معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزشهای غیرحضوری
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


درباره پايگاه

این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.



قرآن آنلاین

قرآن آنلاین




لحظه شمار غیبت امام زمان





ذکر روز

ذکر روزهای هفته



اوقات شرعی

اوقات شرعی




پخش زنده حــــــرم

پخش زنده حرم




  مسلمان با سه چیز کامل می‌شود   ...

امام علی علیه السلام سه ویژگی کامل کننده مسلمان را بیان کردند.
 

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عليه السلام) ثَلَاثٌ بِهِنَّ يَكْمُلُ الْمُسْلِمُ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ التَّقْدِيرُ فِي الْمَعِيشَةِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّوَائِب‏.

امیرالمؤمنین(عليه السلام) فرمود: مسلمان با سه چیز کامل می‌شود: فهم عمیق دین و تدبیر زندگی و صبر در مصیبت ها.

خصال شیخ صدوق، ج1، ص124.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-01-29] [ 01:09:00 ب.ظ ]





  فیلم/ توصیه رهبرانقلاب درباره استفاده از ماه شعبان   ...
موضوعات: مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 12:00:00 ب.ظ ]





  فقط به حلال های شرعی اکتفا نکنند   ...

فقط به حلال های شرعی اکتفا نکنند/ به حلال ها و حرام های اخلاقی توجه داشته باشیم
 
 

حضرت آیت الله سبحانی صبح امروز در درس خارج اصول در مسجد اعظم قم با اشاره به روایتی از نبی مکرم اسلام(ص)، اظهار داشتند: حضرت در این روایت فرمودند: «علیکم بمکارم الاخلاق، فان الله عزوجل بعثنی بها/ بر شما باد رعایت مکارم اخلاق، که خداوند مرا بر آن‌ها مبعوث کرد».

ایشان ابراز داشتند: با این روایت مشخص می شود که اخلاق، جزو شریعت ماست و باید به آن اهتمام داشته باشیم.

این مرجع تقلید خاطرنشان ساختند: گاهی طلاب نزد ما آمده و عمامه بر سر آنان می گذاریم؛ این عزیزان باید توجه داشته باشند که همراه با این لباس، باید اخلاق آن را نیز رعایت کنند.

این استاد برجسته حوزه تصریح کردند: روحانی ملبس نباید با محارم خود به نحوی در خیابان راه برود که از نظر مردم خوب نباشد؛ ممکن است این کار حلال باشد؛ اما برای یک طلبه ملبس مناسب نیست و باید رعایت کند.

حضرت آیت الله سبحانی در پایان بیان داشتند: کسانی که لباس روحانیت به تن دارند، نباید به حلال های شرعی اکتفا کنند؛ بلکه باید به حلال ها و حرام های اخلاقی هم توجه داشته باشن

موضوعات: سیاسی  لینک ثابت



 [ 11:52:00 ق.ظ ]





  دنیای فردا دنیای موشک‌هاست نه گفتمان‌ها!   ...

همانطور که پیش‌بینی می‌شد، آمریکا حملات «مقطعی» و «پر سروصدایی» را به چند نقطه از سوریه (در سه استان حمص، دمشق و حماه) انجام داد تا به گفته «نیکی هیلی»، نماینده آمریکا در سازمان ملل نشان دهد، «ترامپ مرد عمل است و زمانی که خطوط قرمزی را مشخص می‌کند، اگر کسی وارد آن خطوط شد، آن را بی‌پاسخ نمی‌گذارد.»(!) این حمله درست مثل حمله سابق ترامپ به بهانه حملات شیمیایی صورت گرفت و فقط سروصدا داشت؛ و به قول ستون ‌نویس روزنامه انگلیسی «گاردین»، کسی دستاورد آن را ندید!

حمله موشکی آمریکا به سوریه که با مشارکت فرانسه و انگلیس صورت گرفت و طی آن حدود 100 موشک به خاک سوریه شلیک شد، فقط 3 زخمی داشت و 70 درصد موشک‌ها نیز در آسمان منهدم گردید. این حملات اگرچه «بی‌خاصیت»، «پر سروصدا»، پر هزینه و در یک کلام «صرفا سیاسی» بود اما در بطن خود حاوی نکات، پیام‌ها و پی‌آمدهایی بود که تبیین بخشی از آنها موضوع این نوشتار است.
شاید مهمترین نکته نهفته شده در این موشک‌پرانی‌ها! پیامی بود که حمله کنندگان قصد داشتند به گوش ایرانیان برسانند. «جان بولتون»، مشاور امنیت ملی آمریکا که عده‌ای در کشور با روی کار آمدنش، سروصدای زیادی به راه انداختند! ساعاتی پس از این حمله توئیت کرد: «سوریه فقط یک سایه است، هدف اصلی ایران است.» راز واکنش قاطع و سریع رهبر انقلاب به این حمله موشکی و پاسخشان به این سه کشور که سرانشان را هم جنایتکار خواندند، می‌تواند در همین نکته نهفته باشد. رژیم صهیونیستی، آمریکا به همراه انگلیس و فرانسه با ادبیات‌های متفاوت به کرات اعلام کرده‌اند نگران ریشه‌کن شدن تروریست‌های تکفیری در منطقه به ویژه سوریه و در نتیجه افزایش نفوذ و اقتدار ایران هستند و اینکه «به هر قیمتی که شده اجازه نمی‌دهیم، ایران در سوریه حضور داشته باشد….بزرگترین خطری که امروز اسرائیل را تهدید می‌کند، تقویت نفوذ ایران در سوریه و مرزهای اسرائیل پس از داعش است.»
از این دریچه، حمله رژیم صهیونیستی به پایگاه «تی-4» حمص که به شهادت 7 مدافع ایرانی حرم منجر شد نیز با حملات موشکی آمریکا، فرانسه و انگلیس به سوریه و پیام تهدیدآمیزش علیه کشورمان مرتبط است. رسانه‌های غربی و صهیونیستی در واکنش به این حمله بی‌ سابقه که چند روز قبل از حملات آمریکا به سوریه و از آسمان لبنان انجام شد، نوشتند، اسرائیل قصد دارد با این حمله به تهران پیام بدهد ادامه حضور ایران در سوریه را تحمل نمی‌کند. اگرچه این تحلیل نیز وجود دارد که هدف کوتاه‌مدت صهیونیست‌ها از حمله به مدافعان ایرانی حرم، واداشتن کشورمان به پاسخ و وارد کردن آمریکا به معرکه بود که با هوشمندی جمهوری اسلامی ایران این توطئه، نقش بر آب شد؛ به هر تقدیر هدف هر چه بوده باشد، تردیدی وجود ندارد که این جنایت، بی‌پاسخ نخواهد ماند:
«ایران ما را متهم به حمله به اهداف ایرانی و قتل نیروهایش می‌کند. معتقدم باید تهدیدهای آنها را جدی گرفت. با شناختی که از ایرانی‌ها دارم، وقتی که تهدید می‌کنند، تهدیدشان را عملی می‌کنند.» (دانی یاتوم، رئیس پیشین موساد- دیروز)… «سرویس‌های امنیتی اسرائیل در هر لحظه منتظر پاسخ ایران هستند؛ آنها می‌گویند همین که ایران تلفات خود در تی-4 را رسانه‌ای کرد، یعنی تل آویو منتظر پاسخ باشد.» (روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت- دیروز)
در کنار این پیام و رجز خوانی‌های بعد از این حمله به ویژه از سوی نتانیاهو، ترامپ و مایک پنس، باید به این نکته هم توجه داشت که، آمریکایی‌ها، در جریان برنامه‌ریزی برای حمله به خاک سوریه، به شدت مراقب این بودند که به اهداف ایران و متحدانش آسیبی نرسد: «یک مسئول آگاه در کاخ سفید به ما خبر داد در میان لیست اهدافی که واشنگتن به آنها یورش برده، مواضع ایران و روسیه وجود نداشته است.» (العربیه-دیروز)
بی‌آبروتر شدن شورای امنیت سازمان ملل، از پیامدهای دیگر این حملات موشکی بود. فراموش نکنیم که این تجاوز به بهانه حملات شیمیایی «دوما» صورت گرفت. حملاتی که تا این لحظه هیچ سندی درباره مشارکت دولت سوریه در آن پیدا نشده چرا که هنوز تحقیقاتی در این باره آغاز نشده است! و در مقابل اسناد و شواهد زیادی هست که نشان می‌دهد این حملات توطئه‌ای از سوی همین کشورهای حمله کننده به سوریه بوده تا به تروریست‌های در حال احتضار تنفس مصنوعی بدهند. (به عنوان یک نمونه مراجعه شود به اظهارات مهم ژنرال جاناتان شاو، رئیس سابق نیروهای ویژه انگلیس)
حمله کنندگان به سوریه کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه یعنی سه عضو دارای حق وتوی شورای امنیت سازمان ملل هستند! نیکی هیلی در همان صحن جلسه شورای امنیت گفت که این قطعنامه چه رای بیاورد و چه نیاورد، علیه سوریه وارد عمل خواهد شد! این کشورها که خود را فاتحان جنگ جهانی می‌دانند، پس از جنگ خود قوانین سازمان ملل و شورای امنیت را نوشته و برای خود حق وتو قائل شده‌اند، اما وقتی از این ساز و کار طرفی نبستند، قوانین خود را به راحتی نیز زیر پا گذاشتند و آبرویی برای سازمان ملل و خود نگذاشتند.
به هر تقدیر، اگر بپذیریم که هدف اصلی آمریکا و نوچه‌هایش از تجاوز آشکار به سوریه، خط و نشان کشیدن برای ایران و متحدانش بوده و این امر بدیهی را هم بپذیریم که عصر، عصر قانون جنگل است و کشورهای زورگو به قوانینی که خود تدوین کرده‌اند هم، عمل نمی‌کنند، آیا صحبت کردن از برجام 2 و مذاکره بر سر توانایی‌های نظامی و موشکی‌مان از قضا با همین سه کشور! عقلانی است؟! کشورهایی که پرونده سیاه برجام را هم در کارنامه سیاه و بلند بدعهدی‌های خود دارند.
در این ماجرا، نقش دلارهای سعودی (نه خود سعودی‌ها) را نباید کمرنگ دید. ترامپ خیلی واضح و روشن اعلام می‌کند امثال بن سلمان، گاوهای شیردهی هستند که باید دوشیدشان و وقتی شیرشان خشک شد، باید ذبحشان کرد. حمله به سوریه از سوی سه کشوری صورت گرفته که طی چند ماه گذشته با هم مسابقه «سعودی‌دوشی» داشته‌اند. گزارش‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد این حملات با هزینه سعودی‌ها صورت گرفته چرا که این روزها، این رژیم از هیچ تلاشی برای نزدیکی به رژیم صهیونیستی دریغ نکرده است. نمونه آن گزارش دیروز رسانه‌های رسمی سعودی درباره اجلاس اتحادیه عرب در «ظهران» عربستان است که خطاب به شرکت کنندگان آن نوشتند: «در نشست ظهران باید صلح با اسرائیل و مقابله با ایران مورد اتفاق قرار گیرد.»
با توجه به قرابتی که فرزندان «ابولهب» و «تئودور هرتزل» پیدا کرده‌اند، هیچ بعید نیست این حملات، به درخواست رژیم صهیونیستی و با هزینه آل سعود صورت گرفته باشد. یعنی طرح از اسرائیل، هزینه با آل سعود و اجرا با آمریکا، فرانسه و انگلیس! اگر این فرضیه قوی را قبول کنیم، باید گفت، در این ماجرا بازنده اصلی همین سعودی‌ها هستند. برای درک این مسئله، کافی است نگاهی به قیمت موشک‌هایی بیندازیم که به خاک سوریه شلیک شد و تنها 3 زخمی بر جای گذاشت! گفته می‌شود قیمت هر یک از موشک‌های شلیک شده به سوریه یک و نیم میلیون دلار است که اگر در 105 موشک شلیک شده ضرب شود می‌شود چیزی حدود 158 میلیون دلار! با توجه به میزان کم خسارات، تلاش آمریکایی‌ها به نزدیک نشدن به اهداف ایرانی، یافت نشدن دستاوردهای این حملات و پاسخی که از ایران گرفتند و صد البته خواهند گرفت، می‌توان نتیجه گرفت، این بار هم سر سعودی‌ها کلاه گشادی رفته چرا که بن سلمان به درخواست ترامپ چیزی نزدیک به 4 میلیارد دلار به آمریکایی‌ها داده است تا این کشور از سوریه خارج نشود! رقمی که به انگلیس و فرانسه داده پیشکش!


