معاونت فرهنگی مرکز آموزش های غیرحضوری
امام خامنه ای: فرهنگ مانند اکسیژن برای تنفس است...کار فرهنگی، جهاد است.


  آزادی کلمه مقدسی است... ...

آزادی کلمه مقدسی است ولی هر چیزی دارای حد است…
مثلا آیا انسان آزاد است غذای مسموم بخورد؟ آیا آزاد است چند برابر غذای معمولی بخورد؟ آیا آزاد است نصف شب که همسایه ها خواب هستند با بلند کردن صدای طبل آن ها بیدار نماید؟ آیا… ؟ آیا … ؟
قطعا آزادی دارای حد و مرز است، آن آزادی مقدس است که موجب ضرر و زیان و باعث سلب آزادی دیگران نشود، همه اندیشمندان با انصاف معتقدند آزادی بر دوگونه است.
_ آزادی صحیح
_ آزادی غلط
ما با دلیل و منطق ثابت می کنیم که آزادی زنان به این معنی که بدون پوشش اسلام در ملا عام ظاهر شوند، آزادی غلط است و هرگز عقل و علم چنین آزادی مفسده انگیز را نمی پذیرد.

درست است که زنان نیمی از جامعه هستند و باید در همه صحنه های زندگی تلاش داشته باشند، ولی پوشش اسلامی هرگز آنها را منزوی نمی کند و هرگز دست و پاگیر نیست در حدی که آنها را از تلاش در صحنه های کار و فعالیت باز دارد.
زیرا حجاب، به معنی پرده نشینی نیست، بلکه به معنی یک پوشش معقول است، اگر ما در گذشته در پاسخ به این اشکال، نیاز به استدلال داشتیم، امروز پس از جمهوری اسلامی در ایران دیگر نیاز به استدلال نیست، چرا که آشکارا می بینیم زنان در تمام صحنه ها، از مجلس قانون گذاری گرفته تا ادارات و بیمارستان ها و رادیو و تلویزیون و فروشگاه ها و … در عین حفظ حجاب اسلامی، مشغول کار و تلاش شبانه روزی زندگی هستند.

زن می تواند با پوشش کامل اسلامی به تلاش زندگی بپردازد، و با چادر که لباس برتر و پوشش عالی است در صحنه حاضر شود، آری وضع موجود، پاسخ دندان شکنی به اشکال فوق است، چنانچه فلاسفه گفته اند: بهترین دلیل بر امکان چیزی وقوع آن است به زبان معمولی خودمان: آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است و مگر خانه داری و فرزندداری کار و تلاش بسیار مهم فرهنگی و اقتصادی نیست!
و همچنین پوشش به معنی محرومیت زن و مرد از اشباع غریزه جنسی از راه صحیح نیست، تا موجب عطش بیشتر و انفجار گردد؛ اگر آنچه را که اسلام درباره ازدواج و آسان گیری در تحقق آن فرموده، اجرا گردد، غریزه جنسی از راه صحیح اشباع شده و هیچ گونه اشکالی پیش نمی آید. بی بندوباری و بی حجابی عطش جنسی زن و مرد را بیشتر خواهد کرد و حجاب و مقید بودن به حفظ حریم حجاب و عفاف، فساد و تباهی را از بین می برد.

همچنین آمار نشان می دهد که فساد در کشورهای بی حجاب به مراتب بیشتر است، اینها شواهد عینی خلل ناپذیری است که بیانگر فواید حجاب و بازدارندگی آن از بسیاری از تباهی هاست، و به عکس بی حجابی و بی بند و باری وسیله نزدیک شدن و عامل موثر برای افزایش فساد و گسترش دامنه انحراف ها خواهد بود.
پوشش برای زنان دارای فواید و مصلحت های بسیار مهم برای جامعه است، که هرگز بخاطر بعضی از مصلحت های فرضی و جانبی نمی توان از آن دست کشید. و در آن مواردی که مصلحت مهمتری در میان باشد، اسلام پوشش را در آنجا لازم نمی داند، بلکه گاهی عدم پوشش را واجب می داند.
به عنوان مثال: اگر مردی در حال غرق شدن یا سوختن است و در آنجا مردی نیست تا او را نجات دهد بر زنان نامحرم واجب است گر چه موجب کنار رفتن پوششان گردد آن مرد را نجات دهند.
و همچنین لزوم حجاب در نماز کیفیت و چگونگی حجاب را آموزش می دهد و بانوان را به آن دعوت می کند.

