عنوان مي كنيم كه طي آنها مي توانيد با ساعت دروني تان سازگار تر و موافق تر زندگي كنيد.
9 صبح: حافظه كوتاه مدت انسان در نيمه هاي شب در اوج قدرت خود قرار دارد زيرا دماي بدن به پايين ترين مقدار خود مي رسد و مغز در اين حالت به نحو كار آيندي قادر به ذخيره اطلاعات مي باشد . اما خوشبختانه حافظه كوتاه مدت شما در ساعت 9 صبح نيز هنوز خوب كار مي كند. احتمالا اين درست همان زماني است كه شما شروع به كار مي كنيد و اگر چنين است زمان مناسبي است براي ملاقات هاي كوتاه ولي نه ديدار هاي طولاني؛ زيرا زمان حافظه كوتاه مدت است.
11 صبح: حل مسائل بين اواسط صبح و اواخر آن از هر زمان ديگري سهل تر انجام مي پذيرد پس از آن به علت افزايش خستگي اين توانايي سير نزولي خود را طي مي كند . بهترين وقت براي تصميم گيري دشوار، حول و حوش قبل از نهار است.
2تا 5 بعد ازظهر: حساسيت نسبت به درد در واپسين ساعات بعد از ظهر به حداقل خود رسيده و بالعكس در نيمه هاي شب به اوج خود مي رسد، بنابراين بهتر است از دندانپزشك خود خود براي بعد از ظهر وقت بگيريد و از جلسات معالجاتي در ابتداي صبح پرهيز كنيد. با آغاز عصر، حساسيت نسبت به درد افزايش مي يابد، بنابراين اگر بايستي با دوچرخه خود به زمين بيفتيد يا تزريقي داشته باشيد آن را حدود ساعت 8 شب انجام دهيد.
3 بعد از ظهر: حافظه بلند مدت آن نوع حافظه اي است كه در موقع به خاطر آوردن وقايع ديروز يا ماه هاي گذشته از آن استفاده مي كنيم و در حدود 3 بعد از ظهر بيش از هر زماني با كارآيي عمل مي كند. اگر بايستي مطلب مهمي را به خاطر بسپاريد اين ساعت وقت آن است.
4تا 8 بعد از ظهر: سرعت واكنش در ابتداي روز، نسبت به هر وقت ديگري كمتر است. ليكن تدريجا بهبود يافته و بين واپسين ساعات بعد از ظهر و اواسط عصر به بالاترين مقدار خود مي رسد . اين بهترين موقع براي تايپ كردن يا بازي تنيس است.
7 بعد ازظهر: متابوليسم در اوايل عصر بالاترين حد خود را دارا است و در ساعت اوليه صبح پايين ترين حد را . اين حقيقت كه سرعت متابوليسم در نيمه هاي شب كاهش مي يابد، به مبتلايان سرطان اميد تازه اي مي بخشد . سلول ها در حالت «كند» خود در مقابل داروهاي خاصي كمتر آسيب پذيرند و با زمان بندي صحيح وعده هاي مصرف مواد ضد سرطان مي توان كارايي آنها را افزايش داد. داروهاي ضد آسم و مسكن ها نيز در ساعات آخر عصر مؤثر ترند و اثرات جانبي كمتري را بر جاي مي گذارند. اما مخاطب اصلي ما دانش آموزان ، داوطلبان كنكور و دانشجويان هستند كه بايد در ساعت هاي مختلف با توجه به آمادگي جسماني و ذهني مطالعه كنند و لزوما نبايستي در يك زمان بسيار كوتاه كه شايد حافظه بلند مدت با كوتاه مدت قدري بيشتر فعال هستند، مطالعه كنند.
بنابراين با يك بر نامه سنجيده و دقيق سعي مي كنيد در ساعت هاي مختلف درس بخوانيد . اما نكات اشاره شده در اين قسمت را نيز رعايت كنيد كه به طور خلاصه عبارتند از:
1- صبح ها بيشتر سعي در يادگيري مطالب داشته باشيد.
2 -درس هايي را كه نياز به مرور دارند ؛ ترجيحا به شب موكول كنيد.
3 - بلافاصله پس از غذا خوردن با شكم پر مطالعه نكنيد.
4 - قبل و بعد از مطالعه، حتما استراحت كنيد.
5 - از روش شرطي سازي نسبت به زمان مطالعه سود جوييد.
منبع:www. persianbook.net

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, معرفی کتاب  لینک ثابت



 [ 09:00:00 ق.ظ ]





  حق دوستان را ادا کنیم   ...

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ أَنْ يَعْرِفَ أَخُوهُ حَقَّهُ وَ لَا يَعْرِفَ حَقَّ أَخِيهِ.

امام صادق(سلام الله علیها) فرمود: چه بد است که کسی برادرش قدر او را بشناسد،‌ اما او قدردان برادرش نباشد.

مصادقة الإخوان، ص42.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, حديث روز, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



[شنبه 1397-02-15] [ 10:58:00 ق.ظ ]





  آمر به معروف در مقام «ولی» امر به معروف می کند   ...

امر به معروف غیر از موعظه، ارشاد، تعلیم و پند است، این موارد باب خود را دارند اما امر به معروف آنجایی است که شخص بدون هیچ عذری، عالماً و عامداً در حال انجام گناه است، به چنین شخصی می توان فرمان داد که از انجام کارش دست بردارد.
 حضرت آيت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق پنجشنبه های خود که در نمازخانه بنياد بين المللی علوم وحيانی اسراء برگزار گرديد، ضمن تبریک عید سعید نیمه شعبان، به ادامه شرح جمله قصار 31 نهج البلاغه حضرت امير عليه السلام، با اشاره به سالروز میلاد با سعادت حضرت حجت(عج) ضمن تبریک این عید خجسته بیان داشتند: وقتی پیامبر(ص) به رسالت خود مبعوث شد، در جامعه جاهلیت دو غده بدخیم وجود داشت؛ در حوزه اندیشه، آنها گرفتار وهن و خیال بودند و در حوزه انگیزه با هوس و غرور و گرایشات قبیله ای رفتار می کردند اما پیامبر(ص) «عدل» را جایگزین آن گرایشات قبیله ای، جناحی و هوس کرد و «عقل» را به جای ظن و وهن نشاند.

معظم له ادامه دادند: همین کار را حضرت حجت در هنگام ظهور انجام خواهند داد؛ یعنی جامعه را عالم و عاقل می کنند، به برکت حضرت، عقل مردم کامل می شود، اداره چنین جامعه ای کار دشواری نیست. این است که انسان شبانه روز منتظر ظهور است و برای فرج دعا می کند.

