معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزشهای غیرحضوری
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


درباره پايگاه

این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.



قرآن آنلاین

قرآن آنلاین




لحظه شمار غیبت امام زمان





ذکر روز

ذکر روزهای هفته



اوقات شرعی

اوقات شرعی




پخش زنده حــــــرم

پخش زنده حرم




  ضرورت بهره مندی از فرصتهای ماه مبارک رمضان از دیدگاه مقام معظم رهبری مدظله الشریف   ...

این فرصت [ماه رمضان] را باید برادران عزیز، خواهران عزیز، مسئولین محترم، بخصوص ماها، خیلی مغتنم بشماریم؛ فرصت انابه است، فرصت رجوع به خدای متعال است، فرصت نورانی کردن دل و طراوت دادن به دلها است و فرصت تضرّع است؛ پیش خدای متعال تضرّع کنیم. هرکدام از شماها در هر بخشی که مشغول کار هستید، مطمئنّاً مشکلاتی دارید، کمبودهایی دارید‌، نیاز دارید به عناصری، به عواملی؛ اینها را از خدا باید بخواهیم. در کنار تلاشِ شما مطمئنّاً دعای شما و تضرّع شما یک امر لازمی است؛ این تضرّع را بایستی ما فراموش نکنیم.

در چند دعا از جمله دعای شریف ابی‌حمزه‌ی ثمالی [آمده]: وَ لا یُنجی مِنکَ اِلَّا التَّضَرُّعُ اِلَیک‌،(۱) راه نجات ما تضرّع به نزد پروردگار متعال است. خب تضرّع پیش خدای متعال که مایه‌ی نجات ما است -میگوییم «لا یُنجی مِنکَ اِلَّا التَّضَرُّعُ اِلَیک‌»- این تضرّع، چطور وسیله‌ی نجات است؟ انسانهای ضعیف هم گاهی ممکن است تضرّع کنند نزد انسانهای دیگر؛ فرق این [دو] چیست؟ فرق و تفاوت میان تضرّع عندالله و تضرّع عند «بندگان خدا» در چیست؟ مهم این است که به این نکته توجّه کنیم. تضرّع در مقابل بندگان خدا برای این است که شما دل آن‌کس را که پیش او تضرّع میکنید، نرم کنید؛ [امّا] تضرّع عندالله برای این است که دل خودمان را نرم کنیم؛ دل خودمان را نجات بدهیم از قساوت؛ این مایه‌ی نجات است. اگر دل از حالت قساوت خارج شد و نرم شد، نورانیّت پیدا خواهد کرد. این نورانیّت دل است که راه‌ها را به روی انسان باز میکند، به انسان امید میبخشد، به انسان تلاش میبخشد، انسان را در راه‌های صحیح و درست هدایت میکند. تقوا وقتی‌ بود، خدای متعال هدایتش را به انسان عنایت میکند. این تقوا ناشی از همان نرمش دل و لطافت دل و نورانیّت دل است؛ اصل قضیّه این است.

در سوره‌ی مبارکه‌ی زمر [آمده]: فَوَیلٌ لِلقسِیَةِ قُلوبُهُم مِن ذِکرِ اللهِ اُولئِکَ فی‌ ضَللٍ مُبین‌؛(۲) دلِ سخت، دلِ دچار قساوت، این‌جوری است. گمراهی آشکار برای اینها در این آیه ذکر شده. در سوره‌ی مبارکه‌ی مائده درباره‌ی بنی‌اسرائیل میفرماید: فَبِما نَقضِهِم میثاقَهُم لَعَنّـهُم وَ جَعَلنا قُلُوبَهُم قاسِیَة؛(۳) مظهر لعنت الهی، قساوت قلب آنها است که بر اثر عمل خود آنها است: فَبِما نَقضِهِم میثاقَهُم؛ معاهده‌ی خودشان با خدای متعال را فراموش کردند، نقض کردند. اینها چیزهایی است که در جامعه‌ی مؤمن ما باید مورد توجّه باشد؛ بخصوص برای ما مسئولین که هرکدام در یک بخشی، باری بر دوش داریم. در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره، باز درباره‌ی بنی‌اسرائیل [میفرماید]: ثُمَّ قَسَت قُلوبُکُم مِن بَعدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالحِجارَةِ اَو اَشَدَّ قَسوَةً وَ اِنَّ مِنَ الحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنهُ الاَنهار؛(۴) از سنگ سخت‌تر شد دلهایتان؛ این را پیغمبر اکرم از قول پروردگار در مقام مجادله و محاجّه‌ی با یهودی‌های مدینه بیان میفرماید و گذشته‌‌ی آنها را به یادشان می‌آورد. همه‌ی اینها برای ما وسیله‌ی درس و آگاهی و عبرت و موعظه است، باید سعی کنیم. در یک روایتی در کافی شریف است: وَ القاسِی القَلبِ مِنّی بَعید؛(۵) بُعد از خدای متعال، بدترین آفت برای انسان است؛ که انسان از خدای متعال دور بشود و قساوت قلب این خصوصیّت را دارد که انسان را دور میکند. یا در یک روایت دیگر: ما ضُرِبَ‌ عَبدٌ بِعُقوبَةٍ اَعظَمَ مِن قَسوَةِ القَلب‌.(۶) (۱۳۹۶/۰۳/۲۲، بیانات در دیدار مسئولان نظام)

ما در روزهای پایانی ماه رمضان هستیم. از این ریاضت یک‌ماهه و لطافت و رقّتی که برای شما به‌طور طبیعی بر اثر روزه، بر اثر دعا و عبادت حاصل شده، حدّاکثر استفاده را بکنید. تحکیم رابطه‌ی با پروردگار، کمک‌کننده است، گره‌گشا است. خیلی مشکلات در بخشهای گوناگون وجود دارد که باید برطرف بشود با همّت من و شما، با تلاش من و شما؛ ارتباط ما با خدا به ما قدرت میدهد، به ما امید میدهد، به ما دل‌خوشی میدهد. علاوه بر اینکه همه‌ی این بحثهای دنیایی، مقدّمه است؛ مقدّمه است برای تعالی روحی، برای عروج؛ قدر بدانید ماه رمضان را. این دعای «اَللّهُمَّ اِن لَم تَکُن رَضیتَ عَنّی فی ما مَضیٰ مِن شَهرِ رَمَضان فَمِنَ الانَ فَاَرضَ عَنّی»(7) دعای مهمّی است؛ اگر تاکنون نتوانسته‌ایم رضایت الهی را، خشنودی الهی را به دست بیاوریم، از خدا بخواهیم که از همین لحظه مشمول رضایت الهی بشویم یا مشمول مغفرت الهی بشویم.(۱۳۹۶/۰۳/۳۱؛ بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها)