(منبع: محمدی اشتهاردی، حجاب بیانگر شخصیت زن، صفحه ۸۵)

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: زنان
[یکشنبه 1394-10-27] [ 10:41:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  دا همان مامان است! ...

محمدرضا آتشین صدف:

دا همان مامان است!

“دا” را که می‌شناسی منظورم کتاب “دا"س. “دا” یعنی مامان خودمون. در بعضی مناطق جنوبی، نمی‌دونم شاید جاهای دیگری هم باشد، به مامان یا مادر می‌گویند دایه و گاهی خلاصه‌ می‌شود و به مامان می‌گیم دا.

البته من همیشه با مادرم گفتم مامان هنوز هم می‌گویم و بعضی تعجب می‌کنند. حتی یک بار راننده تاکسی که دید با گوشی همراهم با مادر صحبت کردم و گفتم: سلام مامان… گفت تو اولین آخوندی هستی که دیدم به مادرش می‌گه: مامان. نمی‌دونم شاید کاربرد این کلمه رو واسه بچه‌کوچولوها جایز می‌دونن که وقتی بچه‌هه بزرگ شد دیگه باید حتما به مامانش بگه مثلا مادر، یا حاج خانم ولی من 99 سالم هم بشه باز می‌گم و هنوز هم که گاهی می‌ریم شهرستان پیش مامانم، بعضی اهالی خانواده می‌گن تو آخوندم شدی، داری پیر می شی، باز مامانت رو می‌بینی خودتو واسش لوس می‌کنی. منم می‌گم: همینه که هست خیالیه؟


ای بابا. چی می‌خواستم بگم. قرار بود یه پست دربارۀ دفاع مقدس بزنم. خب اشکالی نداره. مامان من هم تو جنگ خیلی زجر کشیده و داغ دیده و کار کرده اندازۀ خودش. بگذریم.


کتاب دا رو می‌گن خوندنیه یعنی می گن محشره. و رهبری عزیز هم که پسندیدن و تقریظ نوشتن ولی راستش خودم هنوز نخوندمش. تو خونه داریم ولی نخوندم هنوز ولی تو برنامه ام هستش.

 

کتاب دا

 

حالا اگه دوست داری کتاب رو از اینجا دانلود کن و برای سلامتی “دا” یعنی خانم سیده زهرا حسینی یه صلوات بفرست. اللهم صل علی محمد و آل محمد



اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: زنان, دفاع مقدس
[پنجشنبه 1393-07-24] [ 04:23:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  این فرمانده، زن بود! ...

محمدرضا آتشین صدف: پرسیده بود آیا فرماندۀ زن هم تو جنگ داشتیم؟

 

کتاب خاطرات خانم دباغ

 

خانم مرضیۀ دباغ، در کتاب خاطراتش می‌گوید:

به دلیل این که من زمانی خارج از کشور بودم و دوره‌های مناسبی از آموزش نظامی و رزمی دیده بودم، و دوستان انقلابی بر این سابقه و حضورم در کنار مبارزان داخل و خارج کشور واقف بودند، مرا هم به برخی از جلسات نظامی فرا می خواندند. جلساتی بسیار سنگین با مباحثی پیچیده که گاهی تا نیمه‌های شب به طول می‌کشید.


شورایی برای تشکیل و تاسیس سپاه انتخاب شد اغلبشان برادرانی بودند که نامشان قبلا ذکر شد. سرانجام پس از ساعت‌ها جلسه و مذاکره و دیدار و ملاقات در اردیبهشت ماه 1358 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل و اساسنامۀ مختصری برایش نوشته شد و هر یک از برادران هم مسئولیتی در آن به عهده گرفتند و آقای جواد منصوری به عنوان اولین فرماندۀ سپاه انتخاب شد و پس از چندی طی حکمی به من ماموریت داده شد تا به همراه و با هماهنگی آقای لاهوتی نمایندۀ امام در سپاه، مرحوم سماوات و آقای محمدزاده برای تشکیل سپاه غرب کشور، اقدام کنیم…