ایشان در ادامه شرح جمله قصار 31 نهج البلاغه حضرت امير عليه السلام پرداختند و اظهار داشتند: این جمله قصار در حقیقت یکی از خطبه های نورانی حضرت است که سید رضی آن را به عنوان کلمه قصار ذکر کرده است؛ وقتی از حضرت در خصوص ایمان سوال کردند، حضرت ایمان را داری چهار رکن معرفی کرد؛ «الاِْيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ، وَالْيَقِينِ، وَالْعَدْلِ، وَالْجِهَادِ»، طبق این بیان یکی از ارکان ایمان، عدل است که طبق بیان حضرت خود چهار جزء و شعبه دارد؛ «وَالْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَب: عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ، وَغَوْرِ الْعِلْمِ، وَزُهْرَةِ الْحُكْمِ، وَرَسَاخَةِ الْحِلْمِ».

معظم له ادامه دادند: این کلمات یک سری معنای لغوی دارند اما حضرت به معنای خاص این لغات می پردازد مانند اینکه در خصوص معنای عدل می گویند کسی عادل است که کارهای واجب را انجام دهد و از انجام کارهای حرام بپرهیزد اما حضرت در خصوص معنای واژه عدل می فرماید یکی از شعب چهارگانه عدل، فهم غَائِصِ است. حضرت فرمود علم مانند دریایی است که اگر کسی توانست در این دریا غواصی کند صاحب فهم خواهد شد. هر علمی را فهم نمی گویند؛ آن علم دقیق و عمیق را فهم می گویند که باعث می شود انسان مطالب را موشکافانه بفهمد!

این مفسر قرآن خاطرنشان کردند: حضرت در خصوص «جهاد» می فرماید «وَالْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَب: عَلَى الاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَالصِّدْقِ فِي الْمَوَاطِنِ، وَشَنَآنِ الْفَاسِقِينَ: فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ، وَمَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِينَ؛ وَمَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ، وَمَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَغَضِبَ لِلَّهِ، غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَأَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ جهاد (نيز) چهار شاخه دارد، که اولین آنها امر به معروف، نهى از منكر است.

حضرت آيت الله جوادی آملی ابراز داشتند: امر به معروف غیر از موعظه، ارشاد، تعلیم و پند است، این موارد باب خود را دارند اما امر به معروف آنجایی است که شخص بدون هیچ عذری، عالماً و عامداً در حال انجام گناه است، به چنین شخصی می توان فرمان داد که از انجام کارش دست بردارد. در این هنگام شخص آمر، ولایت دارد، در حقیقت اگر شخص خاطی به امر او گوش ندهد دو گناه مرتکب شده؛ اول آنکه کار خلاف کرده و دوم اینکه به حرف ولی خود گوش نداده است، آمر به معروف در مقام «ولی» امر به معروف می کند.

ایشان ادامه دادند: در نظام اسلامی اینگونه است که « وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَيَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ» که البته امر به معروف و نهی از منکر دارای درجاتی است که درجات ابتدایی و مهم آن همان انزجار قلبی و بروز ظاهری این انزجار است که اگر هر کس در مقابل شخص گناهکار این انزجار را از خود نشان دهد در بیشتر موارد شخص از کار خود پشیمان خواهد شد و دیگر به مراحل بعدی نیازی نخواهد بود.

معظم له با اشاره  به ادامه کلام حضرت امیر علیه السلام تصریح داشتند: حضرت دومین شاخصه جهاد را صادقانه قیام کردن ذکر می کنند و اینکه شخص نسبت به تبهکاران کینه داشته باشد. در قرآن کریم می خوانیم موسی(ع) به خداوند می فرماید به پاس نعمت هایی که به من دادی هرگز از انسان تبهکار و خلافکار حمایت نمی کنم.

به گزارش خبرگزاری«حوزه»

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, زنان, سبک زندگی, درس اخلاق, حوزه  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-02-13] [ 04:32:00 ب.ظ ]





  راهکاری برای کسب فضائل   ...

امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از سخنان نورانی خود راهکاری برای مزین شدن به صفات پسندیده و تمرین فضائل اخلاقی بیان کردند.
 
 

وَ قَالَ علی (علیه السلام): إِنْ لَمْ تَكُنْ حَلِيماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَكَ أَنْ يَكُونَ مِنْهُم‏.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: اگر بردبار نیستی، خود را به بردباران شبیه کن؛ زیرا کسی که خود را شبیه گروهی سازد، از آنان می شود.

نهج البلاغه(صبحی صالح)، ص506
 
 
 
 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 08:43:00 ق.ظ ]





  کمال ایمان   ...

یکی از اصول مهم تربیتی، توجه به الگوها است. این اصل مهم از طرف اسلام مورد توجه قرار گرفته و قرآن کریم در تمام زمینه‌ها برای مؤمنان الگوهایی معرفی می‌کند که حضرت ابراهیم(علیه السلام) و پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از آن جمله‌اند.
 

اسوه‌های حسینی، آینه الگوهای مهدوی؛ «کمال ایمان»

محمدعلی محمدی شاهرودی
مقدمه

یکی از اصول مهم تربیتی، توجه به الگوها است. این اصل مهم از طرف اسلام مورد توجه قرار گرفته و قرآن کریم در تمام زمینه‌ها برای مؤمنان الگوهایی معرفی می‌کند که حضرت ابراهیم(علیه السلام) و پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از آن جمله‌اند. قرآن کریم درباره حضرت ابراهیم(علیه السلام) می‌فرماید: «قَدْ کانَت لَکمْ أُسوَةٌ حَسنَةٌ فی إِبْرَهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ»[1]؛ «برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند، وجود داشت.»

و درباره پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «لَّقَدْ کانَ لَکمْ فی رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسنَةٌ لِّمَن کانَ یرْجُوا اللَّهَ وَ الْیوْمَ الاَخِرَ وَ ذَکرَ اللَّهَ کثِیراً»[2]؛ «مسلّماً برای شما در رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند.»

حضرت زهرا(علیها السلام)نه تنها برای مؤمنین الگو هستند که برای امامان معصوم(علیهم السلام)نیز اسوه می‌باشند در کلام گهرباری امام زمان(علیه السلام) می‌فرمایند:

«فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛[3] برای من دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) الگو و سرمشقی نیکو است.»