 

پی نوشت ها:

1) مصباح المتهجد ، شیخ طوسی، ص ۵۸۳ اقبال الاعمال ، سید بن طاووس : ص ۶۷ ؛ بحارالانوار،علامه مجلسی : ج ۹۵ ص ۸۳ ؛ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص ۱۸۶ (دعای ابوحمزه ثمالی)؛ … وَ لا یُنجی مِنکَ اِلَّا التَّضَرُّعُ اِلَیک‌ …ترجمه:… نیست راه نجات از تو مگر بوسیله تضرع و زاری به سوی تو …

۲) سوره مبارکه الزمر آیه ۲۲. أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدرَهُ لِلإِسلامِ فَهُوَ عَلىٰ نورٍ مِن رَبِّهِ ۚ فَوَيلٌ لِلقاسِيَةِ قُلوبُهُم مِن ذِكرِ اللَّهِ ۚ أُولئِكَ في ضَلالٍ مُبينٍ، ترجمه: آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!) وای بر آنان که قلبهایی سخت در برابر ذکر خدا دارند! آنها در گمراهی آشکاری هستند!

۳) سوره مبارکه المائدة آیه ۱۳. فَبِما نَقضِهِم ميثاقَهُم لَعَنّاهُم وَجَعَلنا قُلوبَهُم قاسِيَةً ۖ يُحَرِّفونَ الكَلِمَ عَن مَواضِعِهِ ۙ وَنَسوا حَظًّا مِمّا ذُكِّروا بِهِ ۚ وَلا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلىٰ خائِنَةٍ مِنهُم إِلّا قَليلًا مِنهُم ۖ فَاعفُ عَنهُم وَاصفَح ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُحسِنينَ، ترجمه: ولی بخاطر پیمان‌شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحریف می‌کنند؛ و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خیانتی (تازه) از آنها آگاه می‌شوی، مگر عده کمی از آنان؛ ولی از آنها درگذر و صرف‌نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد!

۴) سوره مبارکه البقرة آیه ۷۴. ثُمَّ قَسَت قُلوبُكُم مِن بَعدِ ذٰلِكَ فَهِيَ كَالحِجارَةِ أَو أَشَدُّ قَسوَةً ۚ وَإِنَّ مِنَ الحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنهُ الأَنهارُ ۚ وَإِنَّ مِنها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخرُجُ مِنهُ الماءُ ۚ وَإِنَّ مِنها لَما يَهبِطُ مِن خَشيَةِ اللَّهِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمّا تَعمَلونَ، ترجمه: سپس دلهای شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت‌تر! چرا که پاره‌ای از سنگها می‌شکافد، و از آن نهرها جاری می‌شود؛ و پاره‌ای از آنها شکاف برمی‌دارد، و آب از آن تراوش می‌کند؛ و پاره‌ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می‌افتد؛ (اما دلهای شما، نه از خوف خدا می‌تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است!) و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

۵) الكافي، شیخ کلینی ج‏۲ ص ۳۲۹؛ مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول،مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، ج‏۱۰ ص ۲۹۳؛ بحار الأنوار،علامه مجلسی ج‏۷۰ ص ۳۹۸؛ فِيمَا نَاجَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مُوسَى ع يَا مُوسَى لَا تُطَوِّلْ فِي الدُّنْيَا أَمَلَكَ فَيَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ الْقَاسِي الْقَلْبِ مِنِّي بَعِيدٌ. ترجمه: در آنچه خداى عز و جل با موسى عليه السّلام مناجات كرد اين بود كه: اى موسى در دنيا آرزوى خود را دراز مكن كه دلت سخت، و سخت دل از من دور است.

۶)تحف العقول، ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏ ص ۲۹۶؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی ج‏۷۵ ص ۱۷۶؛ إِنَّ لِلَّهِ عُقُوبَاتٍ فِي الْقُلُوبِ وَ الْأَبْدَانِ ضَنْكٌ فِي الْمَعِيشَةِ وَ وَهْنٌ فِي الْعِبَادَةِ وَ مَا ضُرِبَ عَبْدٌ بِعُقُوبَةٍ أَعْظَمَ مِنْ قَسْوَةِ الْقَلْبِ. ترجمه: خداوند را مجازاتهائى روحى و جسمى است، همچون تنگى در اسباب زندگى، و سستى در عبادت، و هيچ بنده‏اى به چيزى بدتر از سنگدلى (قساوت قلب) عقوبت نشده است‏.

7) الإقبال بالأعمال الحسنة، ج‏۱، ص۳۶۴. إِنْ كُنْتَ رَضِيتَ عَنِّي فِي هذا الشَّهْرِ فَازْدَدْ عَنِّي رِضا، وَ إِنْ لَمْ‏ تَكُنْ‏ رَضِيتَ‏ عَنِّي‏ فَمِنَ الآنِ فَارْضَ عَنِّي يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏. ترجمه: دعای امام صادق علیه‌السلام در دهه آخر ماه رمضان: … اگر در این ماه از من خشنود بوده‌اى، بر خشنودی‌ات از من بیفزا، و اگر خشنود نبوده‌اى از هم اکنون از من خشنود شو، اى مهربان‌ترین مهربانان.

موضوعات: مناسبت ها, سبک زندگی, درس اخلاق  لینک ثابت



[یکشنبه 1397-03-20] [ 08:57:00 ق.ظ ]





  آمر به معروف در مقام «ولی» امر به معروف می کند   ...

امر به معروف غیر از موعظه، ارشاد، تعلیم و پند است، این موارد باب خود را دارند اما امر به معروف آنجایی است که شخص بدون هیچ عذری، عالماً و عامداً در حال انجام گناه است، به چنین شخصی می توان فرمان داد که از انجام کارش دست بردارد.
 حضرت آيت الله جوادی آملی در جلسه درس اخلاق پنجشنبه های خود که در نمازخانه بنياد بين المللی علوم وحيانی اسراء برگزار گرديد، ضمن تبریک عید سعید نیمه شعبان، به ادامه شرح جمله قصار 31 نهج البلاغه حضرت امير عليه السلام، با اشاره به سالروز میلاد با سعادت حضرت حجت(عج) ضمن تبریک این عید خجسته بیان داشتند: وقتی پیامبر(ص) به رسالت خود مبعوث شد، در جامعه جاهلیت دو غده بدخیم وجود داشت؛ در حوزه اندیشه، آنها گرفتار وهن و خیال بودند و در حوزه انگیزه با هوس و غرور و گرایشات قبیله ای رفتار می کردند اما پیامبر(ص) «عدل» را جایگزین آن گرایشات قبیله ای، جناحی و هوس کرد و «عقل» را به جای ظن و وهن نشاند.