این رخداد، درس مهمی هم به همه ما ایرانی‌ها به ویژه دولت محترم داد و آن اینکه، در دنیای سیاست منهای اخلاق، قدرت‌ها برای قانون، منطق، دیپلماسی، مذاکره و وعده‌هایی که می‌دهند، پشیزی ارزش قائل نیستند و برای رسیدن به هدف، حاضرند دست به شیطانی‌ترین جنایات بزنند و با سلاح‌های شیمیایی مردم بی‌دفاع را قتل عام و سپس اعلام کنند، به خاطر اخلاق به سوریه حمله کرده‌اند! اینکه، در چنین دنیای بی‌رحمی، با اقتدار است که کارها پیش می‌رود نه با لبخند و دیپلماسی و دشمن دیپلماسی بدون قدرت و اقتدار را«ضعف» برداشت می‌کند. اینکه، کسانی که می‌گویند «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌ها است نه موشک‌ها» تا نتیجه بگیرند باید مذاکرات موشکی را هم کلید زد، یا خوش‌خیال و خام‌اندیشند یا به خیانت در میدان دشمن بازی می‌کنند، چرا که امروز، دنیای موشک است و دنیای گفتمان با کشورهایی با مختصات آمریکا، انگلیس و فرانسه تمام شده است.

منبع: يادداشت روز روزنامه كيهان، 27/01/97

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



[دوشنبه 1397-01-27] [ 11:58:00 ق.ظ ]





  خداوند این درها را باهم می‌گشاید   ...

امیرالمؤمنین علیه السلام در روایتی سنت الهی در مورد روزی دادن، اجابت دعا و آمرزش گناهان را بیان کردند.
 وَ قَالَ ع: مَا كَانَ اللَّهُ [عَزَّ وَ جَلَ‏] لِيَفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ الشُّكْرِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الزِّيَادَةِ وَ لَا لِيَفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ الدُّعَاءِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَةِ وَ لَا لِيَفْتَحَ [عَلَيْهِ‏] لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَةِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْمَغْفِرَة.

نهج البلاغه(صبحی صالح)، ص553

امام علی(ع) فرمود: خداوند عزوجل این گونه نیست که درِ شکر را به روی بنده ای بگشاید اما درِ فزونی نعمت را ببندد و [این گونه نیست که] در دعا را بگشاید، اما درِ اجابت را ببندد و [این گونه نیست که] درِ توبه را بگشاید اما درِ آمرزش را ببندد.
 
 
 
 
 
 

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, حديث روز  لینک ثابت



 [ 07:42:00 ق.ظ ]





  اعمال آخر ماه رجب   ...

ماه رجب از ارزش و شرافت بسیار بالایی برخوردار است و این شرافت و ارزش بدان دلیل است که این ماه یکی از ماههای حرام و یکی از زمانهای ویژه‌ دعا است. شما می‌توانید اعمال آخر ماه رجب را در اینجا بخوانید.

رویناها عن جدّی أبی جعفر الطوسی رضوان اللّه علیه، و قد تقدم إسنادها فیما أشرناإلیه، و هی:و صلّ فی آخر الشهر عشر رکعات، تقرء فی کل ّرکعة فاتحة الکتاب مرة واحدة و «قُلْ هُوَاللَّهُ أَحَدٌ» ثلاث مرات و «قُلْ یاأَیُّهَا الْکافِرُونَ» ثلاث مرات، فإذاسلّمت فارفع یدیک إلى السماء و قل: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَه الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَحَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ، وَ لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.

ثم امسح بها وجهک و سل حاجتک فإنه یستجاب لک دعاؤک و یجعل اللّه بینک و بین جهنم سبعة خنادق، کل خندق کما بین السماء والأرض، و یکتب لک بکلّ رکعة ألف ألف رکعة،و یکتب لک براءة من النار و جواز على الصراط.
قال سلمان رضی اللّه عنه: فلمّا فرغ النبی صلّى الله علیه وآله من الحدیث خرّرت ساجداً أبکی شکراً للّه تعالى لما سمعت من هذا الحدیث.

روایت شده که پیامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) در بیان نماز آخر ماه رجب می فرمایند: هر کس در اخر ماه رجب 10 رکعت نماز بخواند که در هر رکعت سوره حمد را یکمرتبه و سوره توحید را سه مرتبه و سوره کافرون را سه مرتبه باشد، و پس از سلام نماز دستهایش را به سوی آسمان بلند کند و بگوید :

لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ، وَ لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.

سپس دستهایش را به روی صورت بکشد و حاجتش را از خداوند بخواهد، دعای او مستجاب شود و خداوند بین او و جهنم هفت گودال فاصله بیاندازد که اندازه هر گودال به اندازه فاصله آسمان تا زمین است و در به ازای هر رکعت، هزار رکعت برایش نوشته شود و برای او گذر از صراط و دوری از جهنم تضمین شود.

سلمان رضوان الله علیه می گوید: «هنگامی که کلام پیامبر صلی الله علیه و اله به پایان رسید، به حالت گریه به سجده افتادم و خداوند را شکر نمودم که این حدیث را از پیامبر شنیدم.»