امام حسین می‌فرماید: «فَلَکُم فیَّ اُسوة؛[4] من برای شما الگو هستم.» نه تنها امام حسین(علیه السلام) الگوی خوبی برای مؤمنان است؛ بلکه یاران آن حضرت نیز از بهترین الگوها هستند. کسانی که آن حضرت درباره‌شان فرمود: «انی لا اعْلَمُ اصْحاباً خَیراً مِنْکمْ؛[5] من اصحابی بهتر از شما نمی‌شناسم.» و از مصادیق این آیه شریفه‌اند: «اِنَّهُمْ فِتْیةٌ ءَامَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْناهُمْ هُدَی»[6]؛ «آن‌ها جـوانـمـردانـی بـودنـد کـه بـه پـروردگـارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.»از این‌رو، بر ما لازم است خصوصیات ایشان را بشناسیم و از رفتار آنها درس بگیریم.

همچنین دانستن این خصوصیات می‌تواند مقیاسی برای محک زدن قابلیت خودمان در همراهی با امام حسین(علیه السلام) باشد. در این صورت می‌توانیم دریابیم که اگر در زمان حضور حضرت مهدی(علیه السلام) زنده باشیم، در آن روز نیز در کنار حضرت خواهیم بود؟!

دانستن ویژگی‌های یاران امام و تلاش در راه کسب آنها، در واقع تلاشی برای زمینه‌سازی ظهور و فرارسیدن آن روز مبارک است. بر این اساس، باید در صدد شناخت و کسب این ویژگی‌ها باشیم. 

1. کمال ایمان

ایمان، مصدر باب افعال، از ریشه «أ م ن»به معنای ایجاد اطمینان و آرامش در قلب خویش یا دیگری است. تصدیق کردن خبر کسی بر اثر اطمینان یافتن از صحت و عدم کذب آن، و از بین رفتن ترس، اضطراب و وحشت، از دیگر معانی کاربردی ایمان است.[7] آیاتی را که به موضوع ایمان پرداخته است، می‌توان در چند گروه دسته بندی کرد: برخی از آنها ضرورت ایمان و نقش آن را در حیات دنیوی و اخروی متذکر شده است: نساء/173؛ توبه/20؛ حدید/7 و دسته‌ای دیگر ویژگی‌های مؤمنان را بازگو کرده: مؤمنون/1- 9؛ انفال/2- 4 و شماری به پیامدهای بی‌ایمانی پرداخته است: حجّ/19؛ روم/16. در گروهی از آیات نیز می‌توان مقوّمات (مریم/60، طه/112، بقره/256)، متعلقات (نساء/136؛ بقره/136)، آثار (حجّ/50؛ ابراهیم/23) و موانع (نساء/173؛ بقره/7- 8) ایمان را بازیافت.[8]

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:
[1]. ممتحنه/4.
[2]. احزاب/21.
[3]. بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج 53، ص 178، باب31.
[4]. تحف العقول، حسن بن شعبة حرانی، به کوشش: علی اکبر غفاری، نشر اسلامی، قم، 1404ق، ص 505.
[5]. لهوف، سید بن طاووس، نشر دلیل ما، قم، 1380ش، ص 151.
[6]. کهف/13.
[7]. معجم مقاییس اللغة، احمد ابن فارس، به کوشش: هارون عبدالسلام، دفتر تبلیغات، قم، 1404ق، ج 1، ص133؛ لسان العرب، ابن منظور، ادب الحوزه، قم، 1405ق، ج 1، صص 223- 227، ماده «امن».
[8]. دائرة المعارف قرآن کریم، حسن سعید و دیگران، گنجینه قرآن کریم، تهران، 1406ق، ج ‌5، ص 189.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 214.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-02-11] [ 12:17:00 ب.ظ ]





  امشب چه اعمالی انجام دهیم؟   ...

شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شب‌ها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مى‌فرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مى‌آمرزد. پس سعى و كوشش كنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زمانی كه مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند

براى شب نیمه شعبان چند عمل وارد شده است:
1- غسل، كه باعث تخفیف گناهان مى‌شود.

2- احیاء این شب به نماز و دعا و استغفار. و در روایت است كه هر كس این شب را احیا دارد؛ نمیرد دل او در روزى كه دل‌ها بمیرند.

3- زیارت امام حسین علیه السلام است كه افضل اعمال این شب

و باعث آمرزش گناهان است و هر كس بخواهد با او مصافحه كند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت كند آن حضرت را در این شب و اَقَلِّ زیارت آن حضرت آن است كه به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر كند پس سر به جانب آسمان بلند كند و زیارت كند آن حضرت را به این كلمات: “اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَكاتُهُ.” و هر كس در هر كجا باشد در هر وقت كه آن حضرت را به این كیفیت زیارت كند امید است كه ثواب حجّ و عُمره براى او نوشته شود .

 
4- صلوات هر روز را كه در وقت زوال وارد شده خوانده شود.

5- دعاى كمیل را كه در این شب وارد شده است، خوانده شود.

6- هر یك از اذکار “سُبْحانَ اللّهِ” ، “الْحَمْدُلِلّهِ” ، “اللّهُ اَكْبَرُ” وَ “لا اِلهَ اِلا اللّهُ” صد مرتبه گفته شود، تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد و برآورد حاجت‌هاى دنیا و آخرت او را.

7- شیخ در مصباح از ابویحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان روایت كرده كه از مولاى خودم حضرت صادق علیه السلام پرسیدم كه بهترین دعاها در این شب چیست؟ فرمود: پس از آن که بجا آوردى نماز عشا را، دو ركعت نماز اقامه کن که در ركعت اول حمد و سُوره قُلْ یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود و در ركعت دوم حمد و سوره توحید خوانده شود. پس از سلام، تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها گفته شود.

8- دعاهای وارده در مفاتیج الجنان-ویژه شب نیمه شعبان

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 12:10:00 ب.ظ ]





  يوسف آل طه   ...