معظم له ادامه دادند: همین کار را حضرت حجت در هنگام ظهور انجام خواهند داد؛ یعنی جامعه را عالم و عاقل می کنند، به برکت حضرت، عقل مردم کامل می شود، اداره چنین جامعه ای کار دشواری نیست. این است که انسان شبانه روز منتظر ظهور است و برای فرج دعا می کند.

ایشان در ادامه شرح جمله قصار 31 نهج البلاغه حضرت امير عليه السلام پرداختند و اظهار داشتند: این جمله قصار در حقیقت یکی از خطبه های نورانی حضرت است که سید رضی آن را به عنوان کلمه قصار ذکر کرده است؛ وقتی از حضرت در خصوص ایمان سوال کردند، حضرت ایمان را داری چهار رکن معرفی کرد؛ «الاِْيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ، وَالْيَقِينِ، وَالْعَدْلِ، وَالْجِهَادِ»، طبق این بیان یکی از ارکان ایمان، عدل است که طبق بیان حضرت خود چهار جزء و شعبه دارد؛ «وَالْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَب: عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ، وَغَوْرِ الْعِلْمِ، وَزُهْرَةِ الْحُكْمِ، وَرَسَاخَةِ الْحِلْمِ».

معظم له ادامه دادند: این کلمات یک سری معنای لغوی دارند اما حضرت به معنای خاص این لغات می پردازد مانند اینکه در خصوص معنای عدل می گویند کسی عادل است که کارهای واجب را انجام دهد و از انجام کارهای حرام بپرهیزد اما حضرت در خصوص معنای واژه عدل می فرماید یکی از شعب چهارگانه عدل، فهم غَائِصِ است. حضرت فرمود علم مانند دریایی است که اگر کسی توانست در این دریا غواصی کند صاحب فهم خواهد شد. هر علمی را فهم نمی گویند؛ آن علم دقیق و عمیق را فهم می گویند که باعث می شود انسان مطالب را موشکافانه بفهمد!

این مفسر قرآن خاطرنشان کردند: حضرت در خصوص «جهاد» می فرماید «وَالْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَب: عَلَى الاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَالصِّدْقِ فِي الْمَوَاطِنِ، وَشَنَآنِ الْفَاسِقِينَ: فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ، وَمَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِينَ؛ وَمَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ، وَمَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَغَضِبَ لِلَّهِ، غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَأَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ جهاد (نيز) چهار شاخه دارد، که اولین آنها امر به معروف، نهى از منكر است.

حضرت آيت الله جوادی آملی ابراز داشتند: امر به معروف غیر از موعظه، ارشاد، تعلیم و پند است، این موارد باب خود را دارند اما امر به معروف آنجایی است که شخص بدون هیچ عذری، عالماً و عامداً در حال انجام گناه است، به چنین شخصی می توان فرمان داد که از انجام کارش دست بردارد. در این هنگام شخص آمر، ولایت دارد، در حقیقت اگر شخص خاطی به امر او گوش ندهد دو گناه مرتکب شده؛ اول آنکه کار خلاف کرده و دوم اینکه به حرف ولی خود گوش نداده است، آمر به معروف در مقام «ولی» امر به معروف می کند.

ایشان ادامه دادند: در نظام اسلامی اینگونه است که « وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَيَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ» که البته امر به معروف و نهی از منکر دارای درجاتی است که درجات ابتدایی و مهم آن همان انزجار قلبی و بروز ظاهری این انزجار است که اگر هر کس در مقابل شخص گناهکار این انزجار را از خود نشان دهد در بیشتر موارد شخص از کار خود پشیمان خواهد شد و دیگر به مراحل بعدی نیازی نخواهد بود.

معظم له با اشاره  به ادامه کلام حضرت امیر علیه السلام تصریح داشتند: حضرت دومین شاخصه جهاد را صادقانه قیام کردن ذکر می کنند و اینکه شخص نسبت به تبهکاران کینه داشته باشد. در قرآن کریم می خوانیم موسی(ع) به خداوند می فرماید به پاس نعمت هایی که به من دادی هرگز از انسان تبهکار و خلافکار حمایت نمی کنم.

به گزارش خبرگزاری«حوزه»

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, زنان, سبک زندگی, درس اخلاق, حوزه  لینک ثابت



[پنجشنبه 1397-02-13] [ 04:32:00 ب.ظ ]





  درس اخلاق آنلاین حضرت آیت الله مکارم شیرازی دامت برکاته -20:30   ...

به اطلاع طلاب محترم مي رساند شانزدهمين جلسه درس اخلاق مرجع عاليقدر حضرت آيت الله مكارم شيرازي دامت بركاته و دوره مهارت هاي زندگي توسط کارشناسان محترم، امشب ساعت 20:30به صورت آنـــــلاين برگزار خواهد شد

 لينك ورود به صفحه درس اخلاق

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سبک زندگی, درس اخلاق, حوزه  لینک ثابت



[چهارشنبه 1397-02-05] [ 02:08:00 ب.ظ ]





  ممكن نیست كسی خلاف كند و آبرویش نرود   ...

حضرت آیت الله جوادی آملی در نخستین جلسه درس اخلاق پنجشنبه های خود در سال جدید که در نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار گردید، با اشاره به ماه پرفضیلت رجب و آمادگی انسان برای ورود به شهرالله بیان داشتند: ماه پربركت رجب را به همه شما تهنیت عرض می‌كنیم از ذات اقدس الهی مسئلت می‌كنیم همه ایام مخصوصاً این سه ماه پربركت رجب و شعبان و شهرالله را برای همه خیر و رحمت و بركت قرار بدهد و آن توفیق را عطا كند كه انسان به عنوان ضیف و مهمان این خاندان وارد صحنه قیامت شود.