گفتنی است؛ در روز آخر ماه‏ رجب، بر انجام غسل تاکید شده و روزه ‏این روز سبب آمرزش گناهان گذشته و آینده است. همچنین نماز سلمان به نحوى است که در بالا گفته شد.

اقبال الاعمال : ج 3 ص 285

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها, تبليغ  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-01-26] [ 10:40:00 ق.ظ ]





  درس خواندن باید همراه پیشرفت معنوی باشد   ...

حضرت آیت الله عبد الله جوادی آملی استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم امروز در درس تفسیر خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، گفت: ممکن نیست که اولیای الهی حرف بی مغز و عوامی بزنند اما حرفی که عوام بفهمد فراوان است.

وی افزود: عوام فهم حرف زدن مطلبی و عوامانه دهان بازکردن مطلبی دیگر است، قرآن و اهل بیت(ع) هرچه می گویند حکمت است اما آن را به گونه ای بیان می کنند که مردم متوجه شوند، حرف از جای بلندی آمده اما به صورتی بیان می شود که همه بفهمند.

مفسر برجسته قرآن کریم با بیان این که علم نردبان و وسیله است، اظهار داشت: اگر علم وسیله نباشد هیچ ارزشی ندارد چرا که عمده عقل است، اگر انسان در حوزه و دانشگاه درس بخواند اما بالا نرود فایده ای ندارد، این علم باید وسیله ای برای عقل باشد.

وی با اشاره به اوضاع صدر اسلام ادامه داد: آسیب یهودیان به جهان اسلام به ویژه به پیامبر اکرم(ص) بیش از دیگران بود، به فرموده قرآن کریم مشکرین و یهودیان دشمن سخت مسلمانان هستند، قرآن می فرماید این ها هر روز درصدد آزار و اذیت شما هستند و هر روز نقشه می کشند که خیانت کنند.

حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان این که انسان بعد از دنیا وارد جایی می شود که قبلا ساخته است، ابراز داشت: در واقع انسان مهمان عقیده و عملی است که از قبل می فرستد، مرگ بدترین دشمن برای برخی از  انسان ها است چون ترس انسان از مسائلی مانند زلزله و حوادث دیگر برای ترس از مردن است؛ قرآن می فرماید انسان مرگ را می میراند نه این که خود بمیرد.

وی عنوان کرد: مرگ انتقال از دنیا به برزخ است، انتقال از دنیا مرگ و ورود به برزخ میلاد جدید یعنی حیات برزخی است، انسان به همان جایی بازمی گردد که از آنجا آمده است.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-01-23] [ 11:42:00 ق.ظ ]





  اشکال کار این است که گاهی آن ارزش‌ها فراموش می‌شود.   ...

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر (دوشنبه 20/1/97) در دیدار جمعی از مسئولان و مدیران نظام با تبریک اعیاد و ماه رجب، این ایام مبارک را فرصت‌هایی برجسته برای عبادت و توسل خواندند و افزودند: کلید حل مشکلات، «دعا، یاد خدا و اصلاح دل‌ها» است و ماه رجب عید کسانی است که قصد اصلاح قلوب خود را دارند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم ایستادگی مسئولان بر اهداف اسلام و جمهوری اسلامی، گفتند: «تقوا» و «اجتناب از گناه، خیانت و دنیاطلبی» که عامل ایستادگی، و برای مسئولان از اوجب واجبات است، در گرو تقویت ارتباط با خدا است.

ایشان با یادآوری روحیه‌ی انقلابی و خدمتگزارانه‌ی حاکم بر مدیران کشور در دهه‌ی ۶۰، خطاب به مسئولان خاطرنشان کردند: آیا آن احساسات و رفتارهای تحسین‌برانگیز را به یاد دارید؟ آیا آن بی‌اعتنایی به مال دنیا و اهتمام به خدمت را به یاد دارید؟ اشکال کار این است که گاهی آن ارزش‌ها فراموش می‌شود.

رهبر انقلاب اسلامی راه جلوگیری از مبتلا شدن به غفلت و سقوط تدریجی را مراقبه خواندند و افزودند: همه‌ی ما مسئولان در جمهوری اسلامی احتیاج به تعمیر قلب خود داریم زیرا جمهوری اسلامی بر اساس اهداف و آرمان‌های مهمی همچون توحید و شریعت الهی، عدالت، آزادی و استقلال به‌وجود آمده و با حکومت‌های متعارف در دنیا متفاوت است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان با تأکید بر لزوم ساماندهی فضای کسب‌وکار به‌عنوان زیربنای اقتصاد کشور، افزودند: انجام این کار جزو وظایف ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی است و آن ستاد نیز پیگیر حل مشکلات است اما باید کار با نیرو و انگیزه‌ی جوانانه دنبال و پیگیری شود.

ایشان همچنین با ابراز خرسندی از تبدیل شدن مطالبه‌ی ایجاد پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی داخلی به مطالبه‌ای عمومی، گفتند: مسئولان باید امنیت و حریم داخلی مردم و کشور را حفظ کنند. تعرض به امنیت و حریم داخلی مردم «حرام شرعی» است و نباید انجام شود.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: متصدیان کار در دستگاه‌های دولتی و قضائی مراقبت کنند تا حریم داخلی زندگی مردم و اسرار آن‌ها محفوظ بماند.

پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 11:12:00 ق.ظ ]





  فیلم/ آیا ما حضرت موسی‌ بن‌ جعفر(ع)را به زندان نمی‌اندازیم؟   ...
موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:56:00 ق.ظ ]





  جایگاه حقیقی انسان مؤمن از منظر امام موسی کاظم (ع)   ...

 25 ماه رجب سالروز شهادت مظلومانه هفتمین پیشوای شیعیان جهان و ولایتمداران راستین ایشان، امام موسی بن جعفر(علیهم السلام) است. امامی که با شهادت خود برگ دیگری از جنایت‌ها و خیانت‌های دستگاه عباسی را آشکار ساخت و محبین ودوستداران را در غم و ماتم فقدان خود فرو برد. آن حضرت در ضمن مقابله با حاکمان جور زمان خود، حوزه‌های علمیه قوی و غنی تشكیل داد، طلاب مستعد را شناسایی كرد و شاگردان فراوانی تربیت كرد كه عده زیادی از آنها جزء روات از احادیث و جزء علمای بزرگوار و جزء محدثین و مفسران شدند که یكی از آن شاگردان بنام، هشام‌بن‌حكم است.

حضرت آیت الله جوادی آملی در بخشی از سخنان خود با اشاره به سیره عملی امام کاظم (علیه السلام)، بیان داشتند: وجود مبارك امام هفتم، بخشی از عمر پربركت را در زمان حیات پدر بزرگوارشان امام صادق(سلام الله علیه) با منصور دوانیقی گذراندند و بعد از شهادت امام صادق(سلام الله علیه) سالیان متمادی هم گرفتار سیاست مشئوم منصور دوانیقی بودند. بعد از درگذشت منصور دوانیقی نیز گرفتار سیاستهای مشئوم، مهدی عباسی بودند و بعد ازاو هم گرفتار سیاستهای تبهكارانه هارون­ الرشید عباسی شدند. آن حضرت توانست تمام این مقاطع را با آن هوشیاری ولایی خود حل كند؛ این بخشهای سیاسی مربوط به آن حضرت بود. حوزه‌های علمیه قوی و غنی تشكیل داد، طلاب مستعد را شناسایی و شاگردان فراوانی تربیت كردند كه عده زیادی از آنها جزء روات از احادیث و جزء علمای بزرگوار شدند، جزء محدثین شدند جزء مفسران شدند و مانند آن که یكی از آن شاگردان بنام، هشام‌بن‌حكم است.

ایشان به جایگاه رفیع مؤمنان از منظر امام کاظم (علیه السلام) اشاره كردند و گفتند: وجود مبارك امام هفتم(ع)، مقام مؤمن را خیلی بالا می‌داند. بالا بودن مقام مؤمن تنها به این نیست كه در آخرت درجات او زیاد است بلكه بالا بودن مقام مؤمن این است كه او نزدیك انبیا و ائمه(علیهم السلام) بسیاری از فضایل و معارف و علوم را می‌تواند یاد بگیرد و عمل بكند و منتشر بكند (این سرمایه در انسان هست). اگر كسی این سرمایه را شناخت، خود را ارزان نمی‌فروشد؛ هرگز نمی‌گوید من حالا كه مدرس شدم یا درس سطح می‌گویم یا درس خارج می‌گویم همین مقدار بس است. در تعبیرات دینی ما آمده است: اولین روز جهلِ یك حوزوی یا دانشگاهی آن وقتی است كه بگوید من فارغ التحصیل شدم؛ خب حیف نیست كه آدم به دنبال نخود سیاه برود و خودش را ارزان بفروشد بگوید من حالا امام جمعه یا جماعت شدم ؟! اگر انسان می‌تواند به جایی برسد كه نزدیك امام معصوم قرار بگیرد چرا خود را مفت بفروشد؟!