حضرت علی اکبر علیه السلام به عبادت و راز و نیاز با خداوند عشق می ورزید؛ در راه فراهم آوردن نیازهای بندگان خدا کوشا بود؛ ایمان راسخ، شجاعت و شهامت به او بخشیده بود و در طریق دانش و معرفت به کمالاتی نایل و چشمه های حکمت در روح و روانش جاری گشته بود؛ محدثی بنام بود و از جدّش روایت نقل می کرد. (1)
دلایلی که از مقام والای این جوان هاشمی حکایت دارند، بدین صورت می توان برشمرد:
1. جامع ترین و بهترین سخن در خصوص فضایل او همان بیانات حضرت امام حسین علیه السلام است که وقتی جوانش عازم میدان رزم با اشقیا بود، بر زبان آورد.
2. ارزش معنوی علی اکبر علیه السلام تا به آن اندازه است که پدر بزرگوارش که دارای مقام عصمت و امامت می باشد، زندگی پس از او را فنا و مرگ می داند.
3. حضرت امام حسین علیه السلام به هنگام بدرقه جوانش به سوی میدان این آیه را تلاوت فرمود:
{انّ الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین ذرّیه بعضها من بعض… (2)
که درجاتی از پاکی و طهارت روح را برای علی اکبر علیه السلام به اثبات می رساند.
4. هنگامی که بدن علی اکبر زخم های فراوان خورده بود، خطاب به پدر گفت: «از شربتی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دستم داد، سیراب شدم که در آن تشنگی نمی باشد و امام را برای نوشیدن این شربت فرا خواند و این حقیقت شأن و منزلت علی اکبر را تأیید می کند.» (3)
5. امام سجاد علیه السلام بدن مطهر او را در مقبره ای مستقل در مجاورت مرقد مطهر پدرش به گونه ای دفن نمود که از دیگر قبور شهدا مشخص باشد. (4)
6. ائمه معصومان در روایات و زیارات مستقل، مقام او را به پاکی و طهارت نفس ستوده اند. (5)
7. در موقفی به نام «بنی مقاتل» امام حسین علیه السلام را خواب سبکی فرا گرفت که پس از آن آیه استرجاع بر زبان جاری نمود، در گفت و گویی که بین پدر و پسر رخ داد، علی اکبر عرض کرد: ای پدر وقتی بر حق بودن ما قطعی است، دیگر از مرگ در راه آن باکی نداریم. امام وقتی چنین معرفتی را از پسر دید فرمود:
«خدایت پاداشی نیکو عطا کند. نیکوترین پاداش که باید فرزندی از پدر دریافت کند.» (6)
8. وقتی علی اکبر علیه السلام به شهادت رسید، امام قاتلان او را به عنوان افرادی معرفی کرد که بر خداوند رحمان جسارت کرده و حرمت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را هتک نموده اند. (7)
9. حضرت مهدی (عج) در زیارت ناحیه مقدسه او را از نسل پاک و تبار ابراهیم علیه السلام دانسته، بر او و پدرش درود فرستاده است.
10. عظمت مقام و خصال حمیده این جوان در حدی است که در میان اقوام عرب به بزرگ منشی و عزت نفس معرفت بوده و دشمنان، صفات خوب او را مورد تحسین قرار داده اند.
11. علی اکبر از دو وجه حیات معنوی و طیبه دارد: یکی آن که اهل معرفت، خرد و حکمت است. دیگر این که در راه احیای دین، حمایت از حریم ولایت و ستیز با شقاوت به شهادت رسیده، از این جهت تا ابد زنده است.


پی نوشت :
1) ابصار العین فی انصار الحسین، سماوی، ص 21.
2) آل عمران / 33 و 34.
3) علی الاکبر ابن الامام الحسین، علی محمد دخیل، صص 12 ـ 13.
4) همان مأخذ.
5) همان.
6) ابصار العین، ص 86؛ مشیر الاحزان، علامه جواهری، ص 33؛ الارشاد، ج 2، ص 82؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 51؛ المختار من مقتل بحار الانوار، صص 75 ـ 76؛ الفتوح، ابن اعثم، ص 873.
7) مقتل خوارزمی، ج 2، ص 31.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 15.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-02-06] [ 10:58:00 ق.ظ ]





  کمی بیش‌تر درباره «یک جوان هاشمی علوی»   ...

 علی اکبر(ع)، از جوانی مجموعه ‌ای از خوبی ‌ها و فضیلت ‌ها و نمونه ‌ای روشن از فضایل عترت پاک پیامبر(ص) بود. حتی کسی چون معاویه هم که دشمن خاندان عصمت بود، به فضایل او اقرار داشت. روزی در حضور معاویه سخن از این بود که «رهبری دینی» شایسته‌ ی کیست؟
حاضران گفتند: تو شایسته‌ ترینی.
ولی خود معاویه گفت: نه، چنین نیست. علی فرزند حسین بن علی(ع) شایسته ‌ترین است، چرا که هم از نسل پیامبر است، هم شجاعت بنی‌ هاشم در او جلوه ‌گر است، هم سخاوت بنی‌امیه!…(1)