ایشان در ادامه به شرح جمله قصار 31 نهج البلاغه حضرت امیرعلیه السلام پرداختند و اظهار داشتند: خدای سبحان در قرآن ما را به ایمان دعوت كرده است. از حضرت امیر سؤال كردند كه ایمان چیست؟ حضرت در اینجا می فرماید «الاِْیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ، وَالْیقِینِ، وَالْعَدْلِ، وَالْجِهَادِ»؛ ایمان چهار عنصر محوری دارد كه آن عناصر چهارگانه عبارت است از صبر و بردباری از یك طرف، یقین از طرف دیگر، عدل از طرف سوم و جهاد از طرف چهارم.

ایشان ادامه دادند: در لغت ایمان به معنای اعتقاد و عقیده قلبی نیست «آمن» یعنی «دخل فی المأمن» كسی كه وارد دژ و حصن و قلعه شد می‌گویند «آمَنَ» چون عقیده باعث حفظ انسان در دنیا و آخرت است.

معظم‌له اذعان داشتند: وجود مبارك حضرت امیر انسان را تشریح می‌كند تا آدم بدانند كه در کجا مشكل دارد تا ان را رفع کند، اینكه خدا قرآن را به عنوان شفا معرفی كرده است و اینكه وجود مبارك حضرت امیر، رسول گرامی را طبیب معرفی كرده است برای این است كه اینها این صحنه را خوب تشریح می‌كنند، بیماری‌ها را مشخص می‌كنند، درمان این بیماری ها را هم بازگو می‌كنند.

حضرت آیت الله جوادی آملی ابراز داشتند: قرآن می‌گوید این استادی كه در حوزه یا دانشگاه است وقتی در فضای جامعه یا در فضای حوزه و دانشگاه راه می‌رود باید طوری باشد كه مثل نوری باشد كه همه از او بهره ببرند، كدام طلبه یا دانشجوست كه وقتی استادِ باعمل را ببیند به او اقتدا نكند. اینكه می‌گویند جهاد نفس، جهاد اكبر است این تشبیه نیست، تمثیل نیست، یك واقعیتی است، یك زنگ درونی است، یک جنگی است بین اندیشه و انگیزه انسان که هوس، شهوت و غضب یك چیز می‌خواهد اما عقل عملی چیز دیگری می‌خواهد. این جنگ هست. در این مبارزه اگر هوس پیروز شد این عقل را به اسارت می‌گیرد در نتیجه از عقلِ اسیر كاری ساخته نیست لذا فرد می‌شود عالِم بی‌عمل.

ایشان با اشاره به آیات قرآن كریم بیان داشتند: كار حرام این‌طوری نیست كه با گذشت زمان اثرش از بین برود، ممكن نیست كسی خلاف بكند و آبرویش نرود! بعضی‌ها ترس از جهنم دارند، بعضی‌ها شوق به بهشت دارند، بعضی‌ها برتر از اینها فكر می‌كنند از مولایشان خجالت می‌كشند كه گناه كنند، بعضی‌ها هیچ كدام از این سه امر نیستند فقط از آبرویشان می‌ترسند فرمود، لااقل در دنیا نه بیراهه برو نه آبروی كسی را ببر! اول امر كه ذات اقدس الهی ما را از جهنم نترساند؛ دراین چند آیه سوره علق كه اول نازل شد اصلاً سخن از جهنم نیست بلکه سخن از حیاست كه آیا انسان نمی‌داند كه خدا او را می‌بیند؟! بعدها كه تربیت اثر نكرد نبوت نزول آیات جهنم فرارسید.

منبع: خبرگزاری رسمی حوزه- 97/1/16

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, درس اخلاق, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



[شنبه 1397-01-18] [ 07:52:00 ق.ظ ]





  توصیه های پنج گانه آیت الله العظمی مظاهری به طلاب   ...

آیت الله العظمی حسین مظاهری، در پیامی به مناسبت افتتاح مدرسه  علمیه تیران و کرون، توصیه های پنج گانه ای به طلاب داشتند.

متن پیام این مرجع تقلید را در ادامه بخوانید:

بِسْمِ  اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم

قال‌الله سُبحانَه و تَعالی:«فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ».

اینک که به الطاف کریمانۀ خداوند متعال و در سایۀ عنایات حضرت ولی‌الله‌الأعظم امام عصر و زمان«ارواحناله‌فداء»، بنای مدرسۀ علمیۀ مکتب اهل‌البیت«علیهم‌السّلام» در شهر تیران رسماً افتتاح می‌گردد، ضمن سپاس به درگاه حضرت حق‌تعالی و تقدیر و تشکّر از همۀ عزیزانی که در این کار نیک و عمل صالح، دخالت و مشارکت نمود‌ه‌اند، خصوصاً مدیر معزّز و تلاشگر حوزۀ علمیّۀ اصفهان آیة‌الله آقای حاج سید یوسف طباطبایی«دامت‌برکاته» و همکاران محترمشان و نیز ائمّۀ محترم جمعۀ سابق و کنونی شهر تیران و مسئولان آن مدرسه«دامت‌تأییداتهم» و همچنین خیّران گرامی و مسئولان محترم اجرایی این شهرستان، از خداوند سبحان مسألت می‌کنم که این مدرسۀ علمیّۀ مبارکه را پایگاهی رفیع از علم و عمل و قرارگاهی برای عالمان عامل و صالح و سربازان حقیقی حضرت بقیة‌الله المهدی الموعود«عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشّریف» مقرّر فرماید و برکات روزافزون این مدرسه را تا ظهور مبارک آن حضرت پایدار بدارد.

با تأسیس و افتتاح این مدرسه که متقارن با ایّام با سعادت و پر میمنت ولادت امّ‌الائمّۀ‌النّجباء حضرت فاطمۀ زهرا«سلام‌الله‌علیها» می‌باشد، و نیز تأسیس مدرسۀ علمیّۀ خواهران که در سال گذشته، بنای آن، افتتاح و بهره‌برداری شد، اینک این حقیر یکی از آرزوهای دیرینۀ خود برای این شهر و سامان را تحقّق یافته می‌بینم و از صمیم جان، جبهۀ خضوع و شکر و سپاس به درگاه خداوند قادر متعال می‌سایم و از او متضرّعانه مسألت می‌کنم این دو حوزۀ برادران و خواهران را مایۀ ارتقاءِ دانش و تقوا و عقلانیّت در این شهر و دیار قرار دهد و به فضل و کرم خود، استمرار همیشگی برکات علمی و عملی و معنوی را در این دو پایگاه حوزوی، تأمین و تضمین فرماید.