 معظم له خاطرنشان کردند: امام کاظم علیه السلام به هشام می‌فرمایند: «یا هشام لا تَجتَمِعُ هذه الخصال الا لنبی أو وصی أو مؤمن امتحن الله قلبه للایمان»؛ وقتی معارف عقلی را مطرح می‌كند می‌فرماید این معارف بلند و این فضایل فراوان، از آنِ انبیا و ائمه است و ازآنِ مؤمنی است كه در آزمون الهی قلبش پیروز شد (نه زبانش). بنابراین این مقام برای ما هست، اگر این راه باز است چرا خود را ارزان بفروشیم؟! خب خسارت كه دیگر حقیقت شرعیه ندارد، همین است که آدم یك كالای گران داشته باشد و این كالا را به مرجعیت بفروشد یا به پیش نمازی بفروشد! فرمود: «الا لنبی أو وصی أو مؤمن امتحن الله قلبه للایمان و اما سائر ذلك من المومنین فانّ احدّهم لا یخلو مِن ان یكونَ فیه بعضُ هذه الجنود»؛  افراد عادی مقداری از این فضایل عقلی را فراهم می‌كنند ولی آن مؤمنان وارسته، در ردیف اولیای الهی‌اند (این اصل اول). بنابراین ما می‌توانیم و این سرمایه را داریم كه یك انسان ابدی باشیم.

حضرت آیت الله جوادی آملی در ادامه با اشاره به آیاتی از سوره مبارکۀ «زمر» به فرمایشاتی از امام کاظم (ع) اشاره کردند و بیان داشتند: وجود مبارك امام هفتم(سلام الله علیه) مطابق آیه سوره «زمر» فرمود خداوند هم مجاری ادراكی به ما داد كه مطالعه كنیم و گوش بدهیم (یك) هم تصفیه خانه به ما داد به عنوان درون تا پژوهش و تحقیق كنیم تا این چیزی كه شنیدیم و آنچه خواندیم كدامش حق است و كدامش حق نیست (دو) و هم قدرت انتخاب به ما داد كه بعد از ارزیابی وقتی فهمیدیم چه چیز حق است آن را بپذیریم (سه)، بعد قدرت عمل به ما داد (چهار)، بعد قدرت نشر و تبلیغ به ما داد (پنج) كه در همه این مقاطع پنج گانه ما پیروز می‌شویم. خداوند اهل عقل و فهم را در كتاب خودش بشارت داد و این‌‌چنین فرمود: ﴿فَبَشِّرْ عِبادِ ٭ الَّذینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ﴾«قول» یعنی مكتب یعنی آراء یعنی مطالب علمی ـ مكاتب گوناگون آراء گوناگون را می‌شنود خوب گوش می‌دهد و میزان هم دارد تا ارزیابی كند چه صدق است چه كذب چه حق است چه باطل چه خیر است چه شر چه حسن است و چه قبیح، بعد انتخاب هم می‌كند.

معظم له در پایان به ذکر مصیبت امام هفتم پرداختند و اظهار داشتند: امروز چون روز مصیبت آن حضرت است ببینید كه بر وجود مبارك امام هفتم چه گذشت! همین سندی‌بن‌شاهك ملعون در مسموم كردن وجود مبارك امام هفتم، بی ­باك بود، وقتی كه مطمئن شد كه حضرت مسموم شد و رحلت می‌كند و شهید می‌شود، برای عوام­ فریبی به حضرت گفت اجازه می‌دهید كه من كفنی دارم با آن كفن شما را كفن كنم، خب حضرت این عوام فریبی او را فهمید فرمود نه: «إنّا اهلُ بیت مُهورُ نسائِنا و حج صرورتِنا و اكفان موتانا من طاهر اموالنا و عندی كفن»؛ فرمود ما از خاندانی هستیم وقتی مكه می‌رویم از پول حلال صد درصد خالص خود ماست، مهریه‌ای برای همسرهای مان قرار می‌دهیم و كفن‌های مرده‌های ما از مال حلال صد درصد خالص خود ماست و من كفن دارم یعنی فرزندم وجود مبارك امام هشتم می‌آید و مرا هم در آن كفن، كفن می‌كند.

«السلام علیكم یا اهل بیت النبوة و یا معدن الرساله و یا مهبط الوحی و یا مختلف الملائكة»

————————————————————–

منبع: جلسات درس اخلاق معظم له

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 10:55:00 ق.ظ ]





  گزارش شهادت   ...

طی الارض و خبر از شهادت

امام علیه السلام سه روز قبل از شهادتش از زندان با طی الارض خارج شد و به مدینه رفت و آن گاه كه ودایع امامت را به فرزندش امام رضا علیه السلام سپرد، به زندان بازگشت. مسیب (موكّل حضرت) می گوید. حضرت به من فرمود ای مسیب! من در این شب به مدینۀ جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله می روم تا عهد امامت را به پسرم علی بسپارم، همان طور كه پدرم به من آن عهد را سپرد. ، پرسیدم: مولای من! چطور دستور می دهید، جلوی چشم مأموران قفل در را باز كنم، فرمود: ای مسیب! یقین تو دربارۀ خدا و ما ضعیف است… من شنیدم كه حضرت دعا خواند و ناگهان از محل نماز خود پنهان شد. من همچنان سرپا ایستاده در این كار حیران بودم كه دیدم حضرت به جای خود برگشته و زنجیرها را دوباره به پایش می بندد. من از مشاهده این احوال به سجده افتادم. ،
حضرت فرمود: ای مسیب! سربردار. من در روز سوم از دنیا می روم. ، من با شنیدن این خبر به گریه افتادم. حضرت فرمود: گریه نكن كه علی، پسرم، امام و مولای بعد از من است بر تو. ، حضرت روز سوم مرا خواست و فرمود: به سوی خدا رهسپارم. هر وقت از تو آب خواستم و آشامیدم و دیدی كه بدنم ورم كرد، رنگ من زرد، سرخ و سبز شد، هارون ستمگر را از مرگ من با خبر كن.
من در نهایت غم و اندوه بودم تا این كه حضرت آب خواست و همان حالات به وجود آمد.
حضرت فرمود:ای مسیب! این پلید، سندی بن شاهك، گمان می كند كه او عهده دار غسل و دفن من است ولی چنین نیست. هرگز این نخواهد شد زیرا كه انبیا و اصیا را جز نبی و وصی غسل نمی دهد. (1)

مدینه چه خبر؟

«مسافر» خدمتكار خانۀ امام كاظم علیه السلام می گوید: «وقتی امام كاظم علیه السلام را بردند، آن حضرت به فرزندش امام رضا علیه السلام فرمود: «همیشه تا وقتی كه زنده ام، در خانه من بخواب تا خبر (وفات من) به تو برسد، ما هر شب، بستر حضرت رضا علیه السلام را در دالان خانه می انداختیم و آن حضرت بعد از شام می آمد و در آن جا می خوابید و صبح به خانه خود می رفت. این روش تا چهار سال ادامه یافت. در این هنگام شبی از شب ها بستر حضرت رضا علیه السلام را طبق معمول انداختند ولی آن حضرت دیر كرد و تا صبح نیامد. اهل خانه نگران و هراسان شدند و ما نیز از نیامدن آن حضرت سخت پریشان شدیم، فردای آن شب دیدیم آن حضرت آمد و به ام احمد (كنیز برگزیده و محرم راز امام) رو كرد و فرمود: آنچه پدرم به تو سپرده، نزد من بیاور. ، ام احمد فریاد كشید؛ سیلی به صورتش زد؛ گریبانش را چاك زد و گفت: به خدا مولایم وفات یافت. ، حضرت جلو آمد و گفت: آرام باش؛ سخن خود را آشكار نكن؛ به كسی نگو تا به حاكم مدینه خبر رسد. ،
حضرت به خانه خود رفت و شب بعد دیگر به خانه امام كاظم علیه السلام نیامد. پس از چند روز به وسیلۀ نامه خبر شهادت امام علیه السلام رسید. ما حساب كردیم. معلوم شد همان شب كه حضرت به منزل نیامده امام علیه السلام شهید شده است». (2) [و به این ترتیب معلوم می شود، حضرت هنگام شهادت پدر به بالین او رفته و به طور ناشناسی غسل، كفن، نماز و دفن پدر را انجام داده است.]