البته سخاوت بنی‌امیه ادعای بی ‌اساس است. وقتی از زبان دشمن چنین اعترافی شنیده شود، دوستان چه خواهند گفت؟ این که معاویه در شام، درباره‌ ی او چنین تعبیراتی را بر زبان جاری می ‌کند، نشانه‌ ی آن است که آوازه‌ ی کمالات او فراتر از حجاز رفته بود.
تربیت ولایی و تأدیب شایسته، سبب شده بود علی اکبر(ع) همواره در خدمت و اطاعت پدر بزرگوارش باشد و در نهایت ادب، گوش به فرمان و آماده‌ی جان نثاری شود.
وقتی حادثه‌ ی قیام اباعبدالله(ع) پیش آمد و امام برای مبارزه با فساد و طغیان امویان، از بیعت با آنان خودداری کرد و از مدینه خارج شد، علی اکبر(ع) در رکاب و همراه پدر بود و پس از اقامت چند ماهه در مکه، چون امام تصمیم گرفت به سمت کوفه و کربلا حرکت کند، علی اکبر(ع) هم با صلابت و ایمان و عشق، در این کاروان شهادت حضور یافته بود. سخنانش در طول راه تا رسیدن به کربلا و نقشی که در آن حماسه داشت، ستودنی است.
به نقل تواریخ، وقتی کاروان حسینی به منزلگاه «قصر بنی مقاتل» رسید، پس از استراحتی کوتاه و برداشتن آب، در مسیر حرکت یک لحظه خواب چشمان حسین بن علی(ع) را گرفت، وقتی بیدار شد، فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون، و الحمد لله رب العالمین». سه بار این جمله را تکرار کرد که به طور ضمنی اشاره به حادثه‌ی تلخ و مصیبت و شهادت داشت.
علی اکبر(ع) که سوار بر اسب بود، با شنیدن این ذکر (استرجاع) نزد پدر آمد و گفت: «پدرجان، جانم به فدایت، برای چه استرجاع گفتی و خدا را حمد کردی؟»
امام حسین(ع) فرمود: «سر بر روی زین اسب نهاده بودم که لحظه‌ ای به خواب رفتم. سواری را دیدم که می ‌گفت: این گروه سیر می‌ کنند، مرگ هم در پی آنان روان است. فهمیدم که در این سفر به شهادت خواهیم رسید.»
پرسید: «پدرجان، مگر ما بر حق نیستیم؟»
فرمود: «چرا فرزندم، قسم به خدایی که بازگشت همگان به سوی اوست، ما بر حقیم.»
علی اکبر(ع) گفت: «پس، دیگر چه باک از مردن در راه حق؟»
حسین بن علی(ع) فرمود: «خدا جزای خیر به تو بدهد؛ بهترین پاداشی که به فرزندی نسبت به پدرش می ‌دهند.»(2)
پس از چند روز، با محاصره‌ی فرات از سوی دشمن، یاران امام و خیمه گاه در مضیقه ‌ی بی‌آبی قرار گرفتند. هر چه به عاشورا نزدیک ‌تر می ‌شد، فشار کمبود آب بیش ‌تر می ‌شد و برداشت آب از فرات مشکل ‌تر می‌ گشت.
روز هشتم محرم، امام حسین(ع) علی اکبر را همراه سی سوار برای آوردن آب به شریعه‌ی فرات فرستاد تا با شکستن حلقه ‌ی محاصره، آب به خیمه ‌ها بیاورند. گرچه هدف، صرفاً آوردن آب بود، ولی این هدف جز با درگیری با سپاه خصم و مأموران عمرسعد، میسر نبود.
آن گروه، صفوف دشمن را متفرق ساختند و وارد فرات شدند، مشک‌ها را پر از آب کرده به سوی خیمه ‌ها حرکت کردند. در برگشت نیز با سربازان کوفه درگیر شدند و با دلاوری و شهامتی که از خود نشان دادند، توانستند با موفقیت آب را به خیمه‌ گاه برسانند.(3)

در شب عاشورا
برای یاران امام حسین(ع) به ویژه جوانان بنی‌هاشم، شب عاشورا شبی ارجمند و سرنوشت ساز و لحظه‌ی تجلی عشق و ایمان بود. جوانان هاشمی یکدیگر را سفارش می‌کردند که فردا باید با استفاده از این فرصت طلایی، بزرگ‌ترین حماسه‌ی فداکاری را در راه عقیده و حمایت از امام بیافرینند.
علی اکبر(ع) از جمله کسانی بود که اصرار داشت در نبرد فردا و در میدان حق، پیش‌تاز باشد. وقتی سیّد الشهدا(ع) خطاب به آن جمع دلیران مؤمن فرمود: «تاریکی شب شما را فرا گرفته است، بیعتم را از شما برداشتم. از تاریکی شب استفاده کنید و متفرق شوید و هر کدامتان دست کسی از خاندانم را بگیرید و بروید، این قوم در پی من هستند و اگر به من دست یابند، با کس دیگر کاری ندارند.»
این سخنان بازتاب‌های خاصی را برانگیخت و جوانان و اصحاب، هر کدام با کلامی ابراز وفاداری و استقامت و آمادگی برای شهادت کردند.
اولین سخن را ابوالفضل العباس(ع) و علی اکبر(ع) بیان کردند و گفتند:
«چرا چنین کنیم؟ هرگز مباد که پس از تو زنده بمانیم.»
سپس جوانان بنی‌هاشم سخنانی در مورد ماندن و فداکاری کردن تا مرز شهادت بر زبان آوردند.(4)
یاران و بستگان امام، آن شب تا سحر با شوق شهادت به عبادت و تهجد و آماده سازی خویش برای نبرد فردا مشغول بودند و علی اکبر هم در خدمت پدر و گوش به فرمان بود و برای دمیدن خورشید عاشورا لحظه شماری می‌کرد تا از پیش‌گامان جهاد و شهادت باشد و سخنی را که در راه آمدن به کربلا به پدرش گفته بود (اگر ما بر حقیم، پس باکی از مرگ نداریم)، به اثبات برساند.

عاشورا، روز حماسه
خورشید عاشورا دمید. نبرد میان جبهه‌ی حق و باطل آغاز شد. یکایک اصحاب امام به میدان رفتند و شهید شدند. وقتی هیچ کس از آنان باقی نماند، نوبت به جوانان بنی‌هاشم رسید تا پای در میدان بگذارند.
علی اکبر(ع)، جوانی رشید و شجاع، خوش سیما و خوش سخن بود و گفتار و حرکاتش همه را به یاد پیامبر خدا می‌انداخت. به حضور امام حسین(ع) آمد و از پدر اذن میدان خواست. پدر هم اجازه داد. سوار بر اسب شد و آهنگ رفتن به میدان کرد.
پدر و پسر با هم خداحافظی کردند، اما امام، با نگاهش جوان رشید خود را زیر نظر داشت و با حسرتی دردناک و در عین حال با شوقی فراوان به قد و بالای فرزند نگاه می‌کرد؛ نگاه کسی که از بازگشت او مأیوس باشد.
حسین بن علی(ع) دست زیر محاسن خود برد، نگاهش را به آسمان متوجه ساخت و با سخنانی که نشان دهنده‌ی جایگاه والای علی اکبر و محبت پدر به این فرزند دلاور بود، چنین گفت:
«خدایا! شاهد باش که شبیه‌ترین مردم به پیامبرت در چهره و گفتار و منطق و عمل را به سوی این قوم فرستادم. ما هرگاه مشتاق پیامبرت می‌شدیم، به سیمای این جوان نگاه می‌کردیم. خدایا! برکات زمین را از این قوم بگیر و جمعشان را پراکنده و متلاشی کن. اینان ما را دعوت کردند تا یاریمان کنند، ولی با جنگ و قتالشان بر ما تعدی و تجاوز کردند.»(5)
آن گاه علی اکبر به میدان شتافت، در حالی که هیبت پیامبر(ص) و شجاعت علی(ع) و استواری حمزه و بزرگ منشی حسین بن علی(ع) را داشت.
در معرفی خود رجز می‌خواند و به آن رو به صفتان حمله می‌آورد. رجزهای حماسی او چنین بود:
«من علی، فرزند حسین بن علی هستم، از گروهی که جد پدرشان پیامبر خداست. به خدا سوگند، هرگز نباید ناپاک‌زاده بر ما حکومت کند. من با این نیزه و شمشیر، در دفاع از حق و یاری پدرم، آن قدر با شما خواهم جنگید که نیزه‌ام خم شود و شمشیرم کند گردد. بر شما ضربت خواهم زد، ضربتی شایسته‌ی یک جوان هاشمی علوی.»
علی اکبر نبردی شجاعانه کرد و گروه بسیاری را بر خاک هلاکت افکند. ضربات و حمله‌های او چنان کاری بود که سپاه دشمن را به هراس افکند، به نحوی که هنگام حمله‌ی او، صدای «الحذر، الحذر» (مواظب باشید) از نیروهای دشمن برمی‌خاست.
رزم پرشور او، در آن هوای گرم و با لبی تشنه در آن نیم روز داغ، آن هم با سلاح و تجهیزات سنگین او را به شدت خسته و بی‌تاب کرد. لحظه‌ای دست از جنگ کشید و به خیمه گاه آمد تا آبی بنوشد و نیروی تازه‌ای بیابد، ولی در خیمه‌ها آب نبود و حسین(ع) تشنه‌تر از علی اکبر(ع) بود.
امام به او فرمود: «پسرم! بر حضرت محمد(ص) و علی(ع) و بر من سخت و ناگوار است که از من کمک و آب بخواهی و یاری تو برایم میسر نباشد.»
سپس از وی خواست دوباره به میدان برود و بجنگد و اظهار امیدواری کرد که از دست رسول خدا(ص) سیراب شود.