اکنون بنای ظاهری این دو مدرسه تمام و به اتمام رسیده است، ولی کمال و اکمال این دو بنا در گرو آن است که دانش‌آموختگانی شایسته و صالح و طلّابی فاضل و متّقی و انسان‌هایی مفید به حال جامعه و خدمتگزار به دین و آیین و اهل ایمان، در این مدارس تربیت گردند و برکات وجود آنان در جامعه و در میان مردم و مؤمنان، جاری و منتشر شود. و این اتّفاق مبارک به شرطی محقّق خواهد گشت که:

1- طلّاب عزیز، تمام توان وتلاش خود را در سه ساحت «علم و عمل و عقلانیّت» به‌کار گیرند و در این مجاهدت و اهتمام خود، هیچ چیزی و هیچ کسی را جُز خداوند تعالی در نظر نداشته باشند و با خلوص و اخلاص، این راه دشوار، ولی مبارک و سازنده را در پیش گیرند.

2- فرصت جوانی را مغتنم بشمارند و با پرهیز از کسالت و بطالت، از همۀ فرصت‌های کوچک و بزرگ به نفع ارتقاءِ آن سه مؤلّفۀ مهم، استفاده و بهره‌برداری نمایند.

3- برای اعتلاءِ اخلاق و ادب و متانت و آراسته شدن به منطق و فضائل الهی و تهذیب نفس و تزکیۀ روح –که جوهرۀ اصلی همۀ معارف دینی و تعلیمات قرآن و عترت است- همواره در کوشش و تلاش علمی و عملی باشند و بدانند که عموم مردم، به اخلاق و رفتار علماء و حوزویان نظر می‌کنند و از آن تأثیر می‌پذیرند؛ و از این‌رو وظیفۀ ما، مراقبۀ دائمی در این جهات است.

4- انس با قرآن و عترت و تدبّر در پیام‌های عالی مرتبۀ حیات‌بخش و انسان‌سازِ این دو ثقل ثقیل را هیچ‌گاه فراموش ننمایند.

5- با فضاهای علمی جدید و مسائل دنیای روز به نحو صحیح آشنا باشند و قدرت پاسخ‌گویی به شبهات نظری و مشکلات عملی جهان معاصر را در خود ایجاد نمایند.

و اگر به این پنج نکته، التزام و تعهّد کامل داشته باشند، ان‌شاءالله با فضل و توفیق خداوند سبحان، به عناصری مفید برای جامعۀ اسلامی تبدیل خواهند شد و به رسالت خطیر خود عمل خواهند کرد.

در خاتمه، یاد و نام عالمان بزرگ و بزرگواری که از این خطّه، برخاسته‌اند و مایۀ افتخار این شهر و سامان بوده‌‌اند را گرامی می‌داریم و به ارواح مطهرشان درود می‌فرستیم و از پیشگاه حضرت حقِّ متعال، ادامۀ راه نورانی آنان که راه انبیاء و اولیاء«علیهم‌السّلام» و صراط مستقیم الهی بوده است را مسألت می‌کنیم.

توفیق همۀ شما عزیزان را از خداوند متعال خواستارم و همواره شما را دعا می‌کنم. والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته.

حسین‌المظاهری

۲۲ / جمادی‌الثّانی / 1439

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, زنان, سبک زندگی, درس اخلاق, تبليغ, حوزه  لینک ثابت



[دوشنبه 1396-12-21] [ 12:05:00 ب.ظ ]





  راه های نجات جامعه از مفاسد اخلاقی، اقتصادی و اداری   ...

بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏

«رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري‏ وَ يَسِّرْ لي أَمْري وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي‏»

 گرفتاری دل

به خواست پروردگار عالم و لطف حضرت بقیة‌الله‌ الاعظم«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» از این جلسه به بعد، به شرح  چهل حدیث خواهیم پرداخت. در روایات اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» برای حفظ چهل حدیث، ثواب ها و پاداش‌هایی بیان شده که بعضی اوقات انسان حیران می‌شود. از جملۀ آن پاداش‌ها آن است که حافظ چهل حدیث، در روز قیامت با انبیاء«سلام‌الله‌علیهم» و صدیقین و شهداء و صالحین محشور می‌گردد. پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» به امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» فرمودند:

«مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِي أَرْبَعِينَ‏ حَدِيثاً يَطْلُبُ بِذَلِكَ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ حَشَرَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ‏ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً»[1]

در روایات دیگری آمده است که حفظ کنندۀ چهل حدیث، در قیامت، عالم و فقیه محشور می‌شود[2]، یعنی مصداق «الَّذينَ يُبَلِّغُونَ‏ رِسالاتِ اللَّه‏»[3] می‌شود.

منظور از حفظ چهل حدیث هم فقط حفظ ظاهری نیست، بلکه مراد آن است که انسان بتواند محتوا  و مفاهیم چهل حدیث را بداند و بهتر آن که بتواند برای دیگران بگوید و معارف اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» را نشر دهد. امیدوارم اگر زنده بمانیم، خدا توفیق عنایت فرماید تا بتوانیم از این جلسه به بعد، چهل حدیث را بخوانیم و شرح آن را بیان کنیم.

حدیث این جلسه، حدیثی از پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» است که می‌فرمایند:

«مَنْ أَصْبَحَ وَ الدُّنْيَا أَكْبَرُ هَمِّهِ‏ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْ‏ءٍ وَ أَلْزَمَ قَلْبَهُ أَرْبَعَ خِصَالٍ هَمّاً لَا يَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً وَ شُغُلًا لَا يَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً وَ فَقْراً لَا يَبْلُغُ غِنَاهُ أَبَداً وَ أَمَلًا لَا يَبْلُغُ مُنْتَهَاهُ أَبَدا»[4]

روایت را مرحوم نراقی«رحمت‌الله‌علیه» نیز در جامع السّعادات نقل می‌کند[5] و این روایت، انصافاً روایت عجیبی است، مصداق کاملش هم زمان ما است. مرحوم نراقی«رحمت‌الله‌علیه» با بیان این روایت، در مذمت دنیا، بحث مفصلی دارد و بیان می‌کند که به فکر دنیا بودن، توغّل در دنیا و فرو رفتن در مشتهیات نفس، چه مفاسد بزرگی دارد.