گزارش شهادت

در عیون المعجزات می خوانیم: «وقتی سندی بن شاهك خرمای زهرآلود برای آن حضرت فرستاد، خود نیز به زندان آمد. وقتی رسید كه امام علیه السلام ده دانه خرما میل كرده بود. گفت: باز میل كنید، فرمود: در آنچه خوردم، مطلب تو به عمل آمد و به زیاده از آن نیازی نیست..» آنان كه از انعكاس مظلومیت حضرت نزد مردم وحشت داشتند، چند روز قبل از شهادت بعضی از قضات را حاضر كردند و امام را نزد آن ها بردند و گفتند: «مردم می گویند: موسی بن جعفر در شدّت و سختی است. شما گواه باشید كه چنین نیست. ، حضرت بی درنگ پاسخ داد: ای مردم! گواه باشید كه سه روز است كه ایشان زهر به من داده اند و به ظاهر صحیح می نمایم ولی در اندرون من زهر جای كرده است.
در آخر این روز سرخی شدیدی بر من غلبه خواهد كرد و فردا بدنم به شدت زرد می شود. و سرانجام روز سوم رنگم به سفیدی مایل خواهد شد و به رحمت و خشنودی حق واصل خواهم شد، آری! چون روز سوم شد، روح مقدس امام علیه السلام به پیامبران و شهدا ملحق شد و به مصداق «و اما الذین ابیضت وجوههم ففی رحمة الله»؛ (3) رو سفید به سوی بهشت پركشید..» (4)
«وقتی خبر شهادت امام علیه السلام به هارون الرشید رسید، سندی بن شاهك را برای تجهیزش فرستاد. آن روز خروش از شهر بغداد بر آمده و اهالی همه، با ناله و فغان ابراز درد و غصه می كردند. در آن لحظات بود كه سندی بن شاهك با جمعی دیگر متوجّه غسل آن امام شد.
(مسیب) می گوید:چنانچه از امام علیه السلام شنیده بودم، سندی بن شاهك گمان می كرد، امام را او غسل می دهد. والله! دست خبیث او به بدن مطهر امام نرسید، بلكه حضرت رضا علیه السلام بود كه متكفل امور بود. ، امام رضا علیه السلام وقتی از تكفین پدر فارغ شد، روی به مسیب آورد و فرمود: ای مسیب! باید كه در امامت من شك نكنی؛ دست از دامان متابعت من نكشی؛ به درستی كه من پیشوای تو هستم. و حجت خدا بر تو بعد از پدرم هستم؛ آن گاه امام موسی علیه السلام را در مقبرۀ قریش [در كاظمین فعلی] كه اكنون مرقد مطهر آن حضرت است، دفن كردند..» (5)

بنال ای دل كه زهرا نوحه گر شد // شب زندانی او را سحر شد


بیا در حبس بغداد و نظر كن // كه موسی سوی جنّت رهسپر شد
ابن بابویه می گوید: «وقتی سندی بن شاهك جنازۀ امام مظلوم را برداشت تا به مقابر قریش ببرد، چند نفر را اجیر كرد كه ندا دهند و با بی ادبی از پیكر پاك آن حضرت یاد كنند.
در این هنگام سلیمان بن جعفر، برادر هارون، ـ كه قصری در كنار رودخانه داشت ـ متوجّه شد و از قصرش بیرون آمد و به غلامانش دستور داد افراد سندی بن شاهك را از آن محوطه دور كنند و خود عمامه از سر انداخت؛ گریبانش را چاك زد؛ پای برهنه دنبال جنازۀ امام روانه شد و دستور داد بگویند: هر كس می خواهد نظر كند به پاكیزۀ فرزند پاكیزه، به موسی بن جعفر علیهماالسلام نگاه كند، وقتی این خبر به هارون رسید، در ظاهر نامه ای به او نوشت و گفت: سندی بن شاهك بدون رضایت من آن كارها را كرده است. از تو خشنود شدم كه مانعش شدی..» (6)


پی نوشت:

1)- عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 95.
2)- اصول كافی، ج 1، ص 381.
3)- آل عمران / 107.
4)- عیون المعجزات، ص 97.
5)- عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 95.
6)- همان، ج 1، ص 93.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 9.

موضوعات: مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 09:29:00 ق.ظ ]





  هفتمین باغبان اندیشه   ...

الف) ردّ شبهات و انحرافات
دوران زندگی امام موسی بن جعفر (علیه السلام) را باید عهد بدعت نامید. در آن دوران، هر روز، عقاید تازه ای، در لباس فرهنگ و مذهب واردِ جامعه می شد و از همه زودتر، حکومت از آن عقاید استقبال کرده و آن ها را تأیید می نمود.

عواملی که موجب پدید آمدن این سلسله افکار شد، عبارت بودند از:

1ـ حکومت نابسامان: از وظایف مهم هر حکومت، حفظ مرز و بوم کشور و مهم تر از آن، حراست از عقاید و مذهب مردم است. حکومت ها در دوران گذشته، به هیچ وجه از فعالیت دسته های ضد دین جلوگیری نمی کردند؛ و چه بسا این مذاهب باطله را تقویت می کردند.

2ـ فاصله مردم از پیشوایان مذهبی: در این دوران، زندانی بودن امامان سبب شده بود که مردم به دام عقاید پوچ و بی ارزش گرفتار شوند. البته باید دانست که برگشت این مورد به عامل اول است، زیرا اگر حکومت ها عادل بودند، فرزندان پاک اسلام را به مدت طولانی در زندان نگه نمی داشتند، و یا تحت نظر قرار نمی دادند.

ظهور فرقه های باطل و خُرافی همچون مُلحدین، اسماعیلی، غُلات، فَطَحی و… در زمان امام باقر (علیه السلام) اتفاق افتاد، اما در عصر امام کاظم (علیه السلام)، این فرقه ها نیرومند گردیدند. در این روزگار آشفته بود که با همت بلند و فداکاری های امام و یاران مبارزش، معارف اسلام شکوفا گشت و مانند همیشه حق بر باطل پیروز گردید. امام و یارانش در مقابل این پدیده های کج فکری به پا خواستند و مبارزات پی گیری را آغاز نمودند، تا توانستند مشعل حق را فروزان نگه دارند، و آن را روشنی بیشتر بخشند.

ب) نشر معارف و احکام اسلام
امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)، پیشرو نهضت علمی و فرهنگی اسلام بودند. روایاتی که از این دو امام در ابواب مختلف اعتقادی، عبادی، عملی، علمی، سیاسی، طبی و… رسیده است، به حدی فراوان است که قابل شمارش نیست. امام موسی بن جعفر(علیه السلام) نیز چنین وظیفه ای را بر عهده داشت، و تلاش نمود تا مکتب علمی پدران خویش را تقویت کند و به تربیت یافتگان آن مکتب بیفزاید. این وظیفه به حدی مهم و حساس بود که مورخ گران قدر، آقای شریف قرشی می نویسد: ارزنده ترین قسمت از شخصیت امام (علیه السلام)، بیداری او برای نشر معارف اسلامی و روشن نمودن افکار بود.1

ج) تربیت شاگردان
تعداد زیادی از بزرگان، دانشمندان و راویان حدیث، هنگام اقامت موسی بن جعفر در مدینه، پیرامون آن حضرت گرد آمدند و از منبع علوم بی پایان امام بهره بردند.

سید بن طاووس می نویسد: گروه زیادی از یاران و شیعیان خاص امام کاظم (علیه السلام) و رجال خاندان هاشمی در محضر آن حضرت جمع می شدند، و سخنان گهربار و پاسخ های آن حضرت به پرسش های حاضران را یادداشت می کردند، و هر حکمی را که در مورد هر پیشامدی صادر می نمود، ضبط می کردند.3

صدها نفر، از محضر پرفیض امام موسی بن جعفر (علیه السلام) بهره برده و اخبار و احادیث او را نقل می کردند، برخی از این افراد عبارت اند از: یونس بن عبدالرحمن، صفوان بن یحیی، محمد بن ابی عمیر، عبدالله بن المغیرة، حسن بن محبوب، احمد بن ابی نصر. شاگردان زبده دیگری نیز در مکتب علمی ـ تربیتی و سرشار از معنویت هفتمین امام پرورش یافتند، از جمله: علی بن جعفر، عبدالرحمن بجلی، اسحاق بن عمار صیرفی، اسماعیل بن موسی بن جعفر، داوود رقی و اسماعیل بن مهران.4

معرفی برخی یاران امام (علیه السلام)
ـ یونس بن عبدالرحمن: وی در اعتقاد به امامت حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) چنان روشن بین و استوار بود که کوچک ترین نرمش و یا لغزشی را در مقابل منحرفان روا نمی داشت. او در پرتو انوار درخشان هفتمین و هشتمین فروغ امامت، از چهره های درخشان جهان تشیع و شخصیتی ارزنده به شمار می رود. حضرت رضا (علیه السلام) او را سلمانِ زمان خود دانسته اند و عموم علمای شیعه، تقوا و پاکی وی را ستوده، مقام علمی و فقهی وی را تصدیق کرده و روایتش را بدون هیچ گونه شبهه ای پذیرفته اند. او روزگار خود را غالباً با تألیف کتاب می گذراند، و سی کتاب در زمینه های گوناگون علوم اسلامی نوشته است.5