شهادت سرخ
حضرت علی اکبر(ع)، چند بار رفت و برگشت و در هر نوبت، رزمی نمایان کرد و در نهایت در حلقه‌ی محاصره‌ی سپاه دشمن قرار گرفت و از هر طرف بر پیکر او ضربه زدند و آن قدر مجروح شد و خون از بدنش رفت که بر زمین افتاد.
ستاره‌ای بود که بر خاک افتاد. حسین(ع) با شتاب خود را به علی اکبر رساند و سر او را بر زانو گرفت و خاک و خون از چهره و چشم فرزند زدود. علی اکبر در آخرین لحظات، چشم خویش را گشود و به سیمای سالار شهیدان نگاه کرد و… جان باخت، در حالی که حدود 27 سال از سن او می‌گذشت.
حسین(ع) که این قربانی را در راه خدا داده بود، در پیش گاه خدا سربلند و مفتخر بود. خم شد و صورت بر صورت خونین پسر گذاشت. سپس از جوانان هاشمی کمک خواست تا جسد آن شهید را از میدان به عقب منتقل کنند و در خیمه‌ی مخصوص شهدا قرار دهند.(6)

بعد عاشورا
سه روز بعد، وقتی امام سجاد(ع) برای دفن پیکر امام و شهدا از کوفه به کربلا آمد و بدن مطهر امام حسین(ع) را به خاک سپرد، جسد فرزندش، علی اکبر(ع) را هم پایین پای آن حضرت دفن کرد.
این که ضریح امام حسین(ع) شش گوشه دارد، دو گوشه‌ی جدا در پایین پا، محل دفن علی اکبر را نشان می‌دهد. امروز هر کس سالار شهیدان را زیارت می‌کند، این جوان با ایمان را هم زیارت می‌کند. هر کس بر حسین بن علی(ع) سلام می‌دهد، بر «علی بن الحسین» هم سلام می‌دهد.

پی نوشت:
1- مقاتل الطالبیین، ص 31. بعضی هم این سخن را درباره‌ی علی بن الحسین، امام سجاد(ع) دانسته‌اند.
2- ارشاد مفید، ص 226 و عبدالرزاق المقرم، علی الاکبر، ص 69.
3- عبدالرزاق المقرم، علی الاکبر، ص 71.
4- همان، ص 74.
5- بحارالانوار، ج 45، ص 43.
6- همان.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, زنان, سبک زندگی, تبليغ, تربيت فرزند  لینک ثابت



 [ 10:57:00 ق.ظ ]





  شعر «ماه و آفتاب»   ...

دلت الهام بخش آفتاب است
گلت ميراث دار بوتراب است
حسينى بود ايّام ظهورت
تجلّى‏ هاى ماه از آفتاب است
تورا با زخمهايت مى ‏شناسند
غزلهاى تو افزون از حساب ‏است
عطش در محضرت يك خواهش پوچ
به كام خضر هستى چون سراب است
تورا در صحن اشكش ديد مولا
زيارتگاه ماهيها در آب است
همه اوراق ارباً اربا تو
مفاتيح الجنان مستجاب است
—————————
شعری از رضا جعفري

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:49:00 ق.ظ ]





  درس اخلاق آنلاین حضرت آیت الله مکارم شیرازی دامت برکاته -20:30   ...

به اطلاع طلاب محترم مي رساند شانزدهمين جلسه درس اخلاق مرجع عاليقدر حضرت آيت الله مكارم شيرازي دامت بركاته و دوره مهارت هاي زندگي توسط کارشناسان محترم، امشب ساعت 20:30به صورت آنـــــلاين برگزار خواهد شد

 لينك ورود به صفحه درس اخلاق

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, درس اخلاق, حوزه  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-02-05] [ 02:08:00 ب.ظ ]





  مباحث مهدویت در حوزه علمیه باید به عنوان درس اصلی باشد   ...

حضرت ‌آیت الله صافی با اشاره به هجمه دشمنان علیه معارف دین بخصوص مهدویت، گفت: همه به ویژه حوزویان باید خود را مجهز به سلاح علم و عمل کرده تا بتوانند در مقابل هجمه ها، از دین و معارف مکتب دفاع کنند.


 

به گزارش خبرگزاری رسا، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی امروز در دیدار جمعی از فعالان عرصه مهدویت ضمن عرض تبریک و تهنیت بمناسبت اعیاد شعبانیه بخصوص عید بزرگ میلاد حضرت بقیة الله الأعظم(عج) گفت: بنده اين اعياد بزرگ و بسيار پراهميت را تبريک عرض مي‌کنم و اميدوارم که همه، تحت عنايات ائمه طاهرين صلوات الله عليهم اجمعين مخصوصاً حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف بیش از پیش به مقامات علمي و عملي نائل شويد. قدر این مجموعه‌ها را بدانید و خداوند را بر این نعمت و توفیق، شاکر باشید.