در تعالیم دینی، بر ضرورت تلاش در جهت آبادی دنیا و آخرت پافشاری فراوانی شده و کوتاهی در آبادی دنیا یا آخرت، هر دو مذمّت شده است. به عبارت دیگر، اسلام یک دین دو بعدی است و از مسلمان ها می‌خواهد از یک سو برای تأمین معاش و ادارۀ زندگی دنیا و رفع احتیاج از دیگران، تلاش و کوشش کنند و از تنبلی و بیکاری بپرهیزند و از سوی دیگر، به فکر آخرت و ارزش‌های معنوی باشند و در دنیا و مادیّات فرو نروند. 

پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در این روایت شریف، خسارت‌ها و تبعات فرو رفتن در دنیا و فراموشی آخرت را بیان می‌فرمایند. در ابتدای روایت می‌خوانیم: «مَنْ أَصْبَحَ وَ الدُّنْيَا أَكْبَرُ هَمِّهِ‏ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْ‏ءٍ»؛ یعنی اگر همّ و غمّ کسی این دنیا باشد، نه آخرت، و همیشه به فکر دنیا باشد، اوّلین مصیبتش این است که دیگر خدا به او اعتنا ندارد.

مرحوم آقای ملکی«رحمت‌الله‌علیه» در المراقبات این روایت را نقل می‌کند و این جمله را به دنبال آن می‌فرماید که اگر توغّل در دنیا به جز بی‌اعتنایی خدا، هیچ بلا و مصیبت دیگری نداشت، بس بود که آن را بزرگ‌ترینِ  عقوبت‌ها و اعظم مصائب بدانیم و خسارتی بزرگ‌تر از آن در این دنیا قابل تصور نیست.[6]

خدا نکند که خدا دست عنایتش را از روی سر کسی بر دارد، مثل این است که نیروگاه برق، دست عنایتش را از روی شهر و خانۀ ما بردارد، دیگر همه جا تاریک و وحشتناک می‌شود.

قرآن کریم در این باره از یک تشبیه معقول به محسوس بهره می‌برد و می‌فرماید: اگر کسی در شب در دریا باشد و دریا متلاطم گردد. بعد موج روی موج، روی این دریا ببارد. ابر هم محیط بر دریا شود، چه جور ظلمت روی ظلمت و وحشت روی وحشت است؟ قرآن می‌فرماید: زندگی منهای خدا این است:

«أَوْ كَظُلُماتٍ‏ في‏ بَحْرٍ لُجِّيٍ‏ يَغْشاهُ‏ مَوْجٌ‏ مِنْ‏ فَوْقِهِ‏ مَوْجٌ‏ مِنْ‏ فَوْقِهِ‏ سَحابٌ‏ ظُلُماتٌ‏ بَعْضُها فَوْقَ‏ بَعْضٍ‏ إِذا أَخْرَجَ‏ يَدَهُ‏ لَمْ‏ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ‏ لَمْ‏ يَجْعَلِ‏ اللَّهُ‏ لَهُ‏ نُوراً فَما لَهُ‏ مِنْ‏ نُورٍ»[7]

اگر دست عنایت خدا روی سر کسی باشد زندگی او روشن است، دل او روشن است و زندگی او شاد است، امّا اگر نور خدا در زندگی نباشد، به عبارت دیگر اگر دست عنایت خدا روی آن خانه نباشد و خدا اعتنایی به اهل آن نکند: «وَ مَنْ‏ لَمْ‏ يَجْعَلِ‏ اللَّهُ‏ لَهُ‏ نُوراً فَما لَهُ‏ مِنْ‏ نُورٍ»، دیگر زندگی ظلمات است، زندگی وحشتناک است، به قول قرآن به اندازه‌ای غم و غصه و نگرانی و وحشت بر آن حکم‌فرما می‌شود که از خود بی‌خود می‌گردد: «إِذا أَخْرَجَ‏ يَدَهُ‏ لَمْ‏ يَكَدْ يَراها»، اگر دستش را هم از آب بیرون کند خودش هم این دست را نمی‌بیند؛ یعنی یک از خود گم‌شدگی که الان می‌بینیم جامعۀ ما دارد، یک زندگی وحشتناک، یک زندگی ظلمت روی ظلمت.

قرآن راجع به جهنّمی‌ها می‌فرماید که از هر غمی نجات پیدا کنند، هنوز نجات نیافته غم دیگری برای آنها پیدا می‌شود: «كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعيدُوا فيها وَ ذُوقُوا عَذابَ‏ الْحَريق‏».[8]

انسان می‌بیند که راستی در این دنیا، انسان از هر غمی فارغ شود، غم و غصّۀ دیگری به سراغ او می‌آید. لذا اگر عنایت خدا و لطف خدا نباشد، انسان در این غم و غصه‌ها نابود می‌شود. پس به قول آقای ملکی، بالاترینِ مصیبت‌ها این است که خدا به کسی اعتنا نداشته باشد؛ «فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْ‏ءٍ».

وقتی خدا به جامعه‌ای اعتنا نداشته باشد، مفاسد اخلاقی، اقتصادی و اداری آن جامعه را نابود می‌کند. چه عذابی بالاتر از فساد اخلاقی سراغ دارید؟ چه عذابی بدتر از فساد اداری می‌توانید پیدا کنید؟ چه عذابی خطرناک‌تر از فساد اقتصادی وجود دارد؟ 

وقتی که خدا اعتنا به جامعه‌ای نداشته باشد، هیچ کس نمی‌تواند این مفاسد را کنترل کند و در پی آن، درد روی درد می‌آید، مصیبت روی مصیبت می‌آید، دردهای ناعلاجی که هرچه می‌خواهند معالجه کنند، همان معالجه بدترش می‌کند. 

جملۀ بعدی روایت می‌فرماید: «وَ أَلْزَمَ قَلْبَهُ أَرْبَعَ خِصَالٍ هَمّاً لَا يَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً وَ شُغُلًا لَا يَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً وَ فَقْراً لَا يَبْلُغُ غِنَاهُ أَبَداً وَ أَمَلًا لَا يَبْلُغُ مُنْتَهَاهُ أَبَدا»

کسی که تمام فکر و ذکر او دنیا و مادیّات است، قلبش از چهار چیز پر می‌شود. گاهی یقین در قلب انسان پیدا می‌شود و الهام خدا در آن قلب وارد می‌گردد، گاهی هم رذالت در قلب نفوذ می‌کند. بالأخره روایت می‌فرماید: چنین قلبی از چهار چیز پر می‌شود:

اوّل: «هَمّاً لَا يَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً»

یک دل پر از غم و غصه، پر از نگرانی و پر از اضطراب خاطر و پریشانی. بیشتر مردم الان چنین هستند. پیدا کردن یک دل شاد در جامعه خیلی مشکل است. می‌بینیم چه غم‌هایی، چه غصه‌هایی، البته غم‌ها، غصه‌ها را خدا نداده، خود ما ایجاد کرده‌ایم، مثل آتش جهنّم است که پروردگار عالم آتش جهنّم ندارد، تبعات جهنّم را خود ما ایجاد می‌کنیم. به جهنّمی‌ها خطاب می‌شود: «ذلِكَ‏ بِما قَدَّمَتْ‏ أَيْديكُمْ‏»[9]؛ این عذاب‌ها را خودتان از پیش فرستاده‌اید.