ـ محمد بن علی بن نعمان: کنیه او ابو جعفر ملقب به مؤمن طاق، و از اصحاب امام ششم و امام هفتم است. وی توان آن را داشت که با هر مخالفی بحث کند و بر وی غالب گردد.6

ـ عبدالله بن جندب: او منزلتی بلند نزد امام هفتم داشت، و وکیل آن حضرت به شمار می رفت. امام رضا(علیه السلام) سوگند یاد کرد که وی مورد رضایت خدا و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) است.7

ـ یعقوب بن داوود: یعقوب، مردی با ایمان، پاک سرشت و نیکوکار بود. به دلیل برخورداری از شهامت و روحیه مبارزاتی، به اتفاق برادرانش در قیام بر ضد حکومت عباسی شرکت کرد، و به همین دلیل دستگیر و زندانی شد، و تا آخر خلافت منصور عباسی در حبس بود. با روی کار آمدن مهدی عباسی آزاد شد، و این بار تمام تلاش خود را در حمایت از خاندان عصمت و طهارت و توسعه اقتدار شیعیان، به صورت نفوذ در دستگاه حکومت و قبضه کردن پنهانی قدرت، ادامه داد، و سرانجام به پست وزارت رسید و به این ترتیب توانست بسیاری از مناصب مهم تحت قلمرو خلافت اسلامی را به علویان و سادات و برخی شیعیان تفویض کند. این وضع باعث شد تا دشمنان، نزد خلیفه از وی سعایت و مذمت کنند، و مهدی عباسی را به این موضوع تهدید کردند که سراسر کشور اسلامی در دست یعقوب و شیعیان است، و با انقلابی سریع می تواند بساط حکومت تو را سرنگون کند. تبلیغات زهرآگین دشمنان، کار خود را کرد و موجب برکناری یعقوب و زندانی شدن او گردید.8

پی نوشت ها:
1ـ حیاة الامام موسی بن جعفر(علیه السلام)، باقر شریف قرشی، بیروت، دارالبلاغه، جزء اول، ص 41-40.

2ـ اقتباس از: سیری در زندگانی موسی بن جعفر (علیه السلام)، عبدالرسول حجازی، ص 80-57 .

3ـ انوار البهیة، شیخ عباس قمی، قم، منشورات الرضی، 1364 ه. ق، ص 170.

4ـ زندگانی امام موسی بن جعفر، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، قم، انتشارات نوید اسلام، ص 122.

5 ـ جامع الرواة، محمد بن علی اردبیلی، قم، منشورات مکتبة آیة الله العظمی مرعشی نجفی، 1403 ه .ق، ج 2، ص 356.

6 ـ رجال، شیخ طوسی، نجف، المطبعة الحیدریة، 1381 ه . ق، ص 186.

7ـ منتهی الامال، شیخ عباس قمی، قم، انتشارات هجرت، ج 2، ص 276.

8 ـ پیشوای آزاده، مهدی پیشوایی، قم، انتشارات توحید، 1360، چ 2، ص 55 .

سوتیترها
دوران زندگی امام موسی بن جعفر (علیه السلام) را باید عهد بدعت نامید. در آن دوران، هر روز، عقاید تازه ای، در لباس فرهنگ و مذهب واردِ جامعه می شد و از همه زودتر، حکومت از آن عقاید استقبال کرده و آن ها را تأیید می نمود.

گروه زیادی از یاران و شیعیان خاص امام کاظم (علیه السلام) و رجال خاندان هاشمی در محضر آن حضرت جمع می شدند، و سخنان گهربار و پاسخ های آن حضرت به پرسش های حاضران را یادداشت می کردند، و هر حکمی را که در مورد هر پیشامدی صادر می نمود، ضبط می کردند

مجله شمیم یاس اسفند 1385، شماره 36

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-01-22] [ 02:20:00 ب.ظ ]





  امام دلها   ...

در یکی از سفرهایی که هارون به مکه داشت جاسوسان حکومت به هارون اطلاع دادند که مردم به امام کاظم مراجعه می کنند و وجوهات خود را به حضرت می دهند و بنیه اقتصادی آن بزرگوار در حال قوی شدن است. آنها هم از این مسئله می ترسیدند. وقتی هارون امام کاظم را در کعبه دید، با لحن توهین آمیزی به امام اشاره کرد و گفت تو همان کسی هستی که مردم مخفیانه با او بیعت می کنند؟ کنایه از اینکه من از کارهای تو خبر دارم. امام کاظم(ع) جمله ای حکیمانه بیان کردند که ای هارون تو پیشوای اجساد مردم هستی و من امام دلهای آنها هستم. یعنی تو با نیرنگ و زر و زور در صدد این هستی که دل های مردم را برای خود کنی در حالی که دل های مردم با تو نیست و ما خاندان پیامبر کسانی هستیم که دل های مردم را تسخیر کردیم و قلوب آنها با ماست.

رجالی تهرانی ادامه داد: ماجراهایی که بین امام کاظم و هارون گذشته است، نشان می دهد که هارون از جهاتی نسبت به امام ترس و خوف داشت و همین باعث می شد اقدامات زیادی بر علیه امام انجام دهد. هم به جهت اینکه شخصیت امام را بشکند و هم اینکه با به زندان انداختن امام، شرایط را تحت کنترل خود قرار دهد.

وی گفت: یکی از دلایلی که باعث می شد هارون نسبت به شیعیان امام کاظم واکنش نشان دهد، موقعیت اجتماعی و نفوذ معنوی موسی ابن جعفر بود. طبیعی است که امام با اخلاق و رفتار و علم خود، هر چه مردم بیشتر با امام مانوس می شدند و از فضایل امام بیشتر برخوردار می شدند و برای آنها این سوال ایجاد می شد که تا وقتی چنین امامی که نظیر ندارد در بین ماست، چرا باید کنار باشد و هارون مسند خلافت را عهده دار باشد. لذا وجود امام از این جهت برای هارون خطر ایجاد می کرد.

وی در پایان گفت: نقل می کنند مامون زمانی که به حج رفته بود امام کاظم(ع) را می بیند. مامون می گوید پدرم هارون احترام و عزت زیادی به امام کاظم گذاشت. به پدرم گفتم شما که با او دشمنی دارید چطور اینقدر ابراز محبت و ارادت می کنید؟ هارون می گوید من خودم قبول دارم که بهترین فرد در زمین همین موسی ابن جعفر است اما بدان ملک عقیم است و اگر تو که پسر منی بخواهی در امر حکومت در مقابل من بایستی سرت را از بدنت جدا می کنم

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی  لینک ثابت



 [ 12:24:00 ب.ظ ]





  باب المراد   ...


باب الحوائج 

کاربرد این لقب برای امام هفتم شیعیان موسی بن جعفر الکاظم ریشه حدیثی ندارد و شهرت این لقب مربوط به دوران بعد از شهادت ایشان است. اولین سندی که چنین عبارتی را درباره امام کاظم (عليه السلام) به کار برده است، ابن‌شهر‌آشوب (۴۸۸/۹ - ۵۸۸ ق) در کتاب مناقب است: «دفن ببغداد بالجانب الغربی- فی المقبرة المعروفة بمقابر قریش من باب التین- فصارت باب الحوائج»؛ او در منطقه غربی بغداد، در مقبره معروف به قبرستان قریش در نزدیکی باب التین، دفن شد و قبر او به «باب الحوائج» تبدیل شد.

علامه مجلسی در بحار الانوار همین عبارت را در توصیف امام کاظم(ع) آورده است. در منابع اهل سنت نیز به شهرت امام کاظم به باب الحوائج اشاره شده است. برای مثال ابن حجر هیتمی (متوفای ۹۷۴ق) می‌نویسد: «‌وی به سبب گذشت و بردباری بسیارش، کاظم نامیده شد و در نزد عراقیان به باب قضاء الحوائج عندالله [یعنی درِ برآوردنِ نیازها نزد خدا] معروف بود ». شبلنجی از علمای شافعی نیز درباره شهرت این صفت در میان مردم عراقمی‌گوید: کاظم [ع] امام بزرگواری بود… و او در نزد مردم عراق به باب الحوائج الی الله معروف بود و این لقب به علت برآورده‌شدن حاجات کسانی است که به او متوسل می‌شوند. به نوشته دائرة المعارف تشیع، اهل تسنن و شیعیان برای برآورده‌شدن حاجات، به قبر امام کاظم(ع) متوسل می‌شوند.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 12:18:00 ب.ظ ]





  پاي روضه شهادت باب الحوائج   ...