وی با اشاره به اینکه، اساس دین و ایمان و ولایت، مهدویت است افزود: مسأله ولايت حضرت ولي عصر(عج)، مسأله‌ای بسيار بسيار با اهميت است، لذا همه بايد در اين مقام باشيم که اين مطلب هر چه بيشتر در بين مردم شايع بشود. هميشه بايد ياد آن حضرت باشيم و مردم را با یاد ایشان مأنوس کنیم؛ استاد اعظم ما حضرت آیت الله العظمی بروجردی به طلابی که برای تبلیغ می رفتند توصیه می کردند که در همه حال به یاد حضرت باشند و به مردم هم توصیه کنند که در همه حالات یاد حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف فراموش نشود.

حضرت آیت الله صافی در قسمت دیگری از سخنان خود، با قرائت اشعاری مهدوی که در کودکی آنها را می‌خوانده‌‌اند بیان داشت: صاحب اصلی همه و حوزه‌ها، وجود مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است و هرکس به گونه‌ای خود را به خدمت حضرت ملازم کند و مردم را بیشتر با این فرهنگ آشنا کند، عبادتی انجام داده است که بالاتر از آن، عبادتی نیست.

وی با اشاره به هجمه دشمنان علیه معارف دین بخصوص مهدویت، ابراز داشت: همه بخصوص حوزویان باید خود را مجهز به سلاح علم و عمل کرده تا بتوانند در مقابل این هجمه ها، از دین و معارف مکتب دفاع کنند و همیشه آماده پاسخگویی به شبهات باشند.

این مرجع تقلید بیان کرد: مباحث مهدویت در حوزه های علمیه باید در جایگاه اصلی خود قرار گیرد و بعنوان یکی از دروس اصلی، مطرح شود و کتاب های معتبر مهدوی بعنوان کتاب درسی مورد استفاده طلاب و فضلا معرفی شود.

وی تصریح کرد: توفیقاتی که برای انسان در احیای امر حضرت به دست می‌آید، نشأت گرفته از توجهات خداوند و حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. این توفیق را به هر کسی نمی‌دهند، باید قدردان آن بود. ان‌شاء الله موفق و مؤید باشیدمنبع: خبرگزاري رسا- ۱۳۹۷/۲/۴

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, زنان, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 09:05:00 ق.ظ ]





  متن های زیبا برای تبریک ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان   ...

حیدر ثانی بیامد یا نبی رخ می نماید
اکبر زیبای لیلا پرده از چهره گشاید
روی او روی محمد، بوی او بوی محمد
خلق او خلق عظیم و خوی او خوی محمد
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.

*

ای که باروی چو ماهت، دلربای عالمینی / با نگاهی عاشقانه، قبله جان حسینی
یوسف آل عبائی، قبله دل های مایی/ ای علی دوم عشق، حیدر کرببلائی
ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان مبارک باد.

*  برجلوه و اجلال محّمد صلوات
بر چهره و تمثال محّمد صلوات
دیدند چو رخسار علی اکبر را
گفتند که بر آل محّمد صلوات

* از حُسنِ زبانزد پیمبر خواندند
از هیبت و اقتدار حیدر خواندند
شد جلوۀ احمد و علی آینه ای
آن آینه را علی اکبر خواندند

*      آئینۀ غرق نور ایزد آمد؟
یا جلوه ای از بهشت سرمد آمد
با دیدن اکبرش چنین گفت حسین
یک بار دگر بوی محمّد آمد

*      اکبر که رخش جلال سرمد دارد
این آینه زیبایی احمد دارد
چون اوست شبیه مصطفی دیدارش
پاداش زیارت محمد دارد

*     ماهی که ز آفتاب روشن تر بود
لب تشنۀ آب و تشنۀ باور بود
می رفت و دل از حسین می برد که او
پیغمبر کربلا، علی اکبر بود

*افسوس که نامه جوانی طی شد
و ان تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
افسوس ندانم که کی امد و کی شد

*اکبر که گل حمیده ی فاطمه است
نور دل و نور دیده ی فاطمه است
هر چند که از گلشن لیلا باشد
او لاله ی پروریده ی فاطمه است
میلاد نورانی اش مبارک.

*پیغمبرانه بود ظهوری که داشتی / خورشید بود جلوه طوری که داشتی
شب زنده دار بودی و ذوب خدا شدی / در بندگی گذشت حضوری که داشتی
میلاد حضرت علی اکبر مبارک باد

*جوانان ، اراده ای سترگ دارند و دل هایی دریایی و بزرگ
که می توانند در آرامش سر سبز عشق ، نیکی ها و زیبایی ها را بسرایند
و دری به خانه خورشید بگشایند
روز جوان مبارک

*صدای پای بهار آمد/بیا که کوه وقار آمد
به قلب عاشق قرار آمد/به حق پرستی عیار آمد
میلاد حضرت علی اکبر مبارک باد

*ای سرو بوستان ایستادگی! ای زیباترین گل باغ حسین! ای جوان رعنا و رشید حسین! ای علی را یادگار!
ای علی اکبر! سلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات.
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک

*تو شهزاده ای و علی اکبری/علی اکبری یا که پیغمبری؟
در خانه ات ازدحام گداست/ولی خم به ابرو نمی آوری
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک

*امام صادق(ع) می فرمایند:
بِدان که جوانِ خوش اخلاق، کلید خوبى ها و قفل بدى هاست و جوانِ بداخلاق، قفل خوبى ها و کلید بدى هاست.
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد

*نسل جوان را به جهان رهبری
جلوه ی توحید، علی اکبری
هر که هوای رخ احمد کند
در تو تماشای پیمبر کند
ولادت باسعادت سرو باغ احمدی، آینه ی محمدی و روز جوان مبارک

*خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
بنگر رخ زیبای علی اکبر را
در منطق و خلق و خوی او می بینی
با دیده ی جان محمدی دیگر را
*میلاد شبیه ترین آینه ی پیغمبری مبارک*

 

*زاده لیلا بُوَد ثانی ختم الانبیاء
مهر عالم‌تاب باشد، چون علی و مرتضی
او اصالت داشت از بابش حسین بن علی
خواند نامش را علی‌اکبر، شهید کربلا
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد

 

منبع: پايگاه اطلاع رساني ذي طوي

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



 [ 08:43:00 ق.ظ ]





  پویش نه به پیام رسان های خارجی   ...