غم و غصه‌های دنیا را هم خود ما ایجاد کرده‌ایم. امّا علی کل حال دل‌ها پر از غم، پر از غصه، نگرانی و اضطراب خاطر است و زندگی‌ها گره دارد. هر گره‌ای را باز می‌کند، هنوز باز نشده یک گرۀ کور دیگری ایجاد می‌شود. زندگی مشکل‌دار است، هر مشکلی را رفع می‌کند، هنوز رفع نشده یک مشکل بزرگ‌تر به جای آن، و الان اجتماع ما چنین است. این معنای «هَمّاً لَا يَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً» است.

دوّم: «شُغُلًا لَا يَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً»

دلش مشغول می‌شود، مشغول به اشتغالاتی که اصلاً پیش خدا ارزش ندارد. بالأخره دلش را به غیر خدا سپرده و کس دیگری آن دل را برده است. گاهی اوقات دل انسان مثل باغ وحش می‌شود. باغ وحش را دیده‌اید؟ هر گوشه‌ای از آن را یک قفس، یک درنده یا یک خزنده گرفته است.

دل انسان مال خداست. خداوند تعالی در حديث قدسى مى‏فرمايد: «لَمْ يَسَعْنِي سَمَائِي وَ لَا أَرْضِي وَ وَسِعَنِي قَلْبُ‏ عَبْدِي‏ الْمُؤْمِنِ‏»[10]؛ باید اصلاً خزنده‌ای، درنده‌ای در این دل نباشد، امّا وقتی برویم در دلمان می‌بینیم به غیر از خدا همه چیز هست. خدا رحمت کند یکی از علمای قدیم، در تخت فولاد اصفهان داد می‌زد و می‌گفت: ای مردم! آقایان می‌گویند مشرک نشوید، امّا من می‌گویم مشرک شوید، این دل مال خداست، همه‌اش را ندهید به دیگران، یک مقدارش را هم بگذارید مال خدا باشد.

امیدوارم دل شما‌ها این جور نباشد، امّا الان دل‌ها پر از اشتغال شده است. اشتغال به چه؟ به غیر خدا، دل پر شده است از غیر خدا، هر گوشۀ دل را یک چیزی برده است که آن چیز غیر خداست، به قول آن آقا، ای کاش یک گوشه‌ای از این دل هم مال خدا بود. این روایت می‌فرماید: اگر کسی همّ و غمّش فقط دنیا باشد، دل او به جای خدا، مشغول به غیر خدا می‌شود و از این اشتغالات پر دردسر و دست و پاگیر هم رها نخواهد شد.

سوّم: «فَقْراً لَا يَبْلُغُ غِنَاهُ أَبَداً»

دل محتاج می‌شود و هرچه دنیاگرایی انسان بیشر شود، احتیاج او نیز بیشتر خواهد شد. هر که بامش بیش، برفش بیشتر. الان می‌بینیم که احتیاج مردم گاهی به پول است، گاهی محتاج ریاستند و گاهی شهرت می‌طلبند و گاهی به دنبال شهوتند که منجر به مفاسد اجتماعی می‌شود. می‌رسد به آن جا که نمی‌تواند چشمش را کنترل کند. زن دارد، بچه دارد، عروس دارد، داماد دارد، امّا چشم‌چران است و دلش می‌خواهد با یک زن حرف بزند. چه فقری بالاتر از این است؟

می‌بینیم پول دارد، ریاست دارد، جاه دارد، مقام دارد، امّا برای این که کار یک فقیر را انجام بدهد محتاج به این است که یک میلیون تومان از او بگیرد. چه فقری بدتر از این؟ ظاهراً احتیاج به مال دنیا ندارد، امّا دلش پر از احتیاج است.

چهارم: «وَ أَمَلًا لَا يَبْلُغُ مُنْتَهَاهُ أَبَدا»

یعنی دلش پر از آمال و آرزوهای طولانی و دست نیافتنی است. به راستی دل‌ بسیاری از مردم چنین شده است. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» در خطبه‌ای می‌فرمایند: «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ‏ عَلَيْكُمُ‏ اثْنَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ‏ الْأَمَلِ‏»[11] من از دو چیز دربارۀ شما خیلی خوف دارم؛ یکی پیروی از هوا و هوس و دیگری، آمال و آرزوهای بیجا و دست نیافتنی.

 حکایت می‌کنند یک کسی یک کوزه روغن بالای سرش بود، رفت در فکر و در آمال و آرزو؛ گفت: این کوزه روغن را فردا می‌فروشم، به جای آن یک گوسفند تهیه می‌کنم، این گوسفند، سال بعد دو تا می‌شود، سپس چهار تا می‌شود، چند سال دیگر شش گوسفند می‌شود و بالأخره گلّه پیدا می‌کنم. در اثر آن گلّه، خانه می‌خرم، در اثر آن گلّه، نوکر و کلفت و زن و قصر پیدا می‌کنم، اگر یک دفعه کلفتم، نوکرم، تمرّد کند، با این چوب بر سرش می‌زنم، چوب را بلند کرد که بر سر خادم بزند، به کوزۀ روغن خورد، کوزۀ روغن ریخت روی سرش، تمام شد.

چه خوب می‌گوید، اگر مثال است، اگر واقعیت ندارد، برویم سر دل خودمان می‌بینیم که راستی چنین است، ناگهان بانکی برآمد خواجه مرد، با یک دنیا آمال و آرزو.