آن که عالم همه در دست توانايش بود                                                             مرکز دايره غم دل دانايش بود

هفتمين حجت معصوم ز ظلم هارون                                                               چارده سال به زندان ستم جايش بود

دل موساي کليم از غم اين موسي سوخت                                                    که به زندان بلا طور تجلايش بود

معني قعر سجون بايد و ساق المَرضُوض                                                        پرسي از حلقه زنجير که بر پايش بود

ياد حق هم نفس گوشه تنهايي او                                                                  آه دل روشني خلوت شب‌هايش بود

بس که غم ديد زندان و زندان‌بانش                                                                  زندگي بخش جهان، مرگ تمنايش بود

نه همين زهر جفا بر دلش افروخت شرر                                                         ز شهادت اثري بر همه اعضايش بود

يوسف فاطمه يا رب چه وصيت فرمود                                                             كه پس از مرگ همي سلسه بر پايش بود    

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, مناسبت ها  لینک ثابت



 [ 12:06:00 ب.ظ ]





  زنداني بي حصار   ...

سلام بر فرزند کعبه و منا، سلام بر فرزند نور که هیچ زندانی فروغش را نکاست.

سلام بر کسی که بندگی اش مؤثرترین روش آرام کردن دل های رمیده از رستگاری بود و بسیار بودند کسانی که بنده بندگی اش می شدند.

درود فراوان خداوند بر او که خشم خود را می خورد و بردباری را به اوج می رساند؛ او که زندان های طولانی و شکنجه های بی حد و اندازه را با متانت و بزرگ منشی می آراست و دل سنگ زندانبانان را با صبر خود حیرت زده می کرد.

شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد

محیط و شرایط زندگی امام کاظم(ع) بررسی زندگی آن حضرت به سه مرحله تقسیم می شود.

مرحله نخست

از ولادت آن حضرت در سال 128 ه .ق تا شهادت امام جعفرصادق(ع) در سال 148 ه .ق را دربردارد. در این مدت، او شاگرد پدر بزرگوارش بود. در این دوره بیست ساله، علم الهی و توانایی بالایی امام در مناظره و گفت و گوهای علمی تبلور یافت، تا آنجا که هنوز پنج سال از زندگی خود را پشت سر نگذاشته بود که ابوحنیفه را با ادله و برهان محکم به سکوت واداشت.

مرحله دوم

این مرحله پس از شهادت امام صادق(ع) و رهبری دینی، علمی، سیاسی و تربیتی امام کاظم(ع) آغاز شد. در این فضا و شرایط سخت سیاسی، بیم آن می رفت که جان امام در معرض خطر قرار گیرد. به همین علت، امام ششم در زمان حیات خود، امام کاظم(ع) را یکی از پنج جانشین خود معرفی کرد. به این ترتیب، برنامه منصور را برای از میان برداشتن فیزیکی امام هفتم خنثی کرد. این مرحله تا زمان مرگ منصور (158 ه .ق) ادامه داشت. پس از او مهدی و هادی به قدرت رسیدند. در زمان آنها که بیش از بیست سال به درازا کشید، فضای باز و آزادی نسبی، به ویژه در روزگار مهدی، برای اهل بیت و پیروان ایشان فراهم شد.

مرحله سوم

این مرحله از زندگی امام کاظم(ع) با حکومت هارون الرشید هم زمان بود. هارون در سال (170 ه .ق) به قدرت رسید. او در کینه توزی و دشمنی با اهل بیت(ع) و علویان، پس از برادرش هادی و پدرش مهدی، شهره بود. امام در این دوره از زندگی خود با تنگناها و سختی های فراوانی روبه رو شد. هنوز هارون الرشید در آغاز راه بود که امام را در سیاه چال ها به بند کشید. گاهی حضرت را در بصره و زمانی در بغداد به زندان می سپرد. این سال های طاقت فرسا، با دیگر سال ها متفاوت بود؛ زیرا هارون همواره درصدد کوچک کردن امام و کاستن از منزلت آن حضرت بود.

اگر موضع گیری امام را در قبال منصور و مهدی در نظر بگیریم، می بینیم که فعالیت خود را علیه حکومت هارون فزونی می بخشید، اما با وجود اینکه علویان از اقدام های انقلابی علیه هارون الرشید پرهیز می کردند، هارون اهل بیت(ع) و پیروان آنان و به ویژه امام کاظم(ع) را در تنگنا قرار داد.

حضرت کاظم(ع) در آن شرایط و نیز در پی سخت گیری حاکمیت بر علویان، تمام توان خود را برای رسیدن به هدف های الهی و انجام دادن وظایفی که بر دوش داشت، به کار بست. او سیاست های هارون را به خوبی می شناخت و می دانست که تصمیم نهایی هارون، از میان برداشتن اوست. امام این مطلب را نیز دریافته بود که هارون، حتی میانجیگری اطرافیان خود را دراین باره نمی پذیرد. بنابراین، با ایستادگی در برابر خواسته های هارون، همه سختی ها را به جان خرید.

آن بزرگوار، وظایف خود را با دقت و ژرف نگری به انجام رساند و به امامت فرزندش علی بن موسی الرضا(ع) وصیت کرد. سرانجام در زندان سندی بن شاهک، در روز 25 رجب سال 183 ه .ق به شهادت رسید و در گورستان قریش در بغداد به خاک سپرده شد.[9]

لقب ها

حضرت موسی بن جعفر(ع) را صابر، الزاهر یعنی درخشنده، عبد صالح، الوفی به معنای وفاکننده به عهد، سید و امین خطاب می کردن، ولی آخرین لقبی که حضرت امام کاظم(ع) با آن خوانده می شد، باب الحوائجه. این لقب در واگویه های مردم شهرت زیادی داره. عموم مردم و حتی خواص معتقدن که هر غم زده ای اون حضرت رو واسطه قرار بده، خداوند گرفتاریش رو برطرف می کنه. شیعیان آن حضرت، بلکه تمام مسلمانان با همه گرایش ها و اختلاف سلیقه های اجتماعی و علمی، به باب الحوائج بودن موسی بن جعفر(ع) ایمان دارن. ابوعلی خلال، پیشوای حنبلیان می گه:

در هر گرفتاری سختی که برای برطرف شدن آن نزد قبر موسی بن جعفر رفتم، خداوند آن گونه که دوست می داشتم، گره از کارم باز کرد.

از امام شافعی نیز نقل شده: «قبر موسی کاظم، نوش داروی آزموده شده است».[14]

 

پی نوشتها:

 [9]. سید منذر حکیم و سید عبدالرحیم موسوی، پیشوایان هدایت، باب الحوائج امام موسی کاظم(ع)، ترجمه: سید حسین اسلامی اردکانی، مجمع جهانی اهل بیت، 1385، چ 1، ص 60.

[10]. باقر شریف قرشی، تحلیلی از زندگانی امام کاظم(ع)، ترجمه: محمدرضا عطایی، نشر کنگره جهانی حضرت رضا(ع)، 1368، ج 1، ص 19.

[11]. صحیفه امام کاظم(ع)، ص 6.

[12]. پیشوایان هدایت، باب الحوائج امام موسی کاظم(ع)، ص 20.

[13]. همان، ص 36.

[14]. همان، ص 56.

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, سبک زندگی, تبليغ  لینک ثابت



 [ 12:06:00 ب.ظ ]





  ممكن نیست كسی خلاف كند و آبرویش نرود   ...

حضرت آیت الله جوادی آملی در نخستین جلسه درس اخلاق پنجشنبه های خود در سال جدید که در نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار گردید، با اشاره به ماه پرفضیلت رجب و آمادگی انسان برای ورود به شهرالله بیان داشتند: ماه پربركت رجب را به همه شما تهنیت عرض می‌كنیم از ذات اقدس الهی مسئلت می‌كنیم همه ایام مخصوصاً این سه ماه پربركت رجب و شعبان و شهرالله را برای همه خیر و رحمت و بركت قرار بدهد و آن توفیق را عطا كند كه انسان به عنوان ضیف و مهمان این خاندان وارد صحنه قیامت شود.

ایشان در ادامه به شرح جمله قصار 31 نهج البلاغه حضرت امیرعلیه السلام پرداختند و اظهار داشتند: خدای سبحان در قرآن ما را به ایمان دعوت كرده است. از حضرت امیر سؤال كردند كه ایمان چیست؟ حضرت در اینجا می فرماید «الاِْیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ، وَالْیقِینِ، وَالْعَدْلِ، وَالْجِهَادِ»؛ ایمان چهار عنصر محوری دارد كه آن عناصر چهارگانه عبارت است از صبر و بردباری از یك طرف، یقین از طرف دیگر، عدل از طرف سوم و جهاد از طرف چهارم.

ایشان ادامه دادند: در لغت ایمان به معنای اعتقاد و عقیده قلبی نیست «آمن» یعنی «دخل فی المأمن» كسی كه وارد دژ و حصن و قلعه شد می‌گویند «آمَنَ» چون عقیده باعث حفظ انسان در دنیا و آخرت است.