بعد از استقرار سپاه در چند شهر، باید برای همدان حساب‌شده‌تر تصمیم می‌گرفتیم. سپاه همدان تقریبا مرکزیت سپاه غرب محسوب می‌شد و سپاه شهرهای استان کردستان، کرمانشاه و ایلام زیر نظر این سپاه بود. در این میان آیت الله مدنی پیشنهاد داد: ” فعلا خود شما مسئولیت سپاه این جا [همدان] را به عهده بگیر، تا بعد ببینیم چه می‌شود.” آقای منصوری فرماندۀ کل سپاه نیز موافقت کرد و من مسئولیتی سنگین را به عهده گرفتم.


پس از تصدی فرماندهی سپاه همدان، جلساتی برگزار کردیم و مشورت‌هایی انجام گرفت، برنامه‌ریزی‌ها شروع شد و…

 

خاطرات خانم مرضیه حدید چی (دباغ)، ص 185

 

نکته: فقط اینکه ظاهرا این تصدی پیش از شروع جنگ تحمیلی بوده. چون آغاز جنگ شهریور 1359 بوده.

 

 


اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: زنان, دفاع مقدس
[سه شنبه 1393-07-22] [ 02:00:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  آیا فرماندۀ زن هم، تو جنگ داشتیم؟ ...

 

آیا فرماندۀ زن هم، تو جنگ داشتیم؟

 

محمدرضا آتشین صدف: داشتم به این فکر می‌کردم خانم‌ها تو دفاع مقدس، چه کارایی کردن؟ دیدم خداییش خیلی کارا کردن یعنی هر کاری بگی از خیاطی تو خونه بگیر تا کشتن بعثی به ضرب گرز یا گلوله. منتها یه سوال فقط برام پیش اومد که تو کَفِش موندم و اون اینکه آیا ما فرماندۀ خانم هم داشتیم مثلا فرمانده گروهان، گردان، لشکر، اطلاعات عملیات یا مثلا جزء طراحان ستادی جنگ باشه؟


با این سوال رفتم سراغ گوگل یا به قول بچه‌ ها گگول! و نوشتم:


آیا در دفاع مقدس فرماندۀ زن داشته‌ایم؟

فرماندۀ زن+ دفاع مقدس
فرمانده+زن+دفاع مقدس
فرمانده+زن+جنگ
زن های فرماندۀ ایرانی
فرمانده خانم…
سردار+ خانم
امیر+ خانم
زن‌های درجه‌دار
خانم+ قرارگاه خاتم الانبیاء
زن+فرماندۀ عملیات
زن+گردان
زن+گروهان
زن+لشکر
زن سپاهی
زن پاسدار
خانم های پاسدار
و…


چیزهای جالبی پیدا کردم ولی خب برای سوالم چیزی نبود.


یکی از چیزهایی که تا حدودی نزدیک بود به چیزی که می‌خواستم این بود:

تنها زن تیم اطلاعات عملیات شهید همت که منظور سر کار خانم امینه وهاب‌زاده است.


شما زنی رو سراغ دارین که تو جنگ فرمانده بوده احیانا؟


البته خب. حتی اگر هم چنین موردی نباشد، چیزی از احترام و فروتنی ما در برابر رشادت‌ها و حماسه‌های خانم‌ها در دفاع مقدس کم نمی‌شود و توقعی هم نداریم ولی می‌خوام اگر کسی بوده، بشناسیم. از طرف دیگه کار وبلاگی یعنی حرف متفاوت، حرف تازه من اگه بخوام چیزهایی رو که همه می‌دونن و بهش توجه دارن تکرار کنم که لطفی نداره.


اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: وبلاگ نویسی, فرهنگی- اجتماعی, زنان, دفاع مقدس
[چهارشنبه 1393-07-16] [ 02:08:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت
 



آواتار





درباره پايگاه


این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی مرکز آموزش های غیرحضوری مرکز مدیریت حوزه های علمیۀ خواهران جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب غیرحضوری ایجاد شده است.





گلواژه هاي آل محمد «ص»


حدیث موضوعی