اما ای کاش فقط همین بود، با یک دنیا آمال و آرزو می‌مرد، امّا آرزوهای دست نیافتنی او را جهنّمی می‌کند. اگر فقط جهنّم می‌رفت باز هم طوری نبود؛ خطرناک‌تر از آن، به قول استاد بزرگوار ما حضرت امام«قدّس‌سرّه»، آن است که دم مرگ، ملک مقرّب خدا می‌آید، می‌خواهد جانش را بگیرد. آن لحظه امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیهم» می‌آیند. خود آن حضرت به حارث همدانی فرمودند: «مَنْ‏ يَمُتْ‏ يَرَنِي‏»[12]. ملک مقرّب باید با اجازۀ امیرالمومنین«سلام‌الله‌علیهم» محتضر را قبض روح کند و چون او در آمال و آرزوها فرو رفته است، حاضر نیست جان بدهد، بالأخره به زور او را می‌برند، ولی با بغض ملک مقرّب خدا، با بغض امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیهم» از دنیا می‌رود که مصیبتش بدتر و سنگین‌تر از این است که فقط به جهنّم برود.

آمال و آرزوها با انسان چنین می‌کند و راستی وقتی واقعیّت اجتماع را در نظر بگیریم، می‌ببینیم که این روایت شریف دردها و معضلات اجتماع ما را بیان می‌کند.

اگر نگوییم همه، بسیاری از مردم شبانه‌روز در حال دویدن برای دنیا و به فکر دنیا هستند، امّا به فکر آخرت نیستند. اگر معنویّت در زندگی نباشد، مال دنیا وزر و وبال و غم و غصّه و فقر و نگرانی می‌آورد. آمال و آرزوها بر زندگی مردم حکم‌فرماست و همه را بیچاره کرده است. تجمّل‌گرایی‌ها، اسراف‌ها و تبذیر‌ها، در همۀ خانه‌ها رفته است.

خدا مرحوم محقق همدانی«رحمت‌الله‌علیه» را رحمت کند. آخوند ملاحسین‌قلی همدانی«رحمت‌الله‌علیه» شاگردهای  مهذّبی تحویل جامعه داده است. ایشان بارها و بار‌ها به شاگردان خود می‌گفته است: «ایاک، ثم ایاک، ثم ایاک، والتوغّل فی الدّنیا»؛ یعنی بر حذر باشید، بر حذر باشید، بر حذر باشید، از اینکه در دنیا و مادیّات فرو روید. بعضی اوقات می‌گفته است: «والتّوغل فی مشتهیات النّفس»، از فرو رفتن در خواهش‌های نفسانی بپرهیزید.

فراموش نمی‌کنم در زمان جوانی، به یکی از فضلا که از من بزرگ‌تر بود گفتم: آقا حال شما چطور است؟ ‌گفت: کسی که متوغّل در مادیّات است، کسی که متوغّل در کثرات است، اسم و رسمی در عالم وحدت ندارد که ببیند حالش چطور است! این در حالی است که در آن زمان دنیاگرایی به شکل امروز نبود، مخصوصاً در بین طلاب علوم دینی، توجه به دنیا و تجمّلات نبود یا خیلی کم بود. امّا اکنون می‌بینیم توغّل در مشتیهات نفس و فرورفتن در دنیا و دچار شدن به تجمّلات، دامن همه را گرفته است و شیوع همگانی دارد. بالأخره همه در دنیای به معنای عام فرو رفته‌اند و سروکاری با عالم وحدت و عالم آخرت و عالم معنویت نیست که نیست. اوّل مصیبتش طبق روایتی که خواندم این است که: «فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْ‏ءٍ»، دیگر آن چهار تا خصلت و رذیلت هم در دل او می‌آید و در دلش نفوذ پیدا می‌کند. نتیجۀ آن یک دنیا غم و غصّه است، اصلاً دل می‌شود غم و غصّه، دل می‌شود محتاج، دل می‌شود مشغول، دل می‌شود آمال و آرزو. تقاضا دارم روی این روایت یک قدری فکر کنید. خیلی روایت خوبی است.

بعد از فکر برای خود، باید همه فکری برای اجتماعمان بکنیم. اسلام یعنی معنویّت، اسلام یعنی پر بودن مسجدها، اسلام یعنی صداقت، اسلام یعنی گناه نکردن، فساد اخلاقی نداشتن، اسلام یعنی قانون مواسات و خدمت به خلق خدا، اسلام یعنی گره گشایی در اداره‌ها، که متأسفانه در جامعۀ ما چنین نیست. وقتی چنین نشد، همه یک دنیا غم و غصّه، یک دنیا نگرانی و اضطراب خاطر، یک دنیا منهای خدا، یک دل پر از وحشت، یک دل پر از فقر، یک دل پر از آمال و آرزو و یک دل پر از اشتغال به غیر خدا پیدا می‌کنند.

 

1. الخصال، ج‏2، ص 541

2. الكافي، ج‏1، ص 48

3. الاحزاب، 39:«همان كسانى كه پيام‌هاى خدا را ابلاغ مى‏كنند»

4. مجموعۀ ورام، ج 1، ص 130

5 . جامع السّعادات، ج 2، ص14

6.  المراقبات، ص 14

7. النّور، 40: «يا [كارهايشان‏] مانند تاريكي‌هايى است كه در دريايى ژرف است كه موجى آن را مى‏پوشاند [و] روى آن موجى [ديگر] است [و] بالاى آن ابرى است. تاريكيهايى است كه بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است. هر گاه [غرقه‏] دستش را بيرون آورد، به زحمت آن را مى‏بيند، و خدا به هر كس نورى نداده باشد او را هيچ نورى نخواهد بود».

8 . الحج، 22: «هر بار بخواهند از [شدت‏] غم، از آن بيرون روند، در آن باز گردانيده مى‏شوند [كه هان‏] بچشيد عذاب آتش سوزان را»

9. آل‌عمران، 182: «اين [عقوبت‏] به خاطر كار و كردار پيشين شماست‏.»

10 . بحارالأنوار، ج 55، ص 39

11 . نهج البلاغه، خطبۀ 42

12. تفسير القمي، ج‏2، ص 266

موضوعات: فرهنگی- اجتماعی, سیاسی, مناسبت ها, درس اخلاق, حوزه  لینک ثابت



[یکشنبه 1396-12-13] [ 11:23:00 ق.ظ ]





1 3

  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

 
 
این وبلاگ از طرف معاونت فرهنگی تربیتی مرکز آموزش های غیرحضوری حوزه های علمیه خواهران، جهت تعامل، هماهنگی، اطلاع رسانی و افزایش مهارت های وبلاگ نویسی طلاب ایجاد شده است.
 
 
سوگواره عاشورایی