معظم‌له اذعان داشتند: وجود مبارك حضرت امیر انسان را تشریح می‌كند تا آدم بدانند كه در کجا مشكل دارد تا ان را رفع کند، اینكه خدا قرآن را به عنوان شفا معرفی كرده است و اینكه وجود مبارك حضرت امیر، رسول گرامی را طبیب معرفی كرده است برای این است كه اینها این صحنه را خوب تشریح می‌كنند، بیماری‌ها را مشخص می‌كنند، درمان این بیماری ها را هم بازگو می‌كنند.

حضرت آیت الله جوادی آملی ابراز داشتند: قرآن می‌گوید این استادی كه در حوزه یا دانشگاه است وقتی در فضای جامعه یا در فضای حوزه و دانشگاه راه می‌رود باید طوری باشد كه مثل نوری باشد كه همه از او بهره ببرند، كدام طلبه یا دانشجوست كه وقتی استادِ باعمل را ببیند به او اقتدا نكند. اینكه می‌گویند جهاد نفس، جهاد اكبر است این تشبیه نیست، تمثیل نیست، یك واقعیتی است، یك زنگ درونی است، یک جنگی است بین اندیشه و انگیزه انسان که هوس، شهوت و غضب یك چیز می‌خواهد اما عقل عملی چیز دیگری می‌خواهد. این جنگ هست. در این مبارزه اگر هوس پیروز شد این عقل را به اسارت می‌گیرد در نتیجه از عقلِ اسیر كاری ساخته نیست لذا فرد می‌شود عالِم بی‌عمل.

ایشان با اشاره به آیات قرآن كریم بیان داشتند: كار حرام این‌طوری نیست كه با گذشت زمان اثرش از بین برود، ممكن نیست كسی خلاف بكند و آبرویش نرود! بعضی‌ها ترس از جهنم دارند، بعضی‌ها شوق به بهشت دارند، بعضی‌ها برتر از اینها فكر می‌كنند از مولایشان خجالت می‌كشند كه گناه كنند، بعضی‌ها هیچ كدام از این سه امر نیستند فقط از آبرویشان می‌ترسند فرمود، لااقل در دنیا نه بیراهه برو نه آبروی كسی را ببر! اول امر كه ذات اقدس الهی ما را از جهنم نترساند؛ دراین چند آیه سوره علق كه اول نازل شد اصلاً سخن از جهنم نیست بلکه سخن از حیاست كه آیا انسان نمی‌داند كه خدا او را می‌بیند؟! بعدها كه تربیت اثر نكرد نبوت نزول آیات جهنم فرارسید.

منبع: خبرگزاری رسمی حوزه- 97/1/16

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, درس اخلاق, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



[شنبه 1397-01-18] [ 07:52:00 ق.ظ ]





  حمایت از تولید مقدمه حمایت از کالای ایرانی   ...

حمایت از کالای ایرانی مستلزم تحقق پاره‌ای از اقدامات سلبی و ایجابی نظیر الزامات، رفع موانع سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، وظایف دستگاه‌های دولتی، اقدامات فرهنگ‌ساز، وظایف نهادها و دستگاه‌ها و بخش خصوصی، کیفیت بخشی به کالای ایرانی، راه‌های پایین آوردن هزینه‌های تولید، رقابت‌پذیری، کثرت تولید و نسبت عرضه و تقاضا، وظایف مطبوعات و رسانه‌های مجازی، وظایف احزاب سیاسی، وظایف صدا و سیما و… است که در فرصت‌های بعدی در باره آنها سخن گفته و خواهیم نوشت.
آنچه در این مقال و مجال موضوع اصلی بحث ماست این است که حمایت از کالای ایرانی مولود نتیجه و معلول «حمایت از تولید و تولید کننده ایرانی» است. ناگفته پیداست که بازار مصرف و ذائقه مردم تابع برتری و رقابت‌پذیری هر کالا نسبت به انواع مشابه خارجی آن است. به‌عنوان مثال کدام ایرانی حاضر است با وجود برنج ارزان ایرانی سراغ مشابه خارجی برود؟
بدیهی است که مردم نقش مستقیم و چندانی در حمایت از تولید و تولید کننده ندارند و این مهم به‌عنوان مقدمه موضوع اصلی (حمایت از کالای ایرانی) وظیفه اصلی دولت و تمامی دستگاه‌های مسئول است. قوای سه‌گانه به‌ویژه قوه مجریه عهده‌دار حمایت از تولید و تولید کننده ایرانی هستند.
مواردی نظیر بالابودن هزینه تولید، ورود کالا به کشور از طریق قاچاق، ورود بی‌منطق و بی‌رویه کالا به کشور، اصلاح قوانین گمرکی، اصلاح و رفع موانع خصوصی‌سازی، رهایی از وابستگی به دلار در تولید، اصلاح قوانین مالیاتی و بیمه‌ای، اصلاح نظام‌های مالی و پولی حمایت از تولید هیچ ارتباطی به مردم نداشته و همگی در حوزه وظایف و اختیارات قوای سه‌گانه است. سخن گفتن در باره دهها وظیفه و اقدام بر زمین مانده دولت و سایر دستگاه‌های مسئول نیز در یک مقال و دو مقال نمی‌گنجد و به دهها مقاله و نوشتار نیاز دارد که در این‌خصوص به فضل الهی در آینده در باره آنها نیز خواهیم نوشت. اما در این مجال مختصر مردم از دولت انتظار دارند به شکل واقعی و بدون تعارف دلبستگی به اقتصاد را کم کرده و با رفع موانع خصوصی سازی اقتصاد و واگذاری آن به خود مردم و بخش خصوصی و پرهیز از دنیای شعاری زمینه حمایت از تولید کننده و تولید ایرانی را فراهم آورد. وقتی از وظایف قوای کشوری خاصه دولت و قوه مجریه در حوزه حمایت از تولید و تولید کننده ایرانی سخن می‌گوییم به این مهم بر می‌خوریم که گویی سال‌هاست که دولت‌ها در این حوزه سهواً (و یا خدای ناکرده عمداً) در انجام وظایف خود کوتاهی کرده و امروز رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای مستقیماً به مردم مراجعه کرده و مثل همیشه چاره کار را در ورود مردم به صحنه دیده‌اند.
وقتی تولید کالای ایرانی در سال‌های اخیر به شدت آسیب دیده و به اذعان همه مسئولان حوزه صنعت، معدن و تجارت اغلب صنایع کشور به حال تعطیل و نیمه تعطیل درآمده و کمتر صنعتی را می‌توان یافت که ظرفیت اسمی و حداکثر ‌ظرفیت به کار خود ادامه دهد و در شهرک‌های صنعتی گرد مرگ پاشیده‌ و تولید کنندگان، ورشکسته و زمین‌گیر شده‌اند، مردم باید از کدام تولید ایرانی حمایت کنند؟
بر اساس شعار سال، مردم در سال جاری باید غیرت‌مندانه با حمایت از کالای ایرانی در واقع بخشی از بار سنگین و بر زمین مانده دولت را هم به دوش کشیده و به دادن نفس مصنوعی و احیای صنعت پرداخته و از این طریق مقدمات تولید بیشتر و مرغوب ترِ کالای ایرانی را فراهم آورده و زمینه را برای حمایت واقعی از کالای ایرانی و پایین تر آمدن هزینه‌های تولید و در نتیجه بالاتر رفتن کیفیت کالای ایرانی فراهم کنند.
دولت می‌تواند و باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن و به صورت ضربتی و با رویکرد جهادی و انقلابی نسبت به رفع موانع تولید همت گماشته و شعار سال را به کام مردم و تولید‌کنندگان شیرین کرده و دومینوی حمایت از کالای ایرانی، حمایت از تولید، اشتغال و رفع بیکاری، به حرکت درآوردن چرخ صنعت و… را به حرکت درآورد.

یادداشت روزنامه جوان به قلم سیدعبدالله متولیان-97/01/16

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-01-16] [ 09:52:00 ق.ظ ]





  مثل امیرالمؤمنین علیه‌السلام   ...

رهبرمعظم انقلاب اسلامي مدظله العالي:

«بی بی زینب کبری سلام‌الله علیها در بازار کوفه، در حال اسارت، آن خطبه‌ی شگفت آور را ایراد کرد؛ لفظ مثل پولاد محکم، معنا مثل آب روان تا اعماق جانها می‌نشیند. در آن‌چنان وضعیتی زینب کبری سلام‌الله علیها مثل خود امیرالمؤمنین علیه‌السلام حرف زد؛ تکان داد دلها را، جانها را و تاریخ را.» ۹۲/۰۸/۲۹

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, زنان  لینک ثابت



[سه شنبه 1397-01-14] [ 02:17:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.
 
 
سوگواره عاشورایی