قابل توجه طلاب محترم

 با احترام، ضمن تبریک ایام با سعادت شعبان المعظم، در راستای حفظ و پاسداشت منافع ملی و با عنایت به آسیبها و پیامدهای ویرانگر استفاده از شبکه های اجتماعی خارجی؛ بویژه تلگرام، مقتضی است طلاب محترم حوزه های علمیه فعالیت خود را در این پیام رسان­ ها متوقف و از پیام رسان ­های داخلی استفاده نمایند؛ همچنین در راستای ایفای رسالت طلبگی، دیگران را نیز تواصی به حق نموده و با پیشگامی و تحقق این مهم، نقش راهبردی خویش را در مصونیت بخشی جامعه در استفاده از شبکه های اجتماعی خارجی ایفاء نمایند.

امید است با توکل برخداوند متعال، هریک از حوزویان با شرکت و سرعت در این عمل صالح  و حرکت ارزشمند، طلایه دار تشویق سایرین در استفاده از پیام رسا­ن های داخلی باشند.

موضوعات: اخبار و اطلاعیه ها, فرهنگی- اجتماعی  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-02-03] [ 12:42:00 ب.ظ ]





  اينگونه همديگر را نصيحت كنيم   ...

امام حسن عسکری علیه السلام یکی از آداب نصیحت برادر مؤمن را بیان کردند.
 
 

وَ قَالَ الحسن الزکی العسکری عليه السلام مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلَانِيَةً فَقَدْ شَانَهُ.

امام حسن عسکری(عليه السلام) فرمود: کسی که برادرش را پنهانی نصیحت کند، او را آراسته  است و اگر آشکارا نصیحتش کند او را مخدوش ساخته است.

تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص489

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, سبک زندگی, حديث روز  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-02-02] [ 02:56:00 ب.ظ ]





  نقد مامور خاطی یا تخریب ناجا؟!   ...

این روزها در پی انتشار کلیپ درگیری یک نفر از ماموران گشت امنیت اخلاقی ناجا با یک خانم در یکی از پارک های تهران مناقشه فراوانی در گرفته است.این در حالی است که دفتر سخنگوی ناجا ضمن ابراز تاسف از اتفاق صورت گرفته اعلام کرد: پلیس به هیچ وجه چنین رفتارهایی را تایید نمی‌کند.در اطلاعیه پلیس ضمن‌ اشاره به این که بررسی‌های اولیه حکایت از وقوع این اتفاق در یکی از پارک‌های تهران دارد، اعلام شده است: فیلم پخش شده بخشی از کل اتفاق است و در حال حاضر بازرسی پلیس تهران در حال بررسی موضوع است.در اطلاعیه ناجا آمده است: انتطار می‌رود همه دختران و بانوان جامعه نیز شئونات اجتماعی را رعایت نمایند.
در همین هیاهو و جنجال‌آفرینی عده‌ای که گویی منتظر چنین فرصتی بودند تا از نیروی انتظامی انتقام بستانند و عقده هایشان را بگشایند،خبرگزاری فارس در خبری اظهار داشت که دختران جوان 4 نفر بوده‌اند که یکی از آنها که لباس سفید به تن داشته و در فیلم مشخص شده است، اقدام به کشف حجاب کرده و با یک نفر دیگر از دوستان خود پس از کشمکش کوتاه از صحنه خارج می شوند. نصب دوربین مخفی بر روی لباس یکی از دختران حاضر در صحنه و جیغ و دادهای تصنعی نشان می دهد که این حادثه با آمادگی قبلی صورت گرفته بود که این موضوع هم در بررسی‌های بعدی مشخص و به تأیید رسیده است.
اما با همه این اوصاف،بلافاصله برخی رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی فرصت را مناسب دیدند و هرکس تعبیر و دیدگاهی که دلش خواست را به کار برد و شدیدترین حملات را روانه نیروی انتظامی کردند و از لحظه انتشار خبر تاکنون، این اتفاق را به حادثه ای ملی تبدیل کردند.هیچ کس از جمله خود نیروی انتظامی چنین صحنه ها و رفتارهایی را تأیید نکرده‌اند اما حقیقتاً جا داشت این حادثه را برخی فاجعه ملی بنامند؟ آیا صحیح است این حادثه که ناشی از لبریز شدن کاسه صبر دو انسان است را دستمایه برای تخریب نیروی انتظامی کرد؟
آیا غیر از این است که چند روز پیش جمعی از پرسنل مرزبانی نیروی انتظامی در مرز میرجاوه مظلومانه به شهادت رسیدند! چرا در چنین مواقعی از جماعت فرصت‌طلبی که امروز تخریب نیروی انتظامی را در دستور کار خود قرار داده اند، فریاد و همدردی به گوش نمی‌رسد؟چرا چنین سربازان و مأموران فداکاری در لسان و رسانه های این گروه فرصت طلب، قهرمان ملی معرفی نمی‌شوند اما درگیری خانمی که کشف حجاب کرده با مامور خاطی نیروی انتظامی فاجعه ملی نامیده می‌شود؟ از این گذشته چرا کسی از این افراد به این موضوع مهم که باید حرمت اخلاق عمومی و اسلامی را نگه داشت اشاره ای نمی کنند؟ معلوم است که هدف چنین افرادی، دلسوزی و اصلاح برخی اقدامات و روند های اشتباهی که در سطح جامعه رخ می‌دهد نیست،که اگر این گونه بود در برابر برخی از اقدامات خرابکارانه اقتصادی برخی از منسوبین به مسئولین دولتی هم واکنشی از خود نشان می دادند. از منظر چنین گروه و افرادی این گونه اقدامات فرصت مناسبی است برای آنکه رقبای خود را - و حتی برای برخی از آنها نظام و دستگاههای امنیتی را - به چالش بکشند.

منبع: بصيرت

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 12:57:00 ب.ظ ]





  نماهنگ/ شهادت تدریجی   ...

رهبرمعظم انقلاب: اجر جانبازان روزبه‌روز رو به افزایش است. هر ساعتی که شما بیشتر عمر کنید، به همان اندازه اجر شما رو به افزایش است.

ادامه »

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:40:00 ق.ظ ]





  صوت-صحيفه سجاديه در كلام رهبرانقلاب   ...

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 10:37:00 ق.ظ ]





  چهل حديث تصويري از امام سجاد عليه السلام   ...

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, زنان, سبک زندگی, حديث روز  لینک ثابت



 [ 10:35:00 ق.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.
 
 
سوگواره عاشورایی